از بیش فعالی تا اوتیسم +گفتاردرمانی جامع انلاین فرذیس کرج

نورو شيمي

 

 

 

 

 

 

1-در بررسي سه سيستم نورو ترانسميتري دوپامينرژيك ، سروتونينرژيك و نورآدرنرژيك اين نكته را مشخص نموده است كه تنها يك سيستم مسئول طيف وسيع علائم و نشانه هاي ADHD  نمي باشد . محققين بر تعامل سيستم دوپمينرژيك با نور اپي نفرين تاكيد مي كنند در حاليكه رفتارهاي وابسته به دوپامين بوسيله فعاليت نوراپي نفرين تنظيم مي شود . اين محققين پيشنهاد مي كنند كه تعادل بين اين دو سيستم مهمتر از سطح فعاليت يكي از آنها به تنهايي است. اين محققين همچنين بر روي بلوغ نسبي نورونها كه منعكس كننده ميزان فعاليت آنهاست تاكيد مي كنند. از اين رو تراكم رسپتورهاي دوپامين از زمان تولد تا 2 سالگي افزايش مي يابد و سپس تا زمان بزرگسالي كاهش پيدا مي كند تا به سطح بالغين برسد در حاليكه اندكس فعاليت نور اپينفرين ( CSF 3 methoxy-4-hydroxyphenylglycol) بعد از 8-9 ماهگي بدون تغيير باقي مي ماند. هر دو مطلب وابستگي دو سيستم به هم و تفاوت در بلوغ سيستمها بر اين نكته تاكيد مي كند كه بررسي ها بايد بر روي هر دو سيستم و در طيف سني باريكي صورت گيرد.

2- در يك مطالعه جامع بر روي فعاليت كاتكولامينرژيك در افراد ADHD  نشان داده شده است كه اختلال در سيستم كاتكولامينرژيك چگونه فرد را به سمت بروز علائم متنوعي مثل كم توجهي ، بيش فعالي ، تيكها ، ديس كينزي و خود آزاري هدايت مي كند. اين مطلب بوسيله ابنرماليتي هاي كاتكولامينرژيك متعددي كه در بيماريهاي مختلفي از قبيل فنيل كتونوري ، سندرم تورت ، و بيماري لش نيهان وجود دارد ديده مي شود نوع نقص عملكرد در سيستم عصبي بسته به نوع و ميزان عدم تعادل نورو ترانسميترها و نقص نسبي آنها بسته به سن نمو بيمار متفاوت است . علاوه بر نقش سيستم كاتكولامينرژيك نقش استروژن مورد قبول قرار گرفته و استروژن شبيه آنتاگونيستهاي دوپامين عمل مي كند. اين يافته در راستاي اختلاف وابسته به جنس در ADHD و متابوليسم مغزي مي باشد  .

3- بعضي محققين از وجود اثر مهاري يا كم كاري سيستم هاي دوپامينرژيك و آدرنرژيك بر روي locus coeruleus خبر مي دهند. اما نياز به مطالعه و جمع آوري شواهد بيشتري نياز است.

 

 

فاكتورهاي محيطي   

                                                  

گرچه عوامل متنوعي از فاكتورهاي محيطي نظير مسموميت با سرب ،نقص مراقبت هاي اساسي اوليه ، فشارهاي رواني ، عوارض بارداري و وضع حمل و در معرض الكل بودن مورد ظن و ترديد قرار گرفته اند اما فاكتورهاي محيطي بطور سيستماتيك مورد بررسي قرار نگرفته اند . در مطالعه اي كه گروه Biederman روي همگرايي خانواده هاي افراد ADHD انجام داده اند ديده شده است كه در خانواده هايي كه والدين داراي ADHD باشند بيشتر داراي اختلاف هستند تا ديگر خانواده ها و از سوي ديگر والدين كودكانADHD نيز بيشتر دچار اختلافات خانوادگي و جدايي هستند تا خانواده هايي كه كودكشان دچار بيماري رواني ديگري است يا كودك آنها سالم است  . شناخت فاكتور هاي حفاظتي به پيچيدگي مدل انتقال بيماري اضافه مي شود. خصوصيات ژنتيكي مي تواند از عوامل بيماريزاي محيطي جلوگيري كند و عوامل حفاظتي محيطي مي توانند نقش عوامل بيماريزاي ژنتيكي را كمرنگ كنند. بيشتر مطالعات تمايل دارند به تمركز روي تشخيص فاكتور هاي متضاد و خيلي كم روي شناخت عوامل حفاظتي مطالعه شده است

 

 

ارزيابي ميزان مصرف گلوكز در مغز

 

 

در مطالعه اي كه در ارزيابي ميزان مصرف گلوكز در كودكان و بالغين مبتلا به ADHD انجام پذيرفت ميزان متابوليسم گلوكز 1/8 درصد در نيمي از مناطق مغز در مقايسه با افراد نرمال كاهش يافته بود اين مناطق شامل 4 ناحيه تحت كورتكسي تالاموس راست ، caudate nucleus راست و هيپو كامپوس راست و cingulate مي شد اين ميزان وقتي با ارزش متابوليسم كلي مغز نرماليزه شد متابوليسم در چهار منطقه پره موتور چپ و سوماتوسنسوري چپ نيز بطور واضحي كاهش يافته بود. ميزان كاهش متابوليسم مغز در زنان نسبت به مردان بيشتر كاهش يافته است. اما مطالعات بعدي كه روي نوجوانان انجام گرديد خيلي مويد اين مطلب خصوصا” در پسرها نبود اما بعضي از اين نوجوانان سابقه مصرف محركها را مي دادند كه نتايج را ممكن بود تحت تاثير قرار داده باشند.

 

نتيجه:  

 

نتايج مطالعات تصويربرداري همراه با ژنتيك بر روي اهميت مطالعات روي دختران مبتلا به ADHD  تاكيد مي كنند چرا كه شواهد بيشتري از تفاوت متابوليسم گلوكر در مغز و ارتباط ژنتيكي قويتري در دختران نسبت به پسران وجود دارد

از بررسي ميزان پرفيوژن كه در سه مطالعه جدا با استفاده از گزنون 133 و SPECT    انجام شد در هر سه مطالعه هيپو پرفوزيون در نواحي استرياتا سمت راست و هسته Caudate  ديده مي شد و بر عكس نواحي اكسيپيتال خصوصا” در نواحي سنسورو موتور و نواحي شنوايي اوليه primary auditory region هيپر پرفيوژن داشتند و در هر سه مطالعه 30 تا 60 دقيقه بعد از دريافت متيل فنيديت ( ريتالين ) به ميزان 10-30 ميلي گرم نواحي دچار هيپو پرفيوژن دچار خونرساني بهتر مي شد.

 

تاثير محركهاي مغزي روي تصوير برداري از مغز

 

 

نتايج مطالعات انجام شده توسط روش PET تا حدودي به علت اختلاف در نتايج نااميد كننده است . اين روشها و مطالعات نشان دهنده دشواري در تفسير نتايج بدست آمده است . براي افزايش وسعت چنين مطالعاتي مهم است كه از روشهاي فعال سازي رفتاري behavioral activation tasks كه مناطق داراي نقص خاصي را هدف رديابي سيستم نوروترانسميتري قرار مي دهد استفاده مي شود . در افراد ADHD روشهاي فعال سازي رفتاري ميبايست توجه و تكانه ها را در نظر بگيرد. اكنون تصور مي شود كه بيش فعالي قسمتي از دامنه تكانه ها باشد كه خود به عنوان الگوي عدم مهار حركتي تصور مي شود. سيستم نوروترانسميتري كه در اين افراد بيشتر مورد توجه است سيستم دوپامينرژيك مي باشد.

تصويربرداري كمبود توجه و رفتارهاي عملي غير نرمال با مناطق خاصي از مغز مرتبط است كه پايه گذار مطالعات تصويري مغز در ADHD مي تواند باشد. علائمADHD اغلب با ضايعات مغزي لوب فرونتال در انسانها و حيوانات مقايسه شده است. تستهاي مهاري پاسخي بهتر از ديگر تستها و بطور قابل اعتماد تري ADHD را از حالت نرمال تشخيص ميدهند . مناطقي كه به توجه، فعاليت حركتي و برانگيختگي اشاره مي كنند شامل مناطق پشتي خارجي و داخلي لوب فرونتال (شامل شيار cingulate ) ، لوب پاريتال ، استرياتوم ، و مناطق رتيكولار فورميشن شامل تالاموس و مزانسفال مي باشد. اينطور دريافت شده است كه ضايعات نيمكره راست مغزي بيشتر با كمبود توجه همراه هستند تا ضايعات سمت چپ مغز، تصوير برداري از مغز دو نوع اطلاعات ساختماني و عملكردي بسته به نوع تكنيك مي دهد CT و MRI براي ارزيابي ساختمان مغز بكار مي روند. SPECT ( Single photon Emission Computerized Tomography) و PET ( positron emission tomography ) براي آناليز عملكردي بكار مي روند روش functional MRI ممكن است اطلاعاتي بطور همزمان از عملكرد و ساختمان جريان خون مغزي بدهد .بيشتر اطلاعات دريافت شده از مغز از تصوير برداري با CT و MRI و functional SPEC و PET بدست آمده است . اشعه براي كودكان خصوصا” در سنين كمتر از 12-13 سال مشكل آفرين مي باشد لذا در گسترش تحقيقات محدوديت ايجاد مي كند. مطالعاتي كه با CT Scan انجام شده است بعلت استفاده از تعاريف متفاوت و طرحهاي متفاوت ( با يا بدون گروه كنترل ) و متد هاي تجزيه و تحليل متفاوت ( كمي و يا كيفي ) براي مقايسه بسيار مشكل است در مطالعه اي كه روي 46 كودك با نقص در همگرايي حسي و عدم هماهنگي و همكاري انجام شد 15 كودك يعني 6/32 درصد CT غير نرمال شامل آتروفي مغزي ، آسيمتري بطني ، و بزرگي بطني داشتند اما در مطالعه اي ديگر بر روي 35 كودك مبتلا به ADHD و 27 كودك كنترل كه كليه آنها IQ نرمال داشته و سابقه تشنج نداشتند و بر اساس پهناي بطنها ، پهناي شاخهاي راست و چپ جلويي بطنهاي جانبي ، پهناي مغز به همراه مغز ، پهناي نيمكره هاي راست و چپ و دو اندكس مغزي بطني و اندكس آسيمتري مقايسه شدند هيچ ارتباطي را بين دو گروه كنترل و بيمار نشان نمي داد در مطالعاتي كه توسط MRI انجام شده است مطالعه اي است كه بر روي 10 كودك با اختلالات يادگيري و 10 كودك با ADHD و 10 كودك نرمال انجام شده است در يافتند كه در 7 كودك با ADHD كورتكس قدامي بطور دو طرفه كوچكتر و آسيمتري نرمال لوب فرونتال R>L در كودكان ADHD ديده نمي شود. مابقي اندازه ها يكسان بودند. اين يافته ها محققين پژوهش فوق را به مطالعه روي كورپوس كالوزوم هدايت كرد . اين قسمت از مغز شامل فيبرهاي ارتباطي بين دو نيمكره است كه منعكس كننده درجه عملكرد و لتراليزاسيون مناطق همولوگ نيمكره هاي مغز است . ناحيه قدامي كورپوس كالوزوم شامل فيبرهايي است كه كورتكس ناحيه پره موتور، اوربيتوفرونتال و فرونتال را به هم متصل مي كند در حاليكه قسمت پشتي كورپوس كالوزوم شامل فيبر هاي اتصال دهنده مناطق peri striate pro peri striate و juxtastriate است . فرضيه ها تاييد كننده اند كه قسمت جلويي كورپوس كالوزوم كوچكتر از نرمال است زيرا اين ناحيه با لوب فرونتال مرتبط است. در اولين مطالعات محققين هر دو ناحيه قدامي ( genu) و قسمت پشتي ( splenum) كورپوس كالوزوم كوچكتر از نرمال بوده است. كاهش واضح در اندازه splenum و نه در اندازه قسمت قدامي كورپوس كالوزوم در مطالعات بعدي كه فقط شامل گروه ADHD خالص بودند تكرار شد بر خلاف مطالعه قبلي كه نمونه شامل كودكان ADHD به همراه رفتارهاي انقطاعي disruptive بود . همچنين به نظر مي رسيد كه كودكان با كورپوس كالوزوم كوچكتر به داروهاي تحريكي كمتر پاسخ مي دهند. در مطالعات ديگر نشان داد كه سر caudate nucleus در كودكان ADHD در سمت چپ واضحا” كوچكتر از نرمال است بطور خلاصه كورتكس فرونتال راست ، كورپوس كالوزوم و سر چپ Caudate nucleus به نظر مي رسد در كودكان ADHD كوچكتر از نرمال باشد

ژن بتاي رسپتور هورمون تيروئيد با ADHD باند است 

 

 

   يكي از يافته هاي جالب وجود ارتباط ADHD با يك بيماري كاملا” مشخص شده ژنتيكي كه مسئول مقاومت فراگير به هورمون تيروئيد است مي باشد. كه مي تواند مدلي براي مطالعه زير ساخت بيماري ADHD باشد . شيوع ADHD در مبتلايان به اين بيماري بيشتر از افراد نرمال است در كودكان 70% نسبت به 20%   و در بالغين 50% نسبت به 7 % در نتيجه ما از مطالعات اينچنيني در مي يابيم كه هر دو، هم فاكتورهاي محيطي و هم فاكتورهاي خانوادگي براي ايجاد ADHD نقش ايفا مي كنند . و ما در مي يابيم كه ADHD حداقل با يك بيماري كاملا” مشخص شده ژنتيكي مرتبط است كه مي تواند براي فهم بهتر ADHD  در آينده كمك كننده باشد.

 

 

نقش تغذیه در رفتارهای کودکان+گفتاردرمانی جامع انلاین فرذیس کرج

نقش تغذيه                                  

در سالهاي 1970 دكتر بنجامين فينگولدDr.Benjamin Feingold   مسئول و سپس رئيس بازنشسته دپارتمان آلرژي در بيمارستان بنياد كايزر و گروه پزشكي پايدار سان فرانسيسكو گزارش كردند كه ارتباطي بين تغذيه و تعدادي از بيماريهاي جسماني و آلرژيك وجود دارد. 30 تا 50 درصد از بيماران بيش فعال دكتر بنجامين اذعان داشتند كه آنها از رژيم هاي فاقد رنگهاي مصنوعي و طعم دهنده هاي مصنوعي و بعضي مواد شيميايي طبيعي مثل ساليسيلاتها كه در زرد آلو، گيلاس ،گوجه و ديگر غذاها وجود دارند سود مي برند.

گرچه بسياري از والدين مشتاقانه رژيم هاي دكتر بنجامين را پذيرفتند ولي ديگران نظير صنايع غذايي ، متخصصان رفتارهاي كودكان ، و بعضي متخصصين اطفال به اين مطلب مشكوك نگريستند. شايد دليل آنها اين بود كه خانواده ها كار ديگري را علاوه بر رژيم غذايي انجام مي دادند و شايد علاوه بر تغيير و تصحيح عادات غذايي آنها به سادگي آن چيزي را كه آرزومند بودند و فكر مي كردند مي ديدند.

در پي سالهاي بعد از آن بسياري از محققين بر روي بسياري از خوراكيها خصوصا” رنگهاي مصنوعي تحقيق كردند. در بعضي مطالعات كودكان را روي رژيم هاي فاقد افزودني ها قرار دادند و متعاقب آن رنگهاي مصنوعي را به آن رژيم اضافه نمودند و واكنش كودكان را ارزيابي كردند . در بعضي مطالعات رفتار كودكان را در حالي كه روي رژيم هاي فاقد غذاهايي كه ممكن بود به آنها واكنش دهند مثل رنگها ، گندم ، تخم مرغ ، قرار دادند و سپس با آن مواد غذايي رفتار كودكان را مورد آزمايش قرار دادند. بيشتر اما نه همه كودكان كمابيش تحت تاثير اينگونه مواد غذايي قرار داشتند .

در سال 1982 موسسه ملي سلامت آمريكا كنفرانسي را پيرامون نقش تغذيه بر بيش فعالي براي يافتن توافقي عمومي برگزار كرد اما در كنفرانس رابطه مثبت كمي را در بيش فعالي و محدود ساختن رژيم غذايي قائل شدند. كنفرانس تحقيقات گسترده تري را در يافتن رابطه بين غذا و بيش فعالي توصيه نمود . به اين علت است كه امروزه به خوبي مشخص نيست چند درصد از كودكان به رژيم غذايي پاسخ مي دهند و چه مقدار پاسخ مي دهند و چه كودكاني به احتمال بيشتر پاسخ مي دهند و چه افزودني هايي براي كودكان مشكل ايجاد مي كنند و بهترين روش استفاده از رژيم درماني چيست.

معهذا در برابر تجويز رو به افزايش ريتالين و آمفتامين ها نظير Aderall  و Dexedrine خانواده ها در جستجوي رژيم درماني براي كودكانشان مي باشند. يكي از دلايل علايق خانواده ها به داشتن يك رژيم غذايي تاثير نامطلوب اين داروها بر اشتهاي كودكان و نتيجه آن كاهش وزن ، دردهاي معده اي و بي خوابي است . بطور جدي تري گاهي اوقات اين داروها ممكن است سبب تشديد تيكها يا سندرم تورت شوند . داروي ديگر Pemolin ( Cylert)  با نارسايي ناگهاني كبدي همراه است و FDA پزشكان را از مصرف اين دارو منع نموده است.

از اين گذشته تا زماني كه مطالعات طولاني مدت انجام شود مشخص نخواهد شد كه درمان طولاني مدت با تحريك كننده ها در كودكان و بعد از آن بالغين چه اثر مضري روي ديگر اعضاي بدن خواهد داشت . در مطالعه اي كه انستيتو سم شناسي آمريكا انجام داده است مشخص شده است كه تنها افزايش خفيفي در ماكسيمم دوز ريتالين سبب ايجاد اثرات كارسينوژنيك در موشها مي شود. ميليونها كودك در سراسر جهان از ريتالين بطور مداوم استفاده مي كنند و كودكان ممكن است مستعد ابتلا به سرطانهاي كبدي شوند گرچه اين مطلب هنوز اثبات نشده است ( Samuel Epstein university of Illinois).

گرچه موسسه سم شناسي آمريكا نشانه هاي ضعيفي را از كارسينوژنيك بودن اين دارو دريافت كرده است و هنوز مراكز رسمي آن را دارويي سلامت مي دانند اما فقدان مطالعه طولاني مدت روي اثرات احتمالي كارسينوژنيك ريتالين بسيار مشكل زا خواهد بود. تعداد كثيري از كودكان در طي دو دهه گذشته ريتالين مصرف مي كنند و سرطان مي تواند خود را در چند دهه بعد در زندگي نشان دهد.

بسياري از والدين مايلند كه غذاها و ديگر محصولات محركي كه باعث علائم رفتاري مي شوند را از رژيم غذايي كودكشان حذف كنند. اين كار با حذف غذاها و ويتامين ها و داروهاي معيني از رژيم كودكان درمان نشده براي چند هفته براي ديدن بهبودي رفتار كودك انجام مي شود. در بعضي موارد بطور كافي مشكلات رفتاري كودك كاهش مي يابد. در صورت بهبود نيافتن آمفتامين ها يا ديگر داروها مي توانند علاوه بر رژيم غذايي يا بجاي آن استفاده شوند. هدف از اين كار مشخص ساختن غذا يا افزودني خاصي است كه كودك را تحت تاثير قرار مي دهد. آنچه كه اين مطلب را تحت تاثير قرار مي دهد تغيير پذير بودن معمولي و نرمال رفتار كودكان در طي روز است.

بدون نياز به گفتن، كنترل رژيم غذاي كودكان مشكل است مخصوصا” زماني كه به مدرسه مي روند. غذاهايي كه حاوي رنگها و ديگر مواد بالقوه تحريكي هستند به شدت تبليغ مي شوند و به وفور در رستورانها در مدرسه در ميهمانيها در تئاتر در خانه دوستان و بستگان و كلا” در همه جا در دسترس كودكان مي باشند بعضي كودكان كه غذاهايي را كه دوستان خود مصرف مي كنند نمي خورند ممكن است احساس كنند كه از دوستان خود عقب افتاده اند يا سر خورده شوند. بعضي والدين كه كودكانشان را روي رژيم هاي ويژه قرار داده اند مي گويند كه كودكانشان مخصوصا” وقتي آنها مي فهمند كه آن تغييرات باعث بهبود احساس آنها مي شود علاقمندانه در ايجاد تغييرات در رژيم غذايي همكاري مي كنند بعضي كودكان بزرگتر حريصانه برچسب روي مواد غذايي را مي خوانند تا از خوردن مواد مضر اجتناب كنند.

گرچه بعضي مطالعات پيشنهاد مي كنند كه رژيم درماني در كودكان پيش از دبستان و آن دسته از كودكان كه از آسم ، اگزما ، تب يونجه يا بيماريهاي مشابه رنج مي برند بيشتر مي تواند مفيد باشد اما يك رژيم غذايي ارزش امتحان شدن آن را دارد صرف نظر از اينكه كودك در چه سني است يا چه علائم رفتاري از خود بروز مي دهد اين كار سالمتر و ارزان تر از مصرف داروهاي محرك مي باشد و اگر كودك شما در حال خوردن رنگهاي مصنوعي و تنقلات نامطلوب است اين رژيم هاي غذايي داراي ارزش غذايي بيشتري نيز هستند.

مطالعات متعددي نشان داده اند كه بعضي كودكان به رنگها حساس هستند بنابر اين شما با حذف غذاها ، ويتامين ها ، داروها ،و خمير دندانهاي حاوي رنگهاي مصنوعي به كودك كمك مي كنيد. رژيم غذايي Feingold  افزودني ها را به علاوه غذاهاي حاوي ساليسيلات حذف مي كند.

 

اين رژيم ها موارد زير را حذف مي كند

  • 1- رنگهاي مصنوعي ( مثل قرمز 40 يا زرد 5)

  • 2- طعم دهنده هاي مصنوعي ( شامل وانيلين كه در وانيل سنتتيك استفاده مي شود)

  • 3- شيرين كننده هاي مصنوعي ( acesulfame-k , asparatame , sucralose)

  • 4- نگهدارنده هاي BHA,BHT,TBHQ

يك مطالعه پيشنهاد ميكند كه سديم بنزوات و بنزويك اسيد بايد به اين ليست اضافه شود . رژيم Feingold بعضي ميوه ها و سبزيجات را نيز از رژيم غذايي كودك حذف مي كند گرچه مطالعات نشان نداده اند كه آنها مي توانند مشكل زا باشند. ( جدول 1 را ببينيد) با وجوديكه اين رژيم بسياري از مواد غذايي را حذف مي كند اما مي شود بعدا” بعضي از آنها را كه كودك به آنها حساس نيستند به رژيم او اضافه نمود.

جدول 1

غذاهايي كه در رژيم Feingold اجازه داده نشده است

بادام ، سيب ، زرد آلو ، گيلاس و آلبالو ، همه انواع توت ، ميخك ، قهوه ، خيار و ترشي جات ، كشمش ها ، انگورها ، شليل و هلوي شيرين ، پرتقال ، هلو ، فلفل ها ( دلمه و سبز ) آلوها ، گوجه برقاني ، نارنگي ، چاي ، گوجه ، آسپرين و داروهايي كه حاوي اسيد ساليسيليك هستند و روغنهاي حاوي منتيل ساليسيلات و طعمهاي نعناع

نكته : واكنش به اين مواد و غذاها بر اساس گزارش هاي تاييد نشده است نه مطالعات كنترل شده!

غذاهاي اجازه داده شده است

ميوه ها شامل : موز ، طالبي ، خرما ، گريپ فروت ، كيوي ،ليمو ، انبه ، پاپايا ، گلابي ، آناناس ، هندوانه

سبزيجات :همه انواع لوبيا و باقالي ، چغندر ، بروكولي ، جوانه لوبيا ، كلم ، هويج ، گل كلم ، كرفس ، كلم پيچ ، عدس ، كاهو ، قارچ ، پياز ، سيب زميني ، اسفناج ، نارنج ، ذرت شيرين (هندي) ، سيب زميني شيرين ، كدو سبز

زماني كه تصميم گرفته شد غذاها و افزودني ها را حذف كنيد ابتدا مي بايست همه غذاهاي موجود در يخچال و قفسه ها كه حاوي مواد منع شده هستند را دور بريزيد. رستورانها نبايد فراموش شوند. بسياري از رستورانها و اغذيه فروشي ها ليستي از مواد موجود در محصولات خود ارائه مي دهند كه مي شود با مراجعه به اين ليستها از مواد موجود در غذاها اطمينان حاصل نمود و به هر حال بايد از برچسبهاي موجود بر روي مواد غذايي از مواد تشكيل دهنده آنها كسب اطلاع نمود . با اين اوصاف راحت تر اين است كه از غذاهاي طبخ شده در منزل استفاده نمود.

وقتي تصميم به رعايت رژيم غذايي گرفتيد ، كودك و بقيه خانواده را اگر ممكن است بر روي رژيم غذايي مناسب قرار دهيد و اگر كودك اشتباها” يك غذايي ممنوع را ميل نمود نگران نشويد و فقط او را به رژيم معمول برگردانيد. براي هر روز يك صفحه اختصاص دهيد و بر اساس خصوصيات افراد ADHD  و بيشتر بر اساس خصوصيات خود كودك رفتارهاي او را ثبت كنيد توجه كنيد كه چه رفتار نامربوطي از كودك سر زده و اخيرا” چه غذايي مصرف نموده است ، از معلم كودك در مونيتور رفتار وي كمك بخواهيد

ارزشيابي رفتار كودك

خوب : صفر     خفيف : 1   متوسط : 2     شديد : 3    

   غذاي احتمالي مسبب……………………………………………………………………………

 

به راحتي حواسش پرت مي شود ( بوسيله نگاههاي نامربوط و صداها)

به جزئيات توجه نمي كند ، اشتباه مي كند ، اسباب بازيها يا مدادهايش را فراموش مي كند

بيقراري و بازي با انگشتانش

وقتي رفتارهاي آرام يا نشستن نياز است دور اطاق مي چرخند و براي ايستادن در صف مشكل دارد

اين فرم مي بايست متناسب با خود كودك تنظيم شود

بعد از اين مرحله سعي در حذف افزودني هاي غذايي مشكوك به تغيير دادن رفتار كنيد بعلاوه اگر رفتار كودك با غذا تغيير نمي كند اين بدين معني است كه وي يا به غذا حساس نيست يا اينكه به غذا هاي ديگري حساس مي باشد يا اينكه در خارج از چشم شما به رژيم غذايي او وارد مي شود.

اگر رفتار كودك با رژيم توصيه شده بهبود پيدا نكرد شما ممكن است نياز باشد رژيم محدود تري را اعمال كنيد . مطالعات نشان داده اند كه بعضي كودكان نه تنها به افزودني ها حساس هستند بلكه به غذاهايي نظير گندم ، تخم مرغ ، شير و محصولات شيري ، شكلات ، محصولات ذرت ،دانه هاي سبوس.

در رژيم غذايي تا آنجا كه مي توانيد علاوه بر رنگهاي مصنوعي و ديگر افزودني ها ليست بالا را از رژيم غذايي حذف كنيد. كودكان مي توانند گوشت تازه و ماكيان و هرگونه سبزيجات ( بجز ذرت و soybeans)  ، ميوه ها و آب ميوه ها ( بجز ميوه هاي حاوي اسيد سيتريك و نوشيدني هاي روزمره ( آب ميوه هاي سنتتيك و مشروبات) ) برنج و جو را ميل كند ، اگر كودك اگزما يا آلرژي دارد با يك متخصص آلرژي مشورت كنيد.

هر چقدر غذاهاي بيشتري حذف شوند جذب كودك براي همكاري مشكل تر خواهد بود . متاسفانه بيشتر محدوديت ها موقتي                 خواهند بود زيرا شما در حال تلاش براي تشخيص غذاهايي هستيد كه سبب مشكل مي شوند به علاوه غذاهايي كه مشكل ساز نيستند .كودك را روي چند غذاي محدود براي 2 هفته قرار دهيد و رفتارهاي كودك را تحت نظر داشته باشيد تا زماني كه در 2 روز پي در پي رفتار كودك مناسب باشد. توجه كنيد كه ممكن است تشخيص رفتارهاي نامناسب ناشي از غذا از تغيير رفتارهاي معمولي كودكان مشكل باشد . اما اگر متوجه هيچ تغييري در رفتار كودك نشديد مي توانيد آزمايش را به پايان برسانيد. اما اگر بهبود رفتار ديده شد شما مي توانيد يكي از غذاهاي حذف شده را مجدد تا چند روز به كودك بدهيد و در ثبت روزانه رفتارهاي كودك را ثبت كنيد اگر تغييري ديده نشد مي توانيد غذا را براي كودك مطمئن و مناسب در نظر بگيريد و اگر رفتار كودك بدتر شد از رژيم غذايي بايد حذف شود و همينطور غذاهاي مختلف بايد امتحان گردند. اگر كودك شما مجبور به تحمل رژيم بسيار محدود شد بايد با يك متخصص تغذيه براي تامين مواد ضروري كودك مشورت كنيد ، همچنين كودك مي بايست صرف نظر از نوع رژيم غذايي روزانه ويتامين و مواد معدني را دريافت كند.

در نهايت انتظار نداشته باشيد كه رژيم غذايي يك نتيجه معجزه آسا داشته باشد حتي در كودكاني كه رفتارشان تحت تاثير مواد غذايي ميباشد بهبودي با حذف عامل بيماريزا تا حدودي ايجاد مي شود اما اين بهبودي تا حد بسيار زيادي اميد بخش خواهد بود. اما اگر كودك با رژيم غذايي بهبود نيافت بايد با پزشك كودك در مورد ديگر روشهاي درماني مشورت كرد.

تغذيه خوب

صرف نظر از اينكه كودك به رژيم غذايي جواب مي دهد يا نه وي مي بايد رژيم غذايي مغذي داشته باشد. بيشتر كودكان غذاهاي بسيار چرب ، نمكي ، و شيرين از جمله برگر ها ، سرخ كردني ها ، پنير ، بستني ، نوشابه ها ، چيپس ، و آبنبات دوست دارند. و تعداد كمي از كودكان ويتامين ها ، مواد معدني و فيبر مورد نياز خود را از سبزيجات ، ميوه ها و دانه هاي كامل whole grain   مي گيرند و بايد دانست سلامتي آينده كودك در گرو استفاده از رژيم غذايي خوب و مناسب است.

اولين مرحله براي خلاصي از غذاهاي نامناسب اينست كه اين غذاها را زماني كه تمام شدند از دسترس كودك خارج كنيد و براي او تهيه نكنيد و تلويزيون را زماني كه اينگونه غذاها را تبليغ مي كنند خاموش كنيد و به كودك روزانه مكمل هاي غذايي حاوي ويتامين و مواد معدني بدهيد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اختلالات نافذ رشد+گفتاردرمانی جامع انلاین فرذیس کرج

اختلالات نافذ رشد                         pervasive developmental disorder

اختلالات نافذ رشد اولين بار در سال 1980 براي شرح گروهي از اختلالات بكار برده شد كه با مشخصات اختلال در ايجاد روابط معمول بين فردي و اجتماعي و اختلال در فعاليتهاي تصوري imaginative و اشكال در بدست آوردن مهارتهاي گفتاري و غير گفتاري و تمايلات محدود به يك سري فعاليتها و علائق و تمايل به تكراري نمودن آنها تعريف مي شد در تقسيم بندي DSM IV   5 اختلال در اين دسته قرار گرفت به شرح زير:

  • 1- اختلال اوتيستيك

  • 2- اختلال رت

  • 3- اختلال فروپاشندهdisintegrative كودكان

  • 4- آسپرگر

  • 5- گروه NOS

بيشتر پزشكان و كساني كه با كودكاني با اينگونه ناتواني ها سر وكار دارند از اصطلاح كلي PDD براي اينگونه كودكان استفاده مي نمايند چرا كه تشخيص دقيق خصوصا” در سنين پايين مقدور نيست و بسياري از اوقات از عنوان PDD NOS براي معرفي اين گونه كودكان استفاده مي كنند ولي حقيقت اين است كه اينگونه عنوان ها اشاره به يك اختلال موجود مي كند نه به يك بيماري خاص با علت مشخص در اين گفتار بيشتر بر نوع PDD NOS تمركز شده است گروهي كه در هيچيك از گروههاي فوق نمي گنجند در حاليكه عقب ماندگي نموي وجود دارد . پيش از بحث پيرامون اين گروه بايد دانست كليه اين گونه اختلالات در گروهي از علائم با هم مشترك و شبيه هستند و در بعضي از علائم با هم متفاوتند بنابر اين بهتر است قبل از بحث پيرامون PDD NOS ابتدا تعريفي از هركدام از گروه هاي پنجگانه و نگاه كلي به اين گروه اختلالات داشته باشيم.

تعريف گروه PDD و پنج اختلال مشخص شده اين گروه

همه انواع PDD اختلالات نورولوژيكي هستند كه معمولا” تا سن 3 سالگي بروز مي كنند. عموما” اين گونه كودكان داراي اشكال در صحبت كردن، بازي كردن با ديگر كودكان و ايجاد ارتباط با ديگران از جمله افراد خانواده خود هستند . مطابق تعريف DSM IV  بيماريهاي PDD با نقص در سه مشخصه زير تعريف مي شوند

  • 1- مهارتهاي تعاملات اجتماعي

  • 2- مهارتهاي برقراري ارتباط با ديگران

  • 3- وجود رفتارها علائق و فعاليتهاي كليشه اي

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

از بیش فعالی تا اوتیسم +گفتاردرمانی جامع انلاین فرذیس کرج

اختلال اوتيستيك
اختلال اوتيستيك كه گاهي اوقات به نام اوتيسم كودكي زود رس يا اوتيسم كودكي ناميده مي شود در پسرها چهار برابر شايع تر از دخترهاست . كودكان با اختلال اوتيستيك داراي نقص متوسط تا شديدي در ايجاد ارتباط با ديگران يا ايجاد روابط اجتماعي(socialization) و مشكلات رفتاري مي باشند بسياري از كودكان اوتيستيك همچنين داراي عقب ماندگي ذهني مي باشند .
دو عنوان مفيد ديگر براي شرح علائم طيف اوتيسم بكار مي روند يكي به نام تسلسل رفتاري توجه Attention Behavioral continuum(ABC) كه توسط دكتر رابرت سينايكو Robert sinaiko ايمونولوژيست بكار رفت و ديگري به نام تاخير نموي چند سيستمي Multi System of Developmental delays ( MSDD) توسط دكتر استنلي گرين اسپن DR.Stanly Green span متخصص اطفال بكار رفت . هر دو عنوان اشاره به اين مطلب مي كند كه كودك در زمينه هاي شناخت ، زبان ، حركت ،حسي –حركتي ، بينايي و هيجاني اجتماعي متاثر شده است اما سوال بزرگ اين است كه چه اتفاقي در بدن افتاده است كه سبب عقب افتادگي در اين زمينه ها شده است. دكتر Bernard Rimland روانشناس و پدر يك كودك اوتيستيك اين سوال را در زماني كه موسسه تحقيقاتي اوتيسم را پايه گذاري كرد مطرح كرد و بطور خستگي ناپذيري بيش از 30 سال است كه در اين زمينه تحقيق مي كند و توانست تا حدودي اوتيسم را از تاريكي بيرون بياورد.
والدين و پزشكان بسياري از كودكان با مشكلات مربوط به توجه اذعان مي دارند كه كودكانشان دوران شيرخوارگي را واضح گذرانده اند . تقريبا” همه آنها نشستن و ايستادن و اينگونه فعاليتها را بطور مناسب انجام داده اند بيشتر آنها مهارتهاي گفتاري را مناسب شروع نموده اند و در يك نقطه معمولا” بين سنين 15 تا 24 ماهگي رفتارهاي كودك غير قابل كنترل گرديد يا پس رفت كرد . امروزه محققان مي گويند كه اختلال نافذ رشد و كمبود توجه به نظر مي رسند كه دو گروه متفاوت باشند. بعضي افراد تاريخ و حوادثي را كه از آن به بعد كودكانشان از مسير خارج شدند را به ياد مي آورند و حتي داراي ويدئويي از آن دوران هستند آنها مي دانند كه آن از زماني شروع شد كه كودك به كوليك ، عفونت گوش ، آلرژيها ، آسم ، آگزما ، تشنج ، يا واكنش نامطلوب به ايمن سازي مبتلا شد و غذا خوردن او به صورت ناخنك زدن شد و حتي نمي توانست شبها به راحتي بخوابد. گاهي اوقات اين حالت به تدريج ايجاد مي شود. مادر بزرگ اذعان مي كند كه كودك ديگر نمي خندد و به او نگاه نمي كند و پدر و مادر اذعان مي كنند كه كودك كلماتي را كه بيان مي كرد ديگر نمي كند و در طي سال گذشته هيچ لغتي به گفتار او اضافه نشده است . معلمان سال اول مدرسه اظهار مي كنند كه كودك نمي تواند آرام بنشيند و به درس توجه كند. بعد از روزها هفته ها يا حتي ماهها مشاوره با پزشكان و تحمل اضطراب ، تشخيص به نامهاي اختلال نافذ رشد PDD يا اوتيسم يا ADD يا ADHD يا اختلال نموي چند سيستمي MSDD يا اختلالات يادگيري خاص يا يكي از صدها اختلال يادگيري گذاشته مي شود.
علائم باليني و رفتاري
كرايترياي تشخيصيDSM IV براي اختلال اوتيستيك به شرح زير مي باشند.
A. 6 حالت يا بيشتر از موارد گروه علائم 1 يا 2 و 3 با حد اقل 2 مورد از گروه 1 و يك مورد از گروه 2 و3
1- وجود نقص كيفي در ايجاد روابط اجتماعي كه با حد اقل 2 مورد از موارد زير مشخص مي شود

(a) نقص در استفاده از رفتارهاي غير گفتاري مثل تماس چشمي با ديگران ابراز احساس با عضلات صورت يا با اندامهاي بدن يا ژست گرفتن هاي متناسب با حالات دروني براي تنظيم روابط بين فردي و اجتماعي
(b) نقص در گسترش روابط دوستي با هم سن و سالان متناسب با سطح دوستي
(c) كمبود در جستجوي خود به خودي و مشترك ساختن علائق و لذات يا دستاوردها با ديگر مردم مثلا” نقص در نشان دادن، آوردن يا اشاره كردن به چيز هايي كه مورد علاقه اوست
(d) نقص تعاملات هيجاني يا اجتماعي
2- نقص در برقراري ارتباط فردي كه با حداقل يكي از موارد زير مشخص مي شود.
(a) تاخير در يا نقص كلي نمو زبان گفتاري ( بذون تلاش براي جبران آن با تقليد كردن يا ژست هاي بدني )
(b) در افراد با توانايي صحبت كردن كافي با نقص در توانايي شروع يا نگهداري يك مكالمه با ديگران مشخص مي شود
(c) استفاده كليشه اي يا تكرار شونده كلمات يا گفتار مختص خود كودك
(d) كمبود تنوع در بازيهاي خود باوري كودكان يا شروع بازيهاي متناسب با سن نموي

3-رفتارها علايق و فعاليتهاي محدود شده و كليشه اي چنانكه با حداقل يكي از موارد زير مشخص مي شود
(a) اشتغال ذهني فراگير با يك يا بيشتر علايق كه از لحاظ شدت يا نحوه بروز غير طبيعي باشد
(b) بطور واضحي غير قابل انعطاف بودن براي روشهاي رفتاري غير عملي يا مراسمها يا تشريفات
(c) حركات تكرار شونده يا كليشه اي مثل بازي با دستها يا انگشتان
(d) تمايل و اشتغال ذهني دائمي با قسمتهايي از اشيا

( B) تاخير يا عملكرد غير طبيعي در حداقل يكي از موارد زير با ظهور در پيش از سه سالگي
1- تعاملات اجتماعي
2- زبان مورد استفاده در روابط اجتماعي
3- بازيهاي سمبوليك يا تصوري
(C) اختلالات دليل موجهي براي اختلال رت يا اختلال فرو پاشنده كودكي نباشد

علائم باليني و رفتاري

اوتيسم حالتي است كه در اوايل كودكي بروز مي كند و بوسيله اختلال در تعاملات اجتماعي و برقراري ارتباط فرد با ديگران و علائق محدود و عجيب غريب اجتماعي بروز ميكند.
بيشتر افراد مبتلا به اوتيسم داراي عقب ماندگي ذهني متوسط با IQ بين 35 تا حداكثر 50 مي باشند. گرچه ارزيابي هوش اين كودكان مشگل است اما تقريبا” سه چهارم اين كودكان داراي عقب ماندگي ذهني هستند. عموما” هرچه عقب ماندگي ذهني بيشتر باشد احتمال اوتيسم بيشتر مي باشد. به هر حال عملكرد پايين در بيماران با بهره هاي هوشي كمتر از 20 سبب عقب افتادگي در ارزيابي اوتيسم مي شود بنابر اين ابزارهاي تشخيصي اوتيسم ممكن است سبب ارائه نتايج نادرست در افراد بسيار كم هوش شود.
تشخيص اوتيسم در افراد بسيار عقب مانده نياز به تجربه يك پزشك با تجربه دارد. در ابتدا ما علائم بيماران اوتيستيك با عقب ماندگي ذهني را بررسي مي كنيم و در مورد افراد اوتيستيك بدون عقب ماندگي ذهني در مبحث آسپرگر بحث مي كنيم.
اختلالات تشنجي در افراد اوتيستيك بسيار شايع هستند . ابنرماليتي هاي حركتي يك نماي برجسته در زير مجموعه افراد است و حركات غيرطبيعي در بدو تولد در تعدادي از اينگونه كودكان ديده شده است. تجزيه و تحليل حركات نوزادان ممكن است سبب تشخيص زودرس اوتيسم قبل از بروز علائم تيپيك آن شود. گرچه اوتيسم ابتدا در خانواده هاي سطح بالاي اجتماعي گزارش شد اما تحقيقات بعدي نشان داد كه در كليه سطوح اجتماعي بطور يكسان ديده مي شود.
درحاليكه اتيولوژي بيماري مشخص نيست نظريه هاي متفاوت شامل ابنرماليتي هاي ژنتيكي ، عوارض بارداري ، در معرض قرارگيري با توكسينها و عفونتهاي در زمان جنيني يا حوالي وضع حمل يا بعد از تولد يا سرخجه بارداري در بروز اين بيماري گزارش شده اند. به علاوه توبروزاسكلروز به عنوان يك بيماري با بروز همزمان گزارش شده است. از سوي ديگر گزارشهايي حاكي از همراهي اوتيسم با واكسيناسيون بر عليه سرخك ، سرخجه و اوريون گزارش شده است اما اثبات نشده است. حداكثر 10 درصد از كودكان مبتلا به PDD همزمان يك اختلال باليني ديگر را نيز همزمان نشان مي دهند.
درمان موثر رفتاري ( رفتار درماني) آموزش و روان درماني و مداخله هرچه زودتر باعث بروز نتايج هرچه بهتر مي شود. غربالگري كودكان و نوپايان براي علائم ابتدايي اوتيسم و ارجاع آنها براي درمان هرچه زودتر يك امر بسيار ضروري است . گرچه رويكرد تجزيه و تحليلي رواني كه در ميانه قرن بيستم شايع بود مشخص شد كه موثر نيست و ديگر استفاده نمي شود اما شرحهاي اوليه از بيماري اوتيسم پيشنهاد مي داد كه والدين سرد و پس زننده (Rejecting)

( مادران يخچالي) باعث اوتيسم در نوپايان مي شود اما مطالعات دقيق كودكان اوتيستيك و والدين آنها اين نظريه را ثابت نكرده است. اوتيسم به علت مبود عاطفه و گرمي والدين اتفاق نمي افتد. اوتيسم به سبب كمبودهاي هيجاني يا رواني در والدين رخ نمي دهد و مقصر دانستن والدين براي بروز اوتيسم در كودكانشان صحيح نيست.
مشكل بزرگ در تبيين سلامت كودكان اوتيستيك ناهماهنگي وتناقض هاي تشخيصي است. گرچه كرايترياي تشخيصي اوتيسم و ديگر انواع PDD در DSM IV-TR(TM) و ICD-9-CM با هم متفاوت هستند اما هر دو آنها بطور وسيعي توسط پزشكان و محققين در سراسر دنيا پذيرفته شده اند.
ابزارهاي متعددي براي تشخيص اوتيسم و ديگر اختلالات نافذ رشد يافت شده اند. براي كار برد اين ابزارها در تشخيص اوتيسم و ديگر بيماريهاي مرتبط بصورت معتبر و قابل اطمينان نياز به آموزش وسيع و تجربه است. بنابر اين مگر اينكه آنها تجربه وسيعي با كودكان اوتيستيك داشته باشند تا درك و فهم مناسبي از مفاهيم تلويحي كرايترياي تشخيصي و مقياسهاي اندازه گيري داشته باشند بنابر اين به متخصصين اطفال و ديگر پزشكان توصيه مي شود تا در موارد مشكوك به اوتيسم به متخصصين متبحر در اين زمينه ارجاع دهند. در اينجا ما سعي مي كنيم تا درك مناسب و پايه اي از اوتيسم و بيماريهاي مرتبط ارائه دهيم ولي خوانندگان اين مطالب بايد دوره هاي آموزشي مناسب را پيش از اينكه بتوانند تشخيص قابل اطميناني ارائه دهند داشته باشند.
دارودرماني در درمان كمبودهاي اساسي اوتيسم بي اثر است اما ممكن است در درمان مشكلات رفتاري مرتبط و اختلالات همزمان موثر باشد. منافع احتمالي دارو درماني با مضار آن بايد در مورد هر بيمار جداگانه ارزيابي شود .
پاتوفيزيولوژي :
مطالعات تصويربرداري از مغز و آناتومي آن ابنرماليتي هايي را در نواحي مختلف مغز نشان داده است كه شامل لوبهاي تمپورال و فرونتال و مخچه مي شوند . بزرگي آميگدال و هيپوكامپوس در دوران كودكي شايع هستند ولي يافته ها در افراد مختلف متفاوت است.
رفتارهاي غيرطبيعي مرتبط در ديگر گونه ها كه مرتبط با بد عملكردي سروتونين ، نوروپپتيدها ، اكسي توسين و وازوپرسين هستند پيشنهاد مي كنند كه ممكن است يك بد عملكردي در يك يا بيشتر در اين مواد سبب اوتيسم در انسان شود.
بالا رفتن سروتونين در سطح خون كامل در يك سوم بيماران ديده مي شود. سطح افزايش يافته سروتونين خون در والدين و خواهر برادرهاي بيمار نيز ديده مي شود. افراد اوتيستيك و مادرانشان سطوح بالاي واكنش پذيري ايمني پروتئين بتا اندورفين با انتهاي سی  را نشان مي دهند. اساس و اهميت اين يافته ها مشخص نيست يافته هاي آزمايشگاهي پيشنهاد مي كنند كه كودكان با عملكرد پايين اوتيستيك ممكن است داراي نواقصي در متابوليسم آمينهاي فنولي باشند. بنابر اين علائم اختلالات اوتيستيك ممكن است با مصرف محصولات لبني ، شكلات ، ذرت ، شكر ، سيب ، و موز بدتر شوند اما براي تاييد اين مطلب مطالعه وسيعي صورت نگرفته است.
بسياري ديگر از نظريه هاي مثل مصرف اسيد فوليك در دوران بارداري به عنوان علت اوتيسم مطرح شده اما هيچكدام به عنوان علت قطعي اثبات نشده اند.
شيوع:
در ايالات متحده:
اختلال اوتيسم و بيماريهاي مرتبط با آن 10 تا 20 نفر در هر 10000 نفر را در آمريكا مبتلا مي كنند. تخمين زده مي شود كه در آمريكا 400000 مبتلا به اوتيسم يا بيماريهاي مرتبط با آن وجود داشته باشد. طيف بيماريهاي اوتيسم يكي از شايعترين ناتوانيهاي نموي دوران كودكي محسوب مي شوند. مطالعات اپيدوميولوژيك براي يافتن موارد اوتيسم بسيار پر هزينه است. بهترين استراتژي براي يافتن موارد اوتيسم غربالگري هاي متعدد با استفاده از چك ليست علائم اوتيسم توسط والدين مي باشد كه كودكان با احتمال بيشتر را مشخص تر مي كند و در مراحل بعدي كودكان مورد معاينه قرار مي گيرند.
در ديگر مناطق دنيا:
اختلال اوتيسم و ديگر حالات مرتبط 10 تا 15 نفر در هر 10000 نفر را در جمعيت عمومي مبتلا مي سازد. مطالعات در ژاپن ميزان ابتلاي بيشتري را نشان مي دهد البته محققين ژاپني اذعان مي دارند كه اين آمار بالاتر مربوط به دقت بالاي پزشكان ژاپني است.بعضي مطالعات پيشنهاد ميكنندكه شيوع بيشتر بيماريهاي عفوني در قسمتهايي از ژاپن علت شيوع بالاتر بيماري است . مطالعات اپيدميولوژيك بيشتري براي يافتن شيوع و بروز واقعي و نحوه توزيع آن در سراسر دنيا لازم است كه با انجام شدن آن شايد بتوان روي علت بروز آن تمركز كرد.
مورتاليتي و موربيديتي:
نتايج طولاني مدت افراد اوتيستيك بطور مستقيم مرتبط با ميزان هوش اين افراد است.
نژاد:
مطالعات در ژاپن شيوع بالاتر اين اختلال را در اين كشور نشان مي دهند. ميزان بالاي گزارش شده اوتيسم در مطالعات متعدد ژاپني ها منعكس كننده شيوع و بروز بالاتر اين اختلال در ژاپن است. از طرف ديگر پزشكان ژاپني تسلط بالايي در تشخيص اوتيسمهايي دارند كه در ديگر كشورها چشم پوشي شده اند. و از سوي ديگر بعضي مطالعات پيشنهاد مي كنند كه بعضي از موارد اوتيسم در ژاپن در نتيجه عفونتهاي معده اي روده اي و ديگر عفونتهاي ناشي از غذاهاي دريايي و ديگر منابع آبي مشخصه ژاپن ناشي مي شود.
جنس:
نسبت مذكر به مونث 3 تا 4 به 1 مي باشد
اختلال اوتيسم بيشترين شيوع را در پسرها دارد كه كاريوتايپ آن XY 46 است . در بعضي مطالعات سندرم X شكننده در يك دهم پسرهاي اوتيستيك ديده مي شود.
سن:
اختلال اوتيسم در اوايل كودكي بروز مي كند با استفاده از كرايترياهاي موجود در حال حاضر عدم وجود ابنرماليتي ها در 30 ماه ابتداي زندگي اختلال اوتيسم را رد مي كند . افراد با بروز ديررس علائم منطبق با اوتيسم ممكن است تحت عنوانهاي اختلال فروپاشي كودكي ، سندرم رت ، سندرم آسپرگر و PDD NOS طبقه بندي شوند.
بسياري از والدين از رشد و نمو نرمال در سنين 2 سال ابتداي زندگي كودكشان قبل از توجه به نقص در مهارتهاي ارتباطي و اجتماعي
مي گويند. افراد مبتلا به اختلال طيف اوتيسم و PDD NOS از رفتار درماني هاي هدفمند توسط درمانگران متبحر در اين بيماريها بهره مند مي شوند. بنابر اين كودكاني كه علائم اختلال اوتيستيك يا ديگر اختلالات نافذ رشد ويا ديگر اختلالات طيف اوتيسم را بروز مي دهند بسيار محتمل است كه از مداخلات درماني فشرده طراحي شده براي كودكان اوتيستيك بهره مند شوند. از آنجا كه نتايج مطلوب زماني اتفاق مي افتد كه مداخلات درماني هرچه زودتر شروع شود و كودك به محض تشخيص مي بايست روي درمان فشرده قرار گيرد. والدين و متخصصين اطفال و ديگر افراد شاغل در درمان بيماران بايد از كمك ديگر افرادي كه با مداخلات درماني اين بيماران آشنا هستند مي بايست مرتبط بوده و از كمك آنها بهره مند گردند.
تاريخچه
اشاره خواستاري
– اشاره خواستاري استفاده از انگشت اشاره براي نشان دادن چيز مورد علاقه كودك به شخص ديگري است. نونهالان بطور تيپيك ياد مي گيرند كه از انگشت اشاره براي نشان دادن و ايجاد ارتباط در مورد چيزهاي مورد علاقه به ديگران استفاده كنند.
– عدم وجود اين گونه اشاره ها پيش بيني كننده تشخيص بعدي اوتيسم است. عدم حضور اشاره خواستاري مي تواند بوسيله مصاحبه با والدين يا درمانگران مشخص شود.
تحريك محيطي
– والدين پاسخهاي غير معمول به محركهاي محيطي را بيان مي كنند. اين پاسخها مي تواند بصورت واكنش بيش از حد يا عدم واكنش به محركهاي حسي ورودي باشد.
– اصوات نظير صداي جارو برقي يا موتورسيكلت ممكن است سبب جيغهاي پياپي كودك مبتلا به اوتيسم شود. صداي راديو يا ضبط يا تلويزيون ممكن است سبب تحريك صوتي دردناك شود. گاهي اوقات والدين مجبورند براي انجام كارهاي روتين خانه ترتيب ديگري اتخاذ كنند تا كودك حضور نداشته باشد.
– كودكان مبتلا به اختلال اوتيسم ممكن است پاسخهاي تشديد يافته يا خشمناك به محركهاي حسي روزانه مثل لامپهاي درخشان يا لمس بدهد.
تعاملات اجتماعي
جدايي از والدين ممكن است كمبود تماس چشمي را باعث شود كه از علائم تيپيك اوتيسم است
ممكن است حتي عدم پاسخ به محركهاي دردناك و جراحتهاي فيزيكي وجود داشته باشد و بجاي اينكه كودك در زمان بروز جراحت يا كبودي ناشي از ضربه به سمت والدين خود بدود هيچگونه عكس العمل رفتاري از خود نشان ندهد. گاهي اوقات والدين كودك اوتيستيك متوجه جراحت نمي شوند تا زمانيكه ناحيه جراحت را ببينند. والدين مكررا” مجبورند از كودك وقتي كه تغييري در خلق او مي بينند در مورد مشكل وي سوال كنند. وقتي كودك مجروح مي شود ممكن است از والدين خود درخواست كمك نكند و والدين مجبورند بدن وي را مكررا” براي يافتن ناحيه صدمه ديده بازديد كنند.
اشكال در تعاملات اجتماعي متداول است . كودكان ممكن است در دوست يابي و فهم تمايلات اجتماعي ديگر كودكان مشكل داشته باشند. و از طرفي آنها ممكن است شيفتگي و تمايل به اشيايي داشته باشند كه بطور نرمال كودكان تمايل ندارند.
برقراري ارتباط
ابنرماليتي گفتاري بسيار متداول است. آنها داراي تاخير گفتاري و انحراف از نرمال در گفتار خود هستند. واژگون سازي ضميري در اين كودكان بسيار متداول است مثلا” بجاي گفتن من ميگويد تو يا شما
بازي كردن
– عدم وجود بازيهاي سمبوليك در دوران نوپايي و شيرخوارگي پيش بيني كننده تشخيص بعدي اوتيسم است بنابر اين غربالگري براي وجود يا عدم بازيهاي سمبوليك كليد اساسي براي ارزيابي اوتيسم و ديگر ناتوانايي هاي نموي است.
– بازي عجيب غريب با قسمتهايي از يك شيء بجاي استفاده عملي از كل شيء . براي مثال يك كودك اوتيستيك ممكن است از چرخاندن چرخهاي يك ماشين بيشتر لذت ببرد تا حركت دادن كل آن در زمين براي بازي. كه در فيلم شماره 4-6 مشهود است .
– كودكان اوتيستيك ممكن است از به خط در آوردن مكرر يا انداختن اشياء از ارتفاع مشخصي لذت ببرند
– كودكان شيفته چيزهايي شوند كه بطور نرمال اسباب بازي نيستند مثل يك تكه طناب فيلم شماره 5 نشان دهنده شيفتگي يك كودك به رشته هاي يك طناب است. آنها ممكن است از انباشتن بند هاي لاستيكي يا گيره هاي كاغذ و تكه هاي كاغذ لذت ببرند. آنها ممكن است ساعتها وقت خود را صرف نگاه به لامپهاي ترافيك يا پروانه هاي پنكه يا آب رونده كنند.
– بعضي والدين گزارش مي دهند كه آنها مجبورند درب دستشويي را قفل كنند تا از كشيدن سيفون در طول روز بطور مكرر توسط كودكشان جلوگيري شود.
پاسخ به بيماريهاي تب دار
– كودكان اوتيستيك ممكن است در زمان ابتلا به بيماريهاي تب دار رفتارهاي عجيبشان كاهش يابد. والدين ممكن است گزارش كنندكه وقتي كودكشان دچار تب مي شود رفتارها و علائم او بهبود مي يابد والدين ممكن است بگويند كه وقتي كودكشان يم فرشته مي شود احتمالا” گوشش عفونت كرده است بعضي رفتارهاي غير طبيعي كودك كه والدين را به ستوه مي آورد نظير رفتارهاي خود آزاري ، تهاجم به ديگران ، تخريب وسايل و از عصبانيت هاي شديد و بيش فعالي ممكن است در بيماريهاي تب دار كاهش يابد. كودكاني كه بطورتيپيك در مدرسه و خانه رفتارهاي غير قابل كنترل دارند ممكن است مطيع و قابل كنترل به نظر برسند.
– اين مهار رفتارهاي منفي ممكن است در تعدادي از بيماريهاي تب دار مثل عفونتهاي گوش ، عفونتهاي دستگاه تنفسي فوقاني و بيماريهاي دوران كودكي اتفاق بيافتد. بهبودي كودك از بيماري تب دار با بازگشت ناگهاني مشكلات رفتاري كودك همراه مي شود.
معاينه باليني
غربالگري كودكان براي پيشگيري از اختلال اوتيسم بسيار مهم است بارون كوهن و همكارانش مشاهده كردند كه نگاههاي خيره غير طبيعي و اشاره به اشياء مورد علاقه با انگشت و بازيهاي نمادين در طي ويزيت كودكان در تشخيص آينده اوتيسم بسيار مهم بوده است. بارون كوهن و همكارانش چك ليستي را براي غربالگري كودكان از نظر اوتيسم طراحي نموده اند. (‍CHAT-Check list for Autism in Toddlers)
اين تست غربالگري در انگلستان بسيار مفيد بوده اما بعضي از قسمتهاي آن با بعضي فرهنگها هماهنگ نيست كه ارزش آن را در ديگر مليتها كم مي كند.
– در ارزيابي پيگيري خيرگي چشمها توسط بارون و كوهن پيشنهاد شده است كه مراحل زير طي شود.
پزشك نام كودك را صدا مي كند و به يك اسباب بازي در سمت ديگر اتاق اشاره مي كند و مي گويد اوه نگاه كن يك …… ( نام اسباب بازي را مي گويد) اونجاست اگر كودك به همراه پزشك به همان سو نگاه كرد يك نگاه مشترك نرمال است و اگر نگاه نكرد بايد به يك متخصص رشد و نمو كودك براي رد اوتيسم يا ديگر انواع PDD ارجاع شود.
– در ارزيابي توانايي اشاره با انگشت اشاره به كودك گفته مي شود كه لامپ كجاست به من نشان بده اگر كودك با انگشت اشاره نشان داد كه پاسخ نرمال است و اگر پاسخ منفي باشد تست را دوباره با يك خرس عروسكي كه قابل دسترسي نباشد انجام ميدهيم و در صورت منفي بودن پاسخ مي بايست به متخصص ارجاع شود.
– بدون شباهت با ديگر كودكان با عقب ماندگي ذهني كودكان اوتيستيك بطور تيپيك از نظر ظاهري نرمال هستند.
حركات بدن
– بعضي افراد اوتيستيك داراي حركاتي شبيه كره سيدنهام و ديگر اختلالات حركتي مي باشند. حركات كليشه اي كه بصورت حركات تكراري و حالات بدني خاص و تكرار كلمات هستند يكي از يافته هاي شايع در افراد اوتيستيك است
– يكي از حركات غير نرمال كه در كودكان با اوتيسم اتفاق مي افتد عبارت است از حركت دست شبيه بال زدن كه در آن اندام فوقاني سريع بالا و پايين ميرود در حاليكه مچ شل است و حالتي شبيه حركت يك پرچم در باد را ايجاد مي كند.
– حالت فوق در زماني اتفاق مي افتد كه كودك خوشحال يا هيجاني است و اين حالت ممكن است در تركيب با حالات كل بدن مثل بالا و پايين پريدن و چرخيدن به دور محور عمودي بدن باشد.
– كودكان اوتيستيك اغلب تيك هاي حركتي نشان مي دهند و قادر نيستند كه آرام بنشينند. از آنجا كه اغلب كودكان اوتيستيك از لحاظ ذهني عقب مانده هستند و غير گويا هستند بيان تجربيات ذهني مرتبط با حركت اغلب براي آنها غير ممكن است . بعلت اينكه بيان علائق ذهني بصورت حركتي براي تشخيص بيقراري حركتي(Akathisia) ضروري است . بيقراري حركتي (Akathisia) در افرادي كه توان بيان تجربيات ذهني با كلمات را ندارند قابل تشخيص نيست. سطح بالاي فعاليت و كمبود واضح توانايي آرام نشستن شبيه Akathisia وقتي كه فرد توانايي بيان زباني احساس بيقراري دروني خود را ندارد و اشتياق زيادي براي حركت دارد به عنوان PseudoAkathisia ناميده شده است
نماي سر
اندازه دور سر در يك زير گروه از كودكان اوتيستيك افزايش يافته است در حاليكه همراه اختلال ديگري نمي باشد. افزايش دور سر در پسرها شايع تر از دخترهاست و با رفتار تطابقي ضعيف آنها مرتبط است. افزايش دور سر در چند سال ابتداي زندگي مشخص تر است و ممكن است متعاقبا” در دوران نوجواني به اندازه نرمال برگردد.
خطوط انحرافي كف دست از ديگر آنومالي هايي است كه در اختلال اوتيستيك بطور شايع ديده مي شود.

روشهاي درجه بندي
درمانگران و پزشكان ممكن است نياز داشته باشند كه در مورد هرگونه حركت در دهان ، صورت ، دستها يا پاهاي بيمار سوال كنند و اگر چنين باشد مي بايست نوع حركت شرح داده شود و چگونگي آزرده شدن بيمار گفته شود. از بيمار ممكن است درخواست شود كه روي صندلي بنشيند در حاليكه پاها كمي باز باشند و دستها بين پاها يا روي زانوها آويزان باشد. از بيمار درخواست مي شود كه دهانش را باز كند و دو بار زبانش را بيرون بياورد. اگر بيمار عمل درخواستي را انجام نداد معاينه كننده سپس اين عمل در مستقيما” جلوي بيمار انجام مي دهد تا بيمار عمل مورد نظر راانجام دهد. براي اطلاعات بيشتر به مبحث Tardive Dyskinesia مراجعه كنيد.
به علت اينكه به زبان آوردن بي قراري دروني و اصرار به حركت براي تشخيص آكاتيزي نياز است ، مشاهده حركات تيپيك آكاتيزي در فردي كه نمي تواند موضوعات ذهني را به زبان بياورد شايسته تشخيص آكاتيزي كاذب يا شايد آكاتيزي باشد.

