گفتاردرمانی آنلاین آتیه تهران + گفتاردرمانی آنلاین ایران اسکلت بدن

مقدمه

انجام حرکات بدن در یک جانور پرسلولی فقط بر عهده ماهیچه‌ها نیست و جانوری که تنها از ماهیچه‌های خود برای حرکت کردن استفاده کند، حرکاتش بسیار کند خواهد بود. در عوض جانورانی که برای ماهیچه‌های خود تکیه‌گاهی دارند حرکتشان هم به نسبت سریع است این تکیه‌گاه را اسکلت می‌نامند. جانوران دارای اسکلت خارجی معمولا جثه‌های کوچکی دارند. در عوض امروزه بزرگترین جانوران کره زمین مانند فیل دارای اسکلت داخلی هستند جنس اسکلت داخلی از استخوان یا غضروف و یا هر دو باهم است.

نقش اسکلت آدمی

در انسان هم مانند جانوران دیگر ، وظیفه اسکلت عبارتست از: حفاظت اندامهایی مانند مغز ، قلب ، ششها و حرکت. چون اسکلت تکیه‌گاه عضلات قرار می‌گیرد. در عین حال مغز استخوان مرکز گلبول سازی است. همچنین استخوان را باید منبع مهم ذخیره مواد معدنی بخصوص کلسیم شمرد که وجود آنها در فعالیتهای حیاتی بدن ضرورت دارد.
اسکلت آدمی برای سهولت مطالعه به سه بخش سر ، تنه ، دست و پا تقسیم می‌شود.

استخوانهای سر

استخوانهای سر عموما از نوع استخوانهای پهن هستند اسکلت سر شامل دو بخش جمجمه و چهره است. استخوانهای جمجمه 8 تا است و عبارتند از: یک پیشانی در جلو ، یک استخوان پس سری که در پشت و زیر جمجمه قرار دارد این استخوان سوراخی بیضوی دارد که از آن راه ، مغز با نخاع مربوط می‌شود. دو استخوان آهیانه در طرف بالای جمجمه ، دو استخوان گیجگاه در دو پهلوی جمجمه ، یک استخوان پروانه که کف جمجمه را تشکیل می‌دهد. یک استخوان غربالی در پشت و بالای حفره‌های بینی. استخوانهای چهره 14 قطعه است. 13 قطعه چسبیده به جمجمه و بی‌حرکت است و یک قطعه آرواره تحتانی متحرک است.

استخوانهای تنه

ستون فقرات

ستون فقرات از 29 قطعه استخوان ساخته شده است به هر یک از قطعات ستون مهره یک مهره می‌گویند. مهره‌های پشت به قسمی روی هم قرار گرفته‌اند که جسم آنها روی هم و سوراخ آنها در امتداد یکدیگر و در نتیجه لوله درازی بوجود می‌آید محل استقرار نخاع است. میان جسم هر دو مهره یک تیغه غضروفی قرار گرفته است. مهره‌های ستون مهره‌ها را از نظر شکل و محل به پنج بخش تقسیم می‌کنند. مهره‌های گردن که تعداد آنها 7 تا است. مهر‌های پشت که تعداد آنها 12 تا است و به دو زایده پهلویی و مهره پشت دو دنده متصل است. مهره‌های کمر که تعداد آن 5 تا است. استخوان یکپارچه دنبالچه که از اتصال که از اتصال 4 یا 5 مهره جنینی بوجود آمده است.

قفسه سینه

دنده‌ها ، دوازده جفت کمان استخوانی هستند که از عقب به زایده پهلویی مهره‌های پشت متصلند و از جلو به جز دو جفت آخر با واسطه غضروف به جناغ مربوطند. جناغ ، استخوان پهن است شبیه خنجر که غضروف دنده‌ها به آن متصل می‌شوند. از 12 جفت دنده و ستون مهره‌ها و جناغ فضای محدودی بوجود می‌آید که دیافراگم ، آن را از پاینی مسدود می‌کند. این فضا که شش و قلب را در خود جای می‌دهد، قفسه سینه نام دارد.

استخوانهای دست و پا

دست و پا هر یک بوسیله چند استخوان به تنه متصل می‌شوند. استخوانهای رابط دسته را به تنه ، شانه و استخوانهای رابط پا را به تنه ، نیم‌لگن می‌گویند.

استخوان شانه

دو استخوان است. یکی ترقوه در جلو که از یک طرف به جناغ و از طرف دیگر به کتف مربوط است دیگری کتف در پشت شانه کتف استخوان پهن و نازکی است که شکل مثلث دارد سر استخوان بازو ، در گودی استخوان کتف فرو می‌رود و در آن می‌چرخد.

استخوان نیم‌لگن

استخوان منفردی است که از چسبیدن سه استخوان جنینی به نام استخوانهای تهی‌گاهی ، شرم‌گاهی و نشیمن‌گاهی بوجود آمده است. از مجموع دو نیم‌لگن و استخوان خاجی فضایی بوجود می‌آید که به آن لگن خاصره می‌گویند.

استخوان دست

دست شامل این استخوانها است. استخوان بازو استخوانی است دراز و از بالا در سوراخ کتف مفصل می‌شود و از پایین با استخوانهای ساعد ارتباط دارد. استخوانهای ساعد که شامل زند زبرین و زند زیرین است زند زیرین ، زایده‌ای به نام آرنج دارد که با استخوان بازو مفصل می‌شود ولی زند زبرین از پایین به مچ مفصل می‌شود. مچ دست ، هشت استخوان کوتاه دارد که در دو ردیف قرار دارد. کف دست ، پنج استخوان نسبتا دراز دارد که از یک طرف با مچ مفصل می‌شود و از طرف دیگر با انگشتان. انگشتان دست که هر یک سه بند دارد، جز شست که دارای دو بند است.

استخوان پا

استخوان ران که درازترین استخوان بدن است. سر برجسته آن در گودی نیم‌لگن فرو می‌رود و در آن می‌چرخد، سر دیگر آن دو برجستگی و یک شیار دارد. در مقابل شیار ، استخوان کوچک پهنی به نام کشکک جای دارد. استخوانهای ساق ، شامل درشت نی و نازک نی است. درشت نی از بالا با ران و از پایین با استخوانهای مچ پا مفصل می‌شود. قوزک داخلی پا ، سر درشت نی است. نازک نی از بالا به درشت نی تکیه می‌کند و از پایین ، قوزک خاجی پا را می‌سازد.

مچ پا ، 7 استخوان دارد که بزرگترین آنها پاشنه را بوجود می‌آورد. کف پا ، شامل پنج استخوان است. استخوانهای مچ به جز پاشنه و استخوانهای کف به صورت قوسی قرار گرفته‌اند و کاملا به زمین تکیه نمی‌کنند. انگشتان پا که هر یک شامل سه بند است. به جز شست که دو بند دارد. استخوانهای انگشتان پا کوچکتر از استخوانهای انگشتان دست هستند و تحرک مختصری دارند.

رشد و نمو استخوان

همه استخوانها در دوره جنینی در ابتدا به صورت بافت پیوندی ظاهر می‌شوند اما تبدیل شدن آنها به استخوان به یک طریق صورت نمی‌گیرد. استخوانهای پهن از حالت پیوندی مستقیما به استخوان تبدیل می‌شوند. اما استخوانهای دراز ابتدا از حالت پیوندی به غضروف تبدیل شده و سپس غضروف استخوانی می‌شود.

 

 

 

منبع

roshd-logo

گفتاردرمانی آنلاین همراه کرج + گفتاردرمانی آنلاین ایران استخوان جمجمه

 

 

 

 

اسکلت استخوانی سر و صورت را در مجموع جمجمه (Skull)می‌گویند که مغز درون آن قرار گرفته است

 

 

 

دید کلی

 

 

 

جمجمه بدون در نظر گرفتن استخوان متحرک فک تحتانی ، کرانیوم نامیده می‌شود. کرانیوم از دو بخش تشکیل شده است. جمجمه مغزی که بخشی از جمجمه است که وظیفه حفاظت از مغز را بر عهده دارد. و قسمت دوم استخوانهای صورت ، در جلو و پایین جعبه مغزی قرار گرفته است و اسکلت صورت را می‌سازد. استخوانهای جعبه مغزی 8 عدد هستند 4 عدد فرد و میانی و 2 عدد زوج و طرفی هستند. استخوانهای صورت 14 عدد هستند که 6 عدد زوج و 2 عدد فرد هستند.

در مجموع 22 عدد استخوان ، جمجمه را تشکیل می‌دهند. در ضخامت برخی از استخوانهای سر و صورت حفرات تو خالی هوایی به نام سینوس وجود دارند که به حفره بینی مرتبط هستند. غیر از مفصل گیجگاهی فکی که تنها مفصل متحرک جمجمه است بقیه استخوانها از طریق مفاصل لیفی به یکدیگر متصل هستند.

 

 

 

استخوانهای فرد جعبه مغزی

 

 

استخوان پیشانی

 

 

این استخوان دارای یک صفحه افقی و یک صفحه عمودی است. بخش عمودی ، پیشانی و جدار قدامی کاسه سر را می‌سازد. سطح برونی این بخش محدب است و روی آن برآمدگیهای پیشانی دیده می‌شود. در زیر این برآمدگیها ، قوسهای ابرویی وجود دارد. سطح درونی بخش عمودی دارای چینهایی است که مربوط به چینهای نیمکره‌های مغزی است. بخش افقی این استخوان در تشکیل حفره مغزی قدامی و بخش برونی آن در تشکیل سقف کاسه چشم شرکت می‌کند.

 

 

 

استخوان پرویزنی

 

 

 

این استخوان در قسمت قدامی قاعده جمجمه و در زیر استخوان پیشانی و قدام استخوان اسفنوئید قرار دارد. دارای یک صفحه سوراخدار به نام صفحه غربالی ، یک تیغه عمودی و دو توده طرفی است . صفحه غربالی بخشی از سقف حفره بینی را می‌سازد، توده‌های طرفی در تشکیل جدار خارجی حفره بینی و جدار داخلی حفره کاسه چشمی شرکت دارند.

 

 

 

استخوان شب پره

 

 

 

این استخوان در قاعده جمجمه قرار داشته و در تشکیل حفره مغزی قدامی ، میانی و خلفی شرکت دارد. این استخوان دارای قسمتهای زیر است: تنه که در تشکیل جایگاه غده هیپوفیز و سقف حفره بینی و حلق شرکت دارد، دو بال بزرگ که دارای سوراخهایی است برای عبور عصب ماگزیلاری و عصب ماندیبولار و شریان پرده مغزی میانی ، دو بال کوچک که محل عبور عصب بینایی است و دو زایده پتریگوئید که از طرفین سطح تحتانی تنه به طرف پایین کشیده شده‌اند.

 

 

 

استخوان پس سری

 

 

 

این استخوان قسمت خلفی سقف و قاعده جمجمه را تشکیل می‌دهد. این استخوان در سر سوراخ بیضی شکل را احاطه می‌کند که از طریق آن حفره جمجمه‌ای خلفی با مجرای مهره‌ای ارتباط دارد. این استخوان دارای یک صدف است که 4 تا حفره دارد، دو حفره پایینی با نیمکره‌های مخچه مجاور بوده و دو حفره بالایی با نیمکره‌های مخچه مجاور بوده و دو حفره بالایی با نیمکره‌های مغز مجاور هستند. در طرفین سوراخ بیضی توده‌های طرفی وجود دارد که دارای کانال زیر زبانی است که عصب زیر زبانی از آن عبور می‌کند.

 

 

 

استخوانهای زوج جعبه مغزی

 

 

 

استخوان آهیانه

 

 

 

این استخوان قسمتهای طرفی و سقف جمجمه را می‌سازد، این استخوانها که با یکدیگر مفصل شده‌اند، در جلو با استخوان پیشانی و در عقب با استخوان پس‌سری ، مفصل می‌گردد.

 

 

 

استخوان گیجگاهی

 

 

 

این استخوان در طرفین جمجمه قرار دارد و در تشکیل قسمت جدار طرفی و قاعده کاسه سر شرکت می‌کند. دستگاه شنوایی – تعادلی بدن در ضخامت آن قرار دارد.

 

 

 

استخوانهای زوج صورت

 

 

استخوانهای فک فوقانی

 

 

 

وقتی در خط وسط با یکدیگر مفصل می‌شوند آرواره فوقانی را تشکیل می‌دهند. هر استخوان فک فوقانی در تشکیل حفرات بینی ، دهان ، کف کاسه چشم شرکت دارد. این استخوان دارای یک تنه است که بزرگترین سینوس صورت را دربرمی‌گیرد و دهانه آن به حفره بینی باز می‌شود. این استخوان دارای 4 زایده است که مهمترین آنها ، زایده کامی است که سطح فوقانی آن قسمت اعظم کف حفره بینی را می‌سازد، سطح تحتانی در تشکیل سقف دهان و قسمت قدامی آن در تشکیل کام سفت ، شرکت دارد.

 

 

 

استخوانهای کامی

 

 

 

در بخش خلفی حفره بینی و در عقب فک فوقانی قرار دارد. هر استخوان در تشکیل جداره خارجی و کف حفره بینی ، سقف دهان و کف کاسه چشم شرکت دارد.

 

 

 

استخوانهای گونه

 

 

در طرفین صورت قرار دارد و برآمدگی گونه را می‌سازد. هر استخوان گونه در تشکیل جدار خارجی چشم و برجستگی گونه‌ای ، شرکت می‌کند.

 

 

 

استخوانهای بینی

 

 

 

دو استخوان کوچک و تقریبا چهار گوش هستند. از نظر شکل و اندازه در افراد مختلف متفاوت‌اند. اتصال استخوانهای بینی بهم پل بینی را می‌سازد.

 

 

استخوانهای اشکی

 

 

 

کوچکترین و خرد شونده‌ترین استخوانهای جمجمه می‌باشند. این استخوان در تشکیل قسمتی از جدار داخلی کاسه چشم و جدار خارجی حفره بینی شرکت دارد. در بخش قدامی از سطح خارجی آن یک ناودان عمودی وجود دارد که جایگاه کیسه اشکی است.

 

 

 

استخوانهای شاخک تحتانی بینی

 

 

 

خمیده و نازک بوده به جدار خارجی حفره بینی می‌چسبد. بین شاخک تحتانی و جدار خارجی حفره بینی ، ماتوس تحتانی بینی قرار دارد که مجرای اشکی بینی به داخل آن باز می‌شود.

 

 

 

استخوانهای فرد صورت

استخوان تیغه بینی

 

 

 

استخوان نازک ، پهن و ذوزنقه ای شکل است که قسمت خلفی دیواره میانی بینی را تشکیل می‌دهد. نیمه فوقانی کنار قدامی آن با تیغه عمودی اتموئید (پرویزنی) و نیمه تحتانی آن با غضروف تیغه بینی مفصل می‌شود. کنار خلفی آن آزاد بوده و سوراخهای خلفی بینی را از هم جدا می‌کند.

 

 

 

استخوانها فک تحتانی

 

 

 

بزرگترین و قویترین استخوان صورت است که به تنهایی آرواره تحتانی را می‌سازد و با استخوانهای گیجگاهی مفصل می‌شود. دارای تنه نعل اسبی شکل و دو شاخه می‌باشد. در کنار فوقانی تنه حفراتی برای دندانها وجود دارد. شاخ فک تحتانی از انتهای خلفی تنه به سمت بالا در هر طرف کشیده می‌شود و مهمترین زایده آن زایده کوندیلار که از طریق یک دیسک غضروفی لیفی با استخوان گیجگاهی مفصل شده و تنها مفصل متحرک جمجمه را ایجاد می‌کند.

 

 

 

ملاجها و استخوان های لامی

 

 

 

ملاجها فضای نرم غشایی موقتی در استخوانهای سر هستند که در ابتدای تولد وجود دارند که بعد از تولد بسته می‌شوند. استخوان لامی در زیر زبان و بالای حنجره قرار دارد و شکسته شدن آن سبب انسداد راه هوایی می‌شود.

 

 

 

 

 

منبع:

roshd-logo

 

 

 

 

 

بزرگترین گفتاردرمانی آنلاین همراه اول کرج + گفتاردرمانی آنلاین ایران بافت عصبی ( قسمت دوم )

 

 

قوس رفلكس :

 

واحد اساسي بافت عصبي نورون اما واحد كامل ان قوس رفلكس است . هرگونه فعاليت عصبي محتاج به فعاليت چند نورون است كه بوسيله سيناپس با يكديگر داراي ارتباط بالقوه مي باشند و بهترين مثال براي توضيح طرح اساسي اينگونه فعاليتهاي عصبي قوس رفلكس ساده است و اغلب اعمال انسان چنين قوس رفلكسي را بكار مي گيرد . در ساده ترين قوس رفلكس فقط دو نورون شركت مي كنند و نمونه ان رفلكس رتول است . در اين رفلكس يك نورون حساسه ( اوران ) و يك نورون حركتي ( وابران ) شركت دارند . استطاله محيطي نورون حساسه ( دندريت ) كه در تاندون رتول ( عضله چهارسر ) قرار گرفته به جسم سلولي واقع در گانگليون ريشه خلفي ، نزديك نخاع منتهي مي شود . از جسم سلولي استطاله دومي ( اكسون ) وارد نخاع شده با جسم سلولي يك نورون حركتي سيناپس پيدا مي كند . از نورون حركتي يك رشته عصبي ( اكسون ) وارد عصب محيطي شده به الياف عضلاني عضله چهارسر ختم مي شود . اين يك مكانيسم بسيار ساده است ولي اغلب قوسهاي رفلكس در بدن بسيار پيچيده تر است و با قرار گرفتن يك نورون سوم ( نورون رابط ) بين نورون حساسه و محركه عملا اتصالات بالقوه متعددي در سيستم عصبي مركزي بوجود مي ايد و بدين ترتيب قوسهاي رفلكس پيچيده تري ساخته مي شود . بايد دانست كه وقتي يك موج عصبي به سيستم عصبي مركزي مي رسد فعاليت پراكنده اي در ان توليد مي شود و در واقع قوس رفلكس ساده به ترتيبي كه ذكر شد وجود ندارد و صرفا توضيح ان به خاطر تسهيل در فهم يك موضوع اساسي است و ان اين كه يك فعاليت عصبي مستلزم رسيدن امواج عصبي به سيستم عصبي مركزي ( بوسيله نورون اوران ) ، تغيير و جمع اوري ان ( توسط نورونهاي رابط ) و رسيدن ان به عضو عمل كننده ( توسط نورون وابران ) است .

 

 

 

 

ساختمان نورون :

 

 

 

 

نورونها از لحاظ شكل و اندازه بسيار متغير بوده اما هر يك داراي يك جسم سلولي يا پريكاريون و يك يا چند استطاله است . اين استطاله ها بر دو نوعند : اكسون كه هميشه يك استطاله واحد است و ديگري دندريتهاست و نوروني كه فقط داراي يك استطاله است و خارج از جسم سلول به دو شاخه دندريت و اكسون تقسيم مي شوند نورون يك قطبي ، نوروني كه داراي دو استطاله است دوقطبي و نوروني كه داراي چنرين استطاله است چند قطبي ناميده مي شود . براي سهولت ، جسم سلول يا پريكاريون و استطاله ها بطور مجزا بوضيح داده مي شود .

 

 

 

 

پريكاريون :

 

 

 

جسم سلولي در مقايسه با ساير سلولها بزرگ و قطر ان بين 4 تا 135 ميكرون متغير است . شكل سلول متغير و بستگي به تعداد و مسير استطاله ها دارد . سلولهاي يك قطبي كروي شكل هستند و استطاله واحدي دارند كه دو شاخه مي شود . محل انها در گانگليونهاي مغزي و نخاعي گانگليون يعني مجموعه اي از جسم سلولهاي عصبي واقع در خارج سيستم عصبي مركزي است . سلول دوقطبي دراز دوكي شكل و در هر قطب داراي يك استطاله است . نمونه ان نورونهاي اعضا حساسه مثل شبكيه چشم ، اپي تليوم بويايي و گانگليون اكوستيك است . سلولهاي چند قطبي به مراتب بيشتر و داراي استطاله هاي متعددي هستند . شكل انها از ستاره اي تا هرمي و گلابي شكل تغيير مي كند . اين نوع نورون در تمام سيستم عصبي مركزي و گانگليونهاي خودكار وجود دارد . تعداد كلي نورونهاي موجود در بدن هيچگاه دقيقا تخمين زده نشده است اما احتمالا در قشر مغز به تنهايي 14 بيليون عدد مي باشد .

 

 

 

 

هسته :

 

 

 

هسته معمولا درشت ( قطر تا 20 ميكرون ) ، كروي شكل و در مركز سلول قرار دارد . غشا هسته مشخص و داراي سوراخهاي متعدد است . مقدار هتروكروماتين كم و معمولا در محيط هسته يعني در سطح داخلي غشا هسته قرار دارد . بطور كلي هسته كمرنگ و داراي يك يا چند نوكلئول درشت است . كروماتين جنسي يا جسم بار ممكن است به كل يك نوكلئول فرعي وجود داشته باشد . اين هسته درشت كمرنگ وزيكولر ، با نوكلئول درشت پررنگ اغلب به منظره چشم جغد تشبيه شده است .

 

 

 منبع:

roshd-logo

 

 

 

گفتاردرمانی جامع آنلاین ایرانسل کرج + گفتاردرمانی آنلاین ایران بافت عصبی ( قسمت آخر )

 

 

نورونهای یک قطبی :

 

 

 

نورونهاي يك قطبي حقيقي فقط داراي يك اكسون بوده ، در افراد بالغ بطور محدود وجود دارند ولي در سيستم عصبي در حال تكامل فراوانترند . از نورونهاي يك قطبي انچه بيشتر معمول است نورونهاي يك قطبي كاذب مي باشد كه در اصل دوقطبي هستند ولي در موقع تشكيل ، اكسون و دندريت انها پهلوي يكديگر قرار مي گيرند و در يك نقطه از سلول خارج مي گردند و تا فاصله اي همراه يكديگر هستند و سپس از هم جدا مي شوند . اين نورونها در گانگليونهاي مغزي و نخاعي وجود دارند .

 

 

 

نورونهاي دوقطبي :

 

 

 

اين سلولها داراي يك اكسون و يك دندريت در دو قطب مقابل يكديگرند و در اپي تليوم بويايي ، شبكيه چشم و در بعضي گانگليونهاي حساسه مخصوص وجود دارند .

 

 

نورونهاي چند قطبي :

 

 

نورونهاي چند قطبي كه فراوانترين نورونهاست بر اسا وضع دندريتهاي خود داراي اشكال متفاوتي بوده و بيشتر هرمي و ستاره اي شكل هستند .

 

 

 

سلولهاي پوركنژ :

 

 

 

اين سلولها كه فقط در لايه مياني قشر مخچه يافت مي شوند داراي شكل بخصوصي هستند ، بدين معني كه جسم سلول به شكل بطري بوده و از قطب باريك ان دندريتها نظير شاخه هاي درخت جدا مي شوند . دندريت واحد گاهي اوقات به دو شاخه تقسيم مي شود . انشعابات دندريتها وسيع است اما تماما در يك سطح واقعند . از قطب عريض سلول يك اكسون كوچك خارج مي شود .

 

 

گانگليونها :

 

 

 

اجتماع جسم سلولهاي عصبي در خارج از سيستم عصبي مركزي گانگليون ناميده مي شود . البته تمام گانگليونها خارج از سيستم عصبي مركزي نيستند . همين اجتماع در داخل سيستم عصبي مركزي ، هسته نام دارد . گانگليونها شامل دو گروه اصلي به نام گانگليونهاي مغزي نخاعي ( گانگليونهاي حساسه ) و گانگليونهاي خودكار ( گانگليونهاي حركتي احشايي ) است .

 

 

 

ساختمان عمومي گانگليونها :

 

 

 

اندازه گانگليونها بسيار متفاوت است و از انواع بسيار كوچك محتوي فقط معدودي سلولهاي عصبي تا گانگليونهاي بسيار محتوي 50 هزار سلول و بيشتر تغيير مي كند . هر گانگليون داراي يك كپسول همبندي است كه در گانگليونهاي بزرگ ممكن است كاملا متراكم باشد . در ادامه كپسول ، يك شبكه همبندي ظريف متشكل از تيغه هاي ظريف الياف گلاژن و رتيكولر درون گانگليون گسترش مي يابد . در فواصل شبكه عروق و سلولهاي عصبي قرار دارند . علاوه بر جسم سلولهاي عصبي ، الياف عصبي ( اكسونها و دندريتها ) با غلافهاي پشتيبان انها نيز وجود دارد و هر سلول گانگليوني داراي غلافي متشكل از يك لايه سلولهاي مكعبي به نام كپسول يا سلولهاي اقماري است .

 

 

 

گانگليونهاي مغزي – نخاعي :

 

 

 

گانگليونهاي نخاعي برجستگي هايي دوكي يا كروي واقع در ريشه خلفي اعصاب نخاعي هستند . گانگليونهاي مغزي نيز به همين شكل در مسسير اعصاب مغزي قرار دارند . سلولهاي گانگليوي از نوع يك قطبي كاذب ، كه شكل انها كروي است و داراي استطاله واحدي به نام اكسون است كه پس از خروج از جسم سلول كمي دور خود مي پيچد و به شكل كلاف در مي ايد . در فاصله اي از جسم سلول عصبي اين فيبر عصبي وارد دسته هاي الياف شده ، يك استطاله كه قدري ضخيم تر است وارد عصب نخاعي يا مغزي  مي گردد و به محيط مي ايد و وارد يك عضو گيرنده مي شود . استطاله ديگر كه باريك تر است وارد سيستم عصبي مركزي مي گردد . از لحاظ بافت شناسي هر دو استطاله ساختمان مشابهي دارند . جسم سلولها كه معمولا به شكل گروهي در محيط گانگليون قرار دارند ، توسط دسته هاي الياف از يكديگر مجزا مي گردند . قطر جسم سلولها ممكن است فقط 15 تا 25 ميكرون باشد و استطاله ان بدون ميلين است . سلولهاي بزرگتر به قطر تا 100 ميكرون و استطاله انها داراي ميلين مي باشد . هر سلول با يك لايه سوللهاي كوچك پهن يا مكعبي كوتاه به نام سوللهاي اقماري يا امفي سيت ( سلول احاطه كننده ) مترادف با سلولهاي نوروگلي سيستم عصبي مركزي احاطه شده اند .

 

 

 

 

گانگليونهاي خودكار :

 

 

 

 

اين گانگليونها برجستگي هايي هستند در طول زنجيره سمپاتيك و شاخه هاي ان و همچنين در جدار احشايي كه داراي سيستم عصبي خودكار مي باشد . در محل اخير گانگليونها ممكن است بسيار كوچك باشند . اكثر سلولهاي عصبي ان چند قطبي و ستاره اي شكل ولي ممكن است معدودي سلولهاي يك قطبي و دوقطبي نيز وجود داشته باشد . بطور كلي سلولها كوچكتر از سلولهاي گانگليونهاي مغزي نخاعي و قطرشان حدود 15 تا 45 ميكرون است . دندريت اين سلولها ممكن است به دور خور بپيچد و كلافه اي شكل شود و در داخل يا خارج كپسول قرار گيرد . در عين حال بعضي سلولها بخصوص در گانگليونها كوچك در ديواره احشا فاقد كپسول اند . در چنين مواردي سلولهاي كوچك دوكي شكل نظير فيبروبلاستهاي كوچك جانشين سلولهاي كپسول مي گردند . در گانگليونهاي خودكار اكسونها معمولا بدون ميلين و برخلاف اكسون گانگليونهاي مغزي نخاعي تمايلي به تشكيل دسته هاي الياف ندارند . بعضي از سولهاي گانگليونهاي خودكار كاملا تغيير شكل يافته اند مثل سلولهاي قسمت مركزي غده فوق كليوي كه فاقد دندريت و اكسون است ولي داراي دانه هاي ترشحي از نوع كاتكولامينهاست كه با تحريك سلول وارد خون مي شوند .

 

 

 

 منبع:

roshd-logo

 

 

گفتاردرمانی هوشمند همراه اول کرج + گفتاردرمانی آنلاین ایران بافت عصبی ( قسمت چهارم )

 

 

ساختمان دندريت در نورونهاي گانگليونهاي حساسه كه تعداد ان واحد است شبيه اكسونهاي سيستم عصبي محيطي است . چنين دندريتي به سلولهاي گانگليوني يك قطبي و دوقطبي متعلق هستند . در سلولهاي چند قطبي دندريتهاي كوتاه ، متعدد ، پرشاخه و فاقد غلاف ميلين است . اين زوايد در شروع ضخيمتر و در خالي كه داراي اشكال و اندازه هاي متفاوت هستند ، اغلب فاقد سطح منظم مي باشند زيرا با زوايد كوچك و فراوان خار مانندي به نام خارهاي دندريتي پوشيده شده اند . شاخه هاي اصلي يك دندريت داراي ميكروتيوبولها ، مقداري ميكروفيلمنت ، ميتوكندريهاي دراز ، تعداد كمي لوله هاي پهن رتيكولوم بدون دانه و اجسام نيسل است . اجسام نيسل وارد شاخه هاي انتهايي نمي شوند . خارهاي دندريتي كه معمولا حدود 0.2 ميكرون طول انهاست ، داراي يك ساقه باريك و يك انتهاي حجيم با مقداري ماده فيلامانتوز مي باشند . خارهاي دندريتي در داخل داراي ساختمان خاصي است كه از كيسه هاي پهن درست شده است و بين كيسه ها ماده متراكم تيغه اي شكلي وجود دارد . خارها محل اكثر سيناپسهاي بين اكسون و دندريت است و بدين طريق نورون اصلي با تعداد زيادي نورونهايي كه بطور عملي به ان مربوطند تماس مي يابد و امواج را دريافت مي كند . تعداد ، ميزان انشعاب و طول دندريتها از نوروني تا نورون ديگر متغير است و مربوط به اندازه پريكاريون نمي باشد . دندريتها مقدار زيادي از نوروپيل ( شبكه درهم بافته از استطاله هاي سلولهاي عصبي و نوروگلي ) سيستم عصبي مركزي را تشكيل مي دهند .

 

 

 

 

اكسون :

 

 

 

اكسون يا استوانه محوري منفرد است و معمولا از ناحيه اي مخروطي شكل به نام قطي اكسوني در محيط سلول شروع مي شود . اين محل فاقد ماده كروموفيل است ولي توده نوروفيبريلها از ان گذشته و وارد اكسون مي گردند . در اكسون ماده كروموفيل وجود ندارد ، اكسون باريكتر و معمولا خيلي درازتر و مستقيم تر از دندريتهاي همان نورون است . قطر اكسونها از يك تا چندين ميكرون متغير و طول انها بين يك ميليمتر تا يك متر و بيشتر مي باشد . در طول اكسون ممكن است شاخه هاي طرفي وجود داشته باشد كه معمولا با زاويه قائمه در نزديكي قطب اكسوني از اكسون خارج مي شوند . سطح اكسون صاف و برخلاف دندريت قطر ان ثابت است . در انتها اكسون به انشعابات شاخه مانندي به نام شاخه هاي انتهايي تقسيم شده و با جسم سلول يا دندريت يا اكسون يك يا چند نورون ، در محل سيناپس تماس مي گيرد . در بعضي موارد شاخه هاي انتهايي انقدر تعدادشان زياد است كه مانند سبدي نوروني را كه به ان ختم مي شوند احاطه مي كنند . اكسون با غلافهايي ممكن است پوشيده شود . غشايي كه اكسون را مي پوشاند در امتداد غشا جسم سلول بوده و درون اكسون ميتوكندريهاي دراز ، معدودي ساختمانهاي لوله اي شكل مربوط به رتيكولوم بدون دانه ، ميكروتوبولهاي فراوان و ميكروفيلمنتها وجود دارد ( ميكروفيلمنتها در اكسونهاي بزرگتر كه امواج را سريعتر از اكسونهاي كوچكتر هدايت مي كنند فراوانتر است ) .

 

 

 

امروزه عموما پذيرفته اند كه جسم سلول عصبي با ارگاستوپلاسم وسيع خود دائما پروتوپلاسم جديد مي سازد كه در استطاله ها كه خود فاقد قدرت پروتئين سازي هستند جريان مي يابد و جانشين پروتوپلاسم مصرف شده در متابوليسم مي گردد . راه انتشار اين پروتئين جديد احتمالا نوروتيوبولهاست و سرعت جريان ان حدود يك ميليمتر در روز تخمين زده مي شود .

 

 

 

 

انواع نورون :

 

 

 

نورونها بر اساس تعداد دندريت يك قطبي يا چند قطبي مي باشند . شكل و اندازه انها نيز كاملا متغير است . بعضي از انواع نورونها در زير بيشتر توضيح داده مي شود :

 

 

نورون نوع يك گلژي :

 

 

اكثر اين نورونها داراي دندريت هاي فراوان و اكسونهاي بسيار طولاني هستند كه در ماده خاكستري سيستم عصبي مركزي از سلول خارج و وارد ماده سفيد مي گردند . الياف بعضي از انها از سيستم عصبي مركزي خارج مي شوند و بصورت الياف عصبي محيطي در مي ايند . اين گروه شامل نورونهايي هستند كه اكسون انها در اعصاب محيطي شركت مي كنند و همچنين راههاي اصلي مغز و نخاع را تشكيل مي دهند . اين نورونها امواج عصبي را به نقاط دور هدايت مي كنند .

 

 

نورون نوع دو گلژي :

 

 

 

نورونهايي ستاره شكل با اكسونهاي كوتاه و دندريتهاي منشعب متعدد مي باشند . اين نورونها در قشر مغز و مخچه و شبكيه چشم فراوان است . شكل و اندازه انها بسيار متفاوت است . از قبيل اشكال كروي ، بيضي ، گلابي ، دوكي و چند ضلعي اما همگي داراي استطاله هاي متعدد اشعه واري هستند كه به انها منظره ستاره اي شكلي مي دهند . كار اين نورونها جمع كردن تحريكات و منتشر كردن انها به تعداد زياد نورونهاي ديگر است .

 

 

 منبع:

roshd-logo

 

 

گفتاردرمانی هوشمند عظیمیه کرج + گفتاردرمانی آنلاین ایران بافت عصبی ( قسمت سوم )

 

 

ارگانلهاي سيتوپلاسميك :

 

 

 

ضخامت غشا سلول 70 تا 80 انگستروم و در محل اتصال بين سلولي و سيناپسها ساختمان مخصوصي دارد بدين ترتيب كه ماده متراكمي در سيتوپلاسم مجاور ان جمع ني شود . ميتوكندريها معمولا كوچك ، بيضي يا كروي و تاجهاي انها ، هم به شكل لوله اي و هم به شكل تيغه اي است . دستگاه گلژي ممكن است خيلي بزرگ باشد و در حالي كه اغلب  دور هسته قرار دارد ممكن است متعدد با ديكتيوزومهاي پراكنده در قسمتهاي مختلف پريكاريون باشد . يكي از خصوصيات پريكاريون وجود ماده يا ذرات نيسل است كه قسمت بازوفيل سيتوپلاسم است . ذرات نيسل بطور وسيعي در سيتوپلاسم پراكنده ، در نورونهاي حركتي درشت فراوان و در نورونهاي حساسه مقدار ان كمتر است . اجسام نيسل عبارتند از : كيسه هاي كوتاه و پهن رتيكولوم دانه دار با ريبوزومها و پلي زومها در سيتوپلاسم مجاور . اين ذرات در دندريت نيز موجودند اما در اكسون و قطب اكسوني كه ناحيه مخروطي شكل روشني در شروع اكسون از پريكاريون است وجود ندارند . بطور كلي معتقدند كه توسعه وسيع رتيكولوم دانه دار همراه با نوكلئولهاي درشت و ميتوكندريهاي فراوان به سنتز پروتئين مربوط مي شود . اين ماده سپس به قسمتهاي مختلف سلول از جمله دندريت و اكسون مي رود . رتيكولوم بدون دانه معمولا در پريكاريون وجود ندارد اما چند عدد لوله باريك ممكن است در بعضي از دندريتها وجود داشته باشد .

 

 

 

 

دومين خصوصيت ورونها وجود نوروفيبريلها در تمام سيتوپلاسم است كه به داخل دندريت و اكسون كشيده شده اند . دسته هاي فيبريل ممكن است منشعب باشند ولي تك تك فيبريلها منشعب نيستند . اين دسته ها از پريكاريون تا نوك استطاله ها امتداد دارند . ميكروسكوپ الكترونيك نشان مي دهد كه در اين دسته ها هم ميكروتيوبول ( نوروتيوبول ) و هم ميكروفيلمنت ( نروفيلمنت ) وجود دارد . ميكروتيوبولها شبيه ميكروتيوبولهاي سلولهاي ديگر ، به قطر 25 نانومتر اما ممكن است در محور خالي خود داراي يك فيلمنت نازك مركزي باشند . قطر ميكرفيلمنتها 7 تا 10 ميكرون است . اعتقاد بر اين است كه هر دوي اين ساختمانها به انتقال يونها و متابوليتها اختصاص دارند و همچنين عاملي براي پشتيباني و برقراري شكل سلول هستند . سانتريول در سلولهاي عصبي كه مي دانيم قادر به تقسيم نيستند واضح نيست اما اگر وجود داشته باشند معمولا در محيط سلول و مجاور به يك مژه واحد قرار مي گيرد . يك مژه واجد كه از يك جسم قاعده اي خارج مي شود اغلب موجود است . در سوللهاي تخصص يافته تري مثل نورونهاي دوقطبي ميله اي و مخروطي  شبكيه چشم ، مژه تغيير شكل يافته اي وجود دارد كه داراي يك نقش حساسه است . ليزوزومهاي اوليه معمولا موجود است و محل انها بيشتر نزديك دستگاه گلژي و كار انها هيدروليز محصولات انتهايي متابوليسم سلولي و شايد شكستن باشد . با افزايش سن تعداد ليزوزومهاي ثانوي افزايش مي يابد و بعضي از انها رنگدانه ليپوفوشين است . عكس العمل ذرات نيسل نسبت به ضايعه نورون اختصاصي است و بدين ترتيب است كه ذرات نيسل ظاهرا شكسته شده و در سرتاسر نوروپلاسم پراكنده مي شود و باعث تيره شدن نوروپلاسم مي گردند . اگر چنين حادثه اي به دنبال ضايعه اكسون پديدار گردد ، راكسيون نيسل يا تحريك ابتدايي سلول عصبي ناميده مي شود . اگر حل شدن ذرات نيسل مربوط به ضايعه خود نورون باشد ، كروماتولايزيس نام دارد .

 

 

 

 

انكلوزيونهاي سيتوپلاسميك :

 

 

 

قطرات چربي معمولا در پريكاريون مشاهده مي گردد كه يا يك ماده ذخيره اي است و يا محصولي ناشي از متابوليسم عادي يا پاتولژيك سلول . گليكوژن اگرچه در سلولهاي جنيني موجود است اما در سوللهاي بالغ وجود ندارد . دانه هاي پيگمان از انواع مختلف بطور وسيعي در سلول گسترده اند . ذرات ليپوفوشين كه احتمالا ليزوزومهاي ثانويه هستند در نورونهاي بزرگ يافت مي شود و با افزايش سن بر تعدادشان افزوده مي شود . رنگ اين دانه ها زرد متمايل به قهوه اي است . رنگدانه ملانين كه بصورت دانه هاي سياه متمايل به قهوه اي است در سلولهاي قسمتهاي بخصوصي نظير ماده سياه مغز مياني ، در گانگليونهاي نخاعي و سمپاتيك و در Locus Ceruleus در كف بطن چهارم وجود دارد . رنگدانه هاي محتوي اهن كه با روش ابي پروس مشخص مي گردند در نورونهاي قسمتهاي مختلفي نظير گلوبوس پاليدوس يافت مي شود و نظير دانه هاي ليپوكروم با افزايش سن تعدادشان افزوده مي شود .

