بایگانی دسته بندی ها: روانشناسی

کودک نمی تواند «نه» بشنود

کودک نمی تواند «نه» بشنود

اگر کودک بداند که شما سرانجام، پاسخ مثبت خواهید داد، دیگر مهم نیست که ده بار هم گفته باشید «نه!» او آنقدر گریه می کند، نق می زند، خودش را به زمیـــــــن می کوبد و بد اخلاقی می کند تا سرانجام، تسلیم شوید و او به هدفش برسد چنین کودکی به تجربه آموخته است که اگر پشتکار داشته باشد و خوب جیغ بکشد! در نهایت، برنده می شود تنها راه حل برای این مسأله آن است که کودک دریابد که نظر شما تغییر نمی کند و با کسی شوخی ندارید اگر «نه!» گفتن شما همیشه باعث دردسر می شود و کودک عادت کرده در مقابل «نه!» شما گریه کند، تأکید می کنیم به عقب برگردید و اعمال خودتان را مـــروری کنید و آنجا که اشکال را یافتید کارتان را اصلاح کنید و جداً تلاش کنید که از آ« به بعد طوری رفتار کنید که کودک این عادت را ترک کند این عادت، می تواند در بزرگسالی باعث ایجاد مشکلات جدی برای فرزند شما بشود از همین رو کودکتان در هر سنی که هست از همین امروز به اصلاح رفتار او بپردازید

پیش از حرف زدن، بیندیشید

مراقب باشید که وقتی کودک تقاضایی می کند، به طور خودکار نگویید: «نه!» چند بار شده که منظورتان از «نه» این بوده که: «بعداً!»؟ بهتر است دربارۀ پاسختان بیندیشید و تا آنجا که مقدوراست، کمتر «نه!» بگویید

وقتی بگویید «نه!» که منظورتان واقعاً «نه!» و «به هیچ وجه» باشد البته، این بدان معنا نیست که همیشه به کودک پاسخ مساعد بدهید؛

ولی درست این است که به تقاضاهای کودک بیندیشید و بی علت پاسخ منفی ندهید وقتی کودک از شما تقاضایی می کند، صبر کنید، بیندیشید و جواب را در ذهنتان تأکید کنید وسپس، پاسخ بدهید اگر لازم است، به او بگویید: «بگذار یک دقیقـــه دربارۀ این قضیه فکر کنم» وقتی تصمیمتان را گرفتید به هر شکل و از هر طریق، به روشنی به کودک اعلام کنید چه تصمیمی گرفته اید و نظرتان را تغییر ندهید

جويدن ناخن در کودکان

جویدن ناخن در کودکان
جویدن ناخن در کودکان

جويدن ناخن
اين واكنش درهمه ي گروههاي سني ديده مي شود ولي بيشتر در سنين كودكي و اوائل بلوغ اتفاق مي افتد . بسياري از كودكان فقط مواقعي كه درفشار روحي قرار مي گيرند ( مانند عصبانيت ، زمان امتحان يا هنگام مشاهده فيلمهاي مهيج ) ناخن خود را مي جوند ولي بعضي ها هم بدون دليل خاصي مرتباً به اين كار اقدام مي كنند
ناخن جويدن عكس العملي است كه اغلب اوقات با انگشت مكيدن كاملاً تفاوت دارد ؛ زيرا برخلاف انگشت مكيدن يك عادت نيست ، بلكه وسيله اي است كه كودك براي پايين آوردن فشاردروني خود به كار مي برد. گاهي هم واكنشي است در مقابل خصومتي كه ازجانب افراد محبوبي مانند مادر در طفل برانگيخته شده است
به رغم اختلاف نظر درعلت بروز اين اختلال ، غالب محققان برآنند كه درمانهايي از قبيل تلخ كردن و بستن ناخن ، يا تمسخر و تهديد شخص ، چندان مفيد نيستند بلكه درمان بايد شامل درك مشكلات و كمك به شخصي باشد كه ناخن خود را مي جود تا بتواند سازش شخصيتي كافي و راه هاي مناسب تري براي خالي كردن فشار روحي خود پيدا كند

بهترین گفتاردرمانی جامع آنلاین سهلیه کرج + گفتاردرمانی آنلاین ایران از موی افراد، به راز درونشان پی ببرید

 

 

انگار شناختن آدم‌ها کار سختی هم نیست. از نوع کفشی که می‌پوشند بگیرید تا شیوه راه رفتن و ایستادنشان، همگی می‌توانند ویژگی‌های شخصیتی‌شان را آشکار کنند. محققان می‌گویند، حتی ویژگی‌های ظاهری که خود افراد در داشتن شان دستی ندارند، از قبیل نوع و جنس مو هم می‌تواند در این زمینه راهگشا باشد.

 

از نظر پژوهشگران، موهای آدم‌ها می‌تواند نگاهی که به خود و دیگران دارند را آشکار کند. پس قبل از قضاوت در مورد هر کسی، به موهایش نگاه کنید. آنها معتقدند با نگاه کردن به جنس موی افراد و حتی رنگ طبیعی مویشان و مدلی که خودشان انتخاب کرده‌اند، می‌توانید ریز و درشت شخصیت‌شان را آشکار کنید.

 

 

1. موهای فرفری

 

 

کسانی که دارای اینگونه موها هستند، افرادی خلاق و روشنفکری‌اند که زیاد به قضاوت‌های دیگران اهمیتی نمی‌دهند و به سبک خودشان زندگی می‌کنند.

 

این افراد برنامه‌های بلندپروازانه‌ای برای زندگی‌شان دارند و گمان می‌کنند موهایشان برگ برنده‌ای برای جلب توجه دیگران هستند.

 

البته گاهی کسانی که چنین شخصیتی دارند، به‌طور طبیعی موهای فر ندارند و به دلیل آنکه ظاهرشان را با شخصیت درونی‌شان هماهنگ کنند، موهای خود را فر می‌کنند.

 

 

 

2. موی چتری

 

 

این دسته از افراد دوست دارند توجه را به خود جلب کنند. مهم نیست موهای آنها بلند است یا کوتاه، اندازه موها هرچه که باشد، چتری کردن جلوی مو می‌تواند توجه دیگران را به سمت آنها هدایت کند، زیرا افراد خواسته یا ناخواسته با نگاه کردن به آنها به چشم‌هایشان خیره می‌شوند و برقراری ارتباط چشمی، دریچه‌ای برای شروع یک ارتباط نزدیک‌تر است.

 

 

این آدم‌ها به زیبایی طبیعی معتقدند و از آشنایی با آدم‌های تازه خوشحال می‌شوند.

 

 

البته آنها این نظر را در مورد کسانی می‌دهند که چتری‌های صاف دارند، نه کسانی که به‌خاطر مدل موی کوتاهشان مجبورند موهای خود را در پیشانی بریزند.

 

 

 

3. کچل‌های مرتب

 

 

مردهایی که بیش از حد به موهایشان می‌رسند و در کنار موهای آراسته‌شان، کفش و لباسی آراسته هم دارند، می‌خواهند موقعیت و پایگاه اجتماعی‌شان را به رخ دیگران بکشند یا به خاطر شغلشان فخر بفروشند.

 

 

بررسی‌ها نشان می‌دهد، مردهایی که کم‌مو یا نیمه طاس هستند اما معدود تارهای باقیمانده روی سر خود را با دقت و وسواس شانه می‌زنند، آدم‌های خودخواهی هستند که به نگاه دیگران در مورد خودشان اهمیت زیادی می‌دهند.

 

 

البته آنها این نظر را در مورد کسانی می‌دهند که به شکل افراطی به موهایشان می‌رسند، نه کسانی که تنها می‌خواهند آراسته و تمیز باشند.

 

 

4. موی کوتاه

 

 

محققان می‌گویند صاحبان موهای کوتاه، آدم‌های محافظه‌کاری هستند که می‌توانند خودشان را با محیط اطرافشان تطبیق دهند. البته آنها معتقدند موهای بیش از حد کوتاه می‌تواند تمایل افراد به ورزش کردن یا کارهای نظامی را نشان دهد یا از بیماری فرد خبر دهد. چراکه در این سه گروه، افراد ترجیح می‌دهند موهایی کوتاه داشته باشند.

 

 

پس اگر فردی با موهای کوتاه را دیدید، اول در شیوه‌ زندگی و شرایطش به دنبال دلیل انتخاب این مدل بگردید و بعد برچسب محافظه‌کار بودن را روی او بچسبانید.

 

 

5. موهای خاکستری

 

 

از نظر پژوهشگران نه تنها مدل‌های مختلف مو، بلکه رنگ مو هم می‌تواند شخصیت افراد را پیش‌بینی کند و به ما در برقراری رابطه با آنها کمک کند.

 

 

تحقیقات دیگری هم می‌گوید زنانی که به‌طور طبیعی، موهایشان به سمت خاکستری شدن می‌رود، خودشان را همانطور که هستند قبول دارند. آنها از شخصیت و شیوه زندگی‌شان راضی‌اند و دوست دارند خود را به همان شکلی که هستند به دیگران نشان دهند.

 

 

این آدم‌ها روی تصمیمات و رفتارهایشان پرده نمی‌گذارند و از خودسانسوری بی‌زارند.

 

 

6. موهای به هم ریخته

 

 

آدم‌های بی‌خیالی که به آسانی ناراحت نمی‌شوند و تنش‌های روزمره کمترین اثر را رویشان دارد، چنین موهایی دارند. البته بسیاری از کسانی که موهای به هم ریخته دارند، دوست دارند با مدهای عجیب و غریب روز پیش بروند. درست است که در چشم دیگران ممکن است خنده دار به نظر برسند، اما از طرف دیگر، جذاب و فریبنده هم هستند.

 

 

از نگاه دیگر، آدم‌های بی‌قیدی که برای هیچ چیز احترام قائل نیستند، معمولا موهایی ژولیده و کثیف دارند و آخرین باری که به ظاهر موهایشان رسید‌ه‌اند را به یاد نمی‌آورند.

 

 

پژوهشگران می‌گویند، اگر آنها به بیماری یا مشکل خاصی مبتلا نباشند، احتمالا به‌خاطر کاهلی‌شان چنین ظاهری را پیدا می‌کنند.

 

 

7. مجعد

 

 

اینگونه افراد دوست دارند همیشه دوست داشتنی به نظر برسند. آنها هم از نظر خودشان و هم از نظر دیگران، افرادی زیبا و بی‌خیالی هستند که بودن در کنارشان سرگرم کننده و جذاب است. موهای مجعد مخصوص آدم‌های مدرن است که دوست دارند بی‌همتا به نظر برسند.

 

 

صاحبان این موها در یک زمان دوست دارند کنترل همه چیز را به دست بگیرند و در همان زمان از اینکه همه چیز را رها کنند و بی‌خیال آن شوند هم نمی‌ترسند.

 

 

پس در ارتباط با آنها کمی محتاط‌تر عمل کنید تا قربانی تصمیمات ناگهانی‌شان نشوید.

 

 

8. موهای صاف

 

 

 

موی صاف یعنی جدیت؛ آدم‌هایی که چنین موهایی دارند، در زندگی‌شان یک خط ثابت را انتخاب کرده و از این شاخه به آن شاخه پریدن پرهیز می‌کنند و یک شاخه را با جدیت ادامه می‌دهند. آنها دوست دارند همان‌طور که هستند به نظر برسند.

 

 

چنین آدم‌هایی در کارشان هم متخصص هستند و از پس چالش‌های زندگی‌شان به خوبی برمی‌آیند. این آدم‌ها اگر مسئولیتی را قبول کنند، تمام تلاش‌شان را برای انجام دادنش می‌کنند و شما می‌توانید به متعهد بودنشان اطمینان داشته باشید.

 

 

 

9. نیمه مصری(جلو بلند و پشت کوتاه)

 

 

اینگونه افراد، آدم‌های ساده و بی‌شیله و پیله‌ای هستند که به نظر دیگران اهمیتی نمی‌دهندو نمی‌گذارند کسی در کارشان دخالت کند.

 

 

زنانی که این مدل مو را انتخاب می‌کنند، در زندگی سبک و سیاق خود را در پیش می‌گیرند و نمی‌گذارند که وابستگی به دیگران، زندگی‌شان را نابود کند.

 

 

آنها می‌توانند در زندگی روی خطی که در نظر گرفته‌اند حرکت کنند و با قدرت و استقلال عمل می‌کنند.

 

 

10. موهای تیز تیزی (پر مانند)

 

 

موهای کوتاهی که این ظاهر را دارند، متعلق به آدم‌های مدرنی هستند که نسبت به زندگی اشتیاق زیادی دارند و سرزنده‌اند.

 

 

اینگونه افراد، آدم‌ها با اعتماد به نفسی هستند و گاهی با رفتارهایشان دیگران را هیجان زده و متعجب می‌کنند. امروزه زنان زیادی موهایشان را به این شکل آرایش می‌کنند و انگار می‌خواهند از این طریق مدروز بودنشان را نشان دهند.

 

 

11. موهای بلند

 

 

 

زنانی که چنین موهای دارند، شخصیتی آرام دارند، مودبند و البته تا حدودی عجیب و غریب به نظر می‌رسند. اما در کنار همه این صفات، آنها آدمهای مطیعی هستند که می‌گذارند دیگران در موردشان تصمیم بگیرند.

 

 

موی بلند برای زنان در اغلب فرهنگ‌ها نشانه زیبایی است. به همین دلیل محققان می‌گویند زنان بالای 40 سالی که موهایشان را بلند می‌کنند، دوست دارند جوانی از دست رفته‌شان را به دست بیاورند و مثل قبل زیبا به نظر برسند. در واقع آنها می‌خواهند در مقابل پیری ایستادگی کنند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بزرگترین گفتاردرمانی آنلاین تهران + گفتاردرمانی آنلاین ایران 18 کار سخت ولی واجب برای موفق شدن

 

 

هنگامی که به دنبال پاسخ پرسش هایی هستید که آنها را نمی دانید، باید شبیه افراد نادان به نظر بیایید.

 

 

 

* باید برای برقراری تماس تلفنی که از آن هراس دارید، اقدام کنید.

 

* باید زودتر از آنچه می خواهید از خواب بیدار شوید.

 

* همواره باید بیشتر از آنچه در عوض چیزی به دست می آورید بدهید.

 

* باید بیشتر از آنچه دیگران به شما اهمیت می دهند، شما به آنها اهمیت بدهید.

 

* باید در حالی که به شدت زخمی، خسته و آسیب دیده اید، مبارزه کنید.

 

* بایدحس ناامنی و شک در حین انجام کارها و تصمیم گیری ها را تجربه کنید.

 

* باید رهبری کنید، حتی وقتی که هنوز دنباله رویی ندارید.

 

* باید بر روی خودتان سرمایه گذاری کنید؛ حتی اگر هیچ کس دیگری شما را حمایت نکند.

 

* هنگامی که به دنبال پاسخ پرسش هایی هستید که آنها را نمی دانید، باید شبیه افراد نادان به نظر بیایید.

 

* باید سخت بر روی جزییات کار کنید؛ وقتی که بی اعتنا از کنار آنها گذشتن بسیار آسان است.

 

* باید نتایج را گزارش دهید؛ حتی وقتی که می توانید با آوردن عذر و بهانه ای از زیر آن در بروید.

 

* باید برای دستیابی به دلایل منطقی خودتان جستجو و پژوهش کنید؛ حتی وقتی که به شما گفته می شود که «واقعیت» را بپذیرید.

 

* باید اشتباه کنید و مانند فردی نادان به نظر برسید.

 

* باید تلاش کنید، شکست بخورید و دوباره سعی کنید.

 

* باید سریع تر بدوید؛ حتی اگر نفستان بند آمده باشد.

 

* باید با کسانی که به شما بدی کرده اند، مهربان باشید.

 

* باید حساب کارهایتان را پس بدهید؛ حتی وقتی در شرایط بد و نامساعدی باشید.

 

* باید بدون توجه به موانع پیش رو، همواره به سویی حرکت کنید که خواهان رسیدن به آن هستید.

 

شما باید به کارهای سخت تن دهید، کارهایی که هیچ کس دیگری نمی کند. کارهایی که شما را می ترساند. کارهایی که به خودتان می گویید: «وای خدای من! چقدر دیگر دوام خواهم آورد؟»

 

آن کارها شما را می سازند.معرف شما هستند. آنها کارهایی هستندکه تفاوت بین یک زندگی عادی و پیش پا افتاده را با زندگی موفق و روشن نشان می دهند.

 

البته می توان خیلی راحت از کنار کارهای سخت گذشت و برای انجام ندادن آنها بهانه ای آورد یا طوری رفتار کرد که گویی آنها هیچ ارتباطی به ما ندارند.

 

اینکه چرا بعضی افراد معمولی به موفقیت های بزرگ دست می یابند در یک حقیقت ساده نهفته است و آن این است که آنها کارهای سختی را انجام می دهند که افراد باهوش تر، پولدار و تحصیل کرده تر جرأت یا انگیزه آنها را ندارند.

 

 

به کارهای سخت تن ندهید؛ زیرا احتمالا از قابلیت های خودتان شگفت زده خواهید شد.

 

 

 

 

 

 

 

گفتاردرمانی جامع آنلاین چهارباغ کرج + گفتاردرمانی آنلاین ایران چگونه به جوانان یاری برسانیم؟2

 

 

 

 

همه ما پدر و مادران ایرانی دارای یک ارزش فرهنگی بسیار مقدس هستیم که آن رابطه عاطفی ما با کودکانمان می باشد. همگی (اکثر ما) برای تامین زندگی فرزندانمان و همچنین موفقیت آنها نهایت سعی خود را می نماییم. این علاقه “به سر و سامان رساندن” فرزندانمان و عشق عمیق و قلبی ما به آنها یکی از زیباترین خصوصیت های مشترک ما ایرانیان است. در این که ما همه تلاش خود را برای حمایت و هدایت فرزندانمان می کنیم هیچ شکی نیست. ما ایرانیان همواره خواهان یافتن زندگی بهر و فعالیت های مثمرثمر از قبیل تحصیلات عالیه برای خود و فرزندانمان هستیم.

اما در شرایط مهاجرت، برای اینکه روحیه فرزندانمان را خوب نگاه داریم گاهی با عشق و علاقه زیاد خود، ضربه ای به آنها می زنیم که از آن غافلیم مثلا قبل و بعد از رورد به جامعه کانادا قول های بزرگی از جمله تهیه زندگی لوکس و امکاناتی بیشتر و بهتر از زندگی قبل از مهاجرت به این فرزندان می دهیم که متاسفانه اکثرا تحقق نمی یابد و به علل نیافتن شغل و درآمد مناسب به رویایی مبدل می گردد.

وقتی که به هر دلیلی از عهده انجام قول ها و وعده هایی که به فرزندانمان داده ایم برنمی آئیم و حتی زندگی خانوادگی هم در شرایط مهاجرت به نوعی از هم پاچیده می شود، فرزندان ما دچار سردرگمی، بحران و نابسامانی روحی می گردند.
در مورد این مسئله که بسیاری از مردان ایرانی همچنان در ایران کار می کنند تا زندگی زن و فرزندانشان را در این جامعه تامین نمایند شکی نداریم. موضوع قابل توجه در اینجا فرزندان جوان ما هستند که تا دیروز لااقل در هر شرایطی که در ایران داشتند، دارای یک محیط گرم خانوادگی بودند، حالا اینجا پدر و مادر هر کدام بسوی کارهای خود می روند، یکی در ایران و یکی در کانادا ( یا هر کشور دیگری که مهاجرت کرده اند). البته فرزندان ما به ظاهر این مسئله دوری و جدایی والدین را قبول می کنند ولی در نهایت دچار یک خلاء روحی می شوند. آنها همیشه به کانون گرم خانوادگی نیاز دارند و فقط و فقط در چنین محیطی است که آنها می توانند توانا و خردمند و فعال شوند.

در بسیاری از خانواده ها این تاثیرجدائی فرزند از پدر یا مادر، خود را به نوعی بروز می دهد. شرایط مهاجرت گاهی ایجاب می کند که بعد از ورود به مکان و محیط جدید در کشور میزبان، زندگی پس از مدتی به روال عادی و شرایطی ثابت برگردد. اگر در بدو ورود هیجانات زیادی جهت کسب اطلاعات برای تهیه خانه، انتخاب مدرسه و آشنایی با مراکز خرید وجود داشت اینک پس از چند ماه بودن در این محیط و پایان یافتن این هیجانات، کم کم تشویق و نگرانی از آینده به سراغ خانواده ها می آید.
دلیل این تشویش ، اضطراب و نگرانی می تواند تضادی در روح و روان و شرایط این فرزندان و خانواده هایشان ایجاد کند. در این مرحله از مهاجرت، گاهی یک خلاء خاص بدلیل از دست دادن علایق سابق، دوستان قدیمی و یا شرایط زندگی پیشین می تواند بوجود آید.

در شرایط ثبات یعنی زمانی که خانواده کم کم در محیط جدید جا می افتد و یا شاید هم بصورت اجبار افراد خانواده خود را با محیط وفق می دهند، گاهی جوانان برای یافتن هیجانات و گرمای روابط خانوادگی (اگر قبلا وجود داشته) سعی بر برون نگری و رفتن به مراکزی می کنند که در آن بیشتر خوشی آنی را تجربه نمایند.
اگر آرزوها و آمال مهاجرین برای زندگی جدید در محیط جدید، بیشتر از واقعیت های کنونی و شرایط موجود باشند این عدم تعادل بین احساسات و منطق می تواند شک و تردید و بی علاقگی به ادامه امور زندگی را بوجود آورد.

اینجاست که مرحله دوم مهاجرت و یا دوران مقایسه و شک و تردید می تواند وارد زندگی و روابط اجتماعی جوانان ما شود. البته برای بعضی از خانواده شرایط می تواند به نوعی دیگر باشد یعنی خانواده قادر به تامین همه خواسته های مادی، معنوی، روحی و احساسی فرزندان در شرایط جدید باشد و فرزندان جوان یاد می گیرند که واقع بینانه با شرایط واقعی و گاهی سخت مهاجرت، دست و پنجه نرم کنند.
در شرایط ثبات ، وقتی که پدر و مادر مشغول به کار شده و مخارج زندگی را تامین می کنند، گاهی این مشغله های جدید آنها را از پرداختن به امور احساسی فرزندان خود باز می دارند. در اثر عدم توجه و ارتباط پدر و مادر با فرزندان خود، این فرزندان در جستجوی مهر و محبت و توجه ، به محیط های جدیدی وارد می شوند که هرگز والدین در فکر خود نمی گذرانند.