ارزيابي هاي حركات كليشه اي
حركات مشاهده شده در افراد اوتيستيك بطور مكرر به عنوان حركات كليشه اي دسته بندي مي شوند. اين حركات تحت عنوان سه گروه تقسيم بندي مي شوند.
1- حركات دهاني صورتي ( براي مثال زبان ، دهان ، و حركات صورت مثل حالت بو كشيدن ، آب بيني را بالا كشيدن، و ديگر اصوات
2- حركات اندامي مثل حركات دست ، انگشتان دست يا پا يا حركات ساق پا
3- حركات سر و تنه مثل چرخيدن ، كج شدن ، سر كوبيدن يا حركات نوساني تنه
حركات كليشه اي در كودكان غير اوتيستيك با عقب ماندگي ذهني نيز اتفاق مي افتد .ارزيابي و پيگيري حركات كليشه اي يك كار با ارزش است چرا كه اين گونه حركاات هم باعث آزار ديگران شده و هم باعث تداخل در فعاليتها در مدرسه خانه يا محل كار مي شود. ارزيابي هاي روتين در خلال درمان و بعد از درمان براي تعيين اثرات مداخلات با ارزش است. براي ارزيابي و درجه بندي حركات كليشه اي به مبحث Tardive Dyskinesia مراجعه نماييد.
رفتارهاي خود آزاري:
يكي از اشكال جدي حركات كليشه اي رفتارهاي خود آزارانه است .خود آزاري ممكن است بصورت ناخن كشي به پوست يا خود زني ، كوبيدن سر و كشيده زدن به صورت ، كوبيدن سر و تنه به اشياء ديگر ، كشيده زدن و آزار رساندن به تنه ، فروكردن چيزي در چشم يا مقعد يا جاهاي ديگر بدن، جويدن لب ، كشيدن مو و ناخن و ضربه زدن به دندانها مي باشد.
خود آزاري ها مي تواند سبب نقص عضو يا مرگ شود براي مثال ضربه يا سيخونك به چشم ممكن است سبب كندگي شبكيه و كوري شود. در حاليكه در جمعيت كوچكي از كودكان اوتيستيك خود آزاري بروز مي كند اين گروه بيشترين چالش را پيش روي درمانگران قرار مي دهند.
دو نمونه باليني:
نمونه اول :
بيمار پسر بچه 6 ساله اي بود كه با تشخيص اوتيسم روزانه 75 ميلي گرم كلوميپيرامين مصرف مي كرد و علائم بدون توقف كليشه اي از خود نشان مي داد. او بطور مكرر از گوشه چشم نگاه مي كرد و سر خود را كج مي كرد. او اغلب با انگشتانش بازي مي كرد و ور مي رفت و حالتهاي غير نرمال را به خود مي داد. او گاهگاهي شكلك در مي آورد. او بطور مكرر شكافهاي چشم بند ها را لمس مي كرد در حاليكه به گوشه پنجره نگاه مي كرد.. او انگشتانش را روي چشم بند ها و كشوهاي كابينت و صندلي مي ماليد. در ساعت 5/8 او بطور مختصري خود را نوسان داد و اصوات غير مشخصي را به صدا در مي آورد . او ممكن است به خواب رفته باشد.
نمونه دوم:
بيمار كودك 7 ساله مبتلا به اوتيسم است كه تنها روزانه ويتامين مصرف ميكند . معاينه گر مكررا” گوشي تلفن را حركت مي داد و با انگشت روي گوشي مي زد اين كار كه ابتدا توسط بيمار انجام شده بود براي تحريك بيمار به انجام مجدد آن انجام گرفت اما بيمار متوجه حضور معاينه گر نبود و حول محور مركزي خودش مي چرخيد. او با تلفن بازي غير عملي مي كرد و مكررا” انگشتش حركت مي كرد (وول مي خورد) و حركات كليشه اي انجام مي داد. او به تناوب اصوات غير قابل تشخيص از خود در مي آورد و بطور مختصري حركات نوساني داشت. تصوير 4 را ببينيد.
معاينه گر ممكن است تلاش كند براي ايجاد يك سري پاسخ از سوي بيمار به اين ترتيب كه معاينه گر مي گويد نوبت من است و با يك بلوك به يك بشقاب مي زند و سپس به بيمار مي گويد نوبت توست واگر پاسخ نداد ممكن است بيمار نياز به كمك فيزيكي داشته باشد. مثال باليني : بيمار كودك 7 ساله اي مبتلا به اوتيسم بود كه تنها ويتامين مصرف مي كرد وقتي معاينه گر تلاش مي كرد كه با زدن يك بلوك به بشقاب به او نوبتش را بفهماند كودك بطور مكرر مي پريد و مي چرخيد و بازيهاي غير عملي با تلفن انجام مي داد. او سرش را كج مي كرد و با دقت به گوشه پنجره نگاه مي كرد. او علاقمند به احساس و لمس تكه چوب بود . او با اسباب بازيهاي كوچك كه در دست داشت سريعا” دستش را حركت مي داد.
علل:
چندين دهه قبل اين نظريه داده شد كه اوتيسم در كودكاني ايجاد مي شود كه توسط والدين سرد پس زده شده اند ( والدين يخچالي) و آنها را مقصر انحراف از نرمال كودكان كم سن مي دانستند. اما مطالعات خانوادگي اين مطلب را اثبات نكردند. خيلي مهم است كه بطور مكرر با والدين كودكان اوتيستيك ارتباط ايجاد شود.
علت اختلالات اوتيستيك ناشناخته است . نظريات شامل عوارض بارداري ، عفونتها ، ژنتيك و در معرض قرار گيري با توكسين ها مي باشد.
عوارض بارداري
– عوارض بارداري با افزايش خطر بروز اوتيسم همراه است اما مشخص نيست كه آيا عوارض بارداري سبب اوتيسم مي شود يا هر دو ناشي از يك علت ديگر مي باشند.
عفونتها
– يك زمينه عفوني در بعضي افراد اوتيستيك اين پيشنهاد را داده است كه ممكن است عفونت عامل اوتيسم باشد كما اينكه در اپيدمي هاي سرخجه احتمال بروز اوتيسم بالاتر مي رود. اين يافته ها اين نظريه را ارائه مي كنندكه عفونت با سرخجه آسيب پذيري براي ايجاد اوتيسم را در جنين ايجاد مي كند.
ژنتيك
– يك توزيع ژنتيكي نيز براي اوتيسم شناخته شده است.
– – مطالعات متعدد خانوادگي پيشنهاد داده است كه يك جزء ژنتيكي در خانواده هاي اين افراد وجود دارد. براي مثال بسياري مطالعات نشان داده اند كه بعضي وابستگان بدون علامت درجه اول اين افراد ابنرماليتي هايي در ميزان سروتونين و ديگر مواد شيميايي مشابه پيش ماده هاي آن دارند. اما به هر حال يك فرد اوتيستيك مشخص ممكن است صفت فاميلي خاصي را كه در جمعيت افراد اوتيستيك ديده شده نشان ندهد.
– – يافته هاي ژنتيكي اوتيسم يكي از اهداف آينده تحقيقات است. اما به هر حال فايده مطالعات باليني خانواده افراد اوتيستيك مشخص نشده است.
توكسين ها
– در معرض توكسين قرار گرفتن به عنوان يكي از علل اوتيسم پيشنهاد شده است . گرچه در معرض قرار گرفتن در بعضي افراد اوتيسم مشخص شده اما يك نقش علتي در كليه افراد اوتيستيك ثابت نشده است. مناطق خاصي از زمين ممكن است به علت وجود توكسين هاي خاص بروز مشخصي داشته باشند مثلا” افزايش اوتيسم در مناطق خاصي از ژاپن را به علت توكسين منتقل شده از ماهي مي دانند. گرچه توكسين ها ممكن است نقشي در بعضي افراد اوتيستيك در ژاپن داشته باشد اما در كل ژاپن اين مطلب بطور عموم به عنوان علت ثابت نشده است. يكي ديگر از دلايل ميزان بالاي اوتيسم در ژاپن را آموزش و دقت زياد پزشكان ژاپني مي دانند.
– بروز اوتيسم بعد از واكسيناسيون سرخك ، اوريون و سرخجه به اين نظريه هدايت شده كه اوتيسم ممكن است به علت واكسيناسيون ايجاد شود اما مطالعات دقيق ارنباط بين واكسيناسيون سرخك ، اوريون و سرخجه را با اوتيسم ايجاد شده متعاقب آنها را در جمعيت عمومي نشان نداده است.
تشخيص هاي افتراقي
1- آكانتوسيتوز
2- اختلال وسواسي جبري
3- تريكوتيلوامنيا
4- كمبود بيوتين
5- اختلال جدايي هويت
6- FTT
7- سوء استفاده جسمي
8- كوتولگي رواني
9- اختلال وابستگي واكنشي
10- كمبودهاي شناختي
11- سندرم cornelia de lange
12- سندرم كريدو شات
13- سندرم داون
14- اختلال پيكا
15- سندرم X شكننده
16- بيماري گاچر
17- نقصهاي شنوايي
18- عفونت با HIV
19- هيپو ملانوز Ito
20- اختلالات يادگيري
21- مسموميت با سرب
22- توبروز اسكلروز

ديگر اختلالاتي كه بايد در نظر گرفته شود:
1- كاريوتايپ 44XXX
2- كروموزومهاي 47
3- ترانسلوكاسيون متعادل 7:20
4- سندرم آنجلمن (مرد فرشته)
5- حذف 1p35
6- دوپليكاسيون باندهاي 15q11-13
7- اختلال عادتي
8- هيدروسفالي
9- حذف بينابيني كروموزوم 17 ( p11.2)
10- اختلالات گفتاري
11- كروموزوم Y بلند
12- بيماري ميناماتا
13- سندرم موبيوس
14- هيپرگليسمي غير كتونيك
15- تريزومي پارشيال 6p
16- دوپليكاسيون معكوس (15) ( pter->q13)
17- تشنجات
18- تشنجات لوب فرونتال
19- اسپاسمهاي نوزادي
20- اختلال تورت
21- تريزومي 22
مطالعات آزمايشگاهي:
– در يك سوم افراد ميزان سروتونين افراد اوتيستيك افزايش يافته است سطح افزايش يافته سروتونين در والدين و برادر خواهر هاي فرد مبتلا نيز ديده مي شود.
– بيوتينيداز سرم در بعضي افراد اوتيستيك كاهش يافته
– مطالعات ايمونولوژيك براي تشخيص ابنرماليتي ها نظير كاهش غلظت پلاسمايي پروتئين كمپلمان C4B بسيار مفيد است
– افزايش واكنش پذيري پروتئين بتا اندورفين با انتهاي C در افراد اوتيستيك و مادرانشان

مطالعات تصوير برداري
MRI
– مطالعات ناسازگار هستند اما يافته هايي بدست آمده است ، شامل بزرگي كلي مغز ، بافت كلي مغز و بطنهاي طرفي و چهارم مغز همزمان با كاهش سايز مغز مياني ، مدولا اوبلونگاتا ، نيمكره هاي مخچه و لوبهاي كرمي شكل ( Vermal) VI و VII
– هنگامي كه هيپوپلازي در بعضي افراد اوتيستيك ديده شد در تعدادي ديگر افراد هيپر پلازي ديده شد !
– افراد اوتيستيك كه سرشان را مي كوبند ممكن است بزرگي دوگانه فضا در استخوانهاي پاريتال و اكسيپيتال با كاهش ماده خاكستري نزديك به تغييرات استخواني داشته باشند. اين يافته ها شبيه بوكسورهايي است كه دچار آنسفالوپاتي و دمانس پوگيليستيكا مي شوند dementia pugilistica
CT Scan
مطالعات با يكديگر سازگار نيستند اما مي توانند نواقصي را نشان دهند كه شامل بزرگي بطنها ، هيدروسفالي ، ضايعات پارانشيمال و كاهش اندازه هسته دمي caudate nucleus
PET
در توموگرافي انتشاري پوزيترون PET نواقص متعددي مشاهده شد اما هيچكدام در همه افراد مبتلا به اوتيسم ديده نمي شود و نتايج در افراد متفاوت هستند.
– در تصوير برداري با 18 فلورين 2 داكسي گلوكز شيار مستقيم جلويي در سمت چپ بزرگتر از سمت راست است كه برعكس آسيمتري موجود در افراد نرمال است .
– در بعضي افراد ميزان متابوليسم گلوكز در كورتكس كالكارين پشتي سمت راست افزايش يافته است در حاليكه ميزان متابوليسم گلوكز در پوتامن پشتي چپ و تالاموس داخلي چپ كاهش يافته است. براي اطلاعات بيشتر به اين مبحث مراجعه نماييد .
SPECT
با اين روش جريان خون ناحيه اي مغز با گزنون 133 اندازه گيري مي شود كه كاهش متابوليسم نيمكره چپ مغز در بعضي افراد ديده شده است.
EEG

– با آنسفالوگرافي اختلال تشنج ، آفازي اكتسابي با تشنج ( سندرم لاندا كلفنر ) ، آنسفالوپاتي نوزادي پاسخ دهنده به بيوتين و حالات مرتبط بررسي مي شود. مشاوره با يك متخصص الكترو انسفالوگرافي كمك مي كند به روش درماني مناسب و متناسب با نوار مغز دست يابيم
– يك آنسفالوگرافي نرمال ابنرماليتي هاي تشنجي را رد نمي كند
– وقتي يك الكترو آنسفالوگرام معمولي شواهد مشخصي از تشنج در يك بيمار مشكوك به تشنج مثل تشنج پارشيال با علائم كمپلكس را مشخص نمي كند اتخاذ روشهاي تخصصي ممكن است به روشن شدن تشخيص كمك كند. اندازه گيري هاي الكتروآنسفالوگرافيك بعد از محروميت از خواب و بعد از تحريك با نور و صدا و حس لامسه با استفاده از ليدهاي نازوفارينژيال و همزمان با مونيتور ويديويي ممكن است كمك كننده باشند.
– بستري در يك بيمارستان براي ارزيابي با مونيتور ويديويي 24 ساعته همزمان با الكتروآنسفالوگرافي و حركت كودك براي چند روز ممكن است در تشخيص يا رد اختلالات تشنجي كمك كننده باشد.
تصوير برداري با راديو ايزوتوپ
بررسي جريان خون موضعي مغز با تكنسيوم m99 كه به اكسيد هگزا متيل پروپيلن آمين (HMPAO) كه يك ماده ليپوفيل است آنوماي هاي متنوعي را نشان مي دهد از جمله كاهش در ورميس ، نيمكره هاي مخچه ، تالاموس ، گانگليون هاي پايه اي و لوبهاي پاريتال و تمپورال . اين يافته ها پيشنهاد مي كند كه يك ابنرماليتي خاص در تمام افراد اوتيستيك ديده نمي شود و ممكن است كلاسهاي بيولوژيكي خاصي با انواع مشخص اختلال جريان خون مغز وجود داشته باشد.
ديگر آزمايشات
– مسموميت با سرب توسط آزمايشات مناسب كنار گذاشته شود
ارزيابي هاي رواني-فيزيولوژيكي
– كودكان به احتمال زياد در دوره تنفسي پاسخهاي خوگيري از خود نشان نمي دهند ، فعالت الكتريكي پوست و وازوكانستريكشن در پاسخهاي تقويت شده ضرباني محيطي بطور مكرر تحريك را در كودكان تيپيك نشان مي دهد.
– كودكان اوتيستيك ممكن است بيش انتخابي شنوايي داشته باشند.
درمان :
مداخلات شديد فردي مشتمل بر رفتار درماني و آموزش و روان درماني ها موثرترين درمان اختلالات اوتيستيك هستند. شروع درمان زودرس در دوران كودكي نتايج مطلوب تري خواهد داشت.
بسياري از درمانها به كودكان اوتيستيك كمك مي كنند. مداخلات متنوعي شامل دست كاري هاي كايروپراكتيك گزارش شده است كه براي اين كودكان مفيد هستند. اما نتايج درماني يك فرد نمي تواند به كليه افراد تعميم داده شود. به هر حال تحقيقات علمي براي بررسي كه آيا درمانها بطور عموم مفيد هستند يا نه . اثرات معكوس مداخلات بايد با فوايد بالقوه مداخلات درماني سنجيده شود. مشخصا” venlafaxine ممكن است در بعضي نوجوانان تهاجم شديد ايجاد مي كند.
رفتار درماني ، گفتار درماني ، فيزيوتراپي
– درمان شامل ارتباط تسهيل شده ، استفاده از key board و تخته حروف و ديگر روشها با كمك يك فرد تسهيل كننده است
– آموزش همگرايي شنوايي ، روشي است كه فرد در آن از طريق گوشي به آهنگها و اصوات از پيش تهيه شده گوش مي كند.
– درمان همگرايي حسي ، درماني است كه كار درمانگران براي رفع مشكلات حسي و حركتي با پايه حسي بكار مي برند.
– گزارش شده است كه فيزيوتراپي به بعضي افراد اوتيستيك كمك مي كند
درمان موثر اختلالات اوتيستيك آموزش اختصاصي است . در حاليكه والدين ممكن است در حال انتخاب روشهاي درماني متعددي باشند همزمان آموزش كودك نيز بايد توسط يك فرد آشنا با اينگونه كودكان انجام گيرد. مداخلات رفتار درمانگرانه بايد در اسرع وقت شروع گردد.
مشاوره ها
1- مشاوره از نظر اختلالات متابوليك
2- مشاوره ايمونولوژيك براي كنار گذاشتن ابنرماليتي هاي سيستم ايمني و در مورد درمانهاي ايمونولوژيك مي بايست فوايد آن با مضرات آن سنجيده شود.
3- مشاوره با متخصصين گوش و حلق و بيني براي بررسي اختلالات سيستم شنوايي و انجام اوديوگرام براي ارزيابي نقص شنوايي
4- مشاوره نورولوژيك براي ارزيابي تيكها و ديگر بيماريهاي نورولوژيك
5- مشاوره نورو سايكولوژي مي تواند در ارزيابي هوش مفيد باشد. نقص در انجام تكاليف ساده و پيچيده بصورت گفتاري و غير گفتاري در آزمون كارتهاي Wisconsin و استانفورد بينه وجود دارد.
تغذيه
– افراد اوتيستيك نياز به سه وعده غذاي متعادل در روز دارند
– مشاوره تغذيه براي افراد مفيد است خصوصا” افرادي كه رژيم فاقد گلوتن و كازئين استفاده مي كنند.
– ويتامين ب 6 و منيزيوم به نظر مي رسند كه در كمك به اينگونه اختلالات مفيد باشند.
فعاليت
– ورزش اغلب براي افراد اوتيستيك مفيد است
– يك برنامه منظم فيزيوتراپي توسط يك فيزيوتراپ ممكن است مفيد باشد.
پيش آگهي
– پيش آگهي افراد اوتيستيك بسيار مرتبط با ميزان هوش افراد اوتيستيك است
– بيماران با عملكرد پايين ممكن است هيچگاه نتوانند مستقل زندگي كنند و نيازمند مراقبين خانگي براي تمام عمر خود هستند
– بيماران با هوش بالا مكن است بطور مستقل زندگي كنند و شغل موفقي داشته باشندو حتي ازدواج كرده و داراي فرزند شوند.
– افراد داري هوش و عملكرد بالا شبيه بيماران آسپرگري هستند كه براي اطلاعات بيشتر به مبحث آسپرگر مراجعه نماييد

– پاتوفيزيولوژي
تحقيقات پيرامون پاتوفيزيولوژي اختلالات اوتيستيك در نيم قرن گذشته ادامه داشته اما علت اصلي بيماري هنوز در پرده ابهام قرار دارد. سه زمينه اصلي مشخص شده شامل مونوآمين ها ( سروتونين (5 هيدروكسي تريپتامين5HT، دوپامين ، نوراپينفرين) و گلوتامات آمينو بوتيريك اسيد و نوروپپتيدها مي باشد .

نقش واسطه هاي شيميايي در بروز اوتيسم
مونوآمين ها
1-سروتونين
نورون هاي سروتونيني بطور وسيعي در سراسر مغز پستانداران گسترده شده است و يكي از اولين نوروتراتسميتر ها در مراحل نموي مغز است و ميزان turn over اين ماده در مغز پستانداران نابالغ immature بسيار بالاتر از ديگر پستانداران است. سروتونين هم نقش اساسي در رشد و نمو به عنوان فاكتور رشد در مغز نابالغ دارد و هم تكثير و بلوغ اعصاب را به عهده دارد. اولين تحقيقات در پاتوفيزيولوژي اوتيسم روي 5HT انجام شده است. در تحقيقات اوليه با اندازه گيري سطح كلي سروتونين در خون اين ظن پديدار شد كه سطح سروتونين در افراد اوتيستيك بالاتر از افراد نرمال است اما بعدها مشخص گرديد كه اين اندازه گيري ها بيشتر از معمول تخمين زده شده بود و شايد به دليل عدم كنترل نژادي و بلوغ جنسي بوده است اما بيشتر مطالعات بعدي اين مطلب را مشخص ساخت كه سطح بالاي ابتدايي سروتونين در كودكان اوتيستيك در طي رشد آنها تمايل به بالا ماندن دارد در حاليكه در كودكان نرمال با افزايش سن تمايل به كاهش دارد. اين نكته مي تواند اشاره به بلوغ غير طبيعي سيستم سروتونيني در كودكان اوتيستيك مي كند. اما دفع ادراري 5 هيدروكسي ايندول استيك اسيد) 5HIAA) كه متابوليت اوليه 5 هيدروكسي تريپتامين 5HT)) مي باشد و غلظت خوني تريپتوفان در كودكان اوتيستيك و نرمال تفاوت بارزي نداشتند.
مطالعات نشان داده اند كه عملكرد 5HT و سطح 5HIAA در مايع CSF تفاوتي بين كودكان اوتيستيك و نرمال نمي كند در مطالعات رفتارهاي نورواندوكرين ها كه در افراد اوتيستيك انجام شده است پيش ماده بلافصل 5HT به نام 5 هيدروكسي تريپتوفان 5HTP)) مورد بررسي قرار گرفته است و ديده شده است پاسخ پرولاكتين به5HTP در كودكان اوتيستيك كمتر از افراد نرمال بوده كه نشان دهنده پاسخ ضعيف مركزي به 5HT مي باشد.
آزاد سازي آهسته پرولاكتين در پاسخ به مصرف 60 ميلي گرم فن فلورامين دهاني در يك بررسي بر روي 7 نفر پسر مبتلا به اوتيسم در مقايسه با افراد نرمال ديده شد . با يك استراتژي ديگر به 17 بيمار بالغ مبتلا به اوتيسم موادي كه باعث كاهش سطح تريپتوفان مي شد و موادي كه باعث افزايش سطح تريپتوفان مي شد تجويز كردند در 11 مورد از 17 بيمار كه سطح خون تريپتوفان آنها بالاتر رفته بود علائم واضح اوتيسم شامل چرخيدن ، آويختگي ، قدم زدن ، بر خوردن به جايي ، خود زني ، حركات دوراني و جنبيدن ،و راه رفتن روي انگشتان پا بروز كرد . در يك مطالعه ديگر با آگونيست رسپتور تريپتامين به نام sumatriptan كه باعث افزايش هورمون رشد مي شود ديده شد كه افراد مبتلا به اوتيسم و آسپرگر افزايش بيشتري در هورمون رشد نشان دادند كه نشان دهنده يك نوع بيش حساسي hypersensitivity به تريپتامين است و در يك مطالعه مرتبط ديگر ديده شد كه حركات تكراري در اين كودكان با بيش حساسي هورمون رشد به sumatriptan ( آگونيست رسپتور تريپتامين) همراه است . در يك مطالعه ديگر نيز مشخص شده است كه دريافت خوراكي Mكلروفنيل پيپرازين سبب افزايش رفتارهاي تكراري و پرولاكتين در بالغين با اوتيسم و آسپرگر مي شود.
در مورد ژن هاي درگير در اوتيسم، ناقل 5HT كه محل عملكرد مهاركننده هاي جذب مجدد سروتونين است كانديد بررسي و مورد توجه قرار گرفته است cookو همكاران اولين كساني بودند كه نقص در قسمت پروموتور ژن ناقل تريپتامين را گزارش نمودند.
تريپتوفان 2و3 داكسيژناز آنزيم محدود كننده كاتابوليسم تريپتوفان است كه به نظر مي رسد نقص ژن اين آنزيم نيز در افراد اوتيستيك وجود داشته باشد. (nabi و همكاران). بررسي هاي اخير در جستجوي ارتباط بين موضوعات اوتيستيك و رفتارهاي اجباري سخت است كه نتايج تشويق كننده اي داشته باشد.
مطالعات تصويري عصبي سيستم 5HT در بيماران اوتيسم كامل شده است و در مطالعه با روشPET با مولكول آلفا متيل ال تريپتوفان (AMT) حاوي كربن 11 در كودكان اوتيستيك پسر ديده شد كه سنتز 5HT در كورتكس فرونتال ، تالاموس و مخچه عدم تقارن بارز داشت ولي در برادر خواهر هاي آنها اين عدم تقارن ديده نشد. محققان نتيجه گرفته اند كه تجمع موضعي 5HT ممكن سبب عصب دهي غير طبيعي و نامربوط يا اختلال كاركرد فيزيولوژيكي اين اعصاب مي شود .
در يك مطالعه ديگر بر روي متابوليسم 5HT مشخص گرديد كه توان سنتز5HT در كودكان تا سن 5 سالگي بيش از 200 درصد بالغين است اما بعد از اين سن كاهش مي يابد ولي در كودكان اوتيستيك توان سنتز اين ماده از سن 2 سالگي به تدريج افزايش مي يابد تا به حد 5/1 برابر بزرگسالان برسد .از اين مطلب اين نتيجه را مي شود گرفت كه مغز انسان در دوران كودكي توان بالايي در سنتز 5HT دارد كه در كودكان اوتيستيك اين توان بنا به دلايلي قطع شده است.
2-دوپامين
آزاد سازي دوپامين (DA) در مغز همراه با اثرات حركتي و شناختي مي باشد. نقش دوپامين بر اساس اثرات داروهاي آنتاگونيست رسپتورهاي D2 در درمان اين گروه از بيماران مشخص شده است. اين گروه از داروها با اثر بخشي روي علائم اوتيسم نظير تهاجم ، رفتارهاي خود آزاري و بيش فعالي در درمان اين بيماران موثر مي باشد.
در مقياس وسيعي تحقيقات روي دوپامين بر روي اندازه گيري متابوليت دوپامين به نام همووانيليك اسيد HVA در ادرار و پلاسما و مايع مغزي نخاعي انجام گرفته است . لازم به ذكر است كه تنها 25% از متابوليت دوپامين در مايع پلاسما ديده مي شود و بنابر اين فقط تغييرات عمده در غلظت دوپامين مايع مغزي نخاعي در مايع پلاسما منعكس مي شود.
در مطالعاتي كه بر روي متابوليسم كاتكولامين ها در 22 كودك اوتيستيك 5 تا 16 ساله با گروه كنترل شده سني و جنسي انجام گرفت تغييرات مشخصي در ميزان دوپامين ادرار ديده نشد.
در مطالعه اي ديگر توسط Mindreaa و همكارانش بر روي سطح پلاسمايي دوپامين و متابوليتش HVA و پرولاكتين در بيماران اوتيستيك و گروه كنترل انجام گرفت تغييرات بارزي يافت نشد.
در مطالعه اي ديگر توسط Martineau بر روي سطح ادراري دوپامين و متابوليتهاي آن شامل HVA و 3 متوكسي تيرامين 3MT و نور اپينفرين و اپي نفرين در 156 كودك اوتيستيك در مقايسه با كودكان هم سن با عقب ماندگي ذهني و كودكان نرمال انجام گرفت. در هر سه گروه متناسب با سن سطوح اين متابوليتها كاهش مي يافت و كاهش بارزي در سطوح دوپامين و متابوليت آن HVA در بيماران درمان شده در مقايسه با بيماران درمان نشده ديده شد . اين محققين ابراز داشتند كه احتمالا” نتايج ناشي از يك نقص در بلوغ سيستم مونوآمينرژيك در بيماران اوتيسم باشد .
چندين مطالعه روي سطح مايع مغزي نخاعي HVA انجام شده است در مطالعه اي كه توسط Gillberg & Svennerholm انجام شده سطح متوسط HVA در مايع مغزي نخاعي تا 50 درصد در كودكان اوتيستيك در مقايسه با كودكان هم سن و جنس آنها
با اختلالات نورولوژيك افزايش يافته است.
اما در يك مطالعه كنترل شده روي HVA مايع مغزي نخاعي در 9 كودك اوتيستيك درمان شده با فن فلورامين سطح نرمال HVA در مايع مغزي نخاعي ديده شد . همچنين Nsarayan و همكارانش نيز سطح نرمال HVA را در مايع مغزي نخاعي يافتند.
در مطالعات متعدد انجام شده روي اندازه گيري HVA در مايع مغزي نخاعي در گروههاي بيماران اوتيستيك تغييرات مشخصي اثبات نشده است
بعضي از مطالعات ژنتيكي روي رسپتورهاي دوپامين صورت گرفته است. در مطالعه اي كه توسط comings و همكارانش بر روي تعدادي از بيماران خصوصا” بيماران اوتيستيك صورت گرفته است ديده شده كه آلل A1 رسپتور D2 رسپتور دوپامين بطور واضحي افزايش يافته است . در يك مطالعه ديگر ژنهاي رسپتور D1 و D5 دوپامين از طريق محدوديت تكثير داخل هسته اي مشكل دار تشخيص داده شدند.
دكتر رابينسون و همكارانش ژن دوپامين بتا هيدروكسيلاز DA B Hydroxilase (DBH) را به عنوان كانديد اتيولوژي بيماري در 37 خانواده با 2 يا بيشتر كودك PDD مورد بررسي قرار دادند. اين آْنزيم دوپامين را به نوراپينفرين كاتاليز مي كند. افزايش تشابهي بين آلل هاي مشابه در برادر خواهرها وجود نداشت اما اين آللها با فركانس بالاتري در مادر آنها با افتادگي در 19 جفت از ژن مربوطه ديده مي شد.
فعاليت دوپامينرژيك از طريق تكنيكهاي تصوير برداري عصبي با استفاده از PET و نشانگر فلورودوپا FDOPA انجام شده است .
ارنست و همكارانش اين روش را بر روي 14 كودك 8 پسر و 6 دختر اوتيستيك در مقايسه با 10 كودك نرمال جهت كنترل انجام دادند در گروه كودكان اوتيستيك تجمع FDOPA در كورتكس فرونتال قدامي و مياني بطور واضحي تا 39% كاهش يافته است .
در يك مطالعه ديگر روش PET بر روي 6 كودك 3 تا 5 ساله با اوتيسم كه با 6R-L-erythro-5,6,7,8-tetrahydrobiopterin (R-BH4) درمان شده بودند انجام گرديد . اين آنزيم يك كوفاكتور براي تيروزين هيدروكسيلاز در مسير بيوسنتز كاتكولامين هاست. محققين در صورتي كه سطح پايين نسبي R-BH4 در مايع مغزي نخاعي مي يافتند انجام مي دادند. پيش از درمان PET ميزان افزايش يافته اي از DA D2 Receptor در هسته دمي caudate nucleus و پوتامن در كل ديده شد . بعد از درمان يك كاهش 10 درصدي در رسپتورهاي D2 دوپامين ديده شد و علاوه بر اين سطح مايع مغزي نخاعي R-BH4 بطور واضحي افزايش يافت .
3- نوراپينفرين( NE)
نور اپينفرين با برانگيختگي ، حافظه ، اضطراب ، و فعاليت اتونوميك همراه است. اين نورو ترانسميتر از دوپامين ساخته مي شود و به وانيل مندليك اسيد VMA در محيط و به 3 متوكسي 4 هيدروكسي فنيل گليكول MHPG در مايع مغزي نخاعي تبديل مي شود.
سطح خوني نوراپينفرين و متابوليتهاي آن با سطح آن در مايع مغزي نخاعي همخواني دارد . در مطالعاتي كه بر روي كودكان اوتيستيك با اندازه گيري متابوليتهاي نور اپينفرين MHPG و VMA انجام گرديده است تغيير واضحي بين كودكان اوتيستيك و نرمال ديده نشده است.
4- گلوتامات و گابا
گلوتامات ، نوروترانسميتر آمينو اسيدي تحريكي است كه با غلظت بالايي در سراسر مغز ديده مي شود. تصور مي شود كه اين نوروترانسميتر بطور قاطعي در شكل پذيري و اعمال شناختي بالاتر نقش دارد. رسپتورهاي گلوتامات به انواع متابوتروپيك و اينوتروپيك تقسيم مي شوند. رسپتورهاي اينوتروپيك به سه خانواده تقسيم مي شوند. N-Methyl-D-aspartate(NMDA) و Alpha-amino-3-hydroxy-5-methyl-4-isoxazole propionic acid(AMPA) و Kinate
بسياري از محققين تصور مي كنند كه بد عملكردي گلوتامات ممكن است علت اوتيسم باشد.
GABA نوروترانسميتر آمينواسيدي ديگري در مغز است كه نوروترانسميتر مهاري اوليه در مغز محسوب مي شود. اين ماده از گلوتامات بوسيله گلوتاميك اسيد دكربوكسيلاز(GAD) توليد مي شود محققين تصور مي كنند كه گابا نقش اساسي در پاتوفيزيولوژي اوتيسم دارد. عليرغم نقش مهمي كه اين نوروترانسميتر ها مي توانند داشته باشند اما تعداد اندكي تحقيق در اين زمينه انجام شده است .
تعدادي از گزارشات نشان دهنده سطح افزايش يافته گلوتامات در بيماران اوتيسم و ديگر انواع PDD مي باشند.
در تحقيقي كه توسط Aldred و همكارانش انجام شد در نمونه هاي 23 بيمار مبتلا به اوتيسم و آسپرگر با سن 4 تا 29 سال در مقايسه با 55 عضو خانواده آنها ( 32 والد و 23 خواهر برادر) غلظت اسيد آمينه هاي خون از جمله گلوتامات ، فنيل آلانين، ليزين و آسپارژين بطور بارزي در بيماران و خانواده هاي آنها بالاتر از گروه كنترل همسن آنها بود. سطوح گلوتامين بطور بارزي پايين تر بود.
در مطالعه اي ديگر آمينو آسيدهاي 14 كودك اوتيستيك زير 10 سال اندازه گيري شد و با گروه هم سن و هم جنس خود مقايسه شدند. در اين مطالعه آسپارتات بالاتر و گلوتامين و آسپارژين پايين تر از گروه كنترل بودند.
اما در آناليزهاي ديگر اين مطلب ثابت نشد در مطالعه اي توسط Rolf و همكارانش بر روي 18 نمونه پلاسماي حاوي پلاكت كودكان اوتيستيك سنين 8 تا 14 ساله گلوتامات و آسپاراتات كاهش يافته بودند و سطوح گلوتامين و گابا نيز كاهش يافته بودند . اما در مطالعه اي ديگر توسط Dhossche خلاف اين مطلب ثابت شد
نتيجه اينكه اندازه گيري هاي آمينو اسيدهاي خون محيطي نتايج همگوني نداشته اند و قابل استناد نيستند و علل آن مي تواند تعداد نمونه هاي اندازه گيري شده ناچيز و روشهاي متفاوت اندازه گيري و احتمالا” دارو درماني در بيماران قبل از آزمايش است.
مطالعات ژنتيكي روي سيستم گلوتامات و گابا در بيماران اوتيستيك انجام شده است .jamain و همكارانش نشان دادند كه ژن رسپتور اينوتروپيك كينات2 گلوتامات (GRIK2) يا ژن رسپتور 6 گلوتامات (GluR6) در بيماران اوتيستيك داراي عدم تعادل است و يك انتقال زيادي مادري GRIK2 ديده مي شود و جالب اينكه اين عدم تعادل در انتقالGRIK2 در بيماران اسكيزوفرني نيز ديده مي شود . در مطالعه اي ديگر توسط shuang و همكارانش در چين روي 174 مورد سه قلو ها GRIK2 در روي ناحيه 6q21 قرار داشته و به عنوان منطقه مستعد كننده به اوتيسم شناخته شده است .
GAD1 پروتئين 67 كيلو دالتوني گلوتاميك اسيد دكربوكسيلاز (GAD67) كه آنزيمي مهم در تبديل گلوتامات به گابا GABA است را كد گذاري ميكند . به عنوان يك دكربوكسيلاز اين آنزيم نياز به ويتامين ب6 به عنوان كوفاكتور دارد كه بعضي ها تصور مي كنند در درمان اوتيسم نقش دارد. اين كدگذاري در كروموزوم 2q رخ مي دهد كه ارتباطي با چندين طيف وسيع ژنها دارد . مطالعاتي هم روي ژنها بعد از مرگ مبتلايان به اوتيسم انجام شده است از مجموع مطالعات اينچنين بر مي آيد كه ژنها و پروتئين هاي در گير در عملكرد گلوتامات و GABA ممكن است در مبتلايان به اوتيسم غير نرمال باشند اما نتايج قطعي ابراز نشده است.

نوروپپتيدها
اكسي توسين و وازوپرسين
پپتيدهاي 9 اسيد آمينه اي اكسي توسين (OT) و وازوپرسين (AVP) در بروز رفتارهاي اجتماعي در پستانداران نقش دارند. اين نوروپپتيدها در هيپوتالاموس ساخته مي شوند و از قسمت پشتي هيپوفيز ترشح مي شوند و تنها در پستانداران وجود دارندو فقط در 2 اسيد آمينه با هم متفاوتند. رسپتورهاي اين پپتيدها در سراسر دستگاه ليمبيك و قسمت قدامي مغز و در ساقه مغز در مراكز اوتونوميك يافت مي شوند . نقش تنظيم كننده اين نوروپپتيد ها در تنظيم رفتارهاي پستانداران زمينه بررسي در مورد يافتن پاتوفيزيولوژي بيمارن PDD را گشوده است. حذف OT در موشها سبب نقص فعاليتهاي اجتماعي با دست نخوردگي در شناخت عمومي و سيستم بويايي مي شود .OT سبب تقويت روابط جفتي و انفوزيون آنتاگونيست اكسي توسين در هسته هاي تكيه ايaccumbense سبب مهار شكل گيري فرايند جفت يابي در موشهاي صحرايي دشتها مي شوند . در موشها وازوپرسين سبب تسهيل حافظه اجتماعي و در موشهاي صحرايي نر اين نوروپپتيد سبب تقويت حس جفت يابي مي شود.
اين نظريه كه در معرض قرار گرفتن نوزادان به اكسي توسين در جريان القا زايمان سبب تنظيم معكوس(Down regulation) رسپتورهاي اين ماده مي شود در دو مطالعه جداگانه بر روي كودكان PDD و با اختلالات گفتاري اوتيسم اثبات نگرديد. اما در دو مطالعه جداگانه با اندازه گيري سطح خون محيطي اكسي توسين مشخص گرديد كه سطح اين ماده كاهش يافته است اما در مطالعه دوم سطح خوني پيش ساز اكسي توسين كه در سه اسيد امينه آخر در مولكول متفاوت است افزايش يافته است و اين مطلب با توجه به تاثير اكسي توسين در بروز رفتارهاي اجتماعي در پستانداران سبب اين نظريه شده است كه ممكن است نقص يك تبديل كننده در مسير سنتز اكسي توسين سبب كاهش غلظت اين ماده در خون محيطي مي گردد . اما در يك مطالعه كه در آن به 9 بالغ مبتلا به اوتيسم و 6 بالغ مبتلا به آسپرگر مورد آزمايش با انفوزيون اكسي توسين قرار گرفتند و از لحاظ رفتارهاي تكراري و يا اجتماعي بررسي شدند ولي هيچ تغيير بارزي ايجاد نشد كه بدين ترتيب تاثير اكسي توسين در رفتارهاي اجتماعي را زير سوال ميبرد.
بررسي هاي رفتارهاي اجتماعي نامطلوب در افراد PDD هنوز با شواهد اپيدميولوژيك ، نوروشيميايي و درماني و ژنتيكي جمع آوري شده از اثرات اكسي توسين و وازوپرسين قابل استناد نيستند. مطالعات آينده مي بايست روي سطح خوني اين ماده در مغز تمركز كنند و بر علت يابي تاثير متفاوت اين مواد بر جنس پستانداران سطح پايين تر تمركز كنند.
اپيوئيدها
چندين مطالعه روي كودكان اوتيستيك بر بد تنظيمي اپيوئيدها به عنوان اتيولوژي بيماري در افراد PDD انجام شده است. علائم ناشي از اين بد تنظيمي را شامل افزايش آستانه درد، علاقه كم به تعاملات اجتماعي و اپيزودهاي بيش فعالي مي دانند. اين يافته ها در كودكان حيواناتي كه اپيوئيد دريافت كرده اند ديده مي شود. سيستم اپيوئيدي انسان با محور هيپوتالاموسي _هيپوفيزي _آدرنال و ديگر نوروپپتيد ها مرتبط است. زيرا بتا اندورفين درست در همان زمان ترشح كورتيكوتروپين (ACTH) از هيپوفيز قدامي ترشح مي شود. اين حالت به اين علت اتفاق مي افتد كه اين هورمون هاي پپتيدي بطور اوليه قسمتي از همان پيش هورمون هستند.
ارزيابي اين پپتيدها در خون و مايع مغزي نخاعي و ادرار بيماران PDD نتايج متفاوتي داشته است. بعضي نتايج افزايش و بعضي كاهش و بعضي نسبت به گروه كنترل بدون تغيير بودند.
در مطالعاتي كه بر روي اثر naltrexon كه يك آنتاگونيست اپيوئيدهاست بر روي كودكان PDD انجام شده است نتايج متضادي داشته است و اندازه گيريهاي بتا اندورفين ها نيز نتايج همگوني نداشته است.
نتيجه اينكه سيستم اپيوئيد اندوژن و اگزوژن در بيماران PDD نياز به مطالعه بيشتري دارد و اين نظريه را ايجاد كرده است كه سطح خوني بتا اندورفين ممكن است به تنهايي سبب بيماري نشود اما اثر متقابل اپيوئيدها با ديگر نوروترانسميترها نظير 5HT ،DA نوراپي نفرين و گلوتامات و يا سيستم گابا باعث بروز علائم رفتاري افراد PDD ميشود. رفتار نهايي اپيوئيدها در پاتوفيزيولوژي PDDها ممكن است از مهار فعاليت اكسي توسين ناشي شود چنانچه در موشها ديده شده است. در نهايت مطالعه بسياري براي درك تعامل سيستم اپيوئيدها با نوروترانسميترهاي معمولي وبا ديگر نوروترانسميترها نياز است.

كورتيزول/ACTH
سطوح هورمونهاي قسمت قدامي غده هيپوفيز و ACTH و محصولات غده آدرنال در بيماران PDD براي ارزيابي محور HPA بررسي شده است اما نتايج مانند گذشته متناقض بوده است. در يك مطالعه بر روي 36 كودك اوتيستيك سطح بالاي ACTH همراه با سطح پايين كورتيزول گزارش شده است كه به اين تضادها بيشتر دامن مي زند و در مطالعه اي ديگر بر روي سطح سيركادين هورمون كورتيزول تفاوتي با گروه كنترل نداشته اند.
ملاتونين
اين نظريه قبلا” داده شده است كه ترشح بيش از حد ملاتونين از غده پينه آل ممكن است مسئول تاثير روي محورHPA باشد كه بنابراين ممكن است به يك فنوتيپ رفتاري شبه اوتيستيك فرد را هدايت كند. اين تئوري از آنجا بروز كرد كه ديده شد در حيوانات ملاتونين افزايش يافته سبب كاهش ترشح هورمون آزاد كننده كورتيكوتروپينCRP مي شود اين خود سبب كاهش ترشح ACTH و بتا اندورفين شده در حاليكه با يك مكانيسم ناشناخته سبب افزايش 5HT در كل مغز مي شود. در يك مطالعه روي 16 كودك PDD براي ارزيابي سطح 24 ساعته ملاتونين گزارش شد كه سطح متوسط آن نسبت به افراد نرمال تغييري نداشته است اما تمايل به كاهش در پيك شبانه در بيماران اوتيستيك دارد. نقش دقيق ملاتونين همچنان نامعلوم مانده و شواهدي وجود دارد كه به نقص اوليه ملاتونين اشاره مي كنند.
سكرتين
گرچه نقش سكرتين در سيستم گوارشي شناخته شده است اما نقش آن به عنوان نوروپپتيد هنوز در پرده ابهام است . گرچه گزارشات ابتدايي از اثر بخشي اين هورمون در درمان بيماران اوتيستيك حكايت داشتند اما مطالعات كنترل شده اين اثر بخشي را تاييد نكردند.
شواهد اخيري از خواص نورواكتيو سكرتين مشخص گرديده است. در نمونه هاي انساني و موشي و نمونه هاي موشي به تنهايي واكنش ايمني سلولهاي پوركنژ مخچه و هسته مركزي مخچه و سلولهاي پيراميدال كورتكس حركتي و نورونهاي حسي اوليه و ساقه مغز نشان داده شده است.
يك مطالعه ديگر بر روي موشها كدگذاري mRNA براي رسپتورهاي سكرتين در بين نورونهاي مخچه اي GABA انجام شده است.
با اين مطالعه پذيرفته شده است كه سكرتين ممكن است توسط سلولهاي پوركنژ مخچه ترشح شود و سپس به صورت پيامبر برگشتي تعديل كننده فعاليت GABA عمل مي كند. واضح است كه احتمالا” سكرتين اثر نورواكتيو دارد ولي اثر بالقوه اين هورمون در پاتوفيزيولوژي PDD بسيار كم شناخته شده است و نقش آن در درمان اثبات نگرديده است.
هورمون تيروئيد
هورمون محرك تيروئيد كه توسط غده هيپوفيز ترشح مي شود در چندين مبتلا به اوتيسم اندازه گيري شده است اما در مقايسه با افراد نرمال تغيير نداشتند.

ديگر هورمونهاي غده هيپوفيز
هورمون رشد ، پرولاكتين ، LH و FSH در كودكان اوتيستيك تفاوتي با افراد نرمال نداشته است
ديگر نوروپپتيدها و نوروتروپينها
يك آناليز جديد نوروپپتيدها و نوروتروپينها از نمونه هاي فريز شده خون نوزادان تشخيص داده شده به عنوان PDD (N=63) در مقايسه با عقب ماندگان ذهني بدون اوتيسم ( 54 نفر ) و فلج مغزي ها (63 نفر ) و افراد نرمال (54 نفر) و تعدادي از نوروپپتيدها در كودكان عقب مانده ذهني و PDD بالاتر از نرمال بودند غلظت پپتيد وازواكتيو روده اي(VIP) و پپتيد مرتبط با ژن كلسيتونين (CGRP) و فاكتور نوروتروپيك مشتق شده از مغز (BDNF) و نوروتروفين 5/4 بطور بارزي در كودكان PDD و عقب مانده بالاتر از نرمال بودند اما تغييري بين افراد PDD و عقب مانده ذهني غلظت ماده P ، پلي پپتيد فعال كننده آدنيلات سيكلاز (PACAP)
فاكتور رشد عصب(NGF) و نوروتروفين 3 ديده نشده است و در تمام گروه ها مشابه بودند. در يك مطالعه ديگر سطح مايع مغزي نخاعي فاكتور نوروتروفيك و فاكتور1 رشد شبيه به انسولين در 11 كودك اوتيستيك و 11 بيمار كنترل ناتوان هم سن مشابه بودند.
هنگاميكه نمونه هاي نوزادان ممكن است براي PDD اختصاصي نباشد اما اين نكته را اشاره مي كنند كه بد تنظيمي نوروپپتيد-نوروتروفين ها مغز را به سمت بروز PDD هدايت مي كند.
نتيجه
در مطالب گذشته مواد نوروشيميايي موثر در پاتوفيزيولوژي اوتيسم با تمركز بر مونوآمين ها (5HT,DA,NE) و سيستم گابا/گلوتامات و نوروپپتيدها با ارجحيت بررسي مونوآمين ها مورد بررسي قرار گرفتند.بيشتر مطالعات در اندازه گيري پايه اي آنها در پلاسما ، ادرار و مايع مغزي نخاعي منفي بودند. يك استثنا در بالا بودن سروتونين سطح سرمي خون كامل بود كه در مطالعات متعدد اثبات گرديد. اما علت زمينه اي آن نامشخص است . تغييرات رفتاري ناشي از سيستم مونوآمين ها بطور اوليه ناشي از 5HT است كه بطور مشخص در افراد اوتيستيك ديده مي شود هرجند اين مطلب بطور مكرر اثبات نشده است. مطالعات اوليه با روش PET روي سيستم 5HT وDA يافته هاي بالقوه مهمي را مشخص ساخته است. براي يافتن علت اين گونه بيماريها بكارگيري روشهاي تصوير برداري همزمان با مطالعات نوروشيميايي و ژنتيك در مطالعات آينده بسيار مهم مي باشد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

از بیش فعالی تا اوتیسم+گفتاردرمانی جامع انلاین گوهردشت کرج

اختلال رت: اختلال رت كه به نام سندرم رت نيز خوانده مي شود بطور اوليه در دختران ديده مي شود. در كودكان با سندرم رت در 6 تا 18 ماه ابتدايي زندگي نمو بطور طبيعي انجام مي شود ولي به تدريج والدين متوجه يك سري تغييرات در رفتار كودك و پسرفت در توانايي هاي حركتي مثل راه رفتن يا حركات بدن مي شوند اين تغييرات با از دست دادن توانايي هاي گفتاري و استدلالي و استفاده از دست همراه مي شود. تكرار حركات يا ژستهاي بدون معني نشانه بسيار مهم تشخيصي سنرم رت محسوب مي شود اين حالات بدني بطور تيپيك مشتمل بر فشردن دستها يا حالت شستشوي دستها مي باشد . كرايترياهاي تشخيصي سندرم رت در DSM IV به شرح زير است.

(A)   همه موارد زير

1-     رشد و نمو نرمال در حوالي تولد و پيش از تولد ( prenatal&perinatal)

2-     نمو حركتي رواني (سايكوموتور) نرمال در خلال 5 ماه اول زندگي

3-     دور سر نرمال در زمان تولد

(B)     بروز همه موارد زير بعد از دوره نرمال رشد و نمو

1-     كاهش رشد سر در سنين بين 5 و 48 ماهگي

2-     از دست دادن مهارتهاي حركتي كسب شده پيشين بين سنين 5 و 30 ماهگي و اضافه شدن حركات كليشه اي مثل فشردن دستها يا شستشوي دستها

3-     از دست دادن توانايي ايجاد روابط اجتماعي در اوايل دوره بيماري، گرچه متعاقبا” اينگونه روابط بهتر خواهند شد

4-     بروز ضعف در توانايي تنظيم حركات مرتبط با راه رفتن و حركات تنه

5-     نقص شديد در نمو گفتار بياني و دريافتيexpressive and receptive با عقب ماندگي رواني حركتي psychomotor

 

3-اختلال فرو پاشنده كودكي:

اين اختلال بسيار نادر با پسرفت واضح در موارد متعددي از عملكرد ها نظير كنترل ارادي روده و مثانه و مهارتهاي گفتاري و اجتماعي متعاقب دو سال رشد و نمو واضح طبيعي رخ مي دهد با اين مفهوم علائم اختلال فروپاشنده كودكي فقط بعد از حداقل 2 سال رشد و نمو نرمال رخ مي دهد و شروع پسرفت پيش از سن 10 سالگي باشد . كرايترياي اين اختلال بر اساس DSM IV به شرح زير هستند

كرايترياي تشخيصي اختلال فروپاشنده كودكي

 

A.     رشد و نمو نرمال در حد اقل 2 سال اول بعد از تولد كه با وجود مهارتهاي ارتباطي غير گفتاري ، روابط اجتماعي، بازي و رفتارهاي تطابقي متناسب با سن مشخص مي شود

B.     از دست دادن واضح مهارتهاي قبلي كسب شده ( قبل از سن 10 سالگي) در حد اقل 2 مورد از موارد زير

1-     زبان بياني و دريافتي expressive&receptive language

2-    رفتارهاي تطابقي و مهارتهاي اجتماعي

3-    كنترل روده و مثانه

4-    بازي

5-    مهارتهاي حركتي

C.     عملكرد غير طبيعي در حداقل 2 مورد از موارد زير

1-     نقص كيفي در تعاملات اجتماعي مثل نقص در رفتارهاي غير كلامي ، نقص در ايجاد روابط بين فردي ، نقص در روابط اجتماعي و هيجاني متقابل

2-    نقص كيفي در ايجاد ارتباط مثل تاخير يا كمبود در مهارتهاي گفتاري يا ناتواني در شروع يا نگهداري يك مكالمه يا بروز گفتار كليشه اي و تكراري و عدم انجام بازيهاي خود باورانه كودكانه

3-    رفتارها، علائق و فعاليتهاي محدود ، تكراري و كليشه اي مشتمل بر حركات كليشه اي

D.     اختلال دليل موجهي براي ديگر اختلالات نافذ رشد يا اسكيزوفرني نباشد

 
 اوتیسم

1-     اختلال اوتيستيك

اختلال اوتيستيك كه گاهي اوقات به نام اوتيسم كودكي زود رس يا اوتيسم كودكي ناميده مي شود در پسرها چهار برابر شايع تر از دخترهاست . كودكان با اختلال اوتيستيك داراي نقص متوسط تا شديدي در ايجاد ارتباط با ديگران يا ايجاد روابط اجتماعي(socialization) و مشكلات رفتاري مي باشند بسياري از كودكان اوتيستيك همچنين داراي عقب ماندگي ذهني مي باشند .

دو عنوان مفيد ديگر براي شرح علائم طيف اوتيسم بكار مي روند يكي به نام تسلسل رفتاري توجه Attention Behavioral continuum(ABC)  كه توسط دكتر رابرت سينايكو Robert sinaiko ايمونولوژيست بكار رفت و ديگري به نام تاخير نموي چند سيستمي Multi System of Developmental delays ( MSDD)  توسط دكتر استنلي گرين اسپن DR.Stanly Green span متخصص اطفال بكار رفت . هر دو عنوان اشاره به اين مطلب مي كند كه كودك در زمينه هاي شناخت ، زبان ، حركت ،حسي –حركتي ، بينايي و هيجاني اجتماعي متاثر شده است اما سوال بزرگ اين است كه چه اتفاقي در بدن افتاده است كه سبب عقب افتادگي در اين زمينه ها شده است. دكتر Bernard Rimland روانشناس و پدر يك كودك اوتيستيك اين سوال را در زماني كه موسسه تحقيقاتي اوتيسم را پايه گذاري كرد مطرح كرد و بطور خستگي ناپذيري بيش از 30 سال است كه در اين زمينه تحقيق مي كند و توانست تا حدودي اوتيسم را از تاريكي بيرون بياورد.

والدين و پزشكان بسياري از كودكان با مشكلات مربوط به توجه اذعان مي دارند كه كودكانشان دوران شيرخوارگي را واضح گذرانده اند . تقريبا” همه آنها نشستن و ايستادن و اينگونه فعاليتها را بطور مناسب انجام داده اند بيشتر آنها مهارتهاي گفتاري را مناسب شروع نموده اند و در يك نقطه معمولا” بين سنين 15 تا 24 ماهگي رفتارهاي كودك غير قابل كنترل گرديد يا پس رفت كرد . امروزه محققان مي گويند كه اختلال نافذ رشد و كمبود توجه به نظر مي رسند كه دو گروه متفاوت باشند. بعضي افراد تاريخ و حوادثي را كه از آن به بعد كودكانشان از مسير خارج شدند را به ياد مي آورند و حتي داراي ويدئويي از آن دوران هستند آنها مي دانند كه آن از زماني شروع شد كه كودك به كوليك ، عفونت گوش ، آلرژيها ، آسم ، آگزما ، تشنج ، يا واكنش نامطلوب به ايمن سازي مبتلا شد و غذا خوردن او به صورت ناخنك زدن شد و حتي نمي توانست شبها به راحتي بخوابد. گاهي اوقات اين حالت به تدريج ايجاد مي شود. مادر بزرگ اذعان مي كند كه كودك ديگر نمي خندد و به او نگاه نمي كند و پدر و مادر اذعان مي كنند كه كودك كلماتي را كه بيان مي كرد ديگر نمي كند و در طي سال گذشته هيچ لغتي به گفتار او اضافه نشده است . معلمان سال اول مدرسه اظهار مي كنند كه كودك نمي تواند آرام بنشيند و به درس توجه كند. بعد از روزها هفته ها يا حتي ماهها مشاوره با پزشكان و تحمل اضطراب ، تشخيص به نامهاي اختلال نافذ رشد PDD يا اوتيسم يا ADD يا ADHD  يا اختلال نموي چند سيستمي MSDD  يا اختلالات يادگيري خاص يا يكي از صدها اختلال يادگيري گذاشته مي شود.

علائم باليني و رفتاري

كرايترياي تشخيصيDSM IV براي اختلال اوتيستيك به شرح زير مي باشند.

A.     6 حالت يا بيشتر از موارد گروه علائم 1 يا 2 و 3 با حد اقل 2 مورد از گروه 1 و يك مورد از گروه 2 و3

1-     وجود نقص كيفي در ايجاد روابط اجتماعي كه با حد اقل 2 مورد از موارد زير مشخص مي شود

 

(a)    نقص در استفاده از رفتارهاي غير گفتاري مثل تماس چشمي با ديگران ابراز احساس با عضلات صورت يا با اندامهاي بدن يا ژست گرفتن هاي متناسب با حالات دروني براي تنظيم روابط بين فردي و اجتماعي

(b)   نقص در گسترش روابط دوستي با هم سن و سالان متناسب با سطح دوستي

(c)    كمبود در جستجوي خود به خودي و مشترك ساختن علائق و لذات يا دستاوردها با ديگر مردم مثلا” نقص در نشان دادن، آوردن يا اشاره كردن به چيز هايي كه مورد علاقه اوست

(d)   نقص تعاملات هيجاني يا اجتماعي

2-     نقص در برقراري ارتباط فردي كه با حداقل يكي از موارد زير مشخص مي شود.

(a)    تاخير در يا نقص كلي نمو زبان گفتاري ( بذون تلاش براي جبران آن با تقليد كردن يا ژست هاي بدني )

(b)   در افراد با توانايي صحبت كردن كافي با نقص در توانايي شروع يا نگهداري يك مكالمه با ديگران مشخص مي شود

(c)    استفاده كليشه اي يا تكرار شونده كلمات يا گفتار مختص خود كودك

(d)   كمبود تنوع در بازيهاي خود باوري كودكان يا شروع بازيهاي متناسب با سن نموي

 

3-رفتارها علايق و فعاليتهاي محدود شده و كليشه اي چنانكه با حداقل يكي از موارد زير مشخص مي شود

(a)    اشتغال ذهني فراگير با يك يا بيشتر علايق كه از لحاظ شدت يا نحوه بروز غير طبيعي باشد

(b)   بطور واضحي غير قابل انعطاف بودن براي روشهاي رفتاري غير عملي يا مراسمها يا تشريفات

(c)    حركات تكرار شونده يا كليشه اي مثل بازي با دستها يا انگشتان

(d)   تمايل و اشتغال ذهني دائمي با قسمتهايي از اشيا

 

( B) تاخير يا عملكرد غير طبيعي در حداقل يكي از موارد زير با ظهور در پيش از سه سالگي

1-     تعاملات اجتماعي

2-     زبان مورد استفاده در روابط اجتماعي

3-     بازيهاي سمبوليك يا تصوري

(C) اختلالات دليل موجهي براي اختلال رت يا اختلال فرو پاشنده كودكي نباشد

 

علائم باليني و رفتاري                                                       

اوتيسم حالتي است كه در اوايل كودكي بروز مي كند و بوسيله اختلال در تعاملات اجتماعي و برقراري ارتباط فرد با ديگران و علائق محدود و عجيب غريب اجتماعي بروز ميكند.

بيشتر افراد مبتلا به اوتيسم داراي عقب ماندگي ذهني متوسط با IQ  بين 35 تا حداكثر 50 مي باشند. گرچه ارزيابي هوش اين كودكان مشگل است اما تقريبا” سه چهارم اين كودكان داراي عقب ماندگي ذهني هستند. عموما” هرچه عقب ماندگي ذهني بيشتر باشد احتمال اوتيسم بيشتر مي باشد. به هر حال عملكرد پايين در بيماران با بهره هاي هوشي كمتر از 20 سبب عقب افتادگي در ارزيابي اوتيسم مي شود بنابر اين ابزارهاي تشخيصي اوتيسم ممكن است سبب ارائه نتايج نادرست در افراد بسيار كم هوش شود.

تشخيص اوتيسم در افراد بسيار عقب مانده نياز به تجربه يك پزشك با تجربه دارد. در ابتدا ما علائم بيماران اوتيستيك با عقب ماندگي ذهني را بررسي مي كنيم و در مورد افراد اوتيستيك بدون عقب ماندگي ذهني در مبحث آسپرگر بحث مي كنيم.

اختلالات تشنجي در افراد اوتيستيك بسيار شايع هستند . ابنرماليتي هاي حركتي يك نماي برجسته در زير مجموعه افراد است و حركات غيرطبيعي در بدو تولد در تعدادي از اينگونه كودكان ديده شده است. تجزيه و تحليل حركات نوزادان ممكن است سبب تشخيص زودرس اوتيسم قبل از بروز علائم تيپيك آن شود. گرچه اوتيسم ابتدا در خانواده هاي سطح بالاي اجتماعي گزارش شد اما تحقيقات بعدي نشان داد كه در كليه سطوح اجتماعي بطور يكسان ديده مي شود.

درحاليكه اتيولوژي بيماري مشخص نيست نظريه هاي متفاوت شامل ابنرماليتي هاي ژنتيكي ، عوارض بارداري ، در معرض قرارگيري با توكسينها و عفونتهاي در زمان جنيني يا حوالي وضع حمل يا بعد از تولد يا سرخجه بارداري در بروز اين بيماري گزارش شده اند. به علاوه توبروزاسكلروز به عنوان يك بيماري با بروز همزمان گزارش شده است. از سوي ديگر گزارشهايي حاكي از همراهي اوتيسم با واكسيناسيون بر عليه سرخك ، سرخجه و اوريون گزارش شده است اما اثبات نشده است. حداكثر 10 درصد از كودكان مبتلا به PDD همزمان يك اختلال باليني ديگر را نيز همزمان نشان مي دهند.

درمان موثر رفتاري ( رفتار درماني) آموزش و روان درماني و مداخله هرچه زودتر باعث بروز نتايج هرچه بهتر مي شود. غربالگري كودكان و نوپايان براي علائم ابتدايي اوتيسم و ارجاع آنها براي درمان هرچه زودتر يك امر بسيار ضروري است . گرچه رويكرد تجزيه و تحليلي رواني كه در ميانه قرن بيستم شايع بود مشخص شد كه موثر نيست و ديگر استفاده نمي شود اما شرحهاي اوليه از بيماري اوتيسم پيشنهاد مي داد كه والدين سرد و پس زننده (Rejecting) ( مادران يخچالي) باعث اوتيسم در نوپايان مي شود اما مطالعات دقيق كودكان اوتيستيك و والدين آنها اين نظريه را ثابت نكرده است. اوتيسم به علت مبود عاطفه و گرمي والدين اتفاق نمي افتد. اوتيسم به سبب كمبودهاي هيجاني يا رواني در والدين رخ نمي دهد و مقصر دانستن والدين براي بروز اوتيسم در كودكانشان صحيح نيست.

مشكل بزرگ در تبيين سلامت كودكان اوتيستيك ناهماهنگي وتناقض هاي تشخيصي است. گرچه كرايترياي تشخيصي اوتيسم و ديگر انواع PDD  در DSM IV-TR(TM)  و ICD-9-CM با هم متفاوت هستند اما هر دو آنها بطور وسيعي توسط پزشكان و محققين در سراسر دنيا پذيرفته شده اند.

ابزارهاي متعددي براي تشخيص اوتيسم و ديگر اختلالات نافذ رشد يافت شده اند. براي كار برد اين ابزارها در تشخيص اوتيسم و ديگر بيماريهاي مرتبط بصورت معتبر و قابل اطمينان نياز به آموزش وسيع و تجربه است. بنابر اين مگر اينكه آنها تجربه وسيعي با كودكان اوتيستيك داشته باشند تا درك و فهم مناسبي از مفاهيم تلويحي كرايترياي تشخيصي و مقياسهاي اندازه گيري داشته باشند بنابر اين به متخصصين اطفال و ديگر پزشكان توصيه مي شود تا در موارد مشكوك به اوتيسم به متخصصين متبحر در اين زمينه ارجاع دهند. در اينجا ما سعي مي كنيم تا درك مناسب و پايه اي از اوتيسم و بيماريهاي مرتبط ارائه دهيم ولي خوانندگان اين مطالب بايد دوره هاي آموزشي مناسب را پيش از اينكه بتوانند تشخيص قابل اطميناني ارائه دهند داشته باشند.

دارودرماني در درمان كمبودهاي اساسي اوتيسم بي اثر است اما ممكن است در درمان مشكلات رفتاري مرتبط و اختلالات همزمان موثر باشد. منافع احتمالي دارو درماني با مضار آن بايد در مورد هر بيمار جداگانه ارزيابي شود .

پاتوفيزيولوژي :

مطالعات تصويربرداري از مغز و آناتومي آن ابنرماليتي هايي را در نواحي مختلف مغز نشان داده است كه شامل لوبهاي تمپورال و فرونتال و مخچه مي شوند . بزرگي آميگدال و هيپوكامپوس در دوران كودكي شايع هستند ولي يافته ها در افراد مختلف متفاوت است.

رفتارهاي غيرطبيعي مرتبط در ديگر گونه ها كه مرتبط با بد عملكردي سروتونين ، نوروپپتيدها ، اكسي توسين و وازوپرسين هستند پيشنهاد مي كنند كه ممكن است يك بد عملكردي در يك يا بيشتر در اين مواد سبب اوتيسم در انسان شود.

بالا رفتن سروتونين در سطح خون كامل در يك سوم بيماران ديده مي شود. سطح افزايش يافته سروتونين خون در والدين و خواهر برادرهاي بيمار نيز ديده مي شود. افراد اوتيستيك و مادرانشان سطوح بالاي واكنش پذيري ايمني پروتئين بتا اندورفين با انتهاي C را نشان مي دهند. اساس و اهميت اين يافته ها مشخص نيست يافته هاي آزمايشگاهي پيشنهاد مي كنند كه كودكان با عملكرد پايين اوتيستيك ممكن است داراي نواقصي در متابوليسم آمينهاي فنولي باشند. بنابر اين علائم اختلالات اوتيستيك ممكن است با مصرف محصولات لبني ، شكلات ، ذرت ، شكر ، سيب ، و موز بدتر شوند اما براي تاييد اين مطلب مطالعه وسيعي صورت نگرفته است.

بسياري ديگر از نظريه هاي مثل مصرف اسيد فوليك در دوران بارداري به عنوان علت اوتيسم مطرح شده اما هيچكدام به عنوان علت قطعي اثبات نشده اند.

شيوع:

در ايالات متحده:

اختلال اوتيسم و بيماريهاي مرتبط با آن 10 تا 20 نفر در هر 10000 نفر را در آمريكا مبتلا مي كنند. تخمين زده مي شود كه در آمريكا 400000 مبتلا به اوتيسم يا بيماريهاي مرتبط با آن وجود داشته باشد. طيف بيماريهاي اوتيسم يكي از شايعترين ناتوانيهاي نموي دوران كودكي محسوب مي شوند. مطالعات اپيدوميولوژيك براي يافتن موارد اوتيسم بسيار پر هزينه است. بهترين استراتژي براي يافتن موارد اوتيسم غربالگري هاي متعدد با استفاده از چك ليست علائم اوتيسم توسط والدين مي باشد كه كودكان با احتمال بيشتر را مشخص تر مي كند و در مراحل بعدي كودكان مورد معاينه قرار مي گيرند.

در ديگر مناطق دنيا:

اختلال اوتيسم و ديگر حالات مرتبط 10 تا 15 نفر در هر 10000 نفر را در جمعيت عمومي مبتلا مي سازد. مطالعات در ژاپن ميزان ابتلاي بيشتري را نشان مي دهد البته محققين ژاپني اذعان مي دارند كه اين آمار بالاتر مربوط به دقت بالاي پزشكان ژاپني است.بعضي مطالعات پيشنهاد ميكنندكه شيوع بيشتر بيماريهاي عفوني در قسمتهايي از ژاپن علت شيوع بالاتر بيماري است . مطالعات اپيدميولوژيك بيشتري براي يافتن شيوع و بروز واقعي و نحوه توزيع آن در سراسر دنيا لازم است كه با انجام شدن آن شايد بتوان روي علت بروز آن تمركز كرد.

مورتاليتي و موربيديتي:

نتايج طولاني مدت افراد اوتيستيك بطور مستقيم مرتبط با ميزان هوش اين افراد است.

نژاد:

مطالعات در ژاپن شيوع بالاتر اين اختلال را در اين كشور نشان مي دهند. ميزان بالاي گزارش شده اوتيسم در مطالعات متعدد ژاپني ها منعكس كننده شيوع و بروز بالاتر اين اختلال در ژاپن است. از طرف ديگر پزشكان ژاپني تسلط بالايي در تشخيص اوتيسمهايي دارند كه در ديگر كشورها چشم پوشي شده اند. و از سوي ديگر بعضي مطالعات پيشنهاد مي كنند كه بعضي از موارد اوتيسم در ژاپن در نتيجه عفونتهاي معده اي روده اي و ديگر عفونتهاي ناشي از غذاهاي دريايي و ديگر منابع آبي مشخصه ژاپن ناشي مي شود.

جنس:

نسبت مذكر به مونث 3 تا 4 به 1 مي باشد

اختلال اوتيسم بيشترين شيوع را در پسرها دارد كه كاريوتايپ آن XY 46 است . در بعضي مطالعات سندرم X  شكننده در يك دهم پسرهاي اوتيستيك ديده مي شود.

سن:

اختلال اوتيسم در اوايل كودكي بروز مي كند با استفاده از كرايترياهاي موجود در حال حاضر عدم وجود ابنرماليتي ها در 30 ماه ابتداي زندگي اختلال اوتيسم را رد مي كند . افراد با بروز ديررس علائم منطبق با اوتيسم ممكن است تحت عنوانهاي اختلال فروپاشي كودكي ، سندرم رت ، سندرم آسپرگر و PDD NOS طبقه بندي شوند.

بسياري از والدين از رشد و نمو نرمال در سنين 2 سال ابتداي زندگي كودكشان قبل از توجه به نقص در مهارتهاي ارتباطي و اجتماعي

مي گويند. افراد مبتلا به اختلال طيف اوتيسم و PDD NOS از رفتار درماني هاي هدفمند توسط درمانگران متبحر در اين بيماريها بهره مند مي شوند. بنابر اين كودكاني كه علائم اختلال اوتيستيك يا ديگر اختلالات نافذ رشد ويا ديگر اختلالات طيف اوتيسم را بروز مي دهند بسيار محتمل است كه از مداخلات درماني فشرده طراحي شده براي كودكان اوتيستيك بهره مند شوند. از آنجا كه نتايج مطلوب زماني اتفاق مي افتد كه مداخلات درماني هرچه زودتر شروع شود و كودك به محض تشخيص مي بايست روي درمان فشرده قرار گيرد. والدين و متخصصين اطفال و ديگر افراد شاغل در درمان بيماران بايد از كمك ديگر افرادي كه با مداخلات درماني اين بيماران آشنا هستند مي بايست مرتبط بوده و از كمك آنها بهره مند گردند.

تاريخچه

اشاره خواستاري

–         اشاره خواستاري استفاده از انگشت اشاره براي نشان دادن چيز مورد علاقه كودك به شخص ديگري است. نونهالان بطور تيپيك ياد مي گيرند كه از انگشت اشاره براي نشان دادن و ايجاد ارتباط در مورد چيزهاي مورد علاقه به ديگران استفاده كنند.

–         عدم وجود اين گونه اشاره ها پيش بيني كننده تشخيص بعدي اوتيسم است. عدم حضور اشاره خواستاري مي تواند بوسيله مصاحبه با والدين يا درمانگران مشخص شود.

تحريك محيطي

–         والدين پاسخهاي غير معمول به محركهاي محيطي را بيان مي كنند. اين پاسخها مي تواند بصورت واكنش بيش از حد يا عدم واكنش به محركهاي حسي ورودي باشد.

–         اصوات نظير صداي جارو برقي يا موتورسيكلت ممكن است سبب جيغهاي پياپي كودك مبتلا به اوتيسم شود. صداي راديو يا ضبط يا تلويزيون ممكن است سبب تحريك صوتي دردناك شود. گاهي اوقات والدين مجبورند براي انجام كارهاي روتين خانه ترتيب ديگري اتخاذ كنند تا كودك حضور نداشته باشد.

–         كودكان مبتلا به اختلال اوتيسم ممكن است پاسخهاي تشديد يافته يا خشمناك به محركهاي حسي روزانه مثل لامپهاي درخشان يا لمس بدهد.

تعاملات اجتماعي

جدايي از والدين ممكن است كمبود تماس چشمي را باعث شود كه از علائم تيپيك اوتيسم است

ممكن است حتي عدم پاسخ به محركهاي دردناك و جراحتهاي فيزيكي وجود داشته باشد و بجاي اينكه كودك در زمان بروز جراحت يا كبودي ناشي از ضربه به سمت والدين خود بدود هيچگونه عكس العمل رفتاري از خود نشان ندهد. گاهي اوقات والدين كودك اوتيستيك متوجه جراحت نمي شوند تا زمانيكه ناحيه جراحت را ببينند. والدين مكررا” مجبورند از كودك وقتي كه تغييري در خلق او مي بينند در مورد مشكل وي سوال كنند. وقتي كودك مجروح مي شود ممكن است از والدين خود درخواست كمك نكند و والدين مجبورند بدن وي را مكررا” براي يافتن ناحيه صدمه ديده بازديد كنند.

اشكال در تعاملات اجتماعي متداول است . كودكان ممكن است در دوست يابي و فهم تمايلات اجتماعي ديگر كودكان مشكل داشته باشند. و از طرفي آنها ممكن است شيفتگي و تمايل به اشيايي داشته باشند كه بطور نرمال كودكان تمايل ندارند.

برقراري ارتباط

ابنرماليتي گفتاري بسيار متداول است. آنها داراي تاخير گفتاري و انحراف از نرمال در گفتار خود هستند. واژگون سازي ضميري در اين كودكان بسيار متداول است مثلا” بجاي گفتن من ميگويد تو يا شما

بازي كردن

–         عدم وجود بازيهاي سمبوليك در دوران نوپايي و شيرخوارگي پيش بيني كننده تشخيص بعدي اوتيسم است بنابر اين غربالگري براي وجود يا عدم بازيهاي سمبوليك كليد اساسي براي ارزيابي اوتيسم و ديگر ناتوانايي هاي نموي است.

–        بازي عجيب غريب با قسمتهايي از يك شيء بجاي استفاده عملي از كل شيء . براي مثال يك كودك اوتيستيك ممكن است از چرخاندن چرخهاي يك ماشين بيشتر لذت ببرد تا حركت دادن كل آن در زمين براي بازي. كه در فيلم شماره 4-6 مشهود است .

–        كودكان اوتيستيك ممكن است از به خط در آوردن مكرر يا انداختن اشياء از ارتفاع مشخصي لذت ببرند

–        كودكان شيفته چيزهايي شوند كه بطور نرمال اسباب بازي نيستند مثل يك تكه طناب فيلم شماره 5 نشان دهنده شيفتگي يك كودك به رشته هاي يك طناب است. آنها ممكن است از انباشتن بند هاي لاستيكي يا گيره هاي كاغذ و تكه هاي كاغذ لذت ببرند. آنها ممكن است ساعتها وقت خود را صرف نگاه به لامپهاي ترافيك يا پروانه هاي پنكه يا آب رونده كنند.

–         بعضي والدين گزارش مي دهند كه آنها مجبورند درب دستشويي را قفل كنند تا از كشيدن سيفون در طول روز بطور مكرر توسط كودكشان جلوگيري شود.

پاسخ به بيماريهاي تب دار

–         كودكان اوتيستيك ممكن است در زمان ابتلا به بيماريهاي تب دار رفتارهاي عجيبشان كاهش يابد.   والدين ممكن است گزارش كنندكه وقتي كودكشان دچار تب مي شود رفتارها و علائم او بهبود مي يابد والدين ممكن است بگويند كه وقتي كودكشان يم فرشته مي شود احتمالا” گوشش عفونت كرده است بعضي رفتارهاي غير طبيعي كودك كه والدين را به ستوه مي آورد نظير رفتارهاي خود آزاري ، تهاجم به ديگران ، تخريب وسايل و از عصبانيت هاي شديد و بيش فعالي ممكن است در بيماريهاي تب دار كاهش يابد. كودكاني كه بطورتيپيك در مدرسه و خانه رفتارهاي غير قابل كنترل دارند ممكن است مطيع و قابل كنترل به نظر برسند.

–         اين مهار رفتارهاي منفي ممكن است در تعدادي از بيماريهاي تب دار مثل عفونتهاي گوش ، عفونتهاي دستگاه تنفسي فوقاني و بيماريهاي دوران كودكي اتفاق بيافتد. بهبودي كودك از بيماري تب دار با بازگشت ناگهاني مشكلات رفتاري كودك همراه مي شود.

معاينه باليني

غربالگري كودكان براي پيشگيري از اختلال اوتيسم بسيار مهم است بارون كوهن و همكارانش مشاهده كردند كه نگاههاي خيره غير طبيعي و اشاره به اشياء مورد علاقه با انگشت و بازيهاي نمادين در طي ويزيت كودكان در تشخيص آينده اوتيسم بسيار مهم بوده است. بارون كوهن و همكارانش چك ليستي را براي غربالگري كودكان از نظر اوتيسم طراحي نموده اند.                                                 (‍CHAT-Check list for Autism in Toddlers)

اين تست غربالگري در انگلستان بسيار مفيد بوده اما بعضي از قسمتهاي آن با بعضي فرهنگها هماهنگ نيست كه ارزش آن را در ديگر مليتها كم مي كند.

– در ارزيابي پيگيري خيرگي چشمها توسط بارون و كوهن پيشنهاد شده است كه مراحل زير طي شود.

پزشك نام كودك را صدا مي كند و به يك اسباب بازي در سمت ديگر اتاق اشاره مي كند و مي گويد اوه نگاه كن يك …… (           نام اسباب بازي را مي گويد) اونجاست اگر كودك به همراه پزشك به همان سو نگاه كرد يك نگاه مشترك نرمال است و اگر نگاه نكرد بايد به يك متخصص رشد و نمو كودك براي رد اوتيسم يا ديگر انواع PDD ارجاع شود.

–         در ارزيابي توانايي اشاره با انگشت اشاره به كودك گفته مي شود كه لامپ كجاست به من نشان بده اگر كودك با انگشت اشاره نشان داد كه پاسخ نرمال است و اگر پاسخ منفي باشد تست را دوباره با يك خرس عروسكي كه قابل دسترسي نباشد انجام ميدهيم و در صورت منفي بودن پاسخ مي بايست به متخصص ارجاع شود.

–         بدون شباهت با ديگر كودكان با عقب ماندگي ذهني كودكان اوتيستيك بطور تيپيك از نظر ظاهري نرمال هستند.