 

 

 

استطاله هاي سلول عصبي :

 

 

استطاله ها يا الياف موجود در نورونها كه از مشخصات قابل توجه انهاست ، اولا راههايي براي هدايت امواج عصبي هستند ثانيا در محل تماس سلولها سطح وسيعتري برقرار مي كنند . اين استطاله ها زوايد سيتوپلاسمي جسم سلول عصبي است و در هر سلول عبارت است از يك اكسون و يك يا چند دندريت . دندريتها هدايت كننده امواج به طرف سلول و اكسون امواج را از سلول به خارج مي برد .

 

 

 

 منبع:

roshd-logo

 

 

گفتاردرمانی آنلاین فاز 4 کرج + گفتاردرمانی آنلاین ایران بافت عصبی ( قسمت اول )

 

 

سيستم عصبي تشكيل شده از تمام بافت عصبي موجود در بدن . بافت عصبي گسترش وسيعي دارد و به جز چند استثنا كوچك تمام اعضا بدن داراي يك عنصر عصبي مي باشند . اساسا سيستم عصبي بافتي است كه تحريكات را از محيط جمع و انها را به موج عصبي تبديل كرده و به يك منطقه وسيع با سازمان بسيار منظم كه گيرنده و مرتبط كننده است منتقل مي كند . در اينجا امواج دريافت و تفسير شده و سپس به اعضا عمل كننده صادر مي گردند تا عكس العملي مناسب ايجاد شود . بافت عصبي همچنين داراي مناطق مخصوصي براي اعمال ارادي و اگاهانه است . تمام اين اعمال توسط بعضي سلولهاي كاملا اختصاصي به نام نورون انجام مي شود . نورونها همراه با سلولهاي پشتيبان و مواد خارج سلولي ، بافت عصبي را تشكيل مي دهند . از لحاظ تشريحي سيتم عصبي را مي توان به دو قسمت : سيستمم عصبي مركزي و سيستم عصبي محيطي تقسيم كرد . سيستم عصبي مركزي از مغز و نخاع كه به ترتيب در جمجمه و مجراي ستون مهره واقع شده اند ، تشكيل شده است يعني در واقع سيستم عصبي مركزي توسط استخوانها محافظت مي شود . سيستم عصبي محيطي شامل بقيه ساختمانهاي عصبي بدن مي باشد . سيستم عصبي مركزي گيرنده تمام امواج عصبي ناشي از قسمتهاي مختلف داخلي بدن و امواج ناشي از تحريكات محيط خارجي است . سيستم عصبي محيطي ارتباط دهنده بافتها و اعضا با سيستم عصبي مركزي است . از لحاظ عملي سيستم عصبي به دو قسمت بدني و خودكار تقسيم مي شود كه هر يك داراي دو بخش مركزي و محيطي مي باشند . بخش سوماتيك به قسمتهايي از بدن مربوط مي شود كه از سوماتيهاس جنيني منشا گرفته اند مثل عضلات استخوانها وپوست . عضلاتي كه از قوسهاي برانشي توليد مي شوند نيز در اين تقسيم بندي قرار مي گيرند زيرا اين دو نوع عضله از لحاظ بافت شناسي ساختماني مشابه يكديگر دارند . بخش خودكار مربوط به عضلات صاف ، عضله قلب و غدد است و به ميزان وسيعي كار ان از بقيه سيستم عصبي مستقل مي باشد .

 

 

 

دو خصوصيت پروتوپلاسم بطور بارزي در نورونها افزايش يافته يكي قابليت تحريك كه ظرفيت عكس العمل نشان دادن نورون در برابر عوامل فيزيكي و شيميايي ، با شروع يك موج عصبي است و ديگري قابليت هدايت كه به نورون قدرت مي دهد تا امواج عصبي را از يك نقطه به نقطه ديگر منتقل كند . توسعه فوق العاده اين دو خصوصيت پروتوپلاسم در نورونها همراه با تنوع بسيار در شكل و اندازه انها و طول استطاله هايشان ، نورونها را از ساير انواع سلولها متمايز مي گرداند . جسم سلولي نورونها اغلب در سيستم عصبي مركزي و يا در قسمتهاي نزديك به ان تجمع يافته است و استطاله هاي ان كه داراي قدرت انتقال امواجند ممكن است تماما در سيستم عصبي مركزي و يا از سيستم عصبي مركزي تا فاصله نسبتا دوري كشيده شوند و يا ممكن است كاملا در خارج سيستم عصبي مركزي باشند . تمام نورونها مي توانند نورونهايي را كه با انها در تماس اند تحريك كنند . اين منطقه مخصوص تماس بين نورونها سيناپس نام دارد . كلمه نورون عبارت از يم سلول كامل عصبي شامل هسته و سيتوپلاسم ( پريكاريون ) به اضافه يك يا چند استطاله پروتوپلاسميك است . استطاله ها معمولا شامل چند دندريت و يك اكسون يا استوانه محوري است . ارتباط بين نورونها در محل سيناپس فقط به صورت تماس است بنابراين نورون واحد ساختماني و عملي سيستم عصبي مي باشد . ( اغلي به جسم سلولي نورون سلول عصبي و به زوايد ان فيبر عصبي مي گويند . اين دو قسمت هر دو جز نورون مي باشند . )

 

 

 

 

منبع:

roshd-logo

 

 

گفتاردرمانی جامع آنلاین فاز 4 مهرشهرکرج + گفتاردرمانی آنلاین ایران آناتومي بدن انسان و بافت شناسي2

 

شبكه كوروئيد و مايع مغزي نخاعي :

 

 

سيستم عصبي مركزي از بافت ظريفي درست شده و همانطور كه ذكر شد وسيله حفاظت ان استخوانهاي جمجمه و ستون مهره مي باشد . علاوه بر اين قسمت نرم شامه – عنكبوتيه محتوي مايعي است كه به منزله يك بالشتك مايع عمل مي كند . اين مايع ، مايع مغزي نخاعي است كه درون بطنهاي مغز و مجراي مركزي نخاع را پر مي كند . مايع درون بطنهاي مغزي بطور ازاد به مايع موجود در فضاي زير اراكنوئيد متصل و دائما تجديد شده زيرا نه تنها يك عامل محافظت كننده است بلكه نقش مهمي در متابوليسم بافت عصبي داراست .

 

 

مايع مغزي نخاعي از شبكه هاي كوروئيد ترشح مي شود . شبكه هاي كوروئيد نقاطي از بافت مغزي است كه خصوصيات جنيني خود را حفظ كرده يعني بصورت يك اپي تليوم نازك غير عصبي بوده و به نرم شامه بسيار پر عروقي چسبيده است . محل اين شبكه ها سقف بطنهاي 3 و 4 و ديواره  مياني قسمتي از بطنهاي طرفي است . در اين نقاط پوشش بطنها ( اپانديما ) از يك لايه منظم سلولهاي مكعبي به هسته هاي درشت گرد مركزي و يك راس ازاد با حاشيه مسواكي تشكيل شده است . در ميكروسكوپي الكترونيك راس سلولها ميكرو و يلوسهاي با راس حجيم فراواني نشان داده و سطوح طرفي و قاعده انها داراي چين خوردگيهايي به داخل سيتوپلاسم است . اين چين خوردگيها همراه با ميكروويلي احتمالا افزايش سطح سلول مي باشند . اين اپي تليوم بر روي بافت همبند ظريفي ناشي از نرم شامه – عنكبوتيه قرار گرفته و درون ان رگهاي خوني متعدد با جدار نازك و پوشيده با اندوتليوم ( نوع دو ) وجود دارد . تمام اين بافت كوروئيد به داخل فضاهاي بطني برجسته شده و اينجاست كه محل ترشح مايع مغزي – نخاعي مي باشد . در سطح بطن چهارم سه سوراخ : يكي مركزي ( سوراخ ماژندي ) و دو عدد طرفي ( سوراخهاي لوشكا ) وجود دارد كه مايع مغزي نخاعي از اين راه مي تواند وارد فضاي زير اراكنوئيد بشود . تمام بطنها و مجراي مركزي نخاع به يكديگر متصلند و جريان مايع مغزي – نخاعي معمولا از بطنها به طرف فضاهاي زير اراكنوئيد مي باشد .

 

 

 

جذب مايع مغزي نخاعي بيشتر از طريق سينوسها وريدي بزرگ داخل جمجمه است . اين سينوسها با بافت ليفي سخت شامه محصور شده اما در بعضي نقاط عنكبوتيه به داخل فضاي سينوس برجستگي هاي انگشتي شكلي به نام كركهاي اراكنوئيد دارد . در اين كركها كه مايع مغزي نخاعي از خون درون سينوسها فقط بوسيله مزوتليوم ( مننگوتليوم ) جدا شده مي تواند به خون برگردد . مقادير كمي از مايع مغزي نخاعي از طريق لنفاتيكهاي خارج جمجمه اي كه به فضاهاي دور عصبي اعصاب مغزي متصلند به جريان خون بر مي گردد . بدين ترتيب مايع مغزي نخاعي بطور دايم از شبكه هاي كوروئيد ترشح و جذب ان به داخل يك سيستم وريدي است . مايع مغزي نخاعي مايعي است روشن ، بي رنگ ، شبيه مايع زلاليه چشم و مايع ميان بافتي و محتوي مقادير كمي پروتئين ، گلوكز و مقداري نمكهاي غير الي مي باشد . وزن مخصوص ان فقط 1.004 تا 1.007 است و معمولا چند لنفوسيت در ان وجود دارد .

 

 

 

ساختمان سلولي سيستم عصبي مركزي :

 

 

نخاع :

 

 

نخاع در مقطع عرضي بيضي شكل است . در قسمت خلفي توسط ديواره ميان خلفي بطور نسبي به دو نيمه راست و چپ تقسيم مي شود . در حاليكه در قسمت قدامي يك شيار عميق طولي به نام شكاف مياني – قدامي وجود دارد . تمام نخاع توسط نرم شامه احاطه شده كه واردشكاف مياني قدامي نيز مي شود .گرچه تغييرات از لحاظ شكل و ساختمان مختلف تخاع ( نخاع گردني ، پشتي ، كمري ، ساكرال ) به چشم مي خورد ولي طرح اساسي نخاع در همه سطوح يكسان است . در مقطع عرضي در قسمت مركزي نخاع وسعتي است از ماده خاكستري كه از سلولهاي عصبي تشكيل شده است . ماده سفيد كه از الياف عصبي تشكيل شده ماده خاكستري را احاطه مي كند و به طنابهاي طولي به نام فونيكولي تقسيم مي گردد . بين شاخ خلفي و ديواره مياني خلفي ، طناب خلفي يا پشتي قرار گرفته است . بقيه ماده سفيد توسط شاخ قدامي و ريشه هاي عصبي و شكاف مياني قدامي به ترتيب به طنابهاي طرفي و قدامي تقسيم مي شود . بين راس شاخ خلفي و سطح نخاع وسعت كوچكي است از ماده سفيد محتوي الياف عصبي ظريف به نام منطقه ليسوئر .

 

 

 

سلولهاي عصبي در ماده خاكستري از نوع چند قطبي ، اكسون بعضي از انها بصورت ريشه هاي قدامي از نخاع خارج شده و اكسون بعضي ديگر در همان طرف و طرف مقابل وارد ماده سفيد مي شود و بالاخره بعضي هم اكسونهاي كوتاهي دارند كه نزديك به نورون خود خاتمه يافته و محدود به ماده خاكستري هستند . ( گلژي نوع دو ) .بطور كلي ماده سفيد فاقد جسم سلول عصبي يا دندريت بوده و از الياف ميلين دار و بدون ميلين تشكيل يافته است . حاشيه باريكي از سطح نخاع فقط از سلولهاي نور و گليال درست شده است .

 

 

 

 

منبع:

roshd-logo

 

 

 

گفتاردرمانی آنلاین مهرشهرکرج + گفتاردرمانی آنلاین ایران بافت استخوانی

مقدمه

 

 

استخوان یکی از سخت‌ترین انواع بافت پیوندی است. سختی آن بیشتر به یک ماده پلاستیکی شباهت دارد تا به یک سنگ. زیرا کاهش کلسیم آن را نرم می‌کند و کاتیونهایی نظیر سرب ، استرانسیم و رادیم جانشین کلسیم می‌شوند و سختی استخوان را از بین می‌برند. استخوان نظیر دیگر بافتهای پیوندی ، شامل ماده زمینه‌ای و سلولهای بافت استخوانی است. ماده زمینه‌ای به دو صورت بی‌شکل و شکل‌دار وجود دارد.

 

 

 

ساختار استخوان

 

 

استخوان شامل ماده زمینه‌ای و سلولهای بافت استخوانی است. ماده زمینه‌ای به دو صورت بی‌شکل و شکل‌دار وجود دارد. ماده زمینه‌ای بی‌شکل شامل مواد کانی نظیر فسفات و کربنات کلسیم و منیزیم ، یون سیترات ، یون فلوراید ، سدیم و پتاسیم است. مواد آلی شامل کندروآتین سولفات C و Aو پروتئینی به نام استئوموکوئید و مواد آلی دیگری است که عبارتند از: استئونکتین ، که بلورهای کانی را به کلاژن وصل می‌کنند. استئوکلسین که کلسیم را به خود می‌بندد. سیالوپروتئین و پروتئین شکل دهنده استخوان.

 

ماده شکل‌دار آن ، کلاژن I است. کلاژن به صورت یک هسته مرکزی است که مواد کانی بر روی آن رسوب کرده‌اند. کل این ترکیبات بلورهای هیدروکسی آپاتیت را تولید می‌کنند. هیدروکسی آپاتیت تیغه‌های استخوانی را به شکل دوایر متحدالمرکز می‌سازد. علاوه بر اینها ماده سومی بنام سیمان وجود دارد که اولا رشته‌های کلاژن را به یکدیگر می‌چسباند، ثانیا سیستمهای هاورسی را به یکدیگر متصل می‌کند و شکل منظمی به آنها می‌دهد. سلولهای بافت استخوانی بر چهار نوع‌اند که همزمان قابل رویت نیستند.

 

 

 

سلولهای بافت استخوانی

استئوسیتها

 

 

این سلولها ستاره‌ای شکل‌اند و دو هسته بیضی و پر از کروماتین دارند. هر استئوسیت در پیرامون خود لاکونا دارد. برای جلوگیری از مرگ سلولی ، استئوسیتها توسط زواید بسیار ظریف سیتوپلاسمی به یکدیگر مرتبط هستند. استئوسیتهایی که در نواحی عمیق یا پیر بافت استخوانی قرار دارند دارای شبکه آندوپلاسمی ناصاف و دستگاه گلژی کمتری هستند. تا زمانی که صدمه‌ای به استخوان وارد نشود، استئوسیتها تقسیم نمی‌شوند. با ایجاد ضایعه ، تقسیمات سلولها آغاز می‌شود. تعدادی از آنها به صورت استئوبلاست ، ماده زمینه‌ای بی‌شکل را می‌سازند و خود به استئوسیت تبدیل می‌شوند برخی دیگر به صورت سلولهای اجدادی استخوان باقی می‌مانند.

 

 

 

bone1

استئوبلاستها

 

 

سلولهایی هستند چند ضلعی با آنزیم فسفاتاز قلیایی فراوان و هسته‌ای که در خارج از مرکز سلول قرار دارد. این سلولها در محلی که فعالیت سازندگی زیاد است فراوان‌اند و دارای شبکه آندوپلاسمی ناصاف و دستگاه گلژی هستند. این دو نشان دهنده فعالیتهای ترشحی‌اند. به همین دلیل حبابهای ترشحی بسیاری در این سلولها دیده می‌شود. هنگام فعالیت ، تعدادی از استئوبلاستها به صورت سلولهای اجدادی استخوان ذخیره می‌شوند. اینها با وجود آنزیم فسفاتاز قلیایی ، قادرند ماده زمینه‌ای بسازند و به همین دلیل سلولهای سازنده خوانده می‌شوند. هنگام فعالیت مکعبی شکل و بازوفیلی وهنگام استراحت ، پهن و اسیدوفیلی هستند.

 

 

 

استئوکلاستها

 

 

استئوکلاستها از مونوسیتهای خون تولید می‌شوند. استئوکلاستها مسئول تجزیه ماده زمینه استخوان در هنگام استخوان سازی هستند. نقش استئوکلاستها عکس استئوبلاستهاست به همین دلیل سلولهای مخرب نامیده می‌شوند. این سلولها ، ابتدا ماده زمینه‌ای بی‌شکل و سپس کلاژن را تجزیه می‌کنند. استئوکلاستها معمولا سلولهایی غول آسا با سیتوپلاسم وسیع‌اند و تعداد 6 تا 50 هسته دارند.

 

 

 

استئوکلاستهای جوان تک هسته‌ای بوده و در هنگام فعالیت بازوفیلی و هنگام استراحت اسیدوفیلی هستند. با وجود اسید فسفاتاز دراستئوکلاستها این سلولها می‌توانند ماده زمینه‌ای را تجزیه کنند. به علاوه هنگامی که میزان کلسیم خون به علت عمل هورمون تیروکسین و پاراتورمون کاهش می‌یابد، استئوکلاست کلسیم را از استخوان می‌گیرد و به جریان خون می‌فرستد. استئوکلاستها نزدیک سطح استخوان از حفره‌ای از ماده استخوانی در حال تخریب قرار دارند.

 

 

 

انواع استخوانها

 

 

 

از نظر تشریحی ، دونوع استخوان در بدن وجود دارد: استخوانهای دراز و استخوانهای پهن. استخوانهای دراز معمولا دارای بافت استخوانی متراکم ، و استخوانهای پهن دارای بافت اسفنجی هستند.

 

 

 

استخوان متراکم

 

 

استخوان متراکم دارای یک حفره مرکزی به نام مغز استخوان است که با آندوستئوم پوشیده شده است. در پیرامون استخوان ، پرده ضریع قرار دارد که کل استخوان را حفاظت می‌کند. بین ضریع و مغز استخوان سیستمهای هاورس قرار گرفته‌اند.

 

 

 

مغز استخوان: مغز استخوان بافتی نرم ، پر از رگهای خونی و بافت شبکه‌ای است. بر روی این داربست سلولهای مادر خون یعنی همو سیتوبلاستها قرار دارند. سرخرگ ، که از ضریع و سیستمهای هاورس می‌گذرد، وارد مغز استخوان می‌شود و سرخرگچه را می‌سازد. سرخرگچه انشعاب می‌یابد و مویرگها را می‌سازد. مویرگها در راه بازگشت بهم می‌پیوندند و سیاهرگچه را ایجاد می‌کنند و از اتصال سیاهرگچه‌ها ، سیاهرگ بوجود می‌آید مویرگهای مغز استخوان از نوع سینوزوئیدی هستند.

 

 

 

آندوستئوم: آندوستئوم پوشش حفره‌هاست. سلولهای آن پهن و همانند سلولهای اجدادی استخوان است.

 

 

 

ضریع: ضریع بیرونی‌ترین پرده استخوان است. این پرده شامل دو لایه است: لایه بیرونی شامل کلاژن I و فیبروبلاست و لایه درونی دارای مزانشیم و سلولهای پهن است. کلاژن رشته‌هایی به نام رشته‌های شارپی به درون می‌فرستد تا سیستمهای هاورس را به شکل منظم و متصل بهم حفظ کند. مزانشیم در مواقع ضروری سلولهای اجدادی استخوان را می‌سازد و سپس استئوبلاستها از تغییر این سلولها بوجود می‌آیِند تا استخوان سازی صورت گیرد.

 

 

 

سیستمهای هاورس: این سیستم یک مجرای مرکزی به نام مجرای هاورس دارد. در اطراف آن تیغه‌های استخوان به صورت دوایر متحدالمرکز قرار گرفته‌اند. بر روی تیغه‌های استخوانی ، در فواصل منظم ، استئوسیتها قرار دارند. رگهای خونی و اعصاب از مجاری هاورس می‌گذرند. معمولا تعدادی مجاری عرضی وجود دارند که رگها و اعصاب از طریق آنها از ضریع به مجاری هاورس و سپس به مغز استخوان می‌رسند.

این مجاری به نام مجاری ولکمن خوانده می‌شوند. تفاوت اصلی و مهم بین ضریع و پری کندریوم ، عبور رگهای خونی و اعصاب ضریع است، یعنی رگهای و اعصاب تا مغز استخوان نفوذ می‌کنند در حالی که غضروف فقط تا پری کندریوم پیش می‌روند. در زیر ضریع بینابینی سیستمهای هاورس و پیرامون آندوستئوم ، سیستمهای هاورس ناقصی دیده می‌شوند که به ترتیب به نام سیستمهای پریوستئمی ، سیستمهای بینابینی و سیستمهای آندوستئومی خوانده می‌شوند.

 

 

 

bonetissue1

استخوان اسفنجی

 

 

 

استخوانهای اسفنجی دارای حفره‌های کوچک و بزرگ و سیستمهای هاورس ناقص هستند. پیرامون حفره‌ها ، آندوستئوم و درون آنها ، رگها و مغز استخوان قرار دارد. نظم خاصی که در سیستمهای هاورس استخوان متراکم وجود دارد در استخوان اسفنجی دیده نمی‌شود. پیرامون استخوان اسفنجی صفحه نازکی از استخوان متراکم قرار دارد.

 

 

 

استخوان سازی

 

 

در دوران زندگی یک فرد ، ابتدا استخوان سازی بر تخریب استخوان برتری دارد (دوره جنینی). در اواسط عمر ، استخوان سازی و تخریب متعادل است در اواخر عمر ، تخریب بر استخوان سازی برتری دارد. بطور کلی استخوان سازی بر دو نوع است: استخوان سازی اولیه یا جنینی و استخوان ‌سازی ثانویه یا پس از تولد. استخوان‌ سازی اولیه یا جنینی بر حسب نوع استخوانها بر دو نوع است. استخوان سازی غشایی و استخوان سازی درون غضروفی.

استخوان سازی درون غشایی در استخوانهای پهن رخ می‌دهد. به این طریق که مزانشیم تکثیر می‌یابد و پر از رگهای خونی می‌شود سپس به استئوبلاست تمایز می‌یابد. استئوبلاست با ساختن ماده زمینه‌ای و تبدیل شدن به استئوسیت ، استخوان را می‌سازد. استخوان سازی درون غضروف در استخوانهای دراز رخ می دهد. ابتدا مزانشیم غضروف را می سازد، سپس غضروف به استخوان تبدیل می شود یعنی پری کندریوم اطراف غضروف به ضریع مبدل می‌گردد. رگهای خونی از ضریع به درون غضروف نفوذ کرده کندروسیتها را تخریب می‌کنند.

 

 

همراه رگهای خونی ، استئوکلاست و استئوبلاست وارد می‌شود. استئوکلاستها پسماندها را می‌بلعند و حجره‌هایی ایجاد می‌کنند. استئوبلاستها ماده زمینه‌ای یا تیغه‌ها را می‌سازند و به استئوسیت تبدیل می‌شوند. استخوان سازی در استخوانهای دراز در دو مرحله جنینی و پس از تولد رخ می‌دهد در حالی که در استخوانهای پهن ، در دوارن جنینی استخوان سازی کامل می‌شود تا کنون دلایل آغاز استخوان سازی روشن نشده است ولی مسلم است که شرایط طبیعی و لازم برای استخوان سازی وجود مقدار معین کلسیم و فسفر در خون ، پرتوهای خورشیدی ، ویتامینهای A ، D و C ، کلسیم ، هورمونهای جنسی مونث و مذکر ، پاراتورمون و تیروکسین است.

 

 

 

 

منبع:

roshd-logo

 

 

 

 

گفتاردرمانی جامع آنلاین کوی کارمندان کرج + گفتاردرمانی آنلاین ایران بافت شناسی

 

 

 

 

 

بافت شناسی (histology) قسمتی از علوم تشریحی است که ساختمان میکروسکوپی ارگانهای مختلف بدن را مورد بحث و بررسی قرار می‌دهد.

 

 

 

مقدمه

هر بافت مجموعه‌ای از سلولهای تخصص یافته می‌باشد که کار معینی را انجام می‌دهند. بافتهای بدن به چهار دسته اصلی به نامهای پوششی ، همبند یا پیوندی ، عضلانی و عصبی تقسیم می‌شوند. بافتهای غضروفی ، استخوانی و خونی بافتهای همبند تخصص یافته محسوب می‌شوند. یادگیری جزئیات ساختمانی ارگانها و اعضای مختلف برای فهم فعالیت فیزیولوژیک و تغییرات پاتولوژیک آنها ضروری است. بنابراین بافت شناسی نه تنها به عنوان علمی مستقل نمی‌تواند مطرح گردد بلکه بهتر است مرتبط با سایر شاخه‌های علم پزشکی و به عنوان یکی از پایه‌های اصلی علوم پایه پزشکی مورد توجه قرار گیرد. ابزار کار اصلی در زمینه بافت شناسی انواع میکروسکوپها می‌باشد.

بافت پوششی

 

 

 

بافت پوششی بیرونی‌ترین و درونی‌ترین سطح هر اندام را می‌پوشاند. مانند آندوتلیوم (پوشش درونی رگهای خونی) یا مزوتلیوم (پوشش سطح بیرونی قلب ، شش و دستگاه گوارش). این نوع بافت ممکن است از اکتودرم ، مزودرم و یا آندودرم منشا بگیرد. برای مثال پوشش پوست اکتودرمی است ولی پوشش رگهای خونی مزودرمی است. بافت پوششی اندام ممکن است دارای برجستگی (جوانه چشایی) ، چین خوردگی (کریپتهای روده) ، و یا پرز (روده کوچک) باشد این ساختارها سطح اندامهای مربوطه را افزایش می‌دهند.

 

بافتهای پوششی در بدن وظایف متعددی دارند بافت پوششی بر روی بخش غیر سلولی قرار گرفته است که باعث ارتباط پوشش اندام با بافتهای زیرین می‌شود این قسمت غشای پایه نام دارد که در اغلب اندامها دیده می‌شود. به استثنای سینوزوئیدها و مویرگهای لنفی که غشای پایه ممتد ندارند. غشای پایه شامل گلیکوپروتئینهایی به نام لامینین و انتاکتین. رشته کلاژن IV و رشته‌های شبه کلاژن (شبکه ای) است. پروتئینی به نام هپارین سولفات و فیبرونکتین از دیگر ترکیبات غشای پایه است.

 

 

 

tissue1

ساختار انواع بافتهای پوششی

بافت پوششی به دو شکل ساده (تک لایه‌ای) و مطبق (چند لایه‌ای) در بدن وجود دارد.

بافت پوششی ساده: این نوع بافت فقط دارای یک لایه سلولی است که بر روی غشای پایه قرار گرفته است این بافت سه نوع است. بافت پوششی ساده مکعبی ، بافت پوششی ساده استوانه‌ای و بافت پوششی ساده سنگفرشی از انواع این بافتها هستند.

بافت پوششی مطبق

 

 

وظایف بافت پوششی

 

 

بافت پوششی به عنوان محافظ بدن و ترشح مواد مانند غدد ترشحی درون ریز و برون ریز و دفع مواد مانند بافت پوششی کلیه و جذب مواد مانند بافت پوششی روده و دریافت حس مانند مخاط بینی و نرم کردن مانند مخاط روده و تکثیر مانند بیضه و تخمدان نقش دارد.

 

 

 

بافت پیوندی

چون این نوع بافت دارای سلول و ماده زمینه‌ای با ویژگیهای خاصی است لذا قادر به انجام کارهایی است که با نام آن متناسب است. این نوع بافت ، ارتباط بین بافتها را برقرار می‌سازد ضمن اینکه به دلیل وجود سلولهایی مانند هیستوسیت ، پلاسموسیت ، ماست سل و انواع سلولهای خونی قادر به حفاظت و نگهداری بدن نیز هست. در ضمن سلولهایی نظیر فیبروبلاست و مزانشیم تمایز نیافته دارد که در مواقع لزوم کار ترمیم را انجام می‌دهند.

 

 

 

conectiontissue

انواع بافت پیوندی

خون ، غضروف و استخوان هر سه خود نوعی بافت پیوندی هستند هر چند که خون ، سیال غضروف نیمه جامد و استخوان سخت است. کار خون دفاع و تغذیه اندامها و اکسیژن رسانی است و کمبود یا افزایش آن باعث ایجاد بیماری می‌شود. با وجود اینکه گویچه‌های خون در هر لحظه از بین می‌روند ولی بخشهایی در بدن وجود دارند که اعمال خونسازی را انجام می‌دهند کلیه اعمال خون سازی با تغییر سلول مادر یعنی هموسیتوبلاست انجام می‌گیرد.

 

 

 

غضروف بافتی قابل ترمیم است وممکن است نرم ، نظیر غضروف شفاف قابل انعطاف نظیر غضروف ارتجاعی و سخت مانند غضروف رشته‌ای باشد. استخوان یکی از سخت‌ترین انواع بافت پیوندی است. سختی آن بیشتر به یک ماده پلاستیکی شباهت دارد تا به یک سنگ. زیرا کاهش کلسیم آن را نرم می‌کند و کاتیونهایی نظیر سرب ، استرانسیم و رادیم جانشین کلسیم می‌شوند و سختی استخوان را از بین می‌برند. استخوان نظیر دیگر بافتهای پیوندی ، شامل ماده زمینه‌ای و سلولهای بافت استخوانی است. ماده زمینه‌ای به دو صورت بی‌شکل و شکل‌دار وجود دارد.

 

 

 

بافت ماهیچه‌ای

سه نوع بافت ماهیچه‌ای صاف ، مخطط و ماهیچه قلب وجود دارد ماهیچه قلب وجود دارد. ماهیچه صاف دوکی شکل است و فیلامنتهای آن اکتین ، میوزین و دسمین هستند. علاوه بر تفاوتهایی که در ترکیب شیمیایی فیلامنتها وجود دارد طرز قرار گرفتن فیلامنتها متفاوت است. ماهیچه صاف از نظر عملکرد غیر ارادی است و فعالیت آن را عوامل خارجی کنترل می‌کنند در حالی که عملکرد ماهیچه مخطط ارادی و قابل کنترل است.

 

 

 

هر ماهیچه از چند رشته یا فیبر ساخته شده است که واحد ساختاری ماهیچه‌ها مشابه سلولها در بافتهای دیگر بدن است. هر فیبر ، علاوه بر ویژگیهای سلول بدن ، فیبریل نیز دارد. فیبریلها از فیلامنتها ساخته شده‌اند. ماهیچه قلب تشابه بسیار با ماهیچه مخطط دارد، تفاوتهایی نیز در ساختار آن مشاهده شده است برای مثال سارکولم در دو ماهیچه با یکدیگر تفاوت دارند و به جای تریاد در ماهیچه مخطط ، دیاد در ماهیچه قلب وجود دارد. وجود صفحات ارتباطی تفاوت دیگر ماهیچه قلب و ماهیچه مخطط است.

بافت عصبی

منشا بافت عصبی اکتودرم است و سلولهایی به نام نوروبلاست آن را می‌سازند. واحد ساختاری بافت عصبی نورون است که تحریکات را به تنهایی از راه سیناپس با نورونهای دیگر هدایت می‌کند انواع نورون وجود دارد و چهار نوع نورون یک قطبی ، دو قطبی ، چند قطبی و نورون پورکنژ در بدن وجود دارد. از تنه نورون زوایدی به نام دندریت و اکسون خارج می‌شوند که بر روی آنها غلافهای میلین و شوان قرار دارند.

 

 

بر حسب وجود یا عدم وجود این دو غلاف ، چهار نوع رشته عصبی در بدن یافت می‌شود و همچنین بر حسب طول آکسون دو نوع رشته عصبی وجود دارد. سیناپسها نیز انواع مختلف دارند برخی آکسوسوماتیک و بعضی آکسودندریتیک هستند. بافت عصبی نیز دارای بافتهای پشتیبان است که منشا آنها در اعصاب مرکزی از لوله عصبی ودر اعصاب محیطی از هلال عصبی است. نوروگلیها یا بافتهای پشتیبان از طریق عمل تبادل مواد ، ماکروفاژ و تصفیه بافت عصبی را حفظ و نگهداری می‌کنند.

musule

 

 

 

 

منبع:

roshd-logo

 

 

گفتاردرمانی آنلاین میثم کرج + گفتاردرمانی آنلاین ایران بافت ماهیچه‌ای

بافت ماهیچه‌ای یا بافت عضلانی (Muscular tissue) یکی از بافتهای اصلی بدن جانوران است. برای نامگذاری اجزای بافتهای عضلانی اغلب از دو کلمه ریشه‌ای Myo و Sarco که هر دو به معنای عضله هستند استفاده می‌شود.

 

 

 

اطلاعات اولیه

 

 

ماهیچه‌ها در انجام حرکات بدن به جاندارن کمک می‌کنند. جانداران برای ماهیچه‌های خود تکیه گاهی دارند که این تکیه گاه اسکلت نام دارد و در مجموع ماهیچه‌ها و اسکلت حرکات جاندارن را کنترل می‌کنند. بافت ماهیچه‌ای از سلولهای ماهیچه‌ای تشکیل شده است که برای انقباض تخصیص یافته‌اند. ماهیچه‌ها وسیله حرکت هستند. سلولهای ماهیچه‌ای معمولا طویل بوده و توسط بافت پیوندی به یکدیگر متصلند و ماهیچه‌های بدن را تشکیل می‌دهند. یکی از اختصاصات عمده سلولهای ماهیچه این است که در سیتوپلاسم این سلولها ، رشته‌های منقبض شونده‌ای وجود دارد و انقباض و انبساط آنها موجب انقباض و انبساط سلول ماهیچه‌ای و در نتیجه بافت ماهیچه‌ای می‌شود. بافت ماهیچه‌ای به سه دسته عضله تقسیم بندی می‌شود.

 

 

 

ماهیچه صاف

مسئول حرکات غیر ارادی اندامهای داخل بدن است. این نوع ماهیچه‌ها در اطراف اندامهای داخلی مثل روده ، طحال ، رگهای بزرگ قرار دارند. تحت کنترل اراده نیست و انقباض آن نسبتا به کندی صورت می‌گیرد. ماهیچه صاف از تعدادی سلولهای دوکی شکل طویل ساخته شده است که برخلاف ماهیچه‌های مخطط در زیر میکروسکوپ منظره مخطط ندارند و در دیواره رگهای خونی ، دستگاه گوارشی مانند لوله گوارش و دستگاه تنفسی و قاعده موها و یا مثانه و بسیاری از اندامهای دیگر قرار دارند. سلولهای این بافت تک هسته‌ای هستند.

 

 

 

ماهیچه مخطط

 

این نوع عضله را به خاطر داشتن نوارهای تیره و روشن (در زیر میکروسکوپ) عضله مخطط ، به علت چسبیده بودن آنها به استخوانها ، عضله اسکلتی و به جهت عملکرد ارادی آنها عضلات ارادی می‌نامند که وظیفه اصلی این نوع عضله شرکت در حرکات بدن می‌باشد. سلولهای عضله مخطط چون از بهم پیوستن تعداد زیادی سلول سازنده عضلانی (میوبلاست) بوجود می‌آیند بسیار بلند می‌باشند و رشته‌های عضلانی نیز نامیده می‌شوند. گروههای سلولهای عضلانی را که از تعدادی سلول موازی هم در هر گروه تشکیل می‌گردد دسته و مجموعه دسته‌ها را باهم عضله می‌نامند. این ماهیچه‌ها ارادی هستند و با یک میکروسکوپ نوری به شکل مخطط دیده می‌شوند.
این ماهیچه‌ها که به استخوانهای بازوها ، رانها و ستون فقرات چسبیده‌اند در حرکات پیچیده و هماهنگ مثل راه رفتن و نشستن دخالت دارند. رشته‌های ماهیچه‌ای در کنار هم قرار می‌گیرند و فواصل بین آنها را بافت پیوندی پر می‌کند. مجموعه‌ای از رشته‌های ماهیچه‌ای در یک پرده پیوندی محکم قرار گرفته و ماهیچه قرمز یا اسکلتی را بوجود می‌آورد. دنباله‌های مخصوصی به نام زردپی ماهیچه قرمز را به استخوانها متصل می‌کند. ماهیچه‌های اسکلتی به شکلهای گوناگون مانند دوکی ، پهن ، نواری و حلقوی وجود دارند.

 

 

 

 

عملکرد ماهیچه مخطط

 

 

 

ماهیچه مخطط دارای سلولهایی به شکل استوانه و بسیار بزرگ به طول 1 تا 40 میلیمتر به پهنای 10 تا 50 میکرومتر است. هر سلول یک میوفیبر خوانده می‌شود واجد تعدادی زیادی رشته به نام میوفیبریل است. میوفیبریل از دو نوع رشته تشکیل شده است، رشته‌های ضخیم که از میوزین و رشته‌های نازک که از اکتین بوجود آمده‌اند. هر میوفیبریل از واحدهای تکراری سارکومر تشکیل شده است که هر سارکومر در حال استراحت حدود 2 میکرومتر درازا دارد. مجموعه سارکومرها در هر میوفیبریل به شکل نوارهای تیره و روشن متناوب دیده می‌شوند هر نوار روشن توسط نوار تیره باریکی به نام صفه Z به دو نیم تقسیم می‌شود. در حقیقت فاصله بین دو صفحه Z همان سارکومر است.

در نوارهای روشن رشته‌های اکتین وجود دارند و در نوارهای تیره رشته‌های اکتین و میوزین کنار یکدیگر قرار می‌گیرند. در نوارهای تیره رشته‌های اکتین و میوزین به صورت متصل قرار گرفته‌اند و این اتصال از طریق سر میوزین صورت می‌گیرد. انرژی لازم برای انقباض ماهیچه از هیدرولیز ATP و با فعالیت ATP آزی سر میوزین تامین می‌گردد. هنگام انقباض سارکومرها کوتاه می‌شوند که این امر ماحصل در هم فرو رفتن رشته‌های میوزین و گذشتن آنها از کنار یکدیگر است. اندازه نوار تیره در این حالت ثابت می‌ماند در حالیکه نوار روشن کوتاه می‌شود.

انقباض ماهیچه

 

 

 

انقباض ماهیچه تحت تاثیر تحریکات عصبی صورت می‌گیرد. آزاد شدن یون کلسیم از شبکه سارکوپلاسمی باعث شروع انقباض می‌شود. شبکه ساکوپلاسمی شبکه‌ای از غشاهای صاف است که میوفیبریلها را احاطه می‌کند. این شبکه مخزن یونهای کلسیم است. شبکه‌های سارکوپلاسمی شبیه به شبکه آندوپلاسمی است. با این تفاوت که در غشای سارکوپلاسمی پروتئین خاصی وجود دارد که کلسیم به آن متصل می‌شود تحریکات عصبی باعث تغییراتی در غشای پلاسمایی سلولهای ماهیچه‌ای می‌شود.

این تحریکات طی مراحلی بر شبکه سارکوپلاسمی تاثیر می‌گذارد که نتیجه آن باز شدن مجرای کلسیم موجود در شبکه سارکوپلاسمی و رها شدن یونهای کلسیم به درون سیتوزول است. افزایش ATP آز در سرهای میوزین و انقباض ماهیچه می‌گردد. وقتی تحریک عصبی قطع می‌شود فعالیت ATP آزی پمپ کلسیم در غشای سارکوپلاسمی، یونهای کلسیم را به داخل شبکه سارکوپلاسمی هدایت می‌کند و غلظت آن را در سیتوزول کاهش می‌دهد. نتیجه این فرآیند توقف فرآیند انقباض است.

 

 

 

بافت ماهیچه‌ای قلبی

 

 

سلولهای تشکیل دهنده عضله قلب مشابه سلولهای ماهیچه مخطط بوده ولی تفاوتهای عمده‌ای با سلولهای عضله مخطط دارند که این تفاوتها به شرح زیر است. سلولهای ماهیچه قلبی بسیار کوچکتر از سلولهای ماهیچه مخطط است. سلولهای عضله قلبی یک یا دو هسته‌ای هستند که هسته درشت آنها در مرکز سلول قرار دارد. مکانیسم انقباض در ماهیچه قلبی همانند ماهیچه مخطط است. سلولهای عضله قلبی غیر قابل تقسیم هستند و سلولهای آسیب دیده قلبی توسط بافت همبند جایگزین می‌شوند و به همین دلیل آسیبهای وسیع غیر قابل جبران می‌باشد.