در چنین شرایطی است که گفتگوی محبت آمیز و بدون سرزنش و توبیخ می تواند به جوانان این کمک فکری را بدهد که محیط خانواده همیشه امن بوده و اعضای خانواده توانایی مقابله با همه مسائل ایجاد شده در محیط های خارج از منزل را دارند. در بعضی از خانواده ها این سوء تفاهم پیش می آید که وقتی جوان هیچ گله و شکایتی از زندگی رومزه و شرایط بدست آمده ندارد پس این جوان مشکلی هم ندارد. این سوء تفاهم می تواند تبدیل به مشکلات بعدی شود: پدر و مادر هر لحظه فشار درس خواندن و شاگرد اول شدن را بر دوش فرزند خود می گذارند بدون توجه به این امر که این جوان آنقدرها هم که والدین فکر می کنند با محیط جدید وفق پیدا نکرده است. اگر فرزندان ما زبان انگلیسی را زودتر از ما می آموزند و بدون لهجه از پس ارتباطات روزمره برمی آیند، این دلیل بر موفق شدن در محیط های آکادمیک نیست. پس اگر فشار ما مبنا بر ورود به دانشگاه و قبولی در رشته های مورد علاقه ما همراه با تمایلات احساسی این جوانان باشد آنگاه مرحله بحران روحی و آزردگی روانی حتمی است.

فرزند جوان ما در راه یافتن هویت خویش به هر گوشه ای سر می زند و آنجا که خود را قابل قبول، مورد احترام، مورد اعتماد و توانا بیابد، به آن محیط دلبسته و متعلق می شود.
اگر می خواهیم که به جوانان خویش یاری رسانیم باید به نیازهای جوانان خویش که اکثرا به تعریف کردن و یافتن معنای خویش مربوط می شود کمک کنیم.
ما باید بدانیم و بیاموزیم که جوانان ما در حال یافتن خویش هستند و این هویت و دریافت آن گاهی به قیمت گزافی بدست می آید. ما باید چشم به دیدن و دریافتن ناراحتی های روحی فرزندان خود باز کنیم و افسردگی ها و اضطراب ایشان را از راه درست مداوا کنیم. اگر می خواهیم که نسل جوان ما از سردرگمی هویتی و دوگانگی روحی به دور باشند، باید بتوانیم به دنیای ایشان دست یابیم و با ایشان به نوعی جدید آشنا شویم.

اگر نمی دانیم که چگونه میشود با فرزندان جوان خود رابطه برقرار کرد، بهتر از سعی کنیم تا کمکی در این راه پیدا کنیم. یادمان باشد که سرکوفت زدن، احساس گناه دادن، کوچک شمردن، ناسزا گفتن، مقایسه کردن با دیگران که بهترند و بی توجهی به جوانان ضربه های عمیق و جبران ناپذیری را به جان و روح این گلهای در حال رشد می زند.

باید جوانان را دریابیم و به آنها کمک کنیم تا خواهان ورود به اجتماع، یادگیری یک حرفه و مشارکت اجتماعی باشند. کارکردن و ارتباط گیری با محیط های شغلی و تجاری، خود درسهای بزرگی را به این جوانان می آموزد که گاهی در مقایسه با دروس آکادمیک بسیار باارزش هستند.
باید بدانیم که جوانان ما می توانند کار کنند و درس بخوانند و درعین حال سرگرمی ها و فعالیت های سالم خود را داشته باشند. داشتن یک روح و روان سالم، به پیدایش یک جسم و وجود سالم و پویا می انجامد که خود شرط اولیه یک زندگی مفید و فعال است.

 

 

 

 

 

 

گفتاردرمانی جامع آنلاین چهار باغ اصفهان + گفتاردرمانی آنلاین ایران چگونه به جوانان خود یاری برسانیم ؟1

 

 

 

فرزند انسان از بدو تولد در جستجوی تعلق، وابستگی، محبت، صمیمیت و زندگی در یک محیط گرم و مطمئن بوده و سعی می کند تا خود و محیط خویش را ارزش گذاری نماید.

 

 

این نیاز به تعلق داشتن، بودن یک عضو در یک گروه به نام خانواده، داشتن هویت در این جمع و اجرای یک نقش، همواره در تمامی مراحل زندگی کودک ما، رلی مهم و اصولی را بازی می کند. این کودک وقتی به سن نوجوانی و جوانی می رسد درحقیقت موقعیت اجتماعی و خانوادگی خود را می شناسد و در قالب رل های مختلفی که به ایشان داده شده است، فعالانه خود و یا خویشتن خویش را به معرض نمایش می گذارد.

 

 

 

 

این جوان و یا فرد شکل گرفته و عضوی از محیط کوچک خانواده، اینک دارای تعلقات فکری، فردی و اجتماعی خاص خود میباشد و ما تنها با آگاهی و مکالمه سالم با این جوان است که می توانیم گوشه ای از دنیای او را شناسایی کنیم. عوامل زیادی باعث می گردند که فرزندان ما دچار بحران روحی و روانی شده و در نتیجه دنیای ایشان نیز از آن متاثر گردد از جمله این عوامل میتوان به دوری ها، مهاجرت ها، از دست دادن دلبستگی ها و یا بدست نیاوردن دلبستگی های جدید (یافتن دوست هم سن و سال) اشاره نمود. فرزندان ما همزمان در دوران رشد و طی کردن مراحل سنی در تلاش برای بدست آوردن تفکر معنوی و تعریف از خویشتن خویش نیز می باشند.

 

 

 

این دو سیر همزمان، یعنی سیر تکامل رشدی و شخصیتی و سیر جابجایی ها و نیاز مبرم همگرایی و مطابقت با شرایط جدید، گاهی مبدل به یک مشغله فکری عجیبی میشود که فرزند ما در آن احساس ناتوانی و عجز می کند. افسردگی و ناراحتی های روحی در جوانان و فشارهای ناشی از عدم رضایت از وضعیت فیزیکی بدن خود، امروزه یک امر بسیار عادی تلقی میشود که فقط یک خانواده ی آگاه می تواند برای مقابله با عواقب خطرناک این شرایط، دست به راه حل های اصولی و منطقی بزند.

 

ما هر گاه جوانان خود را ناراحت و پریشان می بینیم سعی می کنیم که با پند و اندرز دادن هایی که خود از پدران و مادران مان یاد گرفته ایم به آنها کمک کنیم. گاهی اوقات بدون در نظر گرفتن دنیای امروزی و شرایط جدیدی که فرزندان ما با آن روبرو هستند، ما سرمشق های از پیش آماده شده و نسخه های قدیمی به ایشان می دهیم، نسخه هایی که خود با آن بزرگ شده ایم و به نوعی هم شاید به ما کمک کرده باشند. در این مهم ما تفاوت نسلی، زمانی و مکانی را نادیده می گیریم.
ما در واقع گاهی نگرانی های خود را به فرزندان جوانمان منتقل می کنیم، نگرانی های دعوای با همسر ، نیافتن کار و یا مسائل دیگر.

 

 

 

البته مشاورت و در میان گذاردن مسائل خانواده با همه اعضای خانواده کاری است منطقی و این امر باعث باز بودن درهای مکالمه و تفاهم می شود. در مواردی ما از این امر غافل می شویم که فرزندان ما در سن های خیلی پائین متاسفانه با مسائل بزرگترها آشنا می شوند ، مسائلی که بهتر بود میان بزرگ ترها حل می شد ولی آن امور به دلایلی در معرض آگاهی های فرزندان (یعنی شنیدن، دریافتن و دانستن) گذاشته شده است. ما گاهی با پیش فرضیه و تعصب خود، شور و اشتیاق و قدرت تصمیم گیری و امکان تجربه سالم را از فرزندان خود می گیریم بدون اینکه واقعا نیازهای اصلی فرزند خود را بدانیم و یا بشنویم. در مواردی دیده میشود که ما پدر و مادرها محبت و عشق و علاقه را با دنیای مادیات می خریم ولی در نهایت مادیات و کالاهای رنگ و وارنگ بزودی جذبه خود را از دست داده و جوان و یا نوجوان ما بدون دریافت رابطه و احساس دوست داشته شدن، در دنیای تنهای خود بیشتر غرق می شود.

 

 

 

زندگی ما ایرانیان به نوعی متاثر از شرایط مهاجرت و جابجایی ها و تطابق با شرایط جدید و بدست آوردن امکانات زندگی مناسب، گاهی ما را بیشتر از زندگی فرزندان خود دور می کند. همین که ما به کانادا آمدیم و در شهری مستقر شدیم فکر می کنیم که فرزندان ما خودبخود جذب محیط درس و دانشگاه شده و ما هم می توانیم بدنبال برآورده کردن آرزوها و آمال شخصی خود به کار و مشغولیت بپردازیم. متاسفانه ما گاهی با مسائل دنیای مهاجرت و فلسفه و ساختار مهاجرت به عنوان یک متغیر بزرگ ناآشنا هستیم، و یا اینکه زندگی و همگامی های جدید را در محیط جدید کمی آسان می شماریم. باید متوجه این موضوع باشیم که اگر ما بزرگترها در شروع زندگی مهاجرتی خود، مشکل پیدا کردن کار، مسکن، امکانات تحصیلی و اجتماعی برای خود و خانواده خود داریم، نواجوانان و جوانان ما دچار مشکل و معضل یافتن و تعریف مجدد خویشتن خویش در این دنیای جدید می باشند. خیلی از ما خانواده های ایرانی وقتی که مهاجرت می کنیم فراموش کرده و یا متوجه نیستیم که فرزندان جوان ما (بنا بر سن ایشان در بدو ورود) چقدر می توانند بدلیل از دست دادن دوستان و محیط آشنای قبلی خود، غمگین، متاثر و یا نگران باشند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

گفتاردرمانی جامع آنلاین ناحیه دو آموزش و پرورش کرج چند توصیه به آقایان برای حمایت عاطفی از همسرانشان

 

 

اگر می خواهید همسرتان همواره زنی با طراوت وسرزنده و مادری سنجیده ومهربان باشد تصور نکنیدکه مجبورید بهای سنگینی را برای حصول این نتیجه بپردازید. فقط کافیست روزانه دقایقی به دقت به حرفهای او گوش فرا دهید. دراین شرائط طبیعی ترین کاری که او خواهد کرد همان صحبت کردن است.دراین مواقع برای اینکه همسرتان احساس کند که مورد پذیرش بیشتری است ، بهتر است چند توصیه زیر را رعایت کنید:

۱- وقتی احساس می کنید همسرتان ناراحت است، منتظر حرف زدن او نمانید. اگر شما آغاز گر حرف باشید، ۵۰ درصد ناراحتی اش را از بین می برید.

 

 

 

۲- وقتی به او اجازه صحبت می دهید ، بدانید ناراحت شدن ازاینکه او چرا ناراحت است کمکی به حل مسئله نمی کند.

 

 

 

۳- از قطع کردن سخن او اجتناب کنید.

 

 

۴- وقتی نمی دانید که چه بگویید ، حرفی نزنید. اگر نمی توانید حرف مثبتی بزنید و یا اگر نمی توانید
جانب احترام را بگیرید، ساکت بمانید.

 

 

۵- اگر همسرتان قصد صحبت نداشت با طرح سئوال او را به صحبت تشویق کنید.

 

 

۶- احساسات او را اصلاح نکنید و در مقام داوری برنیایید .

 

 

۷- تا حد امکان آرامش خود را حفظ کنید. واکنش نشان ندهید چرا که اگر حتی برای لحظه ای
کنترل خود را از دست بدهید، بازنده می شوید

 

 

 

 

 

 

 

 

گفتاردرمانی جامع آنلاین آموزش و پرورش ناحیه سه کرج + گفتاردرمانی آنلاین ایران کتابخوانی برای بچه ها

 

 

1- برای بچه‌ها توضیح دهید که جلد و نام کتاب چقدر برای یک داستان مهم است. سپس کتابی را بدون بیان عنوان آن یا نشان دادن جلد آن برای بچه‌ها بخوانید. بعد از خواندن کتاب به هر دانش آموز یک برگ کاغذ بدهید تا تصور خود را از جلد کتاب رسم کند و عنوانی برای کتاب برگزیند. در پایان، کارهای بچه‌ها را به نمایش بگذارید.

 

2- از یک کتاب چندین کپی بگیرید. کلاس را به گروههایی تقسیم کنید و به هرگروه یک کپی از کتاب را بدهید و بدین ترتیب یک مسابقه جستجو راه بیندازید . گروهها باید شماره صفحه ای از کتاب را پیدا کنند که درآن از شی بخصوص یا شخص بخصوص یا موضوع خاصی نام برده شده و یا واقعه خاصی در آن اتفاق افتاده است. گروه برنده جایزه ای دریافت خواهد کرد. این فعالیت به تقویت مهارت ” مرور سریع مطالب ” کمک می‌کند.

 

 

3- در دفتر مدرسه یا ورودی مدرسه، کتابچه ای قرار دهید که مراجعان به مدرسه ،نام خود را نوشته و نام کتاب مورد علاقه کودکی اشان را بنویسند.
بعدا دانش آموزان نمودار کتابهای مورد علاقه مراجعان مدرسه را رسم کنند .

 

 

4- می‌توان روحیه بخشش را در قالب جشنی با همکاری خانواده های دانش آموزان ضمن تشویق و تعمیم مطالعه، بدون هیچ هزینه ای ارج نهاد. روش کار بسیار ساده است. در طی چند هفته دانش آموزان کتابهایی راکه خانواده هایشان قبلا خوانده اند و به آن نیازی ندارند، را به مدرسه می‌آورند و در قبال آن کوپن هایی دریافت می‌کنند. سپس یک شب به نام شب مبادله کتاب ،کتابهای اهدایی به نمایش گذاشته شده و اعضا خانواده با کوپن هایشان کتابهای دلخواه خود را خریداری می‌کنند. کتابهای باقی مانده نیز به نیازمندان اهدا می‌شود.

 

 

5- مسابقه (بهترین پوستر برای تبلیغ کتابخوانی) را برگزار کنید. بچه‌ها باید پوسترهایی درست کنند که مزایای کتابخوانی را بیان کند و دیگران را به مطالعه تشویق نماید. جایزه برندگان این مسابقه را، کتاب قرار دهید و به همه شرکت کنندگان جوایز ارزان قیمتی بدهید.

 

 

6- بعضی از معلم‌ها از دانش آموزان می‌خواهند پس از مطالعه کتابها، خلاصه آنها را تهیه کنند. در این جا راههای جالب تری برای تهیه گزارش از یک کتاب را مشاهده می‌کنید.
1- نامه ای به یکی از شخصیت های داستان بنویسید.
2- نامه ای به نویسنده کتاب بنویسید و نظراتتان را درباره کتاب به او اطلاع دهید.
3- شعری درباره داستان کتاب بسرایید.
4- پوستری درباره تبلیغ این کتاب تهیه کنید.
5- با بکار بردن هر 5 حس خود یکی از صفحه های داستان را توصیف کنید.
6- یکسری تصاویر جمع آوری کنید که با مطالب داستان ارتباط دارد.
7- تفاوتها و شباهتهای خود را بایکی از شخصیت های کتاب بنویسید.
8- ده جمله مورد علاقه خود را از قول شخصیت های داستان بنویسید و اینکه چرا شما این جمله را دوست دارید.
9- پایان دیگری برای داستان بنویسید.
10- 15 کلمه جدید را که در داستان خوانده اید بنویسید.

 

 

7- در نوشتن گزارش کتابهای مطالعه شده، تنوعی ایجاد کنید. در این روش تصاویری از یک قاچ گوجه فرنگی ، دو تکه نان همبرگری، یک تکه همبرگر، یک برگ کاهو و یک لایه پنیر را رسم نمایید. سپی از این تصاویر روی برگه هایی همرنگ مواد مذکور به تعداد زیاد کپی بگیرید. مثلا همبرگر روی کاغذ صورتی، گوجه فرنگی روی کاغذ قرمز و پنیر روی کاغذ زرد و غیره. سپس به هر دانش آموز یک برگه از هر نوع بدهید. دانش آموزان پس از مطالعه هر کتاب، مطالب زیر را به عنوان گزارش کتاب روی برگه های مربوطه خواهند نوشت: روی تکه بالایی نان همبرگر، نام کتاب و نویسنده آن، روی برگ کاهو، خلاصه ای از کتاب، روی قاچ گوجه فرنگی، درباره شخصیت اصلی داستان روی لایه پنیر، نقطه اوج داستان و بالاخره روی تکه پایینی نان ، صحنه مورد علاقه خود را از داستان نوشتند. سپس تکه‌ها را روی هم قرار داده و به شکل یک ساندویچ روی تابلوی اعلانات نصب نمایند. عنوان تابلو را می‌توان چنین نوشت : “ما گرسنه کتابهای خوب هستیم”، بقیه بچه‌ها با مطالعه گزارش ها، ساندویچ های مختلف را امتحان نمایند تا ببینند بالاخره کدامیک از آنها اشتهایشان را ارضا می‌کند.

 

 

8- بچه‌ها عاشق حل کردن معما و چیستان هستند. موضوع این معماها را می‌توان عنوان یک کتاب، نام نویسنده، یا شخصیت های اصلی یک داستان یا وقایع یک کتاب باشد. معماها روی مقوا چسبانده شده و تزیین می‌شوند. این فعالیت برانگیزننده بچه‌ها برای سرزدن به تعداد زیادی از کتابهاست.

 

 

 

 

 

گفتاردرمانی جامع هوشمند آنلاین جهانشهر کرج + گفتاردرمانی آنلاین ایران مراحل رشد کودک

 

 

رشد حرکتی دست

 

حرکات کودک در بدو تولد فقط به یک سری لولیدنها و وول خوردنهای ناهماهنگ و غیر ارادی محدود میشود، اما او کم کم و تا 18 ماهگی، مهارتهایی را بطور ناخودآگاه یاد میگیرد که به کمک آنها در مدت زمانی کوتاه به کوچولویی کار کشته و ماهر مبدل خواهد شد. اگر به دستهای کودکتان پس از تولد دقت کنید، میبینید که او آنها را دائما به صورت یک مشت محکم جمع میکند، بطوری که اگر انگشت دستتان را داخل مشت او کنید، چنان آن را محکم میچسبد که گویی پنجههایی فولادین انگشت شما را به دام انداخته! …

 

 

 

از تولد تا سه ماهگی

 

تمام کودکان با آن مهارت و فن “گرفتن” شگفت انگیز به دنیا میآیند که به آن “رفلکس مشت” میگوییم. این رفلکس تا حدود شش الی هشت هفته که کودک پس از آن قادر به باز و بسته کردن انگشتان دستهایش میشود، ادامه دارد. در این مرحله میتوانید اسباب بازیهای سبک را به دستش بدهید تا او به آنها چنگ زده و در دست خود نگاهشان دارد. کودک زمانی دستهایش را کشف میکند و کمی به آنها توجه نشان میدهد که کم کم شروع به باز کردن مشتهایش میکند و تازه این موقع است که او به وجود انگشتان دست پی برده و با باز و بسته کردن آنها و چنگ زدن و آنها ، احساسشان میکند. البته این نکته را هم بدانید که کودک در این مرحله قادر نیست با دقت به انگشتان دستش نگاه کند و آنها را به درستی تشخیص دهد، چون هنوز آن هماهنگی لازم بین “دیدن” و “دسترسی پیدا کردن به چیزی” در او بوجود نیامده است. در این سن ، کودک یک شی را به خوبی در دستش نگه میدارد، اما تلاش چندانی برای خوب تماشا کردن آن انجام نمیدهد.

دانشمندان مدتی است به این نتیجه رسیدهاند که صدای یک اسباب بازی در جلب نگاه یک کودک به سوی دستهایش نقش مهمی را ایفا میکند. به عنوان مثال اگر یک جغجغه به دست کودکتان بدهید، چشمان او صدای جغجغه را دنبال کرده و باعث میشود او دستهایش را کشف کند و همین کشف ، شروع هماهنگی میان چشم و دست است. طبق گفته “پنه لوپه لیچ” کارشناس مراقبتهای کودکان ، در این مرحله استفاده از اسباب بازیهای خوش دست آنهایی که میتوان آسان بدست گرفت. سبک و صدادار از اهمیت بیشتری برخوردارند چرا که این نوع اسباب بازیها چشمهای کودک را مستقیما به سوی دستهایش جلب میکنند و باعث میشوند رابطه قوی میان کودک و دستهایش ایجاد شود.

 

 

 

سه تا شش ماهگی

 

 

کودک در این سن به خوبی با دستهایش آشنا شده و آنها را میشناسد، حتی موقعیت مکانی انگشتان دست را تشخیص داده و میداند که کارشان چیست. گرچه حرکات دستهای کودک در قاپیدن و نگهداری اسباب بازیهای آویزان و متحرک هنوز تا حدودی ناهماهنگ و نامتعادل است. در این مرحله ، دستهای کودک کم کم راه خود را به سوی دهان نیز پیدا میکند.

در حدود چهار ماهگی ، کودک شروع به کسب هماهنگی لازم ما بین حرکات دست و چشم میکند، به عبارت سادهتر ، او دستهایش را به خوبی میشناسد و میداند چطور آنها را بکار بیندازد و کجا از آنها استفاده کند. استفاده از دستها برای یک فرد بزرگسال کار ساده و پیش پا افتادهای است، اما برای یک کودک کنجکاو شیوه و عملکردی پیچیده است. کودک وقتی شیئی را میبیند و تصمیم میگیرد آن را در دست بگیرد، اول فاصله آن را تخمین میزند، بعد دستهایش را به سوی آن دراز میکند تا وسیله مورد نظر را به چنگ آورد. در مراحل اولیه ممکن است در انجام این کار موفق نشوید، اما با تمرین و ممارست زیاد بالاخره کارایی لازم را به دست میآورد و حتی پس از گذشت چند ماه میتواند با قاطعیت پیش خودش حدس بزند که آن شی قابل دسترسی هست یا نه! … .