حركات بدن

–         بعضي افراد اوتيستيك داراي حركاتي شبيه كره سيدنهام و ديگر اختلالات حركتي مي باشند. حركات كليشه اي كه بصورت حركات تكراري و حالات بدني خاص و تكرار كلمات هستند يكي از يافته هاي شايع در افراد اوتيستيك است

–         يكي از حركات غير نرمال كه در كودكان با اوتيسم اتفاق مي افتد عبارت است از حركت دست شبيه بال زدن كه در آن اندام فوقاني سريع بالا و پايين ميرود در حاليكه مچ شل است و حالتي شبيه حركت يك پرچم در باد را ايجاد مي كند.

–         حالت فوق در زماني اتفاق مي افتد كه كودك خوشحال يا هيجاني است و اين حالت ممكن است در تركيب با حالات كل بدن مثل بالا و پايين پريدن و چرخيدن به دور محور عمودي بدن باشد.

–        كودكان اوتيستيك اغلب تيك هاي حركتي نشان مي دهند و قادر نيستند كه آرام بنشينند. از آنجا كه اغلب كودكان اوتيستيك از لحاظ ذهني عقب مانده هستند و غير گويا هستند بيان تجربيات ذهني مرتبط با حركت اغلب براي آنها غير ممكن است . بعلت اينكه بيان علائق ذهني بصورت حركتي براي تشخيص بيقراري حركتي(Akathisia) ضروري است . بيقراري حركتي (Akathisia) در افرادي كه توان بيان تجربيات ذهني با كلمات را ندارند قابل تشخيص نيست. سطح بالاي فعاليت و كمبود واضح توانايي آرام نشستن شبيه Akathisia وقتي كه فرد توانايي بيان زباني احساس بيقراري دروني خود را ندارد و اشتياق زيادي براي حركت دارد به عنوان PseudoAkathisia  ناميده شده است

نماي سر

اندازه دور سر در يك زير گروه از كودكان اوتيستيك افزايش يافته است در حاليكه همراه اختلال ديگري نمي باشد. افزايش دور سر در پسرها شايع تر از دخترهاست و با رفتار تطابقي ضعيف آنها مرتبط است. افزايش دور سر در چند سال ابتداي زندگي مشخص تر است و ممكن است متعاقبا” در دوران نوجواني به اندازه نرمال برگردد.

خطوط انحرافي كف دست از ديگر آنومالي هايي است كه در اختلال اوتيستيك بطور شايع ديده مي شود.

 

روشهاي درجه بندي

درمانگران و پزشكان ممكن است نياز داشته باشند كه در مورد هرگونه حركت در دهان ، صورت ، دستها يا پاهاي بيمار سوال كنند و اگر چنين باشد مي بايست نوع حركت شرح داده شود و چگونگي آزرده شدن بيمار گفته شود. از بيمار ممكن است درخواست شود كه روي صندلي بنشيند در حاليكه پاها كمي باز باشند و دستها بين پاها يا روي زانوها آويزان باشد. از بيمار درخواست مي شود كه دهانش را باز كند و دو بار زبانش را بيرون بياورد. اگر بيمار عمل درخواستي را انجام نداد معاينه كننده سپس اين عمل در مستقيما” جلوي بيمار انجام مي دهد تا بيمار عمل مورد نظر راانجام دهد. براي اطلاعات بيشتر به مبحث Tardive Dyskinesia مراجعه كنيد.

به علت اينكه به زبان آوردن بي قراري دروني و اصرار به حركت براي تشخيص آكاتيزي نياز است ، مشاهده حركات تيپيك آكاتيزي در فردي كه نمي تواند موضوعات ذهني را به زبان بياورد شايسته تشخيص آكاتيزي كاذب يا شايد آكاتيزي باشد.

 

ارزيابي هاي حركات كليشه اي

حركات مشاهده شده در افراد اوتيستيك بطور مكرر به عنوان حركات كليشه اي دسته بندي مي شوند. اين حركات تحت عنوان سه گروه تقسيم بندي مي شوند.

1-     حركات دهاني صورتي ( براي مثال زبان ، دهان ، و حركات صورت مثل حالت بو كشيدن ، آب بيني را بالا كشيدن، و ديگر اصوات

2-     حركات اندامي مثل حركات دست ، انگشتان دست يا پا يا حركات ساق پا

3-     حركات سر و تنه مثل چرخيدن ، كج شدن ، سر كوبيدن يا حركات نوساني تنه

حركات كليشه اي در كودكان غير اوتيستيك با عقب ماندگي ذهني نيز اتفاق مي افتد .ارزيابي و پيگيري حركات كليشه اي يك كار با ارزش است چرا كه اين گونه حركاات هم باعث آزار ديگران شده و هم باعث تداخل در فعاليتها در مدرسه خانه يا محل كار مي شود. ارزيابي هاي روتين در خلال درمان و بعد از درمان براي تعيين اثرات مداخلات با ارزش است. براي ارزيابي و درجه بندي حركات كليشه اي به مبحث Tardive Dyskinesia  مراجعه نماييد.

رفتارهاي خود آزاري:

يكي از اشكال جدي حركات كليشه اي رفتارهاي خود آزارانه است .خود آزاري ممكن است بصورت ناخن كشي به پوست يا خود زني ، كوبيدن سر و كشيده زدن به صورت ، كوبيدن سر و تنه به اشياء ديگر ، كشيده زدن و آزار رساندن به تنه ، فروكردن چيزي در چشم يا مقعد يا جاهاي ديگر بدن، جويدن لب ، كشيدن مو و ناخن و ضربه زدن به دندانها مي باشد.

خود آزاري ها مي تواند سبب نقص عضو يا مرگ شود براي مثال ضربه يا سيخونك به چشم ممكن است سبب كندگي شبكيه و كوري شود. در حاليكه در جمعيت كوچكي از كودكان اوتيستيك خود آزاري بروز مي كند اين گروه بيشترين چالش را پيش روي درمانگران قرار مي دهند.

دو نمونه باليني:

نمونه اول :

بيمار پسر بچه 6 ساله اي بود كه با تشخيص اوتيسم روزانه 75 ميلي گرم كلوميپيرامين مصرف مي كرد و علائم بدون توقف كليشه اي از خود نشان مي داد. او بطور مكرر از گوشه چشم نگاه مي كرد و سر خود را كج مي كرد. او اغلب با انگشتانش بازي مي كرد و ور مي رفت و حالتهاي غير نرمال را به خود مي داد. او گاهگاهي شكلك در مي آورد. او بطور مكرر شكافهاي چشم بند ها را لمس مي كرد در حاليكه به گوشه پنجره نگاه مي كرد.. او انگشتانش را روي چشم بند ها و كشوهاي كابينت و صندلي مي ماليد. در ساعت 5/8 او بطور مختصري خود را نوسان داد و اصوات غير مشخصي را به صدا در مي آورد . او ممكن است به خواب رفته باشد.

نمونه دوم:

بيمار كودك 7 ساله مبتلا به اوتيسم است كه تنها روزانه ويتامين مصرف ميكند . معاينه گر مكررا” گوشي تلفن را حركت مي داد و با انگشت روي گوشي مي زد اين كار كه ابتدا توسط بيمار انجام شده بود براي تحريك بيمار به انجام مجدد آن انجام گرفت اما بيمار متوجه حضور معاينه گر نبود و حول محور مركزي خودش مي چرخيد. او با تلفن بازي غير عملي مي كرد و مكررا” انگشتش حركت مي كرد (وول مي خورد) و حركات كليشه اي انجام مي داد. او به تناوب اصوات غير قابل تشخيص از خود در مي آورد و بطور مختصري حركات نوساني داشت. تصوير 4 را ببينيد.

معاينه گر ممكن است تلاش كند براي ايجاد يك سري پاسخ از سوي بيمار به اين ترتيب كه معاينه گر مي گويد نوبت من است و با يك بلوك به يك بشقاب مي زند و سپس به بيمار مي گويد نوبت توست واگر پاسخ نداد ممكن است بيمار نياز به كمك فيزيكي داشته باشد. مثال باليني : بيمار كودك 7 ساله اي مبتلا به اوتيسم بود كه تنها ويتامين مصرف مي كرد وقتي معاينه گر تلاش مي كرد كه با زدن يك بلوك به بشقاب به او نوبتش را بفهماند كودك بطور مكرر مي پريد و مي چرخيد و بازيهاي غير عملي با تلفن انجام مي داد. او سرش را كج مي كرد و با دقت به گوشه پنجره نگاه مي كرد. او علاقمند به احساس و لمس تكه چوب بود . او با اسباب بازيهاي كوچك كه در دست داشت سريعا” دستش را حركت مي داد.

علل:

چندين دهه قبل اين نظريه داده شد كه اوتيسم در كودكاني ايجاد مي شود كه توسط والدين سرد پس زده شده اند ( والدين يخچالي) و آنها را مقصر انحراف از نرمال كودكان كم سن مي دانستند. اما مطالعات خانوادگي اين مطلب را اثبات نكردند. خيلي مهم است كه بطور مكرر با والدين كودكان اوتيستيك ارتباط ايجاد شود.

علت اختلالات اوتيستيك ناشناخته است . نظريات شامل عوارض بارداري ، عفونتها ، ژنتيك و در معرض قرار گيري با توكسين ها مي باشد.

عوارض بارداري

–         عوارض بارداري با افزايش خطر بروز اوتيسم همراه است اما مشخص نيست كه آيا عوارض بارداري سبب اوتيسم مي شود يا هر دو ناشي از يك علت ديگر مي باشند.

عفونتها

–         يك زمينه عفوني در بعضي افراد اوتيستيك اين پيشنهاد را داده است كه ممكن است عفونت عامل اوتيسم باشد كما اينكه در اپيدمي هاي سرخجه احتمال بروز اوتيسم بالاتر مي رود. اين يافته ها اين نظريه را ارائه مي كنندكه عفونت با سرخجه آسيب پذيري براي ايجاد اوتيسم را در جنين ايجاد مي كند.

ژنتيك

–         يك توزيع ژنتيكي نيز براي اوتيسم شناخته شده است.

–         –   مطالعات متعدد خانوادگي پيشنهاد داده است كه يك جزء ژنتيكي در خانواده هاي اين افراد وجود دارد. براي مثال بسياري مطالعات نشان داده اند كه بعضي وابستگان بدون علامت درجه اول اين افراد ابنرماليتي هايي در ميزان سروتونين و ديگر مواد شيميايي مشابه پيش ماده هاي آن دارند. اما به هر حال يك فرد اوتيستيك مشخص ممكن است صفت فاميلي خاصي را كه در جمعيت افراد اوتيستيك ديده شده نشان ندهد.

–         –   يافته هاي ژنتيكي اوتيسم يكي از اهداف آينده تحقيقات است. اما به هر حال فايده مطالعات باليني خانواده افراد اوتيستيك مشخص نشده است.

توكسين ها

–         در معرض توكسين قرار گرفتن به عنوان يكي از علل اوتيسم پيشنهاد شده است . گرچه در معرض قرار گرفتن در بعضي افراد اوتيسم مشخص شده اما يك نقش علتي در كليه افراد اوتيستيك ثابت نشده است. مناطق خاصي از زمين ممكن است به علت وجود توكسين هاي خاص بروز مشخصي داشته باشند مثلا” افزايش اوتيسم در مناطق خاصي از ژاپن را به علت توكسين منتقل شده از ماهي       مي دانند. گرچه توكسين ها ممكن است نقشي در بعضي افراد اوتيستيك در ژاپن داشته باشد اما در كل ژاپن اين مطلب بطور عموم به عنوان علت ثابت نشده است. يكي ديگر از دلايل ميزان بالاي اوتيسم در ژاپن را آموزش و دقت زياد پزشكان ژاپني مي دانند.

–         بروز اوتيسم بعد از واكسيناسيون سرخك ، اوريون و سرخجه به اين نظريه هدايت شده كه اوتيسم ممكن است به علت واكسيناسيون ايجاد شود اما مطالعات دقيق ارنباط بين واكسيناسيون سرخك ، اوريون و سرخجه را با اوتيسم ايجاد شده متعاقب آنها را در جمعيت عمومي نشان نداده است.

تشخيص هاي افتراقي

1-     آكانتوسيتوز

2-    اختلال وسواسي جبري

3-    تريكوتيلوامنيا

4-    كمبود بيوتين

5-    اختلال جدايي هويت

6-    FTT

7-    سوء استفاده جسمي

8-    كوتولگي رواني

9-    اختلال وابستگي واكنشي

10-  كمبودهاي شناختي

11-  سندرم cornelia de lange

12- سندرم كريدو شات

13- سندرم داون

14- اختلال پيكا

15- سندرم X شكننده

16- بيماري گاچر

17- نقصهاي شنوايي

18- عفونت با HIV

19- هيپو ملانوز Ito

20- اختلالات يادگيري

21- مسموميت با سرب

22- توبروز اسكلروز

 

ديگر اختلالاتي كه بايد در نظر گرفته شود:

1-     كاريوتايپ 44XXX

2-     كروموزومهاي 47

3-     ترانسلوكاسيون متعادل 7:20

4-     سندرم آنجلمن (مرد فرشته)

5-     حذف 1p35

6-      دوپليكاسيون باندهاي 15q11-13

7-     اختلال عادتي

8-     هيدروسفالي

9-     حذف بينابيني كروموزوم 17 ( p11.2)

10- اختلالات گفتاري

11- كروموزوم Y بلند

12- بيماري ميناماتا

13- سندرم موبيوس

14- هيپرگليسمي غير كتونيك

15- تريزومي پارشيال 6p

16-  دوپليكاسيون معكوس (15) ( pter->q13)

17- تشنجات

18- تشنجات لوب فرونتال

19- اسپاسمهاي نوزادي

20- اختلال تورت

21- تريزومي 22

مطالعات آزمايشگاهي:

–         در يك سوم افراد ميزان سروتونين افراد اوتيستيك افزايش يافته است سطح افزايش يافته سروتونين در والدين و برادر خواهر هاي فرد مبتلا نيز ديده مي شود.

–         بيوتينيداز سرم در بعضي افراد اوتيستيك كاهش يافته

–         مطالعات ايمونولوژيك براي تشخيص ابنرماليتي ها نظير كاهش غلظت پلاسمايي پروتئين كمپلمان C4B بسيار مفيد است

–         افزايش واكنش پذيري پروتئين بتا اندورفين با انتهاي C در افراد اوتيستيك و مادرانشان

 

مطالعات تصوير برداري

MRI

–   مطالعات ناسازگار هستند اما يافته هايي بدست آمده است ، شامل بزرگي كلي مغز ، بافت كلي مغز و بطنهاي طرفي و چهارم     مغز همزمان با كاهش سايز مغز مياني ، مدولا اوبلونگاتا ، نيمكره هاي مخچه و لوبهاي كرمي شكل ( Vermal) VI  و VII

–         هنگامي كه هيپوپلازي در بعضي افراد اوتيستيك ديده شد در تعدادي ديگر افراد هيپر پلازي ديده شد !

–         افراد اوتيستيك كه سرشان را مي كوبند ممكن است بزرگي دوگانه فضا در استخوانهاي پاريتال و اكسيپيتال با كاهش ماده خاكستري نزديك به تغييرات استخواني داشته باشند. اين يافته ها شبيه بوكسورهايي است كه دچار آنسفالوپاتي و دمانس پوگيليستيكا مي شوند dementia pugilistica

CT Scan

مطالعات با يكديگر سازگار نيستند اما مي توانند نواقصي را نشان دهند كه شامل بزرگي بطنها ، هيدروسفالي ، ضايعات پارانشيمال و كاهش اندازه هسته دمي caudate nucleus

PET

در توموگرافي انتشاري پوزيترون PET نواقص متعددي مشاهده شد اما هيچكدام در همه افراد مبتلا به اوتيسم ديده نمي شود و نتايج در افراد متفاوت هستند.

–         در تصوير برداري با 18 فلورين 2 داكسي گلوكز شيار مستقيم جلويي در سمت چپ بزرگتر از سمت راست است كه برعكس آسيمتري موجود در افراد نرمال است .

–         در بعضي افراد ميزان متابوليسم گلوكز در كورتكس كالكارين پشتي سمت راست افزايش يافته است در حاليكه ميزان متابوليسم گلوكز در پوتامن پشتي چپ و تالاموس داخلي چپ كاهش يافته است. براي اطلاعات بيشتر به اين مبحث مراجعه نماييد .

SPECT

با اين روش جريان خون ناحيه اي مغز با گزنون 133 اندازه گيري مي شود كه كاهش متابوليسم نيمكره چپ مغز در بعضي افراد ديده شده است.

EEG

 

–         با آنسفالوگرافي اختلال تشنج ، آفازي اكتسابي با تشنج ( سندرم لاندا كلفنر ) ، آنسفالوپاتي نوزادي پاسخ دهنده به بيوتين و حالات مرتبط بررسي مي شود. مشاوره با يك متخصص الكترو انسفالوگرافي كمك مي كند به روش درماني مناسب و متناسب با نوار مغز دست يابيم

–         يك آنسفالوگرافي نرمال ابنرماليتي هاي تشنجي را رد نمي كند

–         وقتي يك الكترو آنسفالوگرام معمولي شواهد مشخصي از تشنج در يك بيمار مشكوك به تشنج مثل تشنج پارشيال با علائم كمپلكس را مشخص نمي كند اتخاذ روشهاي تخصصي ممكن است به روشن شدن تشخيص كمك كند. اندازه گيري هاي الكتروآنسفالوگرافيك بعد از محروميت از خواب و بعد از تحريك با نور و صدا و حس لامسه با استفاده از ليدهاي نازوفارينژيال و همزمان با مونيتور ويديويي ممكن است كمك كننده باشند.

–         بستري در يك بيمارستان براي ارزيابي با مونيتور ويديويي 24 ساعته همزمان با الكتروآنسفالوگرافي و حركت كودك براي چند روز ممكن است در تشخيص يا رد اختلالات تشنجي كمك كننده باشد.

تصوير برداري با راديو ايزوتوپ

بررسي جريان خون موضعي مغز با تكنسيوم m99 كه به اكسيد هگزا متيل پروپيلن آمين (HMPAO) كه يك ماده ليپوفيل است آنوماي هاي متنوعي را نشان مي دهد از جمله كاهش در ورميس ، نيمكره هاي مخچه ، تالاموس ، گانگليون هاي پايه اي و لوبهاي پاريتال و تمپورال . اين يافته ها پيشنهاد مي كند كه يك ابنرماليتي خاص در تمام افراد اوتيستيك ديده نمي شود و ممكن است كلاسهاي بيولوژيكي خاصي با انواع مشخص اختلال جريان خون مغز وجود داشته باشد.

ديگر آزمايشات

–         مسموميت با سرب توسط آزمايشات مناسب كنار گذاشته شود

ارزيابي هاي رواني-فيزيولوژيكي

–         كودكان به احتمال زياد در دوره تنفسي پاسخهاي خوگيري از خود نشان نمي دهند ، فعالت الكتريكي پوست و وازوكانستريكشن در پاسخهاي تقويت شده ضرباني محيطي بطور مكرر تحريك را در كودكان تيپيك نشان مي دهد.

–         كودكان اوتيستيك ممكن است بيش انتخابي شنوايي داشته باشند.

درمان :

مداخلات شديد فردي مشتمل بر رفتار درماني و آموزش و روان درماني ها موثرترين درمان اختلالات اوتيستيك هستند. شروع درمان زودرس در دوران كودكي نتايج مطلوب تري خواهد داشت.

بسياري از درمانها به كودكان اوتيستيك كمك مي كنند. مداخلات متنوعي شامل دست كاري هاي كايروپراكتيك گزارش شده است كه براي اين كودكان مفيد هستند. اما نتايج درماني يك فرد نمي تواند به كليه افراد تعميم داده شود. به هر حال تحقيقات علمي براي بررسي كه آيا درمانها بطور عموم مفيد هستند يا نه . اثرات معكوس مداخلات بايد با فوايد بالقوه مداخلات درماني سنجيده شود. مشخصا” venlafaxine  ممكن است در بعضي نوجوانان تهاجم شديد ايجاد مي كند.

رفتار درماني ، گفتار درماني ، فيزيوتراپي

–         درمان شامل ارتباط تسهيل شده ، استفاده از key board و تخته حروف و ديگر روشها با كمك يك فرد تسهيل كننده است

–         آموزش همگرايي شنوايي ، روشي است كه فرد در آن از طريق گوشي به آهنگها و اصوات از پيش تهيه شده گوش مي كند.

–         درمان همگرايي حسي ، درماني است كه كار درمانگران براي رفع مشكلات حسي و حركتي با پايه حسي بكار مي برند.

–         گزارش شده است كه فيزيوتراپي به بعضي افراد اوتيستيك كمك مي كند

درمان موثر اختلالات اوتيستيك آموزش اختصاصي است . در حاليكه والدين ممكن است در حال انتخاب روشهاي درماني متعددي باشند همزمان آموزش كودك نيز بايد توسط يك فرد آشنا با اينگونه كودكان انجام گيرد. مداخلات رفتار درمانگرانه بايد در اسرع وقت شروع گردد.

مشاوره ها

1-     مشاوره از نظر اختلالات متابوليك

2-     مشاوره ايمونولوژيك براي كنار گذاشتن ابنرماليتي هاي سيستم ايمني و در مورد درمانهاي ايمونولوژيك مي بايست فوايد آن با مضرات آن سنجيده شود.

3-     مشاوره با متخصصين گوش و حلق و بيني براي بررسي اختلالات سيستم شنوايي و انجام اوديوگرام براي ارزيابي نقص شنوايي

4-     مشاوره نورولوژيك براي ارزيابي تيكها و ديگر بيماريهاي نورولوژيك

5-     مشاوره نورو سايكولوژي مي تواند در ارزيابي هوش مفيد باشد. نقص در انجام تكاليف ساده و پيچيده بصورت گفتاري و غير گفتاري در آزمون كارتهاي Wisconsin  و استانفورد بينه وجود دارد.

تغذيه

–         افراد اوتيستيك نياز به سه وعده غذاي متعادل در روز دارند

–         مشاوره تغذيه براي افراد مفيد است خصوصا” افرادي كه رژيم فاقد گلوتن و كازئين استفاده مي كنند.

–         ويتامين ب 6 و منيزيوم به نظر مي رسند كه در كمك به اينگونه اختلالات مفيد باشند.

فعاليت

–         ورزش اغلب براي افراد اوتيستيك مفيد است

–         يك برنامه منظم فيزيوتراپي توسط يك فيزيوتراپ ممكن است مفيد باشد.

پيش آگهي

–         پيش آگهي افراد اوتيستيك بسيار مرتبط با ميزان هوش افراد اوتيستيك است

–         بيماران با عملكرد پايين ممكن است هيچگاه نتوانند مستقل زندگي كنند و نيازمند مراقبين خانگي براي تمام عمر خود هستند

–         بيماران با هوش بالا مكن است بطور مستقل زندگي كنند و شغل موفقي داشته باشندو حتي ازدواج كرده و داراي فرزند شوند.

–       افراد داري هوش و عملكرد بالا شبيه بيماران آسپرگري هستند كه براي اطلاعات بيشتر به مبحث آسپرگر مراجعه نماييد      

 

–         پاتوفيزيولوژي

تحقيقات پيرامون پاتوفيزيولوژي اختلالات اوتيستيك در نيم قرن گذشته ادامه داشته اما علت اصلي بيماري هنوز در پرده ابهام قرار دارد. سه زمينه اصلي مشخص شده شامل مونوآمين ها ( سروتونين (5 هيدروكسي تريپتامين5HT، دوپامين ، نوراپينفرين) و گلوتامات آمينو بوتيريك اسيد و نوروپپتيدها مي باشد .

 

نقش واسطه هاي شيميايي در بروز اوتيسم

 مونوآمين ها

1-سروتونين

نورون هاي سروتونيني بطور وسيعي در سراسر مغز پستانداران گسترده شده است و يكي از اولين نوروتراتسميتر ها در مراحل نموي مغز است و ميزان turn over  اين ماده در مغز پستانداران نابالغ immature بسيار بالاتر از ديگر پستانداران است. سروتونين هم نقش اساسي در رشد و نمو به عنوان فاكتور رشد در مغز نابالغ دارد و هم تكثير و بلوغ اعصاب را به عهده دارد. اولين تحقيقات در پاتوفيزيولوژي اوتيسم روي 5HT انجام شده است. در تحقيقات اوليه با اندازه گيري سطح كلي سروتونين در خون اين ظن پديدار شد كه سطح سروتونين در افراد اوتيستيك بالاتر از افراد نرمال است اما بعدها مشخص گرديد كه اين اندازه گيري ها بيشتر از معمول تخمين زده شده بود و شايد به دليل عدم كنترل نژادي و بلوغ جنسي بوده است اما بيشتر مطالعات بعدي اين مطلب را مشخص ساخت كه سطح بالاي ابتدايي سروتونين در كودكان اوتيستيك در طي رشد آنها تمايل به بالا ماندن دارد در حاليكه در كودكان نرمال با افزايش سن تمايل به كاهش دارد. اين نكته مي تواند اشاره به بلوغ غير طبيعي سيستم سروتونيني در كودكان اوتيستيك مي كند. اما دفع ادراري 5 هيدروكسي ايندول استيك اسيد) 5HIAA) كه متابوليت اوليه 5 هيدروكسي تريپتامين 5HT)) مي باشد و غلظت خوني تريپتوفان در كودكان اوتيستيك و نرمال تفاوت بارزي نداشتند.

مطالعات نشان داده اند كه عملكرد 5HT و سطح 5HIAA در مايع CSF  تفاوتي بين كودكان اوتيستيك و نرمال نمي كند در مطالعات رفتارهاي نورواندوكرين ها كه در افراد اوتيستيك انجام شده است پيش ماده بلافصل 5HT به نام 5 هيدروكسي تريپتوفان 5HTP)) مورد بررسي قرار گرفته است و ديده شده است پاسخ پرولاكتين به5HTP  در كودكان اوتيستيك كمتر از افراد نرمال بوده كه نشان دهنده پاسخ ضعيف مركزي به 5HT مي باشد.

آزاد سازي آهسته پرولاكتين در پاسخ به مصرف 60 ميلي گرم فن فلورامين دهاني در يك بررسي بر روي 7 نفر پسر مبتلا به اوتيسم در مقايسه با افراد نرمال ديده شد . با يك استراتژي ديگر به 17 بيمار بالغ مبتلا به اوتيسم موادي كه باعث كاهش سطح تريپتوفان مي شد و موادي كه باعث افزايش سطح تريپتوفان مي شد تجويز كردند در 11 مورد از 17 بيمار كه سطح خون تريپتوفان آنها بالاتر رفته بود علائم واضح اوتيسم شامل چرخيدن ، آويختگي ، قدم زدن ، بر خوردن به جايي ، خود زني ، حركات دوراني و جنبيدن ،و راه رفتن روي انگشتان پا بروز كرد . در يك مطالعه ديگر با آگونيست رسپتور تريپتامين به نام sumatriptan كه باعث افزايش هورمون رشد مي شود ديده شد كه افراد مبتلا به اوتيسم و آسپرگر افزايش بيشتري در هورمون رشد نشان دادند كه نشان دهنده يك نوع بيش حساسي hypersensitivity  به تريپتامين است و در يك مطالعه مرتبط ديگر ديده شد كه حركات تكراري در اين كودكان با بيش حساسي هورمون رشد به sumatriptan ( آگونيست رسپتور تريپتامين) همراه است . در يك مطالعه ديگر نيز مشخص شده است كه دريافت خوراكي Mكلروفنيل پيپرازين سبب افزايش رفتارهاي تكراري و پرولاكتين در بالغين با اوتيسم و آسپرگر مي شود.

در مورد ژن هاي درگير در اوتيسم، ناقل 5HT كه محل عملكرد مهاركننده هاي جذب مجدد سروتونين است كانديد بررسي و مورد توجه قرار گرفته است cookو همكاران اولين كساني بودند كه نقص در قسمت پروموتور ژن ناقل تريپتامين را گزارش نمودند.

تريپتوفان 2و3 داكسيژناز آنزيم محدود كننده كاتابوليسم تريپتوفان است كه به نظر مي رسد نقص ژن اين آنزيم نيز در افراد اوتيستيك وجود داشته باشد. (nabi و همكاران). بررسي هاي اخير در جستجوي ارتباط بين موضوعات اوتيستيك و رفتارهاي اجباري سخت است كه نتايج تشويق كننده اي داشته باشد.

مطالعات تصويري عصبي سيستم 5HT در بيماران اوتيسم كامل شده است و در مطالعه با روشPET با مولكول آلفا متيل ال تريپتوفان (AMT) حاوي كربن 11 در كودكان اوتيستيك پسر ديده شد كه سنتز 5HT در كورتكس فرونتال ، تالاموس و مخچه عدم تقارن بارز داشت ولي در برادر خواهر هاي آنها اين عدم تقارن ديده نشد. محققان نتيجه گرفته اند كه تجمع موضعي 5HT ممكن سبب عصب دهي غير طبيعي و نامربوط يا اختلال كاركرد فيزيولوژيكي اين اعصاب مي شود .

در يك مطالعه ديگر بر روي متابوليسم 5HT مشخص گرديد كه توان سنتز5HT در كودكان تا سن 5 سالگي بيش از 200 درصد بالغين است اما بعد از اين سن كاهش مي يابد ولي در كودكان اوتيستيك توان سنتز اين ماده از سن 2 سالگي به تدريج افزايش مي يابد تا به حد 5/1 برابر بزرگسالان برسد .از اين مطلب اين نتيجه را مي شود گرفت كه مغز انسان در دوران كودكي توان بالايي در سنتز 5HT دارد كه در كودكان اوتيستيك اين توان بنا به دلايلي قطع شده است.

2-دوپامين

آزاد سازي دوپامين (DA) در مغز همراه با اثرات حركتي و شناختي مي باشد. نقش دوپامين بر اساس اثرات داروهاي آنتاگونيست رسپتورهاي D2 در درمان اين گروه از بيماران مشخص شده است. اين گروه از داروها با اثر بخشي روي علائم اوتيسم نظير تهاجم ، رفتارهاي خود آزاري و بيش فعالي در درمان اين بيماران موثر مي باشد.

در مقياس وسيعي تحقيقات روي دوپامين بر روي اندازه گيري متابوليت دوپامين به نام همووانيليك اسيد HVA در ادرار و پلاسما و مايع مغزي نخاعي انجام گرفته است . لازم به ذكر است كه تنها 25% از متابوليت دوپامين در مايع پلاسما ديده مي شود و بنابر اين فقط تغييرات عمده در غلظت دوپامين مايع مغزي نخاعي در مايع پلاسما منعكس مي شود.

در مطالعاتي كه بر روي متابوليسم كاتكولامين ها در 22 كودك اوتيستيك 5 تا 16 ساله با گروه كنترل شده سني و جنسي انجام گرفت تغييرات مشخصي در ميزان دوپامين ادرار ديده نشد.

در مطالعه اي ديگر توسط Mindreaa و همكارانش بر روي سطح پلاسمايي دوپامين و متابوليتش HVA و پرولاكتين در بيماران اوتيستيك و گروه كنترل انجام گرفت تغييرات بارزي يافت نشد.

در مطالعه اي ديگر توسط Martineau بر روي سطح ادراري دوپامين و متابوليتهاي آن شامل HVA و 3 متوكسي تيرامين 3MT و نور اپينفرين و اپي نفرين در 156 كودك اوتيستيك در مقايسه با كودكان هم سن با عقب ماندگي ذهني و كودكان نرمال انجام گرفت. در هر سه گروه متناسب با سن سطوح اين متابوليتها كاهش مي يافت و كاهش بارزي در سطوح دوپامين و متابوليت آن HVA  در بيماران درمان شده در مقايسه با بيماران درمان نشده ديده شد . اين محققين ابراز داشتند كه احتمالا” نتايج ناشي از يك نقص در بلوغ سيستم مونوآمينرژيك در بيماران اوتيسم باشد .

چندين مطالعه روي سطح مايع مغزي نخاعي HVA انجام شده است در مطالعه اي كه توسط Gillberg & Svennerholm انجام شده سطح متوسط HVA در مايع مغزي نخاعي تا 50 درصد در كودكان اوتيستيك در مقايسه با كودكان هم سن و جنس آنها

با اختلالات نورولوژيك افزايش يافته است.

اما در يك مطالعه كنترل شده روي HVA مايع مغزي نخاعي در 9 كودك اوتيستيك درمان شده با فن فلورامين سطح نرمال HVA در مايع مغزي نخاعي ديده شد . همچنين Nsarayan و همكارانش نيز سطح نرمال HVA را در مايع مغزي نخاعي يافتند.

در مطالعات متعدد انجام شده روي اندازه گيري HVA در مايع مغزي نخاعي در گروههاي بيماران اوتيستيك تغييرات مشخصي اثبات نشده است

بعضي از مطالعات ژنتيكي روي رسپتورهاي دوپامين صورت گرفته است. در مطالعه اي كه توسط comings و همكارانش بر روي تعدادي از بيماران خصوصا” بيماران اوتيستيك صورت گرفته است ديده شده كه آلل A1 رسپتور D2 رسپتور دوپامين بطور واضحي افزايش يافته است . در يك مطالعه ديگر ژنهاي رسپتور D1 و D5 دوپامين از طريق محدوديت تكثير داخل هسته اي مشكل دار تشخيص داده شدند.

دكتر رابينسون و همكارانش ژن دوپامين بتا هيدروكسيلاز DA B Hydroxilase (DBH) را به عنوان كانديد اتيولوژي بيماري در 37 خانواده با 2 يا بيشتر كودك PDD مورد بررسي قرار دادند. اين آْنزيم دوپامين را به نوراپينفرين كاتاليز مي كند. افزايش تشابهي بين آلل هاي مشابه در برادر خواهرها وجود نداشت اما اين آللها با فركانس بالاتري در مادر آنها با افتادگي در 19 جفت از ژن مربوطه ديده مي شد.

فعاليت دوپامينرژيك از طريق تكنيكهاي تصوير برداري عصبي با استفاده از PET و نشانگر فلورودوپا FDOPA انجام شده است .

ارنست و همكارانش اين روش را بر روي 14 كودك 8 پسر و 6 دختر اوتيستيك در مقايسه با 10 كودك نرمال جهت كنترل انجام دادند در گروه كودكان اوتيستيك تجمع FDOPA در كورتكس فرونتال قدامي و مياني بطور واضحي تا 39% كاهش يافته است .

در يك مطالعه ديگر روش PET بر روي 6 كودك 3 تا 5 ساله با اوتيسم كه با 6R-L-erythro-5,6,7,8-tetrahydrobiopterin (R-BH4) درمان شده بودند انجام گرديد . اين آنزيم يك كوفاكتور براي تيروزين هيدروكسيلاز در مسير بيوسنتز كاتكولامين هاست. محققين در صورتي كه سطح پايين نسبي R-BH4 در مايع مغزي نخاعي مي يافتند انجام مي دادند. پيش از درمان PET ميزان افزايش يافته اي از DA D2 Receptor در هسته دمي caudate nucleus و پوتامن در كل ديده شد . بعد از درمان يك كاهش 10 درصدي در رسپتورهاي D2 دوپامين ديده شد و علاوه بر اين سطح مايع مغزي نخاعي R-BH4  بطور واضحي افزايش يافت .

3- نوراپينفرين( NE)

نور اپينفرين با برانگيختگي ، حافظه ، اضطراب ، و فعاليت اتونوميك همراه است. اين نورو ترانسميتر از دوپامين ساخته مي شود و به وانيل مندليك اسيد VMA در محيط و به 3 متوكسي 4 هيدروكسي فنيل گليكول MHPG  در مايع مغزي نخاعي تبديل مي شود.

سطح خوني نوراپينفرين و متابوليتهاي آن با سطح آن در مايع مغزي نخاعي همخواني دارد . در مطالعاتي كه بر روي كودكان اوتيستيك با اندازه گيري متابوليتهاي نور اپينفرين MHPG و VMA انجام گرديده است تغيير واضحي بين كودكان اوتيستيك و نرمال ديده نشده است.

4- گلوتامات و گابا

گلوتامات ، نوروترانسميتر آمينو اسيدي تحريكي است كه با غلظت بالايي در سراسر مغز ديده مي شود. تصور مي شود كه اين نوروترانسميتر بطور قاطعي در شكل پذيري و اعمال شناختي بالاتر نقش دارد. رسپتورهاي گلوتامات به انواع متابوتروپيك و اينوتروپيك تقسيم مي شوند. رسپتورهاي اينوتروپيك به سه خانواده تقسيم مي شوند. N-Methyl-D-aspartate(NMDA) و Alpha-amino-3-hydroxy-5-methyl-4-isoxazole propionic acid(AMPA)  و Kinate

بسياري از محققين تصور مي كنند كه بد عملكردي گلوتامات ممكن است علت اوتيسم باشد.

GABA نوروترانسميتر آمينواسيدي ديگري در مغز است كه نوروترانسميتر مهاري اوليه در مغز محسوب مي شود. اين ماده از گلوتامات بوسيله گلوتاميك اسيد دكربوكسيلاز(GAD) توليد مي شود محققين تصور مي كنند كه گابا نقش اساسي در پاتوفيزيولوژي اوتيسم دارد. عليرغم نقش مهمي كه اين نوروترانسميتر ها مي توانند داشته باشند اما تعداد اندكي تحقيق در اين زمينه انجام شده است .

تعدادي از گزارشات نشان دهنده سطح افزايش يافته گلوتامات در بيماران اوتيسم و ديگر انواع PDD مي باشند.

در تحقيقي كه توسط Aldred و همكارانش انجام شد در نمونه هاي 23 بيمار مبتلا به اوتيسم و آسپرگر با سن 4 تا 29 سال در مقايسه با 55 عضو خانواده آنها ( 32 والد و 23 خواهر برادر) غلظت اسيد آمينه هاي خون از جمله گلوتامات ، فنيل آلانين، ليزين و آسپارژين بطور بارزي در بيماران و خانواده هاي آنها بالاتر از گروه كنترل همسن آنها بود. سطوح گلوتامين بطور بارزي پايين تر بود.

در مطالعه اي ديگر آمينو آسيدهاي 14 كودك اوتيستيك زير 10 سال اندازه گيري شد و با گروه هم سن و هم جنس خود مقايسه شدند. در اين مطالعه آسپارتات بالاتر و گلوتامين و آسپارژين پايين تر از گروه كنترل بودند.

اما در آناليزهاي ديگر اين مطلب ثابت نشد در مطالعه اي توسط Rolf و همكارانش بر روي 18 نمونه پلاسماي حاوي پلاكت كودكان اوتيستيك سنين 8 تا 14 ساله گلوتامات و آسپاراتات كاهش يافته بودند و سطوح گلوتامين و گابا نيز كاهش يافته بودند . اما در مطالعه اي ديگر توسط Dhossche خلاف اين مطلب ثابت شد

نتيجه اينكه اندازه گيري هاي آمينو اسيدهاي خون محيطي نتايج همگوني نداشته اند و قابل استناد نيستند و علل آن مي تواند تعداد نمونه هاي اندازه گيري شده ناچيز و روشهاي متفاوت اندازه گيري و احتمالا” دارو درماني در بيماران قبل از آزمايش است.

مطالعات ژنتيكي روي سيستم گلوتامات و گابا در بيماران اوتيستيك انجام شده است .jamain و همكارانش نشان دادند كه ژن رسپتور اينوتروپيك كينات2 گلوتامات (GRIK2) يا ژن رسپتور 6 گلوتامات (GluR6) در بيماران اوتيستيك داراي عدم تعادل است و يك انتقال زيادي مادري GRIK2 ديده مي شود و جالب اينكه اين عدم تعادل در انتقالGRIK2 در بيماران اسكيزوفرني نيز ديده مي شود . در مطالعه اي ديگر توسط shuang و همكارانش در چين روي 174 مورد سه قلو ها GRIK2 در روي ناحيه 6q21 قرار داشته و به عنوان منطقه مستعد كننده به اوتيسم شناخته شده است .

GAD1 پروتئين 67 كيلو دالتوني گلوتاميك اسيد دكربوكسيلاز (GAD67) كه آنزيمي مهم در تبديل گلوتامات به گابا GABA است را كد گذاري ميكند . به عنوان يك دكربوكسيلاز اين آنزيم نياز به ويتامين ب6 به عنوان كوفاكتور دارد كه بعضي ها تصور مي كنند در درمان اوتيسم نقش دارد. اين كدگذاري در كروموزوم 2q رخ مي دهد كه ارتباطي با چندين طيف وسيع ژنها دارد . مطالعاتي هم روي ژنها بعد از مرگ مبتلايان به اوتيسم انجام شده است از مجموع مطالعات اينچنين بر مي آيد كه ژنها و پروتئين هاي در گير در عملكرد گلوتامات و GABA ممكن است در مبتلايان به اوتيسم غير نرمال باشند اما نتايج قطعي ابراز نشده است.

 

نوروپپتيدها

اكسي توسين و وازوپرسين

پپتيدهاي 9 اسيد آمينه اي اكسي توسين (OT) و وازوپرسين (AVP) در بروز رفتارهاي اجتماعي در پستانداران نقش دارند. اين نوروپپتيدها در هيپوتالاموس ساخته مي شوند و از قسمت پشتي هيپوفيز ترشح مي شوند و تنها در پستانداران وجود دارندو فقط در 2 اسيد آمينه با هم متفاوتند. رسپتورهاي اين پپتيدها در سراسر دستگاه ليمبيك و قسمت قدامي مغز و در ساقه مغز در مراكز اوتونوميك يافت مي شوند . نقش تنظيم كننده اين نوروپپتيد ها در تنظيم رفتارهاي پستانداران زمينه بررسي در مورد يافتن پاتوفيزيولوژي بيمارن PDD را گشوده است. حذف OT در موشها سبب نقص فعاليتهاي اجتماعي با دست نخوردگي در شناخت عمومي و سيستم بويايي مي شود .OT سبب تقويت روابط جفتي و انفوزيون آنتاگونيست اكسي توسين در هسته هاي تكيه ايaccumbense  سبب مهار شكل گيري فرايند جفت يابي در موشهاي صحرايي دشتها مي شوند . در موشها وازوپرسين سبب تسهيل حافظه اجتماعي و در موشهاي صحرايي نر اين نوروپپتيد سبب تقويت حس جفت يابي مي شود.

اين نظريه كه در معرض قرار گرفتن نوزادان به اكسي توسين در جريان القا زايمان سبب تنظيم معكوس(Down regulation) رسپتورهاي اين ماده مي شود در دو مطالعه جداگانه بر روي كودكان PDD و با اختلالات گفتاري اوتيسم اثبات نگرديد. اما در دو مطالعه جداگانه با اندازه گيري سطح خون محيطي اكسي توسين مشخص گرديد كه سطح اين ماده كاهش يافته است اما در مطالعه دوم سطح خوني پيش ساز اكسي توسين كه در سه اسيد امينه آخر در مولكول متفاوت است افزايش يافته است و اين مطلب با توجه به تاثير اكسي توسين در بروز رفتارهاي اجتماعي در پستانداران سبب اين نظريه شده است كه ممكن است نقص يك تبديل كننده در مسير سنتز اكسي توسين سبب كاهش غلظت اين ماده در خون محيطي مي گردد . اما در يك مطالعه كه در آن به 9 بالغ مبتلا به اوتيسم و 6 بالغ مبتلا به آسپرگر مورد آزمايش با انفوزيون اكسي توسين قرار گرفتند و از لحاظ رفتارهاي تكراري و يا اجتماعي بررسي شدند ولي هيچ تغيير بارزي ايجاد نشد كه بدين ترتيب تاثير اكسي توسين در رفتارهاي اجتماعي را زير سوال ميبرد.

بررسي هاي رفتارهاي اجتماعي نامطلوب در افراد PDD هنوز با شواهد اپيدميولوژيك ، نوروشيميايي و درماني و ژنتيكي جمع آوري شده از اثرات اكسي توسين و وازوپرسين قابل استناد نيستند. مطالعات آينده مي بايست روي سطح خوني اين ماده در مغز تمركز كنند و بر علت يابي تاثير متفاوت اين مواد بر جنس پستانداران سطح پايين تر تمركز كنند.

اپيوئيدها

چندين مطالعه روي كودكان اوتيستيك بر بد تنظيمي اپيوئيدها به عنوان اتيولوژي بيماري در افراد PDD انجام شده است. علائم ناشي از اين بد تنظيمي را شامل افزايش آستانه درد، علاقه كم به تعاملات اجتماعي و اپيزودهاي بيش فعالي مي دانند. اين يافته ها در كودكان حيواناتي كه اپيوئيد دريافت كرده اند ديده مي شود. سيستم اپيوئيدي انسان با محور هيپوتالاموسي _هيپوفيزي _آدرنال و ديگر نوروپپتيد ها مرتبط است. زيرا بتا اندورفين درست در همان زمان ترشح كورتيكوتروپين (ACTH) از هيپوفيز قدامي ترشح مي شود. اين حالت به اين علت اتفاق مي افتد كه اين هورمون هاي پپتيدي بطور اوليه قسمتي از همان پيش هورمون هستند.

ارزيابي اين پپتيدها در خون و مايع مغزي نخاعي و ادرار بيماران PDD نتايج متفاوتي داشته است. بعضي نتايج افزايش و بعضي كاهش و بعضي نسبت به گروه كنترل بدون تغيير بودند.

در مطالعاتي كه بر روي اثر naltrexon كه يك آنتاگونيست اپيوئيدهاست بر روي كودكان PDD انجام شده است نتايج متضادي داشته است و اندازه گيريهاي بتا اندورفين ها نيز نتايج همگوني نداشته است.

نتيجه اينكه سيستم اپيوئيد اندوژن و اگزوژن در بيماران PDD نياز به مطالعه بيشتري دارد و اين نظريه را ايجاد كرده است كه سطح خوني بتا اندورفين ممكن است به تنهايي سبب بيماري نشود اما اثر متقابل اپيوئيدها با ديگر نوروترانسميترها نظير 5HT ،DA نوراپي نفرين و گلوتامات و يا سيستم گابا باعث بروز علائم رفتاري افراد PDD ميشود. رفتار نهايي اپيوئيدها در پاتوفيزيولوژي PDDها ممكن است از مهار فعاليت اكسي توسين ناشي شود چنانچه در موشها ديده شده است. در نهايت مطالعه بسياري براي درك تعامل سيستم اپيوئيدها با نوروترانسميترهاي معمولي وبا ديگر نوروترانسميترها نياز است.

 

كورتيزول/ACTH  

سطوح هورمونهاي قسمت قدامي غده هيپوفيز و ACTH و محصولات غده آدرنال در بيماران PDD براي ارزيابي محور HPA  بررسي شده است اما نتايج مانند گذشته متناقض بوده است. در يك مطالعه بر روي 36 كودك اوتيستيك سطح بالاي ACTH همراه با سطح پايين كورتيزول گزارش شده است كه به اين تضادها بيشتر دامن مي زند و در مطالعه اي ديگر بر روي سطح سيركادين هورمون كورتيزول تفاوتي با گروه كنترل نداشته اند.

ملاتونين

اين نظريه قبلا” داده شده است كه ترشح بيش از حد ملاتونين از غده پينه آل ممكن است مسئول تاثير روي محورHPA باشد كه بنابراين ممكن است به يك فنوتيپ رفتاري شبه اوتيستيك فرد را هدايت كند. اين تئوري از آنجا بروز كرد كه ديده شد در حيوانات ملاتونين افزايش يافته سبب كاهش ترشح هورمون آزاد كننده كورتيكوتروپينCRP مي شود اين خود سبب كاهش ترشح ACTH و بتا اندورفين شده در حاليكه با يك مكانيسم ناشناخته سبب افزايش 5HT در كل مغز مي شود. در يك مطالعه روي 16 كودك PDD براي ارزيابي سطح 24 ساعته ملاتونين گزارش شد كه سطح متوسط آن نسبت به افراد نرمال تغييري نداشته است اما تمايل به كاهش در پيك شبانه در بيماران اوتيستيك دارد. نقش دقيق ملاتونين همچنان نامعلوم مانده و شواهدي وجود دارد كه به نقص اوليه ملاتونين اشاره مي كنند.

سكرتين

گرچه نقش سكرتين در سيستم گوارشي شناخته شده است اما نقش آن به عنوان نوروپپتيد هنوز در پرده ابهام است . گرچه گزارشات ابتدايي از اثر بخشي اين هورمون در درمان بيماران اوتيستيك حكايت داشتند اما مطالعات كنترل شده اين اثر بخشي را تاييد نكردند.

شواهد اخيري از خواص نورواكتيو سكرتين مشخص گرديده است. در نمونه هاي انساني و موشي و نمونه هاي موشي به تنهايي واكنش ايمني سلولهاي پوركنژ مخچه و هسته مركزي مخچه و سلولهاي پيراميدال كورتكس حركتي و نورونهاي حسي اوليه و ساقه مغز نشان داده شده است.

يك مطالعه ديگر بر روي موشها كدگذاري mRNA براي رسپتورهاي سكرتين در بين نورونهاي مخچه اي GABA انجام شده است.

با اين مطالعه پذيرفته شده است كه سكرتين ممكن است توسط سلولهاي پوركنژ مخچه ترشح شود و سپس به صورت پيامبر برگشتي تعديل كننده فعاليت GABA عمل مي كند. واضح است كه احتمالا” سكرتين اثر نورواكتيو دارد ولي اثر بالقوه اين هورمون در پاتوفيزيولوژي PDD بسيار كم شناخته شده است و نقش آن در درمان اثبات نگرديده است.

هورمون تيروئيد

هورمون محرك تيروئيد كه توسط غده هيپوفيز ترشح مي شود در چندين مبتلا به اوتيسم اندازه گيري شده است اما در مقايسه با افراد نرمال تغيير نداشتند.

 

ديگر هورمونهاي غده هيپوفيز

هورمون رشد ، پرولاكتين ، LH و FSH در كودكان اوتيستيك تفاوتي با افراد نرمال نداشته است

ديگر نوروپپتيدها و نوروتروپينها

يك آناليز جديد نوروپپتيدها و نوروتروپينها از نمونه هاي فريز شده خون نوزادان تشخيص داده شده به عنوان PDD (N=63) در مقايسه با عقب ماندگان ذهني بدون اوتيسم ( 54 نفر ) و فلج مغزي ها (63 نفر ) و افراد نرمال (54 نفر) و تعدادي از نوروپپتيدها در كودكان عقب مانده ذهني و PDD بالاتر از نرمال بودند غلظت پپتيد وازواكتيو روده اي(VIP) و پپتيد مرتبط با ژن كلسيتونين (CGRP) و فاكتور نوروتروپيك مشتق شده از مغز (BDNF) و نوروتروفين 5/4 بطور بارزي در كودكان PDD و عقب مانده بالاتر از نرمال بودند اما تغييري بين افراد PDD و عقب مانده ذهني غلظت ماده P ، پلي پپتيد فعال كننده آدنيلات سيكلاز (PACAP)

فاكتور رشد عصب(NGF) و نوروتروفين 3 ديده نشده است و در تمام گروه ها مشابه بودند. در يك مطالعه ديگر سطح مايع مغزي نخاعي فاكتور نوروتروفيك و فاكتور1 رشد شبيه به انسولين در 11 كودك اوتيستيك و 11 بيمار كنترل ناتوان هم سن مشابه بودند.

هنگاميكه نمونه هاي نوزادان ممكن است براي PDD اختصاصي نباشد اما اين نكته را اشاره مي كنند كه بد تنظيمي نوروپپتيد-نوروتروفين ها مغز را به سمت بروز PDD هدايت مي كند.

نتيجه

در مطالب گذشته مواد نوروشيميايي موثر در پاتوفيزيولوژي اوتيسم با تمركز بر مونوآمين ها (5HT,DA,NE) و سيستم گابا/گلوتامات و نوروپپتيدها با ارجحيت بررسي مونوآمين ها مورد بررسي قرار گرفتند.بيشتر مطالعات در اندازه گيري پايه اي آنها در پلاسما ، ادرار و مايع مغزي نخاعي منفي بودند. يك استثنا در بالا بودن سروتونين سطح سرمي خون كامل بود كه در مطالعات متعدد اثبات گرديد. اما علت زمينه اي آن نامشخص است . تغييرات رفتاري ناشي از سيستم مونوآمين ها بطور اوليه ناشي از 5HT است كه بطور مشخص در افراد اوتيستيك ديده مي شود هرجند اين مطلب بطور مكرر اثبات نشده است. مطالعات اوليه با روش PET روي سيستم 5HT وDA  يافته هاي بالقوه مهمي را مشخص ساخته است. براي يافتن علت اين گونه بيماريها بكارگيري روشهاي تصوير برداري همزمان با مطالعات نوروشيميايي و ژنتيك در مطالعات آينده بسيار مهم مي باشد.

از بیش فعالی تا اوتیسم +گفتاردرمانی جامع انلاین گوهردشت کرج

اختلال فرو پاشنده كودكي:

اين اختلال بسيار نادر با پسرفت واضح در موارد متعددي از عملكرد ها نظير كنترل ارادي روده و مثانه و مهارتهاي گفتاري و اجتماعي متعاقب دو سال رشد و نمو واضح طبيعي رخ مي دهد با اين مفهوم علائم اختلال فروپاشنده كودكي فقط بعد از حداقل 2 سال رشد و نمو نرمال رخ مي دهد و شروع پسرفت پيش از سن 10 سالگي باشد . كرايترياي اين اختلال بر اساس DSM IV به شرح زير هستند

كرايترياي تشخيصي اختلال فروپاشنده كودكي

 

  1. رشد و نمو نرمال در حد اقل 2 سال اول بعد از تولد كه با وجود مهارتهاي ارتباطي غير گفتاري ، روابط اجتماعي، بازي و رفتارهاي تطابقي متناسب با سن مشخص مي شود
  2. از دست دادن واضح مهارتهاي قبلي كسب شده ( قبل از سن 10 سالگي) در حد اقل 2 مورد از موارد زير
  • 1- زبان بياني و دريافتي expressive&receptive language
  • 2- رفتارهاي تطابقي و مهارتهاي اجتماعي
  • 3- كنترل روده و مثانه
  • 4- بازي
  • 5- مهارتهاي حركتي
  1. عملكرد غير طبيعي در حداقل 2 مورد از موارد زير
  • 1- نقص كيفي در تعاملات اجتماعي مثل نقص در رفتارهاي غير كلامي ، نقص در ايجاد روابط بين فردي ، نقص در روابط اجتماعي و هيجاني متقابل
  • 2- نقص كيفي در ايجاد ارتباط مثل تاخير يا كمبود در مهارتهاي گفتاري يا ناتواني در شروع يا نگهداري يك مكالمه يا بروز گفتار كليشه اي و تكراري و عدم انجام بازيهاي خود باورانه كودكانه
  • 3- رفتارها، علائق و فعاليتهاي محدود ، تكراري و كليشه اي مشتمل بر حركات كليشه اي
  1. اختلال دليل موجهي براي ديگر اختلالات نافذ رشد يا اسكيزوفرني نباشد
  • 2- سندرم آسپرگر:

اختلال آسپرگر كه همچنين سندرم آسپرگر نيز ناميده مي شود يك اختلال نموي است كه با نقص در مهارتهاي اجتماعي ، دشواري در ايجاد روابط اجتماعي و تمركز و هماهنگي ضعيف ، و علائق محدود اما هوش معمولي و مهارتهاي گفتاري كافي در زمينه هاي لغت و گرامر مشخص مي شود . اختلال آسپرگر تا حدي ديرتر از اوتيسم ظهور مي كند يا حد اقل دير تر تشخيص داده مي شود . يك فرد آسپرگري تاخير واضحي در شروع صحبت كردن ندارد . به هر حال اين كودكان داراي مشكل در فهم ظرافتهاي گفتاري مثل طعنه ها يا شوخي ها ي مورد استفاده در مكالمات هستند . در حاليكه بسياري از كودكان اوتيستيك داراي عقب ماندگي ذهني هستند اما اين كودكان داراي هوش نرمال يا بالاتر از نرمال هستند . آسپرگر گاهي اوقات به اشتباه به اوتيسم هاي با عملكرد بالا خوانده مي شوند

كرايترياي تشخيصي آسپرگر در DSM IV به شرح زير مي باشند

  • (A) نقص كيفي در تعاملات اجتماعي كه با حد اقل 2 مورد از موارد زير مشخص مي شود:
    • 1- اختلال مشخص شده در استفاده از رفتارهاي غير كلامي نظير تماسهاي چشمي يا بيان صورتي يا حالات بدني و ژست ها و تنظيم تعاملات اجتماعي
    • 2- ناتواني در ايجاد روابط با هم سن و سالان متناسب با مراحل رشد و نمو
    • 3- ناتواني در به اشتراك گذاردن لذات و علايق يا دستاوردها مثل ناتواني در نشان دادن يا آوردن يا اشاره به چيز هاي مورد علاقه
    • 4- ناتواني در تعاملات دو جانبه هيجاني

(B)رفتارها علايق و فعاليتهاي محدود و تكراري كه با حداقل يكي از موارد زير مشخص مي شود

  • 1- اشتغال فراگير ذهني با يكي يا بيشتر از علايق محدود و كليشه اي كه از لحاظ شدت يا تمركز غير نرمال است
  • 2- شيفتگي غير قابل انعطاف واضح با عادات يا روشهاي غير عملي nonfunctional routines and rituals
  • 3- رفتارهاي تكراري و كليشه اي حركتي مثل بازي با انگشتان يا فشار دادن يا پيچاندن آنها يا حركات تركيبي كل بدن
  • 4- اشتغال ذهني فراگير با قسمتهاي اشيا

(C) اختلال باعث نقص مشخص باليني در روابط اجتماعي و اشتغال با ديگر زمينه هاي مهم عملكردي مي شود.

( D) عدم وجود اختلال واضح باليني در شروع صحبت كردن مثلا” بيان يك كلمه اي تا سن دو سالگي يا عبارات ارتباطي تا سن 3 سالگي

(E) عدم تاخير باليني مشخص در نمو شناختي يا در رشد مهارتهاي متناسب با سن خودياري(self help skills) يا رفتارهاي تطابقي ( بجز در روابط متقابل اجتماعي) و كنجكاوي درباره محيط در دوران كودكي

(F) كرايتريا براي ديگر اختلالات خاص PDD يا اسكيزوفرني نباشد

 

5- اختلال نافذ رشد غير طبقه بندي شده PDD NOS

علائم اين گونه كودكان نه شامل علائمي مي شود كه پزشكان براي ناميدن چهار بيماري فوق استفاده مي كنند و نه شامل درجاتي از نواقص شرح داده شده در هريك از چهار مورد مذكور مي باشد

مطابق DSM IV  اين عنوان بايد براي مواردي بكار برده شوند كه يك نقص فراگير و شديد در نمو روابط متقابل اجتماعي يا مهارت يابي ارتباط كلامي يا غير كلامي وجود داشته باشد يا وقتي رفتارها، علايق يا فعاليتهاي كليشه اي وجود داشته باشند اما هيچكدام از كرايتريا هاي بيماريهاي فوق يا اسكيزوفرني يا اختلال شخصيت اسكيزوتايپي يا اختلال شخصيت اجتنابي را شامل نشود.

سر درگمي عناوين تشخيصي

تمايل نهفته موجود پشت DSM IV اين است كه كرايتريا هاي تشخيصي به عنوان چك ليست براي تشخيص استفاده نشود بلكه به عنوان راهنمايي براي تشخيص PDD بكار رود . راهنماي واضحي براي اندازه گيري شدت علائم بيماران وجود ندارد بنابر اين خط بين اوتيسم و PDD NOS مبهم و غير واضح است

همچنانكه قبلا” توضيح داده شد هنوز بين پزشكان توافقي كامل بر سر عنوان PDD NOS وجود ندارد . بعضي پزشكان اختلال اوتيسم را فقط براي كساني در نظر مي گيرند كه علائم اساسي را در تمام زمينه هاي نموي مرتبط با اوتيسم نشان مي دهند اما عده اي ديگر بيشتر با عنوان اختلال اوتيستيك راحت تر هستند و عنوان اختلال اوتيستيك را براي طيف وسيعي از اختلالات در گير كننده گفتار و عملكرد مختل اجتماعي بكار مي برند . بنابر اين يك بيمار ممكن است توسط يك پزشك به عنوان اختلال اوتيستيك تشخيص داده شود و توسط يك پزشك ديگر به عنوان PDD NOS تشخيص داده شود.

عموما” بيماري كه به عنوان PDD NOS تشخيص داده مي شود داراي بعضي علائم اوتيسم مي باشد اما داراي كرايترياتي كامل اوتيسم مطابق با DSM IV نيست .

گرچه در DSM IV بيماري اوتيسم را از نوع PDD NOS كاملا” مجزا دانسته اند اما شواهد باليني پيشنهاد مي كنند كه اين دو گروه در پي يكديگر هستند و براي مثال يك بيمار با اختلال اوتيستيك مي تواند در طي رشد به يك PDD NOS تبديل شود يا يك نوع PDD NOS به يك اوتيسم تيپيك تبديل شود و بعدها به عنوان اوتيسم تشخيص داده شود

دسته بندي ديگري جديدا” توسط ZERO TO THREE  : موسسه ملي براي شير خواران، نوپايان ، و خانواده ها (1994) منتشر شده است و درجه بنديها و عناوين جديدي را اضافه نموده است تحت سيستم دسته بندي تشخيصي اختلالات رشد و نمو و سلامت رواني دوران شير خوارگي و كودكي ناميده شده است به نام اختلال نمو چند سيستمي يا multi system developmental disorder (MSDD) ، كه براي توضيح اختلال نافذ رشد بكار مي رود.

به هر حال در ميان همه اين تشخيص هاي گيج كننده يك چيز صرف نظر از نوع تشخيص مهم است و آن اين است كه عنوان بيماري هر چه باشد اوتيسم يا PDD NOS يا MSDD درمان يكسان است .

اتيولوژي

اما همه اين اختلالات داراي يك علت مشترك مي باشند و آن مجموعه اي از علل است كه با تشديد يكديگر عمل مي كنند و استرسي كه به ارگانهاي مختلف مثل عضلات و سيستم حسي وارد مي شود در نهايت به حد نهايت تحمل آن مي رسد مثل فشار بر يك پل و در نهايت مجموعه اي از علائم ايجاد مي كند كه كودك را به يك تشخيص از اين طيف مي رساند. هر شخصي داراي يك حد تحمل بار مي باشد مثل يك پل كه داراي حدي از تحمل مي باشد و وقتي از حد تحمل فرد گذشت اختلالات پوستي، ريوي، گوارشي، ايمونولوژيكي ، زبان ،گفتار و مشكلات توجه و تمركز آغاز مي شود و اين همزمان مي شود با مشكلات حسي شناختي و نموي . اما بسياري از اپتومتريست هاي رفتاري مي توانند به ياد بياورند بيماري را كه وقتي مشكلات بينايي او بر طرف شد آلرژيهاي او نيز برطرف شد. برطرف كردن فشاري كه اختلال بينايي بر بدن ايجاد مي كرد سبب غلبه بدن بر آلرژيها شد. كودكان بسيار مستعد تر از بزرگسالان نسبت به حمله استرسورها هستند چرا كه سيستم نموي كوچكتر آنها تحمل كمتري نسبت به استرسورها دارد . انتهاي سال دوم زندگي مشخصا” ضربه پذيرترين دوران زندگي محسوب مي شوند زيرا بينايي ، زبان ، و مهارتهاي اجتماعي با سرعت در حال بالغ شدن هستند . اپتومتريستها مي دانند كه در يك زمان مشخص كودك از محيطهاي نزديك دور مي شود و دستكاريها و تعاملات حركتي بينايي با محيط شروع مي شود. همچنانكه آگاهي از خود كودك به آگاهي از ديگران تبديل مي شود زبان شروع به شكل گيري و مهارتهاي اجتماعي سر بر مي آورند . والدين كودكان خاص مي بايست در اين سنين از يك پاتولوژيست گفتاري يا متخصصان عقب ماندگان ذهني كمك بگيرند. بسياري از وضعيتهاي پيش از تولد نظير ديابت مادر يا آلرژيهاي مادر يا سندرم خستگي مزمن مادر يا فيبرو ميالژيا يا حتي تروماهاي خفيف در زمان وضع حمل يا كمبودهاي اكسيژن در حين وضع حمل همگي سبب زمينه ساز بودن استعداد كودك به اختلالات نموي مي شوند. ديگر نشانه هاي خطر در سال اول زندگي كوليك، حساسيت به شير گاو ، استفراغهاي جهنده ، ريفلاكس ، اگزما ، عفونتهاي گوشي مزمن و استفاده مكرر از آنتي بيوتيك ها و واكنش به ايمن سازي و محروميت هاي حسي مي باشد .

بر اساس DR. Viola fryman يك متخصص استخوان كه با اپتومتريستهاي رفتاري بطور وسيعي در دانشگاه كاليفرنيا كار مي كند تروما هاي زمان تولد مهمترين و شايعترين علت بروز اختلالات نموي از جمله اوتيسم ، اختلال كمبود توجه و اختلالات يادگيري در كودكان است كه حداقل در 80 درصد موارد اين بيماران ديده ميشود و فشارهاي منتقل شده بر سيستم مغزي و ستون فقرات مي توانند بر مغز و مايع مغزي و ستون فقرات و حتي ديگر ارگانها اثر بگذارد. كه اينها گاهي در موارد شديدتر مي توانند همراه با تشنج يا فلج مغزي باشند.

اختلالات ساختماني ناشي از تروما مي تواند در خلال رشد عصبي اگر رشد رضايت بخش باشد تصحيح شود و سپس همگرايي حركتي ، حسي حركتي ، زباني ، شناختي ، هيجاني اجتماعي و رفتاري مي توانند با رشد آناتوميك- فيزيولوژيك تصحيح شوند.

 

علل PDD NOS

مطالعات بيولوژيكي و رفتاري شواهد كافي ايجاد كرده اند كه PDD NOS به علت اختلالات نورولوژيكي ايجاد مي شوند و به هر حال هيچ علت يا علل مشخصي مشخص نشده است.

درحاليكه مطالعات مشكلات سيستم عصبي متنوعي را مشخص كرده اند هيچ مشكل مشخص واحدي بطور هميشگي وجود ندارد و علت دقيقي واضح نيست . اين ممكن است به دليل رويكرد رفتاري تشخيص علت PDD NOS باشد ) درست برعكس تستهاي ژنتيكي) بنابر اين ممكن است كه PDD NOS در نتيجه حالات مختلفي ايجاد مي شود. در اين صورت پيش بيني مي شود كه در آينده طيف علل مختلفي تعريف شود.

 

علائم و نشانه هاي PDD NOS

 عموما” كودكان 3 تا 4 ساله هستند كه والدين به دنبال بروز علائم به جستجوي تشخيص مي گردند . گروه علائم خاصي براي اين كودكان وجود ندارد مهم است كه تصور كنيم كه يك طيف وسيع متنوع و گوناگوني در اين گونه كودكان وجود دارد همه عناوين رفتاري توضيح داده شده در اين فصل در اين كودكان متداول است اما به ندرت يك كودك همه علائم را نشان مي دهد . به عبارت ديگر همه كودكان داراي شدت و حدت يكساني از علائم نيستند . PDDNOS مي تواند خفيف با يك يا چند علامت كه در مدرسه يا محيط همسايگي ديده شود يا ممكن است علائم شديدي داشته باشد و داراي مشكلات فراوان در زمينه هاي مختلف زندگي باشد . به دليل اينكه ممكن است PDD NOS و اوتيسم به دنبال يكديگر باشند بسياري از علائم ممكن است در يك بيمار اوتيستيك نيز ديده شود.

 

اختلال در رفتارهاي اجتماعي

بعضي كودكان با PDDNOS تمايل براي اجتناب از تماسهاي چشمي دارند و علاقه كمي به شنيدن صداي انسان دارد. اين كودكان تمايل ندارند كه مانند ديگر كودكان دستهايشان را بالا بياورند تا بلندشان كنند يا بغلشان كنند آنها ممكن است به نظر برسند كه عاطفه ضعيفي دارند و به ندرت با حركات عضلات صورت پاسخ مي دهند در نتيجه كودك به نظر مي رسد ناشنوا باشد به علاوه در كودكاني با تاخير هاي نموي كمتر و ضعف توانايي در پاسخهاي اجتماعي ممكن است تا سالهاي دوم و سوم زندگي واضح نباشد . در دوران ابتدايي كودكي كودكان با PDD NOS  ممكن است به اجتناب از تماسهاي چشمي ادامه دهند اما ممكن است از خاراندن يا قلقلك دادن لذت ببرند يا ممكن است تماسهاي فيزيكي را بطور انفعالي بپذيرند . آنها رفتارهاي تيپيك ارتباطي را از خود نشان نمي دهند و به نظر مي رسند قادر به ايجاد ارتباط نزديك اجتماعي يا دوستي نمي باشند . عموما” اين كودكان رفتارهاي والدين را در منزل پيروي نمي كنند و بيشتر اين كودكان اضطراب جدايي يا اضطراب در برخورد با غريبه ها را از خود نشان نمي دهند و به راحتي به غريبه ها درست به اندازه والدين خود نزديك مي شوند. بسياري از اين كودكان تمايلي به بودن در بين كودكان ديگر يا بازي با آنها نشان نميدهند يا كمتر نشان مي دهند يا گاهي اوقات بطور جدي از آن اجتناب مي كنند .

در دوران ميانه كودكي ممكن است اين كودكان آگاهي بيشتر و تماسهاي بهتري با والدين يا ديگر بزرگسالان آشنا نشان دهند اما همچنان مشكلات ارتباط اجتماعي ادامه مي يابد . آنها همچنين داراي مشكل در انجام بازيهاي گروهي و شكل دهي روابط دوستي با همسن و سالان خود هستند اما در كودكان با شدت كمتر ممكن است با بازي ديگر كودكان همراه شوند.

همچنان كه اين كودكان بزرگتر مي شوند ممكن است بيشتر با والدين و خواهر برادرهاي خود عاطفي شوند ولي به هر حال مشكل در فهم پيچيدگي هاي روابط اجتماعي داراي مشكل هستند . بعضي كودكان با شدت كمتر بيماري ممكن است داراي علاقه وافر براي ايجاد دوستي با ديگران باشند اما كمبود در پاسخ به علائق و هيجانات ديگران و كمبود در فهم شوخي ها و لطيفه هايي كه كودكان مي گويند يا انجام مي دهند مي توانند ايجاد و گسترش روابط با ديگران را آهسته كند.

نقص در ارتباطات غير كلامي

در ابتداي دوران كودكي ممكن است اين كودكان براي خواست چيزي دست بزرگتران را به سختي بكشند آنها اين كار را بدون بيان احساسات با عضلات صورت انجام مي دهند . آنها معمولا” به ندرت دستهايشان را يا سرشان را به نشانه قبول چيزي در جايگزيني براي صحبت كردن تكان مي دهند . اين گونه كودكان به ندرت در بازيهايي كه در آن كاري يا چيزي را تقليد مي كنند شركت مي كنند. آنها به احتمال كمتر از كودكان معمولي فعاليتهاي والدين خود را كپي برداري مي كنند.

در ميانه و اواخر دوران كودكي چنين كودكاني بطور معمول از ژست گرفتن استفاده نمي كنند حتي وقتي كه آنها به خوبي ژست هاي ديگران را به خوبي مي فهمند . بعضي كودكان بازيهاي تقليدي را انجام مي دهند اما تمايل به تكراري كردن آن را دارند .