 

 

 

سیستم هدایت قلب

عضله قلب بدون نیاز به تحریک عصبی به طور خودکار منقبض می‌شود و این امر ناشی از عملکرد سلولهای تخصص یافته‌ای است که از تغییر سلولهای عضلانی حاصل می‌شوند و کار آنها تولید تحریک برای ضربانات قلبی و هدایت این تحریکات به قسمتهای مختلف قلب برای هماهنگی انقباض دهلیزها و بطنها می‌باشد. این سلولهای تخصص یافته ساختمانهایی را بوجود می‌آورند که در مجموع سیستم هدایتی قلب را تشکیل می‌دهند.

 

 

 

 

 

 

 

گفتاردرمانی جامع آنلاین سجاد کرج + گفتاردرمانی آنلاین ایران بافت همبند

 

بافت همبند بافتها و ارگانهای مختلف را به هم می‌پیوندد. این بافت در زیر اپی تلیوم و اطراف ارگانهای مختلف به عنوان یک لایه پشتیبان عمل می‌نماید و به همین دلیل آن را بافت پشتیبان نیز می‌نامند. بافت همبند از سه جز اصلی یعنی سلولها ، رشته‌ها و ماده زمینه‌ای تشکیل شده است.

دید کلی

 

 

مهمترین وظایف بافت همبند ، با توجه به اجزا تشکیل دهنده آن شامل موارد زیر است.

 

 

پشتیبانی از سایر بافتها.
فراهم آوردن محیط قابل انتشار برای مبادله مواد غذایی و دفعی بین خون و سلولها.
شرکت در دفاع از بدن با داشتن سلولهای ماکروفاژ ، پلاسماسل ، ماست سل و … و بروز دادن واکنش التهابی و جلوگیری از انتشار عوامل بیماری‌زا.
ذخیره آب ، الکترولیتها و پروتئینها.
شرکت در ترمیم زخمها.

 

 

 

conec.4

سلولهای بافت همبند

فیبروبلاست

فیبروبلاست ، فراوان‌ترین سلول بافت همبند است که همه انواع رشته‌های بافت همبند و مواد آلی ماده زمینه‌ای را سنتز می‌کند. فیبروبلاست ، سلولی است با هسته بیضوی و روشن و دارای کروماتین ظریف است که حاوی یک یا دو هستک واضح می‌باشد. ارگانهای دخیل در پروتئین سازی در فیبروبلاست بطور گسترده دیده می‌شوند. در مواردی که فعالیت سلول کاهش می‌یابد، اندازه سلول کوچکتر شده و هسته آن پر رنگ و دوکی دیده می‌شود که در این حالت فیبروسیت نیز می‌نامند. فیبروسیتها درصورت تحریک قابل برگشت به حال فعال می‌باشند

 

 

 

ماکروفاژها

 

 

 

ماکروفاژها سلولهایی دارای قدرت بیگانه خواری هستند که سلولهای فرسوده و بقایای سلولی و میکروارگانیسمها را به درون خود کشیده و توسط آنزیمهای لیزوزومی ازبین می‌برند. ماکروفاژها بطور غیر مستقیم درحفظ و ترمیم و بطور غیر مستقیم در دفاع از بدن دخیل هستند. ماکروفاژها از مغز استخوان نشات می‌گیرند. ماکروفاژ آزاد دارای هسته‌ای لوبیایی و خارج از مرکز و سیتوپلاسمی وسیع و حاوی اجسام باقی مانده می‌باشد که آنها را به سادگی از فیبروبلاستها قابل تشخیص می‌سازد.

علاوه بر ماکروفاژهای بافت همبند ، سایر بافتها و ارگانها نیر دارای سلولهایی با ویژگیهای ماکروفاژها می‌باشند که اسامی متفاوتی به آنها داده می‌شود. به عنوان مثال ، این سلولها را در کبد به نام کوپفر ، در ریه به نام ماکروفاژهای ریوی ، در بافت عصبی مرکزی به نام میکروگلی و در ارگانهای لنفی به نام ماکروفاژهای دیواره سینوزوئیدی می‌نامند.

 

 

پلاسماسل

 

 

پلاسماسلها سلولهایی هستند بیضوی یا تخم مرغی شکل با هسته کناری که سیتوپلاسم آنها به علت وسعت فراوان شبکه آندوپلاسمی دانه‌دار ، که قسمت عمده سیتوپلاسم را اشغال کرده بازوفیل دیده می‌شود. بارزترین مشخصه پلاسماسلها طرح هسته آنها می‌باشد که نقاط تیره و روشن کروماتین در آن منظره‌ای شبیه صفحه ساعت یا چرخ ارابه ایجاد می‌نماید.

 

 

در اغلب پلاسماسلها ، در بالای هسته منطقه روشنی جلب توجه می‌کند که با دستگاه گلژی وسیع سلول مطابقت می‌نماید. پلاسماسلها از سلولهای لنفوسیت B مشتق می‌شوند. به این معنی که لنفوسیت B پس از برخورد با آنتی ژن تحریک و تقسیم می‌گردد که یکی از سلولهای حاصل از تقسیم ، به پلاسماسل تبدیل می‌شود.

 

 

 

conec.2

ماست سلها

 

 

 

ماست سلها سلولهای بزرگی هستند که به تعداد زیاد در بافت همبند یافت می‌شوند و سیتوپلاسم آنها حاوی گرانولهای درشت و بازوفیل می‌باشد. وظیفه اصلی ماست سلها ذخیره واسطه‌های شیمیایی است که در جریان واکنشهای آلرژیک آنها را آزاد می‌سازند و مهمترین واسطه‌های شیمیایی مترشحه بوسیله ماست سلها هپارین و هیستامین می‌باشند.

 

 

ماست سلهایی که در غشاهای مخاطی یافت می‌شوند بجای هپارین حاوی کندروایتین سولفات می‌باشند و بر این اساس ماست سلها را دو نوع متفاوت محسوب می‌کنند. لکوترین ماده دیگری است که توسط ماست سلها ترشح می‌شوند و باعث انقباض آهسته عضلات صاف می‌گردند. غشای ماست سلها حاوی رسپتورهای متعدد برای نوعی از آنتی بادی مترشحه توسط پلاسماسل به نام IgE می‌باشد.

 

 

سلولهای چربی

 

 

سلولهای گرد یا چند وجهی هستند که چربی ذخیره شده در آنها به صورت قطره‌ای بزرگ ، حجم عمده سلول را اشغال می‌کند.

 

 

سلولهای مزانشیمی

 

 

سلولهای مزانشیمی تشکیل دهنده لایه مزودرم جنینی هستند که از نظر شکل ظاهری شبیه فیبروبلاستها می‌باشند. این سلولها چند استعداده می‌باشند و قادرند به انواع مختلف سلولها تمایز یابند و به همین دلیل به سلولهای متمایز شده نیز معروفند.

 

 

رشته‌های بافت همبند

رشته‌های کلاژن

 

 

 

این رشته‌ها از پروتئین هم نام خود به اسم کلاژن ساخته شده‌اند که فراوان‌ترین پروتئین بدن محسوب می‌گردد. رشته‌های کلاژن در همه انواع بافت همبند ، ولی به میزان متفاوت یافت می‌شوند. سنتز کلاژن بوسیله فیبروبلاستها مشابه ساخت سایر پروتئینها می‌باشد. سنتز کلاژن توسط سلولهای استئوبلاست دراستخوان ، کندروپلاست در غضروف ، ادونتوپلاست در دندان ، سلولهای عضله صاف در دیواره رگهای خونی و سلولهای اپی‌تلیال نیز انجام می‌گیرد. ترکیب اسید آمینه تشکیل دهنده کلاژن در بافتهای مختلف دارای تفاوتهای جزئی است.

 

 

 

رشته‌های رتیکولر

 

 

رشته‌های رتیکولر فیبریلهایی متشکل از کلاژن نوع III که با رنگ آمیزی معمولی قابل رویت نیستند، می‌باشند. چون این رشته‌ها با املاح نقره به رنگ سیاه در می‌آیند، رشته‌های نقره دوست نیز نامیده می‌شوند. رشته‌های رتیکولر توری ظریفی را در اطراف سلولهای کبدی و کلیوی ، غدد درون ریز و سلولهای عضلانی و عصبی بوجود می آورند. همچنین داربست اعضای لنفی و خونساز از رشته‌های رتیکولر تشکیل شده است.

 

 

 

رشته‌های الاستیک

 

 

رشته‌هایی هستند باریک و منشعب و دارای قابلیت ارتجاعی که نسبت به رشته‌های کلاژن استحکام کمتری دارند و با رنگ آمیزی اختصاصی رنگ می‌گیرند. این رشته‌ها ، به مقدار فراوان در بافتهای انعطاف پذیر نظیر شریانهای بزرگ (آئورت) ، ریه و مجاری تنفسی ، پوست ، داربست طحال و لیگامانهای بین مهره‌ای یافت می‌شوند.

ماده زمینه‌ای

 

 

سلولها و رشته‌های بافت همبند بوسیله ماده‌ای بی شکل به نام ماده زمینه‌ای یا ماتریکس احاطه شده‌اند. ماده زمینه‌ای مرکب از گلیکوز آمینو گلیکانها ، گلیکو پروتئینها و مایع بافتی است.

 

 

مایع بافتی

 

 

مایع موجود در ماده زمینه‌ای بافت همبند را که متشکل از آب ، الکترولیتها و مقداری پروتئین و متابلیت می‌باشد، مایع میان بافتی می‌نامند، که محیط قابل انتشاری را بین خون و سلولها فراهم می‌آورد. منشا مایع بافتی پلاسمای خون می‌باشد.

 

 

 

منبع:

roshd-logo

 

گفتاردرمانی جامع آنلاین مدارس استثنایی کرج + گفتاردرمانی آنلاین ایران حس بویائی

 

 

در جهان حیوان، بویائی یکی از مهمترین حواس لیکن در آدمیان اهمیت آن کمتر از حس بینائی و شنوائی است. با این حال این حس در زندگی آدمی اهمیت بخوصوص دارد. اغلب آنچه مزه می خوانیم در حقیقت بو است بدی بوی غذا ما را از خوردن آن بر حذر می دارد و بوی خوش برعکس ما را به خوردن غذا ترغیب می کند. بوی خوش در مطبوع ساختن چیزها سهم مهمی بر عهده دارد.

 

درآزمایشی که با فروش جوراب زنانه کردند دیده شد که وقتی جوراب اندکی معطر بود عده زنانی که آن را بر جوراب غیر وعطر (اما همجنس) ترجیح دادند شش برابر عده زنانی بود که جوراب بی عطر را انتخاب کردند و با وجود این فقط دو نفر از 250 نفر مورد آزمایش متوجه شده بودند که به جوراب ها عطر زده شده است. یعنی بدون توجه به بوی عطر جورابی را که اندکی بوی عطر می داد ترجیج داده بودند.

 

برای اینکه چیزی بو داشته باشد باید به صورت گاز یا بخار دراید وقتی سوراخهای بینی با مایع معطری پر شده باشد هیچ حس بو نمی کنیم اما وقتی مایع از سوراخ بینی خارج شود و بوییده شود ادراک بو صورت می گیرد.

 

 

 

 

مسئله بوهای ابتدائی

 

 

 

برای وصف بوها کلمات مختلف در کتاب لغت می توان یافت. اغلب این کلمات به بوهای مرکب بر می گردند چندین نفر از محققان کوشیده اند بوهای ساده ابتدائی را که بوهای دیگر از آنها ترکیب شده اند بیابند، و تا بحال چندین طبقه بندی پیشنهاد شده است اما دو تا از این طبقه بندی ها نیستند که با هم توافق داشته باشند. مختصر ترین این طبقه بندیها آن است که توسط دو شیمی دان بعمل آمده است و اینان معتقدند می توانند هر بوئی را از آمیختن چهار بو یا کمتر به وجود آورند . طبق نظر آنها چهار بوی اصلی عبارت است از: معطر (مشک)، ترش (سکه)، سوخته (قهوه بو داده) و بوی کاپریلیک (بوی اسید چربی).

 

 

 

گیرندگان بویائی

 

 

گیرندگان بویائی ساختمانهای دوک شکلی هستند که از پیاز بویائی وارد حفره بالائی بینی می شوند. در آخر آنها که مژکهای کوچکی قرار دارد سلولهای بویائی در غشاء مخاطی بویائی قرار دارند. شکل سوم محل این ساختمانها را نشان می دهد این شکل نیز نشان می دهد که غشاء مخاطی بویائی در فوق جریان هوایی قرار دارد که از بینی به ریه ها می رود اینست که برای بوییدن چیزی باید هوا را بطرف بالا بکشیم از قسمت بالای پیاز بویائی بافته های عصبی به مرکز پیچیده عصبها وصل می شود و از این مرکز خبر به مغز می رسد.

 

 

تحریک بویائی

 

 

درست نمی دانیم تحریک بویائی چگونه واقع می شود. برای بیان این امر دو فرضیه پیشنهاد شده است:

فرضیه اول که قدیمتر است این است که از اشیاء ذرات گاز یا بخار مانندی بر می خیزد واین ذرات عصب گیرنده بو را تحریک شیمیائی می کند. فرضیه دیگر با توجه به این امر بیان شده است که شیمیست ها اغلب نوع گاز را از روی میزان جذب اشعه زیر سرخ (گرما) تشخیص می دهند بدن ما سرچشمه اینگونه اشعه هاست طبق این فرضیه گیرندگان بویائی امواجی به بیرون می فرستند و ذرات بو وقتی وارد بینی می شوند دسته های امواج مختلف را جذب می کنند وقتی چنین کنند گیرندگانی که امواج آنها را جذب کرده اند انرژی خود را از دست می دهند. از دست دادن حرارت جریانهای عصبی را به راه می اندازد و مغز از این جریانات ادراک بو می کند.اما چنانکه گفته شد هنوز شواهد تجربی برای تایید هیچیک از این فرضیه ها بدست نیامده است.

 

 

تیزی حس بویائی

 

 

در میان اشخاص از لحاظ تیزی و کندی حس بویائی تفاوت هست بعضی اصلاً نمی توانند درک بو کنند و این بیماری را در اصطلاح علمی آنوسمیا خوانند. از این گذشته بعضی از افراد نسبت به بعضی بوها حساسیت زیاد دارند و بعضی دیگر نسبت به بوهای دیگر.
وسیله ای که برای تحقیق در تیزی حس بویائی ساخته اند بویایی بویائی سنج خوانده می شود و در شکل چهارم دیده می شود. لوله هائی که به سوراخهای بینی وصل هستند در انتهای دیگر وارد سیلندر هائی می شوند که مواد بودار در آنها پراکنده شده اند لوله ها می توانند در داخل سیلندر حرکت کنند به صورتی که از طرف دیگر سیلندر بیرون روند . با پس و پیش بردن سیلندر سطح بیشتری از داخل سیلندر در مقابل نوک لوله قرار می گیرد به صورتی که می توان هوای شامل ذرات بورا که از داخل سیلندر به بینی می رسد کم و زیاد کرد و به این ترتیب در شدت محرک حس بویائی ایجاد کم و زیادی کرد و حساسیت آزمودنی را نسبت به بوهای مختلف اندازه گرفت.

 

 

سازگاری حس بویائی

 

 

می دانیم که شخص ممکن است نسبت به بوهای مختلف عادت کند یعنی خود را با آنها سازگار سازد. به صورتی که حساسیت او نسبت به آنها کم شود و عاقبت هیچ بوئی حس نکند. ولی باید دانست که سازگاری با یک بوی بخوصوص و پیدا شدن بی حسی نسبت به آن بو همیشه شامل بوی دیگر نمی شود.

 

 

 

 

منبع:

roshd-logo

گفتاردرمانی جامع آنلاین مدارس استثنایی تهران + گفتاردرمانی آنلاین ایران حس تعادل

 

 

اگر حس های دیگر خود را از دست می دادیم هنوز به وسیله حس تعادل می توانستیم بگوئیم که سر ببالا ایستاده ایم یا سر بپائین در حال افتادنیم یا در چرخیدن به عقب می رویم یا به جلو و از این قبیل.

دستگاه گیرنده ای که آلت حس نعادل است در گوش داخلی واقع شده است و چنانکه در شکل اول دیده می شود مرکب است از سه مجرای نیم دایره و دو محفظه کوچک کیسه مانند به نام ساکول و و اوتریکل که آنها را دهلیز گویند. وضع قرار گرفتن دهلیز ها نسبت به حلزون در شکل چهارم مطلب شنوائی نشان داده شده است.مایعی که اندلنف خوانده می شود کانالها و دهلیز ها را پر کرده است . در پایه هر یک از کانالها برآمدگی هست که آمپولها خوانده می شود و در آنها ساختمان کوچکی است که از آن موهائی بیرون آمده است این ساختمان کوچک کریستا خوانده می وقتی سر حرکت کند موهای کریستا خم می شود. خم شدن موها عصبها را تحریک می کند و از آنجا جریان به مغز فرستاده می شود.

موها در اثر حرکت دورانی به فعالیت در می آیند.وقتی ناگهان سر را به راست بچرخانیم. مایعی که در مجرای الف است عقب می ماند و موها به چپ خم می شود و بر عکس. وقتی ناگهان سر را به پایین خم می کنیم. موهای مجرای ب بالا خم می شوند و بر عکس. وقتی سر را از پهلو به راست خم می کنیم موهای کانال ج به چپ خم می شوند. و بر عکس . وقتی آزمودنی با سرعت ثابتی در صندلی چرخانی چرخانده شود سلول های موئی مجرای افقی به وضع اصلی خود بر می گردند و به همان صورت می مانند.

 

 

آزمودنی در این موقع خیال می کند که حرکت متوقف شده است. اما وقتی حرکت آهسته تر شود موها در همان جهت چرخش آزمودنی خم می شوند و آزمودنی خیال می کند در جهت مخالف حرکت می کند.چرخش در سطح افقی موجب حرکات جبرانی سرو چشم می شوند. این حرکات نتیجه رابطه های عصبی انعکاسی بین کانالهای نیمدایره و مغز و چشم هستند. سر و چشم در جهت چرخش حرکت می کنند. و ناگهان به عقب باز می گردند. حرکات نوسانی سریع چشم که نیستا گموس خوانده می شوند بعد از چرخش دیده می شوند. اگر کسی را که چند دور چرخیده است وقتی متوقف می شود نگاه کنید خواهید دید که چشمان او حرکات سریع به این ور و آن ور می کنند. این را نوسان چشم پس از چرخش می خوانند وقتی در کسی این نوسان دیده نشود ایجاد شبهه می کند که ممکنست کانالهای نیمدایره او معیوب باشد . در میان بازیگران سیرک، خلبانان و رقاصان باله، که در آنها کانالهای نیمدایره زیاد تحریک می شوند. ممکنست نوسان چشم کم شود. آزمایش هائی که با حیوانات و با آدمیان به عمل آمده است. نشان داده است که با چرخ زدن پی در پی نوسان چشم ممکنست کم شود. بدون آنکه به حس تعادل لطمه بخورد.

سرگیجه ای که پس از چرخیدن به شخص دست می دهد نیز با تمرین کم می شود سر گیجه و نوسان سر و چشم را نیز ممکنست بدین ترتیب به وجود آورد.که شخص را در وسط سیلندری از نوار سیاه و سفید قرار داد و آن را دور او چرخانید بدون اینکه خود آزمودنی حرکت کند. یعنی بدون اینکه کانالهای نیم دایره تحریک شوند. بنابراین هر چند بین حس تعادل و نوسان چشم رابطه ای هست رابطه لازمی نیست یعنی یکی می تواند دیگری موجود باشد.دهلیز که در پایه مجاری نیم دایره قرار دارد در درجه اول توسط حرکات مستقیم تحریک می شود یعنی حرکات بالا و پایین و جلو و عقب و راست و چپ در آن موثر می شوند.

حساسیت نسبت به حرکت مستقیم در اثر خم شدن موها در ساکول و اوتریکل دهلیز است. در اثر خم شدن این موها جریانات عصبی شنوائی به مغز می روند .معمولاً مجاری نیمدایره و دهلیز ها با هم تحریک می شوند جریانهای عصبی که از این دو ساختمان سرچشمه می گیرند.در مخچه با هم تلفیق می شوند و در حفظ تعادل بدن سهم مهمی به عهده دارند.تحریک فزون از حد مجاری نیمدایره در بسیاری کسان موجب اختلال هائی می شود که به نام کلی بیماری جنبش خوانده می شوند از قبیل بهم خوردن حال در کشتی و هواپیما و اتومبیل و غیره . حیوانات و آدمیانی که کانالهای نیمدایره آنان فعالیت زیادی ندارند. از این بیماری مصونند.

 

 

اما این مسئله هنوز حل نشده است که چرا از دو نفر که هر دو در حساسیت حس تعادل مساویند یکی در اثر حرکت کنشی یا هواپیما بیمار می شود و دیگری نمی شود. ممکنست حساسیت ارگانیک نیز در این امر دخیل باشد.

 

 

در انتخاب خلبانان و کسان دیگری که با هواپیما عملیات جنگی بعهده می گیرند امتحانات خاصی بکار می برند تا کسانی را انتخاب کنند که کمتر در معرض بیماری جنبش باشند مثلاً آنان را در بالابر 1 یا صندلیهای چرخان می گذارند مدتی بالا و پایین می برندو دور خود می چرخانند. بعضی کسان در اثر حرکت رنگشان می پرد.و عرق می کنند و دچار حال تهوع می شوند ولی در عده دیگر جنبش اثری نمی کند یا کمتر اثر می کند.

 

 

داروئی که امامین خوانده می شود برای جلوگیری از بیماری جنبش رایج شده است اما درباره اینکه چرا این دارو از بیماری جنبش جلوگیری می کند چیزی نمی دانیم.
کر و لالان که گوش داخلی آنان آسیب دیده است (یعنی مکانیزم حلزونی و مکانیزم دهلیزی) در معرض بیماری جنبش نیستند. نیز وقتی زیر آب شنا می کنند نمی توانند بگویند بالا کدام قسمت و پایین کدام قسمت است.

 

 

 

 

منبع:

roshd-logo

 

 

 

گفتاردرمانی جامع آنلاین مدارس استثنایی سراسرکرج + گفتاردرمانی آنلاین ایران حس چشائی

 

 

 

 

به آسانی می توان نشان داد که اغلب آنچه مزه چیزها می خوانیم در حقیقت بوی آنهاست .اگر سوراخهای بینی را ببندیم تفاوت بین یک قطره آبلیمو ترش را که روی زبان گذاشته شود با یک قطره  سرکه تشخیص نمی توانیم داد.آزمایش نشان داده است که مزه های مختلف به چهار مزه اصلی بر می گردند و این چهار عبارتند از شوری و ترشی و شیرینی و تلخی. مزه های دیگر ترکیباتی از این چهار مزه اصلی هستند.

هر چند آنچه معمولاً مزه چیز ها محسوب می شوند در درجه اول از راه بو و مزه تعیین می شوند اما عوامل دیگر نیز دیگر نیز در آن موثر است مثلاً خردل گذشته از بو و مزه ایجاد سوزشی در زبان می کند که موجب می شود آن را از چیز های هم مزه دیگر تشخیص دهیم. گاه حس بودن به تشخیص مزه خاص چیزها کمک می کند مثلاً بعضی چیز ها در روی زبان نرم و بعضی زبرند. نیز می دانیم که بعضی مزه ها وقتی سردند یک نوع و وقتی گرم هستند نوع دیگر حس می شوند نیز می دانیم که مزه های اصلی ممکنست به صورتهای مختلف با هم ترکیب شوند در چشیدن نیز عادی شدن موثر است مثلاً اگر قبلاً قند خورده باشیم میوه نسبتاً شیرین به دهان ما ترش می آید زیرا قند چنان حس چشش شیرینی را در ما خسته کرده است که شیرینی مختصری را که در میوه است نمی توانیم بچشم . برای اینکه چیز ها مزه داشته باشند باید در آب دهان حل شوند، زیرا چنانکه خواهیم دید گیرندگان چشائی پایین تر از سطح زبان جای دارند و چیز ها وقتی توسط آنها درک می شوند که به آنها دسترسی پیدا کنند.

 

گیرندگان چشائی

 

 

در روی زبان برآمدگی هائی دیده می شود که مشهود ترین آنها در عقب زبان است، این برآمدگی ها یا پرز ها سلولهای چشائی را در بر دارند. پرزهای قارچی بیشتر در اطراف و نوک زبان دیده می شوند. در نوک زبان بخوصوص نسبت به شیرینی حساسند و در اطراف زبان نسبت به ترشی. پرزهای همه زبان (جز وسط آن) نسبت به شوری حساسیت دارند قسمت میانی زبان متمایل به جلو نسبت به هیج محرک مزه ای حساسیت ندارند بعضی از برآمدیها نیز هیچ سلول چشائی ندارند.گیرندگان چشائی که جوانه های چشائی خوانده می شوند در کنار این برآمدگیها قرار دارند، چنانکه در شکل پنجم نشان داده است.هر برآمدیها یا پررزی دارای چند جوانه چشائی است از این شرح دیده می شود برای اینکه مزه چیزی درک شود لازمست در آب دهان شود و به این جوانه های چشائی برسد.
عصب هائی که در پایه سلولهای چشائی قرار دارند جریان عصبی را به مغز منتقل می کنند.

 

 

 

منبع:

roshd-logo

 

 

گفتاردرمانی جامع آنلاین آتیه نو کرج + گفتاردرمانی آنلاین ایران حس حرکت

اگر چشم خود را ببندیم می توانیم با دست خود گوش یا بینی یا عضو دیگری از بدن را لمس کنیم. بدون اینکه مدتی دست ما در جستجوی آن عضو باشد و پیوسته از وضع بدن خود آگاهیم مثلاً می دانیم کدام پای را جلو گذاشته ایم و کدام را عقب و می توانیم با دست اشیاء را بلند کنیم و سبکی و سنگینی آنان را درک در اطاق تاریکی می توانیم به طرف کلید چراغ برویم و آن را روشن کنیم اگر اتومبیل رانی بدانیم می توانیم بدون تفکر درباره حرکات مختلف به راندن اتومبیل مشغول باشیم و به چیز های دیگر فکر کنیم اینگونه کار ها را خود بخود انجام می دهیم. آنچه ما را قادر به انجام دادن این کار ها می کند گیرندگان حس حرکت هستند که در عضلات و وتر ها و مفاصل ما قرار دارند. وقتی عضلات یا وتر ها یا مفاصل، حرکت می کنند فشار بر گیرندگان حس حرکت کم و زیاد می شوند و در نتیجه جریانهای عصبی به مغز فرستاده می شود و مغز را از وضع و حالت عضله و مفصل و غیره آگاه می کند. از مغز نیز جریانهائی به سوی عضلات ووتر ها و مفاصل به راه می افتد در اثر این رفت و برگشت جریان فعالیتهای حرکتی موجب تحریک فعالیتهای حرکتی دیگر می شوند. و فعالیت بدنی خود بخود صورت می گیرد.

 

 

معمولاً به حس حرکت توجه نمی کنیم اما با حرکت دادن دست و پا می توانیم از وجود آن آگاه شویم حس حرکت را به صورت طبیعی آن وقتی می توانیم درک کنیم که پوست با وسائل طبی بی حس (بیهوش) شده باشد زیرا معمولاً وقتی عضوی را حرکت می دهیم حس بودن نیز مانند حس حرکت تحریک می شود.حس حرکت ممکنست آسیب ببیند و در نتیجه اعصابی که رابط بین گیرندگان حسی و مغز هستند از کار بیفتند. در این صورت نمی توانیم در عضوی که ارتباط او با مغز قطع شده است حس حرکت کنیم.

 

 

 

کسی که مثلاً مبتلا به بیماری آتاکسی حرکتی است که گاه معلول سیفیلیس است وقتی چشمان خود را می بندد به این ور و آن ور نوسان پیدا می کند. و یا نمی تواند مثلاً پای خود را بلند کند و روی پله بگذارد. در صورتی که بیماری شدید باشد شخص ممکنست حتی نتواند دست خود را به دهان ببرد و ناچار باشد مدتی برای این کار کوشش کند و ممکنست سخن گفتن او نیز دچار اختلال شود.

 

 

 

 

منبع:

roshd-logo

گفتاردرمانی جامع آنلاین آتیه نور کرج + گفتاردرمانی آنلاین ایران حس عضوی

 

از اعضای درون بدن از قبیل معده و روده و کلیه ها خبر های مهمی به مغز می رسد که مجموعه آنها را حس عضوی یا ارگانیک خوانند مثل حس گرسنگی و تشنگی و فشار روی روده ها و حس سیری و غیره. در موارد بسیاری ادراکهائی که از اعضای درونی در اثر حس سرما یا گرما یا درد یا فشار است مثلاً تشنگی همراه خشکی گلوست و گرسنگی همراه فشاری است که بر اثر خالی بودن معده بر جدار های آن می آید.

حالت تهوع در اغلب موارد در اثر حرکت کردن آکنه ها (امعاء و احشاء) بوجود می آید. چنانکه هنگام عمل جراحی کشیدن معده بیمار در او حالت تهوع ایجاد می کند. اما حال بهم خوردگی ناشی از حرکت هواپیما و کشتی تنها معلول جنبیدن آکنه ها نیست زیرا در کسانی که آلت حس تعادل آنها در گوش داخلی آسیب دیده است در این موارد حالت تهوع دیده نشده است.

 

 

 

 

 

منبع

roshd-logo

گفتاردرمانی جامع آنلاین آتیه اصفهان + گفتاردرمانی آنلاین ایران حواس انسان

 

شنوائی و حواس دیگر

 

 

 

سابقاً به پیروی از ارسطو می پنداشتند که آدمیان پنج حس دارند: بینائی ،شنوائی، بویائی، چشائی و حس بودن (لمس) اما امروز می دانیم که بیش از پنج حس داریم امروز از چندین حس خبر داریم که سابقاً درباره آنها هیچ نمی دانستند دو تا از مهم ترین این حسها حس تعادل و حس حرکت یا حس عضلانی است. پوست بدن که پیش از این می پنداشتند آلت یک حس است آلت چهار حس است یعنی: حس درد، حس فشار ،حس سرما و حس گرما نیز امروز به عده ای حسهای عضوی معتقد شده ایم از مهم ترین اینها حس های پیچیده و مبهمی است که ما را از گرسنگی و تشنگی آگاه می سازد.

 

 

حس شنوائی پس از حس بینائی مهم ترین حس های ما است. شنوائی بخوصوص در تکوین سخن گفتن و ایجاد ارتباط با دیگران اهمیت دارد. شنوائی هم مثل بینائی حس دور سنج است یعنی حسی است که ما را از چیزها قبل از اینکه آنها را لمس می آگاهند.

 

 

دستگاهی که آلت حس شنوائی است با دستگاه حس تعادل ارتباط نزدیک دارد و در حقیقت از متفرعات آن دستگاه است. بعضی از حیوانات پست تر آلت حس تعادل دارند اما آلت حس شنوائی ندارند.در طی دوره تحول دستگاه تعادل سنج حیوان بتدریج مفصلتر می شود تا اینکه کم کم این دستگاه هم خواص حس تعادل و هم شنوائی را دارا می شود.حس بویائی هم مثل بینائی و شنوائی حسی دور رس است. این حس بخوصوص برای حیوانات اهمیت خاص دارد زیرا بوسیله این حس از نزدیک شدن خطر آگاه می شوند و بیشتر از راه این حس طعمه و غذای خود را پیدا می کنند. در میان آدمیان هم از لحاظ عمل و هم از لحاظ درک زیبائی این حس اهمیت پیدا می کنند. حس بویایی در شناختن مزه ها نیز عامل مهمی است و قسمتی از آنچه را معمولاً به حس چشائی نسبت می دهند. تشکیل می دهد.

 

 

 

 

حواس ما، ما را از تمام جنبه های محیط خود آگاه می سازند. چشم ها اطلاعات بینایی را فراهم می کنند، گوش ها صوت را تشخیص می دهند و در تعادل نیز نقش دارند، بینی و زبان به ترتیب به بوها و مزه های مختلف پاسخ می دهند و اعصاب حسی پوست، ما را قادر به احساس تماس فیزیکی (لمس)، تغییرات دما و درد می کنند. در هر مورد اطلاعات محیطی که به وسیله اعضای حسی تشخیص داده می شود، به وسیله اعصاب به مغز منتقل می شوند و در آنجا مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرند.

 

 

 

 

بینایی

 

 

اعضای بینایی، چشم ها هستند. شعاع های نوری که به هر چشم وارد می شود، به وسیـله قرنیـه و عدسی متمرکز شده، روی شبکیه می افتند و یک تصویر وارونه بر روی آن تشکیـل می دهنـد. سلـول های شبکیه این تصویر را به تکان هـای الکتریکی تبدیـل مـی کنند که از طریق عصب بینایی به مغز می روند و در آنجا رمز گشایی شده، باعث بینایی می شوند. عنبیه، اندازه مردمک را تغییر داده، مقدار نوری را که به شبکیه می رسد، کنترل می کند. رگ های خونی شبکیه و لایه ای به نام مشیمیه، مواد غذایی را به چشم می رسانند.

 

 

نمای شبکیه

 

 

سلول های شبکیه، رنگ و شدت نور را ثبت می کنند. در پشت شبکیه، دیسک بینایی قرار دارد که در آنجا رشته های عصبی به هم نزدیک شده، عصب بینایی را تشکیل می دهند و رگ های خونی وارد چشم می شوند. دیسک، هیچ گونه سلول حساس به نور ندارد و آزمایش نقطه کور خوانده می شود. این عکس با یک افتالموسکوپ گرفته شده است که داخل چشم را بزرگ و روشن می کند.

 

 

 

شنوایی و تعادل

 

 

گوش نه تنها وظیفه شنیدن بلکه برقراری تعادل را نیز به عهده دارد. گوش شامل قسمت های خارجی، میانی و داخلی است. گوش خارجی، امواج صوتی را به پرده صماخ می رساند، باعث لرزش آن می شود. استخوان های گوش میانی، این لرزش ها را به گوش داخلی منتقل می کنند. این پیام ها در آنجا به پیام های الکتریکی تبدیل می شوند. این پیام ها از طریق سلول های عصبی به مغز رفته، مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرند. گوش داخلی همچنین ساختارهایی دارد که با تشخیص وضعیت و حرکت سر به تعادل کمک کرده، به ما اجازه می دهند بدون یان که بیافتیم، قائم بایستیم و حرکت کنیم.

 

 

 

ساختار گوش

 

 

گوش خارجی شامل لاله (قسمت قابل مشاهده) و مجرای گوش است که به پرده صماخ ختم می شود. گوش میانی حاوی 13 ‌استخوان ظریف است که پرده صماخ را به غشای جدا کننده گوش میانی و داخلی، مرتبط می کنند. حلزون که حاوی گیرنده های حسی شنوایی است و نیز ساختارهای تنظیم کننده تعادل در گوش داخلی قرار دارند.

بویایی

 

 

بوها به وسیله سلول های گیرنده تخصیص یافته در سقف حفره بینی تشخیص داده می شوند. این سلول های گیرنده مولکول های بودار موجود در هوا را تشخیص می دهند و این اطلاعات را به تکان های الکتریکی ظریفی تبدیل می کنند. این تکانه ها از طریق عصب بویایی به پیاز بویایی (انتهای عصب بویایی) و سپس مغز منتقل می شوند و در مغز مورد تحلیل قرار می گیرند. حس بویایی انسان بسیارحساس بوده، ما را قادر به تشخیص بیش از 10000 بوی مختلف می کند.

 

 

 

گیرنده های بویایی

 

 

 

مولکول‌های بودار با ورود به بینی،‌ مژه های (موهای ظریف)متصل به سلول های گیرنده سقف حفره بینی را تحریک می کنند. این گیرنده ها پیام ها را از طریق عصب بویایی به پیاز بویایی متصل می کند که پیام ها را به مغز می برد.

 

 

 

چشایی

 

 

مزه ها به وسیله جوانه های چشایی تشخیص داده می شوند این ساختارها در دهان و گلو قرار دارند و اکثر آنها (حدود 10000 عدد) در سطح فوقانی زبان واقع شده اند. آنها تنها می توانند4 ‌مزه اصلی را تشخیص دهند. شیرینی، ترشی، شوری و تلخی. هر مزه به وسیله جوانه های چشایی واقع در یک ناحیه خاص از زبان تشخیص داده می شود: تلخی در پشت، ترشی در کناره ها، شوری در جلو و شیرینی در نوک. حس بویایی ما به همراه این4 ‌مزه اصلی، ما را قادر به افتراق طیف وسیعی از مزه های جزئی تر می کند.

 

 

 

ساختار جوانه چشایی

 

 

مواد داخل دهان در تماس با موهای ظریفی قرارمی گیرند که روی جوانه های چشایی زبان واقع هستند. این موها، تکانه هایی عصبی تولید می کنند که از طریق رشته های عصبی به یک ناحیه تخصص یافته در مغز می روند.

 

 

 

لامسه

 

 

حس لامسه شامل حواسی چون درد، فشار، ارتعاش و دماست. این حواس به وسیله دو نوع گیرنده واقع در زیر سطح پوست، تشخیص داده می شوند: انتهاهای عصبی آزاد (بدون پوشش) و انتهاهای عصبی پوشیده به صورت اجسام حسی، انواع مختلف انتهاهای عصبی یا اجسام حسی، حواس ویژه را می گیرند. تعداد گیرنده ها در بدن فرق می کند: برای مثال، نوک انگشتان دست به شدت حساس هستند و گیرنده های زیادی دارند در حالی که ناحیه میانی پشت گیرنده های کمتری دارد.

 

 

 

گیرنده های لامسه

لمس به وسیله گیرنده های مختلفی در سطوح مختلف پوست انجـام مـی شـود. گیرنده های عصبی آزاد در نزدیک سطح پوست، به لمس، درد، فشــار و دمــا پـاسـخ مــی دهند. که اجسام مرکل و مایسنر، لمس ظریف و اجسام پاچینی، فشار عمقی و ارتعاش را تشخیص می دهند.

 

 

 

 

 

 

منبع

roshd-logo

گفتاردرمانی جامع آنلاین آتیه تبریز + گفتاردرمانی آنلاین ایران حواس پوستی

همه آنچه از راه پوست حس می کنیم به چند حس ساده ابتدائی بر می گردد و آنها عبارتند از:سرما و گرما و درد و فشار.

به آسانی می توان دید که پوست ما این چهار حس جدا از هم را داراست. کافی است که نقاط مختلف پوست بدن را با نوک گرم یا سرد سوزنی لمس کنیم. وقتی سوزن سردی را به نقطه ای از پوست بزنیم ممکنست سردی آن را حس کنیم یا فقط فشار را حس کنیم. نقاطی که سردی را حس می کنند نقاط سرما خوانده می شوند. بعضی نقاط وقتی با سوزن گرمی لمس شوند خبر گرمی را به ما می دهند و بعضی نقاط فقط فشار را حس می کنند نقاطی که گرمی را حس می کنند نقاط گرما خوانده اند. اگر با موی ضخیمی نقاط مختلف پوست را لمس کنیم می بینیم بعضی نقاط فشار مو را حس می کنند و بعضی نقاط دیگر حس نمی کنند نقاطی که فشار را حس می کنند نقاط فشار خوانده شده اند اگر با سوزنی به نقاط مختلف فشار بیاوریم بعضی نقاط درد را حس می کنند اینها نقاط درد هستند.