 

 

شش ماهگی تا یک سالگی

 

 

کودک در این بلند کردن اسباب بازی و در دست گرفتن آنها را به خوبی یاد گرفته است، اگر به حرکات دستش توجه کنید میبیند که او انگشتان دستش را بازی میکند و وقتی اسباب بازی را لمس کرد، انگشتان دستش را دور آن حلقه کرده و جمع میکند، پس یاد گرفته که اجسام را چگونه از زمین بلند کند. علاوه بر آن، به خوبی یاد گرفته که اشیا را در دستانش به گردش در آورده و از این دست به آن دست بدهد حتی با دستش اسباب بازیها از روی زمین بردارد.

در این مرحله، حس و انگیزه لمس کردن اجسام در کودکان به صورت یک بازی مهیج و تحریک کننده در میآید و از آنجایی که دنیایی از ناشناختهها مقابل رویش قرار دارد او باید آنها را کشف کند، پس تعجبی ندارد که کودکتان در خانه شروع به گشت و گذار کرده و به تمام سوراخ و سنبهها سرکشی کند، بلکه چیز تازهای پیدا کند و آن را در دست بگیرد، از اینرو بهتر است اجسام متفاوت با بافتهایش مختلف در اختیارش بگذارید تا حس کنجکاوی اش ارضا شود.

 

 

یک سالگی تا 18 سالگی

 

 

حرکات دست در سنین ما بین 13 الی 15 ماهگی وارد مرحله جدیدی میشود که ما اسم آن را “رفلکس گازانبری” گذاشتهایم، یعنی کودک با اصلاح مرحله “قاپیدن ساده اجسام” از انگشتان دستش برای برداشتن اجسام بسیار ریز مثل تیله استفاده میکند. به عبارت بهتر، او میتواند به کمک شستشو و یکی دیگر از انگشتانش، تیله را از روی زمین بردارد. این شیوه کم کم به او کمک میکند تا لباسهایش را خودش بپوشد و دکمه هایش را ببندد، مداد یا خودکار را در دست بگیرد، کشوها را باز و بسته کند و به مرور با قاشق و چنگال غذا بخورد.

 

 

 

 

 

 

گفتاردرمانی جامع آنلاین گوهردشت ناحیه سه کرج + گفتاردرمانی آنلاین ایران عوامل موثر در تمرکز حواس


 

1– سلامت جسمی : با خواب و خوراک کافی وتحرک جسمانی ، سلامتی خود را تضمین کنید و در نتیجه توانایی تمرکز را در خود افزایش دهید .

 

 

2- قصد و نیت : تا انگیزه و نیاز به چیزی نباشد تمرکز و توجه ، دقیق نخواهد بود . در خصوص امور درسی مقاصدی چون پیشرفت ، موفقیت ، اتمام تحصیل ، شغل ، مقام و منزلت اجتماعی ، کسب درآمد و ازدواج می تواند موجب تمرکز گردد .

 

 

3- مطالعه را در یک مکان خاص و ثابت انجام دهید .

 

 

4- پرداختن به عوامل مزاحم ( مانند رادیو ، تلویزیون ، تلفن ) در هنگام مطالعه را حذف کنید .

 

 

5- تکرار ، تمرین ومرور ذهنی نمایید .

 

 

6- کنترل رویاها : برای افرادی که رویای روزانه زیاد دارند بهتر است برنامه زمان بندی شده برای رویای روزانه بگذارند . مثلا سه بار در روز و هر بار 15 دقیقه به این کار اختصاص دهند .

 

 

7- 30 دقیقه تا یک ساعت مطالعه مدت زمانی است که ذهن می تواند توجه اش را متمرکز نگاه دارد . یک استراحت کوتاه ( 10 الی 15 دقیقه ) بعد از هر مطالعه شما را قادر می سازد با تجدید قوا کار خود را از سر بگیرید.

 

 

8- بکارگیری فنون مطالعه : سوال در آوردن از متن درس ، تجسم کردن مطالب در ذهن ، علامت گذاری مطالب مهم ، ربط دادن مطالب آموختنی به مطالب از قبل آموخته می تواند به تمرکز حواس بیشتری منتهی شود .

 

 

 نکته هایی که به تقویت حافظه شما کمک می کند .

 

 

1- معنای مطالبی را که می خواهید حفظ کنید از دبیر ، دانش آموزان یا افراد آگاه بپرسید ، یا با استفاده از کتاب درسی معنای آنها را خوب دریابید .

 

 

2- آنچه را حفظ می کنید ، بنویسید . این همان کاری است که برای حفظ کردن شماره تلفن انجام می دهید .

 

 

3- آنچه را حفظ می کنید با صدای بلند تکرار کنید . بسیاری از شعرها و ترانه ها و شعارها به این دلیل در حافظه می مانند که بارها تکرار می شوند با استفاده از ضبط صوت و توان ، مطالب آموزشی را ضبط کرد . وبا گوش کردن پیاپی ، آنها را به خاطر سپرد . گاه روی قسمتی از مطالب آموزشی را بپوشانید و ببینید می توانید به آنها پاسخ دهید یا خیر . گاه از نزدیکان و دوستان بخواهید که یک واژه اصلی ویا کلمه آغاز را یک مطلب را به زبان بیاورند تا شما بقیه آن را بازگو کنید . وبه این ترتیب ، خود را آزمون کنید . مطالب آموزشی را آنقدر تکرار کنید که بتوانید به آسانی آنها را برزبان ویابر صفحه کاغذ جاری کنید یا بتوانید آن را از ابتدا به انتها، یا از آخر به اول بازگو کنید .

 

 

 

4- مطالب را به قسمت های کوچکتر ، مانند پارگراف ، بند ، جمله ویا حتی واژه هایی تقسیم کنید تا حفظ کردن آنها آسانتر باشد .

 

 

5- تمرین تقویت حافظه و حفظ کردن  مطالب را در فاصله زمانی معین وکوتاه انجام دهید حواس خود را جمع و متمرکز کنید ، سپس فقط در آن فاصله زمانی به حفظ کردن بپردازید .

 

 

6- مطلب رابخوانید . این عمل را آن قدر تکرار کنید که بتوانید از جمله ها و کلماتی که می خوانید در ذهن خود تصویری رسم کنید .

 

 

7- مطلب را با چیزی که از آن اطلاع دارید مربوط سازید . واژه ای را که می خواهید از بر کنید چه مشابهی با کلمه ای دارد که آن را از قبل می شناسید ؟ فرمول ویا شعری را که به خاطر می سپارید ، با دانسته های قبلی خود یا اطلاعات مشابه در این زمینه مقایسه کنید .

 

 

 

روش مطالعه صحیح و استفاده بهتر از حافظه

 

 

آیا می دانی مغز تو از دو نیمکره چپ و راست تشکیل شده که عملکرد آنها با هم متفاوت است و آیا می دانی که اکثر افراد از یکی از نیمکره ها استفاده بیشتری می کنند ؟ اگر به هنر خیلی علاقه مندی و در زمینه های موسیقی و هنر ، نمایش ، نوآوری در زمینه های مختلف فعالیتهای گروهی ، تصویر سازی و خلاقیت ذهنی ، فعالیتهای سیاسی و رفتارهای مربوط به بینایی استعداد و فعالیت زیادی داری حتما از نیمکره راست مغز خود استفاده بیشتری می کنی ، ولی اگر به تجزیه وتحلیل مطالب ریاضیات ، آموختن لغات ، موضوعات منطقی و علمی و فیلم های علمی علاقه مندی از نیمکره چپ مغزت بهره بیشتری می بری ، حال اگر جزو هرکدام از دو گروه باشی می توانی با پرداختن به فعالیتهای مربوط به نیمکره دیگر مغز ، توان خود را در آن زمینه ها هم افزایش دهی ، به عبارت دیگر در استفاده از هر دو نیمکره  مغز محدودیتی وجود ندارد و فقط کافی است تمرین کنی و از هر دو بخش مغزت استفاده کنی تا هم حافظه بهتری به دست آوری ، هم خلاقیت تو افزایش یابد و هم دقتت زیاد شود .

 

 

نقش استاد و آموزگار در یادگیری و پیشرفت تحصیلی

 

 

جالب است بدانی اساتید و آموزگاران از دانش آموزان علاقه مند و پیگیر خود به نیکی و احترام یاد می کنند  که قطعا این می تواند زمینه مناسب تری برای پیشرفت تحصیلی تو ایجاد کند ، پس دانش آموز عزیز بهتر است با اساتید خود روابط بهتری برقرار کنی و از آنها در خارج از کلاس هم کمکهای علمی بیشتری بخواهی .

 

 

استفاده از توان بالا در شروع حرکت

 

 

نکته جالب توجهی هست که اگر مجبور به خواندن نباشیم ( یعنی در فاصله زمانی کوتاه امتحان نداشته باشیم ) وبا تمام نیرو مطالعه کنیم ، از مطالعه لذت فراوانی خواهیم برد ، زیرا این کار موجب حس اعتماد به نفس بیشتر و برتری نسبت به دیگر رقبا می شود که ما را در چرخه مثبت می اندازد ( یعنی هرچه حس مثبت ما بیشتر شود عملکرد مثبت ما بیشتر می شود ) و این چیزی نیست بجز اصل هم افزایی . پس بهتر است در هر کنکور آزمایشی که شرکت می کنی از برنامه آن جلوتر باشی و خیلی زودتر از موعد کنکور سراسری درسها را تمام کنی و این یکی از ویژگی های داوطلبان فوق العاده است .

 

 

یکی دیگر از ویژگی های مطالعه بدون فشار و جلوتر از برنامه این است که چون این گونه مطالعه حالت داوطلبانه دارد حداقل خستگی را به دنبال دارد و لذت مطالعه و توان داوطلب و دانش آموز افزایش می یابد .

 

 

حافظه من قوی است یا ضعیف

 

 

حافظه تو قوی است واگر فکرمی کنی مطلبی را فراموش کرده ای احتمالا آن را هیچ وقت به حافظه نسپرده ای و یا سیستم یادآوری آن را به خوبی نمی دانی . در واقع حافظه تصویری همه ما کامل است واگر نمی توانی مطلبی را به خاطر بیاوری ، با آن مطلب در ذهن خود نتوانسته  ای ارتباط قوی برقرار کنی و ذهن در خروجی دادن آن مطلب ضعیف و یا بی نظم است .

 

 

چند تکنیک برای استفاده بهتر از حافظه

 

 

1- هنگام خستگی به حفظ کردن مطالب نپرداز .

 

2- مطالب حفظی پیچیده را در زمانهای کوتاه حفظ کن

 

3- ابتدا و انتهای زمان مطالعه برای حفظ کردن مناسب ترند چون : وقتی مطالعه را شروع می کنیم ، قبل از آن چیزی فرا نگرفته ایم و قانون منع قبلی اثر نمی کند وقتی مطالعه را تمام می کنیم ، پس از خواندن آخرین مطالب ، مطلب دیگری نمی خواهیم و قانون منع بعدی اثر نمی کند .

 

 

4- تغذیه خوب و استفاده از ویتامینها به طور مناسب :

 

 

استفاده از سبزیجات تازه ، میوه ها ، حبوبات و غلات در بهبود کارکرد حفظ ما خیلی موثر هستند . همچنین ویتامینهای زیر در بهبود کارکرد حافظه می توانند نقش مفیدی داشته باشند .

 

 

ویتامین B6 به پروتئین سازی کمک می کند و کمبود آن می تواند باعث عدم تمرکز شود .

 

 

ویتامین B3 ( تیاسین ) به افزایش تمرکز کمک می کند .

 

 

ویتامین B1 0 تیامین ) باعث تسهیل سوخت رسانی به سلولهای مغز می شود .

 

 

ویتامین C   از سلولهای عصبی نگهداری می کند و کمبود آن باعث عقب ماندگی ذهنی می شود .

 

 

ویتامین B12 ( اسید فولیک ) و آهن از کم خونی جلوگیری می کنند و موجب کاهش عدم تمرکز می شوند .

 

 

تیروزین نوعی اسید آمینه است که به حافظه دراز مدت ما کمک بسزایی می کند .

 

 

 

 

 منابع :

کتاب مراحل بیست گانه موفقیت تحصیلی ( موفقیت در امتحان )

مولف : بیژن علیپور – مریم پوررضا

 

 

 

 

 

 

 

 

گفتاردرمانی لکنت آنلاین کرج + گفتاردرمانی آنلاین ایران خصوصیات دید و نگاه در نوزادان

 

 

 نگاه هاي نوزادان تابع قواعدي است و همين قواعدند كه باعث مي شوند نوزادان روي كل تصوير متمركز شوند تا جزئياتش.بنابر این نگاه هاي نوزادان نيز تصادفي نيست. الگوهاي نگاه كردن اطفال تا 8 هفتگي يا كمي بيشتر شبيه الگوي نگاه كردن بزرگسالان مي شود و علاوه بر خطوط اصلي تصاوير به درون آن ها نيز توجه و دقت مي كنند.

 

 

 

تشخیص چهره ها.

 

 

برخي از بررسي ها نشان مي دهند كه نوزادان چهره هاي عادي را بيش از چهره هاي مغشوش دنبال مي كنند. اما نتايج بررسي هايي كه از روش هاي آزمايشي ديگري استفاده كرده اند نشان داد كه تا 2 تا 3 ماهگي خبري از ترجيح چهره ها نيست. براي مثال فانتر (1961) دريافت اطفال 2 تا 3 ماهه چشمان خود را روي چهره  ها بيشتر تثبيت مي كنند تا این که روي خال هدف- روزنامه يا رنگ ها متمرکز شوند .اطفال در 2 تا 4 ماهگي نقاشي صورت را به هر نقاشي ديگري ترجيح مي دهند.

 

 

 

* آيا نوزادان توانائی تشخیص چهره های متفاوت را دارند؟

 

نوزادان از همان روزهاي اولیه مي توانند بعضی چهره ها  را تشخيص دهند. برخي از محققان مدعي هستند كه نوزادان به صورت مادرشان بيش از صورت غريبه ها نگاه مي كنند. عده اي مي گويند اطفال 2 ماهه صورت مادرشان را از صورت زنان غريبه تشخيص مي دهند. اما اين تشخيص و بازشناسي در 3 ماهگي حالت دوام به خود مي گيرد. اختلاف در نتايج تحقيقات مي تواند معلول روش هاي متفاوت آزمايش اطفال خردسال باشد. همچنين اطفال برخي از صورت ها را به صورت هاي ديگر ترجيح مي دهند. اطفال 2 ماهه و 12 ماهه به صورت هاي جذاب بيش از صورت هاي غير جذاب خيره مي شوند.

 

 

 

رنگ بيني


نوزادان با اين كه برخي از رنگها را مي بينند ولي قوه رنگ بيني آنها بسيار محدود است. دليل به دست آمدن نتايج متفاوت در آزمايش ها نيز استفاده از روش هاي متفاوت است. نوزادان يك روزه مي توانند فرق محرك سفيد و سايه هاي زرد-سبز را بفهمند. اطفال چهار روزه فرق قرمز و سبز را مي فهمند و اطفال سه روزه محرك هاي رنگي را به محرك هاي غيررنگي ترجيح مي دهند. اندازه محرك نيز مهم است چون در شرايط آزمايشي نوزادان تفاوت رنگ مستطيل 2 سانتي متري را مي فهمند ولي تفاوت رنگ مستطيلهاي كوچكتر را درك نمي كنند. نوزادان در برخي نواحي طيف رنگها واكنشي در برابر رنگ نشان نمي دهند. اما تا 2 ماهگي قوه تميز رنگ اطفال بسيار بهبود مي يابد. البته معلوم نيست آيا نوزادان رنگ ها را با همان كيفيت بزرگسالان مي بينند يا خير. ولي اطفال 4 ماهه همان رنگ هايي را ترجيح مي دهند كه بزرگسالان ترجيح مي دهند و به آبي و قرمز بيش از زرد خيره مي شوند.

 

 

 

ادراك فضا و عمق

 

 

* آيا دنياي بچه هاي خردسال دوبعدي است يا سه بعدي؟


گيبسون و واك براي آزمودن ادراك عمق اطفال آزمايش استادانه اي ترتيب دادند. آنها سكويي درست كردند كه تقريبا يك متروبيست سانتي متر ارتفاع داشت و اطفال را روي آن مي گذاشتند. سكوي مزبور دو بخش شيشه اي داشت. بخش اول شطرنجي بود و بخش ديگر يك سره شيشه اي. در زير بخش كاملاً شيشه اي يك بخش شطرنجي ديگر وجود داشت كه باعث مي شد آن قسمت شبيه پرتگاه شود. اين آزمايش كه در آن به اصطلاح از پرتگاه ديداري استفاده شده بود نشان مي داد كه اطفال 6 ماهه يا بزرگتر حتي وقتي مادرشان از آنها مي خواهد نيز از بخش امن به بخش پرتگاه نمي روند.

 

 

* اما كودكان خردسال تر چطور؟


آزمايش اطفال كم سن و سال تر با اين دستگاه دشوار است چون نمي توانند چهار دست و پا بروند. با اين حال وقتي نوزادان دو ماهه را روي بخش پرتگاه مانند و عميق اين دستگاه مي گذاريم ضربان قلب آنها آرام است كه نشانگر علاقه مندي آن ها مي باشد نه ترسشان. اگرچه اطفال خردسال خيلي زود مي توانند عمق را درك كنند ولي ترس از پرتگاه در شش ماهگي يا بعد از آن در آنها ايجاد مي شود. اين در حالي است كه اين ترس در سگ ها – بزها و گربه ها خيلي زودتر ايجاد مي شود.

 

 

 

رديابي بصري

 

 


نوزدان مي توانند اشياء متحرك را به كندي رديابي كنند. وقتي نوزادان 1 تا 4 روزه در برابر يك نور ثابت نوري كه به شكل مستطيل حركت مي كرد قرار مي گرفتند در برابر نور متحرك از ميزان مك زدن هاي خود كم مي كردند. نوزادان سه روزه با وجود مهارت ناكافي خود مسير هدف متحرك را دنبال مي كردند. حتي در دو ماهگي مي توانستند مقصد محرك هاي بصري را پيش بيني كنند. اگر اطفال را در برابر رايانه اي قرار دهيم كه بطور ثابت تصاويري را در سمت چپ و راست صفحه نشان مي دهد با نگاه كردن به جايي كه تصور مي كنند تصوير بعدي نمايش داده خواهد شد محل آن را پيش بيني مي كنند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

گفتاردرمانی اوتیسم آنلاین کرج + گفتاردرمانی آنلاین ایران شيوه هاي درمان در حيطه اختلالات ديداري

تمرينات مربوط به حيطه ديداري

الف- تمرينات حركتي ظريف:

– تمرينات پرتاب كردن و گرفتن

 

 

1) پرتاب كردن: پرتاب اشياء به سوي هدف، مربي يا كودكان ديگر را مي توان با اشياء زير انجام داد: بادكنك، اسفنج مرطوب، گلوله هاي نخي و توپ هاي پلاستيكي در اندازه هاي مختلف.

 

 

 

2) گرفتن: گرفتن مهارتي است مشكل تر از پرتاب كردن و كودك مي تواند اين بار همان اشياء مذكور را كه از سوي مربي يا كودكان ديگر به سوي او پرتاب مي شود بگيرد.

 

 

3) بازي هاي با توپ: بسياري از بازي هاي با توپ به رشد هماهنگي هاي حركتي كمك مي كنند.
بازي واليبال با بادكنك، غلتاندن توپ به سوي يك هدف، زدن توپ به سوي زمين و بالا رفتن و گرفتن آن، پرتاب توپ به سوي هدفي بر روي ديوار از جمله مثال هاي مربوط به اين قسمت است.

 

 

 

4) بازي هاي با تيوپ تاير: تيوپ هاي كهنه اتومبيل ها از جمله ابزار مفيدي هستند كه مي توانند در غلتاندن و انداختن و گرفتن مورد استفاده قرار گيرند.

 

 

 

 

تمرينات هماهنگي چشم و دست:


5) ترسيم با ردگيري: كودك بايد با ردگيري خطوط، تصاوير، طرح ها، حروف و يا اعداد، آنها را روي كاغذ پوست پيازي يا استنسيل ترسيم كند. براي كمك به طفل گذاشتن فلش، نشانه هاي رنگي و اعداد ضروري است تا بتواند بخوبي از عهده اين كار برآيد.

 

6) كنترل آب: ريختن آب به مقدار معين و حمل آن در كوزه يا ظروف مدرج از تمرينات مفيد در اين زمينه است. براي مشكلتر كردن كار مي توان از اندازه هاي كوچكتر و دقيق استفاده كرد. با استفاده كردن رنگ به آب اين فعاليت جالب تر مي شود.

 

 

7) بريدن با قيچي: با انتخاب فعاليت هايي مناسب مي توان از كودك خواست كه با قيچي چيزهايي را ببرد. مثلاً آسان ترين راه علامت گذاري حاشيه كاغذ است تا كودك در امتداد خطوط تعيين شده آنرا ببرد. برخي كودكان ممكن است نياز به الگوي مقوايي داشته باشند كه با قرار دادن آن روي كاغذ بهتر بتوانند قيچي را بكار گيرند. بريدن و درآوردن اشكال هندسي مشخص نظير مربع، مستطيل و مثلث آسانتر است. براي بهتر بريدن مي توان از علايم هدايت كننده رنگي سود برد تا جهت برش بهتر مشخص شود. برش از روي خطوط منحني و دايره در ادامه مرحله قبل صورت مي گيرد و پس از آن برش تصاوير و نيز الگوهايي كه با نقطه چين يا خطوط كمرنگ مشخص شده اند انجام مي گيرد. در اينجا بايد به اين نكته توجه داشت كه نحوه گرفتن قيچي و كاربرد آن از سوي كودك بسيار اهميت دارد.

 

 

8) نمونه سازي: به كودك بگوييد طرحهايي از انواع شكلهاي هندسي را ترسيم و بعد آنها را روي مقوا، چوب، پلاستيك، يا فيلم هاي راديوگرافي بلااستفاده و ظروف نايلوني غذاها ببرد. كودك مي تواند هم از قطعه بريده شده و هم از ورق سوراخ شده به عنوان كليشه استفاده كند.