عموما” كودكان با PDD NOS قادر به نشان دادن لذت ، عصبانيت ، يا ترس هستند اما ممكن است فقط قادر باشند به نشان دادن حد اكثر هيجان خود باشند. آنها اغلب از بيان صورتي كه به طور معمول در هيجانات ظريف بكار مي رود استفاده نمي كنند.

نقص در درك گفتار :

درك مكالمات در كودكان PDD NOS در درجات متنوعي بسته به اينكه در كجاي طيف PDD NOS قرار دارد مختل است كودكان PDD NOS  كه داراي عقب ماندگي ذهني نيز مي باشند ممكن است از يك سطح محدود دركي از گفتار ديگران بالاتر نروند .كودكان با شدت كمتر ممكن است دستورات ساده را با يك زمينه مساعد يا با ديدن ژست فرد بفهمند.( مثلا” بگوييد ليوان را روي ميز بگذار با اشاره به ميز ). در موارد خفيف بيماري ممكن است فقط مفاهيم شوخي ها يا طعنه ها درك نكند مثلا” جمله (آسمان سوراخ شده و تو افتاده اي ) مي تواند براي بيشتر موارد خفيف PDD NOS گيج كننده باشد.

نقص در نمو گفتاري :

بسياري از كودكان با PDD NOS قادر به ورور كردن ((babble نمي باشند يا ممكن است در اولين سال زندگي شروع كنند اما بعدا” متوقف شود . وقتي كودك شروع به صحبت كردن ميكند اغلب حالتهاي غير نرمال از خود نشان مي دهد . اكولاليا     ( تكرار مداوم كلمات يا عبارات نامفهوم) ممكن است تنها نوع گفتاري باشد كه بعضي از كودكان دارند. گرچه اكولاليا ممكن است بطور واضحي ايجاد شود اما ممكن است فهم خاصي از كلمات نداشته باشند در گذشته فكر مي شد كه اكولاليا نقش و خاصيت واقعي ندارد . بيشتر مطالعات اخير يافته اند كه اكولاليا مي تواند چند خاصيت داشته باشد ممكن است كودك اين كلمات را توليد كند چون اين حالت براي او خوشايند است يا به عنوان مرحله اي بين ايجاد ارتباط كلامي و غير كلامي يا راهي براي ايجاد ارتباط با ديگران باشد . ديگر كودكان از عبارتهايي كه از ديگران كپي برداري كرده اند استفاده مي كنند . اين حالت اغلب با همراهي معكوس در پاسخ همراه است مثلا” وقتي سوال مي شود حالت چطور است پاسخ مي دهد شما خوب هستيد

توليد واقعي كلام ممكن است مشكل داشته باشد . كلام ممكن است شبيه يك ربات باشد كه بصورت كلام مونو تون و يكنواخت در حالتهاي تاكيد يا هيجان باشد

اشكال در تلفظ در اينگونه كودكان بسيار شايع است اما به مرور زمان با بزرگتر شدن كودك كاهش مي يابد. ممكن است تضاد مشخصي بين تلفظ واضح اكولاليك و تلفظ خود بخودي ضعيف باشد.

بعضي كودكان كلام كشيده و آهنگين با كشيدن عجيب اصوات و كلمات دارند. گاهي حالت سوالي در جملات غير سوالي مي سازند. ريتم تنفسي عجيب غريب ممكن است در كودكاني كه بصورت بريده بريده صحبت مي كنند ديده شود.

گرامر غير طبيعي بطور متناوب در اين گونه كودكان كه قادر به صحبت هستند ديده مي شود در نتيجه

  • – عبارات ممكن است تلگرافيك ( مختصر و مونو تون ) باشد
  • – كلمات داراي اصوات يكسان يا با مفاهيم مرتبط ممكن است در هم بر هم شوند
  • – بعضي اشيا ممكن است با عملكردشان عنوان شوند
  • – ممكن است كلمات جديد ابداع كنند
  • – حروف اضافه افعال ربطي و تلفظ ها ممكن است از عبارات حذف شوند يا اشتباه بكار برده شوند

گاهي اوقات وقتي كودكان با PDD NOS  شروع به صحبت مي كنند ممكن است بطور معمولي از كلمات استفاده نكنند چنين كودكاني تمايل به تكيه به عبارات تكراري دارند گفتار آنها شامل تصورات، نتيجه گيري هاي انتزاعي و يا هيجانات ظريف نمي باشند . آنها عموما” داراي اشكال در صحبت كردن در خصوص چيزهايي است كه خارج از مورد صحبت در حال حاضر است . آنها ممكن است در خصوص چيزهايي كه بسيار علاقمند هستند بسيار صحبت كنند و هر وقت چيز مشابه اي بروز كند در مورد آن صحبت مي كنند . اشخاص بسيار توانا ممكن است در موارد مورد علاقه به تبادل اطلاعات بپردازند اما به محض تغيير موضوع ممكن است به سرعت ادامه ارتباط اجتماعي را قطع كنند. گفتگوي رفت و آمدي در مكالمات در اين كودكان ديده نمي شود . بنابراين آنها با ديگران صحبت مي كنند تا با همديگر صحبت كنند.

رفتارهاي غير معمول:

پاسخهاي غير معمول رفتاري اين كودكان با محيط خود چند شكل دارد.

مقاومت در برابر تغيير

بسياري از كودكان با تغيير محيط آشفته مي شوند حتي يك تغيير كوچك در كارهاي روز مره ممكن است باعث كج خلقي آنها شود . بعضي كودكان اسباب بازيهاي خود را رديف مي كنند و اگر رديف آنها به هم بخورند بسيار پريشان مي شوند . در برابر ياد دادن فعاليتهاي جديد ممكن است مقاومت نشان دهند .

رفتارهاي مراسمي يا اجباري

رفتارهاي مراسمي ritualistic يا اجباري معمولا” كارهاي روزمره را سخت درگير مي كند(براي مثال اصرار بر خوردن غذاهاي خاص ) يا اعمال تكراري نظير flapping انگشتان يا بازي با انگشتان ( مثل پيچاندن يا ضربات كوتاه و پشت سر هم انگشتان نزديك صورت و لبها ). بعضي كودكان ممكن است اشتغال ذهني پيدا كنند : آنها ممكن است زمان زيادي را صرف كنند با بخاطر آوري اطلاعاتي پيرامون آب و هوا پايتختها يا مراكز استانها يا تاريخ تولد افراد خانواده صرف كنند .

رفتارها و تعلق خاطر هاي غير نرمال

بعضي كودكان تعلق خاطر شديدي به چيزهاي عجيب غريب دارند نظير جارو برقي باطري ها يا قوطي فيلم . بعضي كودكان ممكن است اشتغال ذهني با بعضي مظاهر مطلوب اشيا نظير بافت مزه يا بو يا شكل آن دارند.

پاسخ غير طبيعي به تجربه هاي تحريكي

بعضي كودكان ممكن است كم پاسخ يا بيش پاسخ به محركهاي حسي باشند بنابر اين آنها ممكن است مشكوك به ناشنوا بودن يا نقص بينايي داشتن باشند و براي اين كودكان بسيار متداول است كه به متخصص هاي چشم يا گوش ارجاع شوند . بعضي كودكان از برقراري تماسهاي فيزيكي ملايم ممانعت مي كنند و با خرسندي به بازيهاي خشن و چرخشي واكنش نشان مي دهند . بعضي كودكان غذاهايي را كه ترجيح مي دهند بسيار زياد حمل مي كنند و در مقادير زياد مي خورند ولي از طرف ديگر بعضي كودكان تغذيه خود را محدود به موارد انتخابي خاص مي كنند در حاليكه ديگران با دل و جان مي خورند و نمي دانند كي سير مي شوند.

اختلالات حركتي:

 حركات عضلاني مشخص مثل پرتاب كردن ،گرفتن يا لگد زدن ممكن است با تاخير شروع شود اما در زمان طبيعي هستند كودكان كم سن تر با PDD NOS معمولا” در تقليد كردن با عضلات صورت و ادا در آوردن مثل دست زدن مشكل دارند . بسياري از اين كودكان بيش فعال هستند و تازه در دوران نوجواني آرام تر مي شوند . بسياري از اين كودكان ممكن است حالتهايي را نشان دهند نظير شكلك در آوردن يا با انگشتان بازي كردن flapping يا پيچاندن انگشتان ، روي انگشتان راه رفتن ، حملات ناگهاني انجام دادن، پريدن، حركات تند انجام دادن ، مرتب قدم مي زدن ، بدنشان را تكان مي دهند يا و به اين طرف آن طرف نوسان مي دهند ، يا سرشان را مي چرخانند يا به جايي مي زنند. در بعضي موارد رفتارها گاهكاهي ديده مي شوند و در بعضي موارد بطور مداوم وجود دارند.

هوش و نقصهاي شناختي:

عموما” كودكان با PDD NOS تستهايي را كه نياز به مهارتهاي دستي يا مهارتهاي بينايي يا حافظه فوري دارند به خوبي انجام مي دهند در حاليكه آنها در كارهايي كه نياز به تفكر سمبليك يا انتزاعي يا تفكر منطقي سلسله وار دارند ضعيف هستند. پروسه تفكر و يادگيري در اين كودكان خصوصا” در توانايي براي تقليد كردن، درك مفاهيم لغات در صحبتها و درك مفاهيم ژستها و در ابداع كردن يا انعطاف پذير بودن يا در ياد گيري قوانين كاربردي و استفاده از اطلاعات كسب شده مختل است . تازه يك تعداد كمي از كودكان با PDD NOS  از خود خاطرات عادتي گذشته را خيلي عالي به ياد مي آورند و داراي مهارتهاي خاص در موسيقي ، مكانيك ، رياضيات و خواندن ( Reading) هستند.

به علت اينكه بسياري از اين كودكان يا بدون توانايي گفتار عملي هستند يا قابل تست نيستند بسياري از افراد ارزش تستهاي هوش را زير سوال مي برند . به علاوه مشاهده شده است كه تعدادي از اين كودكان بدون تغيير در ميزان IQ  اندازه گيري شده بهبودي بسيار خوبي را در ديگر زمينه هاي رشدي در طي دوران پيگيري نشان مي دهند . مطالعات نشان مي دهند كه عقب ماندگي خفيف موجود در زمان تشخيص تمايل به ماندن دارد . كودكان باIQ پايين نقص بيشتري را در ايجاد روابط اجتماعي از خود نشان مي دهند . اين كودكان به احتمال بيشتر پاسخهاي غير طبيعي اجتماعي مثل لمس كردن يا بوييدن مردم يا رفتارهاي مراسم گونه يا خود آزاري از خود نشان مي دهند.

 

حالات مرتبط Associated features

بيان هيجانات بعضي از اين كودكان با PDD NOS ممكن است سطحي ، زياد از حد يا نامتناسب با موقعيت باشد . بدون علت واضح آنها ممكن است جيغ بزنند يا گريه تسلي ناپذير داشته باشند در حاليكه گاهي ممكن است ول خندي و خنده هاي هيستريك داشته باشند . خطرهاي واقعي نظير حركت وسايل نقليه يا بلندي ها را ممكن است در نظر نگيرند درحاليكه ممكن است از يك جسم بدون خطر مثل يك حيوان تاكسي درمي شده بترسند.

 

تشخيص PDD NOS

بر اساس DSM IV پيشنهاد شده است كه عنوان PDD NOS وقتي بكار برده شود كه يك اختلال نافذ همه گير شديد در تعاملات اجتماعي ، مهارتهاي ارتباطي گفتاري و غير گفتاري و بروز رفتارها، علائق يا فعاليتهاي تكراري وجود داشته باشد اما كرايتريا بطور كامل شامل اختلالات تعريف شده گروه PDD نشود ( مثلا” اختلال اوتيستيك ، اختلال رت و آسپرگر) . به هر حال DSM IV تكنيك خاص يا كرايترياي خاصي را براي PDD NOS تعريف نكرده است.

آزمايش خاصي در دسترس نيست

در حال حاضر هيچ آزمايش خاص يا راديوگرافي خاصي وجود ندارد كه بتواند تشخيص PDD NOS  را تاييد كند . تشخيص PDD NOS درست شبيه ساختن يك جور چين است كه خود عكس و حاشيه آن مشخص نيست بنابر اين وقتي تشخيص PDD NOS گذاشته مي شود اين نشان دهنده بهترين حدس يك پزشك است . بدست آوردن تشخيص براي اين گونه كودكان نيازمند ارزيابي توسط يك متخصص متبحر در زمينه كنترل رشد و نمو كودكان نظير يك روانپزشك كودك يا متخصص اطفال در پايش رشد و نمو يا يك نورولوژيست اطفال يا يك روان شناس رشد است

 

ارزيابي PDD NOS

هدف از ارزيابي PDD NOS دو جنبه دارد اول جمع آوري اطلاعات براي فرموله كردن يك تشخيص دقيق و دوم تهيه اطلاعاتي كه پايه يك مداخله درماني مناسبي را براي كودك فراهم كند . ارزيابي PDD NOS معمولا” شامل موارد زير است

 

1- ارزيابي پزشكي : ارزيابي پزشكي بايد شامل گرفتن يك تاريخچه كامل از زمان بارداري ، وضع حمل ،چگونگي زمان رشد كودك و تاريخچه خانوادگي به همراه يك معاينه باليني و عصبي كامل باشد. همه كودكان با PDD NOS نياز به تستهاي آزمايشگاهي نظير مطالعات كروموزومي مشتمل بر سندرم X شكننده يا EEG  يا MRI  ندارند و بسته به معاينات نياز مشخص مي شود. گرچه علت PDD NOS مشخص نيست اما پزشك ممكن است به حالاتي فكر كند كه باعث PDD NOS نمي شود اما   در چنين كودكاني به احتمال بيشتري دارد ديده مي شوند مثل صرع . حالتهاي مرتبط مي توانند باعث يا سبب بدتر شدن مشكلات كودك شوند. يك كودك با PDD NOS ممكن است توانايي هاي مختلفي را در زمينه هاي متفاوتي از خود نشان دهد . والدين و معلمان ممكن است اطلاعاتي را بدست آورند كه در انجام تستهاي روتين مشخص نشوند.

مقياسهاي اندازه گيري رفتاري

چك ليستهاي مشكلات ممكن بايد توسط والدين و درمانگرهاي آشنا با كودك پر شود. بسياري از تشخيص دهندگان از اينگونه چك ليستها براي تشخيص اوتيسم استفاده مي كنند ولي براي تشخيص اختلال PDD NOS چك ليستي تعيين نشده است.

مطالعات رفتاري مستقيم

رفتار كودك ثبت مي شود و نتايج ارزشيابي آن براي كمك به مداخلات درماني اغلب تحت نمودار در مي آيد . اين نوع از ارزشيابي هم ميتواند در محيط ساختگي مثل يك جلسه ارزيابي هوش انجام شود و هم مي تواند در موقعيتهاي طبيعي مثل مدرسه يا منزل انجام شود .

ارزيابي رواني:

از آنجاييكه يك روان شناس از وسايل استاندارد شده براي ارزيابي توانايي هاي شناختي ، اجتماعي ، هيجاني ، رفتاري ،و عملكرد تطابقي استفاده مي كند. والدين مي توانند بدانند در چه زمينه اي فرزندشان داراي تاخير است .

ارزيابي آموزشي:

هر دو هم به صورت رسمي مثل تستهاي استاندارد و هم بصورت ارزيابي هاي غير رسمي مثل مشاهده مستقيم و مصاحبه با والدين بايد براي ارزيابي كودك در موارد زير انجام پذيرد

-مهارتهاي پيش از آموزش مثل شكل و نام گذاري حروف

– مهارتهاي آموزشي مثل خواندن و حساب

– مهارتهاي امور روزمره مثل دستشويي رفتن ، لباس پوشيدن و خوردن

– روش يادگيري و روشهاي حل مشكل

 

ارزيابي توانايي برقراري ارتباط

تستهاي رسمي ، ارزيابي مشاهدات و مصاحبه با والدين همگي راهكارهاي مناسبي براي ارزيابي مهارتهاي ايجاد ارتباط هستند . ارزيابي طيف ايجاد ارتباط مشتمل بر علائق كودك در ايجاد ارتباط چرا و براي چه منظوري كودك ايجاد ارتباط مي كند، زمينه و محتواي ايجاد ارتباط و چگونگي ايجاد ارتباط ( شامل بيان صورتي ، حالات بدني و ژست ها ) و چه مقدار كودك در زماني كه با او ارتباط برقرار مي كنند مي فهمد مهم است. نتايج ارزيابي بايد براي طراحي يك برنامه آموزش ايجاد ارتباط استفاده شود. ممكن است به يك مورد يا بيشتر شكل جايگزين براي ارتباط گفتاري نظير زبان اشاره و/ يا استفاده از تخته هاي يادگيري مثل اشاره به عكس ها براي بيان نام آنها نياز باشد.

ارزيابي كار درماني:

يك كار درمانگر حرفه اي ممكن است كودك را از لحاظ عملكرد وضعيت همگرايي حواس او، از لحاظ تفاوتهاي حواس او نظير شنوايي بينايي ذائقه و بويايي و حس لمسي و كار كرد آنها با هم ارزيابي كند . ابزارهاي استاندارد شده براي ارزيابي مهارتهاي حركتي ظريف نظير استفاده از انگشتان براي برداشتن اشيا كوچك و براي ارزيابي حركات غير ظريف مثل دويدن و پريدن ، راست دست يا چپ دست بودن او و مهارتهاي بينايي مثل درك عمق بكار برده مي شوند.

خلاصه ارزيابي :

ارزيابي هاي حرفه اي يك كودك از طريق تكنيك هاي متفاوت براي تصميم گيري در مورد اينكه آيا كودك داراي حدي از ناتواني هست كه تحت گروه PDD قرار گيرد يا نه استفاده مي شود. ارزيابي و بررسي مي تواند در يك مدرسه عمومي يا مطب يك درمانگر خصوصي صورت بگيرد.

آموزش خاص و اختلال نافذ رشد   NOS

بر اساس قانون، مدارس بايد خدمات ويژه اي را دسترس كودكان داراي ناتواني قرار دهند. اين خدمات به نام آموزش اختصاصي و خدمات مرتبط ناميده مي شود . اين قانون به نام كار آموزشي كودكان ناتوان ناميده مي شود Individual with Disabilities Educatin Act (IDEA)  در اين قانون كودكان ناتوان بايد توسط مدارس عمومي بدون هزينه ارزيابي شوند و براساس نتيجه ارزيابي شرايط سرويس ويژه اي را به كودك داراي شرايط خاص ارائه دهند.

IDEA گروه ناتواني را مشخص مي كند تا كودك بر اساس آن گروه تحت حمايت قرار گيرد اين گروههاي مشخص شده به صورت زير هستند. اوتيسم ، كري و كوري ، كم شنوايي شامل كري ؛ عقب ماندگي ذهني و ديگر نواقص سلامتي ؛ نواقص ارتوپديك ؛ اختلالات هيجاني جدي ؛ ناتواني هاي خاص يادگيري ؛ نواقص گفتاري ؛ صدمات مغزي ناشي از ضربه ؛ كم بينايي و كوري و كودكان با نواقص متعدد . اگر مدرسه داراي مجوز باشد مي تواند خدمات آموزشي را از سن 3 سالگي تا 9 سالگي تحت گروه جداي تاخير در رشد برقرار كند . والدين بايد با واحد آموزش اختصاصي براي يافتن راهنمايي مناسب هماهنگ نمايند .

اين مهم است كه بدانيم كه يك كودك ممكن است داراي ناتواني باشد اما آنقدر نيست كه نياز به آموزش اختصاصي و خدمات خاص باشد. و برعكس كودكي كه آموزشهاي آن بطور خاص به علت ناتواني اش تحت تاثير قرار گرفته مي بايست تحت برنامه ويژه قرار بگيرد.

آموزش اختصاصي نوعي از آموزش است كه براي كودك ناتوان متناسب با ميزان ناتواني او در نظر گرفته مي شود و خدمات مرتبط بر اساس نوع ميزان ناتواني مي تواند كار درماني occupational therapy ؛ گفتار درماني يا فيزيوتراپي باشد خدمات مرتبط نيز هزينه اي براي والدين ندارد و هر دو قسم آموزش و خدمات مرتبط مي تواند براي كودكان PDD NOS مفيد و لازم باشد.

خدمات براي كودكان كوچكتر كه از زمان تولد تا 2 سالگي تعريف شده است داراي هزينه اي است كه متناسب با درآمد والدين در نظر گرفته مي شود. مداخلات زود رس بر اساس نماي رشد و نمو كودكان مشتمل بر نمو فيزيكي ؛ نمو شناختي؛ نمو ارتباطي ؛ و رشد و نمو هيجانات و روابط اجتماعي يا تطابقي تعريف مي شود. خدمات شامل( و نه محدود به) آموزش خانواده ها ، ويزيت خانگي ، دستورات خاص ، آسيب شناسي گفتاري و زباني ، خدمات بينايي ، و كار درماني مي باشد.

 

برنامه هاي آموزشي فردي براي كودكان و خانواده ((IEP – IFSP

بيشتر كودكان سنين مدرسه با PDD NOS به آموزشهاي اختصاصي نياز دارند و تنها كودكان كوچكتر نياز به مداخلات درماني زود رس دارند . اگر كودكي واجد برنامه آموزشي خاص گرديد والدين و مسئولين مدرسه برنامه آموزشي خاص را تهيه مي بينند Individualized Education Program ( IEP) بر اين اساس ليست كليه موارد ضعف و موارد قدرت كودك تهيه مي شود و متناسب با آنها برنامه ريزي مي كنند . اگر كودك در كمتر از سن 3 سالگي باشد يك برنامه خانوادگي فردي نياز داردIndividualized family service plan ( IFSP)

 

درمان :

در كل كودكان با PDD NOS ناتواني هاي مشتركي در ايجاد ارتباطهاي اجتماعي با كودكان اوتيستيك دارند . اين كودكان اغلب نياز به خدماتي مشابه كودكان اوتيستيك دارند.

روشهاي سنتي:

يك روش درماني يكسان براي كودكان اوتيستيك يا PDD NOS وجود ندارد . بسياري از پزشكان و خانواده ها طيفي از درمان همزمان مشتمل بر رفتار درماني ، آموزشهاي زيربنايي راهبردي ، دارو درماني ،گفتار درماني و كار درماني و مشاوره را در بر مي گيرد .اين درمانها رفتارهاي خوب اجتماعي را تقويت و رفتارهاي نامناسب مثل بيش فعالي ، بي معنايي ، رفتارهاي تكراري و خود آزاري و رفتارهاي تهاجمي را تضعيف مي كنند كه اين با عملكرد و آموزش كودك مداخله مي نمايد. در حال حاضر توجهي خاص روي درمان در دوران پيش از دبستان و كار با والدين براي كمك به اين كودكان در سنين پيش از دبستان وجود دارد تا بر مشكل خود غلبه كنند بسياري اوقات هرچه اين كودكان زودتر درمان را شروع كنند نتيجه بهتري مي گيرند.

رفتار درماني

همچنانكه كودكان با PDD NOS در حال تلاش و تقلا براي دريافت دركي از بسياري چيزهايي هستند كه برايشان گيج كننده است. آنها در يك محيط سازمان دهي شده يعني جايي كه قوانين و انتظارات واضح و دائمي هستند بهترين واكنش را از خود نشان مي دهند. محيط كودك نياز است كه خيلي مشخص و ساخته شده و قابل پيش بيني باشد.

بسياري از اوقات يك مشكل رفتاري نشان دهنده اين است كه كودك سعي مي كند با يك چيز گيج كننده يا مشمئز كننده frustration يا ترسناك ارتباط برقرار كند.

فكر در مورد مشكل رفتاري كودك به عنوان يك پيام مي بايست رمز گشايي شود. سعي كنيد علت ممكن بروز رفتار را مشخص كنيد . آيا كودك اخيرا” تغييري در كارهاي روزمره خود داشته است ؟ آيا چيز جديدي به كودك معرفي شده است كه او را در اضطراب يا گيجي انداخته است.؟ وقتي مهارتهاي ارتباطي كودك بهبود مي يابد مشكلات رفتاري اغلب كاهش پيدا مي كنند . حال كودك بدون نشان دادن رفتارهاي منفي داراي منظوري از آن چيزي است كه او را آزار مي دهد.

اثبات شده است كه استفاده از تقويت رفتارهاي مثبت براي كودكان اثر مثبتي دارد . مهم است كه به خاطر داشته باشيد

  • 1- برنامه بايد بر اساس خصوصيات فردي طراحي شود زيرا كودكان از لحاظ توانايي ها و ناتوانايي هايشان با همديگر بسيار متفاوت هستند و يك برنامه مفيد براي يك كودك براي ديگري ممكن است مفيد نباشد.
  • 2- كودكان با PDD NOS داراي مشكل در تعميم دادن يك موقعيت به موقعيتي ديگر است . مهارتي را كه در مدرسه فرا مي گيرند تمايل دارند كه به منزل يا ديگر جاها منتقل نكنند . بسيار مهم است كه درمان در همه زمينه هاي زندگي كودك مثل مدرسه ، اجتماع و منزل تداوم داشته باشد
  • 3- يك رويكرد خانه- جامعه كه والدين و معلمان ويژه آموزشي را براي تقويت رفتارهاي مثبت آموزش مي دهد مي تواند براي بدست آوردن حد اكثر نتيجه بسيار كاربردي باشد.

برنامه آموزشي مناسب

آموزش ابزار اوليه براي درمان كودكان PDD NOS  است. بسياري از اين گونه كودكان سختي بسياري را در مدرسه يعني جايي كه درخواست براي توجه و كنترل واقعي تكانه ها يكي از ضروريات است تجربه مي كنند. مشكلات رفتاري مي توانند بعضي كودكان را از تطابق با كلاس درس منع كنند ولي به هر حال با كمكهاي آموزشي مناسب مي تواند در مدرسه موفق باشد.

مهمترين عامل در كيفيت برنامه آموزشي دانش معلم مي باشد ديگر عوامل كيفي برنامه به قرار زير مي باشند:

  • 1- كلاسهاي قابل پيش بيني ، سازگار و ساخته و پرداخته شده با زمانبنديها وماموريت هاي مشخص شده و واضح
  • 2- اطلاعات علاوه بر گفتاري بايد بصورت بصري نيز ارائه شوند.
  • 3- ايجاد فرصت براي تعامل با هم سن وسالان غير ناتوان كه شكل مناسب زباني ، اجتماعي و مهارتهاي رفتاري دارند
  • 4- تمركز بر بهبود مهارتهاي ارتباطي با استفاده از وسايل نظير وسايل ارتباطي
  • 5- كاهش اندازه كلاس و بكار بردن مناسب ترتيب صندلي ها براي كمك به كودك براي جلوگيري از حواس پرتي او
  • 6- كار برد برنامه آموزشي مناسب با توانايي هاي كودك
  • 7- استفاده از تركيب تقويت رفتارهاي مثبت با ديگر مداخلات آموزشي
  • 8- ايجاد ارتباط كافي و متناوب با معلمان و والدين و درمانگران اوليه كودك

 

درمان طبي

هدف اوليه از درمان كودكان PDD NOS  مطمئن شدن از سلامت فيزيكي و رواني اينگونه كودكان است . يك برنامه پيشگيرانه خوب بايد شامل چك آپ فيزيكي كودك براي مطمئن شدن از رشد فيزيكي بينايي ، شنوايي ، و فشار خون او باشد . برتامه ايمن سازي او مطابق برنامه و ويزيت هاي مرتب دندانپزشكي و توجه به تغذيه و بهداشت بايد مد نظر باشد. يك برنامه درماني منظم با ارزيابي كامل پزشكي شروع مي شود . ارزيابي پيش از درمان براي يافتن وضعيتهاي خاص پزشكي مثل صرع ضروري است.

يك درمان خاص دارويي كه براي همه كودكانPDD NOS مفيد باشد وجود ندارد. بعضي درمانهاي دارويي مفيد ديده شده اند اما براي بسياري از كودكان با PDD NOS يا اوتيسم تركيبات دارويي بايد متناسب با ارزيابي وضعيت كودك و يافتن حد مطلوب دوز تغيير داده شود. بنابر اين در هر كودك مي تواند متفاوت باشد و دستور دارويي مشخصي وجود ندارد و هر كودك دستور دارويي متناسب با خودش را دارد. مهم است كه در نظر داشته باشيد درمان دارويي ميتواند در مواردي كه ممكن است همراه با PDD NOS وجود داشته باشد موثر باشد نظير حالتهاي كمبود توجه يا اختلال وسواسي جبري .

تصميم نهايي والدين كه آيا از درمان دارويي به عنوان قسمتي از درمان كودكشان استفاده كنند يا نه يك تصميم شخصي است و بايد به آن احترام گذاشت. درمان دارويي هميشه بايد همراه با ديگر درمانها انجام پذيرد و اثر آن بايد توسط گزارشات و مشاهدات كودك ، والدين و معلمان پيگيري شود.

8

دي متيل گليسين DMG

اين ماده يكي ديگر از مواد مغذي است كه بنا بر گزارشهاي هزاران خانواده كاملا” براي بسياري از كودكان مفيد تشخيص داده شده است . شبيه ويتامين ب 6 و منيزيم DMG بي خطر و نسبتا” ارزان است و به نيمي از كودكان و بالغين مبتلا به اوتيسم كمك مي كند

تحقيقات روي انسانها و حيوانات آزمايشگاهي نشان داده است كه اين ماده سيستم ايمني را تقويت مي كند. سيستم ايمني در بسياري از افراد اوتيستيك بد عملكرد است . بعضي كودكان و بالغين اوتيستيك مبتلا به تشنج مي شوند و دو گزارش منتشر شده تشنج بعد از مصرف اين ماده كاهش يافته است New England journal of medicin 1982,307, 1081-1082 Epilepsia,1989 30,90-93

در دو مطالعه نيز گزارش شده كه بهبودي در اين افراد ديده نشده اما در حداقل يكي از آنها دوز تجويزي نصف دوز مناسب بوده است. در يك مطالعه ديگر كه اخيرا” صورت گرفته است روي 84 مبتلا در مقايسه با گروه كنترل اين ماده آزمايش شده است كه كاهش بارزي در مشكلات رفتاري نشان داده است ( مطالعه منتشر نشده توسط Drs shin suing jung, Bernard ,and Stephan M Edelson)

دوز توصيه شده روزانه DMG بين 1 تا 4 قرص 125 ميلي گرمي براي كودكان و بين 2 تا 8 قرص براي بالغين است . در ابتدا فرد بايد با دوز يك قرص 125 ميلي گرمي ( در كودكان با نصف قرص) شروع كند و به تدريج بايد دوز آن را هر دو تا سه روز افزايش داده تا به دوز مورد نظر برسد . اين دارو همچنين بصورت كپسول ، شربت و قرصهاي شيرين محلول شونده موجود است.

عوارض جانبي ثبت شده در مطالعات طولاني مدت وجود ندارد اما بعضي والدين بيش فعالي و تحريك پذيري و آشفتگي (agitation) را گزارش نموده اند. در اين موارد توصيه مي شود كه اسيد فوليك نيز به اين كودكان داده شود دوز توصيه شده براي فوليك اسيد دو كپسول 800 ميلي گرمي به ازاء هر قرص 125 ميلي گرمي DMG است. بعضي متخصصين پيشنهاد مي كنند كه DMG بايد همواره با اسيد فوليك تجويز شود چرا كه اسيد فوليك ضرري به بدن نمي رساند و در عوض بيش فعالي و آشفتگي Agitation را نيز كاهش مي دهد و از زمانيكه به تنهايي DMG  تجويز مي شود موثرتر است

والدين گزارشهاي مثبتي را نيز از محصولي مشابه به نام Tri methyl glycin ( TMG) ارائه نموده اند اما تاكنون مطالعه اي در اين زمينه منتشر نشده است . TMG به DMG و SAMe  در داخل بدن شكسته مي شود . SAMe يك ماده مغذي است و گاهي براي درمان اختلالات خلقي مانند افسردگي مورد استفاده قرار مي گيرد.

                                                                      9

ملاتونين

يكي از متداول ترين و مشكل سازترين حالاتي كه ما و كودكانمان تجربه مي كنيم زماني است كه نمي توانيم به خواب مفيد برويم . كودكان اوتيستيك به نظر مي رسند نسبت به اين حالت بسيار مستعد باشند كما اينكه تخمين زده مي شود بيش از نيمي از اين كودكان داراي اختلال خواب هستند. اين پيشنهاد مي نمايد كه كمبودي در سيستم مغزي اين افراد وجود دارد كه خواب نرمال را ايجاد نمي كند. در خلال دهه گذشته پيشرفتهاي بسياري در زمينه شناخت مكانيسمهاي نرمال مغزي كه يك خواب راحت را ايجاد مي كنند انجام شده است . از آنجا كه تعداد متعددي از موادي كه سبب خواب مي شوند در بدن جود دارد اما كمبود يكي از آنها مي تواند سبب بيماري شود كه ما آن را اوتيسم مي ناميم. در اين قسمت ما بر يكي از موادي متمركز مي شويم به نام ملاتونين كه ثابت گرديده است كه نه تنها در كودكان بي قرار اوتيستيك موثر است بلكه براي والدين ناراحت خواب آنها نيز مفيد است. گرچه دلايل تئوريك بسياري وجود دارد كه كودكان اوتيستيك يا ملاتونين را بسيار زياد مي سازند ( chamberlain& Herman 1990) يا بسيار كم مي سازند اما به نظر ما بسياري از كودكان اين ماده را به اندازه مطلوب توليد نمي كنند (panksepp ,lensing, leboyer&bouvard 1991)

متاسفانه اطلاعات كافي براي تصميم گيري در مورد صحت و سقم نقطه نظرات وجود ندارد اما اين حقيقت اثبات شده كه ملاتونين مي تواند در ايجاد و تقويت يك خواب خوب و تنظيم ريتم بدن در طي روز موثر باشد. اما بايد نحوه استفاده از اين ماده بي خطر و قدرتمند عاقلانه باشد .

ساعت بيولوژيك در مغز انسان در هسته سوپرا كياسماتيك قرار دارد كه همچنانكه از اسم آن بر مي آيد در بالاي محل تقاطع اعصاب اپتيك دو طرف مي باشد بسياري از اعصاب خروجي از اين هسته ها ريتم رفتارهاي انسان را از تغذيه تا خواب كنترل مي كند. وقتي كه هر دو اين هسته ها در حيوانات تخريب مي شوند رفتارهاي حيوانات از فعاليتهاي منظم روتين به رفتارهاي نامنظم و تصادفي در طي روز تبديل مي شود. ترشحات طبيعي ملاتونين ما كه بطور نرمال در اوايل صبح وقتي در عميق ترين قسمت خواب قرار داريم ترشح مي شود به دقت ساعت هسته سوپراكياسماتيك را تنظيم مي كند. افراديكه بينايي خود را از دست داده اند و بنابر اين قادر به تنظيم ساعت خود از طريق چرخه طبيعي روز و شب نيستند مي توانند با مصرف كمي ملاتونين در دقيقا” همان زمان ريتم خواب خود را تثبيت نمايند.

در داخل بدن بطور طبيعي ملاتونين از غدد پينه آل ترشح مي شود. اين غده در داخل مغز بين دو نيمكره مخ قرار دارد و فيلسوف بزرگ فرانسوي آن را صندلي روح ناميد. در اين غده ملاتونين در طي دو مرحله از پيشساز سروتونين ساخته مي شود. ذخيره ملاتونين غده پينه آل بطور تيپيك وقتي روشنايي روز كاهش مي يابد در جريان خون ترشح مي شود و ممكن است اين مطلب را توضيح دهد كه چرا همه ما وقتي نور كم مي شود بهتر مي خوابيم و در خلال زماني كه سطح ملاتونين شروع به كاهش پيدا مي كند پرندگان شروع به آواز خواندن مي كنند و ما تمايل به بيدار شدن و شروع فعاليت روزانه داريم و به سادگي قابل فهم است كه چرا كمبود خواب باعث بروز علائم رفتاري و رواني در طي روز مي شود. به علاوه نه تنها ملاتونين سيستم خوتاب را تنظيم مي كند بلكه بسياري از مراحل جسمي از بلوغ مغز گرفته تا تقويت سيستم ايمني را نيز تنظيم مي كند. كاهش رشد بعضي سرطانها و بدون ارتباط با اثرات ذكر شده اثر مفيد ديگر آن مي تواند كاهش اضطراب و افسردگي باشد. اين هورمون حتي مي تواند در كنترل ظهور بلوغ در دوران نوجواني موثر باشد.

زمان مصرف : فقط يك بار در روز و درست نيم ساعت قبل از زمان خواب منظم داده شود . يك دوز اضافي در نيمه شب ممكن است اثر آن را موثرتر كند اما توصيه موكد نيست چرا كه ممكن است ساعت بيولوژيك را مختل كند.

مقدار مصرف: گرچه ملاتونين دارويي بي خطر مي باشد و كسانيكه چند گرم آن را در طي روط ها مصرف نموده اند اثرات جانبي بيمار گونه نداشته است اما مقدار بسيار كمي از آن كافي است . در توليدات تجاري قرصهاي 5/2 تا 3 ميلي گرمي وجود دارد اما براي كودكان يك سوم اين قرصها كافي است و مقدارهاي بيشتر ممكن است ايجاد خواب عميقتر كند و در طي روز نيز در جريان خون وجود داشته باشد و سبب عوارض ناخواسته شود

تغيير توان دارويي: ملاتونين تمايل ندارد كه در طول زمان اثر آن كاهش يابد اما بنا به دلايل ناشناخته در همه افراد نيز اينچنين نيست. اگر دوز پايين ملاتونين با مصرف طولاني مدت رفته رفته اثر خود را از دست داده است عاقلانه اين است كه براي مدتي مثلا” يك هفته تا يك ماه مصرف دارو را قطع كرد تا دوز آن را افزايش دهيم

دركودكان اوتيستيك علاوه بر بهبودي در خواب اين كودكان اثرات مفيد آن در ريتم كارهاي روزمره اين كودكان ديده مي شود اما چگونگي و علت اين اثرات در پس پرده ابهام قرار دارد كه فقط با تحقيقات بيشتر در آينده مشخص مي شود.

                                                                                                1

روان درماني                    

مشاوره ممكن است براي كمك به والديني كه كودك ناتواني را پرورش مي دهند مفيد باشد اگر كودك پيشتر در مدرسه حضور يافته است نياز است كه در مورد علائم و نشانه هاي PDD NOS  و اينكه چگونه اين علائم مي توانند توانايي هاي كودك را در مدرسه ، خانه يا در همسايگي تحت تاثير قرار دهند با والدين و معلمان صحبت شود. روان شناس مي تواند همچنين ارزيابي مداوم و مشاوره در مدرسه و كنترل بيمار و آموزش رفتاري را انجام دهد . بسياري از كودكان از كمك پزشكي كه با اين گونه كودكان PDD NOS آشنايي داشته باشد بهره مند مي گردند. كار تيمي خانواده مي تواند تحمل بار اين مسئوليت را كه به عهده مراقب اصلي مي باشد را كاهش دهد .

 

درمانهاي ديگر

وقتي به دنبال ديگر درمانها ميگرديد به انواع ديگري از درمانها بر مي خوريد كه ممكن است در تركيب با درمانهاي سنتي مفيد باشند. وقتي اين گونه درمانها را مد نظر قرار مي گيرند بايد برنامه نوشته شده تفصيلي را كه شامل طول درمان ، تعداد جلسات ، هزينه ، و منطق و فلسفه اين نوع درمان و هدف و منظور نهايي اين نوع درمان باشد را از درمانگران درخواست كرد همچنين مهم است كه در مورد مدرك و مجوز كار مسئول كلينيك در ارائه اينگونه درمانها از وي سوال شود. و همچنين بايد از شواهد موثر بودن اين گونه درمانها و عوارض جانبي احتمالي آنها سوال شود. نمونه هايي از اين درمانها به شرح زير هستند.

ارتباط تسهيل شده

اين روشي است كه افراد با نواقص ارتباطي را تشويق به بيان خودشان مي كند. بوسيله كمك فيزيكي يك شخص كه تسهيل كننده ناميده مي شود به فرد كمك مي كند تا حروفي را كه روي كي بورد فشرده ميشود و در صفحه نمايش نشان داده مي شود را تلفظ كند. كمك ممكن است بصورت دست روي دست يا فقط بصورت يك تماس روي شانه باشد. كودك حركت را در زماني كه فرد تسهيل كننده يك كمك فيزيكي به او مي دهد شروع مي كند .

گزارشاتي كه نشان مي دهند اين روش در درمان نواقص ارتباطي موفق و موثر بوده اند در چند سال گذشته جاپ شده اند . به نظر مي رسد كه ارتباط تسهيل شده مي تواند بالقوه تكنيك مفيدي در بعضي كودكان با PDD NOS  بالاخص آنهايي كه خواننده هاي باهوش و در شكلهاي ارتباطي ديگر نظير كامپيوتر خوب مي باشند اما نواقص شديد در مهارتهاي بياني داشته باشند مفيد مي باشد.

درمان همگرايي شنوايي Auditory Integration Therapy(AIT)

در اين روش درماني از وسيله اي استفاده مي شود كه بطور اتفاقي موسيقي هاي با فركانسهاي بالا و پايين را انتخاب مي كند و از طريق گوشي به گوش كودك هدايت مي كند.

گزارشاتي در باره اثرات مثبت اين روش گزارش شده است بعضي گزارشات حكايت از كاهش حساسيت شنوايي به اصوات و شروع صحبت كردن خودبخودي و رشد زباني كامل تر و پاسخ به سوالات و تعامل بهتر با همسن وسالان و روابط بهتر اجتماعي دارند . به هر حال نتايج مشخص از يك مطالعه درماني خوب طراحي شده در دسترس نمي باشد . هنوز مشخص نيست كه چگونه اين روش موثر است و آيا افراد از آن واقعا” سود ميبرند.

 

درمان همگرايي حسي sensory integration therapy

همگرايي حسي مراحل سيستمي از سلسله اعصاب است كه اطلاعات حسي را براي استفاده عملي ساخته و پرداخته مي كند. اين مطلب اشاره به مراحل پرداخت اطلاعاتي در مغز مي كند كه به مردم اجازه مي دهد حواس مختلف از جمله حس بينايي ، شنوايي ، حس لمسي ، ذائقه ، بويايي و حس حركت با همديگر و در تعامل با يكديگر در درك دنياي اطراف عمل كنند.) mailoux&lacroix 1992)

براساس ارزيابي نتايج، يك كار درمانگر كه در خصوص همگرايي حسي آموزش ديده است فرد را به فعاليتها و كارهايي هدايت مي كند كه سبب ارائه پاسخ مطلوب به محركهاي حسي مي شود. اين نوع درمان فرد را به بهبود چگونگي پاسخ مراحل تحريك حسي بطور مناسب به محركها هدايت مي كند. نظير ديگر درمانها هيچ نتيجه تحقيقي پيشرفت واضحي را در نتيجه اين درمان نشان نداده است اما در بسياري از مناطق به كار مي رود.

 

همگرايي حسي در روش كار درماني                          T1

يكي از روشهاي درماني كودكان PDD كه كمتر به آن پرداخته شده است درمان همگرايي حسي است چرا كه در اين گونه كودكان ديده شده است كه حواس پنج گانه بطور متناسب و هماهنگ با هم نيستند و در مطالعه اي كه توسط Lindeman TM  و Stewart KB از مركز درماني كودكان Mighty oaks در Oregon آمريكا در سال 1999 كه در ژورنال كار درماني آمريكا به چاپ رسيده بر روي 2 كودك 3 ساله مبتلا به اختلالات حسي در يك دوره 11 هفته اي در كودك اول و يك دوره 7 هفته اي در كودك دوم انجام شد ديده شد كه هر دو شركت كننده بهبود واضحي را در تعاملات اجتماعي و انجام فعاليتهاي جديد و پاسخ به بغل كردن و گرفتن از خود نشان دادند همچنين كاهش مشخصي در رفتارهاي انقطاعي و بيش فعالي و رفتارهاي تهاجمي با افزايشي در رفتارهاي عملي معقول و صحبت خودبخودي و بازيهاي هدفمند و افزايش توجه به مكالمات و فعاليتها نشان دادند.

                                                                                                T2

در مطالعه اي ديگر كه بصورت پرسشنامه اي از 292 كار درمانگر فعال بر روي همگرايي حسي كودكان مبتلا به PDD  توسط دانشگاه اوهايو انجام گرديد ديده شد كه كودكاني كه بهتر به درمان همگرايي حسي پاسخ داده اند علائم بهبودي بيشتري از قبيل مهارتهاي بازي پيدا كردند.

مطالب مذكور ما را به سمت اختلال پردازشهاي حسي (Sensory Processing Disorder-SPD ) در كودكان PDD هدايت مي كند.

اختلال پردازشهاي حسي SPD-                                       T3

تعريف : اختلال پردازشهاي حسي يك اختلال پيچيده مغز است. افراد دچار اين اختلال هر روزه بطور اشتباه اطلاعات حسي نظير تماس ، صوت و حركت را تفسير مي كنند. اين اشتباهات در تفسير اطلاعات، كودك را به مشكلات رفتاري ، اشكال در تطابق و ديگر موارد هدايت ميكند.

مقدمه :                                                                            T4

همچنانكه دانش بد عملكردي همگرايي حسي بالغ تر مي شود و محققين بيشتر در مورد آن مي آموزند بسياري از مردم مي تصور مي كنند كه اكنون نوبت شفاف سازي و تفسير ترمينولوژي آن است . گرچه كار درمانگران از عنوان همگرايي حسي درك ديگري دارند معمولا” پزشكان و ديگر متخصصان سلامتي بدون آشنايي با تئوري ، ارزيابي و نحوه و تناوب مداخلات ممكن است به آن به گونه يك نماي نوروبيولوژيكي بنگرند. از آنجا كه پزشكان مسئوليت كلي درمان را به عهده دارند و در نهايت براي تشخيص و دريافت يك عنوان درماني بيماران به پزشكان كه شايسته آن هستند ارجاع مي شوند عنوان همگرايي حسي (Sensory Integrity – SI) خيلي شناخته شده نيست ولي قدمت و گنجينه دانش اين عنوان در تئوريهاي كار درمانگران بسيار زياد است و بنابر اين بهتر است از اين عنوان براي صحبت استفاده شود تا جريان تاريخي و جاري اطلاعات منتشر شده حفظ گردد.

گروه بندي پيشنهاد شده در زمينه اختلالات پردازش حسي –SPD- شبيه يك چتر است كه سه گروه عمده تشخيصي را شامل مي شود كه عبارتند از

  • 1- اختلال تنظيم حسي sensory modulation disorder
  • 2- اختلال حسي تبعيضي sensory discrimination disorder

3- اختلال حركتي پايه حسي sensory based motor disorder

 

SPD   – اختلال پردازش حسي

 

اختلال حركتي با پايه حسي                       اختلال حسي تبعيضي                                     اختلال تنظيم حسي

 

Dyspraxia         postural disorders                                                               SS       SUR      SOR

 

SOR= sensory over responsivity

SUR= sensory under responsivity

SS= sensory seeking/craving

دكتر A.Jean Ayres  محقق و پيش قدم در اين زمينه عنوان اختلال همگرايي حسي را ابداع كرد. او اين عنوان را در خلال دوره كاري خود براي توضيح نماهاي رفتاري ، حركتي ، هيجاني ، اجتماعي و عملكردي غير طبيعي مرتبط با پردازش ضعيف محركهاي حسي   بكار مي برد.

ايشان اين عنوان را به دو دليل بكار مي برد . اول اينكه آن مرتبط مي شد با مدل تئوريك نظريه وي كه وجود نقصي را در پايه نورولوژيك توانايي انتقال اطلاعات حسي بين سيستم هاي حسي در مغز بيان مي كرد. دوم اينكه عنوان او اشاره به مدل مداخله اي پيشنهادي وي مي كرد كه عبارت بود از تحريك يك زمينه حسي براي تاثير گذاري روي زمينه حسي ديگر براي مثال استفاده از فشار عميق يا پروپريوسپتيو براي تاثيرگذاري روي بيش حسي لامسه. در خلال مداخله درماني، كار درمانگر يك چارچوب همگرايي حسي را براي ارجاع بكار مي برد و اين به اين معني است كه 2 يا بيشتر از حواس را بطور فعال و همزمان بكار برده مي شود. اغلب ، عمل روي يك يا بيشتر از حواس صورت مي گيرد ( يا به عبارت ديگر يك يا بيشتر، محركهاي حسي بكار برده مي شود) تا كودك در يك حس ديگر در چالشهاي حسي خود يك پاسخ تطابقي مناسب ارائه كند. يك پاسخ تطابقي زماني اتفاق مي افتد كه كودك در فعاليتهايي كه سختي آن افزايش مي يابد موفق شود يك پاسخ مناسب ارائه دهد.

در خلال سالها در طي درمان عنوان همگرايي حسي بطور متداول به چهار صورت بكار مي رفت

  • 1- يك تئوري ( تئوري همگرايي حسي)
  • 2- يك تشخيص ( بر پايه ارزيابي همگرايي حسي)
  • 3- يك نماي عملي ( توانايي همگرايي حسي نرمال)
  • 4- يك رويكرد درماني ( مداخله همگرايي حسي)

قابل ذكر است كه هيچكدام از اين موارد استفاده مرتبط با مفهوم بيولوژي عصبي عنوان همگرايي حسي كه به مراحل عصبي سلولي انتقال محركها كه فقط با مشاهده تكنيكهاي ثبتي الكتروفيزيولوژيك انجام مي پذيرد اشاره نمي كند. همگرايي حسي در اين دلالت ضمني بستگي به همگرايي انواع متعدد ايمپالسهاي تحريكي ايجاد شده به داخل يك نورون يا يك شبكه نوروني دارد. مناطقي كه ورودي هاي حسي همگرا از محركهاي متفاوت دارند در بسياري از مناطق مغز وجود دارند.

ما عنوان اختلال پردازش حسي را Sensory Processing Disorder    به دو دليل انتخاب مي كنيم . اول اينكه استفاده مشترك در ادبيات نوروبيولوژي اين كلمه نشان دهنده دريافت ، تفسير و پاسخ مناسب به دريافتهاي محركهاي حسي است و دوم اينكه كلمه پردازش process  اشاره به روش مشخصي مي كند كه در آن بطور عموم مراحل يا عمليات هاي خاصي روي چيزي انجام مي شود تا به يك نتيجه مشخص هدايت شود. ما پيشنهاد مي كنيم كه كلمه پردازش ( process) در ميان جمله اختلال پردازش حسي Sensory Processing disorder) اين مفهوم را مي رساند كه در جريان پردازش اطلاعات حسي يعني در دريافت ، تغيير و يا تفسير آن اختلالي بوجود آمده است. در اين اختلال رفتارهاي غير معمول در نتيجه اختلال پردازش تشخيص يك محرك حسي و در نتيجه آن ايجاد يك پاسخ حركتي و يا رفتاري پديد مي آيد. در اين زمان ما اعتقاد داريم كه جمله اختلال پردازش حسي( Sensory Processing Disorder) عنوان مناسبتري براي ارتباط بين كاردرمانگران و ديگر متخصصين است.

بطور خلاصه ما موارد زير را پيشنهاد مي دهيم

1- اين تئوري اشاره به تئوري همگرايي حسي مي كند كه دكتر A. Jean Ayres  آن را پايه گذاري كرده است.

2-عنوان تشخيصي اختلال پردازش حسي استSensory Processing Disorder –SPD است

  • 3- ارزيابي اطلاعات علمي يا شامل عنوان همگرايي يا پردازش مي شود چرا كه ارزيابي اوليه در سنين 5/4 تا 8 سالگي براي اختلال پردازش حسي همگرايي حسي و تستهاي كنشي(Praxis test) است و بنابر اين استفاده از جمله اختلال همگرايي حسي در اين زمينه منطقي است. درمانگراني كه مدرك تستهاي كنشي همگرايي حسي را دريافت نموده اند به خود به عنوان دارنده مدرك ارزيابي همگرايي حسي اشاره مي كنند. به هر حال افراديكه ارزيابي هاي جامعي مشتمل بر تستهاي كنشي و مشاهدات تكميلي باليني انجام مي دهند از نظر ديگر متخصصين بسيار قابل تفسير هستند تا بتوان علائم مرتبط با اختلالات پردازش حسي شامل اختلال در تغيير و مدل سازي ايمپالسهاي حسي (Modulation) ، اختلال تبعيضي حسي( Sensory discrimination) و اختلال حركتي با پايه حسي را به آنها گزارش نمود.
  • 4- عنوان مداخله درماني استفاده شده فقط بر اساس اصول ابتدايي دكتر Ayer و با گسترش بيشتر همراه با فهمي كه بر عناصر اجراي عملي رفتارها و مشاركت در زمينه طبيعي و مراقبتهاي خانواده محوري است انجام مي شود. توصيه مي شود كه كاردرماني با هدف همگرايي و رفع اختلالات پردازش حسي توسط كار درمانگر آموزش ديده در اين زمينه در چارچوب اصول و قوانين آن انجام شود.

ما اين تغيير را به عنوان راهي براي روشن نمودن دسته بندي تشخيصي كودكان با علائم حسي پيشنهاد مي كنيم. ما بطور فعالي با كميته هاي بازبيني دسته بندي هاي تشخيصي بيماريها براي گنجاندن اين اختلالات در دسته بندي هاي جديد در ارتباط هستيم براي مثال با چاپ آينده diagnostic and statistical manual و Diagnostic classification of mental health and developmental disorders of infancy and early childhood ) شناخت رسمي تشخيص افتراقي تحقيقات چند زمينه اي را براي يافتن مكانيسمهاي زمينه اي حالاتي كه تاكنون كمتر درك شده اند بر مي انگيزاند و بدست آوردن سرويسهاي حمايتي براي كودكان و خانواده هاي آنها را تسهيل مي كند .

ما اميدواريم كه افراد جامعه مرتبط با همگرايي حسي شامل والدين ، كار درمانگران ، پزشكان و آموزش دهندگان اين دسته بندي را در نظر داشته باشند. ما انتقال اين ترمينولوژي را به عنوان مرحله اي كه در ادامه آن يافته هايي را كه ما بطور تجربي يافته ايم بهتر اختلال را تعريف نمايد مي بينيم . اين زمينه بايد ادامه يابد تا بيشتر مورد بحث قرار گيرد تا رشد يافته و ترمينولوژي جديدي را همراه و بر پايه تحقيقات و تجربيات جديد بيابد.

 

T5

هيجانات و ديگر حالات متاثر شده از اختلال پردازش حسي

كودكان متاثر از اختلال پردازش حسي ممكن است از اضطراب ، افسردگي و تهاجم و ديگر مشكلات رفتاري رنج ببرند. آنها ممكن است با مهارتهاي حركتي و ديگر مهارنهاي لازم براي موفقيت در مدرسه مشكل داشته باشند. آنها ممكن است از لحاظ اجتماعي منزوي باشند و از احترام به نفس پايين رنج ببرند. آنها معمولا” داراي شهرتي به نام كودك سخت هستند.

اين مشكلات اين كودكان را در معرض خطر بسياري از مشكلات آموزشي ، اجتماعي و هيجاني مي باشند كه شامل ناتواني براي دوستيابي يا عضو گروه شدن يا درك ضعيف از خود يا شكست در تحصيلات دانشگاهي مي باشد و اين افراد معمولا” به عنوان افراد خام و ناپخته ، بدون تشريك مساعي ، متخاصم ، انقطاعي و غير قابل كنترل شناخته مي شوند. والدين ممكن است براي رفتار كودكانشان از سوي كساني كه به عقب ماندگي مخفي اين كودكان آگاه نيستند مقصر شناخته شوند.

درمان موثر اختلال پردازش حسي كودكان در دسترس است اما بسياري از اين كودكان اشتباها” تشخيص داده شده و مورد درمان قرار نمي گيرند.

خط قرمزهاي اختلال پردازش حسي                        T6

تشخيص اختلال پردازش حسي شغل يك كار درمانگر است كه به خوبي در زمينه همگرايي حسي و درمان آن آموزش ديده باشد. با اين وجود يك معلم و يا والدين مي توانند علائم ناشي از اختلال پردازش حسي را بشناسند و سپس معلم مي تواند ارزيابي را شروع كند و در نهايت كودك مي تواند درمان مناسب را از طريق كاردرمانگر دريافت كند.

چه رفتارها و خطوط قرمزي مهم هستند؟

چندين روش غربالگري وجود دارند كه والدين و معلمان مي توانند از آنها استفاده نمايند

http://www.spdnetwork.org/aboutspd/redflags.html

برنامه غربالگري پيش دبستاني بالزر- مارتين

در مدرسه من st. columba Nursey School    در واشينگتن و در ديگر مراكز كودكان اين برنامه غربالگري به كار درمانگران كمك مي كند كه كودكان با اختلال احتمالي پردازش حسي تشخيص داده شوند. برنامه توسط A.Blazer-martin Ph.D. Occupational therapist طراحي شده كه يك تست استاندارد نشده باليني براي تشخيص ابتدايي ريسك فاكتورهاي اختلالات يادگيري و مشكلات رفتاري در كودكان پيش دبستاني 3 تا 5 ساله است

يك قسمت از اين برنامه غربالگري پرسشنامه اي است كه توسط والدين كودكان پر مي شود.

به اين پرسشنامه نگاه كنيد . شما رفتارهايي را كه براي تشخيص اختلالات پردازش حسي مهم هستند خواهيد يافت.

T7

پرسشنامه اختلالات حسي حركتي والدين كودكان پيش دبستاني

پاسخهاي شما بيشترين دقت را خواهند داشت در صورتيكه ابتدا كليه سوالات را خوانده و آنهايي كه در كودك ديده مي شود با پاسخ مثبت مشخص نماييد.

  • 1- آيا كودك شما مشخصا” به تماس حساس است                   بله                 خير
  • – هميشه تماس را به عنوان يك كودك آرامبخش و دلپذير نمي يابد
  • – وقتي صورت و سرش را مي شويم بيشتر از بچه هاي هم سن خود اذيت مي شود.
  • – به كوتاه كردن مو يا گرفتن ناخن واكنش منفي مي دهد
  • – نسبت به پارچه ها احساس ناخنك زدن مي كند
  • – براي لباس پوشيدن خيلي هياهو مي كند براي مثال يقه را دوست ندارد يا از لباسهاي يقه اسكي خوشش نمي آيد يا در پوشيدن جوراب يا كلاه يا كت خيلي ناراحت مي شود و لباسهاي شل را ترجيح مي دهد.
  • – با پوشيدن لباسهاي آستين بلند و شلوارهاي بلند احساس ناراحتي مي كند و ترجيح مي دهد تا آنجا كه ممكن است كوتاه باشند
  • – حتي در هواي گرم نيز لباسهاي آستين بلند و شلوارهاي بلند را ترجيح مي دهد.
  • – از فعاليتهاي همراه با كثيفي مثل بازي با خمير يا گل رس يا رنگ بازي با دست اجتناب مي كند
  • – به تحريكات دردناك بيش از حد واكنش مي دهد
  • – به تحريكات دردناك كمتر از نرمال واكنش مي دهد
  • – تمايل دارد از گروه پس بكشد يا ديگران را هل دهد يا با آنها برخوردكند ( ضربه بزند) و در مسابقات نزديك خيلي تحريك پذير است .
    • 2- آيا كودك شما از فعاليتهاي همراه با حركت سريع يا چرخش به دور خود در زمين بازي يا منزل لذت مي برد. شايد بدون يا اندكي سرگيجه             بله                            خير
  • – تاب بازي را با سرعت زياد و بلند و طولاني مدت دوست دارد
  • – استفاده مكرر از چرخ و فلك را دوست دارد
  • – مخصوصا” در منزل دوست دارد روي مبلمان يا تخت خواب بالا و پايين بپرد و بازي كند يا از صندلي هاي راحتي متحرك استفاده مي كند
  • – از حالت سر و ته لذت مي برد
  • – از بازي هايي كه همراه با بستن چشم هستند لذت مي برد
  • – از بازيهايي كه در پاركها همراه با چرخش هستند مثل اسب سواري لذت مي برد
    • 3- آيا كودك شما در فعاليتهايي كه مستلزم حركت سريع يا حركت سريع بدن در فضا است با احتياط برخورد مي كند

بله                          خير

  • – تمايل به اجتناب از تاب بازي يا سرخوردن دارد يا آنها را با تاخير انجام مي دهد
  • – بازي با الاكلنگ يا بالا پايين رفتن از پله برقي را دوست ندارد
  • – آيا از ارتفاع و در بالا رفتن احتياط مي كند
  • – از حركت دادن لذت مي برد اما حركت داده شدن توسط ديگران را دوست ندارد مخصوصا” اگر غير قابل پيش بيني باشد
  • – امتحان فعاليتهاي حركتي را دوست ندارد يا در يادگيري آنها مشكل دارد
  • – در بالا رفتن يا پايين آمدن از پله ها يا تپه مشكل دارد
  • – تمايل دارد كه در ماشين به بيماري حركت(motion sickness) مبتلا شود
    • 4- آيا كودك شما حساسيت غير معمول به بو ها دارد                     بله                     خير
  • – در تشخيص چيزها از طريق بوي آنها مشكل دارد
  • – از بوهاي معمولي به سبب حس كردن نامطبوع آنها شكايت مي كند ( بوهاي خوب را نا مطبوع حس مي كنند)
  • – تمايل دارند كه بوهاي نامطبوع را ناديده بگيرند ( بوي نامطبوع را حس نمي كنند)

5- آيا كودك شما بيش از حد به سر و صدا حساس است براي مثال در صداهايي كه ديگران را آزا نمي دهد گوش خود را مي گيرد و از آن صدا آزرده مي شود                                                         بله                 خير

6- آيا در مورد شنوايي كودك تا به حال نگران شده ايد                     بله                 خير

7- آيا تا به حال نگران گفتار يا مهارتهاي گفتاري كودك شده ايد         بله                 خير

  • 8- آيا تا به حال نگران بينايي كودك شده ايد                                 بله                  خير
  • 9- آيا كودك شما بدني شل تر از ديگر كودكان هم سن خود دارد       بله                 خير
  • – تمايل به افتادن روي صندلي و يا پهن شدن روي صندلي دارد
  • – احساس مي كنيد كودك به اندازه كافي محكم نيست وقتي به او لباس مي پوشانيد
  • – در چرخاندن دكمه يا دسته هايي كه نياز به مقداري فشار دارند مشكل دارد
  • – در زمان فعاليتهاي بدني و تفريحات خارج از منزل زود خسته مي شود
  • – در گرفتن اشيا با دست مثل مداد يا قاشق خيلي شل است
  • – در جبران شلي زمينه اي اشيا را خيلي محكم مي گيرد.

10- آيا كودك شما مي تواند خودش لباس بپوشد و دستها را در آستين بگذارد يا دستكش جوراب را خودش بپوشد

بله                 خير

  • 11- آيا شما احساس مي كنيد كه كودك شما ( بالاتر از 4 سال) مي تواتند ار مداد شمعي يا ماركر يا مداد استفاده نمايد

بله                 خير

12- ايا كودك شما در بازيهاي فيزيكي كه حاوي دويدن و پريدن و استفاده از وسايل بازي بزرگ مي شود شركت مي كند

بله                 خير

13- آيا كودك بطور خودبخودي فعاليتهايي را كه نيازمند دستمالي اشيا كوچك است جستجو مي كند

بله                 خير

  • – از لوگوها لذت مي برد
  • – از ساختن با بلوكها لذت مي برد
  • – از ساختن با استفاده از اشيا كوچك مثل مهره ها يا ني يا تكمه يا نمد يا گوي هاي پنبه اي لذت مي برد

14- آيا كودك شما بطور خودبخودي از فعاليتهايي كه در آنها ابزارهايي نظير مدادشمعي يا مداد يا ماركر يا قيچي بكار مي رود لذت مي برد                  بله                 خير

15- آيا شما تصور مي كنيد كه كودك شما توجه كافي به اشيايي كه از آنها لذت مي برد دارد     بله                 خير

16- آيا شما فكر مي كنيد كه كودك شما درست در زماني كه نياز است كاملا” تمركز داشته باشد تمايل به بيقراري دارد.

بله                 خير

17- آيا كودك شما در تنظيم خواب خود مشكل دارد           بله                 خير

  • – براي خوابيدن در شب زمان بيشتري نسبت به ديگر كودكان لازم دارد
  • – به عنوان كودك كوليك دارد
  • – هرگز چرت نمي زند يا زودتر از ديگر كودكان بلند مي شود
  • – در به خواب رفتن مشكل دارد
  • – هنوز بطور رضايت بخشي در طول شب نمي خوابد

18- آيا كودك شما يكي از موارد زير را دارد

  • – عفونتهاي مكرر گوش
  • – آلرژي
  • – بيماري شديد يا جراحي

اگر بله توضيح دهيد

19- لطفا” هرگونه حالت مشخصه كودكتان را كه شما فكر مي كنيد براي ما مناسب است كه بدانيم توضيح دهيد.

                                                                                        13

مداخلات رفتاري ( لوواس)

با مداخله زودرس تعدادي از كودكان اوتيستيك يا اختلال نافذ رشد يا بيماريهاي مرتبط قادر بوده اند تا سن 7 سالگي آموزش معمولي و عملكرد ذهني معمولي بيابند. اين كودكان در جريان معمولي آموزشهاي كلاسي در مدرسه قرار رفتند و توانستند بدون كمك به تحصيل و زندگي خود ادامه دهند. آنها افزايش بارزي در رشد عملكرد ذهني و هوشي خود نشان دادند و در خلال آزمون هاي هوشي استاندارد نمرات خوبي دريافت كردند آنها همچنين در مقايسه با هم سن و سالان خود از لحاظ عملكرد اجتماعي و هيجاني قابل تشخيص نبودند. حتي در كودكاني كه به حد رشدي هم سن هاي خود نرسيدند كيفيت زندگي آنها به نحو مطلوبي از آنچه كه ياد گرفته بودند بهبود پيدا كرد . كاهش هاي قابل توقف رفتارهاي نامناسب و كسب مهارتهاي گفتاري پايه اي قابل دسترس هستند. اين كودكان عضو فعالتري در خانواده مي شوند و قادر خواهند بود با محدوديتهاي كمتري در آموزش كلاسي حضور يابند.

                                                                               

روش لوواس lovaas method

اين متد كه يك نوع آناليز رفتاري كاربردي Applied Behavior Analysis (ABA)  مي باشد كه توسط روانشناس Ivar Lovaas UVLA بكار برده شد يك روش برنامه ريزي شده براي كودكان اوتيسمي پيش از دبستان مي باشد. در اين روش از تكنيكهاي مدل سازي و پاداش رفتارهاي مناسب و بي تفاوتي يا بي پاسخي به رفتارهاي نامناسب استفاده مي شود. عموما” اين روش شامل 30 تا 40 ساعت آموزش مهارتهاي گفتاري و رفتار درماني ها و آموزشهاي آكادميك است آموزش شامل 4 تا 6 ساعت در روز و 5 تا 7 روز در هفته است. بعضي تحقيقات پيشرفت واضحي را در 50 درصد كودكاني كه اين نوع درمان را دريافت كرده اند ديده شده است . روش لوواس توجهات زيادي را به خود جلب نموده است ولي به همراه ديگر درمانها نياز به مطالعات بيشتري دارد.

 

روش لوواس                                                          

 

مدل لواس آناليز كاربردي رفتاري است كه در دپارتمان روانشناسي دانشگاه UCLA  تحت نظارت دكتر لواس شكل گرفته است . اين روش بر اساس تجربيات باليني گسترده و در نتيجه تحقيق بيش از 40 سال پايه گذاشته شده است و هم اكنون نيز اين كار را تحت نظارت دكتر لواس براي بهبود بيشتر ادامه دارد.

در موسسه لواس رفتارها درماني بصورت محكم و پيشرونده و ابداعي با هر دو روش باليني و مشاوره براي كودكان اوتيستيك يا بيماريهاي مرتبط پيش مي رود.

تعريف خدمات باليني

در مدل با پايه باليني موسسه لواس علاوه بر پيشرفت برنامه و نظارت به خودي خود پرسنل درماني برنامه را اجرا مي كنند. منظور از پرسنل درماني شامل تك تك مربيان ارشد و آموزش دهندگان و ناظران مي باشد . اكثريت آموزش ارائه شده به كودك توسط يك تيم 3 تا 5 نفره دوره ديده در منزل صورت مي گيرد. يك يا دو تن از مربيان ارشد مسئول آموزش ديگر مربيان و پيگيري پيشرفت كودك از طريق آناليز داده هاي رسيده است و كليه اعضاي تيم تحت نظارت درمانگر ارشد بيمار يا مدير درمانگاه قرار دارند . پيشرفت كودك هر هفته در يك جلسه با حضور تيم درماني ، والدين ، خود كودك و پرسنل درماني موسسه لواس بررسي مي شود. در جلسه زماني براي بازديد اطلاعات رسيده پيشرفت والدين و آموزش پرسنل درماني و اجراي برنامه آموزشي و نحوه مداخلات جديد در نظر گرفته مي شود. والدين تشويق مي شوند تا نقش فعالي در خلال جلسات باليني داشته باشند.

شايستگي دريافت خدمات درماني

خدمات باليني به خانواده هايي ارائه مي شود كه در فاصله مشخصي از مركز درماني لواس قرار دارند. بطور معمول ارائه خدمات به كودكان تا سن 48 ماهگي كه داراي تاخير شناختي در يك يا چند مورد از موارد زير هستند صورت مي گيرد

  • 1- كارايي شناخت
  • 2- نمو گفتاري
  • 3- مهارتهاي اجتماعي
  • 4- مهارتهاي خود ياري
  • 5- عملكردهاي رفتاري

در موسسه لوواس همچنين به كودكان سنين بين 48 تا 60 ماه كه در آزمون Wechsler پيش دبستاني يا در آزمون استانفورد بينه نمره بالاي 50 بياورند ارائه خدمت مي شود. سنين بالاتر ممكن است براي مشاوره مناسب تشخيص داده شوند. در موسسه لواس پرسنل مناسبي براي آموزش كودكاني با تشخيص مشكلات پزشكي بزرگتر مثل كوري يا نقصهاي شنوايي يا صرع كنترل نشده يا اختلال رت يا تاخيرات شديد حركتي وجود ندارد اما گاهگاه چنين كودكاني براي كار نزديك با ديگر متخصصين براي مطمئن ساختن والدين براي دريافت كامل نيازمنديهاي كودك پذيرفته مي شوند.

خدمات مشاوره

خدمات مشاوره براي افرادي در نظر گرفته مي شوند كه روش آناليز رفتاري كاربردي لوواس به عنوان روش مداخلات فردي براي آنها در نظر گرفته مي شود. به خانواده اي كه مورد مشاوره موسسه لوواس قرار مي گيرد يك مشاور رفتاري و برنامه اي اختصاص داده مي شود كه يك برنامه آموزشي طراحي مي كند و مربياني را كه توسط والدين استخدام شده اند آموزش مي دهد. آموزش و ارائه برنامه در خلال مشاوره اوليه انجام مي پذيرد و در طي مشاورات بعدي پيگيري مي شود .