برای تحقیق علمی در این امر البته وسائل دقیق تر و روش منظم تری بکار می برند چنانکه در شکل اول دیده می شود، نخست قسمتی از پوست را که مورد آزمایش است خط کشی می کنند آنگاه هر نقطه را چند بار با همان محرک یا با محرکهای دیگر تحریک می کنند. آلتی که در شکل اول دیده می شود بدین منظور ساخته شده است که تحریک آن از لحاظ فشار و حرارت و غیره قابل اندازه گیری باشد. یکی از روش های سنجش حساسیت پوست نسبت به درد استفاده از اشعه حرارتی است.نقاط درد تقریباً در همه قسمتهای پوست بدن به صورت انبوه موجوداند نقاط فشار نیز در همه قسمتهای پوست بدن پراکنده اند، اما عده نقاط گرما و سرما در پوست بدن کمتر است و عده نقاط سرما در پوست بیش از نقاط گرما ست.

ساختمان گیرندگان حس پوست

 

 

 

در پوست آدمی ساختمانهایی هست که به صورت گیرندگان حسی به کار می روند. شکل دوم بعضی از این ساختمانها را نشان می دهد. عصبهای آزاد در همه نقاط پوست پراکنده اند و همچنین عصبهائی که گیرندگان حس درد هستند تنها استثنای بر این امر مخاط درون گونه هاست که در آنجا عصب آزاد نیست و درد نیز حس نمی شود. بنظر می رسد که عصبهای آزاد، درد را نیز منتقل می کنند. پیاز های موها و عصبهائی که در پای آنها قرار دارند گیرندگان حس فشار هستند. گویچه های مایسنر نیز فشار کم را منتقل می کنند. بعضی از دنباله های عصبهای آزاد نیز فشار را منتقل می کنند. تار ضخیم تر دارند و سرعت انتقالشان نیز بیشتر است. اینکه چه ساختمانهایی در پوست ناقل گرما و سرما هستند بدرست معلوم نیست ممکنست عصب هائی که در عمق بیشتری از پوست قرار دارند این کنش را بر عهده داشته باشند و نیز ممکنست رگهای موئی که در سراسر پوست پراکنده اند ناقل حس سرما باشند.اما هنوز مسلم نیست.

سازگار های حس های پوستی

 

 

 

حس های پوستی ، از سرما و گرما و درد و فشار به زودی با محیط خود سازگار می شوند پس از اینکه لباس پوشیدیم ممکنست چند لحظه ای فشار آن را بر پوست حس کنیم اما بزودی از آن غافل می شویم وقتی از اطاق گرمی خارج می شویم نخست سرمای بیرون را حس می کنیم ولی بتدریج اثر سرما کمتر می شود اگر یک دست را در آب سرد و دیگری را در آب گرم فرو بریم و پس از مدتی هر دو را در آب ولرم بگذاریم دستی که در آب سرد بوده است حس می کند آب گرم است و دستی که در آب گرم بوده است آب را سرد حس می کند.

ادراک فضائی از راه پوست

 

 

 

در اینجا دو مسئله در پیش داریم.اول توانائی تحدید محلی که تحریک شده است و دوم توانائی تشخیص اینکه محل تحریک شده یک یا دو نقطه است.

تحدید محل

 

وقتی چشمانتان بسته باشد اگر کسی به نقطه ای از بدن شما دست بزند می توانید بگویید به کدام نقطه دست زده است. دقت شخص را در تشخیص محلی که لمس شده است از دو راه می توان سنجید:

تحدید حرکتی و لمسی

در این نوع آزمایش از آزمودنی می خواهیم که نقطه ای را که تحریک شده است با مداد نشان دهد. در این کار دو عامل دخیل است (1) آزمودنی باید بداند کدام نقطه تحریک شده است و (2) باید بتواند حرکات عضلانی دقیق برای نشان دادن آن نقطه از خود نشان دهد.
توانائی پیدا کردن محل با تمرین دقیقتر می شود اما بهتر شدن کار آزمودنی ممکنست صرفاً بهتر شدن کار عضلانی او در پیدا کردن آن نقطه باشد.اغلب آزمودنیها می گویند دقیقاً می دانند آن نقطه کجاست اما در رهبری مداد به آن نقطه معین اشکال دارند.بر اثر تمرین ممکن است خطاهای آزمودنی به چند میلی متر کاهش یابد.

تحدید محل لمسی بدون بکار بردن عضلات در این آزمایش آزمودنی در عکس بازوی خود نشان می دهد کجا تحریک شده است. روش بهتری آنست که بر روی موضع مورد آزمایش چند مربع رسم کنند و یکی از آنها را تحریک کنند و آنگاه از آزمودنی بخواهند نشان دهد کدام مربع تحریک شده است چنانکه در شکل هشتم نشان داده شده است حد متوسط خطا در این نوع آزمایش برای بزرگسالان 15 میلیمتر است این خطا ممکنست با تمرین کاهش یابد.توانائی شخص برای تحدید محل تحریک شده در نقاط نسبتاً بی حرکت با کم حرکت مثل پشت و ران کمتر از نقاط متحرک تر از قبیل انگشتان است.

چگونه درک می کنیم که کدام قسمت بدن تحریک شده است؟

پاسخی که داده شده است این است که هر ناحیه از بدن یک نوع حس به مغز می رساند و علائم محلی موجب می شود که بتوانیم آن نقطه بخوصوص را تشخیص دهیم. مشکلی که در این مورد پیش می آید این است که آیا این توانائی فطری است یا مکتسب است چون تمرین موجب دقیقتر شدن این توانائی می گردد نشان می دهد که عامل اکتسابی نیز در کار است اما حقیقت این است که این مشکل هنوز حل نشده است.

آستانه دو نقطه ای

 

 

دو نقطه پوست که با هم تحریک می شوند باید حداقل چه فاصله ای از هم داشته باشند تا بصورت دو نقطه مشخص درک شوند؟ جواب این سوال بسته بدان است که ناحیه تحریک در چه قسمت بدن باشد. اگر پشت با حس سنج تحریک شود دو نقطه باید حداقل 70 میلیمتر با هم فاصله داشته باشند. (چهارم) اما آستانه تشخیص در نوک انگشتان خیلی پایین است و دو میلیمتر فاصله کافیست که دو نقطه را از هم جدا تشخیص دهند اما اگر این فاصله در نوک انگشتان از یک میلیمتر کمتر شود دیگر دو نقطه را تشخیص نمی توان داد.

در آزمایشی که برای یافتن این آستانه صورت می گیرد نخست باید از دو نقطه جدا از هم که به آسانی تشخیص داده می شوند شروع کرد و بتدریج فاصله بین آنها را کم کرد یا از دو نقطه نزدیک به هم که یک نقطه حس می شوند شروع کرد و پیدا کرد در چه فاصله ای آزمودنی آنها را جدا از هم درک می کند گاه هر دو روش را با هم به کار می بردند و از دو نتیجه ای که بدست آمده است معدل می گیرند.آستانه دو نقطه ای در قسمتهائی از بدن که بیشتر متحرک است کم است و با تمرین کمتر می شود اما اختلاف بین دو نقطه بدن همچنان بجا می ماند و به اغلب احتمال این آستانه از حد معینی پایین تر نمی آید.

 

 

 

 

منبع

roshd-logo

گفتاردرمانی جامع آنلاین آتیه نور اصفهان + گفتاردرمانی آنلاین ایران دستگاه ادراری

مقدمه

 

 

کلیه یکی از اندامهای مهم برای تنظیم اسمولاریته بدن مهره‌داران است و این کار را از طریق تشکیل ادرار انجام می‌دهد. تشکیل ادرار در کلیه به طریق موضعی و هورمونی کنترل و تنظیم می‌شود. دستگاه ادراری شامل کلیه و مجاری ادراری است که ادرار را به مثانه می‌رسانند و از طریق پیشابراه دفع می‌کنند. تنظیم اسمولاریته بدن در مهره‌داران عالی عمدتا بر عهده کلیه‌هاست. کلیه پستانداران در ثبات محیط درونی یعنی حجم مایعات و الکترولیتهای بدن نقش اساسی دارند. کلیه همچنین در تثبیت PH مایعات بدن اهمیت زیادی دارد.

 

 

 

ساختمان کلیه

 

 

 

کلیه‌ها به صورت جفت در پشت صفاق قرار دارند. کلیه‌ها با وجود وزن کمشان (حدود 1% وزن بدن در انسان) مقدار قابل ملاحظه‌ای خون دریافت می‌کنند. کلیه توسط پوششی سخت و مقاوم از بافت همبند به نام کپسول پوشیده شده است. بطور کلی کلیه از قشر ، مرکز و لگنچه تشکیل شده است. لگنچه از طریق میزنای به مثانه ارتباط پیدا می‌کند.

ادرار در طی عمل دفع از طریق مجرای ادراری مثانه را ترک می‌کند تشکیل ادرار هنگامی که به لگنچه می‌رسد کامل می‌شود. ادرار از لگنچه به مثانه حمل شده و بدون تغییر دفع می‌شود. دفع ادرار از طریق کنترل عصبی اسفنکتر ارادی مثانه که در گردن پیشابراه قرار دارد صورت می‌گیرد. کلیه از واحدهای ساختاری به نام نفرون ساخته شده است.

 

 

 

احساس دفع ادرار

 

 

هنگامی که دیواره مثانه بر اثر پر شدن تدریجی آن کشیده می‌شود گیرنده‌های کششی دیواره مثانه تحریک می‌شوند و امواج عصبی تولید می‌کنند که توسط رشته‌های عصبی آوران به نخاع و بعد به مغز منتقل می‌شود و بدین سان احساس دفع بوجود می‌آید. سپس اسفنکترها شل شده و ماهیچه صاف مثانه تحت فعالیت اعصاب خودکار منقبض و محتویات مثانه به پیشابراه خالی می‌شود.

 

 

نفرون

 

 

واحد عملی کلیه نفرون نام دارد. نفرون لوله پیچیده‌ای متشکل از یک لایه بافت پوششی است که در یک انتها بسته است و در انتهای دیگر به درون لگنچه باز می‌شود. تعداد نفرونها در انسان پس از تولد افزایش نمی‌یابد اما طول نفرون در دوره رشد زیاد می‌شود. هر نفرون ار کپسول بومن ، لوله پیچیده نزدیک ، لوله هنله ، لوله پیچیده دور و مجرای جمع کننده تشکیل شده است.

کپسول بومنuninarysystem3

نفرون در انتهای بسته اش پهن شده که آن را کپسول بومن می‌نامند. در کپسول بومن دسته‌ای مویرگ به نام گلومرول وجود دارد که به دیواره کپسول بومن چسبیده است. مجموع کپسول بومن و گلومرول را جسم مالپیگی می‌نامند. پلاسما از دیواره این مویرگها و پس از تک لایه یاخته‌ای بافت پوششی دیواره کپسول بومن عبور کرده و در حفره کپسول تجمع می‌یابد تا جریان خود را در بخشهای مختلف نفرون آغاز کند.

 

 

مویرگهای گلومرولی از نفوذپذیری خیلی بیشتری نسبت به مویرگهای سایر نقاط بدن برخوردار هستند. اپی‌تلیوم کپسول بومن پایکدار و شکافدار است این شکافها توسط غشای نازکی بسته شده‌اند. غشای گلومرولی از عبور آزاد مواد خنثی با قطر بیشتر از 8 نانومتر جلوگیری می‌کند. بنابراین غشای گلومرولی با وجود تراوایی بسیاری که دارد دارای تراوایی انتخابی است.

 

 

 

لوله پیچیده نزدیک

 

 

لوله‌ای است پیچیده که بلافاصله پس از کپسول بومن قرار می‌گیرد. بخشی از یاخته‌های پوششی این لوله که به طرف حفره نفرون قرار دارد، دارای لبه برس مانند است این امر باعث افزایش سطح جذب آنها می‌شود. فرآیند انتقال در غشای این یاخته‌ها به مقدار قابل توجهی انجام می‌گیرد. بین یاخته‌های لوله پیچیده نزدیک اتصال محکمی وجود دارد. و این نوع اتصال باعث می‌شود که آب و محلولهای با وزن مولکولی کم بتوانند از فواصل یاخته‌ها به فضای برون یاخته راه یابند. اگر مقدار زیادی مایع به فضای برون یاخته‌ای راه یابد جذب خالص به مقدار کم انجام می‌شود.

بخش پایین رونده لوله هنله

 

 

 

این قسمت دارای یاخته‌های نازک و میتوکندری اندک و با لبه سلولی فاقد حاشیه برس مانند است. و انتقال فعال انجام نمی‌گیرد و انتقال به صورت انتشار صورت می‌گیرد.

قسمت بالا رونده وضخیم لوله هنله

 

این قسمت دارای میتوکندری زیاد و لبه برس مانند است در قسمت دهانه یاخته پوششی این قسمت پمپی وجود دارد که بطور فعال و همزمان یک یون سدیم و یک یون پتاسیم و دو یون کلر را از مجرا به درون یاخته منتقل می‌کند.

 

 

 

 

لوله پیچیده دور

 

 

دارای دو بخش رقیق کننده و بخش انتهایی است. بخش رقیق کننده شبیه بخش ضخیم بالا‌رو لوله هنله است. اتصال بین یاخته‌ها از نوع اتصال محکم است و به هیچ وجه اجازه عبورآب و نمکها را از فواصل بین یاخته‌ها نمی‌دهند. انتهای لوله پیچیده دور به مجاری جمع کننده ختم می‌شود.

 

 

 

مجرای جمع کننده

 

 

انتهای لوله پیچیده دور به مجاری جمع کننده ختم می‌شود و محتویات لوله ادراری به درون آنها می‌ریزد. بخش انتهایی لوله پیچیده دور و مجرای جمع کننده از نظر ساختار بافتی و عملکرد شبیه یکدیگرند. میتوکندری کم و پرزهای دهانه‌ای کم از ویژگیهای این یاخته‌هاست. مجاری جمع کننده پس از ورود به لگنچه‌های کلیوی بهم ملحق شده و از تعدادشان کاسته می‌شود.

مراحل تشکیل ادرار

uninarysystem1

مرحله اول تشکیل ادرار یعنی پالایش پلاسما و تجمع مایع پالایش شده که ادرار اولیه گفته می‌شود در کپسول بومن صورت می‌گیرد. مایع پالایش شده گلومرولی در انسان به میزان 125 میلی‌لیتر در دقیقه و یا حدود 180 لیتر در روز است. هنگامی که این رقم با میزان آب آشامیده مقایسه گردد معلوم می‌شود که بدن می‌بایست سریعا دچار کم آبی شود مگر اینکه قسمت اعظم مایع پالایش شده مجددا به درون جریان خون جذب گردد. جذب مجدد یکی از اعمال مهم نفرون است.

 

 

 

جذب مجدد لوله‌ای

 

 

 

لوله پیچیده نزدیک: از جمله موادی که توسط کلاف خونی پالایش شده بوسیله لوله پیچیده نزدیک جذب می‌شوند الکترولیتهایی مانند سدیم و پتاسیم ، کلرورها و بیکربناتهای یونها ، گلوکز ، اسیدهای آمینه و پروتئینهای کوچک و اسید اسکوربیک هستند.

 

 

 

 

لوله هنله: بخش پایین رونده لوله هنله تراوایی نسبتا زیادی نسبت به آب و تراوایی متوسطی نسبت به NaCl و اوره دارد. در غشای یاخته‌های پوششی بخش بالا رونده لوله هنله پمپی وجود دارد که به طریق هم انتقالی یک یون سدیم و یک یون پتاسیم و دو یون کلر را از مجرای نفرون به درون یاخته منتقل می‌کند.

 

 

 

لوله پیچیده دور: در غشای طرف مجرای این یاخته‌ها نیز پمپی وجود دارد که به طریق هم انتقالی باعث انتقال سدیم و پتاسیم و کلر به درون یاخته جذبی می‌شود.

 

 

بخش انتهایی لوله پیچیده دور و مجرای جمع کننده: این دو بخش از نظر عملکرد به هم شبیه بوده و نسبت به آب و اوره ناتراوا هستند مگر در حضور هورمون ADH که آب ادرار رقیق به درون مایع بین یاخته‌ای غلیظ‌تر در بخش مرکزی کلیه جریان می‌یابد. دو بخش انتهای لوله پیچیده دور و مجرای جمع کننده نسبت به یون سدیم ناتراوا هستند.

 

 

 

ترشح مجراییuninarysystem2

ترشح پتاسیم: در شرایط عادی یون پتاسیم 95 _ 90 درصد و بطور آزادانه کپسول بومن پالایش می‌گردد، بطور فعال در لوله پیچیده نزدیک جذب مجدد می‌شود. به این ترتیب یون پتاسیم کمی توسط ادرار دفع می‌گردد. انتقال یون پتاسیم به لوله نفرون به میزان فعالیت پمپ سدیم- پتاسیم ATP در غشای یاخته‌های پوششی دیواره نفرون بستگی دارد.

ترشح یون هیدروژن: ترشح هیدروژن عمدتا در لوله پیچیده نزدیک و دور لوله جمع کننده انجام می‌شود.

 

 

 

 

 

 

مکانیسمهای تنظیم کننده کلیه

 

 

کلیه می‌تواند به کمک مکانیسهای عصبی یا هورمونی یا ترکیبی از هر دو وظیفه خود را در حفظ ثبات محیط درونی انجام دهد. کلیه این کار را به سه طریق انجام می‌دهد:

کنترل میزان پالایش گلومرولی
کنترل جذب مجدد لوله‌ای یون سدیم
کنترل نگهداری اسمزی آب

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منبع

roshd-logo

گفتاردرمانی جامع آنلاین چهارباغ کرج + گفتاردرمانی آنلاین ایران چگونه به جوانان یاری برسانیم؟2

 

 

 

 

همه ما پدر و مادران ایرانی دارای یک ارزش فرهنگی بسیار مقدس هستیم که آن رابطه عاطفی ما با کودکانمان می باشد. همگی (اکثر ما) برای تامین زندگی فرزندانمان و همچنین موفقیت آنها نهایت سعی خود را می نماییم. این علاقه “به سر و سامان رساندن” فرزندانمان و عشق عمیق و قلبی ما به آنها یکی از زیباترین خصوصیت های مشترک ما ایرانیان است. در این که ما همه تلاش خود را برای حمایت و هدایت فرزندانمان می کنیم هیچ شکی نیست. ما ایرانیان همواره خواهان یافتن زندگی بهر و فعالیت های مثمرثمر از قبیل تحصیلات عالیه برای خود و فرزندانمان هستیم.

اما در شرایط مهاجرت، برای اینکه روحیه فرزندانمان را خوب نگاه داریم گاهی با عشق و علاقه زیاد خود، ضربه ای به آنها می زنیم که از آن غافلیم مثلا قبل و بعد از رورد به جامعه کانادا قول های بزرگی از جمله تهیه زندگی لوکس و امکاناتی بیشتر و بهتر از زندگی قبل از مهاجرت به این فرزندان می دهیم که متاسفانه اکثرا تحقق نمی یابد و به علل نیافتن شغل و درآمد مناسب به رویایی مبدل می گردد.

وقتی که به هر دلیلی از عهده انجام قول ها و وعده هایی که به فرزندانمان داده ایم برنمی آئیم و حتی زندگی خانوادگی هم در شرایط مهاجرت به نوعی از هم پاچیده می شود، فرزندان ما دچار سردرگمی، بحران و نابسامانی روحی می گردند.
در مورد این مسئله که بسیاری از مردان ایرانی همچنان در ایران کار می کنند تا زندگی زن و فرزندانشان را در این جامعه تامین نمایند شکی نداریم. موضوع قابل توجه در اینجا فرزندان جوان ما هستند که تا دیروز لااقل در هر شرایطی که در ایران داشتند، دارای یک محیط گرم خانوادگی بودند، حالا اینجا پدر و مادر هر کدام بسوی کارهای خود می روند، یکی در ایران و یکی در کانادا ( یا هر کشور دیگری که مهاجرت کرده اند). البته فرزندان ما به ظاهر این مسئله دوری و جدایی والدین را قبول می کنند ولی در نهایت دچار یک خلاء روحی می شوند. آنها همیشه به کانون گرم خانوادگی نیاز دارند و فقط و فقط در چنین محیطی است که آنها می توانند توانا و خردمند و فعال شوند.

در بسیاری از خانواده ها این تاثیرجدائی فرزند از پدر یا مادر، خود را به نوعی بروز می دهد. شرایط مهاجرت گاهی ایجاب می کند که بعد از ورود به مکان و محیط جدید در کشور میزبان، زندگی پس از مدتی به روال عادی و شرایطی ثابت برگردد. اگر در بدو ورود هیجانات زیادی جهت کسب اطلاعات برای تهیه خانه، انتخاب مدرسه و آشنایی با مراکز خرید وجود داشت اینک پس از چند ماه بودن در این محیط و پایان یافتن این هیجانات، کم کم تشویق و نگرانی از آینده به سراغ خانواده ها می آید.
دلیل این تشویش ، اضطراب و نگرانی می تواند تضادی در روح و روان و شرایط این فرزندان و خانواده هایشان ایجاد کند. در این مرحله از مهاجرت، گاهی یک خلاء خاص بدلیل از دست دادن علایق سابق، دوستان قدیمی و یا شرایط زندگی پیشین می تواند بوجود آید.

در شرایط ثبات یعنی زمانی که خانواده کم کم در محیط جدید جا می افتد و یا شاید هم بصورت اجبار افراد خانواده خود را با محیط وفق می دهند، گاهی جوانان برای یافتن هیجانات و گرمای روابط خانوادگی (اگر قبلا وجود داشته) سعی بر برون نگری و رفتن به مراکزی می کنند که در آن بیشتر خوشی آنی را تجربه نمایند.
اگر آرزوها و آمال مهاجرین برای زندگی جدید در محیط جدید، بیشتر از واقعیت های کنونی و شرایط موجود باشند این عدم تعادل بین احساسات و منطق می تواند شک و تردید و بی علاقگی به ادامه امور زندگی را بوجود آورد.

اینجاست که مرحله دوم مهاجرت و یا دوران مقایسه و شک و تردید می تواند وارد زندگی و روابط اجتماعی جوانان ما شود. البته برای بعضی از خانواده شرایط می تواند به نوعی دیگر باشد یعنی خانواده قادر به تامین همه خواسته های مادی، معنوی، روحی و احساسی فرزندان در شرایط جدید باشد و فرزندان جوان یاد می گیرند که واقع بینانه با شرایط واقعی و گاهی سخت مهاجرت، دست و پنجه نرم کنند.
در شرایط ثبات ، وقتی که پدر و مادر مشغول به کار شده و مخارج زندگی را تامین می کنند، گاهی این مشغله های جدید آنها را از پرداختن به امور احساسی فرزندان خود باز می دارند. در اثر عدم توجه و ارتباط پدر و مادر با فرزندان خود، این فرزندان در جستجوی مهر و محبت و توجه ، به محیط های جدیدی وارد می شوند که هرگز والدین در فکر خود نمی گذرانند.

در چنین شرایطی است که گفتگوی محبت آمیز و بدون سرزنش و توبیخ می تواند به جوانان این کمک فکری را بدهد که محیط خانواده همیشه امن بوده و اعضای خانواده توانایی مقابله با همه مسائل ایجاد شده در محیط های خارج از منزل را دارند. در بعضی از خانواده ها این سوء تفاهم پیش می آید که وقتی جوان هیچ گله و شکایتی از زندگی رومزه و شرایط بدست آمده ندارد پس این جوان مشکلی هم ندارد. این سوء تفاهم می تواند تبدیل به مشکلات بعدی شود: پدر و مادر هر لحظه فشار درس خواندن و شاگرد اول شدن را بر دوش فرزند خود می گذارند بدون توجه به این امر که این جوان آنقدرها هم که والدین فکر می کنند با محیط جدید وفق پیدا نکرده است. اگر فرزندان ما زبان انگلیسی را زودتر از ما می آموزند و بدون لهجه از پس ارتباطات روزمره برمی آیند، این دلیل بر موفق شدن در محیط های آکادمیک نیست. پس اگر فشار ما مبنا بر ورود به دانشگاه و قبولی در رشته های مورد علاقه ما همراه با تمایلات احساسی این جوانان باشد آنگاه مرحله بحران روحی و آزردگی روانی حتمی است.

فرزند جوان ما در راه یافتن هویت خویش به هر گوشه ای سر می زند و آنجا که خود را قابل قبول، مورد احترام، مورد اعتماد و توانا بیابد، به آن محیط دلبسته و متعلق می شود.
اگر می خواهیم که به جوانان خویش یاری رسانیم باید به نیازهای جوانان خویش که اکثرا به تعریف کردن و یافتن معنای خویش مربوط می شود کمک کنیم.
ما باید بدانیم و بیاموزیم که جوانان ما در حال یافتن خویش هستند و این هویت و دریافت آن گاهی به قیمت گزافی بدست می آید. ما باید چشم به دیدن و دریافتن ناراحتی های روحی فرزندان خود باز کنیم و افسردگی ها و اضطراب ایشان را از راه درست مداوا کنیم. اگر می خواهیم که نسل جوان ما از سردرگمی هویتی و دوگانگی روحی به دور باشند، باید بتوانیم به دنیای ایشان دست یابیم و با ایشان به نوعی جدید آشنا شویم.

اگر نمی دانیم که چگونه میشود با فرزندان جوان خود رابطه برقرار کرد، بهتر از سعی کنیم تا کمکی در این راه پیدا کنیم. یادمان باشد که سرکوفت زدن، احساس گناه دادن، کوچک شمردن، ناسزا گفتن، مقایسه کردن با دیگران که بهترند و بی توجهی به جوانان ضربه های عمیق و جبران ناپذیری را به جان و روح این گلهای در حال رشد می زند.

باید جوانان را دریابیم و به آنها کمک کنیم تا خواهان ورود به اجتماع، یادگیری یک حرفه و مشارکت اجتماعی باشند. کارکردن و ارتباط گیری با محیط های شغلی و تجاری، خود درسهای بزرگی را به این جوانان می آموزد که گاهی در مقایسه با دروس آکادمیک بسیار باارزش هستند.
باید بدانیم که جوانان ما می توانند کار کنند و درس بخوانند و درعین حال سرگرمی ها و فعالیت های سالم خود را داشته باشند. داشتن یک روح و روان سالم، به پیدایش یک جسم و وجود سالم و پویا می انجامد که خود شرط اولیه یک زندگی مفید و فعال است.

 

 

 

 

 

 

گفتاردرمانی جامع آنلاین چهار باغ اصفهان + گفتاردرمانی آنلاین ایران چگونه به جوانان خود یاری برسانیم ؟1

 

 

 

فرزند انسان از بدو تولد در جستجوی تعلق، وابستگی، محبت، صمیمیت و زندگی در یک محیط گرم و مطمئن بوده و سعی می کند تا خود و محیط خویش را ارزش گذاری نماید.

 

 

این نیاز به تعلق داشتن، بودن یک عضو در یک گروه به نام خانواده، داشتن هویت در این جمع و اجرای یک نقش، همواره در تمامی مراحل زندگی کودک ما، رلی مهم و اصولی را بازی می کند. این کودک وقتی به سن نوجوانی و جوانی می رسد درحقیقت موقعیت اجتماعی و خانوادگی خود را می شناسد و در قالب رل های مختلفی که به ایشان داده شده است، فعالانه خود و یا خویشتن خویش را به معرض نمایش می گذارد.

 

 

 

 

این جوان و یا فرد شکل گرفته و عضوی از محیط کوچک خانواده، اینک دارای تعلقات فکری، فردی و اجتماعی خاص خود میباشد و ما تنها با آگاهی و مکالمه سالم با این جوان است که می توانیم گوشه ای از دنیای او را شناسایی کنیم. عوامل زیادی باعث می گردند که فرزندان ما دچار بحران روحی و روانی شده و در نتیجه دنیای ایشان نیز از آن متاثر گردد از جمله این عوامل میتوان به دوری ها، مهاجرت ها، از دست دادن دلبستگی ها و یا بدست نیاوردن دلبستگی های جدید (یافتن دوست هم سن و سال) اشاره نمود. فرزندان ما همزمان در دوران رشد و طی کردن مراحل سنی در تلاش برای بدست آوردن تفکر معنوی و تعریف از خویشتن خویش نیز می باشند.

 

 

 

این دو سیر همزمان، یعنی سیر تکامل رشدی و شخصیتی و سیر جابجایی ها و نیاز مبرم همگرایی و مطابقت با شرایط جدید، گاهی مبدل به یک مشغله فکری عجیبی میشود که فرزند ما در آن احساس ناتوانی و عجز می کند. افسردگی و ناراحتی های روحی در جوانان و فشارهای ناشی از عدم رضایت از وضعیت فیزیکی بدن خود، امروزه یک امر بسیار عادی تلقی میشود که فقط یک خانواده ی آگاه می تواند برای مقابله با عواقب خطرناک این شرایط، دست به راه حل های اصولی و منطقی بزند.

 

ما هر گاه جوانان خود را ناراحت و پریشان می بینیم سعی می کنیم که با پند و اندرز دادن هایی که خود از پدران و مادران مان یاد گرفته ایم به آنها کمک کنیم. گاهی اوقات بدون در نظر گرفتن دنیای امروزی و شرایط جدیدی که فرزندان ما با آن روبرو هستند، ما سرمشق های از پیش آماده شده و نسخه های قدیمی به ایشان می دهیم، نسخه هایی که خود با آن بزرگ شده ایم و به نوعی هم شاید به ما کمک کرده باشند. در این مهم ما تفاوت نسلی، زمانی و مکانی را نادیده می گیریم.
ما در واقع گاهی نگرانی های خود را به فرزندان جوانمان منتقل می کنیم، نگرانی های دعوای با همسر ، نیافتن کار و یا مسائل دیگر.

 

 

 

البته مشاورت و در میان گذاردن مسائل خانواده با همه اعضای خانواده کاری است منطقی و این امر باعث باز بودن درهای مکالمه و تفاهم می شود. در مواردی ما از این امر غافل می شویم که فرزندان ما در سن های خیلی پائین متاسفانه با مسائل بزرگترها آشنا می شوند ، مسائلی که بهتر بود میان بزرگ ترها حل می شد ولی آن امور به دلایلی در معرض آگاهی های فرزندان (یعنی شنیدن، دریافتن و دانستن) گذاشته شده است. ما گاهی با پیش فرضیه و تعصب خود، شور و اشتیاق و قدرت تصمیم گیری و امکان تجربه سالم را از فرزندان خود می گیریم بدون اینکه واقعا نیازهای اصلی فرزند خود را بدانیم و یا بشنویم. در مواردی دیده میشود که ما پدر و مادرها محبت و عشق و علاقه را با دنیای مادیات می خریم ولی در نهایت مادیات و کالاهای رنگ و وارنگ بزودی جذبه خود را از دست داده و جوان و یا نوجوان ما بدون دریافت رابطه و احساس دوست داشته شدن، در دنیای تنهای خود بیشتر غرق می شود.

 

 

 

زندگی ما ایرانیان به نوعی متاثر از شرایط مهاجرت و جابجایی ها و تطابق با شرایط جدید و بدست آوردن امکانات زندگی مناسب، گاهی ما را بیشتر از زندگی فرزندان خود دور می کند. همین که ما به کانادا آمدیم و در شهری مستقر شدیم فکر می کنیم که فرزندان ما خودبخود جذب محیط درس و دانشگاه شده و ما هم می توانیم بدنبال برآورده کردن آرزوها و آمال شخصی خود به کار و مشغولیت بپردازیم. متاسفانه ما گاهی با مسائل دنیای مهاجرت و فلسفه و ساختار مهاجرت به عنوان یک متغیر بزرگ ناآشنا هستیم، و یا اینکه زندگی و همگامی های جدید را در محیط جدید کمی آسان می شماریم. باید متوجه این موضوع باشیم که اگر ما بزرگترها در شروع زندگی مهاجرتی خود، مشکل پیدا کردن کار، مسکن، امکانات تحصیلی و اجتماعی برای خود و خانواده خود داریم، نواجوانان و جوانان ما دچار مشکل و معضل یافتن و تعریف مجدد خویشتن خویش در این دنیای جدید می باشند. خیلی از ما خانواده های ایرانی وقتی که مهاجرت می کنیم فراموش کرده و یا متوجه نیستیم که فرزندان جوان ما (بنا بر سن ایشان در بدو ورود) چقدر می توانند بدلیل از دست دادن دوستان و محیط آشنای قبلی خود، غمگین، متاثر و یا نگران باشند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

گفتاردرمانی جامع آنلاین محله اصفهانیهای کرج + گفتاردرمانی آنلاین ایران دستگاه تنفسی

 

 

 

مقدمه

 

 

 

بدن موجودات زنده جهت تهیه اکسیژن برای متابولیسم سلولی و دفع دی‌اکسید کربن به دستگاه تنفس وابسته است. دستگاه گردش خون ابزار انتقال گاز بین بافتهای بدن و ششها است. به این ترتیب گردش خون و دستگاه تنفس به یکدیگر وابسته است.دستگاه تنفس با داشتن مجاری تنفسی و هوایی وظایف خود را با پالایش هوا انجام می‌دهد. دستگاه تنفس به دو ناحیه هوایی و تنفسی تقسیم شده است. ناحیه هوایی شامل حفره بینی ، حلق ، حنجره ، نای و سیستم نایژه‌هاست که هوا را از محیط پیرامون به قسمت تنفسی ششها می‌رساند.

 

 

 

ناحیه هوایی دستگاه تنفسی

 

 

بخش بیرونی ناحیه تنفسی دستگاه تنفس از حفره بینی تا نایژه‌ها دارای پوشش مطبق کاذب مژک‌دار با سلولهای جامی شکل است. بافت پیوندی سست زیرین دارای تعداد زیادی غدد سروزی- موکوسی است. ترشحات غدد بوسیله مژه حمل می‌شوند. مژه با حرکت موجی ترشحات را به طرف حفره بینی هدایت می‌کند. آستر مخاط دارای سلولهای ائوزینوفیل ، ماکروفاژ و فولیکولهای لنفاوی است.

 

 

 

این قسمت ایمونوگلوبولین A تولید می‌کند و به پوشش مخاطی می‌رسد و باکتریها و ویروسها را می‌کشد. استخوان دیواره‌های حفره بینی و غضروف حنجره و نای و نایژه به دستگاه استحکام می‌بخشد. تا در مقابل فشار هوا فشرده شده و یا بیش از حد منبسط نشوند. رشته‌های ارتجاعی باعث کشیده شدن لوله‌های هوایی به هنگام دم و کاهش آن به هنگام بازدم می‌شود.

 

 

 

حفره بینی

 

 

 

حفره بینی بوسیله دیواره بینی به دو بخش قرینه تقسیم می‌شود. کام سخت حفره بینی را از حفره دهانی جدا می‌کند. پوشش این ناحیه از بافت مطبق سنگفرشی غیر شاخی همراه با مو ، غده‌های چربی و غده‌های عرق است. حفره بینی شامل بخش تنفسی و بویایی است. در نتیجه لایه سلولهای پوششی می‌تواند حفره بینی را مرطوب و به کمک رگهای خونی خود آن را گرم کند.

حلق

 

 

حلق به دو بخش بینی- حلقی و دهانی- حلقی تقسیم شده است. کام نرم ، ناحیه بینی-حلقی را از حفره دهان جدا می‌کند. ناحیه دهانی- حلقی راه تنفسی و گوارش است. مخاط ناحیه بینی- حلقی دارای سلولهای مژه‌دار و غدد است و مخاط ناحیه دهانی- حلقی همراه با غدد موکوسی است. لوزه‌های حلقی در سقف ناحیه بینی- حلقی قرار دارند. زیر مخاط حلق محتوی غدد موکوسی است. ماهیچه حلق مخطط و متشکل از دو طبقه طولی در درون و حلقوی در بیرون است.

حنجره

 

 

حنجره در عقب حفره بینی و در بالای نای قرار دارد. حنجره غضروفهایی دارد که باعث باز نگه داشتن آن می‌شود. در حنجره تعدادی تار یا طناب صوتی وجود دارد که ارتعاش آنها بوسیله هوای بازدم باعث تولید صدا می‌شود یک زایده غضروفی به نام اپی‌گلوت در هنگام بلع غذا دهانه حنجره را می‌بندد و مانع ورود غذا به درون نای می‌شود. تارهای صوتی از جنس بافت پیوندی ارتجاعی هستند خروج هوا را از ششها هنگام بازدم موجب ارتعاش این تارها و تولید صدا می‌شود.

 

respirationsystem3

ششها

 

 

شش به صورت جفت در داخل پرده جنب قرار دارد. بافت پیوندی درون شش دارای مقدار زیادی رشته‌های ارتجاعی و ماهیچه صاف است. نایژه‌های اصلی و رگهای ششی از طریق ناف این اندام وارد ششها می‌شوند. شش سمت راست دارای سه لوب و شش سمت چپ دارای دو لوب است. هر لوب یک شاخه از نایژه از نایژه اصلی را دریافت می‌کند. هر لوب به لوبولهایی تقسیم شده است. ساختار درونی ششها دارای سیستمی شاخه‌ای است که به نام درخت نایژکی خوانده می‌شوند. در فضای میان دو لایه جنب کمی مایع وجود دارد که حرکات ششها را آسان می‌کند. حدود 300 میلیون کیسه هوایی در مجموع دو شش وجود دارد و تبادل گازهای تنفسی را به عهده دارند.

نای

 

 

نای دارای 16 تا 20 بند است و هوا پس از حنجره وارد نای می‌شود. هر یک از بندها قطعه‌ای به شکل U و دارای غضروف شفاف با پری‌کندرویوم است که بوسیله نوارهایی از ماهیچه صاف در ناحیه باز U به یکدیگر متصل می‌شوند. نوارهای ماهیچه‌ای بطور طولی و مایل قرار گرفته‌اند. حلقه‌های غضروفی بوسیله بافت پیوندی متراکم بهم متصل می‌شوند.

انشعابات نای

 

 

نای انشعاب یافته نایژه اصلی را می‌سازد. این دو شاخه به ششها راه دارند ساختار نای و نایژه اصلی مشابه یکدیگر است گر چه غضروف بخش انتهایی نایژه‌ها نامنظم می‌شود. نایژه‌های اصلی به تعدادی مجاری هوایی تقسیم می‌شوند. نایژه‌های بزرگ ، نایژکها ، نایژکهای انتهایی ، نایژکهای تنفسی ، مجرای آلوئولی و کیسه هوایی.

 

 

 

ناحیه تنفسی

نایژکهای انتهایی به نایژکهای تنفسی و آنها نیز به مجاری هوایی تقسیم می‌شوند. نایژکهای تنفسی از نظر بافتی شبیه نایژکها هستند به جز اینکه کیسه‌های هوایی دارند. مجاری هوایی به تعدادی کیسه هوایی ختم می‌شوند. کیسه‌های هوایی به شکل حبابهایی با دیواره بسیار نازک ، رشته‌های ارتجاعی و بدون ماهیچه هستند. کیسه هوایی ظریف و فنجانی شکل بوده پوشش آن سنگفرشی ساده است.

 

 

بین حبابها دیواره‌ای از رشته‌های شبکه‌ای و ارتجاعی در میان سلولهای فعال وجود دارد. تعدادی لوکوسیت ، ماست سل ، فیبروبلاست و شبکه مویرگی نیز در این ناحیه دیده می‌شود. سلولهای دیواره دارای اکتین و میوزین است و عمل تبادل در این ناحیه صورت می‌گیرد. مویرگها دارای دیواره نازک با پوشش تماس دارند.

 

 

 

چگونگی تنفس

تنفس در آدمی شامل دو مرحله دم و بازدم است. در مرحله دم هوا وارد ششها و در هنگام بازدم از آن خارج می‌شود. در انجام دم و بازدم پرده جنب نقش مهمی دارد. فشار فضای میان دو لایه پرده جنب همیشه کمتر از فشار اتمسفر است و به همین دلیل ششها حتی در حالت بازدم ارادی نیز کاملا بسته نمی‌شوند. قبل از شروع دم کلیه ماهیچه‌های تنفس در حال استراحت هستند و دیافراگم به صورت یک گنبد است و دنده‌ها در پایین‌ترین وضعیت خود قرار دارند و فشار فضای جنب کمتر از فشار اتمسفر و ششها در حالت نیمه باز هستند. هنگامی که فرمان عصبی دم توسط مراکز تنفسی در مغز صادر می‌شود اعصاب حرکتی ماهیچه‌های بین دنده‌ای خارجی و دیافراگم را منقبض می‌کنند.