 

 

 

9) بند بستن: استفاده از مقوا كه روي آن نقاشي با منگنه سوراخ شده و يا پگ برد (تخته ميخ دار) منقوش براي اين كار مناسب است. كودك با استفاده از بند بلند كفش، نخ، رشته سيم يا زه و با گذراندن آن از داخل اين سوراخ ها يا قلاب كردن آن به دور ميخ ها به يك شكل معين دست مي يابد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

گفتاردرمانی فلج مغزی آنلاین کرج + گفتاردرمانی آنلاین ایران زدو خورد ( قلدري ) چيست ؟

يك دانش آمور يا قلدر است و يا قرباني وقتي كه او ( پسر و يا دختر ) بي پناه است ، اين عمل منفي روي تعدادي از دانش آموزان در هر زماني تكرار مي شود . زماني يك عمل منفي مي باشد كه شخصي عمدا ضربه اي را به شخصي وارد كند و يا اينكه قصد داشته باشد ضربه و يا آسيب بزند و يا براي يك شخص ديگر ايجاد مزاحمت كند .

 

 

Don كه يك پژوهشگر برجسته در رفتار قلدري است مي گويد : **قلدري ممكن است شامل پرخاشگري فيزيكي باشد مثل : جنگيدن – هل دادن – لگد زدن و يا ممكن است شامل پرخاشگري لفظي باشد مثل : با فريادصدا كردن اسم ديگران – و يا بيشتر فعاليت هاي ماهرانه و زيركانه مثل افتراي اجتماعي به بچه هاي ديگر . همچنين با افزايش تعداد افرادي كه در منزل از رايانه استفاده مي كنندو همچنين يادگيري جوانان براي استفاده از ايميل و وب سايت به قلدري يا رنج دادن ديگران از اين طريق هم افزايش پيدا كرده است .

 

 

 

تصويري از يك قلدر

 

پسر ها و دختر هايي كه قلدر هستند خود باوري ( احترام به خود ) پاييني دارند . همچنانكه باور ذهني آنها اينطور بوده است . قلدري در واقع به درجات مختلفي در بين دانش آموزان يا حتي كلاس ها و گروه هاي ورزشي ديده مي شود . در مدرسه انواع قلدري از راه هاي مختلفي مثل : دست انداختن قرباني ها از راه هاي زننده – ترساندن آنها – مسخره كردن آنها تكرار مي شود. قلدرها ، قرباني هاي خود را هل مي دهند – به آنها آسيب مي رسانند – لگد ميزنند غرو لند مي كنند و تحت فشار قرار مي دهند در هر جايي كه ممكن باشد .اغلب به وسايل متعلق به قرباني ها آسيب مي رسانند . اغلب سر بچه هاي ديگر را كلاه مي گذارند .آنها را وادار مي كنند كه كار هاي كثيفي انجام بدهند در حالي كه خودشان مي ايستند و نگاه مي كنند . اغلب ياران و پيروان قابل اعتمادي را پيدا مي كنند كه در پناه آنها كار هاي خود را انجام مي دهند و در چنين حالتي پيدا كردن شخص قلدر واقعا سخت مي باشد .

 

 

قلدر ها معمولا افراد ضعيف را به عنوان يك قرباني انتخاب مي كنند و يا دانش آموزاني كه دوستان كمتري دارند و يا از لحاظ خويشاوندي بدون پناه هستند . قلدر ها يك نياز قوي براي به سلطه در آوردن و چيره شدن به دانش آموزان ديگر دارند . آنها با تهديد و قدرت از راه هايي كه مختص به خودشان است ، خود را نشان مي دهند .

 

 

ممكن است آنها شخصيت و هويت خود را بزرگ جلوه بدهند با تصور اينكه به ديگران مسلط هستند و نسبت به دانش آموزان ديگر برتري دارند . آنها ممكن است خيلي تند خو باشند به سادگي عصباني شوند و يا تحريك پذيري بالايي داشته باشند و تحمل كمي نسبت به عجز و ناكامي داشته باشند . قلدر ها همچنين سنگ دل و بي رحم هستند و احساس همدردي كمي با قربانيان خود دارند . وقتي كسي با رفتارشان مقابله كند ممكن است آنها خارج از موقعيت به خودشان بگويند كه گناهي مرتكب نشده اند . و كارشان را انكار كنند . قلدر ها اغلب قربانيان خود را سرزنش مي كنند و به آنها جملاتي ايچنيني مي گويند : تو سزاوار آنچه بر سرت آمده هستي

 

 

 

تصويري از يك قرباني

 

 

قرباني ها بچه هايي هستند كه مي توانند از لحاظ بدني – هوشي و عاطفي از طريق قلدر ها مورد آزار قرار بگيرند . آنها معمولا نسبت به خودشان نگران و نا مطمئن هستند . كه اين نگراني در مقايسه بادانش آموزان ديگر اندازه گيري مي شود . اين بچه ها اغلب يك نگرش منفي نسبت به خشونت و استفاده از آن در برخورد با ديگران دارند .

 

 

آنها اغلب ناكامي ها و احساس احمق بودن و شرمندگي خودشان را مورد بررسي قرار مي دهند و اينكه آنها فاقد جذابيت هستند . ممكن است آنها به اين باور برسند كه براي قرباني بودن آفريده شده اند . براي كتك خوردن ساخته شده اند . و اعمال پرخاشگري شايسته آنهاست . قربانيان اغلب تنها هستند در مدرسه هم منزوي مي باشند .

 

 

در پژوهش هاي نخستين روي رفتار هاي قلدري دكتر Don Dweus 2 نمونه از كودكان قرباني را مشخص كرده است :

 

 

* قرباني هاي مطيع و سر براه ( تسليم پذير )

* قرباني هاي محرك

 

 

 

تفاوت جنسيت در قلدري

 

اغلب مطالعات و تحقيقاتي كه در مورد قلدري انجام شده است روي پسر ها متمركز شده است . كتاب هايي كه به قلدري در مورد دختر ها اشاره كرده اند اغلب مواردي هول انگيز و تكان دهنده به نظر مي رسند و بيشتر نوشته ها از تجربه شخصي نويسندگان هستند كه در مقايسه با پروژه هاي تحقيقي و علمي دقيقتر به نظر مي رسند . جديدترين مطالعات ، تحقيقات مختصري هستند كه به ما كمك خواهند كرد در فهم و درك ديناميكي از تفاوت جنسيت در قلدري و اين چيزي است كه امروزه از تفاوت جنسيت در قلدري درك شده است :

 

 

– پسر ها به قلدري هاي مستقيم و آشكار و لغوي گرايش دارند .

– پرخاشگري در دختر ها خيلي سخت مشاهده مي شود .

 

 

– دختر ها متمايل هستند به قلدري به صورت غير مستقيم يا دزدكي . و آنها آزار و اذيت خود را اين طورابراز مي كنند كه با انزواي اجتماعي خشم خود را مي پوشانند و شايعه پراكني مي كنند يا مي خواهند روابط دوستانه گذشته را در داخل كلاس تغيير بدهند و يا قرباني را ازادامه دوستي با بهترين دوستش محروم كنند .

 

 

– پسر هاي قلدر متمايل هستند به اينكه قرباني هايشان از خودشان مسن تر باشند ( اعم از اينكه قرباني دختر باشد يا پسر )

 

– دختر هاي قلدر خشم خود را به دختراني در سنين مختلف ابراز مي كنند .

 

– دختر ها بيشتر دوست دارند قلدري را در غالب يك گروه اعمال كنند و بيشتر روي عواطف و احساسات قرباني خود تاثير بگذارند

 

 

– دختر ها بيشتر دوست دارند كه قرباني ها از هر دو گروه پسر و دختر باشند و در اين موارد به دنبال ضديت با قربانيان هستند

 

– پسر هاي قلدر رفتار هاي قلدري شان را در برابر قرباني هاي دختر خود متناسب سازي مي كنند .

 

 

 

 

 

 

 

 

گفتاردرمانی لکنت آنلاین مهرشهرکرج + گفتاردرمانی آنلاین ایران تمرينات مربوط به ادراك دیداری

 

1- طرح تخته هاي سوراخ دار: طرح هايي با قطعات رنگي بر روي تخته سوراخ دار بسازيد و از كودك بخواهيد مشابه آن طرح را درست كند.

 

 

2- تخته هاي پاركت: طرح هايي را با استفاده از تخته پاركت يا سراميك و مانند آن درست كنيد و از كودك بخواهيد مشابه آنها را درست كند.

 

 

3- طرح مكعب ها: مكعب هايي از جنس چوب يا پلاستيك كه يك رنگ يا چند رنگ باشند تهيه كنيد و با آنها طرح هايي بسازيد كه كودك از روي آنها مشابه سازي كند.

4- پيدا كردن شكل در تصوير: از كودك بخواهيد در يك تصوير مثلاً تمام چيزهاي گرد، يا مربع و مانند آن را پيدا كند و آنها را رنگ بزند.

 

 

5- جورچين: جورچين هاي آماده و يا دست ساز تهيه كنيد و از كودك بخواهيد آنها را جور كند. تصاويري از اشخاص، حيوانات، حروف، اعداد، اشكال هندسي و مانند آن را به قطعات كوچكتر تقسيم كند و از كودك بخواهيد آنها را كنار هم بگذارد. داشتن الگوي مشابه يا كشيدن طرح خطوط در صفحه زير قطعاتي كه بايد با هم جور شوند يا قطعاتي كه بخشي از آن در حاشيه صفحه باقي مانده است و مانند آن براي راهنمايي كودك در اوايل تمرينها مورد استفاده قرار مي گيرد.

 

 

6- دسته بندي: از كودك بخواهيد شكل هاي هندسي با اندازه و رنگ هاي متفاوت را كه از تخته يا مقوا بريده شده يا بر روي كارتهايي رسم شده است با هم جور كند.

 

 

7- جور كردن: شكل هاي هندسي با تعداد زياد را بر روي كارتهايي رسم كنيد و از كودك بخواهيد با پيداكردن مشابه هر كدام آنها را با هم جور كند.

 

 

8- دومينو: كارت هايي از مقوا به صورت دومينه با نقطه هايي به صورت رنگي و از جنس آهن ربايي، كاغذ چسبي، يا كاغذ سمباده اي بسازيد و از كودك بخواهيد آنها را بر روي تخته با هم جور كند.

 

 

9- كارت بازي: مجموعه اي از كارت هاي بازي كه در آن تصاوير، اعداد، مجموعه ها و مانند آن به كار رفته است به كودك بدهيد و بخواهيد كه آنها را با همديگر جور كند.

 

 

10- اعداد و حروف: بازيهايي به شكل نام بردن، جور كردن، جدا كردن و مانند آن را براي كودك در زمينه اعداد و حروف ترتيب دهيد تا درك و تميز او رشد يابد.

11- كارت حروف: حروفي را بر روي كارت بنويسيد و از كودك بخواهيد هركدام را كه مي خوانيد مشخص كند و روي آن را بپوشاند.

12- ادراك ديداري كلمات: كلمات و حروف معيني را روي كارت بنويسيد و از كودك بخواهيد آن ها را دسته بندي كند، جور كند، جدا كند و يا با انگشت رديابي كند.

 

 

13- مجموعه اي از ابزار: مجموعه اي از ابزار را به كودك نشان دهيد. آنگاه روي آن ها را بپوشانيد يكي از وسايل را برداريد. از نو مجموعه را نشان دهيد. از كودك بخواهيد وسيله گمشده را پيدا كن

 

 

 

 

۱۴- مجموعه ای از اشكال- طرح ها يا اشياء را به كودك نشان دهيد. به كودك بگوييد كه مشابه همان قطعات را از بين وسايل پيدا كرده و با همان نظم بچيند. ورق هاي بازي- قطعات رنگي- قطعات منقوش يا انواع كاشي و سراميك براي اين چنين تمريناتي مي تواند مفيد باشد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

گفتاردرمانی لکنت زبان کودکان آنلاین رجایی شهر کرج + گفتاردرمانی آنلاین ایران ملاكهاي تشخيص نقص در توجه همراه با بيش فعالي (بر اساس كتاب DSM IV ) شامل موارد زيراست:

 

 

 

 الف ) بي توجهي ، (دست كم سه مورد از موارد زير ):

1- اغلب قادر نيست كاري را كه شروع كرده تمام كند .

2- اغلب به نظر مي‌آيد گوش نمي‌دهند.

3- بسادگي حواسش پرت مي‌شود.

4- نمي‌تواند روي كارهاي مدرسه يا كارهاي ديگر ي كه نياز به توجه دارد ، توجه كند.

5- هنگام بازي نمي‌تواند خود را ملزم به رعايت مقررات بازي  كند .

 

 

 

ب) تكانشگري يا بي اختياري (دست كم سه مورد از موارد زير):

1-  اغلب قبل از تفكر عمل مي‌كند.

2- دائم از فعاليتي به فعاليت ديگر مي‌پردازد.

3- در سازمان دادن به كارها با مشكل روبروست (اين مساله ارتباطي به ناتواني شناختي ندارد)

 4- به نظارات فراوان در كار نيازمند است.

 5- در بازيها يا فعاليتهاي گروهي نمي‌تواند منتظر نوبت باشد.

 

 

 

    ج) تحرك بيش از اندازه (دست كم دو مورد از موارد زير )

1-  دائم به اينطرف و آن طرف مي‌رود و از چيزها بالا مي‌رود.

 2- نميتواند آرام بنشيند و مدام مي‌جنبد.

3- نميتواند در يك حالت ثابت بنشيند.

4- در خلال خواب دائم در تقلا و تكان خوردن است.

5- هميشه در حال جنبيدن است ، گويي موتوري او را به حركت در مي‌آورد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

گفتاردرمانی جامع آنلاین بیش فعالی کرج + گفتاردرمانی آنلاین ایران راهکار های عملی برای کودکان بیش فعال و دارای نقص در توجه و تمرکز

 

 

_چون آنها مدت زمان زيادي نمي توانند به صحبت كردن گوش كنند ؛روش سخنراني بي اثر و حتي مشكل ساز است ؛بهتر است از آنان كارهاي عملي بخواهيم .

 

 

_مدت زمان كار آموزشي بايد كوتاه باشد .اين كودكان نمي توانند به مدت يك ساعت فعاليت درسي انجام دهند .بهتر است زمان لازم براي فعاليت آموزشي را به چند مرحله تقسيم كرد .

 

 

_نبايد انجام كار آموزشي را به شكل مستقل به عهده ي كودك گذاشت ؛بلكه در شروع كار بايد با او همراهي كرده وپس از اين كه وي كارش را شروع كرد تدريجا به حال خود وا گذاشته شود .

 

 

_اين دانش آموزان به طور كلي در درك و احساس زمان مشكل دارند.به همين علت در تنظيم رفتار هاي خود و سازماندهي   آن ها مشكل دارند ونمي توانند ((صبور و شكيبا )) باشند .اگر چنين دانش آموزي در كلاس داريد بيشتر صبور باشيد.

 

 

_نبايستي تعداد زيادي پوستر؛تابلو اعلانات و ساير تجهيزات غير ضروري كه موجب حواسپرتي مضاعف كودك مي گردد در كلاس وجود داشته باشد.

 

 

_لازم است در برخورد با كودك بالاخص زماني كه بخواهيد او را از چيزي محروم كنيد ؛ابتدا بررسي كنيد كه علت رفتاروي چيست ؛اگر شرايط زماني و مكاني كودك تغيير كند ؛باز هم در برابر همين عمل ؛چنين عكس العملي را نشان مي داد.

 

 

_تا حد امكان بايستي تلاش كرد تا نظارت وثبات فوق العاده مورد نياز كودك را فراهم كرده وهمزمان عوامل ايجادكننده پريشاني وحواسپرتي در كلاس را تا حد امكان از بين برد.

 

 

_معلمين نبايستي انتظار داشته باشند كه تغييرات عمده در وضعيت كودك به سرعت روي دهد.

 

 

_نيمكت يا صندلي او را در كنار پنجره يا جايي كه ممكن است حواس او را پرت كند قرار ندهيد.

 

 

_او را زود به زود تشويق كنيد .او به پاداش هاي پيوسته در زمان هاي كوتاه نياز دارد .

 

 

_معلمين بايد سعي كنند كه خواسته هاي خود را به روشن ترين وجه براي كودكان بيان نمايند .مثلا نبايد گفت : وسايلت را جمع كن و برو . بلكه بايد گفته شود :بررسي كن كه آيا دفتر رياضي ؛ مشق و …… در كيف هست يا نه

 

 

_تكاليف طولاني و زياد موجب آشفتگي و سر در گمي كودك مي شود بنابراين لازم است كه معلمين تكاليف را به واحدهاي كوچك و قابل اجرا تقسيم نمايند

 

 

_اين كودكان خيلي سريع به سوالات جواب مي دهند .بايد آنها را عادت داد كه اگر جواب پرسشي را به خوبي هم مي دانندبه مدت نيم تا يك دقيقه صبر كنند وبعد جواب دهند

 

_بايد از ايجاد رقابت بين او و ساير هم كلاسي ها خودداري شود .حتي اگر در اين مقايسه او برتري نشان دهد .

 

_رفتار مثبت و منفي كودك را بلافاصله پس از وقوع رفتار بايد به وي خاطر نشان كرد .

 

_اگر آموزش مفاهيم به كودك كند صورت گيرد ؛بايد از حواس چند گانه او كمك گرفت .

 

_در هنگام آموزش از سرزنش؛ نصيحت ومواخذه بايد خودداري شود .زيرا تاثير مثبتي نخواهد داشت.

 

_تكاليف بايد براي كودك معني دار بوده وتا حدي با تجربيات قبلي وي همسو باشدومانع از برانگيختن عواطف منفي ايچون ترس ؛نفرت واحساس حقارت شود.

 

_بايد برنامه رفتاردرماني را به والدين كودك آموخت تا آنان نيز در محيط خانه در تغيير رفتار كودك تاثير بگذارند.

 

_وقتي درس مي دهيد يا دانش آموزان در حال انجام تكاليف هستند ؛مراقب باشيد كه او روي نيمكت خود را شلوغ نكند ووسايل غير ضروري را كنار بگذارد.

 

_كودكان يي قرار وبي توجه در توجه نمودن به آموزش هاي كلاسي مشكل فراواني دارند.بنابراين به منظور مقابله با اين مشكل معلمين مي بايستي قبل از شروع تدريس اطمينان پيدا كنند كه كودك به ايشان توجه كامل دارد .از جمله:

 

 

1_ايستادن پهلوي كودك                                  

2_گذاشتن يك دست روي شانه ي كودك

3_برقراري ارتباط چشمي با وي                          

 4_دستورات خود را به طور انفرادي چند بار براي كودك تكرار كند.

5_از دانش آموز بخواهد دستورات وي تكرار كند.       

6_اطمينان پيدا كند كه كودك منظور او را كاملا فهميده است

 

_در جاهاي مهم با حالت ها و حركت هاي خود به او بفهماند كه كدام قسمت درس مورد تاكيد است.

 

 

_تكاليف هاي جلسه بعد را بيش از يك بار ياد آور شويد و بخصوص به او تاكيد كنيد كه منظورتان چيست .همچنين از او بخواهيد كه آن را در دفترچه ي يادداشت خود بنويسد.

 

 

_مرتب به آنها نگوييد كه توجه كن ؛حواست كجاست ؟ اگر حواست را بيشتر جمع كني مي تواني ! اين عبارت ها بايد بسيار مورد استفاده قرار بگيرد ؛چرا كه موجب اضطراب دانش آموز مي شود.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

گفتاردرمانی هوشمند آنلاین جامع کرج نو + گفتاردرمانی آنلاین ایران تشخیص مشکلات دیداری از طریق آزمون ها

 

 

 

آزمون وكسلر و نحوه تشخيص مشكلات در حيطه ديداري:

 

 


از طريق مقياس هاي عملي وكسلر كه توانايي يكپارچه كردن محرك هاي ادراكي و بينايي و

شنوايي و…) با پاسخ هاي حركتي مناسب را مي سنجد.

خرده آزمون

 

 


1– تكميل تصاوير: PICTURE COMPLETION

 

دقت ديداري- درك كل و ارتباط آن با اجزاي كل- توانايي مفهوم سازي ديداري توانايي تميز ديداري

نمره بالا: توانايي زياد در تشخيص اطلاعات ديداري و داراي بينايي خوبي است، اين خرده آزمون

نسبت به مشكلات ديداري (ادراك پريشي يا آگنوزي ديداري كه همان اشكال در بازشناسي اشياء

است)، حساس است.

 

 

 

 

2- تنظيم تصاوير: Picture arrangement

 

 

سازمان دهي ديداري- ادراك نشانه هاي ديداري

نسبت به اضطراب خيلي حساس- طراحي مكعب ها: (block design  است)

تحليل و تركيب روابط فضايي- هماهنگي ديداري- حركتي

نمره بالا: درك ديداري حركتي و فضايي بالايي دارد. نمره پايين: دشواري در يكپارچگي ديداري

 

 

 

 

4- الحاق قطعات: object assembly

 

 

سازمان ديداري حركتي- توانايي تميز شكل بندي هاي آشنا

نمره بالا: سازمان ديداري برتر

نمره پايين: درهم ريختگي ديداري- حركتي

 

 

5- نماد ارقام: coding

 

 


سرعت و هماهنگي ديداري حركتي

نمره بالا: توانايي ديداري حركتي عالي

نمره پايين: استعداد يادگيري تداعي ديداري پايين- كاركرد ديداري- حركتي مختل

6- مازها: mazes

 

 

هماهنگي و سرعت ديداري حركتي

نمره پايين: هماهنگي ديداري- حركتي ضعيف

 

 

 

 

 

 

 

تشخيص مشكلات در ادراك ديداري از طريق بندر گشتالت:


1) صرف وقت اضافي براي تكميل طرح ها

2) ايجاد تكيه گاه براي طرحها با گذاشتن انگشتان خود روي آنها به هنگام كشيدن طرحها

3) از حفظ كشيدن طرح پس از اولين نگاهي كه به آن مي اندازد.

4) بازبيني و بررسي مكرر تعداد نقاط –با وجود اين نداشتن اطمينان به درستي تعداد نقاط كه بايد در

طرح گنجانيده شود.