در طي 2-3 روز بعد از مشاوره اوليه ، مشاور برنامه و رفتاري شما به منزل شما خواهد آمد و به شما و مربيان شما آموزش خواهد داد كه چگونه درمان كودك را شروع كنيد. مشاور به شما خواهد گفت كه چه روشي را براي آموزش استفاده كنيد ، چه چيزي را آموزش دهيد ، چه وقت آموزش دهيد ، چگونه ثبت كنيد و چگونه بر روي مربيان نظارت داشته باشيد و چگونه مشكلات يادگيري كودك را تجزيه و تحليل كنيد. اكثر زمان در حال كار كردن با كودك شما سپري خواهد شد. بطور اوليه مشاور رفتاري يك سري روشهاي آموزشي براي شما و مربياني كه مستقيما” با كودك كار مي كنند طرح ريزي مي كند و سپس به شما كمك مي كند كه اين روشها را بصورت بازيهاي نمادين Role playing با كودك مستقيما” تمرين كنيد.

مشاوره هاي بعدي هر 4-6 هفته انجام مي پذيرد. براي حفظ بالاترين كيفيت درمان . مدت مشاوره ها پيگيري يك روز كامل كاري يعني 6 ساعت است . در خلال اين پيگيري ها مشاور شما برنامه شما را دوباره مورد ارزيابي قرار مي دهد ، اهداف جديدي طرح ريزي مي كند. در مورد مشكلات بحث كرده و آنها را برطرف مي سازد و آموزشهاي بيشتري را به والدين و درمانگران ارائه مي دهد. مشاوره تلفني و ويديويي يا با اي ميل همچنين در صورت نياز در دسترس هستند.

استخدام مربي

شما حداقل يك مربي از 3 تا را نياز خواهيد داشت كه 30 تا 40 ساعت درمان در هفته را ارائه دهد.( به هر حال كودكان كم سن تر از 3 سال عموما” ساعات كمتري نياز دارند) . گرچه ممكن است كه شما بتوانيد مقداري از آموزش را خودتان انجام دهيد اما توصيه نمي شود كه بدون كمك يك مربي ساعات زيادي را خودتان به تنهايي به آموزش كودك بپردازيد. ما توصيه مي كنيم كه هر مربي هر هفته 6 تا 12 ساعت با كودك كار كند تا به حد كافي با كودك شما راحت باشد و از طرفي كودك به مربي خود وابسته نشود. بهترين كانديد ها دانشجويان علاقمند به كار با اين كودكان به خصوص دانشجويان روانشناسي يا رشته هاي آموزشي است. به علاوه دانشجويان در ساعات برنامه ريزي قابل انعطاف تر هستند. بسياري از خانواده ها دانشجويان را با نصب اطلاعيه در دپارتمان هاي روانشناسي ، گفتار درماني و آموزش و يا درخواست از يك استاد دانشگاه براي اعلان در سر كلاس و توضيح در مورد برنامه خانگي درمان اين كودكان استخدام مي كنند. يك كانديد به داشتن مدرك يا گواهينامه و سابقه قبلي براي يك مربي خوب شدن نياز ندارد. ما اعتقاد داريم كه روشهايي كه ما ارائه مي دهيم مي تواند به خوبي توسط بيشتر مردم ياد گرفته شود. بعضي خصوصيات فردي مهم كه براي استخدام مربي بايد در نظر گرفته شود قابل اطمينان بودن و علاقه و اشتياق به ياد گرفتن است.

مدل لوواس

چگونه و چه چيزي آموزش داده مي شود ؟

بطور خلاصه مداخلات بر پايه شكل گيري رفتاري از طريق تقويت پي در پي رفتارهاي نزديك به صحت ، روشهاي تلقين و حذف و استفاده از تقويت كننده هاي مثبت و عملي مخصوص كودك است . مثالهاي چنين تقويت كننده هايي تكه هاي كوچك غذا يا بازي با اسباب بازي مطلوب كودك و نگاه به كتابي كه كودك دوست دارد و يا پاداش هاي اجتماعي مثل تشويق زباني ، غلغلك دادن ، بغل كردن ، پرت كردن يا چرخاندن كودك در هوا rides through the air  مي باشد

همچنان كه مداخلات پيشرفت مي كنند تقويت ها هر وقت كه ممكن باشد به سمت تقويت هاي اجتماعي و طبيعي پيشرفت مي كند. مداخله به گونه اي ساخته شده كه رفتارهاي مناسب توسط تقويت هاي مثبت و تلقين به حداكثر برسد و رفتارهاي نامناسب براي رسيدن به يك نياز با رفتارهاي جايگزين و از لحاظ اجتماعي قابل قبول تر كاهش يابد . مداخلات داخل منزل و يا مكان آموزش كودك صورت مي گيرد. مدل لوواس به عنوان يك برنامه آموزشي فراگير و همگراست كه در آن مهارتها همديگر را تكميل كرده و يكديگر را مي سازند. پيشرفت مداخلات بطور سيستميك در طي مراحل يادگيري و تاكيد بر فرديت برنامه آموزشي بر اساس نقاط ضعف و قدرت كودك انجام مي گيرد.

كودكان خيلي كم سن و رويكرد بر پايه بازي متقابل

كودكان كم سن تر از 3 سال بطور تيپيك نياز به زمان اضافي تري براي تطابق با شدت درمان دارند . درمان با 10 تا 15 ساعت در هفته شروع مي شود و به تدريج به 35 تا 40 ساعت در هفته در سن 3 سالگي مي رسد. مربيان از آموزش تصادفي استفاده مي كنند تا از مزيت موقعيتهايي كه در محيط طبيعي براي آموزش رفتارهاي جديد پديد مي آيد استفاده كنند. براي مثال وقتي يك كودك به يك اسباب بازي علاقه نشان مي دهد مربي براي برقراري شكلي از ارتباط از آن اسباب بازي استفاده مي كند. در ابتدا مربيان هدايت كودك را تا آنجا كه ممكن است دنبال مي كنند. جهت گيري مجدد redirection  به عنوان يك روش غير مداخله اي براي قطع رفتارهاي خود تحريكي يا تكراري استفاده مي شود. مربيان رفتارهاي آغازگرانه كودك را چه گفتاري و چه غير گفتاري و صرف نظر از كوچكي و ناچيز بودن آن مي سازند. زمانيكه يك محيط آموزشي مثبت براي مربي و كودك ايجاد مي شود به تدريج زمان سازندگي بيشتري پديد مي آيد . زمانهاي ساخته شده با تاكيد موثر بر تقويت كننده ها و فعاليتهاي برانگيخته ادامه مي يابد و همچنين اجازه داده مي شود كه مهارتهاي مشكل تر در يك روند سيستماتيك ياد گرفته شوند.

اهداف آموزش گيرنده هاي كوچكتر اغلب شامل گسترش ارتباط ، ظهور مهارتهاي جديد در بازي ، گسترش روابط متقابل ، واكنشهاي مناسب تر به دريافتهاي حسي و گسترش ديگر مهارتهاي محوري نظير تقليد كردن و درخواست كردن است.

كودكان كم سن و رويكرد همگرايي جامع

بر اساس تحقيقاتي كه بوسيله دكتر لوواس انجام گرفته است . شدت درمان يك فاكتور حياتي و شاخص در پيشرفت كودك است. بنابر اين بيشتر كودكان سنين 3 تا 5 سال دستورات را يك به يك در 5 تا 8 ساعت در روز براي 5 تا 7 روز در هفته ( حداكثر 35 تا 40 ساعت در هفته) دريافت مي كنند. هنگاميكه هفته هاي ابتدايي مداخله ممكن است اينطور به نظر برسد كه زمانهاي ساخته شده ( زمان آموزش ) به سرعت افزايش مي يابد ما شدت برنامه را با تقسيم روز به قسمتهاي جدا از هم تنظيم مي كنيم . يك قسمت روز شامل 2 تا 4 ساعت مي شود كه در خلال آن فواصل بين بازيها رعايت مي شود. بطور تيپيك يك كودك و مربي بر روي تمرين خاصي 2 تا 5 دقيقه كار مي كنند و سپس يك زنگ تفريح 1 تا 2 دقيقه اي مي گيرند . تمرينات ممكن است در جاهاي مختلفي انجام شوند از جمله روي ميز ، روي كف زمين يا اطراف خانه و يا حتي بيرون از منزل. زنگ تفريح هاي طولاني تر هر 1 تا 2 ساعت به مدت 10 تا 20 دقيقه است. در خلال آن زمان كودك و مربي ممكن است به بيرون بروند يا بازي كنند يا مسابقه دهند يا يك خوراكي بخورند. زنگ تفريح ها چه كوتاه و چه بلند به كودك اين امكان را مي دهد تا زماني را فارغ از آموزش ساختاري مربي طي كند و فرصتي براي درخواست و بازي با مربي پديد مي آورد و اجازه مي دهد تا مهارتهاي روزانه كودك عموميت پيدا كند. زمانهاي تفريح شامل زمان كلي كار با كودك محسوب مي شوند. برنامه آموزشي با نياز هاي خود كودك تنظيم مي شود و ممكن است براي مثال خواب بعد از ظهر كودك در نظر گرفته شود. مهارتها از طريق مداخلات رفتاري متعددي ياد داده مي شوند. كه شامل آموزش آزمايشي مجزا مثلا” مربي مي گويد ميكي موس و كودك يك عروسك ميكي را لمس مي كند و مربي اين رفتار را تقويت مي كند يا مثلا” آموزش تصادفي مانند آنچه كه در مورد كودكان خيلي كم سن شرح داده شد كه باعث افزايش پاسخ خود بخودي و سرعت پاسخ دهي و همگرايي با هم سن و سالان مي شود ( تشويق گسترش روابط با هم سن و سالان از طريق اختصاص زمان بازي با آنها )

هدف اوليه مداخلات براي كودكان يادگيري آنها در محيط طبيعي است. كودكان از طريق فاز هاي مختلف برنامه ريزي براي رسيدن به هدف عبور مي كنند. تاكيد اوليه برنامه بر كسب مهارتهايي نظير تقليد ، درخواست ، دنبال كردن دستورات ساده و كسب تقليدهاي گفتاري است. برنامه ريزي براي آموزش ادراكات مختصر و پاسخهاي مناسب به سوالات ساده است ( بطور اوليه پاسخهاي يك كلمه اي) برنامه هاي پيشرفته تر بر گفتگو با جملات پيچيده تر و يادگيري سريعتر مهارتها و شروع جستجو با تعاملات پيچيده تر با ديگران است . برنامه ريزي به سطحي گسترش مي يابد كه در آن مهارتها در نهايت به فرمهاي غير رسمي و بيشتر شبيه به زندگي روزمره كسب شوند. سوالات به حالتي تبديل مي شوند كه بيش از يك پاسخ نياز داشته باشند. كودك ياد مي گيرد كه با ديگران همكاري داشته باشد و در بازيها تشريك مساعي كند و در نهايت برنامه ها به سمت تسهيل در دريافت دو مهارت مورد نياز در مدرسه يعني آموزش در گروه و دوست يابي هدايت خواهند شد.

كودكان مسن تر و رويكرد عملي تشريك مساعي و همكاري

تحقيقات در حال انجام نشان داده اند كه رفتار درماني يك مداخله موثر براي كودكان مسن تر است. هنگاميكه مداخلات درماني، بسياري از خصوصيات كودكان كم سن تر را براي اين كودكان ابقا مي كند بعضي تغييرات ايجاد شده براي كودكان مسن تر و در سنين مدرسه نيز مفيد هستند مثلا” تشريك مساعي با آموزش دهنده ها و ديگر متخصصان در مدرسه و جامعه به افزايش ادامه مي دهد. درمان ممكن است شامل زماني براي گردش در خارج از شهر باشد كه در آن مهارتها مي توانند ياد گرفته شوند يا در جاهايي كه مي توانند مورد استفاده قرار گيرند عموميت پيدا كنند. زمان پرداخت به آموزش ممكن است به 30 دقيقه يعني زماني كه شبيه مدرسه است افزايش يابد . دستاوردهاي درمان اغلب به سمت مدرسه بوسيله استفاده از يك مراقب عموميت پيدا مي كند و حتي خود درمان ممكن است در مدرسه ادامه يابد.

اهداف براي كودكان مسن تر اغلب اطراف بهبود كيفيت زتدگي شان دور مي زند . مهارتهاي مهم براي اين افراد شامل كمك به خودشان .گذراندن زمان تفريح بطور مستقل ، ارتباط عملي ، رفتن به مدرسه ، تشريك مساعي در زندگي خانواده ، مهارتهاي ارتباطي و تعامل با ديگر هم سن و سالان است.

معرفي كودك به محيط مدرسه

يك كودك بطور تيپيك به عنوان پيش زمينه نياز به حداقل 6 تا 12 ماه آموزش خانگي براي كسب مهارتهاي خودياري و مهارتهاي زباني و بازي براي استفاده از مزيتهاي بسر بردن در گروه و درس كلاسي دارند. همچنانكه كودك پيشرفت مي كند روش آموزشي او از حال زمان سازي( برنامه آموزشي منزل) كم كم خارج شده و به سمت مدرسه اي و محيط روزمره پيش مي رود. مشاور با والدين و تيم درماني كودك كار مي كند تا برنامه اجتماعي ، مدرسه اي ، آموزش منظم و يا اختصاصي بر اساس مهارتهاي جاري و نيازهاي وي مشخص شود. ما پيشنهاد مي كنيم كه يك مربي دوره ديده كودك را در مدرسه همراهي كند، انتقال مسائل روزمره كلاسهاي درس را به كودك تسهيل كند و مهارتهاي كسب شده در منزل را براي عموميت دادن در مدرسه تقويت كرده و كودك را به تشريك مساعي با ديگر كودكان تشويق كند. زمان حضور در مدرسه به تدريج از 30 دقيقه در روز شروع شده تا به يك روز كاري كامل برسد. مربي به تدريج نقش خود را همچنانكه كودك توانايي خود را در ياد گرفتن مهارتها بدون كمك نشان مي دهد حذف مي كند. ساعات حضور در مدرسه شامل همان 30 تا 40 ساعت درمان در هفته مي باشد. در تشريك مساعي با والدين و تيم درمانگر خانگي موسسه لوواس نظارت نزديكي را بر پيشرفت كودك اعمال مي كند كه موفقيت بتواند هم براي كودك و هم براي معلمان او به حداكثر برسد

14

هنر درماني

 

هنر و موسيقي درماني به كودك ناتوان مفري مي دهد كه بتواند افكار و هيجانات خود را تخليه كند.

هر كسي نمي تواند يك قطعه هنري يا موسيقي برجسته ايجاد كند يا يك شعر بسرايد يا يك رقص مناسب اجرا نمايد . هديه اي شبيه آنها بسيار خاص هستند و در دست هر كسي نمي باشد چرا كه بسيار نادر است. اما پردازش يا اثر هنري يك هديه به خود فرد است چرا كه به زندگي قدرت و برتري مي دهد. براي كودكان ناتوان هنر مي تواند بسيار با ارزش باشد .بوسيله هنر مي تواند افكار و احساسات خود را بيان كند كه در غير اين صورت در درون فرد همچنان در بسته باقي مانده و يا به صورتهاي نامناسب بروز كند .

هنر و موسيقي مي تواند يك نقش همگرايي در درمان كودك داشته باشد. يكي از درمانگران هنري كودكان ناتوان مي گويد : براي كودكاني كه نمي توانند به راحتي صحبت كنند هنر به آنها اين اجازه را مي دهد كه آنچه را نمي توانند بيان كنند با هنر ابراز كنند بسياري از كودكاني كه داراي اختلالات هيجاني هستند و از رفتارهاي غير قابل پذيرش بريا رفع نيازهاي خود استفاده مي كنند هنر به آنها اجازه مي دهد تا خود را بيان كنند.

در بيشتر كلاسهاي آموزشي هنري ، مربيان تصور كلي را معرفي مي كنند و پروژه هاي طراحي شده را تعيين مي كنند تا ببيند كه كودك به چه خوبي آن مفهوم كلي ارائه شده را خلق مي كند. اما در هنر درماني تاكيد از نتيجه خلق شده برداشته شده و بيشتر مراحلي كه كودك طي مي كند تا به خلق يك اثر مي رسد مهم است. اگر ما تعداد متنوعي از وسايل كار بدهيم و از او بپرسيم آيا دوست داري يك ماشين درست كني ما به منظور خودمان نمي رسيم و از طرفي كودك نيز مطمئن نخواهد شد كه مي تواند اين كار را انجام دهد يا نه .

درمانگر بايد پروژه را با نياز كودك تطبيق دهد. اگر كودك از حالات تكانشي رنج مي برد درمانگر بايد به كودك مواد شل نظير پوسته هاي براق يا خميري شكل مي دهد (glitter or pasta shell ) و به كودك ياد مي دهد كه او را كنترل كند و كودكي كه از كمبود تمركز رنج مي برد را وادار مي كند كه به كاري بچسبد تا به اتمام برسد.

بسياري از كودكان از اختلاط رنگها لذت مي برند چرا كه اين عمل نسبت به خلق يك اثر با مدادها شمعي يا رنگها نياز به حداقل مهارت دارد و اين يك راز بزرگ است كه انسان بايد در هنر خوب باشد تا از پديد آوردن آن لذت بهره مند گردد. رنگ آميزي ها براي اين كودكان كه از توانايي هاي خود مطمئن نيستند كه آيا قادر به هستند يا نه ؟

در روش هنر درماني درمانگران مي بينند كه يك كودك چگونه در حال انجام كار است . اگر كودكي كه به طور معمولي در حال رنگ آميزي داخل خطوط است و ناگهان توانايي اين كار را از دست مي دهد اين نشانه اينست كه چيزي در حال جريان است و چيزي در حال مزاحمت براي كودك است

در موسيقي درماني شبيه هنر درماني توجه كمتري مي شود به اين كه آيا يك كودك مي تواند نوت موسيقي را بخواند يا نه يا تم را مي فهمد يا نه به جاي آن از موسيقي درماني براي آماده سازي كودك براي مدرسه استفاده مي شود. بعضي كودكان خصوصا” كودكان مبتلا به طيف  اوتيسم از طريق ريتم آهنگها بهتر ياد مي گيرند. شما وقتي به چيزي فكر مي كنيد به شما احساس آن دست مي دهد. ريتم و موسيقي در حقيقت قسمت دروني سازمان بدن انسان هستند. قلب و سيستم تنفسي انسان براي اينكه مناسب كار كنند به ريتم خود وابسته اند. به جاي اينكه انتظار داشته باشيم كه كودكان به تنهايي به وسيله حروف و اعداد و مفاهيم مثل داخل و خارج را تنها از طريق دروس گفتاري ياد بگيرند. اين مفاهيم را از طريق موسيقي آموزش مي دهند.

موسيقي درماني مي تواند در برنامه روزانه مدرسه به روشهاي مختلف قرار گيرد. آهنگها براي كمك به كودكان براي كاهش اضطراب آنها ناشي از حضور در كلاس يا براي تقويت مفاهيمي كه در كلاسهاي سنتي تر فرا گرفته اند استفاده مي شوند.

براي كودكان مبتلا به اختلال نافذ رشد يا اختلال هيجاني آواز نويسي و بديهه سازي( نقش سازي) به دانش آموزان كمك مي كنند تا هيجانات خود را به روشهاي كاملا” ايمن و بدون تهديد و عوارض بيابند و بشناسند به آنها كمك مي كند كه مهارتهاي فرورفته خود را گسترش دهند و بتوانند رفتارهاي خود را كنترل كنند. دانش آموزان مي توانند وسايل متنوعي را جستجو كنند براي مثال مي توانند بعضي دانش آموزان با استفاده از طبل مي توانند عصبانيت و خشونت خود را تخليه كنند. و بسياري از دانش آموزان قادر به استفاده از آواز خواندن يا تجربه شنيداري متنهاي از پيش ساخته شده براي تجزيه و تحليل سرودها و آوازها و گسترش بينش هاي جديد به داخل خودشان و رفتارهايشان هستند.

علاوه بر كمك به كودكان براي يادگيري مسواك زدن يا رفتن به تخت خواب ، والدين مي توانند از موسيقي براي پردازش هيجانات كودكانشان استفاده كنند. اگر كودك در حال رفتن به مراحل اندوهگيني و غم مي باشد ببينيد چگونه كودك به يك آهنگ غمناك گوش مي دهد يا ممكن است با آهنگ شخصي را كه از دست داده است به ياد بياورد. انجام اين كار مي تواند به كودك كمك كند كه چگونه با هيجانات مشکل به روشي سالم روبرو شود به جاي اينكه آنها را محبوس كرده يا به روش نامناسب بروز دهد.

 

موسيقي درماني و گفتار درماني در كودكان اوتيستيك

موسيقي درماني تنها كاربرد موسيقي براي تقويت و تعالي زندگي شخصي از طريق ايجاد تغيير در رفتارهاي انسان است.

استفاده از موسيقي به عنوان يك ابزار درماني در حقيقت يك كار مشترك حرفه اي در گسترش و بهبود زمينه هاي هيجاني/ اجتماعي ، آموزشي/ شناختي و درك حركتي است.

موسيقي درماني داراي توانايي عملكرد متنوع و وسيع در زمينه هاي طبي ، سرشتي و آموزشي با كودكان استثنايي ، نوجوانان و بالغين است . موسيقي موثر است چرا كه يك فرم غير گفتاري از ارتباط است يك تقويت كننده طبيعي است از لحاظ زماني فورا” در دسترس است و براي مهارتهاي غير موزيكي ايجاد تحريك و برانگيختگي مي كند. مهمترين چيز اين است كه يك واسطه موفقيت آميز است زيرا تقريبا” همه افراد به حداقل بعضي انواع موسيقي پاسخ مثبت مي دهد.

آموزش يك موسيقي درمانگر نياز به يك برنامه درسي جامع شامل برنامه كامل كلاسهاي موسيقي همراه با دوره هاي روان شناسي ، آموزش خاص و آناتومي و دوره هاي اختصاصي موسيقي درماني و تجربه در اين زمينه است به دنبال دوره هاي درسي يك دوره 6 ماهه آموزش باليني بايد بگذرانند و در نهايت يك آزمون كتبي گرفته خواهد شد. موسيقي درمانگران دوره هاي بازآموزي را براي به روز كردن علم خود خواهند گذراند.

موسيقي درماني بطور مشخص براي كودكان منسوب به اوتيستيك مفيد است كه تا اندازه اي طبيعت غير تهديد كننده و غير گفتاري دارد. فعاليتهاي موازي موسيقي براي حمايت اهداف مورد نظري كه توسط درمانگر ، والدين يا معلمان يا ديگر متخصصين ديده شده است. براي مثال موسيقي درمانگر ممكن است كه ببيند كودك در ايجاد ارتباط اجتماعي با ديگران مشكل دارد. بازيهاي موزيكال شبيه پاس دادن يك توپ به عقب و جلو يا نواختن چوبها يا سنج با يك كودك ديگر ممكن است در تقويت اين تعاملات بين فردي مفيد باشد. تماس چشمي كودك ممكن است با تقليد بازيهايي كه نزديك چشم كودك دست مي زنند يا با تمركز در فعاليتي كه نياز به نواختن يك وسيله در نزديكي چشم دارد افزايش يابد . موسيقي مورد نظر ممكن است با رفتارهاي اجتماعي همكارانه متنوعي نظير نشستن در يك نيمكت يا نشستن گروهي داخل يك دايره همراه باشد.

موسيقي درماني بطور مشخص در درمان و گسترش گفتار كودكي كه داراي نقص شديد در ايجاد ارتباط است كه در كودكان اوتيستيك بصورت نقص گفتار بياني كه ممكن است موجود نباشد يا بدون فاعل باشد موثر است . گفتار كودك ممكن است داراي طيفي از موتيسم كامل تا صداي خرخر ، صداي گريه ، جيغ زدن هاي انفجاري ، صداهاي حلقي و صداي همهمه متفاوت باشد. ممكن است يك تلفظ بدون تون با تركيب تعدادي از تركيبات صوتي صامت وجود داشته باشد. يا ممكن است اصوات شبيه ورور كردن يا غان غان كردن كه به سختي مي توان كلمات را در آن تشخيص داد داشته باشد يا ممكن است شبيه صحبت كردن يك فرد خارجي نا مفهوم و بي نظم باشد. اوتيسم هاي سطح بالا ممكن است باعث اكولاليا يا اكولالياي تاخيري يا برگشت ضميري باشد درحاليكه بعضي كودكان ممكن است به سمت كاربرد عبارات و جملات مناسبتر و بلند تر بدون گفتار مونوتون پيش روند.

از آنجا كه كودكان اوتيستيك اغلب در كلاسهاي عمومي مدارس معمولي قرار مي گيرند. يك معلم موسيقي ممكن است براي داشتن يك كودك اوتيستيك كه علاوه بر موسيقي به زبان گفتاري او نيز توجه شود پاداش دريافت كند.

لازم به ذكر است كه كودكان اوتيستيك حساسيت غير معمولي به موسيقي دارند. بعضي از آنها داراي زير و بم هاي عالي هستند در حاليكه بعضي با وسايل موسيقي خيلي بطور استثنايي موزيكال مي نوازند. موسيقي درمانگران بطور سنتي با كودكان اوتيستيك به اين علت كار مي كنند كه اين پاسخهاي غير معمول با اهداف غير موزيكال قابل تطابق هستند. بعضي كودكان حساسيت غير معمول به بعضي اصوات دارند. يك پسر بعد از نواختن يك رديف سنتور، خودبخود يك سري هارمونيك از پايه مي نواخت.

از آنجا كه كودكان اوتيستيك بعضي اوقات آواز مي خوانند وقتي كه آنها ممكن است صحبت نكنند ف موسيقي درمانگران و آموزش دهندگان موسيقي مي توانند بطور سيستماتيك روي گفتار كودك از طريق فعاليتهاي موسيقيايي گفتاري كار كنند. در كلاس موسيقي آوازها با كلمات ساده ، عبارات تكراري و حتي اصوات بدون مفهوم تكراري مي توانند به زبان كودكان اوتيستيك كمك كند. عبارات با مفهوم و آوازهايي كه با علائم و حركات لمسي و بصري همراه باشند مي توانند اين مراحل را تسريع كنند. يك كودك 6 ساله اوتيستيك كه اكولاليا داشت صحبت كردن را وقتي آموخت كه معلم و درمانگر او عبارتهاي سوالي را به صورت ملودي هاي آشنا و ريتميك در آورد و به اوآموختند. كودك اشيا را نگه مي داشت هنگاميكه آواز زير را مي خواند

آيا تو يك سيب مي خوري ؟     بله بله

آيا تو يك سيب مي خوري ؟     بله بله

آيا تو يك سيب مي خوري ؟     بله بله                      بله   بله   بله

آيا تو يك مداد مي خوري؟       نه   نه

آيا تو يك مداد مي خوري؟       نه   نه

آيا تو يك مداد مي خوري؟     نه   نه                       نه   نه   نه

كودك اوتيستيك ديگري اسامي و افعال كاري را از اين طريق آموخت درحاليكه يك عروسك بزرگ در دست درمانگر بود و مي خواند :

اين يك عروسك است

اين يك عروسك است

عروسك داره مي پره

عروسك داره مي پره

اين يك عروسك است

اين يك عروسك است

سپس كلمات با افعال راه رفتن ، نشستن و خوابيدن جايگزين شد . در اين شعر كلمات برجسته شده كم كم از آواز محو مي شدند درحاليكه آواز تكرار مي شد. زمانيكه اين عبارات تكرار مي شدند كودك مي توانست با استفاده از تقليد اكولاليك خود به درستي پاسخ دهد. وقتي آهنگ حذف مي شد كودك مي توانست به سوالات با جملات كامل پاسخ دهد. اين چيه؟ و عروسك داره چيكار ميكنه ؟

ديگر كودكان اوتيستيك نيز پاسخهاي مفهومي را وقتي هم سوالات و هم پاسخها در داخل يك آهنگ قرار گرفتند آموختند. هنگاميكه توجه به اصوات محيط تمركز اوليه در كودك باشد ساختار آهنگ مي تواند به او براي ارائه پاسخ كامل و از لحاظ گرامري صحيح كمك كند.

گوش كن   گوش كن چي ميشنوي ؟ ( صدايي از ضبط پخش مي شود)

من صداي يك آمبولانس مي شنوم ( من صداي گريه بچه را مي شنوم) ( من مي شنوم مادر صدام ميكنه)

كودكان اوتيستيك گامهاي بلندي براي برطرف ساختن گفتار مونوتون خود بوسيله خواندن آوازها هماهنگ با ريتم و نقاط فشار جملات و جريان كلي جملات كه با محو شدن تدريجي آهنگ همراه است دارند. والدين و معلمان شبيه هم مي توانند به كودك براي به خاطر آوردن اين بدايع گفتاري بوسيله آواز كمك كنند.

هنگاميكه در حال ساخت يك آهنگ مخصوص هستيد بايد به خاطر داشته باشيد كه آهنگهاي ابتدايي كودكان پر از اصوات و كلمات تكراري است كه اين طبيعت اينگونه آهنگها است. حتي در سطوح بالاتر كتابهاي روش گفتاري تكرار عبارات ساده متداول است. در حاليكه لغات اين كتابها به نظر نمي رسد كه براي كودك اوتيستيك ضروري و حياتي باشد اما به سادگي افزايش ظرفيت و توانايي گذاشتن لغات در كنار يكديگر براي شروع براي اينگونه كودكان حياتي است.

 

 

 

 

10

اثر ويتامين ها و مواد معدني و امگا 3

بعضي گزارشات  شواهدي را از مفيد بودن ويتامين B6 و منيزيم در كمك به درمان كودكان با اوتيسم و PDD NOS نشان مي دهند .منطق مفيد بودن ويتامين B6 در حقيقت كمك به شكل دهي و ساخت نوروترانسميتر ها مي باشد كه تصور مي شود در اين كودكان بطور ناقص عمل مي كنند.(Dalldorf 1995)

استفاده از مواد معدني نظير كلسيم منيزيم و روي اكنون به سلاحي براي درمان اين افراد تبديل شده است و در بعضي مطالعات مشخص شده است كه همراهي اين مواد با محركهاي مغزي سبب تقويت اثر اين داروها مي شود ( آخوند زاده_ محمدي _ حامدي 2004)

يك مطالعه بر روي بيماران مبتلا به اختلال دو قطبي نشان داده كه چربيهاي امگا 3 اثر موثري داشته است و مطالعه روي كودكان همچنان ادامه دارد و نكته مهم اينست كه مكمل هاي روغن ماهي بايد فاقد افزودنيها و جيوه باشد و بعضي مطالعات اثر مثبت اين گونه درمانها را در درمان اوتيسم و بيماريهاي همزمان نشان داده اند.

مداخلات تغذيه اي                                                               1

بعضي افراد با PDD NOS داراي حساسيت به بعضي غذاها مي باشند. بعضي والدين ترجيح مي دهند كودكان شان از لحاظ آلرژي ها بررسي شوند و در نتيجه اين تستها بعضي غذاها را از رژيم غذايي حذف كرده يا كاهش دهند. براي مثال بعضي غذاها به نظر مي رسند باعث افزايش بيش فعالي و رفتارهاي شبيه اوتيستيك مي شوند ، حذف اين غذاها باعث كاهش رفتارهاي منفي مي شود.

1

درمانهاي ضد مخمري

اغلب پيشرفت اوتيسم و PDD NOS باعث رفتارهاي غير معمول و ايجاد مشكلات ارتباطي در حوالي سنين نوپايي ميشود وقتي بسياري از كودكان با آنتي بيوتيكها براي بيماريهايي نظير عفونت گوش مياني درمان مي شوند آنتي بيوتيكها مي توانند فلور داخلي روده را سركوب كنند و باعث رشد بيش از حد مخمرها شوند. به هر حال وجود سطح بالايي از مخمر ها مي تواند با اوتيسم و PDD NOS كاملا” بطور همزمان ديده شود ولي بعضي والدين متوجه شده اند كه با مصرف داروهاي ضد مخمري رفتارهاي منفي نيز كاهش يافته اند. . بعضي يافته هاي مطالعات اوليه از اين درمان حمايت مي كنند اما به هر حال نتايج قاطع نيستند.

 

خلاصه

از آنجا كه مطالعات درست طراحي شده اي تا به حال اجرا نشده اند اثرات درمان در PDD NOS نيز واضح نمي باشد.

 

كمك به كودكان در منزل

والدين روشهاي بسياري را مي توانند براي كمك به كودكان شان در منزل به كار ببرند . اين روشها بايد با ديگر والدين و با درمانگران و افراديكه به اين كودكان نزديك هستند مطرح شوند چرا كه ممكن است براي ديگر كودكان نيز مفيد باشد . اين روشها به كودك كمك مي كند تا مهارتهايي را كه در منزل فرا گرفته اند در مدرسه و جاهاي ديگر بكار برند. والدين به اين ترتيب مي توانند در جهت بهبود مهارتهاي ارتباطي و اجتماعي فعاليت كنند .

گروههاي حمايت كننده والدين

NATIONAL DISSEMINATION CENTER FOR CHILDREN WITH DISABILITIES

NICHCY>OUR PUBLICATIONS>DISABILITY INFO: FS20

RESOURCES UPDATE OCT 2003

 

اختلالات يادگيري                                               2                                                       

اختلال در يادگيري به عنوان اختلال در يك يا بيشتر در مراحل رواني ياد گيري و فهم مطالب يا در استفاده از زبان ، صحبت كردن يا نوشتن نام برده مي شود و اين اختلالات خود را با ناتواني در گوش دادن ، فكر كردن ، صحبت كردن ، خواندن ، نوشتن يا هجي كردن يا انجام محاسبات رياضي نشان مي دهند.   چنين اختلالاتي مشتمل بر حالاتي نظير عقب ماندگي ذهني ، صدمات مغزي ، اختلال كار كرد مختصر مغزي ، ديسلكسي و آفازي مي شود اين اختلالات شامل آن دسته از كودكاني نمي شود كه مشكل انها در نتيجه مشكلات بينايي ، شنوايي ، يا عقب ماندگي هاي عضلاني ناشي از عقب ماندگي ذهني يا اختلالات هيجاني يا تبعيض هاي محيطي نمي شود.

تحقيقات روي علت اختلالات يادگيري در دو چيز مهم با كمبود توجه مشترك است . اول اينكه مطالعات يك اساس فيزيولوژيك نورولوژيك و فيزيكي را نشان مي دهد و مطالعات در دانشگاه كلرادو شواهد از ارتباط اختلال كروموزوم شماره 6 كه همچنين سيستم ايمني را متاثر مي كند با اين اختلال را نشان مي دهد. البته ممكن است كه اختلال سيستم ايمني منجر به اختلالات يادگيري شود اما بر عكس آن ممكن نيست دوم اينكه اختلالات بينايي زمينه اي به كرات چشم پوشي شده اند. نقص در هجي كردن ، خواندن و درك شبيه توجه ضعيف ، بيش فعالي و حواس پرتي مي توانند نشان دهنده مشكل بينايي تشخيص داده نشده باشد. متخصصان چشم مي بايست مشخص كنند كه مسائل بينايي ثانويه به بيماري زمينه اي است يا بطور اوليه باعث بيماري مي شوند.

7

درمان اختلالات نافذ رشد : ( پرتوكل دانشگاه آريزونا)

درمان افراد مبتلا به اختلال نافذ رشد و ناتواني هاي رشدي نياز به يك ارزيابي جامع از زندگي فرد و خدمات ارائه شده به فرد

توسط عوامل متعدد و گوناگون است كه به نتايج مطلوب و اهداف مورد نياز جهت گيري نمايند. يك جهت گيري همه جانبه و مشترك در درمان با توافق بر اهداف و اولويت ها و انتظارات مي توانند در بدست آوردن نتايج مطلوب موثر باشند

هدف :

براي ايجاد و نگهداري روندي كه سبب تقويت عملكرد افراد مبتلا به اختلالات نافذ رشد و نا توانايي هاي نموي شود نياز به:

  • – ايجاد پروتوكلي براي كاهش موثر علائم هدف ، بهبود كلي عملكرد ، و تقويت حمايتهاي اجتماعي و خانوادگي كه سبب تقويت نتايج شوند
  • – مطمئن شدن از اينكه سرويس هاي سلامت رفتاري با دپارتمانهاي ناتوانايي هاي نموي و سرويسهاي حمايت از كودك و ديگر موارد مرتبط با يكديگر در جهت گيري درمان هماهنگ باشند.

جمعيت هدف : كودكان و بزرگسالاني كه به عنوان اختلال نافذ رشد يا عقب مانده ذهني و يا هر دو تشخيص داده شده اند.

زمينه درمان:

  • 1- يافتن و تقويت نيازهاي فرد و خانواده
  • 2- ايجاد و اولويت بندي اهداف
  • 3- مشخص ساختن مناسب ترين حمايتها و خدمات لازم براي رسيدن به اهداف
  • 4- مطمئن شدن از نحوه خدمات ارائه شده براي رسيدن به اهداف مشخص شده
  • 5- تهيه شرح يك دوره درماني فراگير بصورت مكتوب توسط تيم درمانگر و مطلع ساختن ديگر سرويسهاي درگير
  • 6- پيگيري اجراي فردي و خانوادگي طرح درماني
  • 7- تعيين مسئوليتهاي همه اعضاي تيم درگير در اين طرح درماني

پروتكل:

ارزيابي: ارزيابي كودكان و بزرگسالان نياز به دريافت اطلاعات از منابع متعدد و مشاهدات ساختاري و غير ساختاري رفتار و ارزيابي كامل هيجانات ، محيط و سلامتي (شامل دندان) و فاكتورهاي اجتماعي دارد. نتايج بهبودي زماني ظهور پيدا مي كنند كه نيازهاي سلامت رفتاري زود تشخيص داده شده و درمان شوند. ارزيابي و خدمات بايد در زمان بروز اولين علائم براي محدود ساختن گسترش علائم شديد تر شروع شود.

با هر حالت سلامت رفتاري ارزيابي مي بايست با پيشرفت مراحل درمان با در نظر داشتن نيازهاي زمينه اي ، توانايي ها و منابع هر فرد و هر خانواده بر اساس دريافتهاي تيم درماني كودك و خانواده و تيم درماني باليني فرد بالغ ارزيابي مجدد شود. ارزيابي مي بايست شامل دريافت از خود فرد در صورت مناسب بودن و از مدرسه يا محل كار فرد ديگر سيستمها و خانواده فرد  و از آنجا كه فرد گزارش مناسب از حالات خود نمي دهد مي بايست از ديگراني كه قابليت ارائه گزارش مناسب و با مفهوم هستند كمك گرفت

به موازات مراحل درماني ، جلسات برنامه ريزي آموزشي ، هماهنگي با مركز بيماريهاي ناتوان كننده و حمايت هاي خانوادگي مي بايست انجام گردد.

در مقايسه با جمعيت عمومي افراد مبتلا به PDD يا عقب ماندگي ذهني به احتمال بيشتري ممكن است كه با اختلالات جسمي يا رفتاري يا رواني ديگري همراه باشند. همچنانكه ممكن است اين بيماريها با علائم اختلال نافذ رشد همپوشاني داشته باشند يا اين اختلال(PDD) بيماري ديگري را تقليد كرده يا آنرا بطور بارزتري نشان دهد. در خلال مشاوره رواني و تستهاي آموزشي و ارزيابي هاي خاص و مراقبت هاي اوليه اينگونه افراد مي بايست بيماريهاي زير را مد نظر داشت.

  • 1- اختلال يا تاخير گفتاري دريافتي receptive language delay/disorder
  • 2- اختلال ارتباطي
  • 3- اختلال بيش فعالي و كمبود توجه
  • 4- اختلال يادگيري
  • 5- اختلال رت
  • 6- موتيسم انتخابي selective mutism
  • 7- اختلال دو قطبي
  • 8- اسكيزوفرني دوره كودكي
  • 9- اختلالات اضطرابي
  • 10- اختلالات خلقي
  • 11- اختلال اضطراب بعد از تروما PTSD
  • 12- اختلالات تيك شامل تورت
  • 13- نواقص شنوايي
  • 14- اختلالات غدد اندوكرين
  • 15- اختلالات تشنجي
  • 16- حالتهاي دنداني
  • 17- عفونتها
  • 18- يبوستها و ديگر اختلالات معده اي روده اي

 

براي كودكان ممكن است ابزارهاي غربالگري نظير مقياس تطابقي Vineland به والدين و معلمان در ابتداي ارزيابي داده شود. آزمون هوش غير گفتاري (TONI) همراه با تست Vinland  براي ارزيابي ميزان هوش مخصوصا” در سنين بين 4 تا 6 سال توصيه مي شود.

اگر تستهاي استاندارد گفتاري هوش بعد از سنين 8 سال انجام مي شود روان شناس مي بايست با گستره اختلالات زباني مرتبط با اين اختلالات آشنا باشد.

انجام تست هوش قبل از سنين 8 توصيه نمي شود چرا كه يك نتيجه آزمون هوش پايين ممكن است درمانگر را به يك تشخيص اشتباه و در نتيجه جهت گيري نامناسب هدايت كند و اشتياق والدين را براي پيگيري درمان كودك را از بين ببرد. در كليه سنين آزمون هاي هوش مي بايست با ابزارهاي مناسب هماهنگ شده با فرهنگ آن منطقه استاندارد شوند.

ارزيابي كننده ها بايد از تمايل به استناد به تشخيص هاي سايه افكنده جانبي كه همه علائم يا رفتارها را بجاي مرتبط ساختن به حالت PDD  به عوامل رفتاري ، طبي ، اجتماعي ، محيطي و يا ديگر فاكتورها مرتبط مي سازد آگاه باشد.

ارزيابي هاي رواني و مديريت درماني افراد زير 13 سال بايد با توسط يك روان شناس كودك يا با مشاوره وي انجام شود.

طراحي خدمات:

در تشريك مساعي با خانواده و درمانگران ديگر حاميان اجتماعي اوليه و ديگر متخصصين درگير در زمينه تيم كودك و خانواده(CFT) و تيم باليني بالغ(ACT) ليستي از علائم هدف و نكات قدرت خانواده و اهداف درمان بايد تهيه شود. در ابتداي درمان تناوب و شدت علائم هدف مي بايست ثبت شود و در طول درمان مي بايست كاهش علائم هدف و تقويت يافتن نقاط قدرت فرد و خانواده ثبت شوند. تيم درماني كودك و تيم باليني بالغ مبتلا مي بايست اهداف واقعي و قدمهاي واقعي براي تغيير بردارند.

گرچه ارتباط و خدمات هميشه بايد متناسب با سطح درك و توجه فرد باشد اما هرگز نبايد تصور شود كه وجود اختلال نافذ رشد و يا عقب ماندگي ذهني مانع شركت فرد در طرح درماني مي شوديا دسترسي به اهداف يا رسيدن به اهداف را غير موثر مي كند. بنابر اين طيف كل خدمات پوشش دهنده فرد و گروه درماني مي بايست طوري در نظر گرفته شود كه بالقوه مفيد باشد.

رويكردهاي غير دارويي

همه خدمات ارائه شده بايد با تمركز بر خانواده و مرتبط با حمايتهاي طبيعي و بر پايه خدمات اجتماعي و بر پايه احترام به فرهنگ منحصر به فرد بيمار و ميراث فرهنگي و نيازهاي وي باشد.

براي ارائه كردن نيازهاي متفاوت اين افراد تيم درمانگر بايد يك نماينده باليني را كه داراي آموزشها و تجربه كافي و علاقمند به سرمايه گذاري زماني براي اين بيماران باشد را مشخص نمايد.

نماينده باليني مخصوص بايد :

1- براي همه مواردي كه به عنوان PDD  يا ناتوانايي هاي نموي DD تشخيص داده شده است تعيين شده باشد.

  • 1- با مراكز رفتار درماني جهت مشاوره مرتبط باشد
  • 2- با مراكز رفتار درماني براي مراقبت هاي سلامت رفتاري هماهنگ باشد
  • 3- با تيم درماني بزرگسال و تيم كودك- خانواده به عنوان يك تيم همگرا هماهنگ باشد

مشاوره فردي

استراتژي رفتاري-شناختي ممكن است با افزايش تاكيد روي قسمت رفتاري براي افرادي كه عملكرد رفتاري پايين تري دارند قابل استفاده باشد. اهداف نسبي و قابل دسترسي و منظور از درمان بايد مشخص شود، و انتظارات واقعي از پيشرفت بايد تنظيم گردند و به مانند يك زنجيره ، دستيابي به عموميت اهداف ممكن است به آهستگي اتفاق بيافتد.

براي افرا مبتلا به عملكرد گفتاري درمان فردي ممكن است براي بهبود احساس تنهايي و تطابق اجتماعي بسيار مفيد باشد. بازي درماني و درمان بيان كودكاني كه نقص عملكرد سيستم گفتاري دارند ممكن است كمك كننده باشد.

حمايت خانواده  

حمايت هايي كه به خانواده ها داده مي شود مي تواند شامل موارد زير باشد

  • 1- كمك به اعضا خانواده براي تطابق با ناتواني فرد
  • 2- رشد مهارتها براي تعامل و مديريت موثرتر فرد ناتوان
  • 3- درك محدوديتهاي فرد
  • 4- درك درمان موارد سلامت رفتاري
  • 5- بكاربري موثر سيستم
  • 6- طرح ريزي طولاني مدت براي فرد و خانواده

ارزيابي رفتاري و آناليز عملكرد

رفتارهاي چالشي و اعتراضي ، شبيه رفتارهاي مناسب توسط محيط ، اجتماع و بازتابهاي اجباري فيزيكي نگهداري مي شوند. وظيفه پزشكان تعيين عملكردي است كه رفتار چالشي در كاركرد روزانه عمل مي كند  . اين وظيفه معمولا” بوسيله يك آناليز عملي هدايت مي شود و يك آناليز عملي شامل معاينات زير مي باشد.

  • 1- پيش بيني و/ يا نتايجي كه رفتار را متاثر يا تحت كنترل در مي آورد.
  • 2- آيا رفتار نشان دهنده يك نقص يا اضافه يا متناسب با موقعيت است يا نه
  • 3- آيا نماي رفتاري متفاوت با موقعيتهاي متفاوت اتفاق مي افتد يا نه
  • 4- برنامه هاي زمان بندي تقويت رفتاري ممكن كه رفتار را نگهداري مي كند
  • 5- يك معاينه مظاهر محيطي و موارد سلامت فيزيكي بالقوه كه ممكن است مربوط به چالش هاي رواني باشد و
  • 6- تقويت كننده هاي بالقوه و رفتارهاي بالقوه جانشين كه ممكن است در طرح درماني براي تقويت رفتارهاي جايگزين استفاده شود.

رفتارها بايد در زمينه محيطي و موقعيتي كه بروز مي كنند و تحت تاثير عوامل موثر بر كودك كه از قبل وجود داشته هم قبل و هم بعد از آنها ديده شوند. بعضي پيشايند ها ممكن است رفتارها را بطور طبيعي برانگيخته كنند مثل يك صداي بلند كه سبب پريدن كودك مي شود يا در خلال آموختن ( شناخت ، خود آزاري ها سبب افزايش توجه مي شود) . حوادث متعاقب يك رفتار مي تواند احتمال بروز مجدد آنرا با تقويت مثبت يا منفي بيشتر يا كمتر كند. بنابر اين دانستن پيشايند ها يا نتايج حوادث ميتواند براي فهم دلايل رفتارهاي چالشي و گسترش مداخلات درماني حياتي باشد

ارزيابي هاي رفتاري بايد همچنين اثرات رفتارهاي چالشي را روي درمانگران كشف كند و مشخص سازد چه كسي بيشترين چالش را بوسيله رفتارها داشته است. اين به ارائه دهندگان خدمت فرصت حمايت و تقويت موثرترين پاسخها از سوي درمانگر را مي دهد و فرصتي نه تنها براي تغيير رفتارها بلكه براي شكل دهي و تقويت محيط بين شخصي كه در آنها رفتارها اتفاق مي افتد را مي دهد.

براي ايجاد يك تجزيه و تحليل عملي پزشك نياز به مصاحبه با اعضا خانواده ، ديگر مشاهده كنندگان رفتارها و خود فرد بعلاوه مشاهده رفتارها هنگاميكه او در هدف رفتار درماني قرار دارد خواهد داشت.

نتايج تجزيه و تحليل عملي تيم درماني را به فرمولاسيون مداخلات درماني هدايت مي كند. از زمانيكه مداخلات در طول روز نياز باشد اعضا خانواده معلمان يا ديگر كارمندان درماني بايد منطق روش درمان ،دقت روشهاي پيگيري و مدرك سازي كه براي اندازه گيري موثر بودن مداخلات نياز است را بفهمند.

مديريت رفتاري:

كليت استراتژي مداخلات رفتاري بايد با آموزش مهارتهاي اجتماعي ، ارتباطي و شناختي براي فرد و تكنيكهاي شكل گيري موثر رفتار براي والدين قبل و بعد از اتمام درمان تاكيد شود. تكنيكهاي تجزيه و تحليل رفتاري كاربردي و ديگر مداخلات مديريت رفتاري بايد بر موارد زير تاكيد كنند:

  • 1- تشويق و گسترش روشهاي موثر و ساختاري براي افراد براي يافتن توجهاتي كه مورد نظر است
  • 2- تقويت مثبت رفتارهاي مناسب و آگاه ساختن و پاداش به ايجاد توانايي هاي فرد متناسب با سن تا آنجاييكه ممكن است
  • 3- تشخيص و كاستن از پيشايندهاي رفتارهاي انقطاعي ، تحريك يا خود آزاري بوسيله تعيين و بكاربري تقويت هاي مثبت و منفي
  • 4- تقويت مجموعه رفتارهاي اجتماعي و ارتباطي فرد در خلال آموزش عملي اجتماعي
  • 5- مدرك سازي دقيق در طرح خدمات از نتايج مطلوب و اهداف قابل اندازه گيري سازگار با نيازمنديهاي سلامت رفتاري

درمانگران ، اعضا خانواده و ديگر افراد دخيل در محيط فرد بايد بطور فعال در درمان دخيل باشند اين همكاري شامل تعيين و انجام تكاليف خانگي هم مي باشد. استراتژي درماني بايد با ديگر سرويسهاي درماني همگرايي داشته باشند و بايد بر اساس آشنايي با محيط كارهاي روزمره و نقاط قوت و محدوديتهاي فرد باشد و آموزش دهندگان ، درمان شونده و محافظين و ديگر افراد را مطمئن سازد. همچنان كه براي ديگر استراتژي هاي خدماتي وجود دارد علائم و نشانه هاي عود و تشديد رفتارهاي نابهنجار بايد مشخص شده و براي فائق آمدن بر تشديد فاكتورها استراتژي مناسب را در نظر داشت.

مداخلات داروهاي روانگردان

براي ارتقا سالم و موثر درمانهاي دارويي با داروهاي روانگردان در درمان بيماران PDD و عقب مانده ذهني بايد:

  • 1- درمان بر اساس پروتكل درماني مخصوص كودكان باشد (psychotropic medication in children and adolescents practice improvement protocol)
  • 2- براي رد علائم و نشانه هاي ناشي از اثرات محيطي ،قبل از شروع دارو درماني فرد درمانگر بايد علائم هدف را در حداقل دو تا از سه سري قبلي مشخص سازد
  • 3- براي رد علائم و نشانه هاي ناشي از علل پزشكي يا دنداني (Dental) مشاوره با پزشك خانوادگي يا يك دندانپزشك بايد در نظر گرفته شود مخصوصا” در موقعيتهايي كه فرد توان ارتباط گفتاري ندارد يا در فشار فيزيكي مي باشد.
  • 4- در كل درمانهاي پايه اي اين حالات با درمانهاي معمول تفاوتي نمي كند . اگر يك حالت رواني عمومي مشخص گرديده است رويكرد دارويي مخصوص به آن حالت صرف نظر از وجود عقب ماندگي ذهني يا اختلال نافذ رشد مي بايست در نظر گرفته شود. درمان دارويي خاصي يافت نشده است كه اثر مثبت خاصي بر علائم خاص در افراد عقب مانده ذهني يا اختلال نافذ رشد داشته باشد. درمانهاي استفاده شده بيشتر براي تسكين و تخفيف علائم جانبي همراه و مرتبط با بيماري مي باشند.
  • 5- مهم است كه در نظر داشته باشيد افراد عقب مانده ذهني بطور عموم بيشتر از افراد نرمال به داروها حساس مي باشند و براي تجربه عوارض جانبي مستعد ترند. اين حالت مشخصا” براي كودكان وجود دارد. اين عوارض جانبي ممكن است در اختلال رفتاري بروز كند. براي مثال يبوست ناشي از داروهاي آنتي سايكوتيك ممكن است سبب افزايش بي قراري و تحريك پذيري (Agitation) در يك كودك عقب مانده ذهني و علائم سايكوتيك شود. شروع داروهاي روانگردان با دوز پايين و تطابق آن بطور آهسته شروع مي شود.
  • 6- درصد بالايي از افراد مبتلا به عقب ماندگي ذهني يا PDD (در بعضي مطالعات تا 33 درصد) از 3 يا بيشتر داروهاي روانگردان استفاده مي كنند. براي افراد ناتوان با درمانهاي تركيبي افزايش طول درمان و تكرار و تداوم آنها تا حداقل 1 ماه مي بايست در نظر گرفته شود. اين درمانها بايد باعث تشريك مساعي بيشتر خانواده ، شفاف سازي تشخيص و استفاده مناسبتر دارويي و نتايج بهتر شود.
  • 7- استفاده چند دارويي مي بايست به علت تداخلات دارويي با درمانهاي خارج از داروخانه اي و مواد درماني غير مرسوم نظير گياهان دارويي ، و غذاها نظير گريپ فروت مورد بازبيني و ارزيابي قرار گيرند.
  • 8- براي افراديکه حالت رواني مشخص شده و خاصي ندارند اما بطور اوليه داراي علائم رفتاري مرتبط با اختلال اوليه خودشان هستند درمان بايد علائم درماني با استفاده از يك داروي منطقي و با شروع تك دارويي بر اساس مشاهدات رفتاري باشد

جمع آوري اطلاعات مداخلات رفتاري و رواني

جمع آوري داده ها يك مفهوم سيستماتيك و كميتي از جمع آوري اطلاعات است . گزارشهاي پيشرفت و حكايتي (از ديگران) گرچه مفيد هستند اما داده هاي مشهود را تشكيل نمي دهند. علائم رواني خاص و رفتارهاي چالشي بايد بطور مشهود تعيين و اندازه گيري شده و با استفاده از روشهاي تجربي رد يابي شده تا اثر بخشي درمانهاي دارويي و رفتار درماني ها مشخص شوند. اين اندازه گيري ها شامل اما نه محدود به تناوب علائم ، شدت ، طول مدت و نمونه هاي زماني و مقياسهاي اندازه گيري مي باشد. پاسخ به درمان بايد با اهداف و منظور خاص درمان مرتبط باشد كه اين اهداف در طرح درماني واحد سلامت رفتاري ثبت شده است.

سلامت فيزيكي  

درمانگران رفتاري بايد فاكتورهاي سلامت فيزيكي را ارزيابي نمايند و با تمامي افراد درگير در سلامت فيزيكي فرد هماهنگ باشند كه در نظر گرفتن موارد زير رضايت بخش است.

  • 1- روان پزشك يا پزشك منصوب شده در درمان كودك بايد با متخصصين مرتبط با سلامت فيزيكي كودك كه شامل متخصصين اطفال ، نورولوزيست ها ، متخصصين غدد داخلي ، روان شناسان و دندانپزشك مربوطه مي باشد هماهنگ باشد.
  • 2- همه اطلاعات مربوطه شامل ارزيابي اوليه و طرح درماني بايد به اطلاع پزشك مرتبط و خانوادگي برسد
  • 3- خدمات درماني بيشترين اثر را زماني دارند كه هر چه زودتر شروع شوند و شروع درمان تا سن 8 سالگي ضروري است . اين درمانها شامل گفتار درماني ، كار درماني ، كارتهاي ارتباطي حسي يا تصويري و ارزيابي براي آپراكسي دهاني و توانايي زباني دريافتي و بياني و شنيداري مي باشد. ارجاع به متخصص مربوطه بايد در اسرع وقت ممكن كه كمبود تشخيص داده شد انجام گيرد.

مداخلات جايگزين

گرچه مطالعات كنترل شده مناسبي تاكنون بر روي اثر بخشي استفاده از مداخلات جايگزين مشخص نشده است اما در تعدادي اينگونه درمانها ديده شده كه بر روي افراد طيف اوتيسم اثرات سودمندي داشته است. تجويز رژيم غذايي فاقد گلوتن و كازئين بر روي بعضي افراد مفيد بوده است همچنين دريافت اسيدهاي چرب امگا 3 نيز در افراد مفيد بوده است .البته اين درمانها در طرح درماني (ADHS) (Arizona Department of Health Services) نيست .

حفاظت و دفاع

از آنجا كه خود آزاري در اين گروه بيماران ديده مي شود موارد مشكوك به كودك آزاري مي بايست به اطلاع ديگر سرويسهاي خدماتي رسيده شود تا مورد بررسي قرار گيرند.

آموزش

به والدين توصيه مي شود از مدرسه منطقه خود درخواست همكاري كنند. اين درخواست شامل همكاري در آموزش و ارزيابي هاي آتي كودك مي شود و همچنين از مدرسه در خواست مي شود در ارزيابي تحصيلي و پيشرفت كودك با ايجاد حداقل محدوديت آموزشي همكاري كنند.

توانبخشي شغلي

آموزشهاي شغلي ممكن است در طول آموزش در مدرسه براي افراديكه زير 16 سال هستند و تشخيص عقب ماندگي هيجاني (Emotionally Handicap) دارند در نظر گرفته شود.براي افراد 16 سال و بالاتر ارجاع به سرويسهاي بازتواني شغلي بايد در نظر گرفته شود.

 

 

دلنوشته+گفتاردرمانی جامع انلاین گوهردشت کرج

دویدن بیاموز، پرواز را و اشتیاق را…

وقتی راه رفتن آموختی، دویدن بیاموز. و دویدن که آموختی ، پرواز را.
راه رفتن بیاموز، زیرا راه هایی که می روی جزیی از تو می شود و سرزمین هایی که می پیمایی بر مساحت تو اضافه می کند.
دویدن بیاموز ، چون هر چیز را که بخواهی دور است و هر قدر که زودباشی، دیر.
و پرواز را یاد بگیر نه برای اینکه از زمین جدا باشی، برای آن که به اندازه فاصله زمین تا آسمان گسترده شوی.

من راه رفتن را از یک سنگ آموختم ، دویدن را از یک کرم خاکی و پرواز را از یک درخت.
بادها از رفتن به من چیزی نگفتند، زیرا آنقدر در حرکت بودند که رفتن را نمی شناختند! پلنگان، دویدن را یادم ندادند زیرا آنقدر دویده بودند که دویدن را از یاد برده بودند.
پرندگان نیز پرواز را به من نیاموختند، زیرا چنان در پرواز خود غرق بودند که آن را به فراموشی سپرده بودند!

اما سنگی که درد سکون را کشیده بود، رفتن را می شناخت و کرمی که در اشتیاق دویدن سوخته بود، دویدن را می فهمید و درختی که پاهایش در گل بود، از پرواز بسیار می دانست!
آنها از حسرت به درد رسیده بودند و از درد به اشتیاق و از اشتیاق به معرفت.

 

 

********************

وقتی رفتن آموختی ، دویدن بیاموز. ودویدن که آموختی ، پرواز را. راه رفتن بیاموز زیرا هر روز باید از خودت تا خدا گام برداری. دویدن بیاموز زیرا چه بهتر که از خودت تا خدا بدوی. و پرواز را یادبگیر زیرا باید روزی از خودت تا خدا پر بزنی.

 

 

*************************

آن سوی همه ی دلتنگی ها خدایست که داشتنش جبران همه ی نداشتن هاست

***************************

 

 

کوله بارت بربند:

شاید این چند سحر فرصت آخر باشد

که به مقصد برسیم

بشناسیم خدا

و بفهمیم که یک عمر چه غافل بودیم

می شود آسان رفت

می شود کاری کرد که رضا باشد او.

ای سبکبال

در این راه شگرف

در دعای سحرت

در مناجات خدایی شدنت

هرگز از یاد نبر

من جامانده بسی محتاجم

 

 

************************************

 

 

 چه کس می داند که تو در پیله ی تنهایی خود تنهایی ؟

                                                           چه کسی می داند

                                  که تو در حسرت یک روزنه در فردایی ؟

                              پیله ات را بگشا ….تو به اندازه یک پروانه زیبایی

 

 

************************************

 

 

می ریزیم

   ریز

    ریز

 چون برف

که هرگز هیچ کس ندانست

تکه های خودکشی یک ابر است

می ریزیم

مثل بمب روی خاک

مثل خاک روی تو

می افتیم

این سیب هم برای تو دخترک!

دوباره فکر کن

نیوتن

هرگز آنچه را که باید

کشف نکرد

 

 

***************************************

سخنان طلایی +گفتاردرمانی جامع انلاین گوهردشت کرج

خوش بختی

خوش بختی آن دورها نیست، بیرون نیست؛
خوش بختی پشت رخ دادهای آمده و نیامده نیست؛
خوش بختی در پس دست یافته ها نیست؛
خوش بختی، درونی است؛ همین نزدیکی ها، جایی گوشه قلب آدم.

****************

نوای درون

“تا بهار دلنشین، آمده سوی چمن
ای بهـــار آرزو بر ســـرم سایه فکن
چون نسیم نوبهار بر آشیــــانم کن گـــذر
تـــا که گلبـــاران شـــود کلبــه ی ویـران من”

*****************************************

فریادیست در سکوتم از دوست داشتن جاده ایست

در نگاهم ازعشق اما نه سکوتم را خواندی نه نگاهم را

***************************************

دلم براي كسي تنگ است كه زيبايي روح را مي ستايد

 مهرباني را دوست دارد گذشت را مي فهمد سادگي را زيور مي داند

 وفا را گوهر دلم براي كسي تنگ است كه چشمان خيس از اشك را مي بوسد

 و با سر انگشت مهربانش آبي آسمان را نشان مي دهد

 *****************************************

موقعي که داري واسه بدست آوردن کسي ميدوي

آروم بدو چون شايد يکي هم داره واسه بدست آوردن

تو ميدوه

**************************************

اگر كسي را دوست داري به او بگو زيرا قلب ها

 

معمولا با كلماتي كه نا گفته مي مانند مي شكند

***********************************

انسان هم میتونه دایره باشه هم یه خط راست.

انتخاب با خودت است. تا ابد دور خودت بچرخی

یا تا بی نهایت ادامه بدی

 

 

سرکه سیب معجون زیبایی+گفتاردرمانی جامع انلاین گوهردشت کرج

 

 

اعتقاد به شفابخشی سرکه سیر به قدمت تاریخ طب سنتی است.برای سالیان سال حکیمان و عطارها سرکه سیب را برای درمان انواع ناراحتی های پوست و مو تجویز کرده اند.تشخیص آنها کاملا صحیح است.سرکه سیب یک اسید ملایم ،طبیعی ،آنتی باکتریال و بسیار ارزان است.اما آیا واقعا می تواند معجزه ای را که شما از آن انتظار دارید بیافریند؟ برای پاسخ به این سئوال بهتر است 4 باور رایج درباره سرکه سیب و نظر کارشناسان پوست و مو در مورد این باورها را بخوانیم.آنوقت شما می توانید تصمیم بگیرید که تحمل بوی مشام آزار آن ارزشش را دارد یا نه!

 

-درست یا نادرست؟ برای تسریع درمان پوست آفتاب سوخته پوستتان را با سرکه سیب خنک کمپرس کنید.

نادرست! آخ! اینکار به جای آرامش دادن به پوست شما آنرا بدتر می سوزاند. به جای اینکار ، پوستتان را با مخلوطی از شیر سرد و آب کمپرس کنید-چربی شیر آرام بخش خوبی برای پوست است.

 

 

-درست یا نادرست؟

 

 

برای اینکه درخشش موهایتان را بازیابید پس از شستشو آنرا با مخلوطی از نیم لیتر آب ولرم و 4/1 پیمانه سرکه سیب آبکشی کنید .سپس با آب ولرم خالی آبکشی کنید.

درست است!اسید سرکه سیب باقیمانده مواد شیمیایی ای که در اثر شستشوی مو یا استفاده از محصولات آرایشی و حالت دهنده بر مو به جای مانده را از بین می برد در حالی که شامپو های معمولی قادر به این کار نیستند.تنها نکته ای که حتما باید رعایت کنید حل کردن سرکه در آب است.در واقع سرکه رقیق شده به موهایتان بزنید و نه سرکه غلیظ .

اسید سرکه سیب کوتیکولهای تک تک تارهای مو را می بندد و آنرا محکم و مقاوم می کند .البته وقتی که مو کمی خشک و دئیتراته است و کوتیکولهای آن باز هستند پر تر به نظر می رسد اما با بسته شدن کوتیکولها مو سالم و درخشنده می شود.

 

 

درست یا نادرست؟

 

 

اگر پنبه را به سرکه سیب آغشته کنید و آن را به پوستی چرب و جوش خیز بمالید ،منافذ پوست بسته می شوند و کمتر جوش می زنید.

نادرست!سرکه پوست را به شدت خشک می کند و لایه چربی محافظ پوست را هم از بین می برد.در ضمن واقعا هم بوی بد و تندی دارد.اگر می خواهید یک تونیک خانگی برای پوستتان درست کنید بهتر مخلوط 1 به 3 نارون کوهی و آب استفاده کنید.

 

 

درست یا نادرست؟

 

سرکه سیب با از بین بردن فونجی(نوعی قارچ) پوست سر می تواند مشوره سر را درمان کند.

 

 

شاید!

 

 

بعضی از محققان اعتقاد دارند که سرکه سیب می تواند مانع رشد و فعالیت فونجی ها شود و بعضی دیگر با این نظر مخالفند.پس تا زمانی که از صحت این درمان مطمئن نشده ایم به جای اینکه فرصت را از دست بدهید به داروخانه محل سری بزنید و یک شامپو ضد شوره خوب بخرید.در عین حال باز هم می توانید از محلول 1 به 3 سرکه سیب و آب برای شستسوی مو استفاده کنید تا موهایتان درخشان و زیبا شوند.

 

 

 

 

 

 

 

چطور با خانواده همسرمان کنار بیاییم ؟+گفتاردرمانی جامع انلاین گوهردشت کرج

برای بسیاری از زوجهای جوان ،برقراری روابط حسنه با خانواده همسر کار مشکلی است.اما نکته های زیر به شما کمک می کند که آسانتر بتوانید با خانواده همسرتان کنار بیایید.

 

1-عقایدتان را برای خودتان نگه دارید

بنا به تیپ شخصیتی تان ممکن است خاموش ماندن و اظهار نظر نکردن برای شما سخت یا آسان باشد.اما در هر حال نهایت تلاشتان را بکنید و در مواقعی که با نظریات خانواده همسرتان مخالف هستید، اظهار مخالفت نکنید.بهتر است حتی اگر نظر شما را هم جویا شدند ،شما با سیاست و ادب از جواب دادن طفره بروید.اینکار اصطکاک بین شما و خانواده همسرتان را کم می کند.

2-بیشتر گوش کنید-پر حرفی نکنید!

معمولا وقتی آدمها پر حرفی می کنند حواسشان کاملا به آنچه می گویند جمع نیست .برای اینکه همیشه سنجیده سخن بگویید باید بیشتر شنونده باشید.گاهی فضای صمیمیت شما را به پر گویی تشویق می کند؛همیشه در مقابل این وسوسه مقاومت کنید.

3-مودب باشید

لطفا،خواهش می کنم و متشکرم کلمات جادویی هستند.همیشه از آنها استفاده کنید.

4-ملاقاتهایتان را کوتاه اما شیرین کنید

هر چه بیشتر کنار خانواده همسرتان باشید احتمال ایجاد برخورد هم بیشتر می شود.اگر حس کردید فضای اتاق پر تنش شده است،بدون آنکه به روی خود بیاورید به آرامی اتاق را ترک کنید ،به آشپزخانه بروید و یک لیوان آب بخورید.این کار شما تنش را کمتر می کند.ضمنا کمک در کارهای خانه هم به روابط شما و خانواده همسرتان کمک زیادی می کند.چیدن میز غذا،خشک کردن ظرفها یا هر کار دیگری که باعث ایجاد تحرک در محیط شود از اوج گرفتن تنش جلوگیری می کند.

5-کارت تبریک و هدیه فراموشتان نشود

مناسبات را همیشه یادداشت کنید.می توانید با تهیه یک کارت قشنگ یا یک هدیه کوچک دل اعضای خانواده همسرتان را به دست بیاورید.اگر بچه دارید ،هر چند ماه یکبار یکی از عکسهای قشنگ او را انتخاب کنید و در یک قاب زیبا آن را به مادر و پدر همسرتان هدیه بدهید.

6-بخشی از تعطیلات را در کنار آنها بگذرانید

اگر در طول تعطیلات به خانواده همسرتان سر نزنید و آنها را تنها بگذارید،این حس به آنها القا می شود که شما فرزندشان را دزدیده اید! حتی اگر به خودتان هم خوش نمی گذرد به خاطر همسرتان بخشی از تعطیلات را در کنار خانواده او باشید و با خوشرویی تلاش کنید به همه خوش بگذرد.

7-به نصایح آنها با حوصله گوش کنید

اگر شما را نصیحت کردند یا از شیوه زندگی تان انتقاد کردند،به جای حاضر جوابی و اخم کردن با آرامش به حرفهایشان گوش کنید.قرار نیست که شما حتما به آن نصیحت عمل کنید.فقط به آن گوش دهید ، لبخند بزنید و با ظرافت موضوع را عوض کنید.

8-لباس مناسب بپوشید

سعی کنید همیشه در جمع خانواده همسرتان لباس خوش دوخت و مناسب بپوشید.از پوشیدن تی شرت و گرمکن گشاد به شدت خودداری کنید.لباس خوش دوخت اندام هم شما را بهتر نشان می دهد و هم ظاهرتان را آراسته تر می کند.با چنین ظاهری دیگر اظهار نظرهایی مثل “وای چقدر چاقی / لاغری” را کمتر می شنوید.

9-خانه تان را تمیز کنید

حتی اگر هیچ وقت خانه تمیز و مرتبی ندارید،پیش از آمدن خانواده همسر همه جا را تمیز کنید.حتی کمدها را هم مرتب کنید.چون ممکن است آنها از سر کنجکاوی سری هم به آنجا بزنند!

 

 

 

 

 

 

 

زندگی پس از طلاق+گفتاردرمانی جامع انلاین سه راه گوهردشت کرج

طلاق حادثه ای مهم و سهمگین در زندگی است و دوران پس از طلاق پستی ها و بلندی های زیادی دارد.گاهی فشار و ضربه روحی طلاق آنقدر زیاد است که زخمی عمیق و همیشگی بر جای می گذارد.بعضی ها جدایی را هرگز باور نمی کنند و نمی پذیرند و بعضی دیگر پس از مدتی زندگی عادی روزمره را پیش می گیرند اما در باقی روزهای زندگی تلخی طلاق و ترس از وابستگی و جدایی را به دوش می کشند.

حتی به هم خوردن نامزدی هم می تواند به همین صورت دردناک و ناراحت کننده باشد.اما برای هر دردی درمانی هم وجود دارد.شما با رعایت چند نکته ساده می توانید ناراحتی و افسردگی پس از طلاق را تا حد زیادی تخفیف دهید و خود را برای زندگی پس از طلاق آماده کنید.