 

 

respirationsystem1

انقباض ماهیچه‌های بین دنده‌ای خارجی موجب حرکت دنده‌ها به بالا و طرفین می‌شود. انقباض دیافراگم موجب افزایش حجم قفسه سینه می‌شود. این افزایش حجم باعث کاهش فشار مایع جنب و باز شدن کیسه‌ها می‌شوند و هوا را به درون خود می‌کشانند. بنابراین عامل اصلی باز شدن کیسه‌های هوایی و ورود هوا به ششها پرده جنب است. اگر پرده جنب پاره شود شش کاملا جمع شده و از کار می‌افتد. در پایان دم ماهیچه‌ای ویژه دم استراحت می‌کنند. خاصیت ارتجاعی ششها و وزن قفسه سینه موجب می‌شود که ششها به حالت اولیه خود برگردند. برگشت ششها باعث افزایش فشار هوای درون شش نسبت به اتمسفر و در نتیجه بیرون راندن هوا می‌شود بازدم را بطور فعال نیز می‌توان انجام داد.

تنظیم حرکات دم و بازدم

 

 

 

نورونهای بصل‌النخاع دارای فعالیت خودکار و متناسب هستند. در بصل‌النخاع علاوه بر نورونهای مرکز دم ، نورونهای دیگری وجود دارد که تحریک آنها ماهیچه‌های بازدم را فعال می‌کند. اما در تنفس عادی پس از توقف فعالیت مرکز عصبی دم ، انقباض ماهیچه‌های تنفسی پایان می‌یابد و بازدم به صورت غیر فعال و به علت خاصیت ارتجاعی ششها صورت می‌گیرد. همچنین مراکز ارادی تنفس در قشر مخ وجود دارد. گازهای تنفسی نیز در میزان فعالیت تنفس نقش دارند. عامل این تنظیم مقدار اکسیژن و بویژه دی‌اکسید کربن موجود در خون است. توازن این دو گاز در خون باید حفظ شود.

انتقال و تبادل گازهای تنفسی

 

 

 

هنگامی که بک مولکول اکسیژن هوا وارد دستگاه تنفس می‌شود تا زمانی که به درون یکی از سلولهای بدن برسد باید مراحل زیر طی شود.

 

 

 

انتقال از هوا به شش
انتقال از شش به خون (تبادل)
انتقال در خون
انتقال از خون به بافتها (تبادل).

عکس این حالات در مورد دی‌اکسید کربن صادق است

 

 

 

 

 

 

 

 

منبع

roshd-logo

گفتاردرمانی جامع آنلاین فاز یک مهرشهر کرج + گفتاردرمانی آنلاین ایران دستگاه عصبی 2

 

 

مغز

 

 

 

مغز بخشی از دستگاه عصبی مرکزی است که در بالای نخاع و درون جمجمه جای دارد این بخش از پایین به بالا شامل پیاز نخاع ، پل مغزی و مخچه ، مغز میانی ، مغز واسطه‌ای و نیمکره‌های مخ است.

 

 

 

نیمکره‌های مخ

 

 

دو نیمکره مخ توسط پلی از ماده سفید به نام جسم پینه‌ای بهم مربوطند. هر نیمکره با دو بخش سفید در وسط و خاکستری در قشر مشخص شده است. بخش خاکستری به ضخامت 3 – 2 میلیمتر این قسمت مخ را تشکیل می‌دهد. انواع نورونهایی که در قشر مخ وجود دارند عبارتند از: سلولهای افقی یا کانال ، هرمی ، ستاره‌ای یا دانه‌ای ، دوکی و چند شکلی. هر قسمت از قشر خاکستری مخ کار ویژه‌ای را برعهده دارد. مراکز مربوط به دریافت و تفسیر اطلاعات رسیده از اندامهای حسی مختلف مانند چشم و گوش و پوست در این قسمت واقع است. بخشی از قشر خاکستری مخ هم مرکز حرکات ارادی است.

 

 

nervoussystem5

مخچه

مخچه که تعادل بدن را حفظ می‌کند دارای بخش خاکستری در قشر و بخش سفید در مرکز است. قشر مخچه دارای سه طبقه است: طبقه ذره‌ای در بیرون ، دانه‌ای در درون ، و پورکنژ در وسط. مخچه بوسیله سه جفت پایک که شامل دسته‌هایی از تارهای عصبی می‌باشند با مغز میانی ارتباط برقرار می‌کند. در مرکز مخچه ، هسته‌های مرکزی مخچه قرار دارند. این هسته‌ها از جنس بخش خاکستری هستند که بوسیله بخش سفید احاطه شده است.

هسته‌های مرکزی مخچه از بیرون به درون عبارتند از: هسته دانه‌دار ، هسته سه گوش ، هسته مدور ، هسته فاسیتژیال که هر یک در درون دیگری قرار دارد. مخچه در کار کنترل فعالیتهای ماهیچه‌ای به مخ کمک می‌کنند. پیامهای حرکتی که از مخ به اندامها می‌رود. توسط مخچه ، تقویت و هماهنگ می‌شوند. برای کار چشمها و گوش داخلی وضعیت بدن را به مخچه خبر می‌دهند. در کل کارهای که مخچه انجام می‌دهد همگی غیر ارادی هستند.

 

 

 

بصل‌النخاع

 

این بخش را می‌توان به عنوان ناحیه وسیعی از نخاع تلقی نمود که شکل آن در انسان شبیه پیاز است. بصل‌النخاع بدون مرز مشخص با نخاع ارتباط حاصل می‌کند در حالی که با بخشهای فوقانی تر دارای مرزهای مشخصتر است. بصل‌النخاع از ماده سفید و رشته اعصابی تشکیل شده است و فعالیت اندامهای داخلی بدن مانند   قلب ، ششهاو اندامهای گوارشی را اداره می‌کند به همن سبب یکی از مهمترین اجزای مغز است و آسیب وارده به آن مرگ را به دنبال دارد.

 

 

 

 

 

عقده عصبی

 

 

 

یک عقده عصبی دارای تعداد زیادی نورون است که درون کپسولی از بافت پیوندیقرار گرفته‌اند. تعداد این نورونها ممکن است به 50000 عدد برسد در نتیجه اندازه عقده‌ها متفاوت است هر نورون عقده یک سلول گانگلیون خوانده می‌شود.

 

 

 

دستگاه عصبی محیطی

 

 

رشته‌های عصبی عقده‌های نخاعی- جمجمه‌ای و خودکار جزء اعصاب محیطی به شمار می‌روند و شامل سه گروه عصب است: اعصاب حسی که از اندامها به مغز و نخاع می‌روند، اعصاب حرکتی که از مغز و نخاع به ماهیچه‌ها و غده‌ها می‌روند و اعصاب مختلط که شامل رشته‌های حسی و حرکتی هستند.

 

 

 

اعصاب پیکری و خودمختار

اعصاب حرکتی که از دستگاه عصبی مرکزی به اندامها می‌روند.

  • بخش پیکری: که پیام انقباض را به سلولهای ماهیچه‌ای مخطط می‌برند و ارادی هستند.

  • بخش خودمختار: که غیر ارادی است این اعصاب کار اندامهایی چون قلب ، کلیه، شش و … را اداره می‌کنند.

 

 

 

 

 

رشته این اعصاب خود به دو صورت  سمپاتیک و پاراسمپاتیک نامگذاری می شوند. اعصاب سمپاتیک به دو ردیف گره عصبی واقع در دو طرف ستون مهره ها مرتبط هستند اعصاب سمپاتیک بدن را برای فعالیت بیشتر آماده می کنند. اعصاب پاراسمپاتیک برخلاف اعصاب سمپاتیک عمل می‌کنند مهمترین عصب پاراسمپاتیک از بصل‌النخاع آغاز می‌شود و پس از عبور از گردن به سینه و شکم می‌رسد.

 

 

 

 

 

 

منبع

roshd-logo

 

گفتاردرمانی جامع آنلاین ناحیه یک کرج + گفتاردرمانی آنلاین ایران دستگاه عصبی 1

دستگاه عصبی به دو قسمت دستگاه عصبی مرکزی و دستگاه عصبی محیطی تقسیم می‌شود. دستگاه عصبی مرکزی شامل مغز و نخاع و دستگاه عصبی محیطی شامل عقده‌ها یا گره‌های عصبی و اعصاب بیرون از دستگاه عصبی مرکزی است.

مقدمه

 

 

دستگاه عصبی با داشتن نورونها ، هدایت تحریکات را به عهده دارد. تحریکات را حس می‌کند به مغز می‌فرستد در مقابل بخش تحریک شده که تحریک را حس کرده است واکنش نشان می‌دهد. این تحریکات اکثر اوقات از طریق نورونهای واسط صورت می‌گیرد. زیرا به ندرت یک نورون بسیار بلند در بدن یافت می‌شود. تحریکات باعث تولید مواد شیمیایی می‌شوند، این واسطه‌های شیمیایی از راس انشعابات انتهایی اکسون و دندریت که غالب اندامکهای جسم سلولی را دارا هستند، تولید می‌شوند.

 

 

 

پرده‌های مغز و نخاع

سطح بیرونی مغز و نخاع توسط سه پرده یا شامه پوشیده شده است پرده بیرونی سخت شامه ، میانی عنکبوتیه و درونی نرم شامه نامیده می‌شود. سطح بیرونی پرده‌ها بوسیله مزوتلیوم پوشیده شده است.

 

 

 

نخاع

 

 

نخاع رابط مغز و قسمتهای دیگر بدن است اعصاب در فواصل معین به نخاع وارد و یا از آن خارج می‌شوند. اعصاب حسی از طریق ریشه‌های پشتی وارد نخاع می‌شوند اعصاب حرکتی ریشه‌های شکمی نخاع را ترک می‌کنند. دو ریشه پشتی و شکمی به هم متصل شده و اعصاب نخاعی را می‌سازند.

 

 

 

مقطع نخاع

 

 

 

مقطع نخاع دارای دو بخش خاکستری و سفید است بخش خاکستری تقریبا به شکل H در وسط نخاع قرار دارد. این بخش غالبا جسم سلولی و دندریت نورونهای فاقد میلین را در خود جای داده است. بخش خاکستری توسط بخش سفید با ستونهای شکمی ، جانبی و پشتی احاطه شده است. این ستونها دارای اعصاب میلین‌دار هستند. رنگ سفید این بخش به خاطر وجود میلین است ستونهای بخش سفید دارای رشته‌های بدون میلین هستند. بازوهای H به نام شاخهای پشتی و شکمی نخاع خوانده می‌شوند. شاخهای پشتی را آوران یا حسی و شاخهای شکمی را وابران یا حرکتی می‌نامند.

 

 

 

 

اعمال حرکتی نخاع

 

 

 

در نخاع بین سلولهای حسی و حرکتی تعداد زیادی ارتباطات چند نورونی وجود دارد که فعالیت آنها یا باعث آغاز حرکت و یا ممانعت از آن می‌شود این ارتباطات اساس رفلکسهای نخاعی است.حرکت رفلکسی به عنوان پاسخی در قبال تحریک حسی است. از نخاع ، 31 جفت عصب خارج می‌شود که بطور قرینه به اندامهای مختلف چپ و راست بدن می‌روند. محل خروج این اعصاب از فاصله بین مهره‌ها است. هر عصب دارای دو ریشه پشتی و شکمی است در مسیر ریشه پشتی یک گره عصبی هم وجود دارد که جسم سلولی نورونهای حسی در آن واقع است. ریشه شکمی نخاعی ، حرکتی است و رشته‌هایی که در آن قرار دارند فرمانها را از نخاع به طرف ماهیچه‌ها یا غده‌های بدن می برند. جسم سلولی مرتبط با این رشته‌ها در ماده خاکستری نخاع واقع است.

 

 

 

 

 

 

منبع

roshd-logo

گفتاردرمانی جامع آنلاین آموزش و پرورش ناحیه یک کرج + گفتاردرمانی آنلاین ایران افزايش انسولين در خون، خطر بروز سرطان سينه را تشديد مي‌كند

 

 

پژوهشگران هشدار دادند: افزايش سطح انسولين در خون، خطر ابتلا به سرطان سينه را افزايش مي‌دهد.

به گزارش سرويس بهداشت و درمان ايسنا، محققان تاكيد كردند كه ظاهرا بالا رفتن ميزان انسولين در خون در زنان يائسه خطر ابتلا به سرطان سينه را تشديد مي كند.

 

 

اين يافته حاصل تلاش محققان كالج پزشكي آلبرت انيشتين در دانشگاه يشيوا در نيويورك است. اين محققان پيشتر دريافته بودند كه چاقي و ديابت خطر ابتلا به سرطان سينه را در زنان يائسه افزايش مي‌دهد.

 

 

به گفته محققان علوم پزشكي در هر دو حالت در بدن مقاومت انسوليني بروز مي‌كند كه نتيجه آن افزايش مقدار انسوليني است كه همراه جريان خون در گردش است.

 

 

محققان خاطرنشان كردند كه انسولين در آزمايشاتي كه روي نمونه‌هاي حيواني انجام شد، باعث افزايش تقسيمات سلولي شده و در نتيجه موجب افزايش رشد تومور سينه مي‌شود. بنابراين محققان چنين استدلال كردند كه افزايش سطح انسولين مي‌تواند خطر بروز سرطان سينه را در زنان بيشتر كند.

 

 

اين پژوهش در مجله بين‌المللي سرطان منتشر شده است.

 

 

دكتر جوفري كابات، اپيدميولوژيست برجسته در اين دانشكده متذكر شد: تاكنون مطالعات بسيار اندكي در زمينه بررسي رابطه مستقيم سطح انسولين و ارتباط آن با خطر ابتلا به سرطان سينه، صورت گرفته است و نتايج بدست آمده نيز ضد و نقيض بوده‌اند. در اين تحقيق اطلاعات مربوط به 5 هزار و 450 زن مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت و تاثير شماري از عوامل بر سلامت اين زنان بررسي شد.

 

 

 

 

 

 

 

گفتاردرمانی جامع آنلاین ناحیه دو آموزش و پرورش کرج چند توصیه به آقایان برای حمایت عاطفی از همسرانشان

 

 

اگر می خواهید همسرتان همواره زنی با طراوت وسرزنده و مادری سنجیده ومهربان باشد تصور نکنیدکه مجبورید بهای سنگینی را برای حصول این نتیجه بپردازید. فقط کافیست روزانه دقایقی به دقت به حرفهای او گوش فرا دهید. دراین شرائط طبیعی ترین کاری که او خواهد کرد همان صحبت کردن است.دراین مواقع برای اینکه همسرتان احساس کند که مورد پذیرش بیشتری است ، بهتر است چند توصیه زیر را رعایت کنید:

۱- وقتی احساس می کنید همسرتان ناراحت است، منتظر حرف زدن او نمانید. اگر شما آغاز گر حرف باشید، ۵۰ درصد ناراحتی اش را از بین می برید.

 

 

 

۲- وقتی به او اجازه صحبت می دهید ، بدانید ناراحت شدن ازاینکه او چرا ناراحت است کمکی به حل مسئله نمی کند.

 

 

 

۳- از قطع کردن سخن او اجتناب کنید.

 

 

۴- وقتی نمی دانید که چه بگویید ، حرفی نزنید. اگر نمی توانید حرف مثبتی بزنید و یا اگر نمی توانید
جانب احترام را بگیرید، ساکت بمانید.

 

 

۵- اگر همسرتان قصد صحبت نداشت با طرح سئوال او را به صحبت تشویق کنید.

 

 

۶- احساسات او را اصلاح نکنید و در مقام داوری برنیایید .

 

 

۷- تا حد امکان آرامش خود را حفظ کنید. واکنش نشان ندهید چرا که اگر حتی برای لحظه ای
کنترل خود را از دست بدهید، بازنده می شوید

 

 

 

 

 

 

 

 

گفتاردرمانی جامع آنلاین آموزش و پرورش ناحیه سه کرج + گفتاردرمانی آنلاین ایران کتابخوانی برای بچه ها

 

 

1- برای بچه‌ها توضیح دهید که جلد و نام کتاب چقدر برای یک داستان مهم است. سپس کتابی را بدون بیان عنوان آن یا نشان دادن جلد آن برای بچه‌ها بخوانید. بعد از خواندن کتاب به هر دانش آموز یک برگ کاغذ بدهید تا تصور خود را از جلد کتاب رسم کند و عنوانی برای کتاب برگزیند. در پایان، کارهای بچه‌ها را به نمایش بگذارید.

 

2- از یک کتاب چندین کپی بگیرید. کلاس را به گروههایی تقسیم کنید و به هرگروه یک کپی از کتاب را بدهید و بدین ترتیب یک مسابقه جستجو راه بیندازید . گروهها باید شماره صفحه ای از کتاب را پیدا کنند که درآن از شی بخصوص یا شخص بخصوص یا موضوع خاصی نام برده شده و یا واقعه خاصی در آن اتفاق افتاده است. گروه برنده جایزه ای دریافت خواهد کرد. این فعالیت به تقویت مهارت ” مرور سریع مطالب ” کمک می‌کند.

 

 

3- در دفتر مدرسه یا ورودی مدرسه، کتابچه ای قرار دهید که مراجعان به مدرسه ،نام خود را نوشته و نام کتاب مورد علاقه کودکی اشان را بنویسند.
بعدا دانش آموزان نمودار کتابهای مورد علاقه مراجعان مدرسه را رسم کنند .

 

 

4- می‌توان روحیه بخشش را در قالب جشنی با همکاری خانواده های دانش آموزان ضمن تشویق و تعمیم مطالعه، بدون هیچ هزینه ای ارج نهاد. روش کار بسیار ساده است. در طی چند هفته دانش آموزان کتابهایی راکه خانواده هایشان قبلا خوانده اند و به آن نیازی ندارند، را به مدرسه می‌آورند و در قبال آن کوپن هایی دریافت می‌کنند. سپس یک شب به نام شب مبادله کتاب ،کتابهای اهدایی به نمایش گذاشته شده و اعضا خانواده با کوپن هایشان کتابهای دلخواه خود را خریداری می‌کنند. کتابهای باقی مانده نیز به نیازمندان اهدا می‌شود.

 

 

5- مسابقه (بهترین پوستر برای تبلیغ کتابخوانی) را برگزار کنید. بچه‌ها باید پوسترهایی درست کنند که مزایای کتابخوانی را بیان کند و دیگران را به مطالعه تشویق نماید. جایزه برندگان این مسابقه را، کتاب قرار دهید و به همه شرکت کنندگان جوایز ارزان قیمتی بدهید.

 

 

6- بعضی از معلم‌ها از دانش آموزان می‌خواهند پس از مطالعه کتابها، خلاصه آنها را تهیه کنند. در این جا راههای جالب تری برای تهیه گزارش از یک کتاب را مشاهده می‌کنید.
1- نامه ای به یکی از شخصیت های داستان بنویسید.
2- نامه ای به نویسنده کتاب بنویسید و نظراتتان را درباره کتاب به او اطلاع دهید.
3- شعری درباره داستان کتاب بسرایید.
4- پوستری درباره تبلیغ این کتاب تهیه کنید.
5- با بکار بردن هر 5 حس خود یکی از صفحه های داستان را توصیف کنید.
6- یکسری تصاویر جمع آوری کنید که با مطالب داستان ارتباط دارد.
7- تفاوتها و شباهتهای خود را بایکی از شخصیت های کتاب بنویسید.
8- ده جمله مورد علاقه خود را از قول شخصیت های داستان بنویسید و اینکه چرا شما این جمله را دوست دارید.
9- پایان دیگری برای داستان بنویسید.
10- 15 کلمه جدید را که در داستان خوانده اید بنویسید.

 

 

7- در نوشتن گزارش کتابهای مطالعه شده، تنوعی ایجاد کنید. در این روش تصاویری از یک قاچ گوجه فرنگی ، دو تکه نان همبرگری، یک تکه همبرگر، یک برگ کاهو و یک لایه پنیر را رسم نمایید. سپی از این تصاویر روی برگه هایی همرنگ مواد مذکور به تعداد زیاد کپی بگیرید. مثلا همبرگر روی کاغذ صورتی، گوجه فرنگی روی کاغذ قرمز و پنیر روی کاغذ زرد و غیره. سپس به هر دانش آموز یک برگه از هر نوع بدهید. دانش آموزان پس از مطالعه هر کتاب، مطالب زیر را به عنوان گزارش کتاب روی برگه های مربوطه خواهند نوشت: روی تکه بالایی نان همبرگر، نام کتاب و نویسنده آن، روی برگ کاهو، خلاصه ای از کتاب، روی قاچ گوجه فرنگی، درباره شخصیت اصلی داستان روی لایه پنیر، نقطه اوج داستان و بالاخره روی تکه پایینی نان ، صحنه مورد علاقه خود را از داستان نوشتند. سپس تکه‌ها را روی هم قرار داده و به شکل یک ساندویچ روی تابلوی اعلانات نصب نمایند. عنوان تابلو را می‌توان چنین نوشت : “ما گرسنه کتابهای خوب هستیم”، بقیه بچه‌ها با مطالعه گزارش ها، ساندویچ های مختلف را امتحان نمایند تا ببینند بالاخره کدامیک از آنها اشتهایشان را ارضا می‌کند.

 

 

8- بچه‌ها عاشق حل کردن معما و چیستان هستند. موضوع این معماها را می‌توان عنوان یک کتاب، نام نویسنده، یا شخصیت های اصلی یک داستان یا وقایع یک کتاب باشد. معماها روی مقوا چسبانده شده و تزیین می‌شوند. این فعالیت برانگیزننده بچه‌ها برای سرزدن به تعداد زیادی از کتابهاست.

 

 

 

 

 

گفتاردرمانی جامع آنلاین آموزش و پرورش ناحیه چهار کرج + گفتاردرمانی آنلاین ایران افراد دیابتی چگونه از پای خود مراقبت کنند؟

 

 

 

افرادی که دارای دیابت هستند به دلیل اختلال در عروقی محیطی خود و مخصوصا پا  با کوچکترین آسیب می توانند دچار بزرگترین مشکلات در پای خود بشوند .

 

 

 

هدف ما در کمک به این افراد شامل موارد زیر است:

 

 

 

۱- بهبود خونرسانی پا

۲- برقراری بهداشت در پاها

۳- جلوگیری از بروز هرگونه آسیب در پا می باشد.

۴- درمان زخمهای موجود در پاها

 

 

 

ازنظر درمعرض خطر بودن بیماران دیابتی را به گروههای مختلفی تقسیم می‌کنیم:

 

 

 

۱- گروهی که در معرض خطر نیستند.  این افراد بیماری دیابت ( و یا سایر انواع بیماریهایی که می‌توانند سبب کاهش حس در پا شوند) دارند ولی حس محافظتی در پا از بین نرفته است.  این افراد باید سالیانه توسط پزشک ویزیت شوند و پزشک حس پاهای آنها را معاینه نماید.  آموزش بیمار بر کنترل دیابت، ‌توقف سیگار‌کشیدن و تهیه کفش مناسب متمرکز می‌شود.

 

 

۲- گروهی که در معرض خطر کمی‌هستند.  در این افراد حس محافظتی پاها از دست نرفته است ولی هنوز زخمی‌در پاها ندارند.  اینها هر ۶ ماه یکبار باید توسط پزشک ویزیت شوند.  آموزش به بیمار جهت مشاهده روزانه پاها،  مراقبت از پاها و پوشیدن تدریجی کفش نو،  معاینه کفش از نظر مناسب بودن،  از اهمیت زیادی برخوردار است.  یک کفی ظریف جهت محافظت کف پا ممکن است توصیه شود.

 

 

۳- گروهی که در معرض خطر متوسط هستند.  در این افراد حس محافظتی از دست رفته است.  بعلاوه دفورمیتی (تغییر شکل دادن پا) و یا محدودیت تحرک در مفاصل پا وجود دارد که آنها را در معرض خطر بالاتر تخریب بافتی در اثر تحمل وزن قرار می‌دهد.  اینها هر سه ماه یکبار باید توسط پزشک معاینه شوند.  این افراد باید از کفشهای طبی که با دفورمیتی پای آنها تطبیق داده شده است و نیز اتاقک کفش فضای کافی برای انگشتان داشته باشد،  استفاده نمایند.

در افرادیکه دفورمیتی پای آنها حداقل است،  ممکن است کفش ورزشی مناسب باشد.  طول کفش این افراد باید ۲/۱ تا ۸/۵ اینچ بزرگتر از طول پا( یا فاصله نوک کفش تا نوک انگشتان ۲/۱ تا ۸/۵ اینچ ) باشد.  پهن‌ترین قسمت کفش منطبق بر سر استخوانهای کف پا است.

ورزش‌های خاص جهت ایجاد تحرک در مفاصل پا مهم است.  اصلاح جراحی دفورمیتی‌ها در بیماران انتخابی ممکن است ضرورت یابد تا از تشکیل کابوس و نهایتاً ایجاد زخم ممانعت شود.

 

 

 

۴- گروهی که در معرض خطر شدید هستند: این افراد حس محافظتی در پا ندارند.  سابقه زخم قبلی در پا دارند و در بیشترین خطر عود زخم هستند.  این افراد هر ۱ تا ۲ ماه باید به کلینیک پای دیابتی مراجعه نمایند تا مطمئن شویم که زخم در حال تشکیل نیست.  بیمار باید در تمام اوقات به پوشیدن کفش مناسب ادامه دهد.  این افراد سالی یکبار کفش طبی با اتاقک مناسب جهت انگشتان و سه جفت کفی مناسب دریافت می‌کنند.  برنامه‌درمانی جامع توسط کلینیک چند تخصصی پای دیابتی جهت این افراد ضروری است.

 

 

 

درمان زخمهای دیابتی:

 

 

علیرغم تمامی‌احتیاطات دیابتیها ممکن است دچار زخم پا شوند.

 

بر اساس عمق و وسعت زخمها را به ۵ گروه تقسیم می‌کنیم( از سطحی تا عمقی).  که گروه ۱ تا ۳ زخمهایی هستند که فقط با کاهش حس و درگیری اعصاب مرتبط هستند و زخمهای گروه ۴ و ۵ با کاهش خونرسانی هم ارتباط دارند.

 

 

گروه ۱: زخم سطحی فقط در پوست

 

گروه ۲: زخم عمقی که به تاندون،  استخوان،  رباط یا مفصل هم دست‌اندازی کرده است.

 

گروه ۳: آبسه یا عفونت استخوان وجود دارد.

 

گروه ۴: گانگرن ( سیاه شدن) یک یا بیشتر انگشتان یا جلوی پا وجود دارد.

 

گروه ۵: گانگرن کل پا

 

زخمهای گروه ۴ و ۵ نیاز به قطع پا دارند.  زخمهای گروه ۳ نیاز به بستری در بیمارستان،  جراحی و دریافت آنتی‌بیوتیک وریدی دارند.  زخمهای ۱ و ۲ ممکن است عفونی باشند یا نباشند و ممکن است به صورت سرپایی درمان شوند.

 

برای این زخمها: بالا نگه داشتن اندام، (اگر علائم کاهش خونرسانی وجود ندارد)،  ‌تجویز آنتی بیوتیک وسیع الطیف، راه رفتن با وسیله کمکی (جهت عدم تحمل وزن روی اندام مبتلاء) یا استفاده از گچ‌گیری اندام توصیه می‌شود.

 

آب درمانی و برداشتن نسوج مرده از اطراف زخم و نیز استفاده از پوشش‌های مناسب زخم نیز در این زخمها مفید است.  زمان متوسط استفاده از پوششهای گچ گیری اندام جهت زخم ۳۰ تا ۴۲ روز است.  در ۶ ماه اول پس از بهبود زخم،  شانس عود زخم بالاست.  استفاده از بتادین و پراکسیدهیدروژن مستقیماً روی زخم ممنوع است و در صورت صلاحدید پزشک به صورت رقیق شده جهت ضدعفونی اطراف زخم بکار می‌روند.

 

سایر درمانهای جدید جهت بهبود زخمهای دیابتی استفاده از اکسیژن پر فشار می‌باشد.  آب درمانی در مخزنهای خاص که آب آن حرارت ۹۸ تا ۹۷ درجه فارانهایت دارد به مدت ۱۰ ـ ۱۵ دقیقه جهت تمیز کردن مکانیکی زخم بکار می‌رود. ( در مراکز درمانی).

 

مهمترین مسئله ممانعت از عود زخم می‌باشد.  زیرا شانس عود حدود ۳۲ ـ ۱۹ درصد است.  علل شایع عود زخم عبارتند از : استفاده نکردن از پوشش مناسب پا(مثل کفش مناسب)، ‌وجود دفورمیتی در پا،  عفونت استخوان و کاهش حس شدید در پا.

 

 

 

 

 

 

 

 

گفتاردرمانی جامع آنلاین آموزش و پرورش ناحیه عظیمیه کرج + گفتاردرمانی آنلاین ایران مصرف مشروبات الكلی خطر ابتلا به سرطانها را تشدید می‌كند

 

 

 

كارشناسان هشدار دادند: مصرف مشروبات الكلی خطر ابتلا به سرطان بویژه سرطانهای كبد و روده را تشدید می‌كند.

 

راشل تامپسون مدیر برنامه‌ریزی علمی در صندوق تحقیقات سرطان جهانی هشدار داد: مصرف مشروبات الكلی از هر نوعی كه باشد خطر ابتلا به سرطان روده را 18 درصد و سرطان كبد را تا 20 درصد افزایش می‌دهد.

 

این متخصص تحققات سرطان تاكید كرد: وقتی متوجه می‌شوید كه سالانه شمار زیادی از مردم انگلیس به انواع مختلفی از این سرطانها مبتلا می‌شوند با مطالعه بیشتر درمی‌یابید كه علت این امر مصرف الكل است. بدیهی است كه مصرف این مواد حتی در مقادیر بسیار اندك تاثیر قابل توجه و جبران ناپذیری روی بدن بر جای می‌گذارد.

 

بر اساس آمار این صندوق جهانی؛ سالانه بیش از 3 هزار مورد ابتلا به سرطان كبد در انگلیس تشخیص داده می‌شود كه همین تعداد نیز در سال بر اثر ابتلا به سرطان كبد جان خود را از دست می‌دهند.

 

علاوه براین شواهد علمی مستدلی وجود دارد كه نشان می‌دهد؛ مصرف الكل خطر ابتلا به انواع دیگری از سرطانها مانند سرطان سینه، ‌دهان، مری و حنجره را افزایش می‌دهد.

 

 

 

 

 

 

 

 

گفتاردرمانی آنلاین کرج + گفتاردرمانی آنلاین ایران شكلات و چای، قدرت مغز را افزایش می‌دهند

 

 

 

 

تحقیقات نشان می‌دهد كه شكلات و چای، قدرت مغز را افزایش می‌دهند.

 

بر اساس نتایج پژوهش‌های اخیر افرادی كه شكلات یا چای مصرف می‌كنند در تست‌های مفهومی نمرات بالاتری می‌گیرند و قدرت عملكرد‌های ذهنی و ادراكی آنها نیز نسبت به كسانی كه به خوردن این مواد عادت ندارند به مراتب بیشتر است.

 

 

در این تحقیقات، پژوهشگران دپارتمان فیزیولوژی، آناتومی و ژنتیك دانشگاه آكسفورد روی 2 هزار و 31 فرد سالمند در گروه سنی بین 70 تا 74 سال مطالعه كردند.

 

 

آنها رابطه بین عملكرد ذهنی و مصرف شكلات و چای را كه مهمترین مواد حاوی فلاوونوئیدها هستند، در این افراد مورد ارزیابی و آزمایش قرار دارند.

 

 

شركت كنندگان ابتدا پرسشنامه‌هایی را درباره عادتهای تغذیه شان پركردند و پس از آن به درخواست محققان در آزمایشات و آزمونهای ذهنی شركت كردند.

 

 

مطالعه روی نقش میكرومواد مغذی در كاهش توانایی ذهنی ناشی از افزایش سن همواره مورد توجه دانشمندان بوده و این تحقیقات هم چنان رو به افزایش است.

 

 

میوه‌ها و نوشیدنی‌هایی چون چای و قهوه و كاكائو منابع غذایی اصلی حاوی پلی فنول‌ها هستند.

 

 

پلی فنول‌های موجود در مواد غذایی در واقع فلاوونوئیدهایی هستند كه بر اساس یافته‌های قبلی دانشمندان، نقش بسیار مهمی در جلوگیری از زوال عقل و اختلال مشاعر دارند. نتایج این پژوهش در مجله «نوتریشن» منتشر شده است.

 

 

با این حال دانشمندان توصیه می‌كنند كه مصرف این مواد خوراكی كه در حد تعادل بسیار بهتر است؛ چرا كه زیادروی در خوردن آنها می‌تـواند از سوی دیگر مشكلات بیشتری برای سلامتی به همراه بیاورد.

 

 

 

 

 

 

گفتاردرمانی جامع آنلاین آموزش و پرورش گوهردشت کرج + گفتاردرمانی آنلاین ایران علائم هشدار دهنده پروستات بزرگ

 

 

 

 

هنگامی که سن مرد افزایش می‌یابد، اغلب غده پروستات شروع به بزرگ شدن می‌کند و در نتیجه ممکن است…

 

هنگامی که سن مرد افزایش می‌یابد، اغلب غده پروستات شروع به بزرگ شدن می‌کند و در نتیجه ممکن است علائم ناراحت‌کننده‌ای را ایجاد کند.

 

البته  بیش از نیمی از مردانی که پروستات‌شان بزرگ شده است، علامتی ندارند.

اما اگر این علائم وجود داشته باشند، شامل این موارد می‌شوند:

 

 

 

 

 

 

کند شروع شدن ادرار و جریان ضعیف آن.

اشکال در ادرار کردن، تا تقریبا ناممکن‌شدن ادرار.

نیاز ناگهانی، فوری و مکرر به ادرار کردن – دست کم دوبار در شب.

احساس اینکه گویی مثانه به طور کامل خالی نشده است.

ناتوانی در کنترل جریان ادرار، یا نشت قطرات ادرار بعد از اتمام ادرار کردن.

درد یا خونریزی هنگام ادرار کردن.

 

 

 

 

 

 

 

بهترین گفتاردرمانی جامع آنلاین اندیشه کرج + گفتاردرمانی آنلاین ایران نسخه‌ ورزشی برای کمردرد

 

این روزها كمتر كسی را می‌توان پیدا كرد كه از كمردردهای مزمن رنج نبرد و به دنبال راهی برای رهایی از این دردها نباشد. در این میان كسانی هستند كه فریب تبلیغ‌های دروغین را می‌‌خورند و میلیون‌ها تومان پول زیادی خرج می‌كنند تا به كمك روش‌های نادرست، قدری این دردها را تسكین دهند اما با برخی حركات ورزشی ساده، می‌‌توان درد كمر را تسكین داد. این حركات را 10 مرتبه در 3 ست با فواصل 5 دقیقه برای هر پا انجام دهید…

 

 

 

 

کشش و انقباض

 

 

حركت گربه شتری نام دارد. مطابق شكل روی كف دست و زانوها قرار بگیرید و با ایجاد ریلكسیشن و سپس انقباض عضلات كمر، حركت را آغاز كنید. این حركت را 40 مرتبه و در 3 ست (مرحله) با فاصله یك دقیقه انجام دهید.

 

 

 

تقویت طرفین کمر

 

 

به دنبال حركت قبلی اجرا می‌شود یعنی بدون آنكه موقعیت خود را تغییر دهید، مطابق شكل زیر با همان حالتی كه هر دو پایتان از ناحیه زانو خم شده و كف پایتان هم روی زمین است، یك بار پاها را از ناحیه لگن به سمت چپ و یك بار هم به سمت راست متمایل كنید. توجه داشته‌ باشید این حركت را كاملا به آهستگی انجام دهید چرا كه شتاب‌زدگی در انجام این حركت می‌تواند نتیجه عكس داشته باشد و دردهای كمر را تشدید كند اما اگر اصولی اجرا شود معجزه می‌كند. این حركت را 25 مرتبه و در 3 ست با فواصل یك دقیقه انجام دهید.

 

 

 

 

کشش کمر

 

 

از اینجا به بعد، وارد حركات فشارآورنده به عضلات كمر می‌شویم، یعنی از این قسمت كار باید خیلی مراقب باشید تا حركات به نرمی و با آرامش صورت گیرد و از آن مهم‌تر اینکه به خسته شدن عضله نینجامد. برای انجام این حركت، مطابق شكل پای چپ را روی سطحی به ارتفاع نیم متر از زمین قرار دهید و به آرامی كمر و سینه را به پا نزدیك كنید، بدون آنكه پا از زانو خم شود. سپس این حركت را روی پای راست اجرا كنید.

 

 

 

تقویت لگن و کمر

 

 

این حركت كه به تقویت شدید عضلات لگن و كمر منجر می‌شود، نقش به سزایی در تسكین دردهای كمر ایفا می‌كند البته باید كاملا اصولی اجرا شود. مطابق شكل، به پشت روی زمین دراز بكشید و پای راست را روی پای چپ بیندازید. سپس با دست‌ها، پشت پای چپ را بگیرید. در این شرایط شما آماده‌اید كه حركت را آغاز كنید. شروع حركت به این صورت است كه هر دو پا را با دست به سمت كمر خود بكشید. سعی كنید دست تنها به عنوان یك اهرم عمل كند و كل فشار روی عضلات كمر و لگن باشد. این حركت نقش بسیار ویژه‌ای در تقویت عضلات مذكور ایفا می‌كند. آن را 15 مرتبه و در 3 ست با فواصل یك دقیقه اجرا كنید.

 

 

 

 

انقباض و کشش

 

 

 

به پشت بخوابید و با انقباض عضلات شكم و كمر و سپس آرام كردن آن، حركت را انجام دهید. این حركت را 40 مرتبه و در 3 مرحله با فواصل یك دقیقه انجام دهید.

 

 

 

 

انقباض شکم

 

 

 

این حركت باید روی یك سطح نرم اما صاف اجرا شود. مطابق شكل به پشت دراز بكشید و هر دو پا را با هم به داخل شكم خود بیاورید و دو زانو را به سینه‌هایتان بچسبانید. سعی كنید حركت را آرام و بدون هر گونه شتاب زدگی اجرا كنید. این حركت كه به تقویت عضلات كمر و به خصوص لگن كمك می‌كند، باید 35 مرتبه و در 3 ست با فواصل یك دقیقه انجام شود

 

 

 

 

 

 

 

بهترین گفتاردرمانی هوشمند آنلاین عظیمیه کرج + گفتاردرمانی آنلاین ایران توصیه های پزشکی

گلودرد فرزندتان را جدی بگیرید

عامل ایجاد گلودرد چرکی چیست؟

 

 

گلودرد چرکی عفونتی شایع است و ناشی از نوع باکتری موسوم به استرپتوکوک بتاهمولیتیک است. اغلب افراد مبتلا به گلودرد استرپتوکوکی دو تا هفت روز قبل با فرد دیگری که به این بیماری مبتلا بوده تماس داشته‌اند.
چه افرادی بیش از دیگران در معرض گلودرد هستند؟

 

کودکان 5 تا 15 ساله که در کلاس درس یا اماکن گروهی دیگر هستند در معرض بیشترین خطر ابتلا به گلودرد استرپتوکوکی قراردارند. این بیماری عموما از طریق ترشحات بینی یا حلق منتقل می‌شود. در مواردی هم باکتری از راه غذا یا آب آلوده منتشر می‌شود. این باکتری از طریق قطرات تنفسی موجود در هوا یا تماس مستقیم مثلا دست زدن به دستگیره در یا هر سطح آلوده منتقل می‌شود.