5) چرخاندن برگ كاغذ يا خودكارت بندر براي اينكه آسانتر بكشد.

6) نشان دادن نارضايتي در مورد طرح هايي كه به خوبي كشيده نشده اند همراه با تلاش مكرر براي

اصلاح آنها

– اين موارد مي تواند در اثر (دريافت نادرست اشكال در ادراك ديداري) باشد.

 

 

 

 

 

 

 

گفتاردرمانی هوشمند آنلاین مشاوره کرج + گفتاردرمانی آنلاین ایران اضطراب از ریاضی و راهکارهای مقابله با آن

 

 

تعریف اضطراب از ریاضی

 

 

 اين پديده چيزي بيشتر از بي علاقگي نسبت به رياضي است.اضطراب رياضي اولين بار با اصطلاح اضطراب عدد مطرح شد. دانش آموزان دچار اضطراب از رياضي، در  مواجهه با تكاليف رياضي دچار تنش و استرس مي شوند. هجوم افكار منفي و نگراني محدوده حافظه فعال فرد را به خود مشغول نموده و مانع تفكر شفاف و انجام فرايندهاي لازم براي عمليات رياضي مي شود. در نتيجه دانش آموز نمي تواند آنچه را كه مي داند به خاطر بياورد.پس او در ریاضیات نمی تواند توانایی خود را نشان دهد

 

 

 

علل مهم  در ايجاد اضطراب  از رياضي:

 

1-عوامل شخصيتي مانند خجالتي بودن- پايين بودن عزت نفس- تاريخچه شكست هاي متعدد-

پذيرفتن رياضيات بعنوان يك حوزه مردانه

-۲ عوامل ذهني مانند آموزش رياضي با روش هاي نامناسب(تمرين و تكرار)- تأكيد بر حافظه و به

يادسپاري- تأكيد بر سرعت- تأكيد بر انجام تكاليف بدون درخواست راهنمايي- عدم اعتماد به توانايي

رياضي خود- فقدان تنوع در فرايندهاي آموزش و عدم درك فايده هاي رياضي.

 

3- عوامل محيطي مانند تجربه هاي منفي قبلي- نقش والدين(اضطراب رياضي والدين يا توقعات

نامناسب از دانش آموز)- نقش معلم- نوع و روش تدريس- كتاب هاي درسي و ….

 

 

 

روش هاي غلبه بر اضطراب رياضي

 

1- دانش آموز را آگاه سازيد كه اضطراب رياضي يك پاسخ هيجاني است كه آن را ياد گرفته است.

توجيه، سركوب يا انكار اضطراب بسيار مخرب است . در حالي كه او مي تواند پاسخ هاي مناسبي

را ياد بگيرد و بكار بندد.

 

 

2- ابتدا براي دانش آموزان فرصت‌هاي كسب موفقيت در كلاس رياضي را فراهم كنيد و سپس اقدام

به ارزيابي دانش آموز نماييد.

 

 

3- قبل از شروع به مداخله، خيلي صريح و شفاف با دانش آموز در  مورد مشكلاتش در درس رياضي

صحبت كنيد و برنامه اي را ارائه دهيد كه اعتماد داش آموز را جلب كند.

 

 

4- روي نگراني خود و دانش آموز كار كنيد. خود را به جاي دانش آموز بگذاريد و خاطرات خود را به ياد

آوريد. به نشانگان اضطراب رياضي حساس باشيد و بپذيريد كه بسياري از دانش آموزان نمي دانند

واقعاٌ رياضي را بايد چگونه بخوانند و ياد بگيرند.

 

 

۵-از دانش آموز بخواهيد تجارب قبلي خود در درس رياضي و نيز احساس مربوط به آن تجربيات را

روي كاغذ بنويسد. سپس روي كاغذ ديگري دلايل تمايل به موفقيت در درس رياضي را بنويسد. به

اين ترتيب به او كمك مي كنيد تجارب منفي قبل را فراموش كند.

 

 

6- تأكيد كنيد كه همه گاهي دچار اشتباه مي شوند

7- در كلاس با نشاط شاد باشيد و نشان دهيد كه رياضي را دوست داريد.

8- دانش آموزان را تشويق به سوال و يا درخواست كمك از خودتان يا همسالانشان نماييد.

9- جلسات آموزش خصوصي طراحي كنيد.

10 به دانش آموز اطمينان دهيد كه مانند او هستيد و در مورد تجارب خود در ارتباط با اضطراب رياضي

با او صحبت كنيد..

11- رياضي را براي دانش آمز معنادار سازيد و در صورت لزوم به مفاهيم اوليه برگرديد.

12- براي دانش آموز تجارب موفقيت آميز طراحي كنيد.

13- . از روش آموزشياري همسالان استفاده كنيد.

14- به دانش آموز بفهمانيد كه علائم و عمليات رياضي در همه جاي جهان يكسان است. پس رياضي

را مي توان مانند يك زبان خارجي آموخت.

15- دانش آموز را تشويق به يادداشت برداري، خط كشيدن زير مطالب مهم و غيره نماييد

۱۶- پاسخ غلط دانش آموز را به طور غير مستقيم تصحيح كنيد.

17- امتحان دادن را براي دانش آموز آسان كنيد. از قبل نقاط ضعف دانش آموز را با او كار كنيد. ابتدا يك

موقعيت شبه امتحان طراحي كنيد. و اطمينان دهيد كه در تمام طول امتحان براي كمك حاضر

هستيد.

 

 

 

 

 

 

 

 

گفتاردرمانی هوشمندآنلاین مشاوره چهارراه طالقانی کرج + گفتاردرمانی آنلاین ایران راه های دریافت و انتقال اطلاعات به حافظه

 

 

راه های دریافت و انتقال اطلاعات به حافظه

 

 

بیشتر افرادآرزو می کنندمطالعه از شيوه هاي يادگيري كلامي مي باشد كه در كنار شكل گفتاري قرار دارد . هر يك از اين دو شيوه ، مهمترين شيوه هاي كسب و انتقال اطلاعات به حافظه مي باشند كه حس شنوايي در شكل گفتاري و حس بينايي در شكل نوشتاري يادگيري كلامي ، امر كسب اطلاعات را بعهده دارند .

بر اساس بررسي هاي بعمل آمده ،  بيشترين بازدهي در مطالعه بر مبناي يادداشت برداري حاصل مي شود . روش عادي مطالعه كه هيچ كدام از ابزار كمك آموزشي و سيستمهاي يادداشت برداري را بكار نمي گيرد بيشتر از 20%  بازدهي در پي ندارد . يادداشت برداري بر اساس استخراج و چگونگي تنظيم نكات كليدي بازدهي زيادي بدنيال دارد . تنظيم نكات كليدي به دو شيوه انجام مي گيرد : خطي و شبكه اي . مطالعه خطي حدود 60% بازدهي را امكان پذير مي سازد ، در صورتي كه ، از مطالعه به شيوه شبكه اي مي توان حدود 100%‌ بازدهي را انتظار داشت  .

 

 

 

 دانش آموزان موفق در تحصيل بيشتراز راهبردهاي سازماندهي ، نظارت بر درك مطلب ، سطح بالا و خود نظم دهي استفاده مي نمايند و دانش آموزان ناموفق از راهبردهاي مرور ذهني ، بسط دهي وسطح پايين استفاده مي كنند ـ دختران وپسران در استفاده از راهبردها با يكديگر تفاوتي نداشتند ، تنها تفاوت آنها در راهبرد خود نظم دهي بود كه كه دختران از اين راهبرد بيشتر از پسران استفاده مي كردند ـ در استفاده از هر يك از راهبردها بين دانش آموزان با والدين تحصيل كرده و تحصيل نكرده تفاوتي مشاهده نشد و تنها تفاوت بين دو گروه دانش آموزان با مادران تحصيل كرده و تحصيل نكرده بود كه در اين رابطه دانش آموزاني كه مادرانشان تحصيل كرده بودند از راهبرد خود نظم دهي استفاده مي كردند .

 

 

هسته اصلي فرآيند تدريس ترتيب دادن محيط هايي است كه در آن شاگردان بتوانند تعامل كنند و نحوه يادگيري را بررسي نمايد. (ديويي، 1916 به نقل از بهرنگي 1376) يك الگوي تدريس توصيف يك محيط يادگيري است. الگوهاي تدريس ابزار الگوهاي يادگيري هستند، ما در حالي كه به شاگردان در كسب اطلاعات، نظرات، مهارتها، راههاي تفكر و ابزار ابراز نظر خود كمك مي كنيم به آنان همچنين نحوه يادگيري را درس مي دهيم.

 

 

نوع تدريس اثر بسياري بر توانائيهاي شاگردان براي آموزش خود دارد. معلمان موفق تنها ارائه دهندگان دانش نيستند بلكه آنان شاگردان خود را به تكاليف سالم شناختي و اجتماعي وادار كرده و به آنان نحوه استفاده مؤثر از آنها را ياد مي دهند.

 

 

در گذشته اعتقاد بر اين بود كه تنها كلاسهاي ساكت و بي تحرك، كلاسهاي يادگيري واقعي هستند. در آن زمان مديران مدارس در راهروهاي خاموش قدم مي زدند و در انتظار شنيدن كوچكترين صدا، به كنترل كلاسها مي پرداختند. اما امروزه بسياري از مدارس در صدد استفاده از برنامه هايي هستند كه دانش آموزان به بيان عقايد و مشاركت در يادگيري دعوت مي كنند.

 

 

 

 

 

 

 

 

گفتاردرمانی جامع آنلاین مهرشهرکرج فاز یک + گفتاردرمانی آنلاین ایران انتخاب اسباب بازی مناسب برای كودكان‌

انتخاب اسباب بازی مناسب برای كودكان‌

 

بازی یكی از كاركردها و نیازهای كودك محسوب می‌شود كه ضمن سرگرم كردن كودك ، او را برای ورود به زندگی واقعی آماده می‌سازد. اما انتخاب اسباب‌بازی مناسب موضوعی است كه باید مورد توجه خانواده‌ها قرار گیرد. هیچ چیز برای كودك جای اسباب بازی را نمی‌گیرد.


او با اسباب بازی خود تنها بازی نمی‌كند، بلكه اسباب بازی را تبدیل به موجودی جاندار می‌كند كه با او دوست می‌شود، دعوا می‌كند، درد‌دل می‌كند، نصیحت می‌كند، نگرانی‌هایش را در میان می‌گذارد و استرس خود را تخلیه می‌كند. طبیعی است كه در این بین اسباب بازی‌های مورد استفاده كودك نیز اهمیت زیادی دارد.

● خوراكی نیست‌

یكی از نكات اساسی كه در انتخاب اسباب بازی كودك وجود دارد این است كه كودكان خردسال عادت دارند، همه چیز را به سوی دهان ببرند. بعضی از اسباب بازی‌ها مانند اسباب بازی‌های كوچك، دكمه، تیله و… ممكن است مجاری هوا را مسدود كنند و موجب خفگی شوند، به همین علت توصیه می‌شود تا سن ۳ سالگی اسباب بازی‌هایی در اختیار كودك قرار دهید كه موجب خفگی او نشود. از طرف دیگر كودكان، مخصوصا بین ۶ تا ۱۸ ماهگی، به هر چیز گاز می‌زنند.


اسباب‌بازی باید از جنسی باشد كه در اثر گاز زدن نشكند. برای این سن كودكان اسباب بازی‌های نرم و قابل شست‌وشو و نشكن مناسب‌تر است. توجه داشته باشید كه قسمت‌های مختلف اسباب‌بازی خوب به هم متصل شده باشد؛ چون اگر زود از هم جدا شده یا بشكند؛ ممكن است قسمت‌های شكسته شده به كودك شما آسیب برساند
.


● سربی نشوید

اگر اسباب بازی از سرب ساخته شده باشد، بسیار خطرناك است؛ زیرا سرب به علت نرمی زیاد به دست كودك مالیده می‌شود و به هنگام خوردن چیزی وارد بدن شده، باعث مسمومیت تدریجی در او می‌شود. این موضوع شامل اسباب‌بازی‌هایی كه حاوی رنگ‌های دارای سرب هستند نیز صدق می‌كند. نكته دیگر این‌كه نشریات و روزنامه‌ها هم سرب دارند اگر كودك آنها را بخورد همراه مركب، سرب وارد بدن او می‌شود.


● در مضرات تفنگ‌


تفنگ، اسباب‌بازی مورد علاقه اكثر كودكان است. البته روان‌شناسان مخالف اسباب‌بازی‌های خشن هستند و معتقدند اسباب‌بازی نباید كودك را به سوی خشونت و تكرار رفتارهای خشن سوق دهد. از سوی دیگر بیشتر این اسباب بازی‌ها به نحوی ساخته شده اند كه صداهای بلندی تولید می‌كنند.
كودكان نیز علاقه دارند كه بچه‌های دیگر را غافلگیر كرده و به همین خاطر تفنگ را در نزدیك گوش آنان به صدا درمی‌آورند. در این حالت ممكن است پرده گوش كودك صدمه دیده، موجب آزار و اذیت او شده یا برای همیشه او را از داشتن یك گوش سالم محروم كند.


● اسباب بازی خوب‌


متخصصان علوم رفتاری معتقدند اسباب بازی باید باعث فكر كردن و رشد تخیل كودك شود یا او را با مفاهیم مختلف مثل رنگها شكل‌ها و… آشنا سازد. از طرف دیگر متناسب با سن او باشد. اگر اسباب بازی برای كودك سخت باشد او را خسته می‌كند و اعتماد به نفس او را كم می‌كند. از سوی دیگر اگر خیلی ساده هم باشد كودك را به فكر كردن وادار نمی‌كند.
اسباب‌بازی مناسب، اسباب‌بازی‌ است كه خود كودك بازی كند نه این‌كه اسباب‌بازی، بازی كند و كودك تماشا كند. از این منظر تمام اسباب بازی‌های باطری دار زیر سوال می‌روند. اسباب‌بازی‌هایی هستند كه شكل و اندازه‌ای خاص ندارند و كودك می‌تواند به ذوق و سلیقه خود آنها را تغییر دهد، زیرا بسیار به رشد خلاقیت كودك كمك می‌كند.

گفتاردرمانی و ناتوانی خواندن و نوشتن آنلاین کرج + گفتاردرمانی آنلاین ایران ضعف و ناتواني برخي افراد در خواندن و نوشتن يك نوع بيماري است.

 

 

 

 خواندن و نوشتن روند پيچيده اي است كه به مرور زمان در سلول هاي مغزي بايگاني مي شود و پس از ذخيره اطلا‌عات اوليه , زمان خواندن و نوشتن , سلول هاي مغزي به طور خودكار اطلا‌عات را پردازش و تحليل مي كنند و افراديكه گرفتار اين مشكل هستند توانايي كمتري در يادگيري دارند.


نتايج تحقيقي كه درباره ضعف در يادگيري انجام گرفته است نشان مي دهد كه اين ضعف ناشي از تغيير در ساختار ژن مشخصي به نام دي سي دي سي 2 است و ضعف در يادگيري خواندن و نوشتن در ميان افرادي كه حالت تغيير يافته اين ژن را دارند , پنج برابر بيشتر از ساير افراد است.

 

 

بسیارند کودکانی که ظاهری طبیعی دارند، رشد جسمی و قد و وزنشان حاکی از بهنجار بودن آنان است. هوششان کمابیش عادی است، به خوبی صحبت می‌کنند، مانند سایر کودکان بازی می‌کنند و مثل همسالان خود با سایرین ارتباط برقرار می‌کنند، در خانه نیز خود یاریهای لازم را دارند و کارهایی را که والدین به آنان واگذار می‌کنند به خوبی انجام می‌دهند و از رفتار و اخلاق عادی برخوردارند. لیکن وقتی به مدرسه می‌روند و می‌خواهند خواندن و نوشتن و حساب یاد بگیرند دچار مشکلات جدی می‌شوند. بیش از یک قرن است که متخصان علوم تربیتی و روانشناسی و گفتار درمانی در پی تشخیص و درمان مشکلات این قبیل کودکان بوده‌اند.

 

 

 

 

 

 

 

 

گفتاردرمانی جامع آنلاین و راهکارهای رفع بد خطی کرج + گفتاردرمانی آنلاین ایران راهكـــارهای رفـــع بدخطـــی

 

 

 

برای رفع بدخطی دانش‌آموزان، از سوی معلمان و پژوهشگران راهكارهای فراوانی معرفی شده است كه به ذكر برخی از آنها می‌پردازیم:

 

 

 

* در كلاس اول ابتدایی از مجرب‌ترین و علاقه‌مند‌ترین معلمان استفاده شود.

* تمهیداتی به عمل آید كه معلم درس اول بتواند در حین آموزش از ابزارهای سمعی بصری استفاده كند.

* معلمان با اصول صحیح نوشتن آشنا و دارای خط خوش باشند.

* برای معلمان در زمینه خط نستعلیق دوره‌های كارآموزی آموزش ضمن خدمت گذاشته شود تا پس

از دیدن دوره‌های لازم، در كلاس حضور یابند.

* انگیزه آموزش خط زیبا به دانش‌آموزان در معلمان تقویت شود.

* معلمان در مورد خط بچه‌ها را توبیخ نكنند.

*‌معلم با رفتار خود در میان دانش‌آموزان تبعیض قایل نشود.

* با رسیدگی انفرادی به نوشته‌های كودكان ضعیف دلیل بدخطی بررسی و برای برطرف كردن آن

تمهیدات لازم اندیشیده شود.

* علاقه و انگیزه برای صحیح نوشتن و زیبانویسی را در كودكان تقویت كنند.

* به تفاوت‌های فردی و نقاط قوت و ضعف دانش‌آموزان توجه شود.

* مقدار تكالیف با توانایی كودكان تناسب داشته باشد.

* تكالیف هدفدار باشد و باعث تقویت قوای ذهنی كودك شود.

* تكالیف به گونه‌ای باشد تا تمرین و تكرار آنها باعث تثبیت یادگیری شود.

* تكالیف به صورت مستمــــر مورد رسیدگــی معلم قرار گیرد و او از تشویق و تذكر استفاده كند.

* اهمیت انجام دادن تكالیف نوشتنی برای كودك مشخص باشد.

* از الفاظ مناسب و زیبا مانند بسیار خوب، عالی، آفرین فرزندم و … در تأیید نوشته‌های كودكان

استفاده شود.

* هرگز نباید تكالیف دانش‌آموزان را خط زد، زیرا انگیزه زیبا نوشتن را در آنها از بین می‌برد.

* در نوع تكالیف تنوع وجود داشته باشد تا رغبت انجام دادن آن در دانش‌آموز ایجاد شود.

* بعضی اشتباهات دانش‌آموزان چشم‌پوشی شود و او مورد راهنمایی قرار گیرد.

* هدف از نوشتن به صورت خط نستعلیق برای دانش‌آموزان روشن باشد.

* دانش‌آموزان به خط زمینه دفتر و تخته كلاس توجه كنند.

* دانش‌آموزان به جهت‌های حركت در نوشتن مانند بالابه پایین، راست به چپ و زیر خط دقت كنند.

* كودك مداد را به طور صحیح در دست بگیرد و برای نوشتن، از ابزار مناسب استفاده كند.

* با رعایت نظم و پاكیزگی صفحه دفتر خود را كثیف نكند.

* زیاد درشت و زیاد ریز ننویسد و به یك اندازه نوشتن عادت كند.

* در آغاز نوشتن از دفاتر خط‌دار استفاده كند تا بتواند در مراحل بعدی بدون استفاده از خط زمینه

مطلب خود را در خطی مستقیم و درست بنویسد.

* دانش‌آموزان عادت كنند واژگان را یك‌سره و یك باره بنویسند و سپس نقطه‌های حروف هر كلمه را

بگذارند.

* بهتر است تا زمانی كه شاگردان به درست نوشتن عادت كنند، تكالیف خود را در كلاس و زیر نظر

مستقیم معلم انجام دهند.

* دانش‌آموزان نوشتن واژگان دیگر را نیز تمرین كنند و نوشتن كلمات و رونویسی مختص به كتاب

نباشد تا درست نوشتن كلمات دیگر را نیز یاد بگیرند.

* از وضع خانوادگی، مالی، فرهنگی، توانایی‌ها، حالات روحی روانی، عاطفی و بهداشتی

دانش‌آموزان اطلاعات كافی در دست باشد، زیرا گاهی انگیزه‌های بدخطی ناراحتی‌های روحی

عاطفی و فرهنگی است.

*‌ یك رسم‌الخط یك دست و یكسان به خط ریز نستعلیق یا شبیه آن برای سال اول در نظر گرفته

شود.

* كتب درسی با رسم‌الخط تلطیف شده خط نستعلیق چاپ شود.

* نگاه كردن به خط نستعلیق(مشق نظری) تأثیر زیادی در خوش‌نویسی دارد. بنابر این بهتر است از

پایه اول دانش‌آموز با این خط آشنا شود.

* به ساعت خوشنویسی اهمیت بیشتری داده شود.

* از رسم‌الخط‌های تحریری برای تقویت مهارت دانش‌آموزان در نوشتن استفاده شود(مانند

تمرین‌هایی برای پر رنگ‌كردن كلمات تحریری، كپی كردن از روی آنها جهت تمرین، شبیه‌سازی به

طور مستقیم از طریق نگاه كردن(مشق نظری) و عمل سایه‌زدن).

 

* برای استفاده از خط نستعلیق به صورت مداوم و مستمر تأ‌كید شود.

 

 

 

 

 

 

 

 

بزرگترین گفتاردرمانی آنلاین و علل بد خطی دانش آموزان کرج + گفتاردرمانی آنلاین ایران علل بد خطی دانش آموزان

 

 

 

 

 

* توجه نكردن دانش‌آموزان به خط زمینه دفتر و تخته كلاس.

* اضطراب و نگرانی دانش‌آموزان هنگام نوشتن.

* نداشتن اعتماد به نفس هنگام نوشتن.

* نداشتن آ‌مادگی جسمانی، روانی، روحی.

* وجود اختلالات یادگیری در دانش‌آموزان.

* نداشتن هدف و انگیزه برای زیبانویسی.

* مواجه شدن دانش‌آموزان با حجم زیاد تكالیف.