احساساتتان را سرکوب نکنید

همه کسانی که طلاق را تجربه کرده اند می دانند که خشم وافسردگی چاشنی لاینفک آن است.غالبا مردم از احساس ناراحتی،غصه،افسردگی و خشم ،می ترسند.گاهی قدرت این احساسات تیره و تار به حدی است که می تواند همه زندگی شما را تحت الشعاع خود قرار دهد.اما باید آگاه باشید که گرچه ممکن است این احساسات خیلی شدید و منفی باشند اما مقطعی هستند و تجربه آنها شما را نابود نمی کند و اگر به خودتان اجازه بروز این احساسات را بدهید خیلی حالتان بهتر خواهد شد.از سوی دیگر اگر شما آگاهانه یا ناخودآگاه احساس خشم وغم ناشی از طلاق را سرکوب کنید ،هرگز دیگر نمی توانید رابطه ای سالم و صحیح برای ازدواج برقرار کنید و همیشه کوله بار زخمهای کهنه را به روابط جدیدتان وارد می کنید.پس به جای فروخوردن احساساتتان ،آنها را بیرون بریزید و بروز دهید.

زندگی ادامه دارد

معمولا وقتی دو نفر تصمیم به ازدواج می گیرند،رویاها و خواسته های مشترک و شیرینی را در سر می پرورانند.یکی دیگر از کارهای دردناک پس از جدایی فراموش کردن این آرزوها است.این کار بسیار مشکل است چون همان رویا ها هستند که توان حرکت رو به جلو را به شما می دهند.اما باید به یاد داشته باشید که جدایی از کسی که کاخ آرزوهایتان را با او ساخته بودید به معنای پایان همه چیز و نابودی رویاهایتان نیست.شما هستید که باید خود را بازیابید و آرزوها و اهدافی که با شرایط کنونی شما هماهنگ هستند را به اجرا درآورید

یکی از مهمترین نیاز های افرادی که واقعه بزرگی مثل طلاق را پشت سر گذاشته اند ،داشتن کسی است که به حرفهایشان گوش بدهد.کسی که آنها را قضاوت نکند و با دلسوزی با آنها همدردی کند.از دوستان و نزدیکانتان بخواهید که بدون اظهار نظر پای درد دل شما بنشینند و فقط گوش بدهند.لازم نیست شما را نصیحت کنند و یا نظرشان را راجع به احساسات تلخ شما ابراز کنند.پس خجالت نکشید و خواسته خود را ابراز کنید و تقاضای کمک کنید.اگر چنین شخصی در اطرافیان شما وجود ندارد می توانید از یک مشاور کمک بگیرید.

 

 

اشتباهاتتان را بپذیرید

بخش مهمی از سفر شما به سمت بازیابی سلامت روانتان،درک اتفاقاتی است که باعث جدایی شما شده است.شما باید با صداقت کامل تمام اتفاقات و مسیری را که باعث اختلاف و در نهایت جدایی شما و همسرتان شده است را با خود مرور کنید.سعی کنید به جای ملامت کردن طرف مقابل ،نقش خود را در کل ماجرا پیدا کنید و با شجاعت خطاهایتان را بپذیرید.به انتخاب های اشتباهتانفکر کنید .چه کارهایی را می توانستید متفاوت انجام دهید؟ آیا اگر دوباره در همان شرایط قرار بگیرید, عکس العملتان متفاوت خواهد بود؟این بازنگری را به هدف توانمند کردن خود انجام دهید. به خاطر داشته باشید که شما قربانی این ازدواج نبوده اید و حتما سهمی در اشتباهات و یا مسیری که به جدایی ختم شده است ،داشته اید.این فکر به شما اعتماد به نفس می دهد و توانمندتان می کند.

به دلایلی که به خاطر آنها همسر سابقتان را انتخاب کرده بودید فکر کنید.معمولا اغلب ما تنها دلیل انتخاب همسرمان را “دوست داشتن” می خوانیم.اما در واقع آنچه ما دوست داشتن می خوانیم نیازهای بی پاسخی است که اغلب حس می کنیم.مثل نیاز به مورد محبت واقع شدن،نیاز به اینکه کسی عاشق ما باشد و به ما احتیاج داشته باشد.نیاز به پیدا کردن کسی شبیه به پدر و یا مادر که به ما در تخفیف کمبودهای دوران کودکی کمک کند .نیاز به کسی که ما را تائید کند و حس خوبی به ما القا کند.ترسها هم می توانند ما را به علاقه مند شدن به شخص دیگری ترغیب کنند.ترس از تنها بودن وبی پشتوانه بودن از شایع ترین ترسهایی است که ما را به سمت ازدواج سوق می دهد. اما آیا این دلایل می توانند پایه محکمی برای یک زندگی زناشوئی موفق باشند؟ بدون شک جواب این سئوال منفی است.شما باید همسر خود را به خاطر فضائل اخلاقی او،مشترک بودن اهداف کلی زندگی و داشتن همراهی رهرو در سفر زندگی انتخاب کنید.

بخشش بر هر درد بی درمان دواست

 

هم خود و هم همسر سابقتان را ببخشید.به این فکر کنید که هر دوی شما نسبت به میزان آگاهی و تجربه خود بهترین عملکرد را در شرایط بحران انجام داده اید و حتی اگر یکدیگر را آزار هم داده اید به خاطر بدجنسی و توهین نبوده بلکه شرایط اینگونه اقتضا می کرده است و شاید هم به خاطر دفاع و حفظ خود در آن لحظات مجبور به بروز چنین رفتارهایی شده اید.بخشش شما را از قید تنفر و افسردگی و ملامت آزاد می کند .البته نباید انتظار داشته باشید که بخشش و فراموشی آسان حاصل شود.بخشش به تمرین نیاز دارد.تمرین مداوم و روزانه.به همسر سابقتان فکر کنید و او را برای همه چیز ببخشید

 

رابطه را کاملا قطع کنید.

 

برای فراموش کردن همسر سابقتان باید 3 تا 6 ماه او را اصلا نبینید.شاید فراموش کردن او سخت ترین و دردناکترین بخش طلاق باشد چون شما به حضور فیزیکی او و دوستی نزدیک با او عادت کرده اید و همیشه از دست دادن یک دوست و امین حتی به هر دلیلی که باشد بسیار مشکل است.اما اگر می خواهید از عواقب و آسیبهای طلاق شفا یابید بایداین دوست را از دست بدهید.سعی کنید تماس خود را با او به حداقل برسانید و اگر بچه دارید اجازه بدهید والدین شما بچه را به ملاقات پدرش ببرند.

 

 

در آخر باید بدانید که طلاق یک عمل پر استرس و دردناک است که مسیر زندگی شما را برای همیشه تغییر می دهد.برای مواجهه با این تغییر باید قوی باشید و از خود مواظبت کنید. غذای خوب بخورید،ورزش کنید و خوب بخوابید.برای تقویت روحتان هم می توانید به کارهای خلاق هنری یا ورزشهایی چون یوگا روی آورید.نقش دوست خوب هم در این دوران بسیار حیاتی است.اجازه ندهید تنهایی اذیتتان کند.دوستان خوبی پیدا کنید و با آنها به مسافرت بروید.طلاق آخر زندگی نیست ،بلکه شروعی دوباره با کوله باری پر بارتر از تجربه است

چند گام تا دونده شدن + گفتاردرمانی جامع انلاین سه راه گوهردشت کرج

 

 

نقش مهم فعالیت فیزکی در رسیدن به جسمی سالم و ذهنی متعادل دانشی عمومی است اما گاهی هزینه بالای کلاس های ورزش و برنامه فشرده کاری باعث می شود ما آنطور که باید به سلامت خود اهمیت ندهیم.

اما برای ورزش کردن راه ساده و کم هزینه ای وجود دارد.کاری که همه ما در دوران بچگی خود می کردیم:دویدن!

دو یکی از بهترین و موثرترین ورزش هاست.دویدن عملکرد قلب و ریه های شما را بهبود می بخشد و عضلات بزرگ و عمده بدن را به کار می گیرد.تقریبا همه در هر سن و با هر میزان امادگی جسمانی نی توانند دو را بخشی از برنامه ورزشی خود بکنند.اگر شما فقط روزانه 30 دقیقه از وقت خود را به این ورزش اختصاص دهید فواید بی نظیری را تجربه خواهید کرد.

 

فواید و معایب

دو از جمله ورزشهای شدت بالاست.این ورزش ضربان قلب شما را به شدت بالا می برد و فشار زیادی به استخوان هایتان وارد می سازد.اگر آن را صحیح انجام دهید،حجم ریه ها و قدرت ماهیچه قلب تان افزایش پیدا می کند.فشار دو بر روی استخوان ها باعث تحریک استخوان سازی شده و از پوکی استخوان در سنین بالا جلوگیری می کند.

وقتی شما می دوید ،قلب تان باید شدیدتر کار کند تا خون بیشتر و به دنبال آن اکسیژن بیشتری به ماهیچه های در حال حرکت برساند.در همین حال ریه ها هم بسط پیدا می کنند و هوای بیشتری را به درون خود می کشند.این روند انرژی زیادی مصرف می کند.پس شما کالری بیشتری سوزانده و در دراز مدت وزن کم می کنید.

علی رغم همه منافع،دویدن مخاطراتی را هم به دنبال دارد.دو فشار زیادی بر مفاصل زانو و ناحیه پایینی کمر وارد می کند.کسانی که آمادگی کافی جسمانی ندارند و یا از مشکلات مفصلی،استخوانی و درد کمر رنج می برند باید ابتدا با پزشک خود مشورت کنند.

دویدن می تواند خطر لخته شدن خون را نیز برای اشخاصی با کلسترول بالا،با سابقه گرفتگی رگ ها یا بیماری قلبی ،ایجاد کند.

 

چگونه شروع کنیم

برای شروع دو ابتدا باید بدن خود را با افزایش آمادگی جسمانی تان کاملا آماده کنید.بهترین راه حل پیاده روی است.مهم نیست خیلی تند راه می روید یا آهسته.فقط راه بروید.روزی 30 دقیقه پیاده روی در آماده سازی قلب،ریه ها ،مفاصل و ماهیچه ها به شما کمک می کند.باید سعی کنید که در طول زمان سرعت راه رفتن تان را افزایش دهید تا بدن شما احساس کند به چالشی جدید نیاز دارد.در چنین شرایطی تقریبا آماده آغاز دویدن هستید.
 

گفتم تقریبا چون ابتدا باید خرید کوچکی کنید.یک جفت کفش دو با بالشتک های محافظ ضخیم در کف مهمترین ابزار کار شما است.مونیتور ضربان قلب و گام شمار هم از وسائل مفید دیگری هستند که می توانید تهیه کنید.

روند دویدن خود را با تقسیم 30 دقیقه پیاده روی روزانه خود به 10 دوره 3 دقیقه ای که از یک دقیقه دو و دو دقیقه پیاده روی تشکیل می شود،آغاز کنید.مهمترین نکته این است که نباید به خودتان فشار بیاورید.برنامه ای را انتخاب کنید که با آن راحت هستید.

برای 4 تا 5 روز برنامه اولیه را ادامه دهید تا آنقدر برایتان آسان شود که بخواهید به مرحله بعدی بروید؛سپس کم کم به زمان دویدن تان افزوده و از زمان پیاده روی تان بکاهید.سرعت پیشرفت افراد در ورزش با یکدیگر متفاوت است.شما با توجه به شرایط فردی خود یک برنامه 15 تا 25 هفته ای که در آن به طور ایده آل هفته ای 5 تا 6 روز برنامه خود را اجرا می کنید،طرح ریزی کرده تا به هدف که 30 دقیقه دوی کامل است برسید.

به خاطر داشته باشید که پیش از آغاز هر جلسه تمرین بهتر است کمی حرکات کششی انجام داده و بدنتان را گرم کنید.گرم کردن مناسب بدن از آسیب های احتمال به مفاصل در حین دو پیشگیری می کند.ضمنا همیشه یک بطری آب هم به همراه داشته باشید و مرتب از آن بنوشید.

 

سرعت مناسب چقدر است؟


افراد مختلف با سرعت های مختلف راحت هستند.این بستگی به ظرفیت قلب و ریه و قدرت عضلات شما دارد.اما سرعت ایده آل سرعتی است که در آن بتوانید راحت نفس بکشید و تپش قلب تان غیر قابل تحمل نباشد.بعضی ها در طی دویدن احساس می کنند سرشان نبض می زند و یا قلبشان در گلویشان می تپد؛این نشان نامناسب بودن سرعت فعالیت است.

یکی از راه های موثر تشخیص متناسب بودن سرعت تست”صحبت ” است.اگر در حال دویدن بتوانید یک جمله را کاملا ادا کرده یا آوازی بخوانید یعنی سرعتتان مناسب است؛اگر نه ،آرام تر بدوید و خوب نفس بکشید.مونیتور های ضربان قلب هم ابزار خوبی برای کنترل و تشخیص سرعت هستند.می توانید از این وسیله در زمان ورزش استفاده کنید.

 

خط پایان

برای پایان دادن به جلسه تمرین خود،سرعت تان را پایین آورید و بگذارید ضربان قلب تان به حالت عادی برگردد.چند حرکت کششی موثر برای بازگرداندن ضربان قلب به حالت اولیه انجام دهید.حتی می توانید چند حرکت ساده یوگایی انجام دهید؛این کار برای انبساط و بازیابی حالت عضلات که در زمان دو کوتاه و منقبض شده اند لازم است و از درد عضلات جلوگیری می کند.

با 30 دقیقه دو پیوسته ،حداقل 3 بار در هفته می توانید بدون هزینه زمانی و مالی زیادی بدنی سالم و متناسب داشته باشید.

 

 

 

 

 

غذاهای مکزیکی گفتاردرمانی جامع انلاین سه راه گوهردشت کرج

غذاهاي مکزيکي بازتاب خصوصيات منحصر به فرد مردم مکزيک است. در قلب مکزيکي ها روحيه گرم و متواضع و در عين حال رام نشدني اي نهفته است که به خوبي در غذاهاي مکزيکي خودنمايي مي کند.
غذاي مکزيکي به تنوع در ترکيب مزه ها، تزئينات رنگارنگ و گوناگوني مواد اوليه و چاشني ها معروف است. بسياري فکر مي کنند که غذاهاي مکزيکي بسيار تند و پر ادويه هستند. البته بعضي از غذاهاي مکزيکي بسيار تند و پر ادويه هستند. البته بعضي از غذاهاي مکزيکي واقعاً تند هستند و امتحان آنها دل شير مي خواهد اما اغلب غذاهاي مکزيکي طعم تند ملايم را در آميزش با اندکي چاشني زيره و ترشي ليمو مانند ارائه مي کنند. بيشتر ايراني ها غذاي مکزيکي را مي پسندند چون سبک آشپزي امروزي مکزيک تا حدي متاثر از شيوه آشپزي در خاورميانه و اسپانيا شده است و به ذائقه مردم ايران زمين نزديک است. اما نوع غذاهاي مکزيکي و شيوه طبخ آنها از هر منطقه تا منطقه ديگر متغير است. جغرافياي محل، تفاوت هاي قوميتي و آب و هواي هر منطقه بر تنوع غذاي مکزيکي تأثير مي گذارند. در شمال مکزيک گوشت گاو، بز و شترمرغ بيشتر استفاده مي شود، اين در حالي است که سبزيجات تند و انواع لوبيا و گوشت مرغ و ماکيان اجزاي اصلي غذاهاي جنوب مکزي را تشکيل مي دهند. البته در سال هاي اخير غذاهاي ملل مختلف روي آشپزي مکزيکي ها بسيار اثر گذار بوده تا حدي که آنها غذاي ژاپني معروف، «سوشي» را با سس تمبرهندي يا انبه مي خورند و به آن فلفل تند هم مي افزايند!

ويزاي مکزيک در دست شماست!

از ساليان دور ذرت ماده اصلي نان ها و شيريني ها و وعده هاي اصلي غذاي مکزيکي ها را تشکيل مي داده است اما در سال هاي اخير برنج هم جاي خوبي بر سر سفره مکزيکي ها براي خود باز کرده و جزو غذاهاي اصلي مردم مکزيک به شمار مي رود، به طوري که حتي بعضي از نوشيدني هاي معروف مکزيکي با برنج تهيه مي شوند.

از آووکادوتاکاکتوس

اجزاي اصلي آشپزي مکزيکي بسيار متنوع هستند براي مثال آووکادو و برگ هاي آووکادو از پر مصرف ترين اقلام مصرفي در آشپزخانه مکزيکي ها است. مکزيکي ها از برگ هاي خشک پودر شده آووکادو به عنوان ادويه خوشبو استفاده مي کنند خود آووکادوي رسيده را در انواع سس ها، سوپ ها و سالاد ها مصرف مي کنند.
کاکتوس يا نوپال هم از دير باز در غذاهاي مکزيکي کاربرد داشته است. بافت و طعم کاکتوس بسيار شبيه به باميه است و پس از پخت کامل، شيره لزجي از آن خارج مي شود که در لعاب دادن به خوراک هاي آبدار بسيار مؤثر است.

چيلي را فراموش نکنيد

اما يکي از شناخته ترين و محبوب ترين مهمان هاي هميشگي در آشپزخانه مکزيکي فلفل چيلي است. چيلي که هم به صورت تازه و هم به صورت خشک، کوبيده و يا پودر شده درغذاهاي مکزيکي به کار مي رود، همان ادويه اي است که مزه تند اما لطيف فلفل در غذاهاي مکزيکي را به وجود مي آورد.

چاشني هميشگي؛ گشنيز

گشنيز هم از پديده هاي آشپزخانه مکزيکي است که تقريباً در بيشترغذاها مورد استفاده قرار مي گيرد. البته اين سبزي اصالتاً مکزيکي نيست و اسپانياهايي ها در زمان تسخير مکزيک اين سبزي را به آشپزي مکزيکي هديه دادند اما الان تقريباً غذاي مکزيکي اي را نمي بينيد که حتي براي تزئين هم که شده از گشنيز استفاده نکند.

گوجه مکزيکي سبز است

يکي از سبزيجات خاص منطقه مکزيک توماتييو است. اين ميوه سبز رنگ و کمي ترش بيشتر در تهيه سس ها استفاده مي شود. توماتييو پوست نازکي دارد که پيش از استفاده بايد کنده شود. گرچه رسيده توماتييو زردرنگ است امامکزيکي ها براي استفاده بيشتر از ترشي اين سبزي آن را نيمه رسيده و گاهي کال مي کنند. ترشي توماتييو گاهي آنچنان زياد است که بايد آن را به همراه شکر مصرف کرد.

نان عادي مکزيک

در مکزيک بيشتر تورتياها و نيز تامالي ها با خمير ماسا تهيه مي شود. اين خمير در واقع از ذرات و چربي حيواني تهيه مي شود. هرچند درجايي که دسترسي به ماسا نباشد مي توان از آرد ذرت براي تهيه خمير تامالي و تورتيا استفاده کرد اما طعم ماساي واقعي چيز ديگري است.
از معروف ترين غذاهاي مکزيکي مي توان تورتيا را که نام مردم عادي مکزيک است و از خمير ماسايا آرد ذرت تهيه مي شود، نام برد. پس از تورتيا، انواع لوبياهاي پخته و سرخ شده جايگاه ثابتي در غذاي روزمره مکزيکي دارد.

اين غذا تند است

مکزيکي ها هميشه از فلفل چيلي در غذاهايشان استفاده مي کنند. البته فلفل چيلي چندين نوع مختلف دارد. اصولاً هرچه چيلي بزرگ تر باشد شيرين تر است. مثلاً فلفل پوبلانو که بسيار بزرگ است، آنقدر شيرين و خوش خوراک است که با آن دلمه مي پزند اما فلفل ريز و بسيار تند هابانرو را اگر نزديک زبانتان هم بکنند آتش مي گيريد.

سالسا يک سس است

گوآکامولي و سالسا هم دو تا از معروف ترين سس هاي مکزيکي هستند. پايه گوآکامولي که معمولاً به صورت تازه درست شده و همان موقع در کنار يک بشقاب بزرگ چيپس تورتيا سرو مي شود، آووکادو است اما سس سالسا را با غذا مي خورند. انواع گوجه رنگارنگ و فلفل چيلي و پياز و گشنيز مواد اصلي تشکيل دهنده سالسا هستند. مواظب سالساي هابانرو باشيد که با چيلي هابانرو درست مي شود. اين سس به حدي تند است که تنها چند قطره از آن مي تواند کل غذاي شما را تند و زبان سوز کند.

اگر به رستوران هاي مکزيکي رفتيد

تاکو، تامالي، توستادا، تورتاس و آنچيلادا از ديگر غذاهاي معروف مکزيکي هستند که اگر روزي گذارتان به مکزيک يا حداقل يک رستوران مکزيکي خوب افتاد آنها را امتحان کنيد و از طعم خوبشان لذت ببريد.

 

دل نوشته گفتاردرمانی جامع انلاین سه راه گوهردشت کرج

وقتی نگاهت

       دم از جدایی می زند

               به خاطر بیاور که :

                     عشق با دو هجای صامت پایانیش ،

                          تنها یک بخش است  

                               باید ببینمت !

                                   چرا که روی نوار قلبی ام

                                         پیوسته نام تو بود

                                              و پزشک نیز بر آخرین نسخه ام . . .

                                                    تو را تجویز کرده است ! ! !

                                                           بیا ، تا دیر نشده .

                                                   قلب مهربانت مثلثی را می ماند

                                    در دریای عشق

                    مرا در خود کشیده 

        برمودای من ! ! !

   لبخند می زنیم

           به آسمان ،

                 به هر جایی که امکان دارد ،

                       به زمین ،

                            خداوند عاشق ماست

                                    چه سعادتی وال تر از این ؟ ! !

*****************************************************************

 

از زمین خاکی . . . تا آبی آسمان

 

 

تو تنها نیستی ! ماه در پس ابرهای تیره ، هنوز روشنه ! نگاه کن ، عبور بی صدای باد

، بارون بی پروای فردا رو . آسمون ترانه های تازه شو ، فقط برای تو می خونه ! زمین

سرود های سبز شو ، فقط برای تو از بر می کنه .

تو تنها نیستی ! در تیره ترین شبها ، حتی اگر نگاهت در تاریکی گم بشه باز ستارهای

هست که برای تو می درخشه و سوسو میزنه ! اگه روز ها تا سراب سرگردانی بدوی

، اگه شبها در کویر شک و بی برگی راه بروی ، اگه در وادی رنج و محنت خواب بمونی

باز کسی هست که برای تو همیشه بیداره ! زیر همین زمین خاکی ، در اعماق صخره

های سخت ، باز دل چشمه ای هست که برای تو می جوشه و در انتظار سیری

عطش تو تقلا می کنه .

وقتی همه کوچه ها بن بست به نظر میرسند ،باز کوچه ای هست که رو به وسعت

دریا و آبی بی کران آسمان ها ، برای تو گشوده شده . راهی هست که منتظره تو

اونو کشف کنی و به آستانه اون پا بذاری .

تو تنها نیستی ! دستان بسیاری مثل دستان تو ، در حال نیایش اند و خدارو روز و شب

صدا می زنند و برای آرزو های به دل نشستشون دعا می کنند . چشم های زیادی به

نقطه معجزه دوخته شده اند و بسیارند کسانی که برای اجابت خواسته هاشون ،

صف کشیده اند و انتظار می کشند .

تو تنها نیستی تا وقتی برای بودن ، معنایی هست تا وقتی که کبوتر امید ، روی بام

هستی بغ بغو کنان در پروازه . تا وقتی احساسی از درون به تو فرمان می ده خودت

رو بشناس ، خودت رو پیدا کن ! خودت رو تصرف کن !!

درد تو از زخم های تو نیست ! از تصور تو از تنهایییه ! تو خیال میکنی در این هستی پر

رمز و راز ، سهم تو غمه ! سهم دیگری شادی ! تو فکر میکنی ، کسی نیست که حرف

های تو رو بشنوه و تنها تویی که بار محنت و بیماری و فشارهای زندگی رو روی

شونه هات تحمل می کنی ! تو گمان می کنی درد تو درمان نداره ، رنج تو پایانی

نداره و روزنه ای برای صعود از این درد های هولناک نیست ! تو شاید احساس بی

ارزشی و نالایقی می کنی و خودت رو برای رسیدن به قله موفقیت کوتاه می بینی !

در این لحظه ، کم کم از مفهوم زندگی فاصله می گیری و خودت رو مثل بره گمشده

بی پناه می دونی . در حالی که اون بره کمشده در بند چوپانه ! نه در حلقه خدای

چوپان .

تو تنها نیستی تا وقتی که مرزی بین شادی و غم نذاری . هر حادثه ای در هستی ،

اگر خوب توجه کنی خیر محضه . پس نگاه کن ! تو از این کل بیرون نیستی هیچ کس

باعث ناکامی تو نیست تا وقتی دنبال مقصر نیستی .

پس تو تنها نیستی . . .

*************************************************************************

 

 

 

 

 

 

 

 

گفتاردرمانی جامع انلاین سه راه گوهردشت کرج + شعر

برای من …..

برای من ، هنوز هم تو مثل یک خیال خوب

شبیه آرامش عشق ، غرور یک ستایشی !

برای من همیشه تو ، از آسمان رسیده ای

زلال و آبی و رها ، به رنگ پاکی ابرها

که از خدای آسمان ، به قلب من ، نشسته ای

برای من، هنوزهم ، تو حس خوب بودنی

پر از طنین امن عشق ، خود مقدس منی

برای من هنوز هم ، تو مثل یک نیایشی

عمیق و آبی و شریف ، وسیع و سبز وسر بلند

که می رسانی ام به اوج، که می نشانیم به نور

و می سپاریم ….

به عشق……..  

**********************************************

نقاش بی همتا

زندگی هم زشت و هم زیباست

گر که زشتی آفریدی

زشتی اش ، در قعر شب پیداست ؟!

گر که زیبایی

یقین

می ماند و خود

نقش بی همتاست

پس تویی ، نقش آفرین

نقاشی ات یکتاست

می کشی نقش پری ، تا آورد

از آسمان رازی

کزان روشن شود دنیا

می کشی دیوی که باشد بی سو و بی پا

می وزد توفنده بادی

غرد و ویران کند هر جا

بازوانت پر توان

خود می کنی تقدیر خود

یا زشت و یا زیبا

پس تویی نقش آفرین ، نقاش بی همتا

**************************************************

پایان تردید

همه جا هستی و من از همه جا بی خبرم

زیرا باران ، روی یک شاخه گل سرخ

در کنار غم واندوه دلی

یا میان خوشی و بی دردی

همه جا هستی و من از همه جا بی خبرم

در کنار غزلی از حافظ

در میان گریه

در پس نا امیدی

همه جا هستی و من از همه جا بی خبرم

در کنار همه باور ها

یا میان هر چه نا باوری و تردید است

پس یک خاطره تلخ

بعد از اندوه جدایی

بعد دل بستن و بگسستن و دلگیر شدن

همه جا هستی و من از همه جا بی خبرم

تو خودت اصل حضوری

درک من محدود است

همه جا هستی و من از همه جا بی خبرم

یاری ام کن بتوانم

روی نومیدی و یاس

روی این بی خبری

خط بطلان بکشم

و مددهای تو را

از دل و جان حس بکنم

دل نوشته+گفتاردرمانی جامع انلاین سه راه گوهردشت کرج +

زندگی ام

از تولد تا . . .

تو

و از تو تا . . .

نبودنت،

به دو نیم شد.

زمین هیچگاه سراسر روشن نبوده است.

من با زمین می چرخم،

یا زمین دیگر نمی چرخد،

که روز بر نمی آید؟

 

********************************

 

گاهی چو آب هستم و گاهی چو آتشم

از این دوگانگی ست که بس درد می کشم

سویم میا و روح پریشان من مخوان

اوراق کهنه ای ز کتابی مشوشم

پرهیز این زمان ، ز من ای نازنین که من

سر تا به پای شعله و پا تا سر آتشم

 

*****************************************

روی لب هات

نوشته خدا بزرگ است

توی چشم هات اما

که خدا را تکذیب می کنند و خود

بر تخت خدایی تکیه می زنند

تا مومن شوم

نوشته داری می روی

آنجا که همه ی خورشید می تابد و

همه ی باران ها می ماند برای من

*************************

 

عشق

چونان شمشیر کشیدن بر خود است
یا جسورانه
به یک ضربه
کار را باید تمام کرد:

که دوست بداری
بی انتظاری از معشوق،

و یا به شمشیر
خود را زخمی کنی تنها

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دل نوشتهگفتاردرمانی جامع انلاین چهارراه طالقانی کرج +

وحشتیست ٬ رو به فریاد

لبـــــخنـــــــدت.

نگاهم کن…

نمی خواهم دیده ات شَــوَم

باید کاونده باشی٬

این زلال ٬

تشنه ی انعکاس ِچشمان ِتوست.

دو چشم/ یک راز

بگذار نارسیده باشیم!

کال بماند

سینه ی سرخ ِ

سیب های وصــــ‌ال

در این تاریک ُروشن ِسرنوشت.

بگذار ٬

ناچیده ات باشم…

 

 

 

 

 

 

 

 

دل نوشتهگفتاردرمانی جامع انلاین چهارراه طالقانی کرج

می خواهند تو را از من رها کنند
گنگ و خيس به پروانه شدن می انديشم
ايستاده ای
با موهايی ژولیده
من گم شده ام
همه چيزم را جستجو می کنند
راه گريزی نخواهد بود
کودکی هايم را ، عشقم را ، قلبم را گشوده اند
در پی تو !
گردنبندی مانده است و تصويری
اين تمام من است از تو !
با چشمانی باز اشک می ريزم
نمی بينی اما
تو را نيز کاويده اند
پشت اين درهای بسته
سياه پوشانِ تلخ
به انتظار نشسته اند
رفتنت را  
برای دوباره داشتنت
به کدامی ستاره دخيل بايد بست ؟
بگو کدامين عاشقانه ی گنگ
مرا به يادت خواهد آورد
صبح خواهد شد
بی تو !
مرا از من تهی کرده اند
چشمانم را بسته ام
هنوز می گريم اما !
ديگر ذهنم را نمی کاوند
يافته اندت انگار !
صورتک هايت را نمی خواهم ديگر
غريبه ی ِ بی دل
من از تو ويران شده ام

 

 

 

 

 

 

 

دل نوشته+گفتاردرمانی جامع انلاین چهارراه طالقانی کرج

آدما

آدمای بزرگ تصمیمات بزرگ میگیرن.
آدمای بزرگ تغییرات بزرگ تو زندگشیون میدن.
آدمای بزرگ اشتباهاتشون هم بزرگه.
آدمای بزرگ هر کار معمولیشون هم بزرگ جلوه میکنه.
آدمای حقیر اشتباهتشون مضحکه،آدمای حقیر بهترین کاراشون بدترین نتیجه رو به دنبال داره.
آدمای حقیر تغییرات زندگیشون از سر ناچاریه نه اختیار.
آدمای حقیر هیچ تصمیمی ندارن که بگیرن.
 

بعد نوشت:پست ترین آدما اونایی هستن که برای رسیدن به

اهدافشون از بقیه هزینه کنن

 

 

 

 

 

 

 

 

دل نوشته+گفتاردرمانی جامع انلاین چهارراه طالقانی کرج

هر روز خداوند همراه با خورشيد لحظه‌اي به ما ارزاني مي‌دارد كه در آن امكان تغيير آنچه كه موجب بدبختي ماست، وجود دارد هر روز ما وانمود مي‌كنيم كه متوجه‌ي وجود اين لحظه نيستيم. وانمود مي‌كنيم كه امروز شبيه ديروز و شبيه فرداست.

 اما كسي كه متوجه روزي كه در آن زندگي مي‌كند هست، آن لحظه‌ي جادوئي را كشف مي‌كند، اين لحظه شايد در چرخاندن كليد در قفل نهفته باشد، به هنگام صبحدم و شايد در سكوتي باشد كه پس از غذاي شب حاكم مي‌شود.

 

 يا در هزار و يك چيزي كه همواره مشابه به نظر مي‌رسد، اما اين لحظه وجود دارد، لحظه‌اي كه در آن همه‌ي اقتدار ستارگان در ما نفوذ مي‌كند و به ما اجازه مي‌دهد كه معجزه كنيم.

خوشبختي گاه يك توفيق است ولي در بيشتر مواقع يك پيروزي است. لحظه‌ي جادويي به ما كمك مي‌كند تا تغيير كنيم. ما را برمي‌انگيزد تا به جستجوي رؤياهايمان برويم.

 

 بي‌شك رنج خواهيم كشيد و لحظات دشواري را خواهيم گذراند اما اينها گذرا هستند و اثري به جا نخواهند گذاشت و بعدها مي‌توانيم با غرور و ايمان به گذشته‌ها نگاه كنيم.

بدبخت كسي است كه از خطر كردن مِي‌ترسد. او هرگز سرخورده نمي‌شود، نا اميد نمي‌شود و مانند كسي كه در جستجوي تحقق رؤياهايش زندگي مي‌كند، رنج نخواهد كشيد.

 

 اما هنگامي كه به گذشته نگاه مي‌كند  قلبش به او خواهد گفت: «با معجزه‌هايي كه خداوند در مسير تو قرار داده بود چه كردي؟ با استعدادهايي كه خداوند در درون تو به وديعه گذاشته بود چه كردي؟ آنها را در اعماق چاله‌اي به خاك سپردي چون مي‌ترسيدي كه از دستشان بدهي؟ و حالا آنچه برايت باقي مانده اين است: اطمينان به اينكه زندگي‌ات را از دست داده‌اي.»

 

بيچاره كسي كه اين كلمات را از قلبش بشنود.

آنوقت است كه به معجزه ايمان خواهد آورد، اما لحظات جادوئي حيات او ديگر طي شده‌اند.

 

 

 

 

 

گفتاردرمانی جامع انلاین چهارراه طالقانی کرج

گاهي

وقتي كه بايد پشتوانه باشي

مزاح ميكني و بي مسئوليت مي‌شوي

آن زماني است كه / براي لحظه‌اي

سقوط مي‌كني

*************************************

اگر تمام ستاره ها جمع شوند

و بخواهند یکه تازی کنند

خورشید یگانه ترین است

**************************************

پیچ این شب ها را که رد کنی

جاده هموار می شود

نگران نباش

*************************************

کو یک صوت صادقانه،یک آوای بی ریا؟ 

آری چه باید کرد

با دسته های خنجر پیدا از آستین

لبخندها فریب،

و مهربان صدایی گر هست در زمین

سوز نوای زمزمه ی جویبارهاست…

***************************************

 

 

 

 

 

دیوارتان را کاغذی کنید!گفتاردرمانی جامع انلاین چهارراه طالقانی کرج

مهارت‌های زندگی
می‌گویند چینی‌ها که نخستین تولیدکننده کاغذ در جهان بوده‌اند، نخستین بار از این ماده برای تزیین دیوارهای خانه‌هایشان بهره برده‌اند. حالا و پس از گذشت ۲ هزار سال از این جریان، کاغذدیواری‌ها به یکی از مهم‌ترین ابزارهای تزیین خانه‌ها تبدیل شده‌اند.

طرح‌ها و رنگ‌هاي گوناگون در كنار ارتقاي كيفيت ساخت، به مشتريان اين امكان را مي‌دهد تا در رقابت با ديگر روش‌هاي تزييني، همچنان سراغ كاغذديواري بروند. نصب كاغذديواري برخلاف تصور خيلي‌ها چندان پيچيده نيست و شما هم مي‌توانيد با خواندن اين راهنمافضاي زيبايي را براي خانه‌تان خلق كنيد.

  • چه وسايلي نياز داريد؟

براي اينكه خودتان دست به‌كار شويد و ديوارهاي خانه‌تان را كاغذديواري كنيد به اين لوازم احتياج خواهيد داشت؛ رول كاغذ ديواري، تيغ موكت‌بري، كاردك پلاستيكي، چسب‌چوب، چسب مخصوص كاغذديواري و قلمو يا غلتك نقاشي. به غير از رول كاغذديواري، باقي موارد را مي‌توانيد از ابزارفروشي‌ها و با قيمت مناسب تهيه كنيد. كاغذديواري‌ها هم در عرض ۵۰‌سانتيمتر، ۷۰سانتيمتر و يك متر با طرح‌هاي مختلف به فروش مي‌رسد.. قيمت هر رول كاغذديواري هم بسته به نوع جنس و طرح آن بسيار گوناگون است. براي همين در بازار تهران از هر رول ۲۵‌هزار تومان تا بالاي ۵۰۰ هزار تومان هم پيدا مي‌شود اما نرخ معمول مدل‌هاي روز چيزي حدود ۷۰‌هزار تومان براي هر رول است.

  • زيركار را درست كنيد

اگر مي‌خواهيد زيركار مناسبي داشته باشيد تا كاغذديواري اصطلاحا خوش روي ديوار بنشيند و هنگام نصب هم دردسر زيادي نداشته باشيد بهتر است زيركار ديوار را از قبل آماده كنيد. براي اين كار كافي است چسب چوبي كه خريده‌ايد را با كمي آب رقيق كنيد تا حالت رنگ پيدا كند و سپس آن را به وسيله قلمو يا غلتك روي ديوار بزنيد. اين كار باعث مي‌شود تا غبار و كثيفي ديوار از بين برود و چسب مخصوص كاغذديواري هم راحت‌تر روي كار مي‌نشيند و هنرتان را عمري مي‌كند. البته اگر اين كار را هم انجام ندهيد باز هم مي‌توانيد روي چسبيدن كاغذديواري روي ديوار موردنظرتان حساب كنيد. يادتان باشد، اگر ديوار زيركار شما گچ خالي است و قبلا نقاشي نشده، بايد پيش از اين كار، يكي‌دو دست روغن‌اليف همانند رنگ زدن به ديوار‌ها بزنيد تا سطح آن لغزنده شود و كاغذديواري روي آن خوب بنشيند. پس از آنكه روغن اليف را روي ديوار زديد مي‌توانيد چسب چوب را بزنيد و ديوار را براي نصب نهايي آماده كنيد. اگر ديوار سنگي داريد، بايد ابتدا سطح آن را به‌صورت كامل بتونه فوري بكشيد. براي تهيه بتونه فوري هم مي‌توانيد از تركيب مل و چسب كاغذديواري استفاده كنيد. همچنين اگر سطح ديوارتان قبلا روغن پلاستيك بوده، احتمال پوسته شدن آن وجود دارد. اگر كاغذديواري را روي اين سطح روغن پلاستيك بچسبانيد و ببينيد كه خودش را نمي‌گيرد، مجبوريد سطح آن را بتراشيد و سپس چسب چوب بزنيد.

  • برش‌ها را دقيق بزنيد

حالا كه ديوار آماده شده مي‌توانيد برش كاغذديواري‌ها را شروع كنيد. براي اين كار ابتدا ارتفاع ديوار را دقيق اندازه بگيريد. معمولا بيشتر خانه‌هاي استاندارد ارتفاع ۲۷۰‌سانتي‌متري دارند. حالا از لب قرنيز كاغذ ديواري قواره اول را ۱۰‌سانتي‌متر بيشتر يعني ۲۸۰‌سانتي‌متر اندازه مي‌گيريد و با تيغ موكت‌بري برش مي‌زنيد. درنظر گرفتن ۱۰ سانت اضافه براي همسان كردن بالا و پايين ديوار و گل كاغذ الزامي است. حالا شما نمونه اول را داريد و بايد سراغ نمونه كناري آن برويد. براي برش نمونه دوم، ابتدا گل‌هاي هر دو كاغذديواري را با هم تنظيم كنيد تا پس از نصب شكل زيبايي به‌خود بگيرد. يادتان باشد در برش قواره دوم ممكن است ۴۰‌تا‌۶۰‌سانتي‌متر از كاغذتان براي جور شدن گل‌ها با هم پرت برود كه كاملا طبيعي است. حالا قواره دوم را پس از جور كردن گل‌هاي هر دو با هم به اندازه طول قواره اول برش مي‌زنيد و همين كار را در قواره سوم و بعدي‌ها ادامه مي‌دهيد. در هر كدام از قواره‌ها، جور بودن گل‌ها بسيار مهم است. اما اگر در 2، 3قواره اول گل‌هاي كاغذ با هم جور شد خيالتان براي ادامه كار راحت‌تر خواهد شد. بعد از برش دادن هر 3قواره نوبت نصب آنها روي ديوار مي‌رسد.

  • كاغذها را راحت نصب كنيد

كاغذ‌هاي يك ديوار، از پيش مشخص شده، برش خورده و در كنار هم چيده شده‌اند. حالا بايد چسب را بسازيد. براي اين كار، ۱۰۰ گرم پودر چسب را در نيم‌ليتر آب حل كنيد. براي اينكه چسب يكنواختي داشته باشيد بايد پس از اضافه كردن پودر به آب، دائم آن را هم بزنيد تا گلوله گلوله نشود. حالا نوبت آن است كه پشت كاغذديواري‌ها را با استفاده از قلمو، چسب كاري كنيد. چسب را به‌گونه‌اي بزنيد كه در همه سطح كاغذ و به‌صورت مساوي پخش شود. قواره اول را كه چسب زديد آن را چند تا بزنيد و از قسمت بالا به پايين به ديوار بچسبانيد. از آنجا كه قواره شما ۱۰ سانت اضافي دارد مي‌توانيد از بالا و پايين ۵ سانت كامل درنظر بگيريد. هنگام چسباندن قواره اول، به نيمه كه رسيديد دست بكشيد و سراغ نصب قواره دوم برويد. اين كار به شما كمك مي‌كند تا 2 قواره را راحت‌تر با هم تراز و جور كنيد. قواره دوم را نيز پس از جفت كردن گل‌ها با هم تا نصفه مي‌چسبانيد و بعد نيمه نچسبيده قواره اول را به‌صورت كامل نصب مي‌كنيد. همين قاعده نصفه چسباندن را تا آخر ديوار ادامه بدهيد. يادتان باشد، درز كاغذديواري بايد به سمت نور تنظيم شود تا كار زيبا‌تر به‌نظر برسد. چسباندن هر قواره را كه تمام كرديد، خيلي نرم با كاردك پلاستيكي روي كاغذ بكشيد تا خوب به ديوار بچسبد. تمام كاغذهاي يك طرف ديوار كه نصب شد، فرصت داريد تا اضافه‌هاي بالا و پايين را با استفاده از تيغ موكت‌بري حذف كنيد و يك ديوار‌تر و تميز داشته باشيد. فراموش نكنيد، اگر پايين ديوارتان قرنيز دارد، كاغذديواري را تا لب آن بكشيد و روي آن را آزاد بگذاريد.

  • قلق‌هايي كه بايد ياد بگيريد

هنگام نصب كاغذديواري ممكن است مشكلاتي برايتان پيش بيايد كه بروز آنها ناگزير به‌نظر مي‌رسد. اگر هنگام نصب مشاهده كرديد كه كاغذتان از وسط تا خورده يا شكسته شده، نگران نباشيد چرا كه اين ترك‌ها و شكستگي‌ها پس از نصب و صاف كردن كاغذ با كاردك پلاستيكي روي ديوار از بين مي‌رود. مشكل مهم ديگر ، پيدا شدن حباب‌هاي ريز و درشت زير كار است. شايد شما بخواهيد با دست يا كاردك كشيدن، اين حباب‌ها را از بين ببريد. اما بايد بدانيد كه اين بخشي از فوت وفن كاغذديواري كردن است و حباب‌ها معمولا 2- 3روز پس از نصب خودبه‌خود از بين مي‌روند. اين اتفاق در فصل سرد سال بيشتر رخ مي‌دهد. براي تهيه چسب كاغذديواري بايد به غلظت عسل يا رنگ برسيد تا كيفيت آن از بين نرود. براي نصب كاغذديواري روي ستون‌ها يا ديوارهاي پله و محوطه‌هاي دوبلكس، بهتر است هنگام انتخاب و خريد سراغ مدل‌هاي گلدار نرويد. چرا كه جور كردن گل هر قواره كاغذديواري هنگام نصب كمي مشكل مي‌شود. تا آنجا كه مي‌توانيد كاغذديواري كردن خانه‌تان را در روزهاي گرم سال انجام دهيد.

  • طرح و رنگ مناسب را انتخاب كنيد

براي انتخاب نوع طرح كاغذديواري چند عامل اصلي را درنظر بگيريد. اول اينكه متراژ خانه‌تان چقدر است و تا چه اندازه نورگير است؟ بدانيد چه بخشي از خانه را مي‌خواهيد كاغذديواري كنيد، ديوارهاي اطراف كاغذديواري، كابينت‌ها، فرش‌ها، مبلمان و پرده‌ها چه رنگي دارند تا براساس هماهنگي با آنها انتخاب صحيحي داشته باشيد. بيشتر فروشگاه‌هاي معتبر هنگام خريد، مشاوره‌هاي بسيار مناسب و كاربردي به شما مي‌دهند و حتي مي‌توانند به‌طور رايگان از محل بازديد كنند. استفاده تركيبي از كاغذديواري‌هاي مختلف يا رنگ نيز باعث تنوع بيشتر محيط زندگيتان خواهد شد. به‌هرحال، مي‌توانيد با سليقه‌اي كه داريد در ‌‌نهايت انتخاب بهتري داشته باشيد تا زود از طرح و رنگتان خسته نشويد.

  • عمر كار را بالا ببريد

مزيت كاغذديواري نسبت به رنگ اين است كه گردوغبار به‌خود نمي‌گيرد و كثيف نمي‌شود. همچنين بيشتر مدل‌هاي موجود در بازار قابل شست وشو هستند، به اين معنا كه با يك دستمال مرطوب نيز تميز مي‌شوند. اگر مي‌خواهيد از بخارشو براي نظافت سطح كاغذديواري استفاده كنيد، آن را روي درز‌ها نكشيد چرا كه امكان برآمدگي و كندگي آن را افزايش مي‌دهد. يادتان باشد، اثر خودكار به هيچ‌وجه از بين نمي‌رود. پس مراقب باشيد تا بچه‌ها روي كاغذديواري خودكار نكشند. اگر لكه‌اي روي كاغذديواري افتاد كه با دستمال نمدار نرفت، مي‌توانيد دستمالتان را به كمي الكل صنعتي آغشته كنيد و آرام روي لكه بكشيد تا اثر آن محو شود. سعي كنيد از كاغذديواري‌هاي جنس خوب براي تزئين خانه‌تان استفاده كنيد. كاغذديواري‌هايي كه از الياف گياهي تهيه شده‌اند و اصطلاحا در بازار با عنوان «نان وون» وجود دارد، بهداشتي‌ترند و طرح‌هاي زيباتري نيز دارند.

  • دقت داشته باشيد

كاغذديواري براي تزئين اتاق پذيرايي، ديوار پشت تلويزيون و حتي ديوارهاي اتاق كودكان مناسب است. به‌ويژه طرح‌هاي زيبايي براي تزئين اتاق كودكان با رنگ‌هاي شاد وجود دارد كه مي‌تواند فضاي فانتزي را برايشان به‌وجود بياورد. اگر قصد داريد از كاغذديواري گلدار در پذيرايي استفاده كنيد، مي‌توانيد ديوار روبه‌رويي را نيز با‌‌ همان طرح تزئين كرده و طرح ديوار كناري را متفاوت بزنيد تا جلوه زيباتري به محيطتان بدهد. اما اگر طرح كاغذديواريتان منظره است، فقط يكي از ديوار‌ها را با آن تزئين كنيد. اگر اتاق پذيرايي‌تان زياد بزرگ نيست، مي‌توانيد از كاغذديواري‌هايي استفاده كنيد كه گل‌ها يا طرح ريزتري دارند تا فضا بزرگ‌تر به‌نظر برسد، رنگ‌هاي روشن و طرح ساده نيز به بزرگ‌تر جلوه كردن محيط كمك شاياني مي‌كند. هنگام خريد كاغذديواري از مشورت كار‌شناسان فروش بهره ببريد تا هم طرح مناسب و هم به اندازه خريد كنيد. البته اگر در اندازه خريدكردنتان شك داريد، مي‌توانيد با فروشنده صحبت كنيد تا رول‌هاي اضافي را به او بازگردانيد.

14 نکته برای خواب بدون استرس+گفتاردرمانی جامع انلاین چهارراه طالقانی کرج

 

 

زمانی که خوابتان نمی‌برد بهتر است بلند شوید کمی راه بروید یک مجله بردارید بخوانید و سپس به رختخواب برگردید. این رفت و برگشت نیز می‌تواند به خواب شما کمک کند.

مطالعات نشان دادند افرادی که استرس دارند نسبت به دیگران بیشتر از بی‌خوابی مزمن رنج می‌برند اما راه حل‌هایی برای خواب بدون استرس وجود دارد.

 حوادث استرس‌زا دو برابر بیشتر باعث بی‌خوابی‌های مزمن می‌شوند اما راه حل‌هایی وجود دارد که می‌تواند به بی‌خوابی خاتمه دهد.

 بیماری‌هایی وجود دارند که می‌توانند به طور مستقیم یا غیر مستقیم روی سلامت بدن و سیستم ایمنی بدن اثرگذار باشند.

 استرس بر سیستم بیولوژیکی مانند هورمون‌ها، انتقال دهنده‌های عصبی، سیستم ایمنی بدن و عوامل رشد تأثیر می‌گذارد و زمانی که شخص استرس دارد این سیستم‌ها برای مقابله با استرس فعال می‌شوند.

 

 

 

۱- شیر حاوی تریپتوفان است، ماده‌ای که موجب ترویج خواب می‌شود، اگر شیر گرم را با عسل مخلوط کنید کمک می‌کند به آرامی به خواب بروید.

 

۲- «آلین بورفورد ماسون» بیولوژیست سلولی و نویسنده کتاب «خوب غذا بخورید تا در پیری سالم بمانید»، گفت: زمانی که استرس دارید ویتامین C، ویتامین B، منیزیم و تیروزین (اسید آمینه ضروری برای تولید دوپامین) به سرعت از بین می‌روند و بهتر است فرد مکمل‌ها و یک رژیم غذایی مناسب روزانه داشته باشد.

 

۳- از کامپیوتر در شب استفاده نکنید زیرا باعث بی‌خوابی می‌شود.

 

۴- یک حمام آب گرم به شما آرامش می‌دهد، باعث می‌شود درجه حرارت بدن تغییر کند و سیگنال‌هایی به مغز می‌فرستد تا بتوانید به راحتی بخوابید.

 

۵- ساعت شماته‌دار را به طرف دیوار برگردانید زیرا نگاه کردن به آن باعث یادآوری زمان می‌شود و استرس را بیشتر می‌کند؛ چند بار بیدار شدن طی خواب شبانه امری طبیعی است و نگرانی ندارد اما نگاه کردن به ساعت، بی‌خوابی را افزایش می‌دهد.

 

۶- برای کارهایتان برنامه‌ریزی کنید، زمانی که کارهایتان را به خوبی انجام دهید دیگر استرسی ندارید و زمان خواب مجبور نیستید به کارهای عقب مانده فکر کنید.

 

۷- از خودتان مراقبت کنید، سعی کنید استراحت کنید و کمی آرامش داشته باشید.

 

۸- افکار استرس زا و نگران کننده را از خود دور کنید، زمانی که قصد خواب دارید، بهتر است به چیزی فکر نکنید؛ شاید برای بار اول و دوم کمی سخت باشد اما به مرور عادت می‌کنید؛ سیل افکار بی‌فایده باعث بی‌خوابی و استرس بیشتر می‌شوند.

 

۹- زمانی که خوابتان نمی‌برد بهتر است بلند شوید کمی راه بروید یک مجله بردارید بخوانید و سپس به رختخواب برگردید. این رفت و برگشت نیز می‌تواند به خواب شما کمک کند.

 

۱۰- در صورت لزوم عادات خود را تغییر دهید؛ برخی عادات، استرس را زیاد می‌کند و برخی عادت‌ها به شما در یک خواب راحت کمک می‌کنند؛ برای مثال ممکن است شما روی کاناپه‌ای که مقابل تلویزیون قرار گرفته است بتوانید به راحتی بخوابید پس دلیلی برای تغییر محل خواب ندارید، همانجا بخوابید؛ یا ممکن است روی زمین راحت‌تر بتوانید بخوابید یا زودتر به خواب بروید پس نیازی به خوابیدن روی تخت نیست؛ مهم راحت خوابیدن است.

 

۱۱- سعی کنید هنگام طلوع آفتاب از خواب بیدار شوید و خود را به بیدار شدن در ساعت مشخص عادت دهید.

 

۱۲- صحبت کردن با فردی که بتواند یک راهنمای خوب باشد در کاهش استرس مؤثر است و باعث آرامش می‌شود.

 

۱۳- ورزش کنید، ورزش باعث انتشار هورمون‌های خوشحالی می‌شود، فعالیت بدنی مانند دوچرخه سواری، شنا، اسکیت، طناب زدن، پیاده‌روی نه تنها روحیه را بهتر می‌کند باعث خستگی بدن می‌شود. 20 دقیقه ورزش و فعالیت بدنی باعث می‌شود تمام آدرنالینی که باعث تولید اضطراب می‌شود از بین برود.

 

۱۴- با یک متخصص خواب مشورت کنید؛ در مورد مشکلات خواب خود در یک ماه گذشته بگویید، این مشاوره می‌تواند به کاهش استرس کمک کند در نتیجه شب را می‌توانید به راحتی بخوابید.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بهترین ظروف برای پخت غذا کدامند؟

در گذشته بسیاری از افراد به دلیل اینکه ظرف مسی دارای رسانایی حرارتی بالایی است از آن برای جوشاندن آب و تهیه انواع غذا ها استفاده می کردند و برخی با اعتقاد بر اینکه استفاده از ظروف مسی باعث افزایش مس موجود در بدن می شود آن را به کار می بردند.

همچنین در گذشته رسم بوده که ملاقه یا کفگیر آهنی در ظرف غذای در حال جوشیدن قرار می دادند تا مس موجود در ظرف غذا را بیشتر جذب غذا کرده و بدن هر دو عنصر مس و آهن را دریافت کند.

 

  مس یکی از فلزات حلال و نسبت به حرارت و مواد اسیدی حساس است و می تواند با مواد غذایی واکنش ایجاد کند.

  برای جلوگیری از فعل و انفعالات شیمیایی مس با مواد غذایی، داخل ظرف های مسی را با لایه ایی از قلع یا فولاد زنگ نزن می پوشانند.

 

  اگر ظروف مسی به شکل مناسبی قلع اندود نشده باشند و یا از مواد حاوی سرب برای قلع اندود شدن استفاده شده باشد، این عنصر می تواند پس از ورود به غذا در دراز مدت سبب بروز مسمومیت شود.

 

  این ظروف در برابر حرارت و اسید کاملا ناپایدارند و در حرارت بالا و در مقابل مواد غذایی اسیدی لایه سفید قلعی آنها از بین میرود و رنگ مس آشکار می شود.

 

  در صورتی که ظروف مسی قلع اندود نشده باشد و یا لایه قلعی آن از بین رفته باشد باعث ورود یون مس به غذا در طولانی مدت و ایجاد تاثیرات نامطلوب بر اندام داخلی بدن و ذخیره شدن تدریجی آن در کبد شده و به مرور زمان سبب از کار افتادن این عضو می شود.

 

  ظروف چدنی نیز دارای عمر بسیار بالا هستند و برای پخت طولانی مدت مناسبند اما باید بعد از پخت، مواد غذایی از آن خارج شوند تا اکسید نشود.

 

  باید مواظب خرید ظروف چدنی در بازار به دلیل وجود تقلب در تولید بود و برند های معروف را که نشان استاندارد داشته باشند خریداری کرد.

 

ظروف تفلون هرچه گرم تر شوند احتمال آزاد شدن بخارات سمی از آنها بیشتر است.

 

  این ظروف هرچه نو تر باشد با قرار گرفتن ظرف خالی در معرض حرارت زیاد، تاثیرات سوء آن بیشتر است.

 

با توجه به فلزات بکار رفته در این ظروف، درصورت خراشیده شدن لایه تفلون از بازسازی آن خودداری کنید و بهتر است پس از ایجاد خراش در لایه تفلون از این ظروف استفاده نشود.

 

  زود پز به دلیل افزایش حرارت و کاهش زمان پخت و حفظ آب درون مواد غذایی بهترین وسیله ای است که برای پخت غذا می توان از آن استفاده کرد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پاکسازی کبد و خون در 4 روز

کبد نشان دهنده بیوشیمیایی ارگانیسم ما و مسئول تجزیه سموم تولید شده در بدن است.

 

 

 

علاوه بر سیگار، داروهای خاص، رژیم غذایی نامناسب و عفونت های باکتریایی و ویروسی نیز می تواند بر سلامت ما تاثیر بگذارد.

 

در صبح، هنگامی که شما از خواب بیدار می شوید کافی است  نصف فنجان کشمش را در آب به مدت 15 دقیقه بجوشانید. سپس کشمش پخته شده را در آب سرد بلافاصله قرار دهید و در طول روز آن را مصرف کنید.

 

نوشیدن مایع و خوردن کشمش در حالیکه یک بطری آب گرم بر روی سمت راست معده شما قرار دارد می تواند کبد شما را در کوتاه ترین زمان بازسازی کند.

 

 

 

 

 

 

 

سبوس مصرف کنید تا لاغر شوید

مصرف سبوس به‌علت جذب آب توسط آن در دستگاه گوارش، سبب ایجاد حس سیری در فرد می‌شود که این امر در پیشگیری از اضافه وزن افراد بسیار موثر است.

سبوس مصرف کنید تا لاغر شوید

بهترین سبوس، در گندم وجود دارد، یکی دیگر از فواید سبوس کاهش جذب کلسترول است که کاهش چربی خون را در پی دارد و از بروز بیماری‌های قلبی و عروقی پیشگیری می‌کند. زمانی با بیان اینکه علت اصلی مغذی بودن سبوس داشتن ویتامین‌های گروه B است، گفت: علاوه‌بر آن ویتامین‌های گروهC ،E، B و آهن، منیزیم، روی و کلسیم را نیز دارد، همچنین فیبر موجود در سبوس موجب می‌شود قند به آهستگی و به میزان کمتری وارد خون شده و از افزایش یک‌باره قند خون جلوگیری می‌کند. کارشناس تغذیه مرکز بهداشت هرمزگان گفت: بهترین خاصیت سبوس که بسیار شناخته شده است به فیبر آن بر می‌گردد که از جمله فوائد آن پیشگیری از یبوست و چاقی است. وی خاطرنشان کرد: کسانی که دچار یبوست و اضافه وزن، چربی، قند و پرفشاری خون هستند سبوس بهترین گزینه برای مصرف آنها است، بهترین توصیه‌ این است که مردم غلات سبوس‌دار را به میزان بیشتری در سبد غذایی خود جا دهند و از غلات کمتر سبوس‌گیری شده استفاده کنند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

آشنایی با ۴ آنتی‌بیوتیک صددرصد طبیعی.

با روش‌های طبیعی و رعایت بهداشت غذایی به راحتی می‌توان بدون استفاده از آنتی‌بیوتیک‌های شیمیایی از ابتلا به برخی از بیماری‌های ویروسی مانند سرماخوردگی، آنفلوانزا، ورم گوش، آنژین و غیره پیشگیری کرد.

فصل سرما است و بازار مصرف آنتی‌بیوتیک‌ها داغ! اما بهتر است هر از گاهی برای تقویت سیستم ایمنی بدن‌تان و مقابله با برخی از بیماری‌ها به فکر مصرف آنتی‌بیوتیک‌های طبیعی نیز باشید.

 

متخصصان حوزه سلامتی معتقدند که از روش‌های طبیعی و با رعایت بهداشت غذایی به راحتی می‌توان بدون استفاده از آنتی‌بیوتیک‌های شیمیایی از ابتلا به برخی از بیماری‌های ویروسی مانند سرماخوردگی، آنفلوانزا، ورم گوش و آنژین و غیره پیشگیری کرد. در این مطلب کوتاه شما را با 4 آنتی‌بیوتیک طبیعی آشنا می‌کنیم.

 

 

سیر

 

 

درست است که به خاطر بوی نسبتا نامطبوع سیر خیلی‌ها از مصرف آن چشم‌پوشی می‌کنند؛ اما باید بدانید که سیر یکی از بهترین آنتی‌بیوتیک های طبیعی است. این ماده غذایی حاوی ترکیبی به نام آلیسین است که یک آنتی‌اکسیدان و ضدالتهاب قوی محسوب می‌شود.

نتایج برخی از پژوهش‌ها نشان می‌دهد که مصرف روزانه دو تا سه حبه سیر به بدن کمک می‌کند که با انواع مختلفی از قارچ‌های عامل بیماری‌های ریوی مقابله کند.

 

سیر همچنین به تنظیم فشارخون و پیشگیری از تجمع چربی در رگ‌های خونی کمک می‌کند.

 

 

زردچوبه

 

 

اگر طرفدار غذاهای پرادویه هستید بدانید که خدمت زیادی به سلامتی‌تان می‌کنید. حتما به تمام غذاهایتان زردچوبه بزنید؛ چون مصرف منظم این ادویه به بدن کمک می کند تا با انواع مختلفی از باکتری‌ها مقابله کند. نتایج پژوهش‌ها نشان می‌دهند زردچوبه قدرت بالایی در مقابله با علایم افسردگی و پیشگیری از سلول‌های سرطانی دارد.

 

 

گریپ فروت

 

 

اگر به طور مرتب از نفخ و احساس خستگی و افسردگی رنج می برید لازم است که به فکر تقویت سیستم ایمنی بدن‌تان باشد. در این صورت عصاره دانه‌های گریپ فروت به دادتان می‌رسد. این دانه‌های ریز سرشار از فلاوونوئیدها هستند که خواص آنتی‌بیوتیکی قوی داشته و از بدن در برابر 800 نوع قارچ و ویروس محافظت می‌کنند.

 

 

درخت چای

 

 

اگر به دنبال راه مطمئنی برای پیشگیری و مقابله با آنژین و بیماری‌های مربوط به روده‌ها هستید به سراغ درخت چای بروید. به عقیده  محققان روغن گیاهی درخت چای خواص فوق العاده‌ای دارد و یک ضدویروس قوی محسوب می‌شود.

برای درمان آنژین یا دل درد دو قطره از این روغن را با عسل مخلوط کرده و روزانه دو مرتبه میل کنید. بعد از چند روز شاهد بهبودی چشم‌گیری در وضعیتتان خواهید بود.

 

 

 

 

 

 

 

 

خواص جالب و مفید «اسطو خدوس» را بشناسید .

 

 

هر روز میان وعده‌های صبحانه، نهار و شام هر بار نوشیدن یک فنجان از دم‌کرده‌ی آن، عصبانیت را برطرف کرده و سرگیجه را درمان و سردرد های میگرنی را نیز درمان می‌کند.

به گزارش نامه نیوز، «اسطوخدوس» گیاهی است از تیره‌ی نعناع و نام‌های دیگر آن «لاواند»، «خراما»، «خزامی»، «آلاله» و «آلاله تلخ» است.

 

به گزارش ایسنا، اسطوخدوس گیاهی است از تیره‌ی نعناع که به شکل بوته‌ای پر پشت و کوچک به بلندی 30 تا 60 سانتی‌متر دارای ساقه های متعدد یا پرشانه و ساقه‌های آن چهارگوش است و همه‌ی قسمت‌های این گیاه، بوی تندی دارد.برگ‌های این گیاه باریک و دراز با لبه‌ی برگشته و متقابل و پوشیده از کرک سفید پنبه‌ای است و طبیعت آن گرم و خشک است.

 

 

خواص درمانی

 

10 گرم این گیاه را در یک لیوان آب جوشانده و سپس آب صاف کرده‌ی آن را با 250 گرم عسل مخلوط کرده و به‌تدریج خورده شود، سردردهای مزمن را درمان می‌کند.

هر روز میان وعده‌های صبحانه، نهار و شام هر بار نوشیدن یک فنجان از دم‌کرده‌ی آن، عصبانیت را برطرف کرده و سرگیجه را درمان و سردرد های میگرنی را نیز درمان می‌کند.

مالیدن و شست‌وشو با آب جوشانده‌ی گرم آن برای درمان نقرس و بیماری‌های رماتیسمی و کوبیدگی و دررفتگی‌های عضوی و خون‌مردگی‌ها مفید است.

حمام با آبی که حاوی اسانس «اسطوخدوس» باشد، ضدسرماخوردگی است.

اعصاب را آرام کرده، نیرو بخش، از بین برنده‌ی خارش و بیماری‌های قارچی و ضد افسردگی و افکار پریشان است.

پنج گرم از آن را دم کرده و نوشیدن آب صاف کرده‌ی آن، لطیف‌کننده‌ی اعضای بدن و مقوی اعصاب و مفرح روح است و برای افرادی که زیاد عصبانی می‌شوند، مفید است.

 

 

 

 

 

 

منبع: عصر ایران

خسته از ….

خسته از عشق , خسته از محبت و مهرباني, بريده از صداقت و صفا , زخم خورده ي كلامي

 عاشقانه اعتمادي بي مورد , با غروري شكسته در ميان اين آشفته بازار تو را يافتم وپنداشتم

 تو از قبيله ي انسانيت آمده اي
تو از جنس صداقتي , از چشمانت مهرومحبت را مي توان آموخت. كلامت نشان معرفت

و وفاست.دستانت سخاوت را هديه ميدهند ومن متحير كه تو را چه به اين آشفته بازار؟؟؟
تو را اينگونه يافتم وليكن نگرانم , نگران كه مبادا در اين آشفته بازار انسانيت را بدزدند و من

 با گل سرخ پژ مردهي در دست و قطره اشكي گوشه ي چشم , سر راهي كه تو را يافتم بايستم و

 در حسرت ديدار دوباره ات اشك بريزم
باش تا باشم كه وجودم بسته به وجود توست.

 

***************************************************************************

دل من در كوله بار رفتن تو !

بعد از تو بهار با من غريبه شد ترانه هاي سبز خاطره شدند و باغستان آرزويم ميزبان هيچ گل و درختي نشد . پنجره هاي نگاهم بسته ماند و هيچ چراغي بر كوچه هاي شب زده ام ندرخشيد بعد از تو من مانده ام و اين تنهايي غريب و يك كوير دلتنگي . من مانده ام و خاكستر آرزوها و ققنوسي كه از فراز بام دلم برخاست با رفتن تو قناري در قفس پژمرد و بغض در صدايم خزيد من صاحب سكوتي تلخ شده ام تو رفتي اما ندانستي در كوله بار رفتن تو ، دل من بود كه با گامهاي هجرتت همراه شده بود .

 

****************************************************************************

بر آسفالت های خیابانها و کوچه های خیس قدم می زنم و برگهای زرد شده را زیر غرور خیس کفشهایم له می کنم. دلسوزیم می خواهد مرگ برگها را لمس کنم . خم می شوم و در مقابل چشمهای گریان درخت برگی را نوازش می کنم.. خیس شده است و طروات بهار را یافته… اما مرده است.  دلم می خواهد خش خش برگها رو بشنوم اما صدایی به گوش نمی رسد . باران صدای فریاد خشکیده شان را خفه کرده است.. آهنگی از دور در کوچه های خیس و سرد پاییزی می پیچد حس عجیبی به من دست می دهد و با خود آرام همراه آهنگ ملایم دوره گرد زمزمه می کنم… سلطان قلبم تو هستی… من سرد می شوم و به صدای گرم و آهنگ مهربان دستان مرد دوره گرد غبطه می خورم آیا برای سلطان قلبش می خواند؟ راستی قلب او هم …  سردی سست کننده را در خود بیشتر حس می کنم.. به تاج خالی و سرد قلبم می اندیشم که روزی پادشاهی آن را تصرف خواهد کرد… و این اندیشه سردم می کند..  به صدای سکوت کوچه گوش می دهم و به حسی که در آن فضا حکمرانی می کند و به دستان سرد نوازنده پیر که ضرب سازش و آهنگ صدایش را غم نان رساتر می کند .همه چیز بوی تصرف و حکمرانی را می دهد. حتی پاییز .. چه بد سرنوشتی است سرنوشت غم انگیز رعایای بی اراده و افسرده این حکمرانان.. اما در مقابل سلطنت عظیم عشق واین فرمانروایی بزرگ باید مغلوب شد و چه خوشبخت رعایایی هستند اینان که قلب و احساسشان از وفاداری و عشق و شور سرشار است چرا که اینان خود هر کدام اقلیمی را به پادشاهی نشسته اند کاش دوره گرد هم با شوق زنده کردن عشق برای خود می نواخت نه برای سلطنت ستمگر فقر ..  دور میشود و صدای ساز را باد به کوچه های در خواب رفته و خمار پاییزی دیگر می برد شاید آهنگ عشق در مقابل سستی و افسردگی  پاییز پیروز شود.. و چه خسته می نوازد این خنیاگر غمگین … مثل اینکه همه در اندیشه خود خواب می بینند.. و نوازنده به نانی می اندیشد و به گرمایی که دستان خسته اش را برای فردا نیرو دهد..

 

****************************************************************************************

اگه تنها و غریبی
اگه دلتنگی و خسته
دل دریاییتو حتی
اگه موج غم شکسته

غم و جا بذار تو ساحل
دلتو بزن به دریا
می شه دنیا مثه زندون
واسه آدمای تنها

نگاه کن یه مرد تنها
روی ماسه های ساحل
با سر انگشتای خسته ش
می کشه عکس دو تا دل

خدا می دونه که چشماش
چشمه ی اشک و دلش خون

می دونم قلب شکستت واسه اون که رفته تنگه
واسه آدمای عاشق همیشه دنیا قشنگه

نزارین آبی دریا بشه رنگ نا امیدی
شاید اون که رفته برگشت آخه فردا رو چه دیدی

 

*******************************************************************************************************

کاش مي ديدم چيست
آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاريست
!
آه وقتي که ، لبخند نگاهت را

مي تاباني ؛
بال مژگان بلندت را
مي خواباني ؛
آه وقتي که تو چشمانت ،
آن جام لبالب از جان دارو را
سوي اين تشنه ی جان سوخته مي گرداني ،
موج موسيقي عشق
از دلم ميگذرد
…!

من در آن لحظه که چشم تو به من مي نگرد
برگ خشکيده ی ايمان را ، در پنجه ی باد ؛
رقص شيطاني خواهش را ، در آتش سبز ؛
نور پنهاني بخشش را ، در چشمه ی مهر ؛
اهتزاز ابديت را مي بينم

بيش از اين سوي نگاهت ، نتوانم نگريست
اهتزاز ابديت را ،
ياراي تماشايم نيست ؛
کاش ميگفتي چيست
آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاريست ……؟

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شعر

دیر گاهی است در این تنهایی

رنگ خاموشی در طرح لب است

بانگی از دورمرا می خواند

لیک پاهایم در قیر شب است

دست جادوئی شب

دربه روی من و غم می ببندد

می کنم هر چه تلاش

او به من میخندد

نقش ها یی که کشیدم در روز

شب ز راه آمد وبا دود اندود

طرحها یی که فکندم در شب

روز پیدا شد و با پنبه زدود

********************************************************************************************************************

نيمه شبي … من خواهم رفت ؛

   از دنيايي كه مال من نيست ،

       از زميني كه بيهوده مرا بدان بسته اند …

   و تو آنگاه خواهي دانست … جاي چيزي در وجود تو خاليست !

و تو آنگاه خواهي دانست اي پرنده كوچك قفس خالي منتظر من ! 

             كه تنها مانده اي با روح خويش …

   و بي كسي خودت را دردناكتر خواهي چشيد در زير دندان غمت ..!

            غمي كه من مي برم !

                غمي كه من مي كشم!