 

 

 

علایم و نشانه‌های گلودرد چرکی چیست؟

 

 

نشانه‌های این گلودرد شامل قرمزی و تورم لوزه‌ها، تورم غدد لنفاوی در جلوی گردن، تب، سردرد، درد عضلانی، شکم درد و گلودرد است.

چه طور می‌توانیم این گلودرد چرکی را تشخیص دهیم؟

 

از آنجایی که نشانه‌هایی گلودرد چرکی شبیه چند بیماری دیگر از جمله سرماخوردگی است، پزشک می‌تواند برای تشخیص عفونت استرپتوکوکی دست به آزمون کشت ترشحات حلق بزند. برای این آزمون، ابزاری شبیه گوش پاک‌کن به ته حلق مالیده می‌شود. ترشحات چسبیده به آن برای بررسی به آزمایشگاه ارسال می‌شود.

اگر گلودرد چرکی را درمان نکنیم، چه اتفاقی می‌افتد؟

اگر چه گلودرد چرکی معمولا خطرناک نیست اما در صورت عدم درمان می‌تواند عوارضی را در پی داشته باشد. این عوارض ممکن است شامل تب مخملک، عفونت سینوسی، عفونت گوش و همچنین عوارض تاخیری شدیدتر از جمله بیماری‌های کلیوی و تب روماتیسمی باشد.

 

 

 

 

گلودرد چرکی چگونه درمان می‌شود؟

 

از آنجا که گلودرد چرکی، نوعی عفونت باکتریایی است معمولا با آنتی‌بیوتیک درمان می‌شود. با شروع درمان، نشانه‌های بیماری اغلب در عرض یکی دو روز برطرف می‌شوند. هر چند حالتان بهتر می‌شود اما تکمیل دوره درمان، بسیار حایز اهمیت است. قطع زودهنگام دارو می‌تواند به ظهور گونه‌های جدید از باکتری منجر شود که به آنتی‌بیوتیک‌ها مقاوم هستند. همین‌طور ممکن است باعث ابتلای مکرر به گلودرد چرکی و عوارض دیگری مثل تب روماتیسمی شود.

 

 

 

چه‌طور می‌توانیم از ابتلای خود و فرزندانمان به گلودرد چرکی پیشگیری کنیم؟

 

اگر کودک شما به گلودرد چرکی مبتلا شده است حواستان باشد تا هیچ‌کس از لیوان و قاشق و بشقاب او استفاده نکند. این وسایل را با دقت با آب داغ و مواد شوینده تمیز کنید، حتی برخی جانب احتیاط بیشتری می‌گیرند و مسواک فرزندشان را نیز عوض می‌کنند.

 

 

 

سرماخوردگی هم گلودرد می‌آورد. در مواردی که به دنبال سرماخوردگی دچار گلودرد می‌شویم، چاره چیست؟

بهترین درمان استراحت است. ماندن در منزل به پیشگیری از ابتلای دیگران کمک می‌کند. در یک اتاق گرم، نه داغ با هوای مرطوب (توسط دستگاه تهویه یا بخور) استراحت کنید. برای رقیق کردن مخاط، آب فراوان بنوشید. بزرگسالان می‌توانند برای رفع کسالت و درد از استامینوفن استفاده کنند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

گفتاردرمانی جامع هوشمند آنلاین جهانشهر کرج + گفتاردرمانی آنلاین ایران مراحل رشد کودک

 

 

رشد حرکتی دست

 

حرکات کودک در بدو تولد فقط به یک سری لولیدنها و وول خوردنهای ناهماهنگ و غیر ارادی محدود میشود، اما او کم کم و تا 18 ماهگی، مهارتهایی را بطور ناخودآگاه یاد میگیرد که به کمک آنها در مدت زمانی کوتاه به کوچولویی کار کشته و ماهر مبدل خواهد شد. اگر به دستهای کودکتان پس از تولد دقت کنید، میبینید که او آنها را دائما به صورت یک مشت محکم جمع میکند، بطوری که اگر انگشت دستتان را داخل مشت او کنید، چنان آن را محکم میچسبد که گویی پنجههایی فولادین انگشت شما را به دام انداخته! …

 

 

 

از تولد تا سه ماهگی

 

تمام کودکان با آن مهارت و فن “گرفتن” شگفت انگیز به دنیا میآیند که به آن “رفلکس مشت” میگوییم. این رفلکس تا حدود شش الی هشت هفته که کودک پس از آن قادر به باز و بسته کردن انگشتان دستهایش میشود، ادامه دارد. در این مرحله میتوانید اسباب بازیهای سبک را به دستش بدهید تا او به آنها چنگ زده و در دست خود نگاهشان دارد. کودک زمانی دستهایش را کشف میکند و کمی به آنها توجه نشان میدهد که کم کم شروع به باز کردن مشتهایش میکند و تازه این موقع است که او به وجود انگشتان دست پی برده و با باز و بسته کردن آنها و چنگ زدن و آنها ، احساسشان میکند. البته این نکته را هم بدانید که کودک در این مرحله قادر نیست با دقت به انگشتان دستش نگاه کند و آنها را به درستی تشخیص دهد، چون هنوز آن هماهنگی لازم بین “دیدن” و “دسترسی پیدا کردن به چیزی” در او بوجود نیامده است. در این سن ، کودک یک شی را به خوبی در دستش نگه میدارد، اما تلاش چندانی برای خوب تماشا کردن آن انجام نمیدهد.

دانشمندان مدتی است به این نتیجه رسیدهاند که صدای یک اسباب بازی در جلب نگاه یک کودک به سوی دستهایش نقش مهمی را ایفا میکند. به عنوان مثال اگر یک جغجغه به دست کودکتان بدهید، چشمان او صدای جغجغه را دنبال کرده و باعث میشود او دستهایش را کشف کند و همین کشف ، شروع هماهنگی میان چشم و دست است. طبق گفته “پنه لوپه لیچ” کارشناس مراقبتهای کودکان ، در این مرحله استفاده از اسباب بازیهای خوش دست آنهایی که میتوان آسان بدست گرفت. سبک و صدادار از اهمیت بیشتری برخوردارند چرا که این نوع اسباب بازیها چشمهای کودک را مستقیما به سوی دستهایش جلب میکنند و باعث میشوند رابطه قوی میان کودک و دستهایش ایجاد شود.

 

 

 

سه تا شش ماهگی

 

 

کودک در این سن به خوبی با دستهایش آشنا شده و آنها را میشناسد، حتی موقعیت مکانی انگشتان دست را تشخیص داده و میداند که کارشان چیست. گرچه حرکات دستهای کودک در قاپیدن و نگهداری اسباب بازیهای آویزان و متحرک هنوز تا حدودی ناهماهنگ و نامتعادل است. در این مرحله ، دستهای کودک کم کم راه خود را به سوی دهان نیز پیدا میکند.

در حدود چهار ماهگی ، کودک شروع به کسب هماهنگی لازم ما بین حرکات دست و چشم میکند، به عبارت سادهتر ، او دستهایش را به خوبی میشناسد و میداند چطور آنها را بکار بیندازد و کجا از آنها استفاده کند. استفاده از دستها برای یک فرد بزرگسال کار ساده و پیش پا افتادهای است، اما برای یک کودک کنجکاو شیوه و عملکردی پیچیده است. کودک وقتی شیئی را میبیند و تصمیم میگیرد آن را در دست بگیرد، اول فاصله آن را تخمین میزند، بعد دستهایش را به سوی آن دراز میکند تا وسیله مورد نظر را به چنگ آورد. در مراحل اولیه ممکن است در انجام این کار موفق نشوید، اما با تمرین و ممارست زیاد بالاخره کارایی لازم را به دست میآورد و حتی پس از گذشت چند ماه میتواند با قاطعیت پیش خودش حدس بزند که آن شی قابل دسترسی هست یا نه! … .

 

 

شش ماهگی تا یک سالگی

 

 

کودک در این بلند کردن اسباب بازی و در دست گرفتن آنها را به خوبی یاد گرفته است، اگر به حرکات دستش توجه کنید میبیند که او انگشتان دستش را بازی میکند و وقتی اسباب بازی را لمس کرد، انگشتان دستش را دور آن حلقه کرده و جمع میکند، پس یاد گرفته که اجسام را چگونه از زمین بلند کند. علاوه بر آن، به خوبی یاد گرفته که اشیا را در دستانش به گردش در آورده و از این دست به آن دست بدهد حتی با دستش اسباب بازیها از روی زمین بردارد.

در این مرحله، حس و انگیزه لمس کردن اجسام در کودکان به صورت یک بازی مهیج و تحریک کننده در میآید و از آنجایی که دنیایی از ناشناختهها مقابل رویش قرار دارد او باید آنها را کشف کند، پس تعجبی ندارد که کودکتان در خانه شروع به گشت و گذار کرده و به تمام سوراخ و سنبهها سرکشی کند، بلکه چیز تازهای پیدا کند و آن را در دست بگیرد، از اینرو بهتر است اجسام متفاوت با بافتهایش مختلف در اختیارش بگذارید تا حس کنجکاوی اش ارضا شود.

 

 

یک سالگی تا 18 سالگی

 

 

حرکات دست در سنین ما بین 13 الی 15 ماهگی وارد مرحله جدیدی میشود که ما اسم آن را “رفلکس گازانبری” گذاشتهایم، یعنی کودک با اصلاح مرحله “قاپیدن ساده اجسام” از انگشتان دستش برای برداشتن اجسام بسیار ریز مثل تیله استفاده میکند. به عبارت بهتر، او میتواند به کمک شستشو و یکی دیگر از انگشتانش، تیله را از روی زمین بردارد. این شیوه کم کم به او کمک میکند تا لباسهایش را خودش بپوشد و دکمه هایش را ببندد، مداد یا خودکار را در دست بگیرد، کشوها را باز و بسته کند و به مرور با قاشق و چنگال غذا بخورد.

 

 

 

 

 

 

گفتاردرمانی جامع آنلاین گوهردشت ناحیه سه کرج + گفتاردرمانی آنلاین ایران عوامل موثر در تمرکز حواس


 

1– سلامت جسمی : با خواب و خوراک کافی وتحرک جسمانی ، سلامتی خود را تضمین کنید و در نتیجه توانایی تمرکز را در خود افزایش دهید .

 

 

2- قصد و نیت : تا انگیزه و نیاز به چیزی نباشد تمرکز و توجه ، دقیق نخواهد بود . در خصوص امور درسی مقاصدی چون پیشرفت ، موفقیت ، اتمام تحصیل ، شغل ، مقام و منزلت اجتماعی ، کسب درآمد و ازدواج می تواند موجب تمرکز گردد .

 

 

3- مطالعه را در یک مکان خاص و ثابت انجام دهید .

 

 

4- پرداختن به عوامل مزاحم ( مانند رادیو ، تلویزیون ، تلفن ) در هنگام مطالعه را حذف کنید .

 

 

5- تکرار ، تمرین ومرور ذهنی نمایید .

 

 

6- کنترل رویاها : برای افرادی که رویای روزانه زیاد دارند بهتر است برنامه زمان بندی شده برای رویای روزانه بگذارند . مثلا سه بار در روز و هر بار 15 دقیقه به این کار اختصاص دهند .

 

 

7- 30 دقیقه تا یک ساعت مطالعه مدت زمانی است که ذهن می تواند توجه اش را متمرکز نگاه دارد . یک استراحت کوتاه ( 10 الی 15 دقیقه ) بعد از هر مطالعه شما را قادر می سازد با تجدید قوا کار خود را از سر بگیرید.

 

 

8- بکارگیری فنون مطالعه : سوال در آوردن از متن درس ، تجسم کردن مطالب در ذهن ، علامت گذاری مطالب مهم ، ربط دادن مطالب آموختنی به مطالب از قبل آموخته می تواند به تمرکز حواس بیشتری منتهی شود .

 

 

 نکته هایی که به تقویت حافظه شما کمک می کند .

 

 

1- معنای مطالبی را که می خواهید حفظ کنید از دبیر ، دانش آموزان یا افراد آگاه بپرسید ، یا با استفاده از کتاب درسی معنای آنها را خوب دریابید .

 

 

2- آنچه را حفظ می کنید ، بنویسید . این همان کاری است که برای حفظ کردن شماره تلفن انجام می دهید .

 

 

3- آنچه را حفظ می کنید با صدای بلند تکرار کنید . بسیاری از شعرها و ترانه ها و شعارها به این دلیل در حافظه می مانند که بارها تکرار می شوند با استفاده از ضبط صوت و توان ، مطالب آموزشی را ضبط کرد . وبا گوش کردن پیاپی ، آنها را به خاطر سپرد . گاه روی قسمتی از مطالب آموزشی را بپوشانید و ببینید می توانید به آنها پاسخ دهید یا خیر . گاه از نزدیکان و دوستان بخواهید که یک واژه اصلی ویا کلمه آغاز را یک مطلب را به زبان بیاورند تا شما بقیه آن را بازگو کنید . وبه این ترتیب ، خود را آزمون کنید . مطالب آموزشی را آنقدر تکرار کنید که بتوانید به آسانی آنها را برزبان ویابر صفحه کاغذ جاری کنید یا بتوانید آن را از ابتدا به انتها، یا از آخر به اول بازگو کنید .

 

 

 

4- مطالب را به قسمت های کوچکتر ، مانند پارگراف ، بند ، جمله ویا حتی واژه هایی تقسیم کنید تا حفظ کردن آنها آسانتر باشد .

 

 

5- تمرین تقویت حافظه و حفظ کردن  مطالب را در فاصله زمانی معین وکوتاه انجام دهید حواس خود را جمع و متمرکز کنید ، سپس فقط در آن فاصله زمانی به حفظ کردن بپردازید .

 

 

6- مطلب رابخوانید . این عمل را آن قدر تکرار کنید که بتوانید از جمله ها و کلماتی که می خوانید در ذهن خود تصویری رسم کنید .

 

 

7- مطلب را با چیزی که از آن اطلاع دارید مربوط سازید . واژه ای را که می خواهید از بر کنید چه مشابهی با کلمه ای دارد که آن را از قبل می شناسید ؟ فرمول ویا شعری را که به خاطر می سپارید ، با دانسته های قبلی خود یا اطلاعات مشابه در این زمینه مقایسه کنید .

 

 

 

روش مطالعه صحیح و استفاده بهتر از حافظه

 

 

آیا می دانی مغز تو از دو نیمکره چپ و راست تشکیل شده که عملکرد آنها با هم متفاوت است و آیا می دانی که اکثر افراد از یکی از نیمکره ها استفاده بیشتری می کنند ؟ اگر به هنر خیلی علاقه مندی و در زمینه های موسیقی و هنر ، نمایش ، نوآوری در زمینه های مختلف فعالیتهای گروهی ، تصویر سازی و خلاقیت ذهنی ، فعالیتهای سیاسی و رفتارهای مربوط به بینایی استعداد و فعالیت زیادی داری حتما از نیمکره راست مغز خود استفاده بیشتری می کنی ، ولی اگر به تجزیه وتحلیل مطالب ریاضیات ، آموختن لغات ، موضوعات منطقی و علمی و فیلم های علمی علاقه مندی از نیمکره چپ مغزت بهره بیشتری می بری ، حال اگر جزو هرکدام از دو گروه باشی می توانی با پرداختن به فعالیتهای مربوط به نیمکره دیگر مغز ، توان خود را در آن زمینه ها هم افزایش دهی ، به عبارت دیگر در استفاده از هر دو نیمکره  مغز محدودیتی وجود ندارد و فقط کافی است تمرین کنی و از هر دو بخش مغزت استفاده کنی تا هم حافظه بهتری به دست آوری ، هم خلاقیت تو افزایش یابد و هم دقتت زیاد شود .

 

 

نقش استاد و آموزگار در یادگیری و پیشرفت تحصیلی

 

 

جالب است بدانی اساتید و آموزگاران از دانش آموزان علاقه مند و پیگیر خود به نیکی و احترام یاد می کنند  که قطعا این می تواند زمینه مناسب تری برای پیشرفت تحصیلی تو ایجاد کند ، پس دانش آموز عزیز بهتر است با اساتید خود روابط بهتری برقرار کنی و از آنها در خارج از کلاس هم کمکهای علمی بیشتری بخواهی .

 

 

استفاده از توان بالا در شروع حرکت

 

 

نکته جالب توجهی هست که اگر مجبور به خواندن نباشیم ( یعنی در فاصله زمانی کوتاه امتحان نداشته باشیم ) وبا تمام نیرو مطالعه کنیم ، از مطالعه لذت فراوانی خواهیم برد ، زیرا این کار موجب حس اعتماد به نفس بیشتر و برتری نسبت به دیگر رقبا می شود که ما را در چرخه مثبت می اندازد ( یعنی هرچه حس مثبت ما بیشتر شود عملکرد مثبت ما بیشتر می شود ) و این چیزی نیست بجز اصل هم افزایی . پس بهتر است در هر کنکور آزمایشی که شرکت می کنی از برنامه آن جلوتر باشی و خیلی زودتر از موعد کنکور سراسری درسها را تمام کنی و این یکی از ویژگی های داوطلبان فوق العاده است .

 

 

یکی دیگر از ویژگی های مطالعه بدون فشار و جلوتر از برنامه این است که چون این گونه مطالعه حالت داوطلبانه دارد حداقل خستگی را به دنبال دارد و لذت مطالعه و توان داوطلب و دانش آموز افزایش می یابد .

 

 

حافظه من قوی است یا ضعیف

 

 

حافظه تو قوی است واگر فکرمی کنی مطلبی را فراموش کرده ای احتمالا آن را هیچ وقت به حافظه نسپرده ای و یا سیستم یادآوری آن را به خوبی نمی دانی . در واقع حافظه تصویری همه ما کامل است واگر نمی توانی مطلبی را به خاطر بیاوری ، با آن مطلب در ذهن خود نتوانسته  ای ارتباط قوی برقرار کنی و ذهن در خروجی دادن آن مطلب ضعیف و یا بی نظم است .

 

 

چند تکنیک برای استفاده بهتر از حافظه

 

 

1- هنگام خستگی به حفظ کردن مطالب نپرداز .

 

2- مطالب حفظی پیچیده را در زمانهای کوتاه حفظ کن

 

3- ابتدا و انتهای زمان مطالعه برای حفظ کردن مناسب ترند چون : وقتی مطالعه را شروع می کنیم ، قبل از آن چیزی فرا نگرفته ایم و قانون منع قبلی اثر نمی کند وقتی مطالعه را تمام می کنیم ، پس از خواندن آخرین مطالب ، مطلب دیگری نمی خواهیم و قانون منع بعدی اثر نمی کند .

 

 

4- تغذیه خوب و استفاده از ویتامینها به طور مناسب :

 

 

استفاده از سبزیجات تازه ، میوه ها ، حبوبات و غلات در بهبود کارکرد حفظ ما خیلی موثر هستند . همچنین ویتامینهای زیر در بهبود کارکرد حافظه می توانند نقش مفیدی داشته باشند .

 

 

ویتامین B6 به پروتئین سازی کمک می کند و کمبود آن می تواند باعث عدم تمرکز شود .

 

 

ویتامین B3 ( تیاسین ) به افزایش تمرکز کمک می کند .

 

 

ویتامین B1 0 تیامین ) باعث تسهیل سوخت رسانی به سلولهای مغز می شود .

 

 

ویتامین C   از سلولهای عصبی نگهداری می کند و کمبود آن باعث عقب ماندگی ذهنی می شود .

 

 

ویتامین B12 ( اسید فولیک ) و آهن از کم خونی جلوگیری می کنند و موجب کاهش عدم تمرکز می شوند .

 

 

تیروزین نوعی اسید آمینه است که به حافظه دراز مدت ما کمک بسزایی می کند .

 

 

 

 

 منابع :

کتاب مراحل بیست گانه موفقیت تحصیلی ( موفقیت در امتحان )

مولف : بیژن علیپور – مریم پوررضا

 

 

 

 

 

 

 

 

گفتاردرمانی جامع آنلاین گلشهر کرج + گفتاردرمانی آنلاین ایران صرع چيست ؟

 

 

صرع چيست ؟ صرع يک وضعيت فيزيکي است که به صورت ناگهاني با تغييرات مختصر در چگونگي کار مغز پيدا مي شود . هنگاميکه اين تغييرات اتفاق مي افتد ممکن است آگاهي افراد حرکات و يا اعمال آنها براي زمان کوتاهي تغيير نمايد . اين تغييرات فيزيکي را حملات صرعي مي نامند . صرع نزد تمام افراد ,نژادها و ملل گوناگون ديده مي شود . صرع ممکن است در تمام مراحل زندگي ظاهر شود و پيشرفت نمايد ولي بيشتر در کودکي شروع مي شود به ويژه در مراحل اوليه کودکي و يا اوايل بلوغ . گرچه تمامي علل پيدايش صرع شناخته نشده است ولي ممکن است در مواردي دشواريهائي در رشد مغز قبل از تولد , کمبودهاي اکسيژن در دوران جنيني و يا حين تولد و زايمان از جمله علل صرع باشد .

 

 

 

 

نقش مدارس در مورد پيشگيري و درمان صرع : مدرسه از جمله مهمترين مکانهاي اجتماعي است که مي تواند هم در پيشگيري از بروز بيماري صرع و هم درمان نقش به سزائي ايفا نمايد . آموزشهاي ساده وروشن براي معلمان و والدين به ويژه مادران در زمينه شناخت بيماري صرع و نحوه مواجهه صحيح در مواردي که فرزند خانواده و ساير افراد مبتلا به بيماري صرع ميباشند.

 

 

اين آموزشها لازم است به ويژه در مورد شناخت انواع صرع از جمله صرع کوچک باشد . چون حملات صرع کوچک بيشتر نزد کودکان ديده مي شود و پس از چند دقيقه از بين ميرود بهمين دليل ممکن است از ديد معلمان , والدين و اطرافيان کودک مخفي بماند . کودکي که چنين حملاتي دارد در هنگام بروز حمله به طور کامل از مردم و اشياء اطراف خود با خبر نيست ولي به سرعت بدون افتادن و يا از دست دادن تعادل خود آگاهي او بر ميگردد .

 

 

بعضي از کودکان با داشتن چنين حملاتي در هنگام دويدن و بازي کردن به زمين مي افتند به طوري که اطرافيان متوجه واقعه نمي شوند . بيشتر اوقات معلمان و والدين تصور ميکنند که کودک بي توجه و سر به هواست گاهي حرکات حمله به صورت گازگرفتن , جويدن ناخن و چرخش غيرارادي سر و تکان دادن دست و بازوان است .

 

 

آگاه گرداندن معلمان,کارکنان مدرسه ووالدين مي تواند زمينه درمان به موقع اين کودکان را فراهم سازد . قبل از آن که کودک بدليل ناشناخته بودن بيماري دچار آسيبهاي و مخاطرات رواني , شخصيتي از جمله از دست دادن عزت نفس و احساس حقارت گردد . بعضي از اختلالات يادگيري ,با حملات صرع به ويژه صرع کوچک رابطه مستقيم دارد .

 

 

متاسفانه مواردي مشاهده مي شود که کودک يانوجوان مبتلا به بيماري صرع به ويژه صرع کوچک ( بدليل کوتاه بودن زمان حمله و خفيف بودن علائم حمله ) از طرف اطرافيان به بي دقتي,سربهوائي , دست و پاچلفتي بودن و ناتواني متهم مي گردد و همين کاهش اعتماد به نفس و برچسب زدنهاي منفي موجبات شکست و افت عملکرد از جمله عملکرد تحصيلي را فراهم مي سازد .

 

 

آموزشهاومراقبتهاي مدرسه اي مي تواند موجب کاهش بروز حملات شود چون بعضي اشخاص مبتلا به صرع ضمن برخورد با نور زياد, روشنائي نورافکن ويا تابش نور خورشيد دچارحمله شوند . بعضي ديگر ممکن است حمله آنها با ديدن تلويزيون به ويژه تصاوير برفک دار شروع شود . بيشتر مواقع ممکن است حملات هنگام گرسنگي و خستگي شديد ويا نخوردن داروئي که حملات را کنترل مي نمايد ايجاد گردد . مدارس با برگزاري آموزشهاي ساده براي والدين , کارکنان مدرسه و دانش آموزان  مي توانند اقدامات مفيدي را به ثمر برسانند . درمان به موقع با نظر متخصص مغز و اعصاب ضروري است .

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

گفتاردرمانی لکنت آنلاین کرج + گفتاردرمانی آنلاین ایران خصوصیات دید و نگاه در نوزادان

 

 

 نگاه هاي نوزادان تابع قواعدي است و همين قواعدند كه باعث مي شوند نوزادان روي كل تصوير متمركز شوند تا جزئياتش.بنابر این نگاه هاي نوزادان نيز تصادفي نيست. الگوهاي نگاه كردن اطفال تا 8 هفتگي يا كمي بيشتر شبيه الگوي نگاه كردن بزرگسالان مي شود و علاوه بر خطوط اصلي تصاوير به درون آن ها نيز توجه و دقت مي كنند.

 

 

 

تشخیص چهره ها.

 

 

برخي از بررسي ها نشان مي دهند كه نوزادان چهره هاي عادي را بيش از چهره هاي مغشوش دنبال مي كنند. اما نتايج بررسي هايي كه از روش هاي آزمايشي ديگري استفاده كرده اند نشان داد كه تا 2 تا 3 ماهگي خبري از ترجيح چهره ها نيست. براي مثال فانتر (1961) دريافت اطفال 2 تا 3 ماهه چشمان خود را روي چهره  ها بيشتر تثبيت مي كنند تا این که روي خال هدف- روزنامه يا رنگ ها متمرکز شوند .اطفال در 2 تا 4 ماهگي نقاشي صورت را به هر نقاشي ديگري ترجيح مي دهند.

 

 

 

* آيا نوزادان توانائی تشخیص چهره های متفاوت را دارند؟

 

نوزادان از همان روزهاي اولیه مي توانند بعضی چهره ها  را تشخيص دهند. برخي از محققان مدعي هستند كه نوزادان به صورت مادرشان بيش از صورت غريبه ها نگاه مي كنند. عده اي مي گويند اطفال 2 ماهه صورت مادرشان را از صورت زنان غريبه تشخيص مي دهند. اما اين تشخيص و بازشناسي در 3 ماهگي حالت دوام به خود مي گيرد. اختلاف در نتايج تحقيقات مي تواند معلول روش هاي متفاوت آزمايش اطفال خردسال باشد. همچنين اطفال برخي از صورت ها را به صورت هاي ديگر ترجيح مي دهند. اطفال 2 ماهه و 12 ماهه به صورت هاي جذاب بيش از صورت هاي غير جذاب خيره مي شوند.

 

 

 

رنگ بيني


نوزادان با اين كه برخي از رنگها را مي بينند ولي قوه رنگ بيني آنها بسيار محدود است. دليل به دست آمدن نتايج متفاوت در آزمايش ها نيز استفاده از روش هاي متفاوت است. نوزادان يك روزه مي توانند فرق محرك سفيد و سايه هاي زرد-سبز را بفهمند. اطفال چهار روزه فرق قرمز و سبز را مي فهمند و اطفال سه روزه محرك هاي رنگي را به محرك هاي غيررنگي ترجيح مي دهند. اندازه محرك نيز مهم است چون در شرايط آزمايشي نوزادان تفاوت رنگ مستطيل 2 سانتي متري را مي فهمند ولي تفاوت رنگ مستطيلهاي كوچكتر را درك نمي كنند. نوزادان در برخي نواحي طيف رنگها واكنشي در برابر رنگ نشان نمي دهند. اما تا 2 ماهگي قوه تميز رنگ اطفال بسيار بهبود مي يابد. البته معلوم نيست آيا نوزادان رنگ ها را با همان كيفيت بزرگسالان مي بينند يا خير. ولي اطفال 4 ماهه همان رنگ هايي را ترجيح مي دهند كه بزرگسالان ترجيح مي دهند و به آبي و قرمز بيش از زرد خيره مي شوند.

 

 

 

ادراك فضا و عمق

 

 

* آيا دنياي بچه هاي خردسال دوبعدي است يا سه بعدي؟


گيبسون و واك براي آزمودن ادراك عمق اطفال آزمايش استادانه اي ترتيب دادند. آنها سكويي درست كردند كه تقريبا يك متروبيست سانتي متر ارتفاع داشت و اطفال را روي آن مي گذاشتند. سكوي مزبور دو بخش شيشه اي داشت. بخش اول شطرنجي بود و بخش ديگر يك سره شيشه اي. در زير بخش كاملاً شيشه اي يك بخش شطرنجي ديگر وجود داشت كه باعث مي شد آن قسمت شبيه پرتگاه شود. اين آزمايش كه در آن به اصطلاح از پرتگاه ديداري استفاده شده بود نشان مي داد كه اطفال 6 ماهه يا بزرگتر حتي وقتي مادرشان از آنها مي خواهد نيز از بخش امن به بخش پرتگاه نمي روند.

 

 

* اما كودكان خردسال تر چطور؟


آزمايش اطفال كم سن و سال تر با اين دستگاه دشوار است چون نمي توانند چهار دست و پا بروند. با اين حال وقتي نوزادان دو ماهه را روي بخش پرتگاه مانند و عميق اين دستگاه مي گذاريم ضربان قلب آنها آرام است كه نشانگر علاقه مندي آن ها مي باشد نه ترسشان. اگرچه اطفال خردسال خيلي زود مي توانند عمق را درك كنند ولي ترس از پرتگاه در شش ماهگي يا بعد از آن در آنها ايجاد مي شود. اين در حالي است كه اين ترس در سگ ها – بزها و گربه ها خيلي زودتر ايجاد مي شود.

 

 

 

رديابي بصري

 

 


نوزدان مي توانند اشياء متحرك را به كندي رديابي كنند. وقتي نوزادان 1 تا 4 روزه در برابر يك نور ثابت نوري كه به شكل مستطيل حركت مي كرد قرار مي گرفتند در برابر نور متحرك از ميزان مك زدن هاي خود كم مي كردند. نوزادان سه روزه با وجود مهارت ناكافي خود مسير هدف متحرك را دنبال مي كردند. حتي در دو ماهگي مي توانستند مقصد محرك هاي بصري را پيش بيني كنند. اگر اطفال را در برابر رايانه اي قرار دهيم كه بطور ثابت تصاويري را در سمت چپ و راست صفحه نشان مي دهد با نگاه كردن به جايي كه تصور مي كنند تصوير بعدي نمايش داده خواهد شد محل آن را پيش بيني مي كنند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

گفتاردرمانی اوتیسم آنلاین کرج + گفتاردرمانی آنلاین ایران شيوه هاي درمان در حيطه اختلالات ديداري

تمرينات مربوط به حيطه ديداري

الف- تمرينات حركتي ظريف:

– تمرينات پرتاب كردن و گرفتن

 

 

1) پرتاب كردن: پرتاب اشياء به سوي هدف، مربي يا كودكان ديگر را مي توان با اشياء زير انجام داد: بادكنك، اسفنج مرطوب، گلوله هاي نخي و توپ هاي پلاستيكي در اندازه هاي مختلف.

 

 

 

2) گرفتن: گرفتن مهارتي است مشكل تر از پرتاب كردن و كودك مي تواند اين بار همان اشياء مذكور را كه از سوي مربي يا كودكان ديگر به سوي او پرتاب مي شود بگيرد.

 

 

3) بازي هاي با توپ: بسياري از بازي هاي با توپ به رشد هماهنگي هاي حركتي كمك مي كنند.
بازي واليبال با بادكنك، غلتاندن توپ به سوي يك هدف، زدن توپ به سوي زمين و بالا رفتن و گرفتن آن، پرتاب توپ به سوي هدفي بر روي ديوار از جمله مثال هاي مربوط به اين قسمت است.

 

 

 

4) بازي هاي با تيوپ تاير: تيوپ هاي كهنه اتومبيل ها از جمله ابزار مفيدي هستند كه مي توانند در غلتاندن و انداختن و گرفتن مورد استفاده قرار گيرند.

 

 

 

 

تمرينات هماهنگي چشم و دست:


5) ترسيم با ردگيري: كودك بايد با ردگيري خطوط، تصاوير، طرح ها، حروف و يا اعداد، آنها را روي كاغذ پوست پيازي يا استنسيل ترسيم كند. براي كمك به طفل گذاشتن فلش، نشانه هاي رنگي و اعداد ضروري است تا بتواند بخوبي از عهده اين كار برآيد.

 

6) كنترل آب: ريختن آب به مقدار معين و حمل آن در كوزه يا ظروف مدرج از تمرينات مفيد در اين زمينه است. براي مشكلتر كردن كار مي توان از اندازه هاي كوچكتر و دقيق استفاده كرد. با استفاده كردن رنگ به آب اين فعاليت جالب تر مي شود.

 

 

7) بريدن با قيچي: با انتخاب فعاليت هايي مناسب مي توان از كودك خواست كه با قيچي چيزهايي را ببرد. مثلاً آسان ترين راه علامت گذاري حاشيه كاغذ است تا كودك در امتداد خطوط تعيين شده آنرا ببرد. برخي كودكان ممكن است نياز به الگوي مقوايي داشته باشند كه با قرار دادن آن روي كاغذ بهتر بتوانند قيچي را بكار گيرند. بريدن و درآوردن اشكال هندسي مشخص نظير مربع، مستطيل و مثلث آسانتر است. براي بهتر بريدن مي توان از علايم هدايت كننده رنگي سود برد تا جهت برش بهتر مشخص شود. برش از روي خطوط منحني و دايره در ادامه مرحله قبل صورت مي گيرد و پس از آن برش تصاوير و نيز الگوهايي كه با نقطه چين يا خطوط كمرنگ مشخص شده اند انجام مي گيرد. در اينجا بايد به اين نكته توجه داشت كه نحوه گرفتن قيچي و كاربرد آن از سوي كودك بسيار اهميت دارد.

 

 

8) نمونه سازي: به كودك بگوييد طرحهايي از انواع شكلهاي هندسي را ترسيم و بعد آنها را روي مقوا، چوب، پلاستيك، يا فيلم هاي راديوگرافي بلااستفاده و ظروف نايلوني غذاها ببرد. كودك مي تواند هم از قطعه بريده شده و هم از ورق سوراخ شده به عنوان كليشه استفاده كند.

 

 

 

9) بند بستن: استفاده از مقوا كه روي آن نقاشي با منگنه سوراخ شده و يا پگ برد (تخته ميخ دار) منقوش براي اين كار مناسب است. كودك با استفاده از بند بلند كفش، نخ، رشته سيم يا زه و با گذراندن آن از داخل اين سوراخ ها يا قلاب كردن آن به دور ميخ ها به يك شكل معين دست مي يابد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

گفتاردرمانی فلج مغزی آنلاین کرج + گفتاردرمانی آنلاین ایران زدو خورد ( قلدري ) چيست ؟

يك دانش آمور يا قلدر است و يا قرباني وقتي كه او ( پسر و يا دختر ) بي پناه است ، اين عمل منفي روي تعدادي از دانش آموزان در هر زماني تكرار مي شود . زماني يك عمل منفي مي باشد كه شخصي عمدا ضربه اي را به شخصي وارد كند و يا اينكه قصد داشته باشد ضربه و يا آسيب بزند و يا براي يك شخص ديگر ايجاد مزاحمت كند .

 

 

Don كه يك پژوهشگر برجسته در رفتار قلدري است مي گويد : **قلدري ممكن است شامل پرخاشگري فيزيكي باشد مثل : جنگيدن – هل دادن – لگد زدن و يا ممكن است شامل پرخاشگري لفظي باشد مثل : با فريادصدا كردن اسم ديگران – و يا بيشتر فعاليت هاي ماهرانه و زيركانه مثل افتراي اجتماعي به بچه هاي ديگر . همچنين با افزايش تعداد افرادي كه در منزل از رايانه استفاده مي كنندو همچنين يادگيري جوانان براي استفاده از ايميل و وب سايت به قلدري يا رنج دادن ديگران از اين طريق هم افزايش پيدا كرده است .

 

 

 

تصويري از يك قلدر

 

پسر ها و دختر هايي كه قلدر هستند خود باوري ( احترام به خود ) پاييني دارند . همچنانكه باور ذهني آنها اينطور بوده است . قلدري در واقع به درجات مختلفي در بين دانش آموزان يا حتي كلاس ها و گروه هاي ورزشي ديده مي شود . در مدرسه انواع قلدري از راه هاي مختلفي مثل : دست انداختن قرباني ها از راه هاي زننده – ترساندن آنها – مسخره كردن آنها تكرار مي شود. قلدرها ، قرباني هاي خود را هل مي دهند – به آنها آسيب مي رسانند – لگد ميزنند غرو لند مي كنند و تحت فشار قرار مي دهند در هر جايي كه ممكن باشد .اغلب به وسايل متعلق به قرباني ها آسيب مي رسانند . اغلب سر بچه هاي ديگر را كلاه مي گذارند .آنها را وادار مي كنند كه كار هاي كثيفي انجام بدهند در حالي كه خودشان مي ايستند و نگاه مي كنند . اغلب ياران و پيروان قابل اعتمادي را پيدا مي كنند كه در پناه آنها كار هاي خود را انجام مي دهند و در چنين حالتي پيدا كردن شخص قلدر واقعا سخت مي باشد .

 

 

قلدر ها معمولا افراد ضعيف را به عنوان يك قرباني انتخاب مي كنند و يا دانش آموزاني كه دوستان كمتري دارند و يا از لحاظ خويشاوندي بدون پناه هستند . قلدر ها يك نياز قوي براي به سلطه در آوردن و چيره شدن به دانش آموزان ديگر دارند . آنها با تهديد و قدرت از راه هايي كه مختص به خودشان است ، خود را نشان مي دهند .

 

 

ممكن است آنها شخصيت و هويت خود را بزرگ جلوه بدهند با تصور اينكه به ديگران مسلط هستند و نسبت به دانش آموزان ديگر برتري دارند . آنها ممكن است خيلي تند خو باشند به سادگي عصباني شوند و يا تحريك پذيري بالايي داشته باشند و تحمل كمي نسبت به عجز و ناكامي داشته باشند . قلدر ها همچنين سنگ دل و بي رحم هستند و احساس همدردي كمي با قربانيان خود دارند . وقتي كسي با رفتارشان مقابله كند ممكن است آنها خارج از موقعيت به خودشان بگويند كه گناهي مرتكب نشده اند . و كارشان را انكار كنند . قلدر ها اغلب قربانيان خود را سرزنش مي كنند و به آنها جملاتي ايچنيني مي گويند : تو سزاوار آنچه بر سرت آمده هستي

 

 

 

تصويري از يك قرباني

 

 

قرباني ها بچه هايي هستند كه مي توانند از لحاظ بدني – هوشي و عاطفي از طريق قلدر ها مورد آزار قرار بگيرند . آنها معمولا نسبت به خودشان نگران و نا مطمئن هستند . كه اين نگراني در مقايسه بادانش آموزان ديگر اندازه گيري مي شود . اين بچه ها اغلب يك نگرش منفي نسبت به خشونت و استفاده از آن در برخورد با ديگران دارند .

 

 

آنها اغلب ناكامي ها و احساس احمق بودن و شرمندگي خودشان را مورد بررسي قرار مي دهند و اينكه آنها فاقد جذابيت هستند . ممكن است آنها به اين باور برسند كه براي قرباني بودن آفريده شده اند . براي كتك خوردن ساخته شده اند . و اعمال پرخاشگري شايسته آنهاست . قربانيان اغلب تنها هستند در مدرسه هم منزوي مي باشند .