* تندنویسی تكالیف.

* استفاده از خودكار، روان‌نویس و وسایل مشابه آن.

* آشنا شدن دانش‌آموزان در كلاس اول با خط نسخ ماشینی، این امر سبب می‌شود در كلاس‌های

بالاتر به سختی بتواند خط نستعلیق را جایگزین خط نسخ كند.

* خط نسخ  كتاب‌های درسی دوره ابتدایی.

* اتلاف وقت هنگام نوشتن خط نسخ مانند كلمه (محمد) اگر همین كلمه را دانش‌آموز با خط

نستعلیق بنویسد سرعت بیشتری خواهد داشت.

* بی‌توجهی به هنر.

* خط نسخ روی كاغذ حجم بیشتری می‌گیرد، اما واژگان در خط نستعلیق جای كمتری اشغال

می‌كنند.

* خط نسخ به سبب نداشتن سیرهای دایره‌ای و انحناها و قوسهای موجود در مفردات و كلمات

صرفاً یادگیری در خواندن و نوشتن را تسهیل میكند و تأثیری در خوشنویسی ندارد.

* فشردگی برنامه كلاسی در یك نیمروز و فشار بر دانش‌آموزان به سبب دو یا چند نوبتی بودن

مدرسه.

* استفاده از ابزار نامناسب از جمله مداد كوتاه و كاغذ بدون خط به خصوص در پایه‌های اولیه

ابتدایی.

* بی‌‌دقتی هنگام نوشتن و رعایت نكردن هم شكلی، هم اندازه و هم فاصله بودن واژگان.

* بی‌دقتی برای تمیز و مرتب نوشتن.

* تراكم بیش از حد شاگردان در كلاس و نداشتن فضای مناسب و كافی برای نوشتن.

* دادن تكالیف نامناسب و بدون تناسب با توانایی كودكان.

* بی‌اعتنایی اغلب معلمان ابتدایی به استفاده از خط‌ نستعلیق و  آموزش آن.

* واكنش‌های منفی و نامناسب بعضی معلمان در برخورد با نوشته‌های دانش‌آموزان.

* جدی نگرفتن یادگیری خط از طرف خانواده و مدرسه و نبود مراقبت‌های لازم.

* نبود انگیزه، حوصله و دانش لازم نزد برخی معلمان ابتدایی برای آموزش خط به دانش‌آموزان.

* بدخطی بعضی از والدین، سرمشق نامناسبی برای كودكان است.

* دادن سرمشق‌هایی با رسم‌الخط نامناسب به دانش‌آموزان.

* ندانستن روش‌ و راهكارهای، خوشنویسی و اجرا نكردن تمرین‌های لازم.

* قرار دادن چپ دست و راست دست در كنار هم هنگام نوشتن.

* بی‌توجهی به زیبایی هنری خط كه باعث تقویت روح لطیف در كودكان می‌شود.

* نبود دستورالعمل مشخص و روشنی برای آموزش خط نستعلیق به منظور تكرار و تمرین

دانش‌آموزان.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

گفتاردرمانی خوب آنلاین گوهردشت کرج + گفتاردرمانی آنلاین ایران چه عللی می تواند در بد خطّ بودن دانش آموزان ابتدایی بویژه در پایه اوّل ابتدایی موثر بوده باشد؟

 

 

در پاسخ به چنین سئوالی، چنانچه هستید و عملاً تجربه نشان داده است اگر نوآموزِ کلاس اوّل ابتدایی قبل از ورود به دبستان ، در پیش دبستانی،کودکستان و مهد کودک از وسایل نوشتاری مثل ماژیک،مداد شمعی، و آبرنگ و … در نقّاشی و طرّاحی کردن و همچنین از خودکار ، روان نویس و مداد فشاری و…در نوشتن استفاده نماید منجر به بدخطّی ِ دانش آموز می شود چون  در استفاده از وسایل فوق الذکر عضلات دست دانش آموز تقویت نمی شود .

 

 

 

 و کانون دید چشم ها با حرکات دست همخوانی نخواهد داشت و در نتیجه بد خطّی در نوشته ها کاملاً قابل مشاهده خواهد بود برای تقویت عضلات دست و رفع زود خسته شدن اودر نوشتن، در طول سال تحصیلی کاملا قابل مشاهده خواهد بود،در این حالت بازی با  خمیر بازی، بهترین وسیله برای تقویت عضلات دست  دانش آموزان کلاس اوّل ابتدایی به عنوان راهکار معرفی می شودلذا برای درمان بدخطّی در دانش آموزان سا ل اوّلی ابتدایی  راهکار دوّم این که :

والدین محترم و همکاران گرامی لطفاً عنایت داشته باشند که فرزنددلبندتان و دانش آموزان عزیز خود را به استفاده از مدادهای معمولیHP در نوشتن و همچنین استفاده از مداد رنگی های معمولی در امورات نقّاشی و  مخصوصا در انجام تکالیف کتاب ریاضی اوّل ابتدا یی تشویق و ترغیب نمایند .

 

 

اگر دانش آموزان با مداد معمولی  HPتمرین و تکرار نمایند حتماً عضلات دستشان تقویت می شود. حرکات چشم ها و دست با عبارت مورد نظر همخوانی پیدا خواهد کرد و موقع نوشتن زیر نویس ها ، تکالیف ریاضی ونقّاشی کردن و همچنین  در دیکته (املاء نویسی)زود خسته نخواهد بود .چون مدادهای معمولیHP مثل روان نویس ها ، خودکار و ماژیک حرکت شتابی ندارند و مداد در رو ی کاغذاصطحکاک ایجاد می کند لذا این کُند حرکت کردن در مقایسه با روان نویسی ، فرصت منعتنمی خواهد بود که دانش آموز ، آرام  وبا دقّت و خوش خطّ بنویسد و همچنین به مواردی چون توجه به روی خطّ زمینه ، بالا و پایین خطّ زمینه بیشتر دقّت می کند و در نتیجه صحیح نویسی، درست و خوش خطّی را به دنبال خواهد داشت و این روشی پیش نیاز دیکته(املاء نویسی)، تلفظ درست کلمات و خوب دیدن شکل کلمات و آسان و روان خوانی مطالب در آینده کمک شایانی در پی خواهد داشت .

 

 

 

لذا از همکاران گرامی ، بویژه از والدین محترم دانش آموزان اوّل ابتدایی درخواست می شود در نوشتن تکالیف و زیر نویس های کتاب “بنویسیم” اوّل ابتدایی به نقطه ی شروع و خاتمه ی فلش ها توجه مضاعف داشته باشند و دانش آموزان و فرزند دلبندشان را نیز راهنمایی فرمایند تا ضمن دقّت به نمونه ی نوشته شده در کتاب”بنویسیم” توجه کرده و سپس شروع و خاتمه ی فلش را به شما توضیح دهد و آن گاه به سطر اوّل کتاب که کم رنگ چاپ شده است توجه نموده و سطر اوّل را مثل نمونه ی پر رنگ  کرده و از سمت راست به چپ با دقّت و با حوصله مثل حرکت فلش ها پر رنگ کند و بعد از سطر دوّم شروع کرده و زیر هر کدام از نوشته های سطر بالایی به ترتیب از راست به چپ بنویسد. همیشه باید نوشتن از سمت راست به چپ ، زیر هم بوده و  نوشتن سطر به سطر  از بالا به پایین باشد که رعایت این موارد در آیند ه  اهمّیت بسزایی دارد.

 

 

 

 

نقش والدین محترم در کمک به  فرزندشان در انجام تکالیف صرفاً نقش راهنماست و فقط راهنمایی فرمایید که ، چگونه بنویسد ،آن وقّت کودک خودش کشف می کند ، می نویسد ، پاک می کند و سرانجام یاد می گیرد. لطفاً اعتماد به نفس را در کودکان خود تقویت نمایید . اگر برای فرزندتان راهنمای خوبی باشید به یقیین می دانم که فرزندتان هر نوشته را  درست ، صحیح و خوش خطّ خواهد نوشت.

 

 

 

سفارش مهّم این که : پیشرفت فرزندتان را با روزِ گذشته اش مقایسه کرده و تشویق فرمایید به هیچ وجه و تحت هر عنوان دیگر پیشرفت فرزندتان را با همسالان و همکلاسی هایش مقایسه نفرمایید.

 

 

 

 

 

 

 

 

گفتاردرمانی آنلاین و ترس از مدرسه کرج + گفتاردرمانی آنلاین ایران علل استرس در دوران ابتدائی


 

 

 

ترس از مدرسه :

 

 

، ترس از مدرسه رفتن است که گاه به صورت وحشت و اضطراب شدید هنگام خروج از منزل ظاهر می گردد.که ترس از مدرسه رفتن در دخترها شدت بیشتری دارد .

 

 

 

علت اصلی مدرسه هراسی ، اضطراب ناشی از جدایی والدین است . مادران این گونه اطفال نیز وابستگی های غیر عادی ظاهر می سازند و این ترس را تشدید می کنند. .

 

 

 

کودکان مبتلا به ترس غالباً علاوه بر واکنش ترس ، علائم دیگری نیز از خود ظاهر    می سازند .

 

 

این علائم عبارت اند از : اختلال در خواب ، اختـلال گوارشی ، عصبانیت ، جویدن ناخـن ، شب ادراری و لـکنت زبان ، ترس در کـودکـان ، غالباً با علائم روان تنی مانند : استفراغ ، دل درد ، سردرد ، سر گیجه ، خشکی دهان ، تپش قلب و اسهال همراه است .

 

 

 

از علل استرس در دبستانیها این است که : کودکان دبستانی نمی توانند بر اعمال خود کنترل داشته باشند . آنها در حال افزایش مهارتهای اجتماعی می باشند . آنها یاد می گیرند که چطور دوست پیدا کنند . رفتارهای تهاجمی خود را کنترل کنند و اضطراب وهیجانات خود را کنترل کنند . اگر معلمین و اولیا با این مسائل به عنـوان اصول تکامـل طبیعی برخورد نکنند ، این مسائل به منابع استرس زا تبدیل می شوند ..

 

 

 

علائم استرس در دبستانیها شامل :

 

 

 

 

1 ـ ترس و کابوسهای شبانه :

 

 

شکایاتی مانند دل درد و سردرد نشان می دهد که اطفال تحت استرس هستند و والدین این دردها را بیش از یک بیماری جسمی می دانند.

 

 

2 ـ منفی بافی و دروغگویی :

 

راه مقابله با این مسئله این است که والدین بدون اینکه دروغ کودک را تائید کنند آنرا بزرگ نکنند و به او بگویند اگر اینطور بود خیلی خوب بود . به این طریق والدین نه دروغ را قبول کرده اند و از طرفی احساسات او را نیز سرکوب نکرده اند.

 

 

 

3 ـ محرومیت و خجالتی بودن افراطی :

 

 

همـه بچـه ها با یک سرعت بالغ نمی شوند . بعضی از بچه ها در پذیرش بعضی از چیزها کند هستند َ. سعی کنیم از کودکانمان سؤال کلی نپرسیم بلکه با آنها بیشتر صحبت کنیم و سؤالات جزئی تر بپرسیم

 

 

 

 

 

 

 

گفتاردرمانی آنلاین و راه های متمر کز کردن دانش آموزان کرج + گفتاردرمانی آنلاین ایران راه های متمر کز کردن دانش آموزان2

 

متمركز سازي نظر دانش آموزان

 

 

 

 ـ هنگام دادن دستورات و ارائه درس شيوه هاي مهارتي چند حسي را به كار ببريد .و همه   حواس دانش آموزان را به كار بگيريد .

 

 ـ ميدان ديد خود را حفظ كنيد .

 

ـ صداي خود را طنين انداز كنيد و مطمئن شويد همه دانش آموزان صداي شما  را به وضوح مي شنوند .

 

 ـ متوجه صدا هاي مزاحم موجود در اتاق خود ( مانند : گرم كننده هاي پر سرو صدا يا واحد  تهويه هوا ) باشيد .

 

 ـ جهت آموزش مستقيم دانش آموزان را به جلو و نزديك خود فرا بخوانيد .

 

 ـ دانش اموزان را به گونه اي مستقر كنيد كه بتوانند تخته يا پرده ببينند.

 ـ همواره به دانش آ‚وزان اجازه دهيد در صورتي كه ميدان ديدانها مسدود شده  است ، محل  نشستن خود را دوباره تنظيم كنند يا به شما علامت بدهند .

 

 ـ هدف موضوع مورد تدريس را براي جلب نظر دانش اموزان ، براي آنها توضيح بدهيد .

 

 ـ هر گاه ممكن است در تدريس خود بيانات و اظهارات دانش آموزان را در تدريس دخيل كنيد   .( البته بعد از آنكه دست خود را براي اجازه گرفتن بلند كردند شما كلاس را به شنيده نظرات آنها فرا  بخوانيد )

 

 ـ از يك اشاره گر ليزري يا نوري استفاده كنيد . چراغ ها را خاموش نمائيد و دانش اموزان را با   انداختن نور روي اشيا يا افراد به توجه واداريد .

 

 ـ از جورچين ها يا پازل ها بهره بگيريد . به اين صورت كه هنگامي كه شما در حال ارائه درس يا   ايراد سخنراني هستيد دانش اموزان جاي خالي كلمات را بر طبق آنچه  مي گوييد و يا روي تخته كمي نويسيد ، پر كنند .

 

 ـ از فيلم ، تصوير ، نقشه و . . .  كه قابل رؤيت هستند ، استفاده كنيد . هنگام ارائه مطالب سر   واژه ها يا تصاوير عمده را روي تخته نشان دهيد . از تصاوير ، نمودارها ، ژست ها ، حركات مهارتي و موضوعات جالب بهره بگيريد .

 

 ـ تصوير بكشيد ، تصوير بكشيد ، تصوير بكشيد . اگر طراحي شما براي كشيدن تصوير در هنگام   ارائه مطلب خوب نيست ، ايرادي ندارد به خود و دانش آموزان اين اجازه و جرات را بدهيد كه تصوير بكشيد حتي اگر مهارت يا استعداد اين كار را نداريد . نيازي نيست طراحي ها دقيق و يا پيچيده باشند ، در حقيقت هر چه ساده تر بهتر . از اين كار لذت ببريد اين تصاوير ساده  توجه را جلب و حفظ مي كنند و به دانش آموزان در درك و به ياد داشتن موضوع     ( رويدادهاي پياپي ، نكات كليدي ، خلاصه اي از اطلاعات و امثال آنها ) كمك مي كنند .

 

 

ـ با يك ميله بلند ، يك قطعه چوب ، اشاره گر يا اشاره گر ليزري به موضوع نوشته شده اي كه مي خواهيد دانش آموزان روي آن متمركز شوند ، اشاره كنيد .حتي اگر بتوانيد يك ميله   اشاره گر داشته باشيد كه يك دست يا انگشت ساختگي روي خود داشته باشد ، بهتر است .

 

 

 

  تذكر :  پروژكتور هاي   over head   بهترين ابزار براي متمركز سازي نظر دانش آموزان در    كلاس هستند . شما مي توانيد اطلاعات را به صورت رنگي بنويسيد بي آنكه نيازي باشد به دانش آموزان پشت كنيد كه بدين صورت مديريت كلاس بهتر خواهد بود و مشكلات رفتاري كمتر . در اين نوع از پروژكتور مي توانيد به راحتي مدلسازي كنيد و اطلاعات مهم را مشخص كنيد . در اين روش فرانمايي با صرفه جويي در وقت و در حد عالي قابل اجراست ، سپس بخشي از آن قابل پوشش مي باشد و هر عامل حواس پرتي و محرك هاي بصري روي پرده قابل رفع .

 

 

 

 – موردي را كه نمي خواهيد از نظر بصري دانش آموزان روي ان متمركز شوند ، با پوشاندن يا خارج كردن از ميدان ديد محو كنيد . عامل حواس پرتي را از روي تخته يا پرده نمايش برطرف سازيد .

 ـ در طي اموزش از دانش آموزان بخواهيد خلاصه برداري كنند يا نكات كليدي را به تصوير به   كشند .

 

 

 

 

 

 

 

گفتاردرمانی آنلاین وجلب نظر دانش آموزان کرج + گفتاردرمانی آنلاین ایران راه های متمر کز کردن دانش آموزان1

جلب نظر دانش آموزان

 

 

 ـ يك سوال جالب فكري بپرسيد . تصويري نشان دهيد . يك داستان كوتاه بيان كنيد تا بحث رخ دهد و علاقه نسبت به درس آينده ايجاد شود .

 

 

 ـ سرگرمي تفريح و كمي نمايش ( استفاده از و سايل نمايش و داستان گوئي ) را براي جلب توجه و ايجاد علاقه او امتحان كنيد .

 

 

 ـ از داستان گوئي استفاده كنيد . دانش آموزان در هر سني به شنيدن داستان بخصوص  داستان هايي كه جنبه شخصي دارند ، علاقه بسيار دارند . اين امر در جلب نظر دانش آموزان  بسيار موثر واقع مي شود .

 

 

ـ قضيه را كمي معما گونه كنيد . شي ئي در ارتباط با درس آينده درون يك جعبه ، كيف يا  رو بالش خود بياوريد . اين شيوه اي است مسرت بخش براي ايجاد پيش گوئي و مي تواند به فعاليتهاي مباحثاتي يا نوشتاري بسيار خوبي بي انجامد .

 

 

– به طور سمعي به دانش آموزان علامت دهيد . زنگي را به صدا در آوريد ، يك علامت دهنده    صوتي يا يك زمان سنج به كار ببريد ، يك قطعه موسيقي روي پيانو يا گيتار يا امثال آن بنوازيد

 

 

ـ تن صداي خود را تغير دهيد : بلند ، ملايم ، نجوا گونه . سعي كنيد با صداي بلند تر فرمان   بدهيد : گوش كنيد ! آماده ! سپس قبل از ادامه دادن با صدائي عادي و معمولي يعني دادن فرامين بعد چند ثانيه سكوت .

 

 

 ـ از علامات بصري بهره بگيريد : چراغ ها را خاموش و روشن كنيد يا دستتان را بالا ببريد كه به     دانش آموزان علامت مي دهد دستانشان را بالا ببرند و دهان هايشان را ببندند تا هنگامي كه همه ساكت شوند .

 

 

 

 ـ شي قابل رؤيتي را كه مي خواهيد دآنش آموزان روي آن متمركز شوند با دست تان يا با يك قاب رنگي كه دور آن قرار مي دهيد ، مشخص كنيد .

 

 

 ـ در صورت استفاده از پروژكتور (    over head) ، شي ئي را براي تصوير شدن روي پرده و  جلب توجه قرار دهيد . ( اين شي مي تواند يا اسباب بازي كوچك يا شكل پلاستيكي و . . . باشد )

 

 

  ـ به صورت واضح علامت بدهيد :  همه . . . آماده !

 

 

 ـ رنگ در جلب توجه بسيار مؤثر است . از ماژيك رنگي روي وايت برد ، ماژيك رنگي  پروژكتوري براي فرا نمايي ، و از پروژكتور نوع    over headو نيز از كاغذ هاي رنگي براي مشخص كردن واژه ها ، عبارات و روش هاي حل المسائل و تكرار الگو ها و مانند آنها استفاده كنيد .

 

 

 ـ علاقه ، اشتياق و هيجان را نسبت به درس آينده ايجاد كنيد .

 

 

 ـ چشم در چشم باشيد . بهتر است وقتي سخن مي گوئيد ، بخصوص هنگام آموزش   دانش آموزان رو در روي شما باشند .  اگر دانش آموزان كنار هم نشسته اند شما رو در روي آنها قرار نگيريد ، بلكه آنها بايد بعد از اشاره شدن ، صندلي هايشان و خودشان  را بچرخانند تا رو در روي شما قرار بگيرند

 

 

 

 

 

 

گفتاردرمانی آنلاین اسامی گفتاردرمانان کرج + گفتاردرمانی آنلاین ایران خصوصیات یک دانش آموز خلاق

1- ايده ها و نظرات خود را بدون ترس در كلاس  مطرح مي كند.

2-معمولا  براي مسائل  راه حل ها  و پاسخ هايي متفاوت ازسايردانش آموزان ارائه  مي كند.

3-به فعاليت  هنري علاقه ي زيادي دارد  و در اين زمينه داراي تجربه و مهارت  است .

4-غالبا  ايده ها  و راه حل هاي  بيشتري نسبت  به  ساير هم كلاسي هاي خود پيشنهاد مي كند.

5-معمولا  قادر است  با طنز  پردازي ها و شوخيهاي جالب ديگران را بخنداند.

6-تمايل  زيادي به تغيير نظرات معلم و يا مطالب كتاب دارد.

7-در كلاس اغلب سوالاتي غيرعادي و گاه عجيب و غريب مي پرسد.

8-علاقه ي زيادي به نقاشي و ترسيم  افكار و ايده هاي خود دارد.

9-انتقاد گر است و هرنظر و عقيده اي را به راحتي نمي پذيرد.

10-گاهي به خاطر بيان نظرات و ايده هاي عجيب و غريبش در نظر دانش آموزان ديگر  فردي  غيرعادي جلوه مي كند.

11-از قوه ي تخيل خوبي برخوردار است.

12- معمولا در كلاس با آب و تاب صحبت مي كند و سعي مي كند ايده هايش را با جزئيات كامل شرح دهد.

13-داراي ابتكار است و غالبا  ايده ها و پاسخ هاي منحصر  به فرد ارائه مي كند.

14-حساس ،باريك بين و نكته سنج است .

15-بسيار  فعال  است و غالبا در آن واحد  چند طرح و ايده در زمينه هاي مختلف را در سر مي پروراند.

16-به تجربه و آزمايش علاقه ي فراواني دارد.

17-در نفوذ  و تاثير گذاري بر دوستان  خود از توانايي  زيادي برخورداراست.

18-آمادگي  طرد  شدن  و عدم تاييداز طريق  ديگران را داراست .

19-به مطالعه ي موضوعات گوناگون علاقمنداست و زمان قابل توجهي را به اين امر  اختصاص  مي دهد.

20-از اطلاعات  عمومي زيادي برخوردارست و سعي مي كند كه از آنها استفاده   عملي  و كاربردي  كند.