****************************************************************************************************

به کجا می روی صبر کن

صبر کن عشق زمین گیر شود بعد برو

یا دل از دیدن تو سیر شود بعد برو

ای کبوتر به کجا قدر دگر صبر بکن

آسمان پای پرت پیر شود بعد برو

تو اگر گریه کنی بغض من نیز میشکند

خنده کن عشق نمک گیر شود بعد برو

یک نفر حسرت لبخند تو را میدارد

صبر کن گریه به زنجیر شود بعد برو

خواب دیدی شبی از راه سوارت آمد

باش

باش ای نازنین

باش ای مهربان

خواب تو تعبیر شود بعد برو

*********************************************************************************************************

 

اجازه هست خيال كنم تا آخرش مال مني

خيال كنم دل منو با رفتنت نمي شكني

اجازه هست خيال كنم بازم مياي مي بينمت

بااون چشماي مهربون دوباره چشمك ميزني

طپش طپش باچشمكت غزل بگم براي تو

بااتكا به عشق تو تو زندگي برم جلو

***********************************************************************************************************

شيشه اي مي شکند… يک نفر مي پرسد…چرا شيشه شکست؟ مادر مي گويد…شايد اين رفع بلاست. يک نفر زمزمه کرد…باد سرد وحشي مثل يک کودک شيطان آمد. شيشه ي پنجره را زود شکست. کاش امشب که دلم مثل آن شيشه ي مغرور شکست، عابري خنده کنان مي آمد… تکه اي از آن را برمي داشت مرهمي بر دل تنگم مي شد… اما امشب ديدم… هيچ کس هيچ نگفت غصه ام را نشنيد… از خودم مي پرسم آيا ارزش قلب من از شيشه ي پنجره هم کمتر است؟ دل من سخت شکست اما، هيچ کس هيچ نگفت و نپرسيد چرا ؟

****************************************************************************************************************

سخن ناب

 

I am thankful for the husband who snoser all night, because that means he is healthy and alive at home asleep with me

خداراشكر كه تمام شب صداي خرخر شوهرم را مي شنوم اين يعني او زنده و سالم در كنار من خوابيده است

—————————-

I am thankful for the alarm that goes off in the early morning house, because it means that I am alive

.خدا را شكر كه هر روز صبح بايد با زنگ ساعت بيدار شوم. اين يعني من هنوز زنده ام

—————————–

I am thankful for being sick once in a while , because it reminds me that I am healthy most of the time

.خدا را شكر كه گاهي اوقات بيمار مي شوم . اين يعني بياد آورم كه اغلب اوقات سالم هستم

 

—————————–

I am thankful for the becoming broke on shopping for new year , because it means I have beloved ones to buy gifts for

خدا را شكر كه خريد هداياي سال نو جيبم را خالي مي كند. اين يعني عزيزاني دارم كه مي توانم برايشان هديه بخرم

شعر کودکی

كودكيهايم اتاقي ساده بود

قصه اي دور اجاقي ساده بود

شب كه مي شد نقشها جان مي گرفت

روي سقف ما كه طاقي ساده بود

 

مي شدم پروانه خوابم مي پريد

خوابهايم اتفاقي ساده بود

زندگي دستي پر از پوچي نبود

 

بازي ما جفت و طاقي ساده بود

قهر مي كردم به شوق آشتي

عشقهايم اشتياقي ساده بود

ساده بودن عادتي مشكل نبود

سختي نان بود و باقي ساده بود

قيصر امين پور

خسته ام از این کویر

خسته ام از این کویر، این کویر کور و پیر

این هبوط بی دلیل،این سقوط ناگزیر

آسمانِ بی هدف، بادهای بی طرف

ابرهای سر به راه، بیدهای سر به زیر!

ای نظارۀ شگفت، ای نگاه ناگهان!

ای هماره در نظر، ای هنوز بی نظیر!

آیه آیه ات صریح، سوره سوره ات فصیح

مثل خطی از هبوط، مثل سطری از کویر

مثل شعر ناگهان، مثل گریه بی امان

مثل لحظه های وحی، اجتناب ناپذیر

ای مسافر غریب، در دیار خویشتن!

با تو آشنا شدم، با تو در همین مسیر

از کویر سوت و کور، تا مرا صدا زدی!

دیدمت ولی چه دور! دیدمت ولی چه دیر

این تویی در آن طرف، پشت میله ها رها

این منم در این طرف، پشت میله ها اسیر

دست خستۀ مرا، مثل کودکی بگیر!

با خودت مرا ببر، خسته ام از این کویر

از قیصر امین پور

شخصیت شناسی

زیگموند فروید

فروید یکی از بارزترین شخصیت های علمی قرن بیستم است. او در 6 ماه مه 1856 به دنیا آمد و در در 23 سپتامبر 1939 از دنیا رفت. او اطریشی بود و از بنیانگذاران دانشکده روانپزشکی. بیشترین شهرت فروید مربوط به کار های او در زمینه روان شناسی تمایلات جنسی، رویا ها و ضمیر نا خود آگاه است. او به عنوان پدر علم روان تحلیل گری شناخته می شود.

این یک تست وانشناسی است که توسط زیگموند فروید طراحی شده.

فرض کنید که در خانه هستید و پنج اتفاق زیر همزمان پیش میاد.

1- تلفن زنگ میزنه
2- بچه تان گریه میکنه.
3-یکی داره در خونه رو می زنه و صداتون میکنه.
4- لباس ها را بیرون روی طناب پین کرده اید و بارون میگیره .
5- شیر آب رو در آشپز خانه باز گذاشتید و آب داره سر ریز میشه.
خب حالا با این وضعیت شما به ترتیب کدوم کار ها رو انجام میدید، یعنی از شماره ی 1 تا 5 رو با چه اولویتی انجام میدید؟
اولویت های خودتونو تعیین کنید و برای تحلیلش پایین صفحه رو ببینید.

00

000

0000

00000

000000

000000

هر یک از 5 مورد بالا نشون دهنده یکی از جنبه های زندگی شماست.1- زنگ تلفن، نشونه شغل و کار شماست.

2- گریه بچه، نشون دهنده خانواده است.

3- زنگ در خونه ، نشون دهنده دوستان شماست.

4- لباس ها، نشون دهنده پول هستن.

5- سر رفتن آب، نشون دهنده میل جنسی  هستش.

ترتیب انتخاب های شما نشون دهنده اولویت های ذهن شما در زندگیه.

 

 

 

 

 

 

 

شخصیت شناسی

از میان خورشید ، ماه ، دریا و درخت به ترتیب کدام را بیشتر دوست دارید؟
پاسخ را همین پایین ملاحظه کنید.
.
.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.
.
.
.
.
.************************************************************************************************************
پاسخ تست:
برای تعبیر این تست گفته شده است . خورشید نماد پدر است ، ماه نماد مادر ، دریا به معنی همسر است و درخت به معنی فرزند.

 

 

 

 

 

 

 

شخصیت شناسی

به سوالات زیر با دقت و صادقانه پاسخ بدهید و در پایان تعبیر پاسخ هایتان را مشاهده بفرمائید

 

سوال ها:
۱. دریا را با کدام یک از ویژگی های زیر تشریح می کنید؟

آبی تیره، شفاف، سبز، گل‌آلود

۲. کدام یک از اشکال زیر را دوست دارید؟

دایره، مربع یا مثلث

۳. فرض کنید در راهرویی راه می‌روید. دو در را می‌بینید. یکی در 5 قدمی سمت چپ‌تان و دیگری در انتهای راهرو. هر دو در باز هستند. کلیدی روی زمین درست جلوی شما افتاده است. آیا آن را بر می‌دارید؟

۴. رنگهای روبرو را به ترتیب اولویتی که برایتان دارند بگویید.

قرمز، آبی، سبز، سیاه و سفید

۵. دوست دارید در کدام قسمت کوه باشید؟

۶. در ذهنتان اسب چه رنگی است؟

قهوه‌ای، سیاه یا سفید

۷. توفانی در راه است. کدامیک را انتخاب می‌کنید:

یک اسب یا یک خانه؟
0

0

0

0

0

0

0

*

*

*

*

*

*

*

*

*

*

*

*

*

*

**************************************************************************************************

پاسخ ها:
1. آبی تیره: شخصیت پیچیده

سبز: آسان گیر و بی‌خیال

شفاف: به سادگی قابل درک

گل‌آلود: آشفته و سردرگم

2. دایره: سعی می‌کنید طوری رفتار کنید که خوشایند همه باشد.

مربع: خودرأی و خودمحور

مثلث: یک دنده و لجباز (اندازه اشکال با خودخواهی و منیت شما ارتباط مستقیم دارد. )

3. بله: شما آدم فرصت‌طلبی هستید.

نه: آدم فرصت‌طلبی نیستید.

4. این سوال، اولویتهای شما در زندگی را مشخص می‌کند.

آبی: دوستان/ روابط

سبز: شغل و حرفه

قرمز: شهوت و دلبستگی

سیاه: مرگ

سفید: ازدواج

5. میزان ارتفاعی که انتخاب می‌کنید رابطه مستقیم با میزان جاه‌طلبی شما دارد.

6. قهوه‌ای: فروتن و خاکی

سیاه: غیرقابل پیش‌بینی، سرکش، هیجان‌انگیز

سفید: برتر، مغرور، تاثیرگذار

7. این سوال، اولویتهای شما به هنگام مشکلات را تعیین می‌کند.

اسب: همسر

خانه: فرزندان

 

 

 

 

 

 

 

خانواده یعنی ….

 

 

 

 

I ran into a stranger as he passed by

با مردي كه در حال عبور بود برخورد كردم

“Oh excuse me please” was my reply.
معذرت ميخوام

He said, “Please excuse me too;
من هم معذرت ميخوام

I wasn’t watching for you.”
دقت نكردم

We were very polite, this stranger and I.
ما خيلي مؤدب بوديم ، من و اين غريبه

We went on our way saying good-bye.
خداحافظي كرديم و به راهمان ادامه داديم

But at home a difference is told,
اما در خانه چيزي متفاوت گفته ميشه

How we treat our loved ones, young and old
با آنهايي كه دوست داريم چطور رفتار ميكنيم

Later that day, cooking the evening meal,
كمي بعد آنروز، در حال پختن شام

My son stood beside me very still.
پسرم خيلي آرام كنارم ايستاد

As I turned, I nearly knocked him down.
همينكه برگشتم به او خوردم و تقريبا” انداختمش

“Move out of the way,” I said with a frown.
” با اخم گفتم اه!! از سر راهم برو كنار”

He walked away, his little heart broken.
قلب كوچكش شكست و رفت

I didn’t realize how harshly I’d spoken.
نفهميدم كه چقدر تند حرف زدم

While I lay awake in bed,
وقتي توي تختم بيدار بودم

God’s still small voice came to me and said,
صداي آرام خدا در درونم گفت

“While dealing with a stranger, common courtesy you use,
وقتي با يك غريبه برخورد ميكني ، آداب معمول را رعايت ميكني

But the children you love, you seem to abuse.
اما با بچه اي كه دوست داري بد رفتار ميكني

Go and look on the kitchen floor,
برو به كف آشپزخانه نگاه كن

You’ll find some flowers there by the door.
آنجا نزديك در، چند گل پيدا ميكني

Those are the flowers he brought for you.
آنها گلهايي هستند كه او برايت آورده است

He picked them himself: pink, yellow and blue.
خودش آنها را چيده: صورتي و زرد و آبي

He stood very quietly not to spoil the surprise,
آرام ايستاده بود كه سورپريز بكنه

And you never saw the tears that filled his little eyes.”
و هرگز اشكايي كه چشماي كوچيكشو پر كرده بود نديدي

By this time, I felt very small,
در اين لحظه احساس حقارت كردم

And now my tears began to fall.
واشكام سرازيرشدند

I quietly went and knelt by his bed;
آرام رفتم و كنار تختش زانو زدم

“Wake up, little one, wake up,” I said. “
بيدار شو كوچولو ، بيدار شو

Are these the flowers you picked for me

اينا گلهائين كه تو برام چيدي؟

He smiled, “I found ’em, out by the tree.
او خنديد— اونارو كنار درخت پيدا كردم

I picked ’em because they’re pretty like you.
ورشون داشتم چون مثل تو خوشگلن

I knew you’d like ’em, especially the bluehtmltag
ميدونستم دوستشون داري ، مخصوصا” آبيه رو

I said, “Son, I’m very sorry for the way I acted today
گفتم پسرم واقعا” متاسفم از رفتاري كه امروز داشتم

I shouldn’t have yelled at you that way.”
نميبايست اونطور سرت داد بكشم

He said, “Oh, Mom, that’s okay. I love you anyway.”
گفت :اشكالي نداره من به هر حال دوستت دارم مامان

I said, “Son, I love you too,
گفتم :من هم دوستت دارم پسرم

And I do like the flowers, especially the blue.”
و گلهارو هم دوست دارم ، مخصوصا” آبيه رو

Are you aware that if we died tomorrow, the company that we are working for
Would easily replace us in a matter of days.
But the family we left behind will feel the loss for the rest of their Lives.
And come to think of it, we pour ourselves more into work than to our own
Family an unwise investment indeed, don’t you think
So what is behind the story

What does the word FAMILY mean to us

آيا ميدانيد كه اگر فردا بميريد شركتي كه در آن كار ميكنيد به آساني در ظرف يك
روز براي شما جانشيني مي آورد. اما خانواده اي كه به جا ميگذاريد تا آخر عمر
احساس فقدان شما را خواهد كرد.
و به اين فكر كنيد كه ما خود را وقف كارميكنيم و نه خانواده مان .چه سرمايه
گذاري ناعاقلانه اي !! اينطور فكر نميكنيد؟!! پشت اين داستان چه پندي نهفته
است. كلمه ” خانواده ” يعني……

 

 

 

 

 

 

 

 

سخنان ناب

 

منتظر باش اما معطل نشو।

 

تحمل کن اما توقف نکن।

 

قاطع باش اما لجباز نباش।

 

صریح باش اما گستاخ نباش।

 

بگو اره اما نگو حتما।

 

بگو نه اما نگو ابدا.

ارزش یک سال را از دانش آموزی بپرس که در امتحانات آخر سال رد شده و قراراست یک سال دیگرکتابهای تکراری را ورق بزند.

 

– ارزش یک ماه را از مادری بپرس که طفل نارسش فقط یک ماه زودتربه دنیا آمده وحالا چکیده ۸ ماه آرزو های طلایی اش زیر چادر اکسیژن تلف شده است।

 

– ارزش یک هفته را از نویسنده هفته نامه ای بپرس که همه هفته گذشته سرش شلوغ بوده و در آغازهفته جدید باید گزارشش روی میز سر دبیر باشد।

 

 – ارزش یک ساعت را از دو چشم انتظاری بپرس که برای دیدن هم سر قرار لحظه شماری می کنند।

 

 – ارزش یک دقیقه را از مسافر جا مانده ای بپرس که یک دقیقه پیش قطارش بدون او راه افتاد।

 

 – ارزش یک ثانیه را از کسی بپرس که فقط یک ثانیه ترمزش دیر گرفت و حالا به جسدی کف خیابان خیره شده است।

 

 – ارزش یک صدم ثانیه را از دونده ای بپرس که در المپیک نقره گرفت।

 

 

هر دقیقه را مثل گنج ذخیره کن زمان برای کسی صبر نمی کند.

 

 

توی این دنیا قحطی خیلی چیزها فرا رسیده.

 

از جمله قحطی فرصت.ما توی این دوران چقدربه دیگران فرصت تصمیم گیری می دیم؟

 

 

چقدر فرصت اشتباه کردن می دیم؟ چقدر دیگران به ما فرصت اشتباه کردن میدن؟

 

 

تصمیم گرفتن توی همچین شرایطی خیلی سخته.

 

 

آدم وقتی می فهمه اجازه اشتباه کردن نداره و هر اشتباهی نابخشودنی خواهد بود

 

 

و همینطور زمان تصمیم گیری صحیح بسیار

 

 

اندکه بد جوری مستاصل میشه………..

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اشتباهات متداول در تناسب اندام

فکر می‌کنید تمام واقعیت‌ها را درباره تناسب اندام می‌دانید. ممکن است تعجب کنید که بفهمید بسیاری از آنها در صورتی که به نظر صحیح می‌رسند، درواقع اشتباه‌های متداول هستند.

افتادن در دام بسیار ساده است: یکی از همراهان ورزشی شما نکته‌ای درباره تمرینات بدنی می‌گوید و شما آن را برای چند نفر دیگر که می‌شناسید، بازگو می‌کنید. یک روز وقتی شما در باشگاه مشغول تمرین هستید، دوباره ‌آن را از دهان فرد دیگری می‌شنوید و مطمئن می‌شوید که قضیه صحت دارد.

اما متخصصان می‌گویند که در دنیای تناسب اندام، باورهای غلط بسیاری وجود دارد که ممکن است مانعی بر سر راه ورزش کردن باشند. بعضی از این باورها مضر نیستند اما خیلی‌های دیگر می‌توانند مضر باشند. آنها می‌توانند باعث شوند که تمرینات ورزشی خنثی شوند و به نتیجه‌ای که هدف کار است نرسند و یا حتی ممکن است به ایجاد بعضی از آسیب‌های ورزشی منجر شوند.

 

 

علت اینکه این باورها جان می‌گیرند، این است که عکس‌العمل بدن هر یک از ما نسبت به حرکات ورزشی تا حدودی متفاوت است. به همین دلیل کاری که برای یک نفر مناسب است، ممکن است برای نفر دیگر مناسب نباشد.

در این وضعیت گاهی شما مجبورید ورزش‌های مناسب برای خودتان را پیدا کنید؛ حرکاتی که به درد شرایط شما می‌خورد.

 

 

به گفته متخصصان، بعضی از این باورهای غلط درباره تناسب اندام باید کنار گذاشته شود. هر چه سریع‌تر این کار انجام شود، بهتر است.

برای پیدا کردن راه سالم‌تر، متناسب‌تر با سلامت و لذت‌بخش‌تر، بعضی از این باورها را با هم مرور می‌کنیم:

1- دویدن روی تردمیل در مقایسه با دویدن روی آسفالت یا پیاده‌روی، فشار کمتری بر زانو وارد می‌کند.

دویدن، یکی از حرکات ورزشی فوق‌العاده است اما ممکن است زانو را تحت فشار قرار دهد چون نیروی وزن بدن شما است که به مفاصل فشار وارد می‌کند و این نیرو ثابت است. فرقی نمی‌کند که شما روی تردمیل بدوید یا روی آسفالت و پیاده‌رو.

بهترین روش برای کاهش فشار بر زانو این است که شما ورزش‌های متنوعی انجام بدهید. اگر شما دویدن را با سایر فعالیت‌های ورزشی قلبی همراه کنید  می‌توانید فشار را روی زانو‌ها کم کنید و سال‌ها توانایی دویدن را حفظ کنید.

 

 

2- انجام دراز‌نشست یا کار با ماشین ورزش شکمی باعث می‌شود از شر چربی‌های شکم خلاص شوید.

ابزارهای دراز و نشست ممکن است به شما در تقویت عضلات قسمت میانی کمک کند و در مجموع ترکیب بهتری در اندام شما به وجود آورد. برای اینکه بتوانید عضلات شکم خود را ببینید، باید حرکاتی را انجام دهید که درصد چربی کل بدن را کاهش دهد. اگر شما موفق به انجام این کار نشوید، عضلات شکمی خود را نمی‌توانید ببینید.

اما آیا دراز و نشست و نرمش‌های شکمی می‌توانند شکم بزرگ شما را کوچک کنند. متخصصان می‌گویند خیر، شما نمی‌توانید فقط چربی قسمت‌هایی را که انتخاب می‌کنید، بسوزانید. بنابراین دراز و نشست فقط شما را به هدف کاهش وزن در آن ناحیه مورد نظر نمی‌رساند. شما برای سوزاندن چربی باید برنامه ورزشی شامل دو صورت نرمش‌های قلبی و تمرینات قدرتی را با هم ترکیب کنید. این ترکیب حرکات به کاهش چربی در تمام بدن کمک می‌کند که قسمت مورد نظر شما هم جزیی از این کل است.

 

 

3- ورزش‌های آیروبیک سوخت و ساز شما را چند ساعت پس از اتمام ورزش در سطح بالا نگه می‌دارد.

این عبارت تا حدودی درست است اما مقدار کالری مصرف شده احتمالا به آن میزانی که شما فکر می‌کنید، نیست.

متخصصان می‌گویند با اینکه سرعت سوخت و ساز شما پس از این حرکات تا حدودی افزایش می‌یابد اما این مقدار از نظر آماری واجد ارزش ویژه‌ای نیست. در حقیقت این نرمش‌ها تنها 20 کالری در روز بیش از مقدار معمول آن مصرف می‌کند.

با اینکه بعد از ورزش‌های قدرتی مقدار خیلی کمی سوخت و ساز بدن بالا می‌رود اما این مقدار هم قابل توجه نیست. بنابراین زیاده‌روی این مصرف کالری حساب نکنید.

 

 

4-ورزش یکی از فعالیت‌های عالی برای کاهش وزن است.

با اینکه ورزش برای افزایش ظرفیت تنفسی ریه‌ها، تونوسیته عضلات و حتی کمک به برطرف کردن فشارهای اضافی است اما واقعیت تعجب‌آور این است تا زمانی که شما در یک روز چند ساعت شنا نکنید، ممکن است به کاهش وزن شما کمک نکند.

چون حالت شناوری بدن شما را احاطه می‌کند، شما نمی‌توانید به همان شدتی فعالیت کنید که می‌گویند فعالیت در استخر آب گرم معادل دویدن است. به علاوه خیلی معمول است که شما زمانی که از آب بیرون می‌آیید، احساس گرسنگی زیادی ‌کنید. همین مساله ممکن است، باعث شود شما بیش از حد معمول بخورید. بنابراین حفظ رژیم غذایی برایتان سخت‌تر خواهد شد.

 

 

5- یوگا به بهبود تمام انواع دردهای پشت کمک می‌کند.

واقعیت این است که یوگا به کاهش دردهای ناحیه پشت کمک می‌کند اما این مورد شامل انواع این دردها نمی‌شود.

اگر دردهای شما مربوط به عضلات قسمت پشتی بدن باشد، کشش‌‌های یوگا و بعضی از حرکات آن می‌تواند کمک کننده باشد. همچنین یوگا در تقویت قوای ذهنی موثر است؛ عاملی که در بسیاری از افراد به رفع دردهای ناحیه پشت می‌کند. اگر درد ناحیه پشت مربوط به عوامل دیگر باشد (مشکلاتی مثل التهاب یا در رفتگی دیسک) یوگا نه تنها نمی‌تواند در کاهش درد موثر باشد بلکه در بعضی موارد حتی ممکن است به شما آسیب رسانده و باعث شود که دردها شدت هم پیدا کنند.

اگر شما به این دردها مبتلا هستید، برای انتخاب حرکات ورزشی حتما با پزشک خود مشورت کنید.

 

 

6- اگر حرکات ورزشی عرق شما را درنیاورد، شدت حرکات کافی نبوده است.

عرق کردن همیشه نشانه وارد شدن فشار نیست، بلکه روشی است که بدن برای خنک کردن خود استفاده می‌کند.

ممکن است شما مقدار قابل ملاحظه‌ای انرژی مصرف کنید بدون اینکه عرق کرده باشید. به طور مثال، پیاده‌روی با حرکات ساده کاهش وزن را امتحان کنید. 

 

 

7- هنگام ورزش زمانی که هنوز احساس می‌کنید حال شما خوب است، نشان می‌دهد که به اندازه کافی حرکات را انجام نداده‌اید.

یکی از بزرگ‌ترین اشتباهاتی که مردم در آغاز یا بازگشت به یک برنامه ورزشی دچار آن می‌شوند، این است که می‌خواهند به سرعت حداکثر شدتی را که می‌توانند در حرکات خود ایجاد کنند. علت آن این است که ما هنگام ورزش احساس می‌کنیم حالمان خوب است.

درواقع شما فقط یکی دو روز بعد احساس خواهید کرد که به حد افراط و بیش از توان خود ورزش کرده‌اید.

اینکه چقدر شما در حین انجام حرکات احساس راحتی و خوبی می‌کنید، مهم نیست. شما به هیچ عنوان نباید حجم فعالیت قبلی خود را دو برابر کنید. اگر در همان زمان مشکلی احساس نکنید، زمانی که مشکلات را احساس کنید ممکن است دوباره ورزش کردن را کنار بگذارید.

 

 

8-ماشین‌های ورزشی راه ایمن‌تری برای ورزش کردن هستند زیرا تمام مدت شما می‌توانید به روش درست با آن کار کنید.

با اینکه ممکن است یک ماشین ورزشی به طور خودکار بدن شما را در وضعیت درست قرار دهد و شما تمام حرکات را به درستی انجام دهید اما این اتفاق زمانی می‌افتد که ماشین برای وزن و قد شما به درستی تنظیم شده باشد.

در این مورد شما به یک مربی یا کسی که تشخیص بدهد کدام وضعیت ماشین متناسب با شرایط شماست، نیاز دارید. در غیر این صورت احتمال اینکه شما اشتباهاتی در شکل و انجام حرکت داشته باشید و نیز در معرض آسیب‌هایی قرار بگیرید که احتمال آنها هنگام انجام حرکات بدون هیچ وسیله‌ای یا با وسایلی که برای همه اوزان استفاده می‌شوند، وجود دارد.

 

 

9- اگر می‌خواهید به فواید حاصل از انجام حرکات ورزشی دست پیدا کنید، باید آن‌قدر ورزش کنید تا احساس درد داشته باشید.

از میان تمام شایعه‌های بالا، تمام متخصصان هم عقیده‌اند که اعتقاد «درد نداشتن مساوی بی‌فایده بودن» به صورت بالقوه مضرات زیادی را ایجاد می‌کند.

ممکن است شما یکی دو روز بعد از انجام حرکات، دچار کوفتگی باشید اما این مساله کاملا با احساس درد هنگام انجام حرکات متفاوت است. یک فعالیت برای تناسب اندام به هنگام انجام شدن نباید آزار دهنده باشد. در صورتی که شما هنگام اجرای حرکتی احساس درد می‌کنید یا حرکت را اشتباه انجام می‌دهید و یا اینکه آسیب‌دیدگی داشته‌اید، متخصصان حرکات ورزشی توام با درد را به هیچ‌وجه توصیه نمی‌کنند. آنها توصیه می‌کنند در چنین شرایطی اگر احساس درد داشتید، حرکت را متوقف کنید، کمی استراحت کنید و ببینید آیا درد برطرف می‌شود یا خیر. اگر برطرف نشد یا اینکه دوباره شروع شد یا اینکه با شروع حرکات، افزایش پیدا کرد حتما به پزشک مراجعه کنید.

 

 

 

 

 

دل نوشته

…..

سالی به سال پیش دوخته شد

سالی به سالهای عمرما نیز افزوده شد

به راستی که دستان مهربان بافنده سالهای عمرمان

چه مهربانانه مشغول بافتن این نقش و نگاره

رنگارنگیست ، که با برخورد میله های بافتنیش

سرود زندگی را نوید دهد

سرود یک لحظه نفس کشیدن 

 سرود یک لحظه خندیدن 

 سرود  یک لحظه گم شدن ، در اعماق وجود ، و سپس

پیدا شدن با شنیدن و لمس ، این موسیقیه زیبا در انتهای هستیه درون.

باری چه خوش می نوازد این روح

در کالبد وجود ، پنداری درویشیست ،

خود در سکوت 

که می گوید از عشق ، چه عاشقانه

می نوازدش ، چه عاشقانه ، عاشق است

عشق را خرجه ساز می کند

تنها ازسازش انتظار سخنیست ، دلربا و مستانه .

… حقا…

قدر تاره کهنه را استاد داند و شفای جسمه بیمارش

در دستانه اوست . سازیم پنداری در دستان خدا.

خوشا سازی که در دست استاد شروع به نواختن کند.

دستان مهربانش ، چه دلسوزانه می نوازد ،

                         نواختنش نوازش است .

                              

                                              ساز نیز قدر استاد بداند

که چون استاد شروع به نوازش کند ، دنیا به

احترام ، سر خم کند و به زانو در آید.

همانا این قدرتیست که استاد به سازش می دهد

صدایش ، احساسش پنداری از درون ساز فواره

می زند و دنیارا به حرکت وا می دارد ، که ای

نا امید ، ای خسته ، ای دلشکسته ، ای پریشان حال

ای گمشده در دنیای واقعی و خیال … برخیز

و حرکت آغاز کن . از پستی ها و بلندیها پند گیر.

همچون نتهای موسیقی 

گاهی در انتهای سکوت و گاهی به اوج خروش .

امسال سال توست / امسال سال ماست

برخیز و رقصیدن اغاز کن

برخیز، شادمان شو که استاد ، خود نیک می داند

نیازت نت جدیدیست که آن مهربان برایت از قبل فراهم کرده .

 بیا و در این سمفنیه زندگی ، سازی شو

به لطافت تار 

 

نرمیه کشیدنه آرشه برسیم های ویالون

 به استقامت دف 

 نگاه پیانو باش به انگشتان

دست استاد که رقصان ، می نوازد تا بینهایت .

شاید حتی یک مضراب ، کمکی باش برای نشان قدرت گیتار

 سازی باش بی همتا ، تشنه آغوش و دستان گرمو عاشقانه خدا .

عاشق باشو سبز ، که این سبزی از درد و ترکیدنه دانه ای آغاز شود

و به ثمر رسد .

 

 

دلم برای باغچه می سوزد

کسی به فکر گلها نیست کسی به فکر ماهی ها نیست کسی نمی خواهد باور کند که باغچه دارد

می میرد که قلب باغچه در زیر آفتاب ورم کرده استکه ذهن باغچه دارد آرام آرام

از خاطرات سبز تهی می شود

و حس باغچه انگار

چیزی مجردست که در انزوای باغچه پوسیده ست

حیاط خانه ما تنهاست….

حیاط خانه ما

در انتظار بارش یک ابر ناشناس

خمیازه  می کشد

وحوض خانه ما خالی ست

ستاره های کوچک بی تجربه

از ارتفاع درختان به خاک می افتند.

و از میان پنجره های پریده رنگ خانه ماهی ها

شب ها صدای سرفه می آید

حیاط خانه ما تنهاست.

…..

 

 

 

 

 

نگاه به دریا نگاه به خداست چون عشق ,عشق به خداست.
وای دریا سکوتت غوغا میکند


×××××××××××××××
هرگاه شاعری را یافتی که گفت دوبار عاشق شده ام بدان هرگز عاشق نشده خواستن همیشه عشق نیست

(نادر ابراهیمی)

××××××××××××××
هر که در این سرا در آید نانش دهید
واز ایمانش مپرسید
چه آنکس که به درگاه باربتعالی
بجان ارزد
البته بر خوان بوالحسن به نان ارزد
. (ابوالحسن خرقانی)


×××××××××××××××

باران مظهر پاکی و خلوص است .مظهر خدا


×××××××××××××××

هیچ کس را بزرگ مشمار تا شناخت او را کشف کنی

(حضرت علی (ع))


×××××××××××××××

عبادت به زیادی روزه و نماز نیست بلکه عبادت حقیقی زیاد اندیشیدن در کار خداست.

امام رضا (ع)


×××××××××××××××

عشق امری یکباره است و لذت بردن امری تکرار پذیر

(نادر ابراهیمی)


××××××××××××××

عشق یک چتر بارانی ست برای دو نفر زمانی که حتی

یک قطره باران هم نمی بارد
(نادر ابراهیمی)


×××××××××××××××
خداوند همه چيز مي‌شود همه كس را. به شرط اعتقاد؛

به شرط پاكي دل؛ به شرط طهارت روح

؛(ملاصدرا)از کتاب مردی در تبعید ابدی نوشته نادر ابراهیمی


*******************
می گویند عشق کور است چون نمی دانند
عشق چیست

به تو میگویم که تنها عشق است که بیناست

جز عشق،همه چیز کور است

(اوشو)

×××××××××××

هر که در این سرا در آید نانش دهید
واز ایمانش مپرسید
چه آنکس که به درگاه باربتعالی
بجان ارزد
البته بر خوان بوالحسن به نان ارزد
. (ابوالحسن خرقانی)

 

 

 

غریب آشنا

چشمهاي ساده ام خسته ي نگاهها         طاقتي که طاق شد در حضور آهها


يک اميد بي رمق دردلم نشسته است      خسته ميکند مرا امتــــــــــــداد راهها


اي صداي شعر من ! باورم نمي شود         درد پاي کهنه است سهم بي پناهها


قطره قطره اشک شد بغضهاي ساکتم        پس چرا نيامدي روز و ماه و سالها ؟


با تمام خستگي باز هم صدا زدم               جاي عشق را گرفت عاقبت گناهها


تا طلوع چشم تو پلک هم نمي زنم            گرچه خسته ميشوم در مسير راهها

 

 

 

 

 

 

 

دل نوشته

 

 

 

حتی اگر فقط

 

 

توی سی دقیقه می‌بازید. سی دقیقه که تو حالت خوب نیست و او حالش خوب است و دلش خواسته است برای تو تعریف کند که چرا خوب است اما تو حواست نیست، حواست به خودت نیست، به او که دوستش داری نیست، به دوستی‌تان نیست و پس‌اش می‌زنی، می‌زنی زیر همه چیز توی بی‌حواسی و تمام می‌شود، با همه‌ی زیبایی و سادگی و پاکی‌اش، با همه‌ی بی‌حاشیه بودنش، با همه‌ی آن همه که همدیگر را می‌فهمیدید، با همه‌ی آن همه خاطره‌ی خوب، این‌ها همه تمام می‌شوند، توی سی دقیقه، سی دقیقه‌ی بازنده، سی دقیقه که همه چیز را می‌بازید و برگشتن دیگر سخت می‌شود، سخت، اگر نگویم غیرممکن، اگر نگویم که خاطره‌ی آن سی دقیقه تا همیشه ته ذهنش می‌ماند، و ته ذهنش می‌ماند که این آدمی که من دلم خواسته بود برای او تعریف کنم که چرا خوب بودم آن شب، سرخوشی‌ام را ناخوش کرد با بی‌حواسی‌اش و هیچ حواسش نبود، هیچ دلش با من نبود، با حرف من نبود، حتا اگر فقط سی دقیقه، حتا اگر همان فردا صبح حواسش سر جایش آمده بود و عذرخواهی کرده بود، اما عذرخواهی چه دردی را دوا خواهد کرد وقتی آن سی دقیقه برای همیشه اتفاق افتاده است، سرانجام اتفاق افتاده است، سرانجام فروریخته‌اید و همه چیز تمام شده است توی سی دقیقه‌ی بازنده.

 

 

 

 

 

 

 

 

دل نوشته

 رسیدن

آدم‌ها تا یک روزی از زندگی‌شان شاید فقط زندگی را خیال می‌کنند، زندگی را واقعا زندگی نمی‌کنند. خیال می‌کنند که فردا که زندگی‌شان شروع شود همه‌ی آن‌چیزها که باید یاد گرفته باشند را یاد می‌گیرند و از بهترین دانشگاه‌های دنیا بالاترین مدرک‌ها را می‌گیرند و آن خانه‌ی رویایی توی آن خیابان رویایی را می‌خرند و آن ماشین محبوب‌شان را سوار می‌شوند و با معشوق رویایی‌شان بالاخره ازدواج می‌کنند و بچه‌های‌شان را که زیباترین اسم‌های دنیا را برای‌شان انتخاب کرده‌اند برای درس خواندن به بهترین مدرسه‌ی شهر می‌فرستند. حتا اگر خیال‌پردازتر باشند، می‌توانند وقتی که اختتامیه‌ی جشنواره‌ای را می‌بینند خیال کنند که روزی بهترین فیلم دنیا را می‌سازند و از بهترین جشنواره‌های دنیا بهترین جایزه‌ی جشنواره را می‌گیرند و موقع تحویل گرفتن جایزه‌شان، روی سن، آن را به آدمی تقدیم می‌کنند که روزگاری ترک‌شان کرده است و ثابت می‌کنند به او که در انتخابش اشتباه کرده است، همین‌طور که دارند با حلقه‌ی توی دست‌شان بازی می‌کنند تا به رخ او بکشند که دیگر برای پشیمانی دیر شده است. یا می‌توانند وقتی برنده‌های یک جایزه‌ی ادبی اعلام می‌شود خیال کنند که روزی بهترین مجموعه‌داستان دنیا را می‌نویسند که خط‌به‌خط داستان‌هایش را خواننده‌های‌شان دوست دارند از حفظ کنند یا پشت کارت‌پستال برای یار در سفرمانده‌شان بنویسند و چنان آن داستان‌ها خوبند که مجبورند وقت مصاحبه با منتقدهای ادبی و بعد از شنیدن تعریف‌های آن‌ها، کمی شکسته‌نفسی کنند و بگویند که ای بابا، این‌طورها هم نیست، این تازه اولین مجموعه‌داستان من است. و خب، خیال‌پردازی که انتها ندارد، حالا نوبت خیال کردن درباره‌ی رمانی است که روزگاری می‌نویسند و دنیا را تکان می‌دهد و تکان می‌دهد و تکان می‌دهد.

آدم‌ها اما از یک روزی به بعد دیگر نمی‌توانند زندگی را فقط خیال کنند، چون چشم باز می‌کنند و می‌بینند که زندگی چند وقتی است که واقعا شروع شده است، چون چشم باز می‌کنند و می‌بینند که دارند واقعا زندگی می‌کنند. واقعا چند وقتی است که هر روز باید روزی دوازده ساعت کار کنند و تازه باز پولی در نمی‌آورند. از کارشان لذت نمی‌برند، مثل کار کردن خر است برای خوردن یابویی که رییس‌شان است. درس‌شان را در یک دانشگاه متوسط تا یک‌جایی خوانده‌اند و با یک مدرک میانی رها کرده‌اند. از معشوق‌شان دور افتاده‌اند. شب که به سقف اجاره‌ای بالای سرشان می‌رسند آن‌قدر خسته‌اند که رمانی که کنار تخت‌خواب‌شان است چند صفحه بیشتر پیش نمی‌رود و چشم‌هایشان روی هم می‌آید. اضافه وزن پیدا کرده‌اند، صبح که از خواب بیدار می‌شوند هیچ حواس‌شان نیست که قیافه‌شان توی آینه هیچ شبیه آن آدم ایده‌آلی نیست که زمانی خیال می‌کردند در سی‌سالگی شبیه او می‌شوند، حواس‌شان نیست چون کمبود خواب دارند. حواس‌شان نیست چون فقط به این فکر می‌کنند که چطور می‌توانند سر وقت به سر کارشان برسند، چون اگر خیلی خوش‌شانس باشند فقط دنبال نقشه کشیدن برای ساعت نهار هستند که به معشوق‌شان تلفن بزنند و بگویند هنوز دوستش دارند، هنوز چند روزی بیشتر برای‌شان صبر کند، وام اداره دارد جور می‌شود، تعاونی اداره دارد به کارمندها زمین قسطی می‌دهد، تو فقط چند وقت دیگر صبر کن عزیزم، می‌دانم خسته شده‌ای از این وضع، خب، می‌بینی که، من دارم همه‌ی تلاشم را می‌کنم، بابام بازاری بوده یا مادرم دختر بازاری، شارژ موبایلم دارد تمام می‌شود، تمام هم نشود صدا قطع و وصل می‌شود، فقط زود بگو که دیگر چه کار می‌توانم بکنم، زود بگو تا قطع نشده. بیپ، بیپ.

آدم‌ها، بی‌معجزه‌مانده‌های معمولی‌شان، تا وقتی که کودک هستند، یا دست بالا تا وقتی که هنوز جوانی‌شان تمام نشده است، زندگی نمی‌کنند، زندگی را فقط خیال می‌کنند. بزرگ‌سالی که شروع شد، همه چیز تمام شده است، فرصت خیال‌کردن تمام شده است. کافی است به نزدیکی‌های میان‌سالگی برسند، همین میان‌سالگی که دیگر سن و سال‌شان عدد ندارد، همین میان‌سالگی که همیشه همین نزدیکی‌هاست و فقط حواس‌شان نیست، فقط خیال می‌کنند که هیچ‌وقت نمی‌رسد، نمی‌رسد، نمی‌رسد.

 

گزیده های طلایی

 

 

 

 

برای اینکه بدانید چه در سر دارید به احساسات خود نگاه کنید . احساسات شما بیانگر فکرهای شما هستد .

 

با داشتن فکرهای خوب .ممکن نیست حال بدی داشته باشیم .

 

هر چه می خواهید مجسم کنید. نگویید : (نمی توانم صاحب این باشم ). فکر خودتان را عوض کنید .

هرچه بخواهید جهان از بخشیدن آن به شما ناتوان نیست .

 

به صحرا شدم عشق باریده بود و زمین تر شده بود. چنان که پای به گل فرو شود .به عشق فرو

می شد

 

دل چون نهالی است . چون به هر جای نظر کنی گویی نهالی را ساعتی ده بار به هر جای

می نشانی . پس چنین درخت نگیرد .

 

در انتهای سکوت بر زمین تنها نکته ی مهم این است . چقدر عشق ورزیدی؟ و چگونه ورزیدی؟

 

 

 

 

 

 

جملات طلایی

از اینکه در کنارم هستی بسیار شادم . بودنت به من کمک می کند که دریابم دنیا چقدر زیباست .     (گوته)

 

 

 

مرد خسیس . گرانتر  می پردازد.           (تااونه کینگ )

 

 

 

گاهی آدمها به آن میزان به هم نزدیک می شوند که دیگر یکدیگر را نمی بینند ! شاید دوری بتواند

دوباره موجب شناخت درست تر آنها از یکدیگر گردد.      ( ارد بزرگ )

 

 

با همسر خود نیز مثل یک کتاب رفتار کنید . فصل های خسته کننده آن را هرگز نخوانید .   

       ( سونی اسمارت)

 

 

به کسی عشق بورز که لایق عشق تو باشد نه تشنه عشق …. چون تشنه عشق روزی سیراب

می شود.   ( ویکتور هوگو)

 

 

زنان با این آرزو با مردان ازدواج می کنند که مردان تغییر کنند … مردان با این آرزو با زنان ازدواج می کنند

که زنان تغییر نکنند .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جملات طلایی

دوست داشتن کسی که لایق دوست داشتن نیست اسراف محبت است .          ( دکتر شریعتی)

راز خوشبختی  این است که بدانید دیگران دلیل خوشبختی شما هستند .        (آندره مورا)

زندگی دو نیمه است : نیمه اول در انتظار نیمه دوم در حسرت نیمه اول.     ( اسپنسر جانسون)

عشق  تنها چیزی است که هر چه بیشتر ببخشید بیشتر می شود     .          (ویکتور هوگو )

مرد بزرگ به خود سخت می گیرد و مرد کوچک به دیگران.                  (کنفوسیوس)

راز شاد زیستن در دوست داشتن است .                                          (جی دونالد والترز)

ساده ترین درس زنگی این است : هرگز کسی را میازار.                    (ژان ژاک روسو)

کسی که کوه رااز میان برداشت کسی بود که شروع به برداشتن  سنگ ریزه ها کرد.     (مثل چینی)

تا هنگامی که زنده هستی یاد بگیر که چگونه زندگی کنی.               ( سنگا )

برای راه یافتن به دل هر کس باید از چیزی سخن گفت که نزد او عزیزتر است .     ( دیل کارنگی)

زیاد زیستن کما بیش آرزوی همه است  اما خوب زیستن آرمان گروه معدود .         (ج. هیوز)

به جای اینکه اینکه سعی کنید مرد موفقیت باشید سعی کنید مرد ارزشها باشید.       (آلبرت انیشتن)

خوشبختی میان خانه ی شماست بیهوده آن را در میان باغ دیگران می جویید .       (مارک اورل)

این زیبایی نیست که آفریننده عشق است  بلکه عشق است که آفریننده زیبایی است .     (تولستوی)

کلمه نه در زبان یک زن به معنی پاسخ منفی نیست .       ( سر فلیپ سیدنی)

با مصلحت دیگران ازدواج کردن در جهنم زیستن است.           (آرتور شو پنهاور)

به سه چیز تکیه نکن. غرور. دروغ و عشق . آدم با غرور می بازد و با عشق می میرد.      ( دکتر شریعتی )

مهم این نیست که در کجای این جهان ایستاده ایم . مهم این است که در چه راستایی گام برمی داریم.   ( هولمز)

زندگی به چیزی نمی ارزد . اما ارزش هیچ چیزی به اندازه زندگی نیست .     ( مالرو)

عشق شادی خوبان . شگفتی خردمندان و اعجاز خدایان است .     ( افلاطون)

عاقل کسی است که کم بگوید و زیاد بشنود .       ( سقراط)

اگر شیوه ی نگریستن خود را به زندگی دگرگون کنید زندگی تان دگرگون می شود.     ( گای فینلی)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پیلاتس

پیلاتس یا پیلاتز یا پیلاتیس (به انگلیسی: Pilates)، نوعی سیستم آمادگی جسمانی است که در اوایل قرن بیستم توسط یوزف پیلاتس ابداع شد و در آلمان، بریتانیا و ایالات متحده آمریکا مورد توجه قرار گرفت. در سال ۲۰۰۵ میلادی، ۱۱،۰۰۰،۰۰۰ نفر در سرتاسر ایالات متحده به طور منظم به اتجام تمرینات مخصوص این رشته مشغول بودند و ۱۴،۰۰۰ نفر مدرس پیلاتس در این کشور وجود داشتند.

نام پیلاتس به افتخار یوزف پیلاتس بر دانش کنترل بدن یا کنترولوژی اطلاق گردید، زیرا او به عنوان مبدع این روش معتقد بود که با کنترولوژی می‌توان از ذهن برای کنترل عضلات بدن بهره برد. سیستم ورزشی پیلاتس که در سال ۱۹۲۰ توسط یوزف پیلاتس پایه گذاری گردید، متشکل از ورزش هایی است که تمرکز روی پیشرفت انعطاف و قدرت در تمام اندام های بدن دارند، بدون اینکه عضلات را حجیم کند یا آنها را از بین ببرد. این روش تمرینی از حرکات کنترل شده‌ای تشکیل شده که بین بدن و مغز هارمونی فیزیکی ایجاد کرده و توانایی بدن افراد را در هر سن بالا می‌برد. روش پیلاتس در مجموع به دنبال افزایش قدرت، انعطاف پذیری و کنترل بدن است.

index.jpg2

پیلاتس به مجموعه‌ای از تمرینات ورزشی تخصصی اطلاق می‌شود که بر بدن و ذهن فرد تاثیر گذاشته و ضمن بالا بردن قدرت واستقامت تمام اعضای بدن، عمقی ترین عضلات بدن را مورد هدف قرار می‌دهد.

تمرینات پیلاتس عبارت از تلاش برای تمرکز فکر و درایت فرد برروی عضلات بدن و چگونگی و عملکرد آنهاست. به مرور زمان و با اجرای مکرر حرکات، ذهن انسان بدن را بهتر درک می‌کند و آن را توانمندتر و متعادل تر می‌سازد. همچنین حرکات پیلاتس عضلات و مفاصلی را مورد هدف قرار می‌دهد که در فعالیت های روزانه درگیر هستند، مانند: نشستن، راه رفتن، حمل کردن بار، خم وراست شدن. با تمرینات ورزشی پیلاتس طرز صحیح انجام حرکات روزانه در بدن ثبت می‌شود. پیلاتس حرکات ورزشی را به شکلی آموزش می‌دهد که مانع بروز صدمات ورزشی گردد.

کنترولوژی به ایجاد هارمونی یا هماهنگی کامل بین جسم، ذهن و روح انسان اطلاق شده‌است. علم کنترولوژی به فرد می‌آموزد که با مغز و اراده خویش، اختیار کامل جسم را در دست بگیرد؛ بدین ترتیب که عضلات بدن فرد از اراده او فرمان ببرند.

افراد ابتدا ازطریق کنترولوژی به شیوه هدفمند، کنترل کامل جسم خود را در دست می‌گیرند و سپس از راه تکرار کامل حرکات آن به شیوه تدریجی ولی پیشرفت کننده به یک نوع هماهنگی طبیعی دست پیدا می‌کنند. کنترولوژی باعث پرورش هماهنگ اجزای بدن می‌شود، حالت ها و حرکات نادرست بدن را اصلاح می‌کند، نیروی حیات را به بدن بازمی‌گرداند و توان ذهنی را افزایش می‌دهد.

پیلاتس نخستین بار توسط یوزف پیلاتس، که متولد سال ۱۸۸۰ در آلمان بود، طراحی شد. وی در طول نیمه اول قرن بیستم، نسبت به گسترش و توسعهٔ مجموعه‌ای از تمرینات خاص، که به منظور تقویت بدن و ذهن انسان در نظر گرفته شده بودند، اقدام نمود. یوزف پیلاتس معتقد بود که سلامت جسمی و روانی ارتباط درونی تنگاتنگی با یکدیگر دارند.

او در دوران جوانی خویش با بسیاری از شیوه‌ها و روش‌های تمرین فیزیکی و نرمش بدنی که در آلمان آن روزگار قابل دسترسی بودند، آشنایی پیدا کرده بود، و آن را از این زمینه این بود که او کار خود را توسعه داده‌است که ارتباط روشن با فرهنگ‌های فیزیکی در اواخر قرن نوزدهم مانند استفاده از به خصوص اختراع دستگاه و ادعا می‌کنند که ورزش می‌تواند بیماری را درمان کند. این شیوه همچنین با روش های سنتی همچون «ورزش‌ها و تمرینات اصلاحگر» و یا «ژیمناستیک طبی» که توسط پهر هنریک لینگ مورد توجه قرار گرفته بودند، در ارتباط بود.

index.jpg19

پیلاتس روشی از تمرینات ورزشی بود که در سال ۱۹۲۰ توسط یوزف پیلاتس به وجود آمد در اصل جزء برنامه‌های آمادگی جسمانی زندانیان جنگ بود و بعد‌ها به عنوان یکی از وسایل رسیدن به بالاترین سطح زیبایی اندام تبدیل شد. نام این ورزش در ابتدا توسط یوزف پیلاتس علم کنترل بدن نام گذاری شده بود که پس از مرگ وی بدلیل احترام و حفظ یاد و خاطره او توسط بازماندگانش به نام پیلاتس متداول شد.

این روش پس از مرگ یوزف پیلاتس نیز توسط گروه کوچک طرفداران وی زنده نگه داشته شد و رفته رفته علوم تازه نیز به قوانین مورد توجه پیلاتس پی برد. این ورزش ناشناخته به تدریج تبدیل به یک روش تکمیلی ورزشی به شکل همگانی و حتی خانگی شده‌است.

پیلاتس بر مبنای شش اصل: تمرکز، کنترل، تحرک، ایجاد نیروی دفاعی، دقت و تنفس (هواگیری)، بنا شده‌است. این ۶ اصل مهم پیلاتس برای کیفیت عملکرد و نتیجه موفقیت آمیز این ورزش عناصر حیاتی هستند. ورزش پیلاتس همیشه تمامی تکیه خود را بر روی کیفیت گذاشته نه کمیت. برعکس سیستم‌های ورزشی دیگر که شامل تکرار بیش از حد هر حرکت ورزشی است، در پیلاتس انجام هرکدام از حرکات به طور کامل و با دقت صورت می‌گیرد و این امر باعث می‌شود که ورزشکار در کوتاه ترین زمان ممکن به نتایج دلخواه دست یابد.

پیلاتس درواقع یک روش منحصر به فرد ورزشی است که در آن، قوای بدنی و پایداری ستون فقرات، تا زمانی که ۶ اصل اولیه آن رعایت شود، حفظ می‌گردد. وزنه برداری به طور مثال می‌تواند توجه زیادی روی بازوها یا قوای پا‌ها نشان دهد. بدون توجه به این موضوع که این قسمت‌ها در ارتباط با سایر بخش‌های بدن هستند. حتی دویدن یا شنا کردن نیز روی پا‌ها و بازو‌ها و کمی به نرمی روی اعصاب کار می‌کند. در نهایت کسانی در ورزش کردن موفق می‌شوند که بتوانند هسته ماهیچه‌هاشان را به کار بیندازند اما در پیلاتس این دستیابی به کل در آن جا داده شده و از ابتدا یاد گرفته می‌شود.

index.jpg66

انسان ها تقریبا در دوران کودکی از نعمت رشد طبیعی و متعارف جسمانی برخوردارند اما با شروع دوران بلوغ، جسم افت کرده و شانه‌ها خمیده می‌شوند، عضلات شل و آویزان شده و نیروی حیاتی بشدت رو به تحلیل می‌رود. این قضیه امری فراگیر و طبیعی است و گفته می‌شود انجام حرکات ورزشی کنترولوژی و رعایت دستورالعمل های آن پرورش جسمانی را به ایده آل نزدیک می‌کند.

کسانی که کنترولوژی را برای اولین بار تجربه می‌کنند احساس می‌کنند سرحال آمده و بعداز سال ها ذهن آنان از خواب بیدار شده‌است. گفته می‌شود که کنترولوژی باعث پرورش هماهنگ اجزای بدن شده و حالت ها و حرکات نادرست بدن را اصلاح می‌کند. این روش همچنین نیروی حیات را به بدن بازمی‌گرداند و توان ذهنی را افزایش می‌دهد. در عین حال ادعا شده‌است که ورزش پیلاتس دارای فواید ذیل می‌باشد:index.jpg3

– بالا بردن و تقویت سیستم ایمنی بدن

– بالا بردن تمامی قوای بدن در جهت اینکه فکر و ذهن را از افکار منفی آزاد سازد. برخلاف یوگا بدن در حال حرکت است.

– کاهش دهنده دردهای مهره‌ای و کمر

– ایجاد کشیدگی در ظاهر اندام

– به وجود آورنده شکل ظاهری بهتر اندام

– شکم صاف و کمر باریک

– پیشرفت انعطاف و تعادل

– افزایش قابلیت تحرک مفاصل

– حجیم کردن فضای ریه و بالا بردن قابلیت تنفس

– تقویت سیستم قلبی-عروقی

– بالا بردن دامنه حرکتی مفاصل و عضلات

– از بین بردن درصد احتمالی جراحات و آسیب پذیری

index.jpg65

علاوه بر این کسانی که ورزش پیلاتس را انجام می‌دهند خواب بهتر، عصبانیت کمتر، استرس و خستگی کمتر خواهند داشت.

ازآنجاکه این روش تمرینی در وضعیت های ایستاده نشسته و خوابیده بدون طی مسافت و پرش و جهش انجام می‌گیرد آسیب های ناشی از صدمات مفصلی را کاهش می‌دهد، زیرا حرکات ورزشی در دامنه‌های حرکتی در سه وضعیت فوق با اجرای تنفس‌های عمیق و انقباض های عضلانی انجام می‌گیرد.
با شروع پیلاتس می‌توان قدم به قدم تغییر ظاهر، اجرای صحیح حرکات، بدن جدید و بهتر، متوازن، صاف و کشیده، بلندتر، باریک تر و انعطاف پذیرتر با یک قدرت پنهانی ساخت.

index.jpg61

هدف پیلاتس از تقویت قوای بدنی کسب و حفظ بدنی سالم و ذهنی سالم برای اجرای خوب کارهای روزانه و دیگر فعالیت های بدنی است.

 

 

 

 

 

 

 

شعر .شعر.شعر…

چشمهاي ساده ام خسته ي نگاهها         طاقتي که طاق شد در حضور آهها
يک اميد بي رمق دردلم نشسته است      خسته ميکند مرا امتــــــــــــداد راهها
اي صداي شعر من ! باورم نمي شود         درد پاي کهنه است سهم بي پناهها
قطره قطره اشک شد بغضهاي ساکتم        پس چرا نيامدي روز و ماه و سالها ؟
با تمام خستگي باز هم صدا زدم               جاي عشق را گرفت عاقبت گناهها
تا طلوع چشم تو پلک هم نمي زنم            گرچه خسته ميشوم در مسير راهها

******************************************

کوچه‌ها منتظر بانگ قدم‌هاي تو اند
تو از اين برف فرو آمده دلگير مشو
تو از اين وادي سرمازده نوميد مباش
دي زماني دارد
و زمستان اجلش نزديک است
من صداي نفس باغچه را مي‌شنوم
و صداي قدم گل را در يک قدمي
و صداي گذر گرده گل را در بستر باد
و صداي سفر و هجرت دريا را در هودج ابر
و صداي شعف فاخته را در باران
و صداي اثر باران را بر قوس و قزح
و صداهايي نمناک و مرموز و سبز
عجب آواز خوشي در راه است

***************************************

دلم گرفته از اين انتظــــــــــار يلدايي            دقايقم همه غرق”چه وقت مي‌آيي؟”
نوشته ‌اند “صدايش کنيد مي‌شنود”             صـــــدات مي‌زنم آخر کجاي دنيايي؟
بگو چه وقت مي‌آيي؟ببين که دلهامان           دگر‌ قبول ندارد هنـــــــــــوز و امايي
شنيده‌ام نمي‌آيد “بهار” با “يک” گل            بهار من،گل نرگس! تويي که مي‌آيي
وبازنقطه سرخط، نريزاشک اي چشم!          تمام مي‌شود اين انتظار يلدايي…..

******************************************

به سرسبزي خويش کاجي نديدم        به سر گرچه جز برف تاجي نديدم
تو از من ” تمام ”  دلم را گرفتي          از اين بيش باج و خراجي نديدم
قسم ميخورم راستش را بخواهي        به بالاي تو سرو و کاجي نديدم
بجز عشق، دردي که درمان ندارد         بجز عشق راه علاجي نديدم
مرا قصر تنهايي و بي کسي بس          از اين امن تر برج عاجي نديدم
که جز سکه هاي سياه دورويي           به بازار ” ياران ”  رواجي نديدم
به يک سکه ي قلب، دل ميفروشند       مناسب تر از اين حراجي نديدم
تو را با تپش هاي قلبم سرودم            به اين واژه ها احتياجي نديدم
قيصر امين پور

*************************************************

من از هجوم وحشي ديوار خسته ام         از سرفه هاي چرکي سيگار خسته ام
ديگر دلم براي تو هم پر نمي زند              از آن نگاه رذل و طمع دار خسته ام
اشعار من محلل بحـــــران کوچه نيست     زين کرکسان ِ لاشه به منقار خسته ام
از بس چريده ام به ولع در کتاب ها           از ديدن حضور علفزار خسته ام
چيزي مرا به قسمت بودن نمي برد          از واژه ي دو وجهي تکرار خسته ام
ازقصه هاي گرم و نفسهاي سرد شب     از درس و بحث خفته در اشعار خسته ام
هرگوشه از اتاق،بهشتي‏ست بي نظير     از ازدحام آدم و آزار خسته ام
اينک زمان دفن زمين در هراس توست       از دستهاي بي حس و بيکار خسته ام
از راز دکمه هاي مسلط به عصر خون        از اينهمه شواهد و انکار خسته ام
قصد اقامتي ابدي دارد اين غروب             از شهر بي طلوع تبهکار خسته ام
من در رکاب مرگ به آغاز مي روم            از اين چرنديات پرآزار خسته ام
من بي رمق ترين نفس اين حوالي ام       از بودن مکرر بر دار خسته ام
من با عبور ثانيه ها خرد مي شوم           از حمل اين جنازه هوشيار خسته ام


“ا.فولادوند”

*******************************************************

چه سخت مي گذرد لحظه هاي ويراني        هجوم   فاجعه و  درد هاي پنهاني
بمان براي من اي آفتاب روشن عشق          تو  پاک مثل  غزل  ها ي عرفاني
از اين غروب غريبانه سخت دلتنگم            تو از  نگاه  من خسته  درد  ميخواني
غروب فصل قشنگي براي بيتابي است          نگوکه خسته اي ازلحظه هاي عرفاني
من آن هميشه دردم که بي تو ميميرم           تو   يادگار  من از سرزمين باراني

……………………………………………………………………………………………………
هزار  خواهش و آيا          هزار پرسش و اما
هزار چون و هزاران چراي بي زيرا
هزار بود و نبود               هزار شايد و بايد
هزار باد و مباد
هزار کار نکرده                هزار کاش و اگر
هزار بار نبرده                 هزار بوک و مگر
هزار  حرف نگفته            هزار راه نرفته
هزار بار هميشه             هزار بار هنوز ….
مگر تو اي همه هرگز!      مگر تو اي همه هيچ!
مگر تو نقطه پايان            بر اين هزار خط ناتمام بگذاري!
مگر تو اي دم آخر
در اين ميانه تو
سنگ تمام بگذاري!
زنده ياد قيصر شعر ايران

***************************************************************

آغاز عشق و کوچ نگاه تو بد نبود                          آن روزها هنوز  تظاهر   بلد   نبود
آن روزها   تلفظ پرواز ساده بود                      آبي
  اسير واهمهء جزر  و مد   نبود
هر قصه کوچه باغ رسيدن بخواب سبز             افسانه هاي عشق پر از ديو ودد نبود
با نام عشق از دل آيينه رد شديم                   يادش به خير آيينه   آن روز سد نبود
سنگ ترا به سينه زدو خويش را تو خواند           مردي
 که  نقش سينه او دست رد نبود
افسوس!سقف عشق زمانيکه ميشکست          در
 زير  اين خرابه بجز  يک جسد نبود
(از اکبر گودرزي)

******************************************************************

هرچه کردم نشدم از تو جدا ، بدتر شد
گفته بودم بزنم قيد تو را ، بدتر شد
مثلا خواستم اين بار موقر باشم
و به جاي “تو” بگويم که “شما”، بدتر شد
آسمان وقت قرار من و تو ابري بود
تازه، با رفتن تو وضع هوا بدتر شد
چاره دارو و دوا نيست که حال بد من
بي تو با خوردن دارو و دوا بدتر شد
گفته بودي نزنم حرف دلم را به کسي
زده ام حرف دلم را به خدا، بدتر شد
روي فرش دل من جوهري از عشق تو ريخت
آمدم پاک کنم عشق تو را ، بدتر شد

***************************************************

اين ترانه بوي نان نمي دهد                بوي حرف ديگران نمي دهد
سفره ي دلم دوباره باز شد                سفره اي که بوي نان نمي دهد
نامه اي که ساده وصميمي است        بوي شعر و داستان نمي دهد
… با سلام و آرزوي طول عمر              کاين زمانه اين زمان نمي دهد
کاش اين زمانه زير و رو شود               روي خوش به ما نشان نمي دهد
يک وجب زمين براي باغچه                  يک دريچه آسمان نمي دهد
وسعتي به قدر جاي ما دو تن              گر زمين دهد ، زمان نمي دهد
فرصتي براي دوست داشتن                نوبتي به عاشقان نمي دهد
هيچ کس برايت از صميم دل               دست دوستي تکان نمي دهد
هيچ کس به غير ناسزا تو را                هديه اي به رايگان نمي دهد
کس زفرط هاي وهوي گرگ وميش        دل به هي هي شبان نمي دهد
جز دلت که قطره اي است بي کران      کس نشان ز بيکران نمي دهد
عشق نام بي نشانه است و کس        نام ديگري بدان نمي دهد
جز تو هيچ ميزبان مهربان                    نان و گل به ميهمان نمي دهد
نا اميدم از زمين و از زمان                   پاسخم نه اين ، نه آن نمي دهد
پاره هاي اين دل شکسته را               گريه هم دوباره جان نمي دهد
خواستم که با تو درد دل کنم              گريه ام ولي امان نمي دهد …
زنده ياد قيصر امين پور

****************************************************

چقدر آشنا مي نمايي غريبه                    بگو از کجا از کجايي غريبه؟
در اين شهر و اين شب چه بي سرپناهي      نداري مگر آشنايي غريبه؟
دل نخل ها تازه شد از عبورت                    مگر تو وليّ خدايي غريبه؟
تو در آسمان نگاهت چه داري                که کردي دلم را هوايي غريبه؟
غبار کدامين سفر بر تو مانده ست        که گرد از دلم مي زدايي غريبه؟
به کار که بستي گره چفيه ات را         که از کار من مي گشايي غريبه؟
تن شهر بوي تو را مي دهد آي!                تو جان کدام آشنايي غريبه؟
کمينگاه ديو است اين شهر، اين شب          مگر در دل من درآيي غريبه
تو رفتي و مانده ست در کوچه شهر           نشان از توام رد پايي غريبه
(از: غلامرضا کافي)

******************************************************

با توام
اي لنگر تسکين ، اي تکانهاي دل ، اي آرامش ساحل
با تو ام
اي نور ، اي منشور ، اي تمام طيفهاي آفتابي ، اي کبود ارغواني ، اي بنفشابي
با توام
اي شور، اي دلشوره شيرين
با توام
اي شادي غمگين
با توام
اي غم ، غم مبهم ، اي نمي دانم
هر چه هستي باش
اما باش
نه ، جز اينم آرزويي نيست
هر چه هستي باش
اما باش

*************************************************

شبي در شب ترين شبها، تو ماهم مي شوي آيا؟!

تو تسليم تماشاي نگاهم مي شوي آيا ؟

شبيه يک پرنده، خيس از باران که مي آيم

تو با دستان پر مهرت، پناهم مي شوي آيا ؟!

پس از طي کردن فرسنگها راهي که مي داني

کنار خستگيها، تکيه گاهم مي شوي آيا ؟!

نگاه ناشيانه من به هستي داشتم عمري

تو تصحيح تمام اشتباهم مي شوي آيا ؟!

ا گر بي روز و بي تقويم ماندم من

به و صل فصلهايت، سال و ماهم مي شوي آيا؟!

براي دوستم داري گواهت بوده ام عمري

براي دوستت دارم گواهم مي شوي آيا؟!

پس از صد سال ا گر بد ترجمه کردي نگاهم را

به پاس اشکهايم عذر خواهم مي شوي آيا ؟!

تو شيرينتر از آن هستي که شادابيت کم گردد

و از خود تلخ مي پرسم تباهم مي شوي آيا؟ 

 

*****************************************************

به ذهن راکد تکرار ناگهان بدهيد
به کام دشنه و تابوت طعم جان بدهيد
چقدر گمشده ام من در ازدحام شما
قسم به آيينه من را به من نشان بدهيد
نه! آب رفع عطش را نمي کند از من
به جاي تکه نان لطفاً آسمان بدهيد
و وقت مي گذرد زود دار زنيد
به قدر صحبت آخر ولي امان بدهيد :
منم! من اين به گل آلود ِ روح ِ زخميتان
اگرچه جرأتتان نيست سر تکان بدهيد
*************************************************

دردهاي من جامه نيستند تا ز تن درآورم
چامه و چکامه نيستند تا به رشته ي سخن درآورم
نعره نيستند تا ز ناي برآورم
دردهاي من نگفتني است
دردهاي من نهفتني است
دردهاي من گرچه مثل درد مردم زمانه نيست
درد مردم زمانه است
مردمي که کفش هايشان درد ميکند
مردمي که چين پوستينشان
مردمي که رنگ روي آستينشان
مردمي که نامهايشان
جلد کهنه ي شناسنامه هايشان
درد مي کند
من ولي تمام استخوان بودنم
لحظه هاي ساده ي سرودنم
درد مي کند
انحناي روح من
شانه هاي خسته ي غرور من
تکيه گاه بي پناهي دلم شکسته است
کتف گريه هاي بي بهانه ام
بازوان حس شاعرانه ام
زخم خورده است
دردهاي پوستي کجا؟
درد دوستي کجا؟
اين سماجت عجيب
پافشاري شگفت دردهاست
دردهاي آشنا
دردهاي بومي غريب
دردهاي خانگي
دردهاي کهنه ي لجوج
اولين قلم
حرف، حرف درد را
در دلم نوشته است
دست سرنوشت
خون درد را
با گلم سرشته است
پس چگونه سرنوشت ناگزير خويش را رها کنم؟
درد رنگ و بوي غنچه ي دل است
پس چگونه من
رنگ و بوي غنچه را ز برگ هاي تو به توي آن جدا کنم؟
دفتر مرا دست درد مي زند ورق
شعر تازه ي مرا درد گفته است
درد هم شنفته است
پس در اين ميانه من
از چه حرف مي زنم؟
درد حرف نيست
درد نام ديگر من است
من چگونه خويش را صدا کنم؟

زنده ياد قيصر امين پور

***************************************

عجب از اين سياه شهر
عجب از اين سياه شهر
که مرد و زن ، سياه ها سپيدها ، همه شبيه يکدگر
عجب ز تو ، عجب ز من
که درد هايمان يکي است ، نگاه يخزده ، خوشي و غصه هايمان ، نت صدايمان يکي است
عجيب نيست که آسمان روي سر ، دروغ ها فريب ها
که حرفهايمان يکي است ، صداي پايمان يکي است
سلاممان کلاممان ، مرض ، دوايمان يکي است
غريبگي و دوستي ، صداي سازهايمان ، صداي گريه هايمان و اسم هايمان يکي است
عجب از اين سياه شهر
که قصه هاي مردمان ، صداي خنده هاي آب
و خانه هاي روي هم و تپه هاي عاشقي
همه شبيه يکدگر………….همه يکي است

*******************************************

 

 

 

 

 

خدا و شیطان

خدا و شیطان

زاهدی در بنی اسرائیل دویست سال طاعت کرده بود . روزها به روزه و شبها به نماز و در ان دویست سال خدای را یک لحظه نیازرده بود . با خود گفت : کاشکی ابلیس لعین را بدیدی تا با او بگفتمی : برو خاک نومیدی بر سر کن که تو را بر من هیچ دست نباشد .   چون زاهد این اندیشه کرد در ساعت ابلیس در محراب او سر به در اورد . زاهد پرسید که تو کیستی . گفت من آنم که تو را ارزوی دیدار من بود . تو را سعادت پاینده باد که دویست سال است چنین به عبادت می گذرانی و من یک نفس حتی به احوال تو راه نیافته ام . و دویست سال دیگر از عمرت مانده است و مرا بر تو هرگز دست نخواهد رسید . این بگفت و نالان و گریان از پیش چشم زاهد غایب شد .

 

 

مرد عابد با خود اندیشید که دویست سال است تا خود را در بوته ی مجاهدت می گذارم . به اندیشه آن که مگر فردا بمیرم . شاید که از سر صفا و طاعت به گور شوم . اکنون دویست سال دیگر مانده است . صد سال قدم در میدان هوای خود نهم و این نفس را به مراد و شهوت او بپرورم … انگه در صد سال واپسین توبه کنم و گذشته ها را عذر خواهم تا هم هوای نفس باشد و هم صفا و طاعت .

 

 

دیگر روز مجلس طرب بساخت و با اهل فسق و فساد بنشست و چه کارها که نکرد . چون شب درامد از حضرت جبروت خطاب امد ملک الموت را که بر و آن مرد بی فرمان را و آن مست زانی بی امان را جان بردار . که ما جریده ی اهل سعادت را از نام او برداشتیم .

 

 

آن مرد دویست سال عبادت کرد و یک شب فسق و عاقب آن چنان شد .

آنان که دویست سال فسق کنند بی آنکه شبی را عبادت چه کنند ؟

 

 

 

 

 

 

 

 

دلتنگی

بر من می خندی

فواره می کنی همه ی عقده های کهنه ات را

          بر پلک های سکوتم !

چه سخت است سبز خواستن

اما جرات رویش در تو متلاشی شود !

و تو همچون تگرگ بر من می باری

بی آنکه بفهمی

 من

توان هجومت را ندارم !

می ایستم

می شکنم

می ایستم

می شکنم

و این تکرار همیشگی در من طوفانی شده است .