 

 

در پژوهش هاي نخستين روي رفتار هاي قلدري دكتر Don Dweus 2 نمونه از كودكان قرباني را مشخص كرده است :

 

 

* قرباني هاي مطيع و سر براه ( تسليم پذير )

* قرباني هاي محرك

 

 

 

تفاوت جنسيت در قلدري

 

اغلب مطالعات و تحقيقاتي كه در مورد قلدري انجام شده است روي پسر ها متمركز شده است . كتاب هايي كه به قلدري در مورد دختر ها اشاره كرده اند اغلب مواردي هول انگيز و تكان دهنده به نظر مي رسند و بيشتر نوشته ها از تجربه شخصي نويسندگان هستند كه در مقايسه با پروژه هاي تحقيقي و علمي دقيقتر به نظر مي رسند . جديدترين مطالعات ، تحقيقات مختصري هستند كه به ما كمك خواهند كرد در فهم و درك ديناميكي از تفاوت جنسيت در قلدري و اين چيزي است كه امروزه از تفاوت جنسيت در قلدري درك شده است :

 

 

– پسر ها به قلدري هاي مستقيم و آشكار و لغوي گرايش دارند .

– پرخاشگري در دختر ها خيلي سخت مشاهده مي شود .

 

 

– دختر ها متمايل هستند به قلدري به صورت غير مستقيم يا دزدكي . و آنها آزار و اذيت خود را اين طورابراز مي كنند كه با انزواي اجتماعي خشم خود را مي پوشانند و شايعه پراكني مي كنند يا مي خواهند روابط دوستانه گذشته را در داخل كلاس تغيير بدهند و يا قرباني را ازادامه دوستي با بهترين دوستش محروم كنند .

 

 

– پسر هاي قلدر متمايل هستند به اينكه قرباني هايشان از خودشان مسن تر باشند ( اعم از اينكه قرباني دختر باشد يا پسر )

 

– دختر هاي قلدر خشم خود را به دختراني در سنين مختلف ابراز مي كنند .

 

– دختر ها بيشتر دوست دارند قلدري را در غالب يك گروه اعمال كنند و بيشتر روي عواطف و احساسات قرباني خود تاثير بگذارند

 

 

– دختر ها بيشتر دوست دارند كه قرباني ها از هر دو گروه پسر و دختر باشند و در اين موارد به دنبال ضديت با قربانيان هستند

 

– پسر هاي قلدر رفتار هاي قلدري شان را در برابر قرباني هاي دختر خود متناسب سازي مي كنند .

 

 

 

 

 

 

 

 

گفتاردرمانی لکنت آنلاین مهرشهرکرج + گفتاردرمانی آنلاین ایران تمرينات مربوط به ادراك دیداری

 

1- طرح تخته هاي سوراخ دار: طرح هايي با قطعات رنگي بر روي تخته سوراخ دار بسازيد و از كودك بخواهيد مشابه آن طرح را درست كند.

 

 

2- تخته هاي پاركت: طرح هايي را با استفاده از تخته پاركت يا سراميك و مانند آن درست كنيد و از كودك بخواهيد مشابه آنها را درست كند.

 

 

3- طرح مكعب ها: مكعب هايي از جنس چوب يا پلاستيك كه يك رنگ يا چند رنگ باشند تهيه كنيد و با آنها طرح هايي بسازيد كه كودك از روي آنها مشابه سازي كند.

4- پيدا كردن شكل در تصوير: از كودك بخواهيد در يك تصوير مثلاً تمام چيزهاي گرد، يا مربع و مانند آن را پيدا كند و آنها را رنگ بزند.

 

 

5- جورچين: جورچين هاي آماده و يا دست ساز تهيه كنيد و از كودك بخواهيد آنها را جور كند. تصاويري از اشخاص، حيوانات، حروف، اعداد، اشكال هندسي و مانند آن را به قطعات كوچكتر تقسيم كند و از كودك بخواهيد آنها را كنار هم بگذارد. داشتن الگوي مشابه يا كشيدن طرح خطوط در صفحه زير قطعاتي كه بايد با هم جور شوند يا قطعاتي كه بخشي از آن در حاشيه صفحه باقي مانده است و مانند آن براي راهنمايي كودك در اوايل تمرينها مورد استفاده قرار مي گيرد.

 

 

6- دسته بندي: از كودك بخواهيد شكل هاي هندسي با اندازه و رنگ هاي متفاوت را كه از تخته يا مقوا بريده شده يا بر روي كارتهايي رسم شده است با هم جور كند.

 

 

7- جور كردن: شكل هاي هندسي با تعداد زياد را بر روي كارتهايي رسم كنيد و از كودك بخواهيد با پيداكردن مشابه هر كدام آنها را با هم جور كند.

 

 

8- دومينو: كارت هايي از مقوا به صورت دومينه با نقطه هايي به صورت رنگي و از جنس آهن ربايي، كاغذ چسبي، يا كاغذ سمباده اي بسازيد و از كودك بخواهيد آنها را بر روي تخته با هم جور كند.

 

 

9- كارت بازي: مجموعه اي از كارت هاي بازي كه در آن تصاوير، اعداد، مجموعه ها و مانند آن به كار رفته است به كودك بدهيد و بخواهيد كه آنها را با همديگر جور كند.

 

 

10- اعداد و حروف: بازيهايي به شكل نام بردن، جور كردن، جدا كردن و مانند آن را براي كودك در زمينه اعداد و حروف ترتيب دهيد تا درك و تميز او رشد يابد.

11- كارت حروف: حروفي را بر روي كارت بنويسيد و از كودك بخواهيد هركدام را كه مي خوانيد مشخص كند و روي آن را بپوشاند.

12- ادراك ديداري كلمات: كلمات و حروف معيني را روي كارت بنويسيد و از كودك بخواهيد آن ها را دسته بندي كند، جور كند، جدا كند و يا با انگشت رديابي كند.

 

 

13- مجموعه اي از ابزار: مجموعه اي از ابزار را به كودك نشان دهيد. آنگاه روي آن ها را بپوشانيد يكي از وسايل را برداريد. از نو مجموعه را نشان دهيد. از كودك بخواهيد وسيله گمشده را پيدا كن

 

 

 

 

۱۴- مجموعه ای از اشكال- طرح ها يا اشياء را به كودك نشان دهيد. به كودك بگوييد كه مشابه همان قطعات را از بين وسايل پيدا كرده و با همان نظم بچيند. ورق هاي بازي- قطعات رنگي- قطعات منقوش يا انواع كاشي و سراميك براي اين چنين تمريناتي مي تواند مفيد باشد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

گفتاردرمانی لکنت زبان کودکان آنلاین رجایی شهر کرج + گفتاردرمانی آنلاین ایران ملاكهاي تشخيص نقص در توجه همراه با بيش فعالي (بر اساس كتاب DSM IV ) شامل موارد زيراست:

 

 

 

 الف ) بي توجهي ، (دست كم سه مورد از موارد زير ):

1- اغلب قادر نيست كاري را كه شروع كرده تمام كند .

2- اغلب به نظر مي‌آيد گوش نمي‌دهند.

3- بسادگي حواسش پرت مي‌شود.

4- نمي‌تواند روي كارهاي مدرسه يا كارهاي ديگر ي كه نياز به توجه دارد ، توجه كند.

5- هنگام بازي نمي‌تواند خود را ملزم به رعايت مقررات بازي  كند .

 

 

 

ب) تكانشگري يا بي اختياري (دست كم سه مورد از موارد زير):

1-  اغلب قبل از تفكر عمل مي‌كند.

2- دائم از فعاليتي به فعاليت ديگر مي‌پردازد.

3- در سازمان دادن به كارها با مشكل روبروست (اين مساله ارتباطي به ناتواني شناختي ندارد)

 4- به نظارات فراوان در كار نيازمند است.

 5- در بازيها يا فعاليتهاي گروهي نمي‌تواند منتظر نوبت باشد.

 

 

 

    ج) تحرك بيش از اندازه (دست كم دو مورد از موارد زير )

1-  دائم به اينطرف و آن طرف مي‌رود و از چيزها بالا مي‌رود.

 2- نميتواند آرام بنشيند و مدام مي‌جنبد.

3- نميتواند در يك حالت ثابت بنشيند.

4- در خلال خواب دائم در تقلا و تكان خوردن است.

5- هميشه در حال جنبيدن است ، گويي موتوري او را به حركت در مي‌آورد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

گفتاردرمانی جامع آنلاین بیش فعالی کرج + گفتاردرمانی آنلاین ایران راهکار های عملی برای کودکان بیش فعال و دارای نقص در توجه و تمرکز

 

 

_چون آنها مدت زمان زيادي نمي توانند به صحبت كردن گوش كنند ؛روش سخنراني بي اثر و حتي مشكل ساز است ؛بهتر است از آنان كارهاي عملي بخواهيم .

 

 

_مدت زمان كار آموزشي بايد كوتاه باشد .اين كودكان نمي توانند به مدت يك ساعت فعاليت درسي انجام دهند .بهتر است زمان لازم براي فعاليت آموزشي را به چند مرحله تقسيم كرد .

 

 

_نبايد انجام كار آموزشي را به شكل مستقل به عهده ي كودك گذاشت ؛بلكه در شروع كار بايد با او همراهي كرده وپس از اين كه وي كارش را شروع كرد تدريجا به حال خود وا گذاشته شود .

 

 

_اين دانش آموزان به طور كلي در درك و احساس زمان مشكل دارند.به همين علت در تنظيم رفتار هاي خود و سازماندهي   آن ها مشكل دارند ونمي توانند ((صبور و شكيبا )) باشند .اگر چنين دانش آموزي در كلاس داريد بيشتر صبور باشيد.

 

 

_نبايستي تعداد زيادي پوستر؛تابلو اعلانات و ساير تجهيزات غير ضروري كه موجب حواسپرتي مضاعف كودك مي گردد در كلاس وجود داشته باشد.

 

 

_لازم است در برخورد با كودك بالاخص زماني كه بخواهيد او را از چيزي محروم كنيد ؛ابتدا بررسي كنيد كه علت رفتاروي چيست ؛اگر شرايط زماني و مكاني كودك تغيير كند ؛باز هم در برابر همين عمل ؛چنين عكس العملي را نشان مي داد.

 

 

_تا حد امكان بايستي تلاش كرد تا نظارت وثبات فوق العاده مورد نياز كودك را فراهم كرده وهمزمان عوامل ايجادكننده پريشاني وحواسپرتي در كلاس را تا حد امكان از بين برد.

 

 

_معلمين نبايستي انتظار داشته باشند كه تغييرات عمده در وضعيت كودك به سرعت روي دهد.

 

 

_نيمكت يا صندلي او را در كنار پنجره يا جايي كه ممكن است حواس او را پرت كند قرار ندهيد.

 

 

_او را زود به زود تشويق كنيد .او به پاداش هاي پيوسته در زمان هاي كوتاه نياز دارد .

 

 

_معلمين بايد سعي كنند كه خواسته هاي خود را به روشن ترين وجه براي كودكان بيان نمايند .مثلا نبايد گفت : وسايلت را جمع كن و برو . بلكه بايد گفته شود :بررسي كن كه آيا دفتر رياضي ؛ مشق و …… در كيف هست يا نه

 

 

_تكاليف طولاني و زياد موجب آشفتگي و سر در گمي كودك مي شود بنابراين لازم است كه معلمين تكاليف را به واحدهاي كوچك و قابل اجرا تقسيم نمايند

 

 

_اين كودكان خيلي سريع به سوالات جواب مي دهند .بايد آنها را عادت داد كه اگر جواب پرسشي را به خوبي هم مي دانندبه مدت نيم تا يك دقيقه صبر كنند وبعد جواب دهند

 

_بايد از ايجاد رقابت بين او و ساير هم كلاسي ها خودداري شود .حتي اگر در اين مقايسه او برتري نشان دهد .

 

_رفتار مثبت و منفي كودك را بلافاصله پس از وقوع رفتار بايد به وي خاطر نشان كرد .

 

_اگر آموزش مفاهيم به كودك كند صورت گيرد ؛بايد از حواس چند گانه او كمك گرفت .

 

_در هنگام آموزش از سرزنش؛ نصيحت ومواخذه بايد خودداري شود .زيرا تاثير مثبتي نخواهد داشت.

 

_تكاليف بايد براي كودك معني دار بوده وتا حدي با تجربيات قبلي وي همسو باشدومانع از برانگيختن عواطف منفي ايچون ترس ؛نفرت واحساس حقارت شود.

 

_بايد برنامه رفتاردرماني را به والدين كودك آموخت تا آنان نيز در محيط خانه در تغيير رفتار كودك تاثير بگذارند.

 

_وقتي درس مي دهيد يا دانش آموزان در حال انجام تكاليف هستند ؛مراقب باشيد كه او روي نيمكت خود را شلوغ نكند ووسايل غير ضروري را كنار بگذارد.

 

_كودكان يي قرار وبي توجه در توجه نمودن به آموزش هاي كلاسي مشكل فراواني دارند.بنابراين به منظور مقابله با اين مشكل معلمين مي بايستي قبل از شروع تدريس اطمينان پيدا كنند كه كودك به ايشان توجه كامل دارد .از جمله:

 

 

1_ايستادن پهلوي كودك                                  

2_گذاشتن يك دست روي شانه ي كودك

3_برقراري ارتباط چشمي با وي                          

 4_دستورات خود را به طور انفرادي چند بار براي كودك تكرار كند.

5_از دانش آموز بخواهد دستورات وي تكرار كند.       

6_اطمينان پيدا كند كه كودك منظور او را كاملا فهميده است

 

_در جاهاي مهم با حالت ها و حركت هاي خود به او بفهماند كه كدام قسمت درس مورد تاكيد است.

 

 

_تكاليف هاي جلسه بعد را بيش از يك بار ياد آور شويد و بخصوص به او تاكيد كنيد كه منظورتان چيست .همچنين از او بخواهيد كه آن را در دفترچه ي يادداشت خود بنويسد.

 

 

_مرتب به آنها نگوييد كه توجه كن ؛حواست كجاست ؟ اگر حواست را بيشتر جمع كني مي تواني ! اين عبارت ها بايد بسيار مورد استفاده قرار بگيرد ؛چرا كه موجب اضطراب دانش آموز مي شود.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

گفتاردرمانی جامع آنلاین عظیمیه کرج + گفتاردرمانی آنلاین ایران دانستنیها

 

فلفل با درد مفاصل ارتباط دارد

 

 

فلفل قرمز راه حل مناسب برای درمان دردهای مفصلی است و ارتباط‏هایی میان دردهای مفصلی، و احساس سوزش دهان ناشی از خوردن فلفل قرمز وجود دارد.

گروهی از محققان کشف کرده‏اند پروتئینی در دهان وجود دارد که نسبت به مواد موجود در فلفل واکنش نشان می‏دهد و این واکنش، باعث احساس سوزش در دهان و زبان می‏ شود. همین پروتئین، تصادفا در التهاب‏های مفاصل هم فعال و باعث ایجاد درد مفصلی می‏شود.

این پروتئین را «TRPV» نام گذاشته‏اند. «TRPV» با فرستادن برخی علائم شیمیایی به سلول‏ها، باعث شروع درد می‏شود. بنابراین محققان امیدوارند با مهار کردن این پروتئین سرکش، کاری کنند که دردهای مفصل هم آرام بگیرد.

 

 

ورزش مغز، آلزایمر را دور می‏کند

 

 

همان طور که به مرور زمان بدن به حفظ و نگهداری بیشتری نیاز دارد، مغز نیز به مراقبت نیازمند است. پیری مغز بسیار زود اتفاق می‏افتد. یک مشکل ژنتیکی می‏تواند این فرآیند را سرعت بخشد و انتخاب یک شیوه ناسالم زندگی، می‏تواند آن را باز هم سریع‏تر پیش ببرد. عامل ژنتیک تنها به میزان یک سوم در پیری مغز مؤثر است و دو سوم بقیه، ناشی از محیط زیست و شیوه‏ای است که برای زندگی خود انتخاب می‏کنیم. بیماری آلزایمر و یا فراموشی عروقی نیز نتیجه نهایی این فرآیند پیری مغزی است.

 

 

آلزایمر درمان‏ ناپذیر و پیش‏رونده است. این بیماری مغز را قفل کرده و حافظه و توانایی مغز را از بین می‏برد. در حال حاضر حدود 12 میلیون نفر در نقاط مختلف جهان دچار آلزایمر هستند و پیش‏ بینی می‏شود که تا چند سال دیگر، این تعداد به 45 میلیون نفر برسد.

ورزش مغز می‏تواند انواع فعالیت‏ها را از حل جدول و نوشتن یک فرد راست‏ دست با چپ‏دست گرفته تا آموختن یک زبان خارجی را در بر گیرد. هر گونه فعالیت تفریحی که فرد از انجام آن لذت ببرد نیز ورزش مغز به شمار می‏رود.

 

 

همچنین تمرینات بدنی، رژیم غذایی کم‏ چربی، مصرف غذاهای غنی از لحاظ اسیدهای چرب امگا 3 مانند ماهی، گردو، خشکبار و نیز میوه‏ ها و سبزیجات سرشار از آنتی اکسیدان‏ ها شامل گوجه‏ سبز، کشمش، تمشک، کلم بروکلی، چغندر و پیاز، به علاوه کاهش استرس و اضطراب می‏تواند وقوع بیماری آلزایمر را به تأخیر بیندازد.

 

 

 

عینک برای نوزادان هم لازم است

 

 

اصلاح دید کودکان از چند ماهگی و عینک زدن آنان، می‏تواند از بروز برخی مشکلات بینایی در آینده جلوگیری کند. استفاده از عینک برای کودکان بسیار خردسال می‏تواند خطرات بروز ناراحتی‏ های بینایی دیگر را در آینده کاهش دهد.

محققان وسیله ه‏ای ابداع کرده ‏اند که از چشمان کودکان و نوزادان عکسبرداری می‏کند، تا نقص دید را در آنان مشخص کند. برخی از کودکان در سنین حدود 9 ماهگی دچار دوربینی هستند و بیش از دیگر کودکان در معرض خطر ابتلا به تنبلی و یا چپی چشم قرار دارند.

به گفته محققان، اگر این کودکان بسیار زود عینک‏های اصلاح دید بزنند، وضعیت بینایی آنان در آینده به مراتب بهتر خواهد شد. لوچی، چپی و تنبلی چشم، که به دلیل کار نکردن صحیح یک چشم اتفاق می‏افتد، شایع‏ترین مشکلات بینایی در کودکان به شمار می‏رود.

 

 

 

نرمش منظم، ضد سرطان

 

 

نرمش منظم و مستمر می‏تواند هم به افراد سالم در پیشگیری از ابتلا به سرطان و هم به افراد سرطانی در بهبود سریع، کمک فراوانی نماید.

محققان اعلام کردند فعالیت فیزیکی می‏تواند موجب از بین رفتن خطر ابتلا به سرطان روده و کمک به پیشگیری از ابتلا به سرطان سینه، پروستات و ریه شود. همچنین تحقیقات پژوهشگران حاکی از آن است که نرمش منظم، نقش مهمی در کسب سلامتی افراد تحت درمان این بیماری‏ها بر عهده دارد. نرمش می‏تواند خطر ابتلا به سرطان روده را 40 تا 50 درصد کاهش دهد و همچنین در کاهش خطر حملات و سکته قلبی نیز نقش مهمی ایفا کند.

 

 

 

زالو، روشی برای درمان آرتروز

 

دانشمندان از زالو انداختن به عنوان روش طبیعی و ارزان برای درمان عارضه آتروز، بهره گرفتند.

آنان از این جانور خون‏آشام در معالجه روماتوئید و استئوآرتروز استفاده کردند و در تمام بیمارانی که تحت زالودرمانی قرار گرفته بودند، بهبود بالینی مشاهده کردند.

بزاق زالو حاوی ترکیبات ضد درد و بی‏حس کننده‏ای مانند «هیرودین» است که یک ماده ضد لختگی خون می‏باشد.

محققان برای هر بیمار، یک تا پنج بار از زالو استفاده کردند و زالوها را بر روی قسمت دردناک عضلات اطراف مفاصل، انداختند.

بهبود بالینی در این شیوه شامل کاهش یا رفع درد عضلانی و کاهش سفت شدن عضلات در اوایل صبح می‏ شود.

دانشمندان به این نتیجه رسیدند که استفاده از زالو روشی مؤثر و سالمی است، علاوه بر اینکه هیچ گونه عارضه جانبی نیز در پی ندارد

 

 

 

 

 

 

 

 

گفتاردرمانی هوشمند آنلاین جامع کرج نو + گفتاردرمانی آنلاین ایران تشخیص مشکلات دیداری از طریق آزمون ها

 

 

 

آزمون وكسلر و نحوه تشخيص مشكلات در حيطه ديداري:

 

 


از طريق مقياس هاي عملي وكسلر كه توانايي يكپارچه كردن محرك هاي ادراكي و بينايي و

شنوايي و…) با پاسخ هاي حركتي مناسب را مي سنجد.

خرده آزمون

 

 


1– تكميل تصاوير: PICTURE COMPLETION

 

دقت ديداري- درك كل و ارتباط آن با اجزاي كل- توانايي مفهوم سازي ديداري توانايي تميز ديداري

نمره بالا: توانايي زياد در تشخيص اطلاعات ديداري و داراي بينايي خوبي است، اين خرده آزمون

نسبت به مشكلات ديداري (ادراك پريشي يا آگنوزي ديداري كه همان اشكال در بازشناسي اشياء

است)، حساس است.

 

 

 

 

2- تنظيم تصاوير: Picture arrangement

 

 

سازمان دهي ديداري- ادراك نشانه هاي ديداري

نسبت به اضطراب خيلي حساس- طراحي مكعب ها: (block design  است)

تحليل و تركيب روابط فضايي- هماهنگي ديداري- حركتي

نمره بالا: درك ديداري حركتي و فضايي بالايي دارد. نمره پايين: دشواري در يكپارچگي ديداري

 

 

 

 

4- الحاق قطعات: object assembly

 

 

سازمان ديداري حركتي- توانايي تميز شكل بندي هاي آشنا

نمره بالا: سازمان ديداري برتر

نمره پايين: درهم ريختگي ديداري- حركتي

 

 

5- نماد ارقام: coding

 

 


سرعت و هماهنگي ديداري حركتي

نمره بالا: توانايي ديداري حركتي عالي

نمره پايين: استعداد يادگيري تداعي ديداري پايين- كاركرد ديداري- حركتي مختل

6- مازها: mazes

 

 

هماهنگي و سرعت ديداري حركتي

نمره پايين: هماهنگي ديداري- حركتي ضعيف

 

 

 

 

 

 

 

تشخيص مشكلات در ادراك ديداري از طريق بندر گشتالت:


1) صرف وقت اضافي براي تكميل طرح ها

2) ايجاد تكيه گاه براي طرحها با گذاشتن انگشتان خود روي آنها به هنگام كشيدن طرحها

3) از حفظ كشيدن طرح پس از اولين نگاهي كه به آن مي اندازد.

4) بازبيني و بررسي مكرر تعداد نقاط –با وجود اين نداشتن اطمينان به درستي تعداد نقاط كه بايد در

طرح گنجانيده شود.

5) چرخاندن برگ كاغذ يا خودكارت بندر براي اينكه آسانتر بكشد.

6) نشان دادن نارضايتي در مورد طرح هايي كه به خوبي كشيده نشده اند همراه با تلاش مكرر براي

اصلاح آنها

– اين موارد مي تواند در اثر (دريافت نادرست اشكال در ادراك ديداري) باشد.

 

 

 

 

 

 

 

گفتاردرمانی هوشمند آنلاین مشاوره کرج + گفتاردرمانی آنلاین ایران اضطراب از ریاضی و راهکارهای مقابله با آن

 

 

تعریف اضطراب از ریاضی

 

 

 اين پديده چيزي بيشتر از بي علاقگي نسبت به رياضي است.اضطراب رياضي اولين بار با اصطلاح اضطراب عدد مطرح شد. دانش آموزان دچار اضطراب از رياضي، در  مواجهه با تكاليف رياضي دچار تنش و استرس مي شوند. هجوم افكار منفي و نگراني محدوده حافظه فعال فرد را به خود مشغول نموده و مانع تفكر شفاف و انجام فرايندهاي لازم براي عمليات رياضي مي شود. در نتيجه دانش آموز نمي تواند آنچه را كه مي داند به خاطر بياورد.پس او در ریاضیات نمی تواند توانایی خود را نشان دهد

 

 

 

علل مهم  در ايجاد اضطراب  از رياضي:

 

1-عوامل شخصيتي مانند خجالتي بودن- پايين بودن عزت نفس- تاريخچه شكست هاي متعدد-

پذيرفتن رياضيات بعنوان يك حوزه مردانه

-۲ عوامل ذهني مانند آموزش رياضي با روش هاي نامناسب(تمرين و تكرار)- تأكيد بر حافظه و به

يادسپاري- تأكيد بر سرعت- تأكيد بر انجام تكاليف بدون درخواست راهنمايي- عدم اعتماد به توانايي

رياضي خود- فقدان تنوع در فرايندهاي آموزش و عدم درك فايده هاي رياضي.

 

3- عوامل محيطي مانند تجربه هاي منفي قبلي- نقش والدين(اضطراب رياضي والدين يا توقعات

نامناسب از دانش آموز)- نقش معلم- نوع و روش تدريس- كتاب هاي درسي و ….

 

 

 

روش هاي غلبه بر اضطراب رياضي

 

1- دانش آموز را آگاه سازيد كه اضطراب رياضي يك پاسخ هيجاني است كه آن را ياد گرفته است.

توجيه، سركوب يا انكار اضطراب بسيار مخرب است . در حالي كه او مي تواند پاسخ هاي مناسبي

را ياد بگيرد و بكار بندد.

 

 

2- ابتدا براي دانش آموزان فرصت‌هاي كسب موفقيت در كلاس رياضي را فراهم كنيد و سپس اقدام

به ارزيابي دانش آموز نماييد.

 

 

3- قبل از شروع به مداخله، خيلي صريح و شفاف با دانش آموز در  مورد مشكلاتش در درس رياضي

صحبت كنيد و برنامه اي را ارائه دهيد كه اعتماد داش آموز را جلب كند.

 

 

4- روي نگراني خود و دانش آموز كار كنيد. خود را به جاي دانش آموز بگذاريد و خاطرات خود را به ياد

آوريد. به نشانگان اضطراب رياضي حساس باشيد و بپذيريد كه بسياري از دانش آموزان نمي دانند

واقعاٌ رياضي را بايد چگونه بخوانند و ياد بگيرند.

 

 

۵-از دانش آموز بخواهيد تجارب قبلي خود در درس رياضي و نيز احساس مربوط به آن تجربيات را

روي كاغذ بنويسد. سپس روي كاغذ ديگري دلايل تمايل به موفقيت در درس رياضي را بنويسد. به

اين ترتيب به او كمك مي كنيد تجارب منفي قبل را فراموش كند.

 

 

6- تأكيد كنيد كه همه گاهي دچار اشتباه مي شوند

7- در كلاس با نشاط شاد باشيد و نشان دهيد كه رياضي را دوست داريد.

8- دانش آموزان را تشويق به سوال و يا درخواست كمك از خودتان يا همسالانشان نماييد.

9- جلسات آموزش خصوصي طراحي كنيد.

10 به دانش آموز اطمينان دهيد كه مانند او هستيد و در مورد تجارب خود در ارتباط با اضطراب رياضي

با او صحبت كنيد..

11- رياضي را براي دانش آمز معنادار سازيد و در صورت لزوم به مفاهيم اوليه برگرديد.

12- براي دانش آموز تجارب موفقيت آميز طراحي كنيد.

13- . از روش آموزشياري همسالان استفاده كنيد.

14- به دانش آموز بفهمانيد كه علائم و عمليات رياضي در همه جاي جهان يكسان است. پس رياضي

را مي توان مانند يك زبان خارجي آموخت.

15- دانش آموز را تشويق به يادداشت برداري، خط كشيدن زير مطالب مهم و غيره نماييد

۱۶- پاسخ غلط دانش آموز را به طور غير مستقيم تصحيح كنيد.

17- امتحان دادن را براي دانش آموز آسان كنيد. از قبل نقاط ضعف دانش آموز را با او كار كنيد. ابتدا يك

موقعيت شبه امتحان طراحي كنيد. و اطمينان دهيد كه در تمام طول امتحان براي كمك حاضر

هستيد.

 

 

 

 

 

 

 

 

گفتاردرمانی هوشمندآنلاین مشاوره چهارراه طالقانی کرج + گفتاردرمانی آنلاین ایران راه های دریافت و انتقال اطلاعات به حافظه

 

 

راه های دریافت و انتقال اطلاعات به حافظه

 

 

بیشتر افرادآرزو می کنندمطالعه از شيوه هاي يادگيري كلامي مي باشد كه در كنار شكل گفتاري قرار دارد . هر يك از اين دو شيوه ، مهمترين شيوه هاي كسب و انتقال اطلاعات به حافظه مي باشند كه حس شنوايي در شكل گفتاري و حس بينايي در شكل نوشتاري يادگيري كلامي ، امر كسب اطلاعات را بعهده دارند .

بر اساس بررسي هاي بعمل آمده ،  بيشترين بازدهي در مطالعه بر مبناي يادداشت برداري حاصل مي شود . روش عادي مطالعه كه هيچ كدام از ابزار كمك آموزشي و سيستمهاي يادداشت برداري را بكار نمي گيرد بيشتر از 20%  بازدهي در پي ندارد . يادداشت برداري بر اساس استخراج و چگونگي تنظيم نكات كليدي بازدهي زيادي بدنيال دارد . تنظيم نكات كليدي به دو شيوه انجام مي گيرد : خطي و شبكه اي . مطالعه خطي حدود 60% بازدهي را امكان پذير مي سازد ، در صورتي كه ، از مطالعه به شيوه شبكه اي مي توان حدود 100%‌ بازدهي را انتظار داشت  .

 

 

 

 دانش آموزان موفق در تحصيل بيشتراز راهبردهاي سازماندهي ، نظارت بر درك مطلب ، سطح بالا و خود نظم دهي استفاده مي نمايند و دانش آموزان ناموفق از راهبردهاي مرور ذهني ، بسط دهي وسطح پايين استفاده مي كنند ـ دختران وپسران در استفاده از راهبردها با يكديگر تفاوتي نداشتند ، تنها تفاوت آنها در راهبرد خود نظم دهي بود كه كه دختران از اين راهبرد بيشتر از پسران استفاده مي كردند ـ در استفاده از هر يك از راهبردها بين دانش آموزان با والدين تحصيل كرده و تحصيل نكرده تفاوتي مشاهده نشد و تنها تفاوت بين دو گروه دانش آموزان با مادران تحصيل كرده و تحصيل نكرده بود كه در اين رابطه دانش آموزاني كه مادرانشان تحصيل كرده بودند از راهبرد خود نظم دهي استفاده مي كردند .

 

 

هسته اصلي فرآيند تدريس ترتيب دادن محيط هايي است كه در آن شاگردان بتوانند تعامل كنند و نحوه يادگيري را بررسي نمايد. (ديويي، 1916 به نقل از بهرنگي 1376) يك الگوي تدريس توصيف يك محيط يادگيري است. الگوهاي تدريس ابزار الگوهاي يادگيري هستند، ما در حالي كه به شاگردان در كسب اطلاعات، نظرات، مهارتها، راههاي تفكر و ابزار ابراز نظر خود كمك مي كنيم به آنان همچنين نحوه يادگيري را درس مي دهيم.

 

 

نوع تدريس اثر بسياري بر توانائيهاي شاگردان براي آموزش خود دارد. معلمان موفق تنها ارائه دهندگان دانش نيستند بلكه آنان شاگردان خود را به تكاليف سالم شناختي و اجتماعي وادار كرده و به آنان نحوه استفاده مؤثر از آنها را ياد مي دهند.

 

 

در گذشته اعتقاد بر اين بود كه تنها كلاسهاي ساكت و بي تحرك، كلاسهاي يادگيري واقعي هستند. در آن زمان مديران مدارس در راهروهاي خاموش قدم مي زدند و در انتظار شنيدن كوچكترين صدا، به كنترل كلاسها مي پرداختند. اما امروزه بسياري از مدارس در صدد استفاده از برنامه هايي هستند كه دانش آموزان به بيان عقايد و مشاركت در يادگيري دعوت مي كنند.

 

 

 

 

 

 

 

 

گفتاردرمانی جامع آنلاین مهرشهرکرج فاز یک + گفتاردرمانی آنلاین ایران انتخاب اسباب بازی مناسب برای كودكان‌

انتخاب اسباب بازی مناسب برای كودكان‌

 

بازی یكی از كاركردها و نیازهای كودك محسوب می‌شود كه ضمن سرگرم كردن كودك ، او را برای ورود به زندگی واقعی آماده می‌سازد. اما انتخاب اسباب‌بازی مناسب موضوعی است كه باید مورد توجه خانواده‌ها قرار گیرد. هیچ چیز برای كودك جای اسباب بازی را نمی‌گیرد.


او با اسباب بازی خود تنها بازی نمی‌كند، بلكه اسباب بازی را تبدیل به موجودی جاندار می‌كند كه با او دوست می‌شود، دعوا می‌كند، درد‌دل می‌كند، نصیحت می‌كند، نگرانی‌هایش را در میان می‌گذارد و استرس خود را تخلیه می‌كند. طبیعی است كه در این بین اسباب بازی‌های مورد استفاده كودك نیز اهمیت زیادی دارد.

● خوراكی نیست‌

یكی از نكات اساسی كه در انتخاب اسباب بازی كودك وجود دارد این است كه كودكان خردسال عادت دارند، همه چیز را به سوی دهان ببرند. بعضی از اسباب بازی‌ها مانند اسباب بازی‌های كوچك، دكمه، تیله و… ممكن است مجاری هوا را مسدود كنند و موجب خفگی شوند، به همین علت توصیه می‌شود تا سن ۳ سالگی اسباب بازی‌هایی در اختیار كودك قرار دهید كه موجب خفگی او نشود. از طرف دیگر كودكان، مخصوصا بین ۶ تا ۱۸ ماهگی، به هر چیز گاز می‌زنند.


اسباب‌بازی باید از جنسی باشد كه در اثر گاز زدن نشكند. برای این سن كودكان اسباب بازی‌های نرم و قابل شست‌وشو و نشكن مناسب‌تر است. توجه داشته باشید كه قسمت‌های مختلف اسباب‌بازی خوب به هم متصل شده باشد؛ چون اگر زود از هم جدا شده یا بشكند؛ ممكن است قسمت‌های شكسته شده به كودك شما آسیب برساند
.


● سربی نشوید

اگر اسباب بازی از سرب ساخته شده باشد، بسیار خطرناك است؛ زیرا سرب به علت نرمی زیاد به دست كودك مالیده می‌شود و به هنگام خوردن چیزی وارد بدن شده، باعث مسمومیت تدریجی در او می‌شود. این موضوع شامل اسباب‌بازی‌هایی كه حاوی رنگ‌های دارای سرب هستند نیز صدق می‌كند. نكته دیگر این‌كه نشریات و روزنامه‌ها هم سرب دارند اگر كودك آنها را بخورد همراه مركب، سرب وارد بدن او می‌شود.


● در مضرات تفنگ‌


تفنگ، اسباب‌بازی مورد علاقه اكثر كودكان است. البته روان‌شناسان مخالف اسباب‌بازی‌های خشن هستند و معتقدند اسباب‌بازی نباید كودك را به سوی خشونت و تكرار رفتارهای خشن سوق دهد. از سوی دیگر بیشتر این اسباب بازی‌ها به نحوی ساخته شده اند كه صداهای بلندی تولید می‌كنند.
كودكان نیز علاقه دارند كه بچه‌های دیگر را غافلگیر كرده و به همین خاطر تفنگ را در نزدیك گوش آنان به صدا درمی‌آورند. در این حالت ممكن است پرده گوش كودك صدمه دیده، موجب آزار و اذیت او شده یا برای همیشه او را از داشتن یك گوش سالم محروم كند.


● اسباب بازی خوب‌


متخصصان علوم رفتاری معتقدند اسباب بازی باید باعث فكر كردن و رشد تخیل كودك شود یا او را با مفاهیم مختلف مثل رنگها شكل‌ها و… آشنا سازد. از طرف دیگر متناسب با سن او باشد. اگر اسباب بازی برای كودك سخت باشد او را خسته می‌كند و اعتماد به نفس او را كم می‌كند. از سوی دیگر اگر خیلی ساده هم باشد كودك را به فكر كردن وادار نمی‌كند.
اسباب‌بازی مناسب، اسباب‌بازی‌ است كه خود كودك بازی كند نه این‌كه اسباب‌بازی، بازی كند و كودك تماشا كند. از این منظر تمام اسباب بازی‌های باطری دار زیر سوال می‌روند. اسباب‌بازی‌هایی هستند كه شكل و اندازه‌ای خاص ندارند و كودك می‌تواند به ذوق و سلیقه خود آنها را تغییر دهد، زیرا بسیار به رشد خلاقیت كودك كمك می‌كند.

گفتاردرمانی و ناتوانی خواندن و نوشتن آنلاین کرج + گفتاردرمانی آنلاین ایران ضعف و ناتواني برخي افراد در خواندن و نوشتن يك نوع بيماري است.

 

 

 

 خواندن و نوشتن روند پيچيده اي است كه به مرور زمان در سلول هاي مغزي بايگاني مي شود و پس از ذخيره اطلا‌عات اوليه , زمان خواندن و نوشتن , سلول هاي مغزي به طور خودكار اطلا‌عات را پردازش و تحليل مي كنند و افراديكه گرفتار اين مشكل هستند توانايي كمتري در يادگيري دارند.


نتايج تحقيقي كه درباره ضعف در يادگيري انجام گرفته است نشان مي دهد كه اين ضعف ناشي از تغيير در ساختار ژن مشخصي به نام دي سي دي سي 2 است و ضعف در يادگيري خواندن و نوشتن در ميان افرادي كه حالت تغيير يافته اين ژن را دارند , پنج برابر بيشتر از ساير افراد است.

 

 

بسیارند کودکانی که ظاهری طبیعی دارند، رشد جسمی و قد و وزنشان حاکی از بهنجار بودن آنان است. هوششان کمابیش عادی است، به خوبی صحبت می‌کنند، مانند سایر کودکان بازی می‌کنند و مثل همسالان خود با سایرین ارتباط برقرار می‌کنند، در خانه نیز خود یاریهای لازم را دارند و کارهایی را که والدین به آنان واگذار می‌کنند به خوبی انجام می‌دهند و از رفتار و اخلاق عادی برخوردارند. لیکن وقتی به مدرسه می‌روند و می‌خواهند خواندن و نوشتن و حساب یاد بگیرند دچار مشکلات جدی می‌شوند. بیش از یک قرن است که متخصان علوم تربیتی و روانشناسی و گفتار درمانی در پی تشخیص و درمان مشکلات این قبیل کودکان بوده‌اند.

 

 

 

 

 

 

 

 

گفتاردرمانی جامع آنلاین و راهکارهای رفع بد خطی کرج + گفتاردرمانی آنلاین ایران راهكـــارهای رفـــع بدخطـــی

 

 

 

برای رفع بدخطی دانش‌آموزان، از سوی معلمان و پژوهشگران راهكارهای فراوانی معرفی شده است كه به ذكر برخی از آنها می‌پردازیم:

 

 

 

* در كلاس اول ابتدایی از مجرب‌ترین و علاقه‌مند‌ترین معلمان استفاده شود.

* تمهیداتی به عمل آید كه معلم درس اول بتواند در حین آموزش از ابزارهای سمعی بصری استفاده كند.

* معلمان با اصول صحیح نوشتن آشنا و دارای خط خوش باشند.

* برای معلمان در زمینه خط نستعلیق دوره‌های كارآموزی آموزش ضمن خدمت گذاشته شود تا پس

از دیدن دوره‌های لازم، در كلاس حضور یابند.

* انگیزه آموزش خط زیبا به دانش‌آموزان در معلمان تقویت شود.

* معلمان در مورد خط بچه‌ها را توبیخ نكنند.

*‌معلم با رفتار خود در میان دانش‌آموزان تبعیض قایل نشود.

* با رسیدگی انفرادی به نوشته‌های كودكان ضعیف دلیل بدخطی بررسی و برای برطرف كردن آن

تمهیدات لازم اندیشیده شود.