 

 

اولین گفتاردرمانی آنلاین کرج + گفتاردرمانی آنلاین ایران مفهوم عدد- شمارش

 

شمارش

 

 

 

 کامل ترین اصطلاح مطالعه شده مدرسه و درریاضی تغییر درتوزیع روشهاست که بچه ها درطی حل مشکل استفاده می کنند . درطی یادگیری اولیه جمع ، برای مثال ، بچه ها هر دو افزوده را می شمارند. این روش شمارش گاهی بوسیله انگشتان انجام می وشد. روش شمارش انگشتی وگاهی بدون آنها روش شمارش لغوی ، دو روش معمول شمارش استفاده شده که آیا از انگشتان استفاده می کنند شمارش کل نامیده می شود شمارش انگشتی شامل تعیین ارزش افزوده وشمارش بارها ی اضافه شده افزوده کوچکتر است .

 

 

مثل شمارش 3+5 شامل شمارش دو افزوده از یک شروع می شود توسعه توانائی های رویه ای به اصلاحات درک مفهومی بچه ها مربوط است وانتقال تدریجی از استفاده متداول شمارش انگشتی یا کل را منعکس می کند. درهمان زمان با استفاده از متداول شمارش انگشتی یاکل را منعکس می کند . درهمان زمان با استفاده از روشهای شمارش در توسعه حافظه از حقایق اصلی نتیجه می شود . پاسخهای حافظه دراز مدت شکل گرفته از استفاده جریان حل مشکل براساس حافظه حمایت می کند معمولی ترین اینها بازیابی مستقیم حقایق ریاضی است. با بازیابی مستقیم بچه ها جوابی می دهند درحافظه راز مدت با مشکل ارائه شده ارتباط دارد. زمان پرسیدن حل 3+5 تجزیه شامل بازسازی جواب براساس بازیابی جمع جزئی است.

 

 

 

برای مثال ، سوال 7+6 با بازیابی جواب 6+6 واضافه کردن یک به جمع است. استفاده از جریانهای بازیابی بوسیله معیار اطمینان متعادل می شود که استاندارد داخلی ارائه می کند که بچه اطمینانش را درتصحیح جواب بازیابی می سنجد . بچه ها با معیار دقیق تنها جوابهایی بیان می کنند که به طورمعین درست هستند که بچه ها با معیار ملایم هیچ جواب بازیابی را درست بیان نمی کنند. چنانچه روش بالغها (افزاد بزرگ سال ) را مخلوط می کند بچه ها مشکلات را سریعتر حل می کنند زیرا درعمل وقت کمتری برای اجرای هر روش می گیرد تغییر فرایندهای حافظه درحل سریع مشکلات فردی نتیجه می شود وکاهش تقاضاهای حافظه با حل این مشکلات رابطه دارد. با زیابی خود کار پایانی حقایق اساسی وکاهش تقاضاها ی حافظه مشکلات پیچیده تر را حل می کند که مشکلات ساده قرار دارند با آمادگی خطای کمتر

 

 

 

 

 

 

 

 

گفتاردرمانی جامع آنلاین کرج و مشاوره گفتاردرمانی لکنت زبان + گفتاردرمانی آنلاین ایران معلم قصه گو

 

چرا قصه می‌گویی؟

 

 

اگر از آن معلم هایی هستید که فکر می‌کنند کلاس، جایی است که بچه‌ها باید در آن با لذت کار کنند، قصه گفتن در کلاس را می‌پسندید. امتحان اش کنید. لذت بخش خواهد بود؛ هم برای شما و هم برای بچه ها.

اما اگر فکر می‌کنید شادی برای بچه‌ها آب و نان نمی شود، خوب است بدانید که هواردگاردنر که خیلی روان شناسی آموزشی بلد است می‌گوید: ” یکی از راه های ایجاد توانایی راه بری در بچه ها، این است که مجبورشان کنیم با صدای بلند یک قصه تعریف کنند. به این ترتیب، آن‌ها افق دیدشان را گسترش می‌دهند، تخیل شان را تقویت می‌کنند، و خودشان را برای زندگی پیش رویشان آماده می‌کنند.

آموزه های دینی هم، از داستان های استعاری استفاده می‌کنند تا مجموعه ی امکانات و محدودیت های یک ذهن هوش مند را هم آهنگ کنند.
داستان ها، تنها وسیله ی سرگرمی نیستند. آن‌ها می‌توانند تجربه های ما را اصلاح کنند و به تغییر و رشد ما کمک کنند.

چطور در کلاس مان قصه های جذاب تعریف کنیم.

 

 

هر معلمی شیوه هایی شخصی برای قصه گویی دارد. بعضی از معلم‌ها دوست دارند با حرکات سر و دست داستان تعریف کنند. عالی است. اما اگر داستان‌ها را سر راست و بی ادا، اصول هم تعریف کنیم می‌توانند همان قدر جذاب و مؤثر باشند. اجازه ندهید ” ترس از نمایش بازی کردن ” جلوی کارتان را بگیرد. نگران نباشید که شاید بچه‌ها به شما بی توجهی کنند یا بی نزاکت شوند. اگر شما آرام و آسوده باشید و از کارتان لذت ببرید، بچه‌ها هم به شور و اشتیاق شما پاسخ خواهند گفت و به آن‌ها هم خوش خواهد گذشت.

چند ایده برای امتحان کردن:

 

 

1- یک داستان ساده را انتخاب کنید، داستانی که دوست اش دارید و خوب بلدید.

برای بیش تر معلم ها،داستان های واقعی دوران کودکی شان، راحت ترین و دوست داشتنی ترین داستان هایی هستند که می‌شود تعریف کرد. بچه‌ها خیلی دوست دارند داستان هایی درباره ی وقتی که معلم شان کوچک بود بشنوند. می‌توانید داستان خود را با چنین عبارت هایی شروع کنید: ” یه بار وقتی که ” یا ” وقتی من کوچیک بودم ” یا مثلاً ” تا حالا درباره عروسکم چیزی براتون تعریف کرده ام؟ “

2- تلاش های اول تان را در حد سه تا پنج دقیقه، کوتاه و مختصر کنید. اگر گروه تان ظرفیت توجه بیش تر و طولانی تری داشت، همیشه بعداً می‌توانید جزئیات بیش تری اضافه کنید.
3- داستان هایی بر مبنای کتاب های مصور و محبوب بچه‌ها برایشان تعریف کنید. یک کتاب انتخاب کنید که هر سال برای کلاس بخوانید. جزئیات طرح داستانی و سرعت تعریف کردن داستان را از پیش مرور کنید. به این ترتیب، وقتی قصه می‌گویید، به بچه‌ها می‌فهمانید که شما می‌خواهید برایشان قصه ای تعریف کنید نه این که یک داستان را از رو بخوانید. بعضی از بچه‌ها تعجب خواهند کرد که شما کتاب تان را کجا پنهان کرده اید، و وقتی شما داستان را از حفظ می‌گویید آنها شیفته ی این کار خواهند شد. گروه را ترغیب کنید که به شما بپیوندند. بیش تر مواقع این کار موفقیت تان را تضمین می‌کند.

4- خودتان را به وقت قصه گویی محدود نکنید. در طول روز فرصت های زیادی برای شما و بچه هاتان هست که در زمان گروهی، در گوشه ی آپارتمان، یا در یک مکان اجراهای نمایشی قصه بگویید.

5- شما هم شکوفا شوید!

هر چه احساس راحتی بیش تری کنید، آزادتر خواهید بود تا قصه گویی تان را بهتر و طولانی تر کنید. می‌توانید صدایتان را عوض کنید و شخصیت‌ها و حالت های مختلف را اجرا کنید؛ یا از صحنه سازی کمک بگیرید. مثلاً یک تکه پارچه را موج دار تکان بدهید تا توفان را نشان بدهید؛ و صداهای خاصی از خودتان در بیاورید که حوادث را در داستان به هم ربط بدهید. بچه‌ها را تشویق کنید که در همه ی کارها مشارکت کنند.

 

 

 

 

 

 

 

مفید ترین گفتاردرمانی آنلاین کرج + گفتاردرمانی آنلاین ایران مهارت نوشتن

1- همه چیزهایی را که یک نویسنده برای نوشتن یا نقاشی داستانش لازم دارد، جمع آوری کنید و در یک کیف کوچک قرار دهید. در این کیف لوازم التحریر مثل مداد، پاک کن، مداد شمعی، کاغذ رنگی، چسب و همچنین وسایل واقعی مثل یک لنگه کفش کهنه، یک تلفن، میوه پلاستیکی، یک چتر یا یک عینک، یک ظرف آشپزخانه، نقشه خیابانهای شهر یا اطلس جهان را برای تحریک خلاقیت ،جهت نوشتن یک داستان قرار دهید.

سپس قبل از تعطیلات، کیف را در اختیار هر دانش آموز بگذارید تا آن را جهت خلق یک داستان به خانه ببرد . وسایل موجود در کیف برانگیزاننده ایده های داستانی عالی هستند و به بچه‌ها در نوشتن داستانهایی مملو از شخصیت های مختلف، صحنه های بی نظیر و طرح های عجیب کمک می‌کند. دانش آموزان قبل از بازگشت به مدرسه، همه وسایل مربوط به کیف را جمع آوری می‌کنند و بهمراه وسایل دیگری متناسب با داستانشان، کیف را به مدرسه باز می‌گردانند. سپس از بچه‌ها بخواهید تا داستانهایشان را با صدای بلند بخوانند و برای جان بخشیدن به داستان خود از وسایل داخل کیف استفاده کنند.

 

 

2- از دانش آموزان خود بخواهید با یکی از دوستان یا افراد فامیل خود مصاحبه ای انجام دهد. او در مورد خانواده روز تولد، دوستان, حیوانات خانگی و چیزهای مورد علاقه آن شخص ، سوالاتی می‌پرسد. با استفاده از این اطلاعات، دانش آموز ، داستانی که شخصیت اولش همان شخص مورد مصاحبه است، را می‌نویسد. ماجراهای داستان در ارتباط با اطلاعاتی است که او از مصاحبه بدست آورده است. داستان به شکل یک کتاب ، تزیین شده و مجلد می‌گردد. در خلال هفته کتاب کودک، دانش آموزان کتابهای خود را به افراد مصاحبه شده، هدیه می‌دهند و مدتی را جهت کتابخوانی با هم می‌گذرانند.

 

 

3- از بچه‌ها بخواهید دو کتاب داستان انتخاب کنند و از هر یک شخصیتی را برگزینند. سپس داستان جدید یا نمایشنامه ای با شرکت این دو شخصیت طراحی کنند.

 

 

 

4- این فعالیت با هدف تقویت مهارت نوشتن مطالب توصیفی انجام شده است، از دانش آموزان بخواهید مدت طولانی در مقابل آیینه به خود نگاه کنند. بعد از اینکه آنها به ویژگی های ظاهری صورت خود با دقت نگریستند، تا آنجا که می‌توانند از صفاتی برای توصیف خودشان استفاده کنند. آنها این توصیفات را می‌نویسند و در نامه ای به دوست ناشناسی در مدرسه دیگر پست می‌کنند، (اینکار با هماهنگی معلم مربوطه انجام می‌شود) دوستان ناشناس در مدرسه دیگر، پس از دریافت نامه ها، بر مبنای آن توصیفات تصویر دانش آموز اولی را رسم می‌کنند و آن تصویر را برای او ارسال می‌نمایند. دانش آموزان من از نزدیکی طرح‌ها با ظاهرشان بسیار خوشحال می‌شوند و از این بابت به مهارت خود در نوشتن ایمان می‌آورند.

 

 

 

5- نوشتن متن مکالمه برای تصاویر کارتونی، ضمن تقویت یکی از مهارتهای نوشتن، وسیله ای برای ارزشیابی معلم نیز هست. تصاویری از داستانهای کارتونی را از مجلات یا روزنامه‌ها بچینید. سپس از بچه‌ها بخواهید تا متن مکالمه طرفین را بنویسند. این فعالیت موجب تقویت خلاقیت بچه‌ها نیز می‌گردد.

 

 

6- از دانش آموزان بخواهید تا روز تولد اعضای خانواده و فامیل نزدیک را در جایی یادداشت کنند، سپس نحوه درست کردن یک کارت پستال را به بچه ها‌آموزش دهید. برای اینکار می‌توانید از مقواهای رنگی و چسباندن طرح های جالب روی آنها استفاده کنید. از بچه‌ها بخواهید با نوشتن جملات زیبا یا اشعار کوتاه، کارتهای خود را کامل کنند و در روز تولد بستگانشان برای آنها پست کنند. در این فعالیت بچه‌ها می‌آموزند که چگونه احساساتشان را با نوشتن چند جمله منتقل کنند.

 

 

 

7- به بچه‌ها کمک کنید تا دفترچه خاطراتی برای خود درست کنند، به آنها در مورد این دفترچه و موضوعاتی که می‌توان در آن نوشت توضیح دهید. این موضوعات می‌تواند چگونگی یافتن یک دوست جدید ، وقایع جالب خانه یا مدرسه، یا احساس فرد در اولین روز مدرسه باشد. وقایع هر هفته در پایان هفته توسط دانش آموز نوشته می‌شود. دانش آموزان در صورت تمایل، مطالب نوشته شده را برای خانواده یا سایر دانش آموزان می‌خوانند .

 

 

 

 

گفتاردرمانی آنلاین ورامین + گفتاردرمانی آنلاین ایران انواع هوش چند گانه کدامند؟2

هوش بدنی/جنبشی

این هوش یعنی توانایی کنترل ماهرانه حرکات بدن و استفاده از اشیا. این یادگیرنده‌ها خودشان را از طریق حرکت بیان می‌کنند. آنها درک خوبی از حس تعادل و هماهنگی دست و چشم دارند (به عنوان مثال در بازی با توپ، یا استفاده از تیرهای تعادل مهارت دارند)انها از طریق تعامل با فضای اطرافشان قادر به یادآوری و فرآوری اطلاعات هستند.

 

 

مهارت های آنها شامل این موارد می‌شود:

رقص، هماهنگی بدنی، ورزش، استفاده از زبان بدن، صنایع دستی، هنرپیشگی، تقلید حرکات، استفاده از دست هایشان برای ساختن یا خلق کردن، ابراز احساسات از طریق بدن

 

 

شغل های مورد علاقه آنها عبارتند از :

ورزشکار، معلم تربیت بدنی، رقصنده، هنرپیشه، آتش نشان، صنعتگر

 

 

هوش موسیقی / ریتمیک

این نوع هوش یعنی توانایی تولید و درک موسیقی. این یادگیرنده های متمایل به موسیقی با استفاده از صداها، ریتم‌ها و الگوهای موسیقی فکر می‌کنند. آنها بلافاصله چه با تعریف و چه با انتقاد، به موسیقی عکس العمل نشان می‌دهند. خیلی از این یادگیرنده‌ها بسیار به صداهای محیطی (مانند صدای زنگ، صدای جیرجیرک و چکه کردن شیرهای آب) حساس هستند.

 

 

مهارت های آنها شامل موارد زیر می‌شود:

 

آواز خواندن ، سوت زدن، نواختن آلات موسیقی، تشخیص الگوهای آهنگین، آهنگ سازی، به یاد آوردن ملودی ها، درک ساختار و ریتم موسیقی

 

 

شغل های مناسب برای آنها عبارتند از :

 

موسیقی دان، خواننده، آهنگساز

 

 

هوش درون فردی

یعنی توانایی ارتباط برقرار کردن و فهم دیگران. این یادگیرنده‌ها سعی می‌کنند چیزها را از نقطه نظر آدم های دیگر ببینند تا بفهمند آنها چگونه می‌اندیشند و احساس می‌کنند. آنها معمولا توانایی خارق العا د ه ای در درک احساسات، مقاصد و انگیزه‌ها دارند. آنها سازمان دهند ه هاس خیلی خوبی هستند، هرچند بعضی وقت‌ها به دخالت متوسل می‌شوند. آنها معمولا سعی می‌کنند که در گروه آرامش را برقرار کنند و همکاری را تشویق کنند. آنها هم از مهارت های کلامی (مانند حرف زدن) و هم مهارت های غیرکلامی (مانند تماس چشمی، زبان بدن) استفاده می‌کنند تا کانال های ارتباطی با دیگران برقرار کنند.

 

 

مهارت های آنها شامل موارد زیر می‌شود:

 

دیدن مسائل از نقطه نظر دیگران (نقطه نظر دوگانه)، گوش کردن، همدلی، درک خلق و احساسات دیگران، مشورت، همکاری با گروه، توجه به خلق و خو ، انگیزه‌ها و نیت های مردم، رابطه برقرار کردن چه از طریق کلامی چه غیر کلامی، اعتماد سازی، حل و فصل آرام درگیری ها، برقراری روابط مثبت با دیگر مردم

 

 

شغل های مناسب برای آنها عبارتند از :

مشاور، فروشنده، سیاست مدار، تاجر

 

 

هوش برون فردی (فرا فردی)

این هوش یعنی توانایی درک خود و آگاه بودن از حالت درونی خود. این یادگیرنده‌ها سعی می‌کنند احساسات درونی، رویاها، روابط با دیگران و نقاط ضعف و قوت خود را درک کنند.

 

 

مهارت های آنها شامل موارد زیر می‌شود:

 

تشخیص نقاط ضعف و قوت خود، درک و بررسی خود، آگاهی از احساسات درونی، تمایلات و رویاها،ارزیابی الگوهای فکری خود، باخود استدلال و فکر کردن ، درک نقش خود در روابط با دیگران

 

 

مسیرهای شغلی ممکن برای آنها عبارتند از:

 

پژوهشگر، نظریه پرداز، فیلسوف

 

 

 

 

 

 

گفتاردرمانی آنلاین اندیشه فاز یک کرج + گفتاردرمانی آنلاین ایران انواع هوش چندگانه کدامند؟1

هوش دیداری / فضایی

این نوع هوش توانایی درک پدیده های بصری است. یادگیرنده های دارای این نوع هوش ، گرایش دارند که با تصاویر فکر کنند و برای به دست آوردن اطلاعات نیاز دارند یک تصویر ذهنی واضح ایجاد کنند. آنها از نگاه کردن به نقشه ها، نمودارها، تصاویر، ویدیو و فیلم خوششان می‌آید.

 

 

 

مهارت های آنها شامل موارد زیر است:

ساختن پازل، خواندن، نوشتن، درک نمودارها و شکل ها، حس جهت شناسی خوب، طراحی، نقاشی، ساختن استعاره‌ها و تمثیل های تصویری (احتمالا از طریق هنرهای تجسمی)،دستکاری کردن تصاویر، ساختن، تعمیر کردن و طراحی وسایل عملی، تفسیر تصاویر دیداری.

 

 

شغل های مناسب برای آنها عبارتند از:

دریانورد،مجسمه ساز، هنرمند تجسمی، مخترع، کاشف، معمار، طراح داخلی، مکانیک، مهندس

 

 

هوش کلامی/ زبانی

این نوع هوش یعنی توانایی استفاده از کلمات و زبان. این یادگیرنده‌ها مهارت های شنیداری تکامل یافته ای دارند و معمولا سخنوران برجسته ای هستند. آنها به جای تصاویر، با کلمات فکر می‌کنند.

 

 

مهارت های آنها شامل موارد زیر می‌شود:

گوش دادن، حرف زدن، قصه گویی، توضیح دادن، تدریس، استفاده از طنز، درک قالب و معنی کلمه ها، یادآوری اطلاعات، قانع کردن دیگران به پذیرفتن نقطه نظر آنها، تحلیل کاربرد زبان

 

 

شغل های مناسب برای آنها عبارتند از:

شاعر، روزنامه نگار، نویسنده، معلم، وکیل، سیاستمدار، مترجم

 

 

هوش منطقی / ریاضی

هوش منطقی / ریاضی یعنی توانایی استفاده از استدلال، منطق و اعداد. این یادگیرنده‌ها به صورت مفهومی با استفاده از الگوهای عددی و منطقی فکر می‌کنند و از این طریق بین اطلاعات مختلف رابطه برقرار می‌کنند. آنهاا همواره در مورد دنیای اطرافشان کنجکاوند، سوال های زیادی می‌پرسند و دوست دارند آزمایش کنند.

 

مهارت های آنها شامل این موارد می‌شود:

مسئله حل کردن، تقسیم بندی و طبقه بندی اطلاعات، کار کردن با مفاهیم انتزاعی برای درک رابطه شان با یکدیگر، به کاربرددن زنجیره طولانی از استدلالها برای پیشرفت، انجام آزمایش های کنترل شده، سوال وکنجکاوی در پدیده های طبیعی، انجام محاسبات پیچیده ریاضی، کار کردن با شکل های هندسی

 

 

رشته های شغلی مورد علاقه آنها عبارتند از :

دانشمند، مهندس، برنامه نویس کامپیوتر، پژوهشگر، حسابدار، ریاضی دان

 

 

 

 

 

 

گفتاردرمانی آنلاین آزادگان کرج یادگیری مبتنی بر مغز + گفتاردرمانی آنلاین ایران یادگیری مبتنی برمغز4

 

 

 

– حقیقت: مغز به کمک «تکرار» یادگیری را تقویت می‌کند. تکرار فقط زمانی مضر است که کسل کننده شده باشد. در این زمینه، یک معلم با تجربه، باید با روش های خلاق و متنوع فراوانی برای مرور آشنا باشد. * افسانه: در درجه اول، محیط مدرسه موقعیت یادگیرنده را تعیین می‌کند. – حقیقت: عوامل بسیاری بر موفقیت یادگیرنده تأثیر می‌گذارند؛ مثل والدین، همسالان، ژن ها، «ضربه عاطفی»، تغذیه و محیط. اگر چه هیچ روشی برای برآورد اثر منفرد یک متغیر فردی در دست نیست، با اطمینان می‌توانیم بگوییم که محیط های مدارس حایز اهمیت اند. * افسانه: اکثر یادگیرندگان فقط از ۵ تا ۱۰% مغز خود استفاده می‌کنند. – حقیقت: ما هیچ مدرک عینی نداریم که ثابت کند این مطلب حقیقت دارد. احتمالاً روزانه از اکثر مناطق مغز خود استفاده می‌کنیم.