گاه گاه

با کودک لجوج دلبستگی هایم

می نشینم و نگاهت می کنم

تشنه به سمت آبشارت هجوم می برم

بی آنکه بدانم

چه کوله بار سنگینی بر سرم آوار می شود !

*

چه عصری است این عصر خسته ی مفلوک

چه عصری است

             این عصر بیصدا شکستن ها !

*

باید بر خیزم

و بیاویزم شکست های صدایم را

بر دیوار سکوت اتاقم

باید برخیزم

چقدر دلم آماده ی ویران شدن است !

باید برخیزم . . .

*

باران می آید

باران می آید

باران می آید

این ابتدای شکفتن است  . . .    

 

 

 

 

 

 

شرح قتل امیر کبیر

… چاره  چیست‌ و جز آن‌که تا دو سه ساعت دیگر مکث نموده همان قسمی که گفته‌اند ناهار را اینجا خورده و بعد از ظهر راه بیفتیم . چه می‌توانم بکنم و علی اکبر بیک است که با خود حرف زده، این سخنان را به زبان می‌آورد.

 

علی بیک کیست؟ او چاپار دولتی است که از طهران به شیراز آمد و رفت داشت. موقع مراجعت از شیراز در خارج آبادی فین در زمین‌های باغ قدم میزد. هنگام حرکت از طهران مهدعلیا مراسلات به او سپرده بود که از فین کاشان به عزه‌الدله رساند و هنگام مراجعت از شیراز جواب آنها را دریافت داشته به تهران بیاورد . دو سه ساعت از آفتاب گذشته به اندرون پیغام فرستاده و جواب مراسلات مهدعلیا را مطالبه کرد . در دفعه آخر به او گفته اند که باید یک دو ساعت دیگر صبر کند تا امیر از حمام بیرون آمده و بعد از ناهار جوابها را گرفته روانه شود

 

در حالی که او کلمات صدر مقاله را به زبان می‌آورد و محض گذراندن وقت به تماشای چشمه‌ی فین کاشان می‌رود نظرش از دور به چند نفر سوار می‌افتد که از جاده‌ی تهران به طرف باغ شاه می‌آیند.

سوارها پنج نفر بودند و هر پنج نفر سرو صورت خود را پيچيده، یعنی چپیه و عگال داشته، جز چشم‌ها چیز دیگری از آنها نمایان نبود. حمام در زاویه جنوب شرقی باغ که اطراف آن به کلی خلوت است واقع شده بود، در صفه‌ی بزرگ سربینه‌ی آن رخت حمام امیر را یک نفر خواجه مشغول ترتیب دادن بود . اما اکبر بیک چون چشمش به سوارها افتاد که به جانب او آمده‌اند ایستاد و چنان که گفتیم آن اسب سوارها پنج نفر بودند تمام روبسته بودند، سواری که جلوتر از همه می‌آمد غران گفت : علی اکبر تو اینجا چه می‌کنی؟ علی اکبر چاپار دولتی که صدای سوار به گوشش آشنا آمد و او را شناخت ، گفت از شیراز مراجعت کرده ، اینجا منتظر جواب کاغذهای مهد‌علیا هستم که دریافت نموده و به طهران حرکت بکنم. آن سوار گفت امیر کجاست؟ علی‌‌اکبر گفت حمام . باز پرسید کدام حمام و جواب شنید همین حمام. سوار گفت بیا با هم برویم آنجا. چون به جلوی در حمام رسیدند آن سوار و یک نفر دیگر از همراهان او پیاده شده و دست علی اکبر بیک را گرفتند تا مبادا به عزه‌الدوله خبر بدهد. و بعد سه نفری از پله‌ها پایین آمدند و وارد سربینه شدند.

 

مامور مربوط نظری به اطراف و به صفه‌ها انداخته، آهسته به خواجه گفت اگر نفست بیرون بیاید کشته خواهی شد و آن شخصی را که با خود آورده بود با کارد برهنه به آن خواجه گماشته و به علی اکبر بیک هم گفت : تو هم همین جا بنشين و تکان نخور و خود مجددا از پله‌ها بالا آمد و دو نفر از سوارها را پیاده کرده و گفت بیایید اینجا و آن دور و بر و طرف باغ را بسته و از این سنگها برده و پشت آن سنگ‌چین کنید و بعد هم بیرون ایستاده، احدی را راه ندهید. مجددا وارد سربینه شده ، خواجه را بی‌حرکت و زهره ترک و علی بیک را هراسان و گماشته خود را در حال حاضر باش دیده چهره خود را کاملا مکشوف ساخته، وارد گرم‌خانه شده و تعظیم نمود. امیر گفت  از کجا بودید؟ گفت از طهران و دست بر جیب کرد و کاغذی را بیرون آورده در برابر نظر امیر که در صحن حمام نشسته و دلاک پشت او را کیسه می‌کشید، گسترده و  گفت این است دست خط آفتاب نقط! [ ناصرالدین شاه]، امیر خواند .

امیر کبیر گفت آیا می‌گذارید که من از حمام بیرون بیایم و آن وقت ماموریت خود را انجام دهید؟ مامور گفت خیر.  امیر پرسید می‌گذارید وصیت خود را بنویسم؟ گفت خیر .پرسید می‌گذارید یک دو کلمه به عزه ‌الدوله پیغام داده خداحافظی کنم؟ گفت خیر.

 

 امیر گفت پس هرچه می‌خواهی بکنی بکن . اما همین قدر بدان که این پادشاه نادان مملكت ایران را از دست خواهد داد. حاجی علی خان گفت:« صلاح مملكت خود ، خسروان دانند.»

امیر گفت بسیار خوب اما لااقل این ماموریت را به طوری که من می‌گویم انجام دهید.  گفت بلی مختارید.

 

امیر به دلاک گفت نشتر فصادی همراه داری؟ گفت بلی . امیر گفت برو بیاور. دلاک به سربینه آمد و از توی لباس‌هاي خود نشتر پیدا کرده آورد و رگهای هر دو بازوی امیر را گشود.

امیر در کنار حمام پشت به در ورودی نشسته، کف‌های دو دست را بر روی زمین گذارده خون از دو ستون بازوان او فوران و جریان داشت. دلاک در یک گوشه حمام حیران ایستاده و نمی‌دانست جلوی خون را چه وقت باید بگیرد. حاجی علی خان گفت  معطل نکن؛ کارش را تمام کن. میر‌غضب با چکمه لگد به میان دو کتف امیر نواخت . امیر غلطیده، به روی زمین افتاد. میرغضب دستمال ابریشمی را لوله کرده به حلق امیر چپاند و گلوی او را فشرد تا جان داد. بعد قد بلند کرد و گفت دیگر کاری نداریم .حاجی علی خان بیرون آمد و با همراهان خود سوار اسب‌های تندرو شده به جانب طهران رهسپار شد.

 

این تفصیل را که با تمام جزئیات آن پس از کشته شدن امیر ،عزه‌الدوله از علی اکبر و خواجه و دلاک شنیده و تحقیق نموده بود بارها  نقل کرد است . »

                                                                            به نقل از اعلم الدوله ثقفی

 

 

 

 

 

 

آیین ها و جشن های ایرانی ( نوروز)

« سال در نزد ایرانیان همواره دارای چهار فصل نبوده ، زمانی دو فصل: زمستان ده ماهه و تابستان دو ماهه بوده، زمانی دیگر تابستان هفت ماهه ( از فروردین تا آبان) و زمستان پنج ماه ( از آبان تا فروردین) بوده است و سرانجام از زمان نسبتا کهن به چهار فصل سه ماه تقسیم گردیده است . گذشته از ایران، سال و ماه سغدی‌ها، خوارزمی‌ها، سیستان‌ها در شرق و کاپادوکی‌ها و ارمنی‌ها در مغرب ایران، بدون کم و زیاد همان سال و ماه ایرانی بوده است .

 

 مردم شناسان را عقیده بر این است که محاسبه آغاز سال در میان قوم‌ها و اقوام کهن از دوران کشاورزی همواره با مرحله‌ای از کشت یا برداشت بوده  است . آغاز سال ایرانیان هرچند زمانی دستخوش تغییر گردید ولی آن طور که حمزه اصفهانی در کتاب « سنی ملوک الارض و الانبیاء » و ابوریحان بیرونی در کتاب     « آثارالباقیه» آورده اند، آغاز سال ایرانی از زمان خلقت انسان یعنی از هفت هزار سال پیش ، روز هرمز از ماه فروردین بوده، وقتی که نصف النهار در نقطه اعتدال ربیعی و طالع سرطان قرار می‌گیرد.

 

 در ادبیات فارسی  شاعران ایرانی جشن نوروز را مانند بسیار از آیین‌ها به نخستین پادشاهان ایرانی نسبت داده‌اند.  به نوشته گردیزی، جمشید جشن نوروز را به شکرانه‌ی این‌که خداوند « گرما و سرما و بیماری و مرگ را از مردمان گرفت و سیصد سال بر این جمله بود» برگزار کرد و هم در این روز بود که « جمشید بر گوساله‌ای نشست و به سودی جنوب رفت و به حرب دیوان و سیاهان پرداخت و همه را مقهور کرد »  عمرخیام معتقد بود که جمشید به مناسبت باز آمدن خورشید به برج حمل ، نوروز را جشن گرفت:« سبب نهادن نوروز آن بود که آفتاب را دو دور بود ، یکی آن که هر سیصد و شصت و پنج شبان روز و ربعی از شبان روز به اول دقیقه حمل باز آمد و به همان روز که رفته بود بدین دقیقه نتوان از آمدن ، چه هر سال آن را نوروز نام نهاد و جشن آورد و پس از آن پادشاهان و دیگر مردمان بدو اقتدا کردند.»

 

با این حال ابوریحان بیرونی معتقد است که جشن نوروز پیش از جمشید توسط ایرانیان برگزار می‌شد: « آن روز را که روز تازه‌ای بود جمشید عید گرفت اگرچه پیش از آن هم نوروز بزرگ و معظم بود.»

 

گذشته از ایران ، در آسیای صغیر و یونان برگزاری جشن‌ها و آیین‌هایی را در آغاز بهار سراغ داریم. در منطقه لیدی و فری‌ژی بر اساس اسطوره‌های کهن به افتخار سی‌بل، الهه باروری و معروف به مادر خدایان، و الهه آتیس ، جشنی در هنگام رسیدن خورشید به برج حمل و هنگام اعتدال بهاری برگزار می‌شد. مورخان یونانی از برگزاری آن جشن در زمان اگوست‌شاه در تمامی سرزمین فری‌ژی و یونان و لیدی و آناتولی خبر می‌دهند. به ویژه از جشن و شادی بزرگ در سه روز 25 تا 28 مارس نوشته اند.

 

صدر‌الدین عینی، درباره برگزاری جشن نوروز در بخارا می‌نویسد : « به سبب اول بهار در وقت به حرکت درآمدن تمام رستنی‌‌ها راست آمدن این عید، طبیعت انسان هم به حرکت می‌آید. از این‌جاست که تاجيكان می‌گویند:« حمل همه چیز در عمل » در حقیقت این عید به حرکت آمدن کشت‌های غله ، دانه و سرشدن کشت و کار و دیگر حاصلات زمینی است که انسان را سیر کرده و سبب بقای حیات انسان می‌شود»

 

مدت برگزاری جشن نوروز یک هفته تا دو هفته بوده است؛ در این مورد ابوریحان بیرونی مدت برگزاری جشن نوروز را پس از جمشید، یک ماه بیان داشته و می‌نویسد: « پنج روز نخست را به پادشاهان اختصاص دادند، پنج روز دوم به اشراف و پنج روز سوم به خادمان و پنج روز چهارم ندیمان شاه و پنج روز آخر به توده ملت اختصاص داشت .»

 

کمپفر در سفرنامه خود آورده که در زمان شاه سلیمان صفوی، مهمانی‌ها و تفریح جشن نوروز در میدان عمومی تا سه هفته طول می‌کشید .

 

از آداب و رسم کهن پیش از برگزاری جشن نوروز می‌بایست از « رسم پنجه» نظر یاد کرد، بنابر سالنمای کهن ایرانی هر یک از دوازه ماه سی روز است و پنج روز باقی مانده سال را پنجه و یا پنجک و پیتک، گویند. این پنج روز را که همزمان با یکی از شش « گهنبار» است جشن می‌گرفتند. مراسم پنجه تا سال 1304 که تقویم رسمی شش ماه اول سال را سی و یک روز قرار داد برگزار می‌شد. برگزاری جشن خمسه در بین همه اقشار اجتماعی رواج داشت. در عصر صفوی این جشن همزمان بود با جشن روز آب. در این ایام بزرگ و کوچک و مرد و زن به احترام آب در کنار رودخانه و یا دریا جمع می‌شدند و به شادی و پایکوبی می‌پرداختند. در این پنج روز برای شوخی و سرگرمی حاکمی را از میان خود انتخاب می‌کردند و او با لباس‌های عجیب خود و دستورات خنده‌ آور خویش موجب شادی بیشتر مردم می‌شد و به او لقب میر نوروزی می‌دادند. بی گمان امروزه کسانی که در روزهای نخست فروردین با لباس‌های قرمز رنگ و صورت سیاه شده در کوچه و بازار به نام حاجی فیروز به شاد کردن مردم می پردازند بازمانده همان رسم میرنوروزی در ایام پنجه هستند.»

علل ریزش مو

در انسان پیاز یا فولیکول مو به دو دسته تقسیم میشود :

 

موی کرکی : در سراسر پوست بدن بجز کف دست و پا این نوع مو دیده میشود .

 

موی انتهایی یا ترمینال : در قسمت سر دیده میشود ( بعد از بلوغ جنسی این نوع مو در قسمتهای تناسلی و زیر بغل و همچنین صورت مردان دیده میشود ) این نوع مو زبر و خشن میباشد .رشد مو دارای دورهایی یا سیکلهایی است که شامل : دوره رشد ، دوره انتقالی و دوره استراحت میباشد .

 

طول مدت دوره رشد مو در سر حدود سه سال ، دوره انتقالی ۲ تا ۴ هفته و دوره استراحت حدود ۳ تا ۴ ماه میباشد .

در روی سر انسان حدود صد هزار پیاز مو وجود دارد و با احتساب اینکه هر مو حدود هزار روز رشد دارد ; پس ریختن روزانه صد مو در سر طبیعی میباشد و بیشتر از آن نیاز به پیگیری دارد . علل ریزش مو : ریزش مو دارای علتهای فراوانی است که از آن جمله میتوان به موارد ارثی ، هورمونى ، تغذیه اى ،اعصاب و روان ، مصرف دارو ، بیماریهاى داخلى و پوستی ، اعمال جراحی و حاملگی اشاره کرد.
طاسی سر نوعی ریزش مو در قسمت جلوی و پیشانی سر میباشد که ادامه یافته و تا وسط سر پیش میرود . البته گاهی در مواردی این ریزش از وسط سر شروع میگردد .
طاسی در بیشتر موارد در مردان دیده میشود و علت ارثی – هورمونی دارد ، این نوع ریزش مو قابل پیشگیری و درمان است و افراد درگیر بایستی با حوصله طول مدت طولانی درمان را تحمل کنند . داروها و توصیه های درمانی گوناگونی وجود دارد که بسته به افراد مختلف این درمان متفاوت میباشد

سوء تغذیه چه بصورت عدم دسترسی به مواد غذائی و چه بصورت رژیم غذائی جهت کاهش وزن و غیره یکی از علتهای ریزش مو میباشد ; کمبود تغذیه ای پروتئین , اسیدهای چرب ضروری

( بدن قادر به تولید آنها نیست و باید از طریق غذا به بدن برسد ) و کمبود ویتامینها و املاح از علل مهم ریزش مو که قابل پیشگیری و درمان میباشند.

 

ِِِِِِشــایعــــــــــــترین علت ریزش مو در خانمـــــــــــــها از سنین نوجوانی تا سنین میانسالی کمبود آهن بدن میباشد ، که با مصرف غذاهای حاوی آهن و یا قرص آهن این مشکل بر طرف میگردد .
وجود استرس ( فشار روحی ) ، ناراحتی و افسردگی میتوانند از علل ریزش مو در افراد باشند. مثلا” استرس از امتحان و یا افسردگی در جوانان که امروزه بطور فراوان دیده میشود.
با کنترل این هیجانات ( که البته اگر بوسیله خود شخص صورت گیرد نتیجه مطلوبتری دارد؛ چون مصرف داروهای اعصاب نیز باعث ریزش مو در بعضی افراد میگردد .) در مدت زمان کوتاهی این ریزش مو برطرف میگردد .

از علل دیگر ریزش مو میتوان مصرف داروها را نام برد، همه داروها باعث ریزش مو نمیشوند و یک داروی خاص نیز در تمام افراد باعث ریزش مو نمیشود ( بعضی افراد به داروهای خاصی حساسیت بیشتری نشان میدهند که مربوط به سیستم داخلی بدن در غیر فعال کردن و هضم دارو دارد ) .
البته داروهایی هستند که در بیشتر افراد باعث ریزش مو میشوند ( از این گروه داروها میتوان داروهایی که بعنوان شیمی درمانی استفاده میشوند را نام برد ) .
مصرف داروهای اعصاب و قرص های پیشگیری از حاملگی و داروهای قلبی در افراد زیادی باعث این عارضه میشوند .

 

بعضی از بیماریهایی داخلی و پوست میتوانند ریزش مو ایجاد کنند؛ مثلا” وجود تب بالا باعث ریزش مو در افراد در آینده ( حدودا” بعد از ۳ ماه ) میشود .
افرادی که بیماری موضعی پوستی در قسمت سر باشند و یا درگیری پوستی وسیع دارند میتوانند ریزش مو داشته باشند از جمله این بیماریها میتوان درگیری گسترده داءصدف ،لوپوس ، بیماریهای تاولی و غیره را نام برد .

اعمال جراحی و حاملگی نیز میتوانند باعث ریزش مو شوند . فاصله مدت این بیماریها و شروع ریزش مو معمولا” ۳ ماه میباشد ؛ مثلا” در خانمها حدود ۳ ماه بعد از زایمان ریزش مو شروع میشود که علتهای زیادی برای آن وجود دارد از جمله : کم خونی ، وجود استرس زایمان ، بالا بودن هورمونهای جنسی در طول حاملگی و غیره .

در این افراد با بیماری خاص و ریزش مو با برطرف شدن و درمان بیماری زمینه ای ریزش مو نیز برطرف میگردد .
علتهای دیگری نیز وجود دارد که در افراد محدودی ریزش مو ایجاد میکنند .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سنجش کارایی

پسر کوچکی وارد داروخانه شدکارتنی را به سمت تلفن هل داد روی کارتن رفت تا دستش به دکمه های تلفن برسد و شروع کردبه گرفتن شماره ای هفت رقمی مسئول داروخانه متوجه پسر بود و به مکالماتش گوش داد.پسرک پرسید:خانم می توانم خواهش کنم کوتاه کردن چمن ها را به من بسپارید؟ زن پاسخ داد: کسی هست که این کار را برایم انجام می دهد پسرک گفت: خانم من این کار را نصف قیمتی که او می گیرد انجام خواهم داد زن در جوابش گفت: از کار این فرد کاملا راضی ام پسرک بیشتر اصرار کرد و پیشنهاد دادمن پیاده رو و جدول جلوی خانه را هم برای تان جارو می کنم در این صورت شما در یکشنبه زیبا ترین چمن را در کل شهر خواهیدداشت مجددا زن پاسخ منفی داد پسرک در حالی که لبخندی بر لب داشت گوشی را گذاشت.


مسئول داروخانه که به صحبت های او گوش داده بود به سمتش رفت و گفت پسر از رفتارت خوشم می آید، به خاطر این که روحیه ی خاص و خوبی داری،دوست دارم کاری به تو پیشنهاد بدهم پسر جوان جواب داد: نه ممنون، من فقط داشتم عملکردم را می سنجیدم،‌من همان کسی هستم که برای این خانم کار می کند.

 

 

 

 

 

جوش صورت یا آکـنه 2

ضایعاتی که در اثر بسته شدن مجاری غدد چربی در صورت، گردن، پشت، شانه ها و سینه بوجود می آیند جوش یا به اصطلاح آکنه می گویند. این ضایعات بصورت جوش های سر سیاه، سر سفید، جوش چرکی، کیست و ندول می توانند بروز کنند. آکنه در اکثر نوجوانان دیده میشود و می تواند تا پایان جوانی و حتی بالای سی سال هم دیده شود. جوش معمولاْ بعد از چند سال بهبود می یابد ولی نمیتوان آن را به حال خود گذاشت چون با بهبود بعضی از جوشها، جوشگاه بوجود آمده تا پایان عمر باقی می ماند و از نظر زیبائی مشکل ساز هستند. گرچه این جوشگاه ها قابل ترمیم هستند ولی مانند پوست صدمه ندیده نمی شوند. در بعضی مواقع جوشگاه ها از نظر روحی فرد را آزار می دهند. بنابراین عاقلانه این است که جوش را درمان نمود تا جوشگاه را؛ چون درمان راحت تر و سریعتر است و نتیجه کار هم رضایت بخش تر است.

 

چگونگی بوجود آمدن جوش

 

غدد سباسه یا چربی از بدو در هر دو جنس وجود دارد. در اوایل دوران بلوغ با ترشح هورمون مردانه یا آندروژن این غدد شروع به بزرگ شدن و فعالیت خود که تولید و ترشح چربی است، را آغاز می کنند. غدد چربی در تمام سطوح پوستی بجز در کف پا و دست وجود دارد ولی بیشترین تراکم آنها در صورت، سینه، پشت و شانه ها است. غدد چربی ترشحات خود را بوسیله مجاری چربی که در ارتباط با فولیکول مو است، به سطح پوست تخلیه می کند. افزایش ترشح چربی باعث صدمه به مجاری غدد میگردد و سلول های جدار این مجاری آسیب دیده و کنده می شوند و این سلول های صدمه دیده بهم پیوسته و تولید پلاک یا لخته می کنند و می توانند مجاری را مسدود نمایند. از طرفی در بعضی افراد پوسته ریزی پوست بعلت بعضی نقص ها در آنزیم های لازمه برای پوسته ریزی طبیعی، بطور کامل انجام نمی گیرد و پوسته های روی هم انباشته شده در منافذ مجاری چربی باعث بسته شدن این مجاری می شوند. با بسته شدن این مجاری به هر وسیله، چربی در مجاری انباشته شده و باکتری های موجود در این مجاری رشد زیادی کرده و این چربی ها را تخمیر میکنند و مواد شیمیائی تولید شده در اثر تخمیر و ترشح بعضی فاکتورها از باکتری های موجود و همچنین انباشتگی چربی در مجاری باعث صدمه بیشتر به دیواره مجاری شده و آن را  بطور کامل از بین می برند. با ورود چربی، سلول  های مرده دیواره، باکتری ها و مواد تخمیری و آنزیمی به داخل پوست فرآیند التهاب فعال شده و سبب قرمزی و چرکی شدن جوش میگردد.

 

عوامل ایجاد کننده و تشدید کننده جوش

 

بهداشت فردی: گر چه آلودگی و کثیف بودن صورت و بدن علت ایجاد جوش نیستند ولی در تشدید جوش کمک می کنند. شستن صورت روزی دوبار با صابون و یا شامپو در بهبودی جوش کمک می کند. با آب گرم نباید صورت را شست، چون گرما ترشح چربی را افزایش می دهد و همچنین آب سرد نیز می تواند منافذ مجاری را خشک تر کنند و به بسته شدن این منافذ کمک نماید. پس بهتر است با آب ولرم صورت را شست.

رژیم غذائی: معمولاْ غذا باعث ایجاد جوش نمیشود. گرچه غذاهای چرب و شیرین در بعضی افراد جوشها را بدتر می کنند ولی این عمومی نیست و بقیه افراد نیاز به رژیم غذائی ندارند. ترشح زیادی انسولین در خون و رسیدن آن به پوست در برخی افراد باعث ایجاد جوش می شود. با خوردن غذاهای شیرین و چرب ترشح انسولین افزایش می یابد. پس فقط افرادی که با خوردن چربی و شیرینی دچار جوش می شوند نیاز است که از خوردن این غذاها پرهیز کنند. البته باید توجه داشت که عوامل دیگری نیز در ایجاد و تشدید جوش سهیم هستند. پس باید موقعی قضاوت کرد که این غذاها باعث تشدید جوش می شوند که با هر بار مصرف آنها جوش بدتر شود. از جمله غذا و خوراکیهایی که باعث این علت میشوند شامل: غذاهای چرب، تنقلات، خرما، کشمش، محصولات دریایی ( ماهی و میگو )، بعضی از میوه جات ( موز ، کیوی ، خرمالو ) و غیـره. بهـترین راهکار پرهیز از مواد غذایی و خوراکیهایی است که فرد اظهار میکند با خوردن آنها جوش صورتش بدتر میشود.

 

نور خورشید: گرمای حاصل از نور خورشید باعث تحریک ترشح چربی و از طرفی باعث خشک شدن منافذ می شود. پس بهتر است از قرار گرفتن در تابش مستقیم آفتاب اجتناب کرد.

 

فراورده های آرایشی: افرادی که پوست چرب و دارای جوش هستند باید از کرم پودر و مرطوب کننده و حتی ضد آفتاب هایی استفاده کنند که فاقد چربی باشد. این محصولات باید غیر آکنه زا و غیر کومدون زا باشند. موااد آرایشی را باید روزی دوبار از صورت خود با آب و یا شیر پاکن های فاقد چربی و سازگار با پوست چرب پاک کنید. کرم پودرهای رنگی فاقد چربی می توانند قرمزی پوست شما را از نظر مخفی کنند. در صورت لزوم از مارکی استفاده شود که باعث التهاب پوستی نگردد (شما به آن حساسیت نداشته باشید که با تست کردن در داخل بازو می توانید از سلامت آن مطمئن شوید).

 

درمان جوش

 

در درمان جوش نباید خسته شوید. چون درمان جوش یک فرآیند مداوم و طولانی است. درمان جوش در حقیقت کنترل جوش زدن صورت و بدن شما می باشد نه ریشه کن کردن آن. اگر با درمان جوش شما بهبود یافت درمان را قطع نکنید بلکه با مشاوره با پزشک خود داروهای مصرفی را تعدیل دهید. گاهی نیاز است تا کنترل کامل جوش صورت بمدت شش ماه دارو مصرف کرد. در صورتی که بعد از مصرف دو ماه از دارو جوش صورت شما بهبودی نیافت شما به داروهای مصرفی مقاوم هستید و باید درمان تغییر یابد. بسته به نوع جوش و وضعیت جسمانی و هورمونی بدن دارو انتخاب می شود. پس بدون مشاوره با پزشک خود اقدام به مصرف یا تغییر دارو نکنید. در صورتی که با مصرف دارو تغییری در وضعیت جسمانی و یا پوست شما ایجاد شد پزشک خود را در جریان گذارید. در مواردی که کیست و ندول ایجاد شود گاهی نیاز به تزریق دارو بداخل کیست و ندول است و گاهاْ کرایو نیز در درمان مورد استفاده قرار می گیرد. جوشهای سر سیاه و سر سفید اگر با مصرف کرم های لایه بردار تخلیه نشوند نیاز به تخلیه آنها با وسایل خاصی است. پس از فشار دادن این جوشها و هر نوع جوش جهت تخلیه آن پرهیز کنید چون باعث شدت التهاب و ایجاد جوشگاه میگردد. از کندن جوشها اجتناب کنید چون باعث لک و ایجاد جوشگاه میگردد. در طول درمان گاهی نیاز است که از آنتی بیوتیک خوراکی از قبیل تتراسایکلین، اریترومایسین، داکسی سایکلین و غیره … مصرف نمایید. این داروها علاوه بر کاهش مقدار باکتری باعث کم شدن التهاب نیز میگردند. اگر با مصرف طولانی آنتی بیوتیک دجار قارچ تناسلی شدید با اطلاع پزشک دارو را قطع و قارچ را درمان نمایید. از عوارض جانبی داروها هراس نداشته باشید و به پزشک خود اطمینان کنید چون ترس از دارو باعث اختلال در روند درمان می گردد. در صورت هر گونه تغییری در مزاج و وضعیت جسمی پزشک خود را مطلع نمایید. اگر داروئی غیر از داروی درمانی جوش مصرف می کنید به پزشک اطلاع دهید. مصرف بعضی از داروها در زمان بارداری و شیر دهی مضر هستند بنابراین در صورتی که شما باردار هستید یا به نوزادتان شیر می دهید به اطلاع پزشک برسانید. در مواقعی جوش به داروهای رایج جواب ندهد و یا جوش بصورت کیست و ندول های بزرگ باشد با صلاحدید پزشک شاید نیاز به مصرف داروی اکوتان (ایزوتره تینوئین) باشید. این دارو عوارض متعددی دارد که الزاماْ در هر بیماری دیده نمی شود. باید قبل از شروع و در طول درمان برای پیشگیری از عوارض این دارو معاینات پزشکی و آزمایشات لازم انجام گیرد. در حین مصرف این دارو و احتیاطاْ تا یک سال بعد از قطع دارو باید جلوگیری از حاملگی صورت گیرد. دوره درمان باید کامل شود چون می تواند باعث عود جوش گردد. توصیه های پزشک را در حین درمان جوش فراموش نکرده و دقیقاْ اجرا کنید. همیشه در ذهن داشته باشید که جوش را نمی توان بطور کامل از بین برد ولی می توان آن را کنترل نمود.

 

درمان جوشگاه های جوش

 

روش های مختلفی برای از بین بردن جوشگاه ها استفاده میشود ولی باید در نظر داشته باشید که با هیچ روشی نتیجه صد در صد نیست. از جمله این روش ها می توان از لیزر، میکرودرم ابرشن، لایه برداری با مواد اسیدی و کرم های لایه بردار، سابسیژن یا آزاد کردن جوشگاه های فرو رفته از زیر، تزریق کلازن، هیالورونیک اسید و چربی را نام برد. گاهی نیاز است برای رسیدن به نتیجه مطلوب از چند روش استفاده نمود.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جوش صورت ( آکنه) چیست و راه درمان آن کدام است؟

 جوش چیست؟

جوش یا آکنه، طیف متنوعی از ضایعات پوستی است که به صورت لکه‌های قرمزرنگ یا دانه‌های پُررنگ در پوست و یا دانه‌های زیر پوست شدیدتر و همراه با ضایعات چرکی در تنه و اندام‌ها و صورت مشاهده می‌شود.

*عوامل ایجاد کننده جوش کدامند؟

 ۱- چربی سطح پوست: پوست‌های چرب یکی از عوامل ایجاد آکنه یا جوش صورت می‌باشند.
۲- گروهی از میکروب‌هایی که روی پوست زندگی می‌کنند.

۳- التهابات ایجاد شده روی پوست (در بعضی مواقع)

۴- انسداد مجاری غددی زیرپوستی

*عوامل مؤثر یا مستعد کننده ایجاد آکنه کدامند؟

مهم‌ترین عامل، عوامل زمینه‌ای هستند و در کنار آن‌ها یکسری عوامل دیگر وجود دارد مانند:

– افزایش چربی زیر سطح پوست

– استفاده از کرم‌های آرایشی که چربی زیادی دارند

– کار کردن در محیط‌هایی که هوای آن محیط زیاد گرم می‌باشد؛ مانند افرادی که بیشتر در آشپزخانه‌ها و محیط‌های گرم داخل کارخانه کار می‌کنند

– مصرف بعضی از داروهای قلبی

– استفاده از داروهای کورتونی که به صورت نادرست تجویز شود

– استفاده از استروئیدهای آنابولیزان (داروهای افزایش دهنده حجم عضلات) در آقایان ورزشکاران

*آکنه معمولاً در چه سنی دیده می‌شود و آیا ژنتیک در آن مؤثر است؟

معمولاً این جوش‌ها در حوالی سن بلوغ و میانسالی دیده می‌شوند. ممکن است یکسری از آن‌ها خود به خود بهبود یابند و نیاز به درمان خاصی نداشته باشند. عوامل ژنتیکی به تنهایی علت مؤثری در ایجاد آکنه نمی‌باشند، ولی عوامل مختلف به نوعی زمینه ساز ایجاد عامل ژنتیک می‌تواند باشد.

در ایجاد آکنه ۳ عامل سلولهای مرده پوست، غدد چربی و باکتریهای سطح پوست نقش کلیدی خواهند داشت:

۱- افزایش ترشح غدد چربی:

در دوران بلوغ ترشح هورمون تستوسترون(TESTOSTRONE) یا همان هورمون مردانه افزایش می یابد. تستوسترون هم در بدن مردان و هم در بدن زنان موجود میباشد اما میزان آن در بدن مردان ۴ برابر زنان میباشد. هنگامی که ترشح تستوسترون افزایش می یابد، تستوسترون توسط پوست بهدی هیدروتستوسترون مبدل گشته و سبب تحریک غدد چربی میگردند. بنابراین حجم و میزان ترشح غدد چربی افزایش می یابد.
۲- عدم ریزش طبیعی سلولهای مرده سطح پوست:

 برخی اوقات ریزش سلولهای مرده پوست از حال طبیعی خارج میگردد. ریزش نامناسب سبب میگردد که سلولهای مرده پوست به یکدیگر چسبیده و بروی هم انباشته گردند.
۳- افزایش سرعت تکثیر سلولهای پوست:

برخی اوقات سرعت تکثیر سلولهای پوست از حالت طبیعی خارج گشته و با سرعت بیشتری تکثیر می یابند (۵ برابر حالت طبیعی). همین امر سبب میگردد تا سلولهای پوستی بموقع ریزش نیابند.
۴-هنگامی که سلولهای مرده پوست بموقع نمیریزند و یا سرعت تکثیرشان افزایش می یابد، سبب انسداد روزنه های فولیکول میگردند. بنابراین ترشحات مترشحه از غدد چربی نمیتوانند مانند قبل بسهولت از کانال فولیکول جریان یافته و به سطح پوست بریزند. از طرفی هنگامی که ترشحات غدد چربی از میزان طبیعی خود افزایش می یابد دو عامل فوق دست بدست هم داده و سبب احتباس و تجمع مواد چرب(SEBUM) در پشت محل انسداد میگردند. تجمع ترشحات  چربی به همراه سلولهای مرده پوست به زیر روزنه های مسدود یک محیط ایده آل برای رشد و تکثیر باکتریهای بی هوازی پوست فراهم می آورند. بنابراین جوش های موسوم به آکنه تجمع باکتریها، سلولهای مرده پوست و چربی میباشند. هرگاه محتویات جمع شده در این کانالهای مسدود به داخل پوست اطراف نفوذ کند یک واکنش التهابی روی میدهد. تجزیه سبوم به اسیدهای چرب و ترشح آنزیم توسط باکتریها نیزمسبب التهاب میباشند. التهاب جوشها به علت هجوم گلبولهای سفید به سمت جوشها میباشد که برای از میان بردن عامل متجاوز و از میان بردن آنها صورت میپذیرد.
نکته: همانطور که هورمون تستوسترون ایجاد آکنه میکند، استروژن یا همان هورمون زنانه در خشک کردن و کاهش ترشحات غدد چربی موثر بوده و میتواند سبب درمان آکنه گردد.
در کدام نواحی بدن بیشتر آکنه دیده میگردد؟
هر کجا که مو وجود داشته باشد جوش هم ممکن است ایجاد گردد. اما در برخی نواحی بدن که غدد چربی تراکم بیشتری داشته و میزان ترشح چربی بیشتر میباشد آکنه نیز بیشتر مشاهده میگردد این نواحی شامل: صورت، قفسه سینه، پشت، شانه ها و بخش فوقانی بازوها میباشند.
نکته: یکی دیگر از عواملی که میتواند در ایجاد آکنه موثر باشد خود مو میباشد. موهای ضخیم و بزرگ مجرای عبور چربی را باز نگاه میدارند اما موهای ریز و ضعیف فاقد چنین خاصیتی میباشند.

آکنه چیست؟

ضایعاتی که در اثر بسته شدن مجاری غدد چربی در صورت، گردن، پشت، شانه ها و سینه بوجود می آیند جوش یا به اصطلاح آکنه می گویند. این ضایعات بصورت جوش های سر سیاه، سر سفید، جوش چرکی، کیست و ندول می توانند بروز کنند. آکنه در اکثر نوجوانان دیده میشود و می تواند تا پایان جوانی و حتی بالای سی سال هم دیده شود. جوش معمولاْ بعد از چند سال بهبود می یابد ولی نمیتوان آن را به حال خود گذاشت چون با بهبود بعضی از جوشها، جوشگاه بوجود آمده تا پایان عمر باقی می ماند و از نظر زیبائی مشکل ساز هستند. گرچه این جوشگاه ها قابل ترمیم هستند ولی مانند پوست صدمه ندیده نمی شوند. در بعضی مواقع جوشگاه ها از نظر روحی فرد را آزار می دهند. بنابراین عاقلانه این است که جوش را درمان نمود تا جوشگاه را؛ چون درمان راحت تر و سریعتر است و نتیجه کار هم رضایت بخش تر است.

چگونگی بوجود آمدن جوش:

غدد سباسه یا چربی از بدو در هر دو جنس وجود دارد. در اوایل دوران بلوغ با ترشح هورمون مردانه یا آندروژن این غدد شروع به بزرگ شدن و فعالیت خود که تولید و ترشح چربی است، را آغاز می کنند. غدد چربی در تمام سطوح پوستی بجز در کف پا و دست وجود دارد ولی بیشترین تراکم آنها در صورت، سینه، پشت و شانه ها است. غدد چربی ترشحات خود را بوسیله مجاری چربی که در ارتباط با فولیکول مو است، به سطح پوست تخلیه می کند. افزایش ترشح چربی باعث صدمه به مجاری غدد میگردد و سلول های جدار این مجاری آسیب دیده و کنده می شوند و این سلول های صدمه دیده بهم پیوسته و تولید پلاک یا لخته می کنند و می توانند مجاری را مسدود نمایند. از طرفی در بعضی افراد پوسته ریزی پوست بعلت بعضی نقص ها در آنزیم های لازمه برای پوسته ریزی طبیعی، بطور کامل انجام نمی گیرد و پوسته های روی هم انباشته شده در منافذ مجاری چربی باعث بسته شدن این مجاری می شوند. با بسته شدن این مجاری به هر وسیله، چربی در مجاری انباشته شده و باکتری های موجود در این مجاری رشد زیادی کرده و این چربی ها را تخمیر میکنند و مواد شیمیائی تولید شده در اثر تخمیر و ترشح بعضی فاکتورها از باکتری های موجود و همچنین انباشتگی چربی در مجاری باعث صدمه بیشتر به دیواره مجاری شده و آن را  بطور کامل از بین می برند. با ورود چربی، سلول  های مرده دیواره، باکتری ها و مواد تخمیری و آنزیمی به داخل پوست فرآیند التهاب فعال شده و سبب قرمزی و چرکی شدن جوش میگردد.

عوامل ایجاد کننده و تشدید کننده جوش

بهداشت فردی: گر چه آلودگی و کثیف بودن صورت و بدن علت ایجاد جوش نیستند ولی در تشدید جوش کمک می کنند. شستن صورت روزی دوبار با صابون و یا شامپو در بهبودی جوش کمک می کند. با آب گرم نباید صورت را شست، چون گرما ترشح چربی را افزایش می دهد و همچنین آب سرد نیز می تواند منافذ مجاری را خشک تر کنند و به بسته شدن این منافذ کمک نماید. پس بهتر است با آب ولرم صورت را شست.

رژیم غذائی:

معمولاْ غذا باعث ایجاد جوش نمیشود. گرچه غذاهای چرب و شیرین در بعضی افراد جوشها را بدتر می کنند ولی این عمومی نیست و بقیه افراد نیاز به رژیم غذائی ندارند. ترشح زیادی انسولین در خون و رسیدن آن به پوست در برخی افراد باعث ایجاد جوش می شود. با خوردن غذاهای شیرین و چرب ترشح انسولین افزایش می یابد. پس فقط افرادی که با خوردن چربی و شیرینی دچار جوش می شوند نیاز است که از خوردن این غذاها پرهیز کنند. البته باید توجه داشت که عوامل دیگری نیز در ایجاد و تشدید جوش سهیم هستند. پس باید موقعی قضاوت کرد که این غذاها باعث تشدید جوش می شوند که با هر بار مصرف آنها جوش بدتر شود. از جمله غذا و خوراکیهایی که باعث این علت میشوند شامل: غذاهای چرب، تنقلات، خرما، کشمش، محصولات دریایی ( ماهی و میگو )، بعضی از میوه جات ( موز ، کیوی ، خرمالو ) و غیـره. بهـترین راهکار پرهیز از مواد غذایی و خوراکیهایی است که فرد اظهار میکند با خوردن آنها جوش صورتش بدتر میشود.

نور خورشید:

گرمای حاصل از نور خورشید باعث تحریک ترشح چربی و از طرفی باعث خشک شدن منافذ می شود. پس بهتر است از قرار گرفتن در تابش مستقیم آفتاب اجتناب کرد.

فراورده های آرایشی:

افرادی که پوست چرب و دارای جوش هستند باید از کرم پودر و مرطوب کننده و حتی ضد آفتاب هایی استفاده کنند که فاقد چربی باشد. این محصولات باید غیر آکنه زا و غیر کومدون زا باشند. موااد آرایشی را باید روزی دوبار از صورت خود با آب و یا شیر پاکن های فاقد چربی و سازگار با پوست چرب پاک کنید. کرم پودرهای رنگی فاقد چربی می توانند قرمزی پوست شما را از نظر مخفی کنند. در صورت لزوم از مارکی استفاده شود که باعث التهاب پوستی نگردد (شما به آن حساسیت نداشته باشید که با تست کردن در داخل بازو می توانید از سلامت آن مطمئن شوید).

دوران بارداری و عادات ماهیانه:

در ۳ ماهه نخست بارداری و چند روز پیش از قاعدگی به خاطر نوسانات هورمونی آکنه تشدید میگردد.
داروها: مصرف برخی داروها میتواند ایجاد آکنه کند مانند استروئیدها و کورتیکواستروئیدها، تزریق و یا مصرف قرص تستوسترون، لیتیوم و دانازول.
 رژیم غذایی:

مصرف بیش از حد ید سبب تشدید آکنه میگردد. ید در نمک، مارچوبه و غذاهای دریایی وجود دارد.
مواد شیمیایی: برخی مواد شیمیایی ایجاد آکنه میکنند مانند علف کشها، قیر و قطران زغال سنگ، روغن پارافین، روغنهای روان کننده و روغن های خوراکی حین آشپزی.
تحریکات پوستی: از اعمال فشار و ایجاد سایش در نواحی مستعد  زدن جوش خودداری کنید. از قرار دادن طولانی مدت دستان بزیر چانه خودداری کنید.
 آب و هوا:

 آکنه در آب و هوای گرم و مرطوب تشدید میگردد.همچنین پس از سونای طولانی مدت.
 فصول سال:

شیوع آکنه در فصول پاییز و زمستان افزایش می یابد.
 آلودگیها و محرکهای محیطی.
اعمال فشار، ترکاندن و کندن جوشها: عامل ایجاد جوشهای جدید میباشد.
**درمان جوش :

در درمان جوش نباید خسته شوید. چون درمان جوش یک فرآیند مداوم و طولانی است. درمان جوش در حقیقت کنترل جوش زدن صورت و بدن شما می باشد نه ریشه کن کردن آن. اگر با درمان جوش شما بهبود یافت درمان را قطع نکنید بلکه با مشاوره با پزشک خود داروهای مصرفی را تعدیل دهید. گاهی نیاز است تا کنترل کامل جوش صورت بمدت شش ماه دارو مصرف کرد. در صورتی که بعد از مصرف دو ماه از دارو جوش صورت شما بهبودی نیافت شما به داروهای مصرفی مقاوم هستید و باید درمان تغییر یابد. بسته به نوع جوش و وضعیت جسمانی و هورمونی بدن دارو انتخاب می شود. پس بدون مشاوره با پزشک خود اقدام به مصرف یا تغییر دارو نکنید. در صورتی که با مصرف دارو تغییری در وضعیت جسمانی و یا پوست شما ایجاد شد پزشک خود را در جریان گذارید.

 در مواردی که کیست و ندول ایجاد شود گاهی نیاز به تزریق دارو بداخل کیست و ندول است و گاهاْ کرایو نیز در درمان مورد استفاده قرار می گیرد. جوشهای سر سیاه و سر سفید اگر با مصرف کرم های لایه بردار تخلیه نشوند نیاز به تخلیه آنها با وسایل خاصی است. پس از فشار دادن این جوشها و هر نوع جوش جهت تخلیه آن پرهیز کنید چون باعث شدت التهاب و ایجاد جوشگاه میگردد. از کندن جوشها اجتناب کنید چون باعث لک و ایجاد جوشگاه میگردد. در طول درمان گاهی نیاز است که از آنتی بیوتیک خوراکی از قبیل تتراسایکلین، اریترومایسین، داکسی سایکلین و غیره … مصرف نمایید. این داروها علاوه بر کاهش مقدار باکتری باعث کم شدن التهاب نیز میگردند. اگر با مصرف طولانی آنتی بیوتیک دجار قارچ تناسلی شدید با اطلاع پزشک دارو را قطع و قارچ را درمان نمایید.

از عوارض جانبی داروها هراس نداشته باشید و به پزشک خود اطمینان کنید چون ترس از دارو باعث اختلال در روند درمان می گردد. در صورت هر گونه تغییری در مزاج و وضعیت جسمی پزشک خود را مطلع نمایید. اگر داروئی غیر از داروی درمانی جوش مصرف می کنید به پزشک اطلاع دهید. مصرف بعضی از داروها در زمان بارداری و شیر دهی مضر هستند بنابراین در صورتی که شما باردار هستید یا به نوزادتان شیر می دهید به اطلاع پزشک برسانید.

 در مواقعی جوش به داروهای رایج جواب ندهد و یا جوش بصورت کیست و ندول های بزرگ باشد با صلاحدید پزشک شاید نیاز به مصرف داروی اکوتان (ایزوتره تینوئین) باشید. این دارو عوارض متعددی دارد که الزاماْ در هر بیماری دیده نمی شود. باید قبل از شروع و در طول درمان برای پیشگیری از عوارض این دارو معاینات پزشکی و آزمایشات لازم انجام گیرد. در حین مصرف این دارو و احتیاطاْ تا یک سال بعد از قطع دارو باید جلوگیری از حاملگی صورت گیرد. دوره درمان باید کامل شود چون می تواند باعث عود جوش گردد. توصیه های پزشک را در حین درمان جوش فراموش نکرده و دقیقاْ اجرا کنید. همیشه در ذهن داشته باشید که جوش را نمی توان بطور کامل از بین برد ولی می توان آن را کنترل نمود.

درمان جوشگاه های جوشروش های مختلفی برای از بین بردن جوشگاه ها استفاده میشود ولی باید در نظر داشته باشید که با هیچ روشی نتیجه صد در صد نیست. از جمله این روش ها می توان از لیزر، میکرودرم ابرشن، لایه برداری با مواد اسیدی و کرم های لایه بردار، سابسیژن یا آزاد کردن جوشگاه های فرو رفته از زیر، تزریق کلازن، هیالورونیک اسید و چربی را نام برد. گاهی نیاز است برای رسیدن به نتیجه مطلوب از چند روش استفاده نمود. همچنین می توانید از یخ برای کاهش التهاب و تورم جوشها استفاده کنید. -چای بنوشید و سیر مصرف کنید. – خمیر نشاسته یک لایه بردار ملایم میباشد. خمیر نشاسته را میتوانید با مخلوط نشاسته و آب بدست آورید. – شما میتوانید برای خشک کردن جوش ها از خمیر دندان (غیر ژلی) استفاده کنید. برای اینکاراندکی از خمیر دندان را بروی جوشها قرار دهید. -برای کاهش تورم و التهاب جوشها اندکی کرم هیدروکورتیزون بروی جوشها بمالید.

غذاهای مفید

تعداد کمی از متخصصان پوست عقیده دارند که رژیم غذایی نمی تواند بر آکنه اثر بگذارد؛ اما متخصصین تغذیه زبده و دارای تجربه کافی و نیز پزشکان طب جایگزینی، در این زمینه موفقیت های چشم گیری با رویکرد رژیم غذایی به دست آورده اند.

* به نظر می رسد که کمبود روی در رژیم غذایی، در التهاب و تورم پوست و تأخیر در بهبود زخم و شرایط بروز آکنه نقش داشته باشد.

* جگر در برگیرنده مقادیر بالای ویتامین A است که به کاهش جای زخم کمک می کند. هویج و سیب زمینی شیرین حاوی بتاکاروتن است که به ویتامین A تبدیل می شود. دریافت کافی بتاکاروتن برای آکنه مفید است.

* غلات سبوس دار نیز حاوی کروم است که به کاهش عفونت پوست کمک می کند.

* تخم بزرک، کنجد، ذرت بو داده و آفتاب گردان محتوی اسیدهای چرب ضروری مورد نیاز برای بهبود پوست هستند. می توان مواد فوق را با هم چرخ کرد و در یخچال نگه داری نمود و با ماست، میوه ها، سوپ ها و غلات مصرف کرد.

همچنین توت ها، مرکبات، فلفل و انبه منابع غنی ویتامین C هستند که برای سلامت سیستم ایمنی و مقابله با عفونت های باکتریایی مورد نیازاند.
* آواکادو و جوانه گندم محتوی ویتامین E است که به ساختار پوست و سلامت آن کمک می کند.

* سیر، پیاز و تخم مرغ حاوی سولفور است که به رهایی از آکنه کمک می کند.

* روغن پامچال محتوی گاما لینولئیک اسید است که به ایجاد پوست تازه کمک کرده و آن را نرم و قابل ارتجاع نگه می دارد.

غذاهایی که باید از خوردن آنها پرهیز کرد:

* جلبک های دریایی که حاوی مقادیر بالای ید است، در بعضی موارد باعث بدتر شدن آکنه می شود.

* برای بیشتر نوجوانان، داشتن پوستی سالم و درخشان یک اولویت محسوب می شود. شواهد علمی مبنی بر اثر شکلات و شیرینی های خامه ای بر روی پوست و ایجاد آکنه وجود ندارد.

* تحقیقات نشان داده است که رژیم غذایی غنی از چربی های ضروری که بیشتر در مغزها، دانه ها و ماهی های روغنی یافت می شود، می تواند در حفظ سلامت پوست نقش داشته باشد.

* عادات غذایی بد می تواند در کیفیت پوست و مو تأثیر بگذارد.

* بعضی از گیاه شناسان توصیه می کنند که مالیدن مخلوط روغن درختچه چای و برگهای کلم و سیرتازه بر روی پوست مبتلا به آکنه می تواند مفید واقع شود.

بلوغ زودرس چیست؟

 

 

بلوغ زودرس چیست؟

 

 

 

ظاهر شدن علائم بلوغ‌ ‌ازنظر فیزیکی و هورمونی در دختران قبل از 8 سالگی و در پسران قبل از 9 سالگی،‌ ‌بلوغ زودرس نامیده می‌شود. ابتدا این کودکان بلندتر از همسن‌های خود هستند ‌ولی به‌دلیل بلوغ زودرس استخوان‌ها‌،‌ ‌در نهایت قد کوتاه‌تری در‌ ‌بلوغ خواهند داشت.

 

چرا‌ ‌بلوغ زودرس مهم است؟‌

 

‌بلوغ زودرس از دو جنبه اهمیت زیادی دارد؛ جنبه اول، علت ایجادکننده است که پزشک متخصص با انجام آزمایش‌های لازم و پیگیری‌های منظم و دقیق کودک، طی مدت طولانی به‌دنبال علت ایجاد آن می گردد و جنبه دوم، اثر بلوغ زودرس بر رشد قدی و روانی کودک است‌. ‌همچنین کودکان مقابل استرس‌های زمان‌ ‌جوانی قرار می‌گیرند و نمی‌دانند چه کار باید بکنند . آنها از نظر جسمی‌ ‌تظاهرات بلوغ را دارند ولی تجربه کافی ندارند. و نیز دختران با ظاهر شدن علائم بلوغ جنسی،‌ ‌ممکن است دچار وحشت و مشکلات روحی شوند.

 

عوامل ایجاد بلوغ زودرس کدامند؟‌

 

‌بلوغ زودرس در دختران، ? برابر شایع‌تر از پسرهاست. در بعضی دخترها،‌ علت خاصی برای بلوغ زودرس دیده نمی‌شود و بیشتر جنبه خانوادگی دارد و در‌ ‌سایر افراد خانواده (مادر یا خواهران وی) نیز چنین حالتی دیده می‌شود، ولی در مواردی بیماری‌های مهم دستگاه عصبی مرکزی می‌تواند این حالت را ایجاد کند. گاهی تولید‌ ‌هورمون‌های جنسی زنانه که به دلائلی ایجاد می شود ،باعث بلوغ زودرس می‌شوند.

 

آیا‌ ‌درمان بلوغ زودرس لازم است؟‌

 

‌هنگامی‌که بلوغ در سنین پایین رخ دهد، رشد قدی کودکان بیشتر می‌شود و این کودکان به‌ ‌نسبت کودکان هم سن خود قدبلندتری خواهند داشت ولی پس از دو سه سال که بلوغ کامل شد، رشد قدی متوقف شده و در نهایت بزرگسالان کوتاه قدی خواهند شد. از نظر شکل فیزیکی‌ ‌نیز ممکن است مشکلاتی دیده شود. به‌علاوه از نظر روانی، این کودکان دچار مشکلات زیادی خواهند شد.

رشد اندام ها و بروز علائم بلوغ در نوجوانان کم‌سن و مقایسه خود با سایر همسالان، باعث بروز اضطراب شدید در این کودکان و‌ ‌والدین آنها می شود.

 ‌آثار فردی: در بعد حیات فردی بلوغ زودرس عوارضی نظیر ضعف بدن ، افت حیات عقلانی ، بروز و ظهور اضطراب ، هیجانات پر دامنه و غیر قابل کنترل ، بروز حالت یاس و تزلزل روحی ، اختلالات عصبی ، کندی در رشد فکر ، و… را در پی دارد.

 

آثار اجتماعی: در عرصه ی حیات اجتماعی بلوغ پیشرس موجد عوارضی از قبیل خشونت و لجاجت ، عصیان در برابر دیگران ، تن دادن به انزوا و گوشه گیری ، پدید آمدن روابط و ارتباطات نامناسب و غلط ، افت کار و تحصیل ، هدف قرار دادن   مساله ی جنسی در عرصه ی زندگی و غیره می باشد.

 

مشکلات اخلاقی: بلوغ زودرس از لحاظ اخلاقی یک آفت خوانده می شود به این علت که نوجوان از نظر عقلانی در شرایط سنی کودکان هم سن خود اما از نظر جسمی و تمایلات نفسانی، تمایلات و خواسته های غریزی بزرگتر ها را دارد. به عبارت دیگر فرد 10 ساله تمنای 16 ساله ها را دارد. و از اینکه بتواند در برابر آن خواسته ها موضع معقولی بگیرد ناتوان خواهد بود.

 

علل و عوامل پیشرسی بلوغ در کودکان

 

1- عوامل ارثی یا ژنتیک و انتقال این ویژگی زود رسی بلوغ از والدین و اجداد به فرزندان

2-  عامل تغذیه ، بویژه غذاهای هورمون دار و مصرف زیاد مواد پروتئینی مانند گوشت و تخم مرغ و غیره

3- عوامل اجتماعی و فرهنگی مانند دیدن صحنه های جنسی و شنیدن داستان ها و شرح حال های مربوط به آن نوع مسائل ، تصویر ها و تبلیغات انواع رسانه ها مانند تلویزیون و ماهواره ، اینترنت و سی دی و غیره.

4- بازی ها و نوازش های غلط و بی غرض توسط والدین در دوران خردسالی

5- اضطرابات و نا امنی های مکرر برای کودک و دلشوره هایی که برای او در عرصه ی زندگی حاصل می شود و او را در خود غرق می کند.

6- از دیگر عوامل ایجاد بلوغ زودرس می توان به وجود عوامل محیطی مثل نوع لباس ، معاشرت ناصحیح ، ستایش جنس مخالف نزد کودک ، تعقیب کنجکاوی و تجسس توسط کودک ، نیاز شدید به محبت ، نقص اخلاق و شوخی های بی بندوبار و … میتوان نام برد.

عوامل اجتماعی و فرهنگی مانند دیدن صحنه های جنسی و شنیدن داستان ها و شرح حال های مربوط به آن نوع مسائل ، تصویر ها و تبلیغات انواع رسانه ها مانند تلویزیون و ماهواره ، اینترنت و سی دی و غیره می تواند از علل مهم ایجاد بلوغ زود رس دانست.

 

راهکار های بلوغ زودرس کودکان

 

1-  والدین باید با ایجاد رابطه ی صادقانه و دوستانه با دختر یا پسر مبتلای خود ، برای او پیدایش این تغییرات را  توضیح دهند و او را از  مراقبت ها ی ضروری آگاه کنند.

 

2- ارتباط والدین با معلمان فرزندشان جهت بر قراری ارتباط دوستانه ی آنان با کودکان هم سن خود و جلو گیری از ایجاد مشکلات روانی در این زمینه.

 

3- رعایت عوامل و شرایط فردی و خانوادگی و اجتماعی قابل کنترل (عوامل و شرایط ذکر شده در مورد علل بلوغ زودرس) جهت تعدیل و کاستن از عوارض و پی آمد های بلوغ پیشرس در زندگی حال و آینده ی این کودکان.

 

4- مراجعه به پزشک متخصص جهت بررسی و درمان پیشرسی بلوغ کودکان برای پیشگیری از مشکلات استخوانبندی ، رشد قدی و فیزیکی و انجام معاینات و آزمایش های مداوم.

 

بنابراین درمان باید بسیار زود شروع شود (قبل از سن استخوانی 12سال برای دختران و 13 سال برای پسران.) در صورت موفقیت، پزشک درمان را تا‌ ‌رسیدن کودک به سن طبیعی بلوغ ادامه می‌دهد و سپس قطع می‌کند تا بلوغ به‌طور طبیعی‌ ‌در سن طبیعی پیش‌ رود. آگاهی والدین به نشانه‌های بلوغ زودرس با مراجعه زود و به موقع موفقیت درمان را به‌دنبال دارد. نکته مهم این است که هوش این کودکان‌ ‌طبیعی و حتی در مواردی بالاتر از کودکان هم‌سن است.

 

 

 

 

 

 

 

خودتان را با دیگران مقایسه نکنید…

خودتان را با دیگران مقایسه نکنید:

 

هیچ چیز بیشتر از این خوشبختی و شادی من را تباه نمی کند که وقتی خودم را با کسی مقایسه می کنم. اما چرا اینکار را می کنم؟ اینکار باعث می شود دیگر از آنچه هستم و آنچه دارم نتوانم لذت ببرم. همیشه کسی وجود دارد که شغلی بهتر، پول بیشتر، ماشین زیباتر، یا صورت جذاب تری داشته باشد. خیلی ها هم هستند که همه اینها را با هم دارند. شما هم عادت کرده اید مدام خودتان را با دیگران مقایسه کنید؟

البته ما همیشه ظاهر کار را می بینیم. تصورت ما همیشه براساس ظاهر بیرونی شکل می گیرد. اینجور مقایسه فقط باعث ناراحتی ما می شود.

 

من خودم تو موقعیت های خیلی زیادی اینکار اشتباه را انجام می دهم. مثلاً در کار با خودم فکر می کنم که چقدر همکارم باهوش است و غبطه می خورم که چرا من نمی توانم مثل او باشم؟ گاهی اوقات همکارانی را می بینم که پول بیشتری در می آورند و باز همان حسرت و غبطه. اینگونه فکرها فقط احساس ناراحتی، ناامنی و افسردگی در من باقی می گذارند.

 

راه های مختلفی وجود دارد که مقایسه کردن خودمان با دیگران باعث آسیب رساندن به ما می شوند و اگر ادامه پیدا کنند، آنوقت یک خلاء عمیق عاطفی در ما ایجاد می شود. در زیر به بعضی از احساساتی که موقع مقایسه کردن خودم با دیگران به من دست می داد اشاره می کنم. ببینید شاید شما هم درگیر چنین احساساتی می شوید.

 

1. دزدیدن حس شادی. از همان ثانیه اول حس رضایت و خرسندی از من گرفته می شود. شانس لذت بردن از آنچه که دارم و آنچه که تابه حال به دست آورده ام از من دزدیده می شود. در قلبم حس حسادت رشد می کند و دوست دارم چیزی را داشته باشم که آن فرد دارد. کم کم مرغ همسایه برایم غاز می شود. واقعاً احمقانه است که چرا باید به خودم اجازه بدهم همچنین احساسی در من ایجاد شود و خوشحالیم از بین برود.

 

2. ایجاد حس بی کفایتی. وقتی خودم را با کسانی که موفق تر از من هستند مقایسه می کنم، همچکدام از تلاش هایم خودم دیگر به چشم نمی آیند. البته واقعیت این است که من هیچ درک عمیقی نسبت به موقعیت آنها ندارم. نمی دانم که چطور به چنین موقعیتی رسیده اند و فکر میکنم چون باهوش تر و عاقل تر از من بوده اند، موفق تر از من شده اند.

 

3. ایجاد حس ناامنی. مقایسه کردن خودم با این وضعیت، حس اعتماد به نفس من را خراب می کند. همه چیز خودم دیگر برایم زیر سوال می رود. نگران این می شوم که دیگران چه فکری درمورد من می کنند. گاهی فکر می کنم که دیگران از من سوء استفاده می کنند.

 

اگر اجازه بدهم این احساسات نارضایتی، بی کفایتی و ناامنی همه من را فرا می گیرند. گودال عمیقی می شوند که همه انگیزه و لذت من را در خود دفن می کند. البته، راه هایی برای دوری از این دام وجود دارد.

 

طی سالها سعی کرده ام به خودم آموزش دهم که دیگر خودم را با کسی مقایسه نکنم. متوجه شده ام که این نوع فکر کردن به ضرر من است و باید از آن دوری کنم. در زیر به بعضی از راه هایی اشاره می کنم که به شما کمک می کند از دام مقایسه کردن خود با دیگران دور بمانید.

 

1. در نطفه خفه اش کنید.

 

اولین کاری که می کنم این است که کنترل افکارم را در دست می گیرم. وقتی متوجه می شوم که دارم خودم را با کسی مقایسه می کنم، بالافاصله از آن دست می کشم. فکرم را به همه چیزهایی که باید به خاطرشان قدردان باشم معطوف می کنم. در ذهنم به خود متذکر می شوم که خانواده خیلی خوبی دارم، شغل خوبی دارم و زندگیم عالی است. لیستی از همه چیزهایی که باید برایشان قدردان باشم تهیه کرده ام. این لیست خیلی خوب به من کمک می کند تا فکرم را عوض کنم.

 

2. همه چیز آنطور که به نظر می رسد نیست.

 

به خودم یادآور می شوم که من فقط دارم به ظاهر زندگی آن فرد نگاه می کنم. خیلی وقت ها به تجربه فهمیده ام که همیشه همه چیز آنطور که در ظاهر به نظر می رسد نیست. آنهایی که اط نظر مالی خیلی موفق به نظر می رسند خیلی وقت ها روابط بسیار اسفناکی دارند. آنهایی که آزادی خیلی وسیعی دارند، معمولاً خیلی تنها هستند. خیلی مهم است که از رو جلد یک کتاب درمورد آن قضاوت نکنیم.

 

3. آنچه که اهمیت دارد ظاهر نیست.

 

به خودم یادآور می شوم که ارزش من به عوامل ظاهری مثل اینکه چقدر پول دارم، چه ماشینی سوار می شوم، و کجا زندگی می کنم نیست. افتادن در چنین دامی خیلی راحت است. جامعه ما چنین طرز تفکری را ایجاد می کند. ما معمولاً آدم ها را برحسب این چیزها می سنجیم. اما ارزش واقعی آدم باید از این باشد که می دانیم دیگران را دوست داریم، انتخابات عاقلانه ای می گیریم، و از این قبیل. همه ما خصوصیاتی داریم که باید تحسین شود، همه ما آدم های خاص و به طریق خودمان ارزشمندیم.

 

دست از مقایسه کردن خودتان با دیگران بردارید و زندگی کنید.

 

برای داشتن یکز ندگی کامل و شاد باید استعدادها و توانایی های خودمان را پرورش دهیم. باید پیدا کنیم که به چه چیزی علاقه داریم و نقاط قوتمان را در همان راستا تقویت کنیم. نباید سعی کنیم مثل دیگران باشیم و باید قدر آنچه که داریم بدانیم و به خاطر آن سپاسگذار باشیم. این ممکن نیست مگر اینکه کنترل افکارتان را به دست گیرید، قدرشناس بودن را تمرین کنید و ارزش واقعی خودتان را کشف کنید.

 

شما برای اجتناب از مقایسه کردن خودتان با دیگران چه می کنید؟

 

 

 

 

 

 

 

 

آیا گوگل کافی است ؟

در حالی که بسیاری عقیده دارند گوگل استاندارد فعلی را برای جستجو در وب تعیین می کند، برخی از اهالی فن اعتقاد دارند با استفاده از پیشرفت های هوش مصنوعی ابزار بهتری می توان به کار برد.
جستجو برای بسیاری از افراد مثل مصرف اکسیژن است. درک موفقیت هایی که گوگل در آنالیز مستندات وب، ابر محاسبات و تبلیغات اینترنتی کسب کرده است، بسیار ساده و در عین حال مفید است. این در حالی است که برخی از کارآفرینان عرصه هوش مصنوعی معتقدند گوگل پایان تاریخ نیست. بلکه تکنیک های آن می تواند راهی به سوی آینده را به ما نشان دهد.
کارشناسان تکنیک های هوش مصنوعی معتقدند روزی خواهد رسید که مردم می توانند طرح یک داستان یا فهرست تمام سیاستمدارانی که نظری مخالف با نظر شما در اطراف خود طی 5 سال گذشته داشته اند را جستجو کنند. تکنیک های هوش مصنوعی مثل پردازش زبان طبیعی، تشخیص اشیا و یادگیری آماری ماشین، بار دیگر ذهنیت جستجوگران وب را به آتش خواهد کشاند.
از نظر موتور جستجو، وب اساسا بدنه ای از واژگان در میلیاردها صفحه همراه با ابرلینک هایی است که آن واژگان را به هم وصل می کنند. یکی از موفقیت های بزرگ گوگل اتصال موثر آن کلمات، اندازه گیری ارتباط به وسیله ظاهر واژگان یک صفحه و تعداد ابرلینک هایی که به آن صفحه اشاره می کنند یا میزان محبوبیت آن است.

 

به عنوان یک قاعده باید گفت موتورهای جستجو کلمات را نمی فهمند، آنها تنها برای تطبیق دادن واژگان کلیدی یک صفحه، نزدیک بودن واژگان یا لینک شدن به صفحه های دیگر را بررسی می کنند.
در نتیجه موتورهای جستجو نکات زبان بشر را از دست می دهند. برای مثال گوگل برای جستجوی یک عبارت ساده مثل «کتاب های نوشته شده توسط کودکان» به دنبال صفحه هایی می گردد که کلمه های «کتاب ها» و «کودکان» را شامل می شوند و کلمات ربط را به این دلیل که در تمام صفحه ها به مقدار زیاد استفاده شده اند، در نظر نمی گیرد. البته این کلمات در برخی موارد کلا معنای عبارت را عوض می کنند. همان طور که عبارت «کتاب های نوشته شده توسط کودکان» با عبارت «کتاب هایی درباره کودکان» و «کتاب های کودکان» فرق می کند.
یکی از بزرگ ترین موانعی که سر راه ساخت هوش مصنوعی در موتور جستجو قرار دارد، این است که پیاده سازی آن در مقیاس بزرگ تقریبا غیرممکن است. برای این که نتایج کارآمدی محاسبه شود، نیازمند نیروی محاسباتی سخت افزاری و نرم افزاری بسیار است و این عمل فوق العاده گران تمام خواهد شد. ولی قانون مور هزینه ها را برای کامپیوترها، پردازنده ها و پهنای باند پایین می آورد و فرصت های زیادی را فراهم می کند. همچنین جستجو یک کسب وکار پرمنفعت است. گوگل سالانه تقریبا 6 میلیارد دلار از تبلیغاتی که به نتایج آن لینک شده اند، درآمد کسب می کند.

 

 

گرفتن نبض جستجو :

 

 

برای مثال سایت medstory تکنیک های هوش مصنوعی را برای یکی از نواحی دانش که همان بهداشت و سلامت است، به کار برده که صنعتی پر از تغییرات است و باعث می شود مردم نتوانند همیشه اطلاعات به روزی داشته باشند.
تمرکز روی یک بدنه بخصوص دانش بسیار اقتصادی تر و کارآمدتر است. روش هایی که medstory برای بیرون کشیدن دانش بیشتر از علم پزشکی برای مشتریان و پزشکان استفاده می کند، می تواند در صنایع دیگر مثل سرمایه گذاری یا سرگرمی نیز استفاده شود.
سطح تکنیک های medstory همانند گنجی از دانش است که به یکباره به کاربر داده می شود. در غیر این صورت کاربر وب برای به دست آوردن آنها باید ساعت ها یا روزها وقت صرف کند.
برای مثال بعد از جستجوی عبارت «کلسترول پایین» مجموعه ای از نتایج که به موضوعات دیگری مثل دارو، علائم و اطلاعات تغذیه تقسیم می شوند، بازگردانیده می شود. در داخل هر زیرموضوع فهرستی از موارد مربوط به کلسترول پایین یافت می شود. برای مثال در تغذیه بیشترین لینک های مرتبط با این موضوع، روغن زیتون است. اگر ماوس را روی آن ببرید صفحه ای حاوی اطلاعات روغن زیتون و فواید آن برای کلسترول بالا باز می شود! اگر به همین ترتیب جستجو کنید شاید روزها برای پیدا کردن یک مطلب مفید وقت نیاز داشته باشید!

 

طبیق عکس :

تصور کنید عکسی از یک مبل راحتی را آپلود می کنید و از موتور جستجو می خواهید یکی شبیه به آن را پیدا کند. این ابزار ممکن است هم مبل های شبیه را برای شما نمایش دهد و هم فروشگاه هایی که می توانید از آنها مبل بخرید.
در حال حاضر بیشتر موتورهای جستجوی تصویر به کلمات کلیدی یا توضیحات متنی که به تصویر پیوست شده اند، تکیه می کنند تا بتوانند فهرستی از نتایجی که با پرس وجو مطابقت دارند را برگردانند. اگر تصویر توضیحات کافی نداشته باشد این روش کاربرد ندارد. سایت riya که بنا به دلایلی در حال حاضر کار نمی کند، توسط هوش مصنوعی درون تصویر را نگاه می کرد تا اطلاعاتی درباره کیفیت آن استخراج کند. این سایت از یک سری الگوریتم برای محاسبه تراکم، الگوها و بافت های تصاویر استفاده می کرد و آنها را در یک نمایش ریاضی از تصویر قرار می داد که آن را امضای دیداری می نامند. هر تصویر از بیش از 6000 عدد تشکیل می شود و این موتور جستجو به وسیله هوش مصنوعی، وب را به دنبال امضاهای مشابه می گشت.

 

 

 

 

 

سخن فلسفی

 

تغییر نکنید  بخاطر اینکه آدمها دوستتان داشته باشند. خودتان باشید و بدانید آدمهایی که لیاقتتان را دارند خود واقعی شما را دوست خواهند داشت .

 

 

جملات ارسطو

بیشترین تاثیر افرادخوب زمانی احساس می شود که از میان ما رفته باشند .