* علاقه و انگیزه برای صحیح نوشتن و زیبانویسی را در كودكان تقویت كنند.

* به تفاوت‌های فردی و نقاط قوت و ضعف دانش‌آموزان توجه شود.

* مقدار تكالیف با توانایی كودكان تناسب داشته باشد.

* تكالیف هدفدار باشد و باعث تقویت قوای ذهنی كودك شود.

* تكالیف به گونه‌ای باشد تا تمرین و تكرار آنها باعث تثبیت یادگیری شود.

* تكالیف به صورت مستمــــر مورد رسیدگــی معلم قرار گیرد و او از تشویق و تذكر استفاده كند.

* اهمیت انجام دادن تكالیف نوشتنی برای كودك مشخص باشد.

* از الفاظ مناسب و زیبا مانند بسیار خوب، عالی، آفرین فرزندم و … در تأیید نوشته‌های كودكان

استفاده شود.

* هرگز نباید تكالیف دانش‌آموزان را خط زد، زیرا انگیزه زیبا نوشتن را در آنها از بین می‌برد.

* در نوع تكالیف تنوع وجود داشته باشد تا رغبت انجام دادن آن در دانش‌آموز ایجاد شود.

* بعضی اشتباهات دانش‌آموزان چشم‌پوشی شود و او مورد راهنمایی قرار گیرد.

* هدف از نوشتن به صورت خط نستعلیق برای دانش‌آموزان روشن باشد.

* دانش‌آموزان به خط زمینه دفتر و تخته كلاس توجه كنند.

* دانش‌آموزان به جهت‌های حركت در نوشتن مانند بالابه پایین، راست به چپ و زیر خط دقت كنند.

* كودك مداد را به طور صحیح در دست بگیرد و برای نوشتن، از ابزار مناسب استفاده كند.

* با رعایت نظم و پاكیزگی صفحه دفتر خود را كثیف نكند.

* زیاد درشت و زیاد ریز ننویسد و به یك اندازه نوشتن عادت كند.

* در آغاز نوشتن از دفاتر خط‌دار استفاده كند تا بتواند در مراحل بعدی بدون استفاده از خط زمینه

مطلب خود را در خطی مستقیم و درست بنویسد.

* دانش‌آموزان عادت كنند واژگان را یك‌سره و یك باره بنویسند و سپس نقطه‌های حروف هر كلمه را

بگذارند.

* بهتر است تا زمانی كه شاگردان به درست نوشتن عادت كنند، تكالیف خود را در كلاس و زیر نظر

مستقیم معلم انجام دهند.

* دانش‌آموزان نوشتن واژگان دیگر را نیز تمرین كنند و نوشتن كلمات و رونویسی مختص به كتاب

نباشد تا درست نوشتن كلمات دیگر را نیز یاد بگیرند.

* از وضع خانوادگی، مالی، فرهنگی، توانایی‌ها، حالات روحی روانی، عاطفی و بهداشتی

دانش‌آموزان اطلاعات كافی در دست باشد، زیرا گاهی انگیزه‌های بدخطی ناراحتی‌های روحی

عاطفی و فرهنگی است.

*‌ یك رسم‌الخط یك دست و یكسان به خط ریز نستعلیق یا شبیه آن برای سال اول در نظر گرفته

شود.

* كتب درسی با رسم‌الخط تلطیف شده خط نستعلیق چاپ شود.

* نگاه كردن به خط نستعلیق(مشق نظری) تأثیر زیادی در خوش‌نویسی دارد. بنابر این بهتر است از

پایه اول دانش‌آموز با این خط آشنا شود.

* به ساعت خوشنویسی اهمیت بیشتری داده شود.

* از رسم‌الخط‌های تحریری برای تقویت مهارت دانش‌آموزان در نوشتن استفاده شود(مانند

تمرین‌هایی برای پر رنگ‌كردن كلمات تحریری، كپی كردن از روی آنها جهت تمرین، شبیه‌سازی به

طور مستقیم از طریق نگاه كردن(مشق نظری) و عمل سایه‌زدن).

 

* برای استفاده از خط نستعلیق به صورت مداوم و مستمر تأ‌كید شود.

 

 

 

 

 

 

 

 

بزرگترین گفتاردرمانی آنلاین و علل بد خطی دانش آموزان کرج + گفتاردرمانی آنلاین ایران علل بد خطی دانش آموزان

 

 

 

 

 

* توجه نكردن دانش‌آموزان به خط زمینه دفتر و تخته كلاس.

* اضطراب و نگرانی دانش‌آموزان هنگام نوشتن.

* نداشتن اعتماد به نفس هنگام نوشتن.

* نداشتن آ‌مادگی جسمانی، روانی، روحی.

* وجود اختلالات یادگیری در دانش‌آموزان.

* نداشتن هدف و انگیزه برای زیبانویسی.

* مواجه شدن دانش‌آموزان با حجم زیاد تكالیف.

* تندنویسی تكالیف.

* استفاده از خودكار، روان‌نویس و وسایل مشابه آن.

* آشنا شدن دانش‌آموزان در كلاس اول با خط نسخ ماشینی، این امر سبب می‌شود در كلاس‌های

بالاتر به سختی بتواند خط نستعلیق را جایگزین خط نسخ كند.

* خط نسخ  كتاب‌های درسی دوره ابتدایی.

* اتلاف وقت هنگام نوشتن خط نسخ مانند كلمه (محمد) اگر همین كلمه را دانش‌آموز با خط

نستعلیق بنویسد سرعت بیشتری خواهد داشت.

* بی‌توجهی به هنر.

* خط نسخ روی كاغذ حجم بیشتری می‌گیرد، اما واژگان در خط نستعلیق جای كمتری اشغال

می‌كنند.

* خط نسخ به سبب نداشتن سیرهای دایره‌ای و انحناها و قوسهای موجود در مفردات و كلمات

صرفاً یادگیری در خواندن و نوشتن را تسهیل میكند و تأثیری در خوشنویسی ندارد.

* فشردگی برنامه كلاسی در یك نیمروز و فشار بر دانش‌آموزان به سبب دو یا چند نوبتی بودن

مدرسه.

* استفاده از ابزار نامناسب از جمله مداد كوتاه و كاغذ بدون خط به خصوص در پایه‌های اولیه

ابتدایی.

* بی‌‌دقتی هنگام نوشتن و رعایت نكردن هم شكلی، هم اندازه و هم فاصله بودن واژگان.

* بی‌دقتی برای تمیز و مرتب نوشتن.

* تراكم بیش از حد شاگردان در كلاس و نداشتن فضای مناسب و كافی برای نوشتن.

* دادن تكالیف نامناسب و بدون تناسب با توانایی كودكان.

* بی‌اعتنایی اغلب معلمان ابتدایی به استفاده از خط‌ نستعلیق و  آموزش آن.

* واكنش‌های منفی و نامناسب بعضی معلمان در برخورد با نوشته‌های دانش‌آموزان.

* جدی نگرفتن یادگیری خط از طرف خانواده و مدرسه و نبود مراقبت‌های لازم.

* نبود انگیزه، حوصله و دانش لازم نزد برخی معلمان ابتدایی برای آموزش خط به دانش‌آموزان.

* بدخطی بعضی از والدین، سرمشق نامناسبی برای كودكان است.

* دادن سرمشق‌هایی با رسم‌الخط نامناسب به دانش‌آموزان.

* ندانستن روش‌ و راهكارهای، خوشنویسی و اجرا نكردن تمرین‌های لازم.

* قرار دادن چپ دست و راست دست در كنار هم هنگام نوشتن.

* بی‌توجهی به زیبایی هنری خط كه باعث تقویت روح لطیف در كودكان می‌شود.

* نبود دستورالعمل مشخص و روشنی برای آموزش خط نستعلیق به منظور تكرار و تمرین

دانش‌آموزان.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

گفتاردرمانی خوب آنلاین گوهردشت کرج + گفتاردرمانی آنلاین ایران چه عللی می تواند در بد خطّ بودن دانش آموزان ابتدایی بویژه در پایه اوّل ابتدایی موثر بوده باشد؟

 

 

در پاسخ به چنین سئوالی، چنانچه هستید و عملاً تجربه نشان داده است اگر نوآموزِ کلاس اوّل ابتدایی قبل از ورود به دبستان ، در پیش دبستانی،کودکستان و مهد کودک از وسایل نوشتاری مثل ماژیک،مداد شمعی، و آبرنگ و … در نقّاشی و طرّاحی کردن و همچنین از خودکار ، روان نویس و مداد فشاری و…در نوشتن استفاده نماید منجر به بدخطّی ِ دانش آموز می شود چون  در استفاده از وسایل فوق الذکر عضلات دست دانش آموز تقویت نمی شود .

 

 

 

 و کانون دید چشم ها با حرکات دست همخوانی نخواهد داشت و در نتیجه بد خطّی در نوشته ها کاملاً قابل مشاهده خواهد بود برای تقویت عضلات دست و رفع زود خسته شدن اودر نوشتن، در طول سال تحصیلی کاملا قابل مشاهده خواهد بود،در این حالت بازی با  خمیر بازی، بهترین وسیله برای تقویت عضلات دست  دانش آموزان کلاس اوّل ابتدایی به عنوان راهکار معرفی می شودلذا برای درمان بدخطّی در دانش آموزان سا ل اوّلی ابتدایی  راهکار دوّم این که :

والدین محترم و همکاران گرامی لطفاً عنایت داشته باشند که فرزنددلبندتان و دانش آموزان عزیز خود را به استفاده از مدادهای معمولیHP در نوشتن و همچنین استفاده از مداد رنگی های معمولی در امورات نقّاشی و  مخصوصا در انجام تکالیف کتاب ریاضی اوّل ابتدا یی تشویق و ترغیب نمایند .

 

 

اگر دانش آموزان با مداد معمولی  HPتمرین و تکرار نمایند حتماً عضلات دستشان تقویت می شود. حرکات چشم ها و دست با عبارت مورد نظر همخوانی پیدا خواهد کرد و موقع نوشتن زیر نویس ها ، تکالیف ریاضی ونقّاشی کردن و همچنین  در دیکته (املاء نویسی)زود خسته نخواهد بود .چون مدادهای معمولیHP مثل روان نویس ها ، خودکار و ماژیک حرکت شتابی ندارند و مداد در رو ی کاغذاصطحکاک ایجاد می کند لذا این کُند حرکت کردن در مقایسه با روان نویسی ، فرصت منعتنمی خواهد بود که دانش آموز ، آرام  وبا دقّت و خوش خطّ بنویسد و همچنین به مواردی چون توجه به روی خطّ زمینه ، بالا و پایین خطّ زمینه بیشتر دقّت می کند و در نتیجه صحیح نویسی، درست و خوش خطّی را به دنبال خواهد داشت و این روشی پیش نیاز دیکته(املاء نویسی)، تلفظ درست کلمات و خوب دیدن شکل کلمات و آسان و روان خوانی مطالب در آینده کمک شایانی در پی خواهد داشت .

 

 

 

لذا از همکاران گرامی ، بویژه از والدین محترم دانش آموزان اوّل ابتدایی درخواست می شود در نوشتن تکالیف و زیر نویس های کتاب “بنویسیم” اوّل ابتدایی به نقطه ی شروع و خاتمه ی فلش ها توجه مضاعف داشته باشند و دانش آموزان و فرزند دلبندشان را نیز راهنمایی فرمایند تا ضمن دقّت به نمونه ی نوشته شده در کتاب”بنویسیم” توجه کرده و سپس شروع و خاتمه ی فلش را به شما توضیح دهد و آن گاه به سطر اوّل کتاب که کم رنگ چاپ شده است توجه نموده و سطر اوّل را مثل نمونه ی پر رنگ  کرده و از سمت راست به چپ با دقّت و با حوصله مثل حرکت فلش ها پر رنگ کند و بعد از سطر دوّم شروع کرده و زیر هر کدام از نوشته های سطر بالایی به ترتیب از راست به چپ بنویسد. همیشه باید نوشتن از سمت راست به چپ ، زیر هم بوده و  نوشتن سطر به سطر  از بالا به پایین باشد که رعایت این موارد در آیند ه  اهمّیت بسزایی دارد.

 

 

 

 

نقش والدین محترم در کمک به  فرزندشان در انجام تکالیف صرفاً نقش راهنماست و فقط راهنمایی فرمایید که ، چگونه بنویسد ،آن وقّت کودک خودش کشف می کند ، می نویسد ، پاک می کند و سرانجام یاد می گیرد. لطفاً اعتماد به نفس را در کودکان خود تقویت نمایید . اگر برای فرزندتان راهنمای خوبی باشید به یقیین می دانم که فرزندتان هر نوشته را  درست ، صحیح و خوش خطّ خواهد نوشت.

 

 

 

سفارش مهّم این که : پیشرفت فرزندتان را با روزِ گذشته اش مقایسه کرده و تشویق فرمایید به هیچ وجه و تحت هر عنوان دیگر پیشرفت فرزندتان را با همسالان و همکلاسی هایش مقایسه نفرمایید.

 

 

 

 

 

 

 

 

گفتاردرمانی آنلاین و ترس از مدرسه کرج + گفتاردرمانی آنلاین ایران علل استرس در دوران ابتدائی


 

 

 

ترس از مدرسه :

 

 

، ترس از مدرسه رفتن است که گاه به صورت وحشت و اضطراب شدید هنگام خروج از منزل ظاهر می گردد.که ترس از مدرسه رفتن در دخترها شدت بیشتری دارد .

 

 

 

علت اصلی مدرسه هراسی ، اضطراب ناشی از جدایی والدین است . مادران این گونه اطفال نیز وابستگی های غیر عادی ظاهر می سازند و این ترس را تشدید می کنند. .

 

 

 

کودکان مبتلا به ترس غالباً علاوه بر واکنش ترس ، علائم دیگری نیز از خود ظاهر    می سازند .

 

 

این علائم عبارت اند از : اختلال در خواب ، اختـلال گوارشی ، عصبانیت ، جویدن ناخـن ، شب ادراری و لـکنت زبان ، ترس در کـودکـان ، غالباً با علائم روان تنی مانند : استفراغ ، دل درد ، سردرد ، سر گیجه ، خشکی دهان ، تپش قلب و اسهال همراه است .

 

 

 

از علل استرس در دبستانیها این است که : کودکان دبستانی نمی توانند بر اعمال خود کنترل داشته باشند . آنها در حال افزایش مهارتهای اجتماعی می باشند . آنها یاد می گیرند که چطور دوست پیدا کنند . رفتارهای تهاجمی خود را کنترل کنند و اضطراب وهیجانات خود را کنترل کنند . اگر معلمین و اولیا با این مسائل به عنـوان اصول تکامـل طبیعی برخورد نکنند ، این مسائل به منابع استرس زا تبدیل می شوند ..

 

 

 

علائم استرس در دبستانیها شامل :

 

 

 

 

1 ـ ترس و کابوسهای شبانه :

 

 

شکایاتی مانند دل درد و سردرد نشان می دهد که اطفال تحت استرس هستند و والدین این دردها را بیش از یک بیماری جسمی می دانند.

 

 

2 ـ منفی بافی و دروغگویی :

 

راه مقابله با این مسئله این است که والدین بدون اینکه دروغ کودک را تائید کنند آنرا بزرگ نکنند و به او بگویند اگر اینطور بود خیلی خوب بود . به این طریق والدین نه دروغ را قبول کرده اند و از طرفی احساسات او را نیز سرکوب نکرده اند.

 

 

 

3 ـ محرومیت و خجالتی بودن افراطی :

 

 

همـه بچـه ها با یک سرعت بالغ نمی شوند . بعضی از بچه ها در پذیرش بعضی از چیزها کند هستند َ. سعی کنیم از کودکانمان سؤال کلی نپرسیم بلکه با آنها بیشتر صحبت کنیم و سؤالات جزئی تر بپرسیم

 

 

 

 

 

 

 

گفتاردرمانی آنلاین و راه های متمر کز کردن دانش آموزان کرج + گفتاردرمانی آنلاین ایران راه های متمر کز کردن دانش آموزان2

 

متمركز سازي نظر دانش آموزان

 

 

 

 ـ هنگام دادن دستورات و ارائه درس شيوه هاي مهارتي چند حسي را به كار ببريد .و همه   حواس دانش آموزان را به كار بگيريد .

 

 ـ ميدان ديد خود را حفظ كنيد .

 

ـ صداي خود را طنين انداز كنيد و مطمئن شويد همه دانش آموزان صداي شما  را به وضوح مي شنوند .

 

 ـ متوجه صدا هاي مزاحم موجود در اتاق خود ( مانند : گرم كننده هاي پر سرو صدا يا واحد  تهويه هوا ) باشيد .

 

 ـ جهت آموزش مستقيم دانش آموزان را به جلو و نزديك خود فرا بخوانيد .

 

 ـ دانش اموزان را به گونه اي مستقر كنيد كه بتوانند تخته يا پرده ببينند.

 ـ همواره به دانش آ‚وزان اجازه دهيد در صورتي كه ميدان ديدانها مسدود شده  است ، محل  نشستن خود را دوباره تنظيم كنند يا به شما علامت بدهند .

 

 ـ هدف موضوع مورد تدريس را براي جلب نظر دانش اموزان ، براي آنها توضيح بدهيد .

 

 ـ هر گاه ممكن است در تدريس خود بيانات و اظهارات دانش آموزان را در تدريس دخيل كنيد   .( البته بعد از آنكه دست خود را براي اجازه گرفتن بلند كردند شما كلاس را به شنيده نظرات آنها فرا  بخوانيد )

 

 ـ از يك اشاره گر ليزري يا نوري استفاده كنيد . چراغ ها را خاموش نمائيد و دانش اموزان را با   انداختن نور روي اشيا يا افراد به توجه واداريد .

 

 ـ از جورچين ها يا پازل ها بهره بگيريد . به اين صورت كه هنگامي كه شما در حال ارائه درس يا   ايراد سخنراني هستيد دانش اموزان جاي خالي كلمات را بر طبق آنچه  مي گوييد و يا روي تخته كمي نويسيد ، پر كنند .

 

 ـ از فيلم ، تصوير ، نقشه و . . .  كه قابل رؤيت هستند ، استفاده كنيد . هنگام ارائه مطالب سر   واژه ها يا تصاوير عمده را روي تخته نشان دهيد . از تصاوير ، نمودارها ، ژست ها ، حركات مهارتي و موضوعات جالب بهره بگيريد .

 

 ـ تصوير بكشيد ، تصوير بكشيد ، تصوير بكشيد . اگر طراحي شما براي كشيدن تصوير در هنگام   ارائه مطلب خوب نيست ، ايرادي ندارد به خود و دانش آموزان اين اجازه و جرات را بدهيد كه تصوير بكشيد حتي اگر مهارت يا استعداد اين كار را نداريد . نيازي نيست طراحي ها دقيق و يا پيچيده باشند ، در حقيقت هر چه ساده تر بهتر . از اين كار لذت ببريد اين تصاوير ساده  توجه را جلب و حفظ مي كنند و به دانش آموزان در درك و به ياد داشتن موضوع     ( رويدادهاي پياپي ، نكات كليدي ، خلاصه اي از اطلاعات و امثال آنها ) كمك مي كنند .

 

 

ـ با يك ميله بلند ، يك قطعه چوب ، اشاره گر يا اشاره گر ليزري به موضوع نوشته شده اي كه مي خواهيد دانش آموزان روي آن متمركز شوند ، اشاره كنيد .حتي اگر بتوانيد يك ميله   اشاره گر داشته باشيد كه يك دست يا انگشت ساختگي روي خود داشته باشد ، بهتر است .

 

 

 

  تذكر :  پروژكتور هاي   over head   بهترين ابزار براي متمركز سازي نظر دانش آموزان در    كلاس هستند . شما مي توانيد اطلاعات را به صورت رنگي بنويسيد بي آنكه نيازي باشد به دانش آموزان پشت كنيد كه بدين صورت مديريت كلاس بهتر خواهد بود و مشكلات رفتاري كمتر . در اين نوع از پروژكتور مي توانيد به راحتي مدلسازي كنيد و اطلاعات مهم را مشخص كنيد . در اين روش فرانمايي با صرفه جويي در وقت و در حد عالي قابل اجراست ، سپس بخشي از آن قابل پوشش مي باشد و هر عامل حواس پرتي و محرك هاي بصري روي پرده قابل رفع .

 

 

 

 – موردي را كه نمي خواهيد از نظر بصري دانش آموزان روي ان متمركز شوند ، با پوشاندن يا خارج كردن از ميدان ديد محو كنيد . عامل حواس پرتي را از روي تخته يا پرده نمايش برطرف سازيد .

 ـ در طي اموزش از دانش آموزان بخواهيد خلاصه برداري كنند يا نكات كليدي را به تصوير به   كشند .

 

 

 

 

 

 

 

گفتاردرمانی آنلاین وجلب نظر دانش آموزان کرج + گفتاردرمانی آنلاین ایران راه های متمر کز کردن دانش آموزان1

جلب نظر دانش آموزان

 

 

 ـ يك سوال جالب فكري بپرسيد . تصويري نشان دهيد . يك داستان كوتاه بيان كنيد تا بحث رخ دهد و علاقه نسبت به درس آينده ايجاد شود .

 

 

 ـ سرگرمي تفريح و كمي نمايش ( استفاده از و سايل نمايش و داستان گوئي ) را براي جلب توجه و ايجاد علاقه او امتحان كنيد .

 

 

 ـ از داستان گوئي استفاده كنيد . دانش آموزان در هر سني به شنيدن داستان بخصوص  داستان هايي كه جنبه شخصي دارند ، علاقه بسيار دارند . اين امر در جلب نظر دانش آموزان  بسيار موثر واقع مي شود .

 

 

ـ قضيه را كمي معما گونه كنيد . شي ئي در ارتباط با درس آينده درون يك جعبه ، كيف يا  رو بالش خود بياوريد . اين شيوه اي است مسرت بخش براي ايجاد پيش گوئي و مي تواند به فعاليتهاي مباحثاتي يا نوشتاري بسيار خوبي بي انجامد .

 

 

– به طور سمعي به دانش آموزان علامت دهيد . زنگي را به صدا در آوريد ، يك علامت دهنده    صوتي يا يك زمان سنج به كار ببريد ، يك قطعه موسيقي روي پيانو يا گيتار يا امثال آن بنوازيد

 

 

ـ تن صداي خود را تغير دهيد : بلند ، ملايم ، نجوا گونه . سعي كنيد با صداي بلند تر فرمان   بدهيد : گوش كنيد ! آماده ! سپس قبل از ادامه دادن با صدائي عادي و معمولي يعني دادن فرامين بعد چند ثانيه سكوت .

 

 

 ـ از علامات بصري بهره بگيريد : چراغ ها را خاموش و روشن كنيد يا دستتان را بالا ببريد كه به     دانش آموزان علامت مي دهد دستانشان را بالا ببرند و دهان هايشان را ببندند تا هنگامي كه همه ساكت شوند .

 

 

 

 ـ شي قابل رؤيتي را كه مي خواهيد دآنش آموزان روي آن متمركز شوند با دست تان يا با يك قاب رنگي كه دور آن قرار مي دهيد ، مشخص كنيد .

 

 

 ـ در صورت استفاده از پروژكتور (    over head) ، شي ئي را براي تصوير شدن روي پرده و  جلب توجه قرار دهيد . ( اين شي مي تواند يا اسباب بازي كوچك يا شكل پلاستيكي و . . . باشد )

 

 

  ـ به صورت واضح علامت بدهيد :  همه . . . آماده !

 

 

 ـ رنگ در جلب توجه بسيار مؤثر است . از ماژيك رنگي روي وايت برد ، ماژيك رنگي  پروژكتوري براي فرا نمايي ، و از پروژكتور نوع    over headو نيز از كاغذ هاي رنگي براي مشخص كردن واژه ها ، عبارات و روش هاي حل المسائل و تكرار الگو ها و مانند آنها استفاده كنيد .

 

 

 ـ علاقه ، اشتياق و هيجان را نسبت به درس آينده ايجاد كنيد .

 

 

 ـ چشم در چشم باشيد . بهتر است وقتي سخن مي گوئيد ، بخصوص هنگام آموزش   دانش آموزان رو در روي شما باشند .  اگر دانش آموزان كنار هم نشسته اند شما رو در روي آنها قرار نگيريد ، بلكه آنها بايد بعد از اشاره شدن ، صندلي هايشان و خودشان  را بچرخانند تا رو در روي شما قرار بگيرند

 

 

 

 

 

 

گفتاردرمانی آنلاین اسامی گفتاردرمانان کرج + گفتاردرمانی آنلاین ایران خصوصیات یک دانش آموز خلاق

1- ايده ها و نظرات خود را بدون ترس در كلاس  مطرح مي كند.

2-معمولا  براي مسائل  راه حل ها  و پاسخ هايي متفاوت ازسايردانش آموزان ارائه  مي كند.

3-به فعاليت  هنري علاقه ي زيادي دارد  و در اين زمينه داراي تجربه و مهارت  است .

4-غالبا  ايده ها  و راه حل هاي  بيشتري نسبت  به  ساير هم كلاسي هاي خود پيشنهاد مي كند.

5-معمولا  قادر است  با طنز  پردازي ها و شوخيهاي جالب ديگران را بخنداند.

6-تمايل  زيادي به تغيير نظرات معلم و يا مطالب كتاب دارد.

7-در كلاس اغلب سوالاتي غيرعادي و گاه عجيب و غريب مي پرسد.

8-علاقه ي زيادي به نقاشي و ترسيم  افكار و ايده هاي خود دارد.

9-انتقاد گر است و هرنظر و عقيده اي را به راحتي نمي پذيرد.

10-گاهي به خاطر بيان نظرات و ايده هاي عجيب و غريبش در نظر دانش آموزان ديگر  فردي  غيرعادي جلوه مي كند.

11-از قوه ي تخيل خوبي برخوردار است.

12- معمولا در كلاس با آب و تاب صحبت مي كند و سعي مي كند ايده هايش را با جزئيات كامل شرح دهد.

13-داراي ابتكار است و غالبا  ايده ها و پاسخ هاي منحصر  به فرد ارائه مي كند.

14-حساس ،باريك بين و نكته سنج است .

15-بسيار  فعال  است و غالبا در آن واحد  چند طرح و ايده در زمينه هاي مختلف را در سر مي پروراند.

16-به تجربه و آزمايش علاقه ي فراواني دارد.

17-در نفوذ  و تاثير گذاري بر دوستان  خود از توانايي  زيادي برخورداراست.

18-آمادگي  طرد  شدن  و عدم تاييداز طريق  ديگران را داراست .

19-به مطالعه ي موضوعات گوناگون علاقمنداست و زمان قابل توجهي را به اين امر  اختصاص  مي دهد.

20-از اطلاعات  عمومي زيادي برخوردارست و سعي مي كند كه از آنها استفاده   عملي  و كاربردي  كند.

 

 

اولین گفتاردرمانی آنلاین کرج + گفتاردرمانی آنلاین ایران مفهوم عدد- شمارش

 

شمارش

 

 

 

 کامل ترین اصطلاح مطالعه شده مدرسه و درریاضی تغییر درتوزیع روشهاست که بچه ها درطی حل مشکل استفاده می کنند . درطی یادگیری اولیه جمع ، برای مثال ، بچه ها هر دو افزوده را می شمارند. این روش شمارش گاهی بوسیله انگشتان انجام می وشد. روش شمارش انگشتی وگاهی بدون آنها روش شمارش لغوی ، دو روش معمول شمارش استفاده شده که آیا از انگشتان استفاده می کنند شمارش کل نامیده می شود شمارش انگشتی شامل تعیین ارزش افزوده وشمارش بارها ی اضافه شده افزوده کوچکتر است .

 

 

مثل شمارش 3+5 شامل شمارش دو افزوده از یک شروع می شود توسعه توانائی های رویه ای به اصلاحات درک مفهومی بچه ها مربوط است وانتقال تدریجی از استفاده متداول شمارش انگشتی یا کل را منعکس می کند. درهمان زمان با استفاده از متداول شمارش انگشتی یاکل را منعکس می کند . درهمان زمان با استفاده از روشهای شمارش در توسعه حافظه از حقایق اصلی نتیجه می شود . پاسخهای حافظه دراز مدت شکل گرفته از استفاده جریان حل مشکل براساس حافظه حمایت می کند معمولی ترین اینها بازیابی مستقیم حقایق ریاضی است. با بازیابی مستقیم بچه ها جوابی می دهند درحافظه راز مدت با مشکل ارائه شده ارتباط دارد. زمان پرسیدن حل 3+5 تجزیه شامل بازسازی جواب براساس بازیابی جمع جزئی است.

 

 

 

برای مثال ، سوال 7+6 با بازیابی جواب 6+6 واضافه کردن یک به جمع است. استفاده از جریانهای بازیابی بوسیله معیار اطمینان متعادل می شود که استاندارد داخلی ارائه می کند که بچه اطمینانش را درتصحیح جواب بازیابی می سنجد . بچه ها با معیار دقیق تنها جوابهایی بیان می کنند که به طورمعین درست هستند که بچه ها با معیار ملایم هیچ جواب بازیابی را درست بیان نمی کنند. چنانچه روش بالغها (افزاد بزرگ سال ) را مخلوط می کند بچه ها مشکلات را سریعتر حل می کنند زیرا درعمل وقت کمتری برای اجرای هر روش می گیرد تغییر فرایندهای حافظه درحل سریع مشکلات فردی نتیجه می شود وکاهش تقاضاهای حافظه با حل این مشکلات رابطه دارد. با زیابی خود کار پایانی حقایق اساسی وکاهش تقاضاها ی حافظه مشکلات پیچیده تر را حل می کند که مشکلات ساده قرار دارند با آمادگی خطای کمتر

 

 

 

 

 

 

 

 

گفتاردرمانی جامع آنلاین کرج و مشاوره گفتاردرمانی لکنت زبان + گفتاردرمانی آنلاین ایران معلم قصه گو

 

چرا قصه می‌گویی؟

 

 

اگر از آن معلم هایی هستید که فکر می‌کنند کلاس، جایی است که بچه‌ها باید در آن با لذت کار کنند، قصه گفتن در کلاس را می‌پسندید. امتحان اش کنید. لذت بخش خواهد بود؛ هم برای شما و هم برای بچه ها.

اما اگر فکر می‌کنید شادی برای بچه‌ها آب و نان نمی شود، خوب است بدانید که هواردگاردنر که خیلی روان شناسی آموزشی بلد است می‌گوید: ” یکی از راه های ایجاد توانایی راه بری در بچه ها، این است که مجبورشان کنیم با صدای بلند یک قصه تعریف کنند. به این ترتیب، آن‌ها افق دیدشان را گسترش می‌دهند، تخیل شان را تقویت می‌کنند، و خودشان را برای زندگی پیش رویشان آماده می‌کنند.

آموزه های دینی هم، از داستان های استعاری استفاده می‌کنند تا مجموعه ی امکانات و محدودیت های یک ذهن هوش مند را هم آهنگ کنند.
داستان ها، تنها وسیله ی سرگرمی نیستند. آن‌ها می‌توانند تجربه های ما را اصلاح کنند و به تغییر و رشد ما کمک کنند.

چطور در کلاس مان قصه های جذاب تعریف کنیم.

 

 

هر معلمی شیوه هایی شخصی برای قصه گویی دارد. بعضی از معلم‌ها دوست دارند با حرکات سر و دست داستان تعریف کنند. عالی است. اما اگر داستان‌ها را سر راست و بی ادا، اصول هم تعریف کنیم می‌توانند همان قدر جذاب و مؤثر باشند. اجازه ندهید ” ترس از نمایش بازی کردن ” جلوی کارتان را بگیرد. نگران نباشید که شاید بچه‌ها به شما بی توجهی کنند یا بی نزاکت شوند. اگر شما آرام و آسوده باشید و از کارتان لذت ببرید، بچه‌ها هم به شور و اشتیاق شما پاسخ خواهند گفت و به آن‌ها هم خوش خواهد گذشت.

چند ایده برای امتحان کردن:

 

 

1- یک داستان ساده را انتخاب کنید، داستانی که دوست اش دارید و خوب بلدید.

برای بیش تر معلم ها،داستان های واقعی دوران کودکی شان، راحت ترین و دوست داشتنی ترین داستان هایی هستند که می‌شود تعریف کرد. بچه‌ها خیلی دوست دارند داستان هایی درباره ی وقتی که معلم شان کوچک بود بشنوند. می‌توانید داستان خود را با چنین عبارت هایی شروع کنید: ” یه بار وقتی که ” یا ” وقتی من کوچیک بودم ” یا مثلاً ” تا حالا درباره عروسکم چیزی براتون تعریف کرده ام؟ “

2- تلاش های اول تان را در حد سه تا پنج دقیقه، کوتاه و مختصر کنید. اگر گروه تان ظرفیت توجه بیش تر و طولانی تری داشت، همیشه بعداً می‌توانید جزئیات بیش تری اضافه کنید.
3- داستان هایی بر مبنای کتاب های مصور و محبوب بچه‌ها برایشان تعریف کنید. یک کتاب انتخاب کنید که هر سال برای کلاس بخوانید. جزئیات طرح داستانی و سرعت تعریف کردن داستان را از پیش مرور کنید. به این ترتیب، وقتی قصه می‌گویید، به بچه‌ها می‌فهمانید که شما می‌خواهید برایشان قصه ای تعریف کنید نه این که یک داستان را از رو بخوانید. بعضی از بچه‌ها تعجب خواهند کرد که شما کتاب تان را کجا پنهان کرده اید، و وقتی شما داستان را از حفظ می‌گویید آنها شیفته ی این کار خواهند شد. گروه را ترغیب کنید که به شما بپیوندند. بیش تر مواقع این کار موفقیت تان را تضمین می‌کند.

4- خودتان را به وقت قصه گویی محدود نکنید. در طول روز فرصت های زیادی برای شما و بچه هاتان هست که در زمان گروهی، در گوشه ی آپارتمان، یا در یک مکان اجراهای نمایشی قصه بگویید.

5- شما هم شکوفا شوید!

هر چه احساس راحتی بیش تری کنید، آزادتر خواهید بود تا قصه گویی تان را بهتر و طولانی تر کنید. می‌توانید صدایتان را عوض کنید و شخصیت‌ها و حالت های مختلف را اجرا کنید؛ یا از صحنه سازی کمک بگیرید. مثلاً یک تکه پارچه را موج دار تکان بدهید تا توفان را نشان بدهید؛ و صداهای خاصی از خودتان در بیاورید که حوادث را در داستان به هم ربط بدهید. بچه‌ها را تشویق کنید که در همه ی کارها مشارکت کنند.

 

 

 

 

 

 

 

مفید ترین گفتاردرمانی آنلاین کرج + گفتاردرمانی آنلاین ایران مهارت نوشتن

1- همه چیزهایی را که یک نویسنده برای نوشتن یا نقاشی داستانش لازم دارد، جمع آوری کنید و در یک کیف کوچک قرار دهید. در این کیف لوازم التحریر مثل مداد، پاک کن، مداد شمعی، کاغذ رنگی، چسب و همچنین وسایل واقعی مثل یک لنگه کفش کهنه، یک تلفن، میوه پلاستیکی، یک چتر یا یک عینک، یک ظرف آشپزخانه، نقشه خیابانهای شهر یا اطلس جهان را برای تحریک خلاقیت ،جهت نوشتن یک داستان قرار دهید.

سپس قبل از تعطیلات، کیف را در اختیار هر دانش آموز بگذارید تا آن را جهت خلق یک داستان به خانه ببرد . وسایل موجود در کیف برانگیزاننده ایده های داستانی عالی هستند و به بچه‌ها در نوشتن داستانهایی مملو از شخصیت های مختلف، صحنه های بی نظیر و طرح های عجیب کمک می‌کند. دانش آموزان قبل از بازگشت به مدرسه، همه وسایل مربوط به کیف را جمع آوری می‌کنند و بهمراه وسایل دیگری متناسب با داستانشان، کیف را به مدرسه باز می‌گردانند. سپس از بچه‌ها بخواهید تا داستانهایشان را با صدای بلند بخوانند و برای جان بخشیدن به داستان خود از وسایل داخل کیف استفاده کنند.

 

 

2- از دانش آموزان خود بخواهید با یکی از دوستان یا افراد فامیل خود مصاحبه ای انجام دهد. او در مورد خانواده روز تولد، دوستان, حیوانات خانگی و چیزهای مورد علاقه آن شخص ، سوالاتی می‌پرسد. با استفاده از این اطلاعات، دانش آموز ، داستانی که شخصیت اولش همان شخص مورد مصاحبه است، را می‌نویسد. ماجراهای داستان در ارتباط با اطلاعاتی است که او از مصاحبه بدست آورده است. داستان به شکل یک کتاب ، تزیین شده و مجلد می‌گردد. در خلال هفته کتاب کودک، دانش آموزان کتابهای خود را به افراد مصاحبه شده، هدیه می‌دهند و مدتی را جهت کتابخوانی با هم می‌گذرانند.

 

 

3- از بچه‌ها بخواهید دو کتاب داستان انتخاب کنند و از هر یک شخصیتی را برگزینند. سپس داستان جدید یا نمایشنامه ای با شرکت این دو شخصیت طراحی کنند.

 

 

 

4- این فعالیت با هدف تقویت مهارت نوشتن مطالب توصیفی انجام شده است، از دانش آموزان بخواهید مدت طولانی در مقابل آیینه به خود نگاه کنند. بعد از اینکه آنها به ویژگی های ظاهری صورت خود با دقت نگریستند، تا آنجا که می‌توانند از صفاتی برای توصیف خودشان استفاده کنند. آنها این توصیفات را می‌نویسند و در نامه ای به دوست ناشناسی در مدرسه دیگر پست می‌کنند، (اینکار با هماهنگی معلم مربوطه انجام می‌شود) دوستان ناشناس در مدرسه دیگر، پس از دریافت نامه ها، بر مبنای آن توصیفات تصویر دانش آموز اولی را رسم می‌کنند و آن تصویر را برای او ارسال می‌نمایند. دانش آموزان من از نزدیکی طرح‌ها با ظاهرشان بسیار خوشحال می‌شوند و از این بابت به مهارت خود در نوشتن ایمان می‌آورند.

 

 

 

5- نوشتن متن مکالمه برای تصاویر کارتونی، ضمن تقویت یکی از مهارتهای نوشتن، وسیله ای برای ارزشیابی معلم نیز هست. تصاویری از داستانهای کارتونی را از مجلات یا روزنامه‌ها بچینید. سپس از بچه‌ها بخواهید تا متن مکالمه طرفین را بنویسند. این فعالیت موجب تقویت خلاقیت بچه‌ها نیز می‌گردد.

 

 

6- از دانش آموزان بخواهید تا روز تولد اعضای خانواده و فامیل نزدیک را در جایی یادداشت کنند، سپس نحوه درست کردن یک کارت پستال را به بچه ها‌آموزش دهید. برای اینکار می‌توانید از مقواهای رنگی و چسباندن طرح های جالب روی آنها استفاده کنید. از بچه‌ها بخواهید با نوشتن جملات زیبا یا اشعار کوتاه، کارتهای خود را کامل کنند و در روز تولد بستگانشان برای آنها پست کنند. در این فعالیت بچه‌ها می‌آموزند که چگونه احساساتشان را با نوشتن چند جمله منتقل کنند.

 

 

 

7- به بچه‌ها کمک کنید تا دفترچه خاطراتی برای خود درست کنند، به آنها در مورد این دفترچه و موضوعاتی که می‌توان در آن نوشت توضیح دهید. این موضوعات می‌تواند چگونگی یافتن یک دوست جدید ، وقایع جالب خانه یا مدرسه، یا احساس فرد در اولین روز مدرسه باشد. وقایع هر هفته در پایان هفته توسط دانش آموز نوشته می‌شود. دانش آموزان در صورت تمایل، مطالب نوشته شده را برای خانواده یا سایر دانش آموزان می‌خوانند .