امکان دارد افزایش در خلاقیت یا بهره وری به جای این که صرفاً نتیجه انجام دادن اعمال بیشتر باشد، نتیجه انجام دادن اعمال مناسب باشد. * افسانه: عواطف و هوش از هم جدا هستند. – حقیقت: اگرچه عواطف و هوش ممکن است در نقاطی از مغز جدا از هم به وجود آمده باشند. معمولاً مسیر آنها در «قشر پییشین حدقه ای» با هم تداخل کند. بنابر این، از این نظر تفکیک ناپذیرند. * افسانه: موزارت بهترین موسیقی را برای تقویت یادگیری ساخت. – حقیقت: مطالعات اخیر نشان می‌دهد که انواع بسیاری از موسیقی، یادگیری را تقویت می‌کند. اما اثر موسیقی به این بستگی دارد که آیا ما خواهان «اثر برانگیختگی» هستیم یا «تغییرات مغزی درازمدت» یا حافظه تقویت یافته یا «استدلال فضایی- زمانی». * افسانه: «سبک های یادگیری» و «هوش چند جانبه» جزو «نظریه های مبتنی بر مغز» هستند. – حقیقت: این نظریه‌ها براساس آنچه ما درباره مغز می‌دانیم، بسیار معقول هستند اما قبل از کشفیات اخیر در «عصب شناسی» رشد یافته اند و ریشه های عمیق تری در روانشناسی و علوم اجتماعی دارند.

 

 

 

 

 

* افسانه: بهترین یادگیرنده کسی است که پاسخ درست را به سرعت پیدا کند. – حقیقت: با در نظر گرفتن ارزش «یادگیری از راه کوشش و خطا» معتقدیم یادگیرندگانی که نه جزو سریع ترین یادگیرندگان و نه جزو کندترین آنها باشند، بیشتر امکان دارد که در زمره یادگیرندگان قوی تر و «متفکران تعمقی» بزرگتری باشند. * افسانه: تدریس مطالب بیشتر در هر ساعت بهتر است. – حقیقت: دانش آموزان به زمان نیاز دارند تا آموخته های خود را هضم و درک کنند، درباره آنها بیندیشند و براساس آنها عمل کنند؛ ارتباطات مغزی برای این که تقویت شوند، به زمان نیاز دارند. بنابر این، افزودن بر مطالب سبب درک کمتر می‌شود. احتمالاً هر یادگیرنده ای قادر است فقط تعداد مطلوب و معینی از اندیشه‌ها را در یک ساعت یاد بگیرد. تعداد این اندیشه‌ها به پیچیدگی و نوظهور بودن ماده درسی و به پیشینه، انگیزه و مهارت های یادگیری یادگیرنده بستگی دارد. افزایش مطالب قابل عرضه در یک ساعت فقط در مورد یادگیری زبان مفید است. * افسانه: در حال حاضر می‌دانیم که چگونه به بهترین نحو می‌توان یادگیری را مورد سنجش و ارزش قرار داد. – حقیقت: هنوز نمی دانیم اکثر مطالبی را که یاد گرفته ایم، چگونه باید مورد سنجش و ارزش قرار دهیم و در مورد نقش اراده، میزان آشنایی با مطالب و مدل های ذهنی در یادگیری، اطلاعات زیادی نداریم. * افسانه: تعداد سپناپس های بیشتر به معنی هوش بیشتر است.

 

 

 

– حقیقت: شواهدی دال بر صحت این مطلب نداریم. پژوهش های انجام شده درباره این موضوع، پراکنده و گه گاه متعارض است. * افسانه: هرکسی می‌تواند یاد بگیرد و می‌تواند به استانداردهای بالا دست یابد. – حقیقت: نیمه اول جمله اخیر درست و نیمه دوم پر از مشکل است. زیرا اگر همه دانش آموزان یک مدرسه را، که دارای نوعی اختلال مغزی (افسردگی، آسیب های مغزی، اختلال نقص توجه، استفاده از مواد مخدر، ناتوانی در خواندن، روان رنجوری و وسواس فکری- عملی، پریشانی، اعتیاد به مواد الکلی، ضربه عاطفی و… هستند، بشماریم خواهیم دید بین ۲۰ تا ۶۰% کل دانش آموزان آن مدرسه را تشکیل می‌دهند. یادگیرندگانی که دارای مغز سالم هستند، توانایی دستیابی به استانداردهای بالا را دارند. بسیاری از دانش آموزان دارای مشکلات یادگیری هستند. درست است که ما با حمایت های کافی، می‌توانیم به برخی از استانداردهای بالا دست یابیم، اما ممکن است سایرین هرگز نتواند قابلیت های خود را بالفعل کنند. * افسانه: نیمه راست مغز، خلاق و نیمه چپ منطقی است. – حقیقت: نیمه راست مغز اطلاعات فضایی را پردازش می‌کند و به طور نامنظم کار می‌کند و با کل‌ها (گشتالت) سروکار دارد. اما هیچ یک از این ویژگی ها، بروز خلاقیت را تضمین نمی کند. نیمکره چپ مغز از لحاظ توالی، زبان، اجزا و برقراری مکالمات درونی و (تفسیر رویدادها) بر نیمکره راست برتری دارد. هر منطقی که ایجاد شود، نتیجه یک رابطه ساختاری- کارکردی است. نیمه چپ و راست مغز دارای تفاوت های آشکار «کالبد شناختی» و کارکردی است. ولی این که آیا این مطالب دارای ارزش کاربردی فراوان است یا نه، سؤال برانگیز است.

 

 

 

آینده یادگیری مبتنی بر مغز یادگیری مبتنی بر مغز نه داروی همه دردهاست و نه جادو است که انتظار داشته باشیم مسایل تعلیم و تربیت را حل کند. هنوز حتی به صورت یک مسأله، یک مدل، یا یک «بسته آموزشی» هم مطرح نشده است که مدارس دنبال دستیابی به آن باشند. یک منتقد یادگیری مبتنی بر مغز اظهار داشته است که دست کم ۲۵ سال طول می‌کشد فواید پژوهش در مغز به کلاس های درس برسد. من برای این که دلیل مخالفت خود را با این مطلب نشان دهم، یک مثال می‌زنم. «مایکل مرزنیچ» و «پائولاتالال»، دانشمندان علوم اعصاب، محصولی تحت عنوان «سریع خوان نوشتار» به وجود آوردند که از آن برای بهبود خواندن استفاده می‌شود. این محصول آموزشی کشفیات انجام یافته در زمینه «انعطاف پذیری عصبی» را برای تغییر توانایی مغز جهت خواندن نوشتار چاپی بکار می‌گیرد. فواید ناشی از این محصول به بسیاری از دانش آموزان مدد رسانده است. مربیان نباید مدارس را صرفاً براساس یافته های زیست شناختی مغز اداره کنند. در عین حال، بی توجهی به آنچه واقعاً در مورد مغز می‌دانیم نیز، نشان دهنده فقدان حس مسئولیت است.

 

 

 

یادگیری مبتنی بر مغز، برای مربیانی که خواهان تدریس هدف مندتر و آگاهانه تر هستند، مسیرهایی رسم می‌کند. همچنین امکان کاهش «آموزش غیردقیق» (آموزش با شیوه مبتنی بر حدس و گمان به جای دانش دقیق.م) را فراهم می‌آورد. ما از اثر محیط بر یادگیری، نقش های ضربه عاطفی و آثار پریشانی و تهدید مطلع گشته ایم. رویکردهای مبتنی بر مغز، ممکن است به کمک روشنی و وضوح حاصل از پژوهش، برای هرکسی که با یادگیری سخت درگیر است، انتخاب های بیشتری فراهم آورد. اکنون در دوران کودکی پژوهش در مغز به سر می‌بریم. با این حال، بی اعتنایی به آن به دلیل مد و هوس، نارس یا فرصت طلبانه خواندن آن نه تنها نشانه کوته بینی است، بلکه برای یادگیرندگان نیز خطرناک است. البته پژوهش در مغز، مبهم، گیج کننده و متناقض به نظر می‌رسد این طبیعی است؛ چون موضوع جدید است! اگر در این مرحله، پژوهش در مغز را رها کنیم، درست مثل این است که اولین پرواز «برادران رایت» را در «کیتی هاک» با این دلیل که هواپیمای آنها فقط توانست در مسافتی برابر چند صد یارد به پرواز درآید، یک شکست به حساب می‌آوریم. به هرحال، آینده از آن کسانی است که دیدشان به گونه ای است که نه تنها روند و گرایش‌ها را فهم و درک می‌کنند، بلکه اهمیت آنها را نیز احساس می‌کنند. ما تازه در ابتدای راه پژوهش در مغز قرار داریم و آنچه باید برای انجام دادن آن بکوشیم، این است که پژوهش در مغز را با زندگی روزمره خود تلفیق کنیم.

 

 

 

 

 

 

 

 

گفتاردرمانی آنلاین کرج و یادگیری تحت فشار روحی کم گفتاردرمانی آنلاین ایران یادگیری مبتنی بر مغز3

 

 

وقتی یافته های علوم اعصاب را با یافته های جامعه شناسی، شیمی، انسان شناسی، مطالعات محیط زیست، روان پزشکی، روان شناشی، علوم تربیتی و درمانی ترکیب می‌کنیم به کاربردهای قدرتمندی دست می‌یابیم. مغز، چیزی است که آن را در اختیار داریم. اما ذهن عبارت از نحوه استفاده ما از مغز است. اکنون به اندازه کافی در مورد مغز اطلاعات در دست داریم که بتوانیم راهکارهایی را که تا همین چند سال پیش، فقط به منزله اندیشه های خوب، ولی بدون پایه و اساس علمی مطرح بود، توجیه کنیم. برای مثال، پای بندی محکم به عواطف شدید، مثل وضعیت هایی که در جشن ها، مسابقات یا تئاتر به وجود می‌آید، ممکن است در یک فعالیت سبب ترشح آدرنالین گردد و خاطره یادگیری را با شدت بیشتری کدگذاری و ضبط کند. انتقادهای بیشتر سرعت تغییرات پژوهش در مغز آن قدر زیاد است که آن را از اعتبار می‌اندازد. همه رشته های پویا، مثل پزشکی، فن آوری، ژنتیک و مخابرات به سرعت در حال تغییر هستند.

 

 

 

مثلاً رایانه ای که پنج سال پیش خریده اید، امروز دیگر قدیمی شده است. با این حال، درست است که ممکن است سرعت یک رایانه جدید بیشتر باشد، این امر، رایانه قدیمی را از اعتبار نمی اندازد. همین طرز فکر در پژوهش در مغز نیز مفید واقع می‌شود. بیایید فرض کنیم یکی از مناطق آموزش و پرورش، دانش آموزان را در شرایطی قرار داده است که موسیقی موزارت را بشنوند. با این فکر که گوش دادن به این موسیقی یادگیری را تقویت می‌کند، می‌خواهد تصمیم بگیرد که شرکت دانش آموزان در برنامه زود هنگام موسیقی باید انتخابی باشد یا اجباری. منطقه برای تصمیم گیری در این مورد، هم باید درباره آثار موسیقی موزارت بر عواطف، حافظه، شناخت و مهارت های اجتماعی دانش آموزان و هم در مورد هزینه های مطالعات مدرسه و نتایج آن، اطلاعاتی به دست بیاورد. با توجه به تلاش های منتقدان برای بی اعتبار ساختن این نظریه، ذکر واقعیت موجود در پشت این ماجرا مفید است. مطالعاتی که پژوهشگران انجام داده اند فقط وجود یک تقویت جزیی را در «استدلال فضایی- زمانی» نشان داد .پژوهشگران معتقد بودند که ممکن است موسیقی دارای تأثیر دیگری نیز باشد(و همین طور هم هست). ولی هرگز ادعا نکردند که صرف چند دقیقه گوش دادن به موسیقی موزارت، از فرد یک انیشتین می‌سازد! مطالعاتی که نتوانستند این پدیده را منعکس کنند یا اصلاً آن را منعکس نکردند، فاقد نکات ارزشمند واقعی بودند. در تمام جار و جنجال هایی که به طرفداری از تأثیر موسیقی موزارت برپا شد، مردم غالباً به مطالعاتی که شهرتشان کمتر بود، با وجود آن که نشان می‌دادند آموزش موسیقی حافظه را تقویت می‌کند و این که موسیقی قادر است مغز را از نظر فیزیکی تغییر دهد، توجه نشان ندادند.

 

 

 

آموزش زود هنگام و بلندمدت موسیقی، واقعاً اثر مثبت در یادگیری، حافظه و هوش دارد مربیان باید به این گونه مطالعات توجه کنند، نه این که منتظر معجزه باشند. مشاوران در تلاش اند در«جنبش یادگیری مبتنی بر مغز» سرمایه گذاری کنند. اکثر مشاوران و مسئولان بهبود قابلیت های کارکنان، سعی می‌کنند به موازات تحولات حرکت کنند. آنها اظهارات خود را اصلاح و تعدیل و از حقیقت پیروی می‌کنند. متأسفانه، برخی معلمان و مشاوران، حقیقت را کش و قوس می‌دهند، از انجام دادن پژوهش خودداری می‌ورزند، معلمان را گمراه می‌کنند و درباره چیزهایی که در زمینه پژوهش در مغز از آنها سخن رانده می‌شود و چیزهایی که از آنها صحبت نمی شود، ادعاهای غلط دارند. «فرآیند بررسی و تجدید نظر در مورد کارکنان» باید این افراد را از چنین اعمالی آگاه سازد و آنها را ترغیب کند، تا کیفیت اظهارات خود را ارتقاء بخشند یا در غیر این صورت، به دنبال حرفه دیگری بروند. همه ما چنین رسالتی داریم. ما می‌خواهیم در همه جا به یادگیرندگان کمک های مفید و قابل ملاحظه ای بکنیم و از آنجا که هر یادگیرنده، شخصی منحصر به فرد است، به شکل ها، اندازه ها، قالب‌ها و بسته های آموزشی متعددی نیاز داریم تا توجه هر یک را به طور موفقیت آمیز جلب کنند. ولی تاکنون هیچ جادویی برای یادگیری نیافته ایم. آخرین اعتراض یادگیری مبتنی بر مغز، گیج کننده است؛ یکی مطلبی را ارائه می‌دهد و دیگری ضد آن را. ما باید در مورد دسترسی به اطلاعات، مشارکت بیشتری داشته باشیم تا به گونه ای شود که گویی همه ما داریم مطالب یک صفحه یکسان را می‌خوانیم.

بسیاری از مربیانی که اطلاعات ناقص به آنها داده شده است، هنوز حتی در مورد برخی مطالب بنیادی یادگیری دچار سردرگمی هستند. * افسانه: «یادگیری تحت فشار روحی کم » بهترین نوع یادگیری است. – حقیقت: به طور کلی، فشار روحی در سطح ملایم، یادگیری را بهتر می‌کند. البته تحت برخی شرایط، فشار روحی کم بهتر است و تحت برخی شرایط دیگر، فشار روحی زیاد. دانش آموزان، دروسی مثل زبان و ریاضیات را، که میزان پیچیدگی و نوظهور بودن آنها زیاد است، تحت فشار روحی کمتر، بهتر یاد می‌گیرند. دانش آموزانی که با آزمون یا کار عملی پرتنش روبه رو هستند، باید مواد درسی آشنا را تحت شرایط انطباقی یا تحت فشار روحی زیاد تکرار کنند. * افسانه: «حفظ کردن طوطی وار» دشمن مغز است.

 

 

 

 

 

 

گفتاردرمانی آنلاین و یادگیری مبتنی بر مغزکرج + گفتاردرمانی آنلاین ایران یادگیری مبتنی بر مغز2

 

 

 

 

زیرا پیروی از برخی از این پندارها، به تدریس نامطلوب منتهی شده است. در اینجا فهرستی از عناوین پژوهش هایی را ارائه می‌دهیم که در کلاس درس قابل اجرا هستند. به علاوه عناوینی که دربردارنده مفاهیم ضمنی برای بهبود یادگیری، حافظه، مدارس و قابلیت های کارکنان هستند، ضمیمه شده است: * مغز اجتماعی؛ «پایگاه اجتماعی» و «تعاملات» چگونه بر «سطوح هورمونی» تأثیر می‌گذارند؟ * مغز موسیقایی: آموزش موسیقی چگونه بر مغز و رفتار تأثیر می‌گذارد؟ * مغز هورمونی: هورمون‌ها چگونه می‌توانند بر «شناخت» تأثیر بگذارند و چگونه تأثیر می‌گذارند؟ * مغز متحرک: حرکت چگونه بر یادگیری تأثیر می‌گذارد؟ * «مغز انعطاف پذیر» چگونه می‌توان مغز را غنی ساخت و چه چیزی می‌تواند آن را تغییر دهد؟ * مغز فضایی: ساخت و کار فضا، «یادگیری رابطه ای» و «یادآوری» چیست؟ * مغز توجه کننده: «قشر پیش پیشانی مغز» چگونه توجه را برمی انگیزد یا از آن می‌کاهد؟ * «مغز عاطفی»: تهدیدها چگونه بر حافظه، سلولها و ژن‌ها تأثیر می‌گذارند؟ * «مغز صبور»: زمان چگونه بر فرایند یادگیری تأثیر می‌گذارد؟ * «مغز محاسباتی»: «پس خوراند»(بازخورد ) چگونه نقش خود را در شکل گیری شبکه های عصبی ایفا می‌کند؟ *«مغز ماهر »:هنر چگونه بر مغز و رفتار تأثیر می‌گذارد * «مغز پیوسته»: واحدهای اطلاعات مغز، چگونه در سراسر بدن گردش می‌کنند؟ * «مغز رشد یابنده»: چگونه می‌توان ارزش سال های اولیه زندگی را، با دانستن این که در آن سال‌ها چه اعمالی را در چه دوره هایی باید انجام داد، بهینه کرد؟ * «مغز گرسنه»: تغذیه، چگونه بر یادگیری اثر می‌گذارد و در این مورد بهترین غذاها کدام است؟ * «مغز به یادآورنده»: خاطرات ما چگونه «کدگذاری» و «بازیابی» می‌شوند؟

 

 

پژوهش های علوم بنیادی اعصاب، که معمولاً در سطح مولکولی، ژنتیک یا سلولی انجام می‌شود، ممکن است به زودی کاربردهای بالقوه ای در مدرسه بیابند. مثلاً این کشف که مغز می‌تواند سلول های نو بسازد و واقعاً همیشه این کار را می‌کند، به ما یاری می‌رساند که در مورد معالجه بچه های آسیب دیده مغزی ناامید نشویم. همچنین این مطلب، که مطالعات نشان می‌دهد این سلول های نو دارای کارکردهای عالی می‌شوند، به همان اندازه اهمیت دارد. اما واقعاً ما می‌توانیم به دانش آموزان دارای نقص عضو کمک کنیم تامغزشان پیوستگی های بیشتری ایجاد کند یا به عبارت دیگر، در مغز آنان سلول های نو ایجاد گردد؟ دو تحقیق امیدوارکننده در این مورد وجود دارد که یکی از آنها نشان می‌دهد«چالش های آموزشی» سبب ایجاد دندریت های بیشتر می‌شود؛ تحقیق دوم نشان می‌دهد که دویدن، باعث ایجاد سلول های نو می‌شود. آیا این اطلاعات بدین معنی است که مدارس باید تحصیلات چالش انگیز و برنامه های تربیت بدنی را اجباری سازند؟ البته این مطالعات به خودی خود ناکافی هستند. ولی هنگامی که آنها را با سایر مطالعات در مورد فواید اجتماعی، عاطفی یا شناختی ترکیب کنیم، به وضعیت مستحکمی دست پیدا خواهیم کرد. با این حال، از آنجا که با متغیرهای پیچیده ای روبه رو هستیم، گفتن این که پژوهش در مغز نشان می‌دهد که یادگیرنده بهتری به وجود خواهد آ ورد، غیرمسئولانه است. مربیان باید یافته های «قلمرو مغز- ذهن» را با یافته های سایر زمینه‌ها ترکیب کنند تا کاربردها را متنوع تر و قوی تر سازند. علوم اعصاب، تنها منبع پژوهش نیست؛ بلکه بخش مهمی از یک منبع معماگونه بزرگ تر است.

 

 

 

 

 

 

 

 

گفتاردرمانی یادگیری مبتنی بر مغز و آنلاین کرج + گفتاردرمانی آنلاین ایران یادگیری مبتنی بر مغز1

اشاره: علوم بنیادی اعصاب (عصب شناسی و رفتارشناسی مغز و سلسله اعصاب)، از جمله دانش های پیچیده ای است که به تدریج و آرام- آرام وارد عرصه های زندگی می‌شود. امروزه کاربردهای عصب شناسی در علوم تربیتی و آموزش و پرورش، گسترده تر از سایر زمینه‌ها نمود یافته است. آن چه در پی می‌آید مقاله ای است که از مجله معروف و حرفه ای «رهبری آموزشی» ترجمه شده است که به رغم سنگین بودن برخی از بخش های آن، قابل تعمق و خواندنی است. نکته های خارج شده در این مقاله، می‌تواند فرضیات بسیاری از پژوهش های تربیتی و رفتاری را شکل دهد. در «علوم اعصاب» مطالب زیادی دارد که می‌تواند به درک ما از تدریس و یادگیری بیفزاید. اما برای آوردن پژوهش به بیرون از آزمایشگاه و به داخل کلاس درس، باید محتاط باشیم. ما مطالب فراوانی در مورد ارتباطات بین مغز و راهکارهای کلاس درس شنیده ایم. اما در این مورد، واقعاً چه می‌دانیم؟ مربیانی که حلقه اتصال «علوم مغز» را با تدریس و یادگیری مورد مطالعه و بررسی قرار می‌دهند، باید در مورد نحوه تفسیر و استفاده از پژوهش، محتاط باشند و سنجیده عمل کنند. کسانی از ما، که در حرفه تعلیم و تربیت، پژوهش های علوم بنیادی اعصاب را مطالعه می‌کنند، می‌کوشند آنها را با داده های روان شناسی کاربردی یا «علوم شناختی» سازگار سازند.

 

 

 

 

هنگامی که به «مطالعات چندگانه» با مثال های خوب و شواهد روشن برمی خوریم، آنها را به دیگر مربیان خاطر نشان می‌کنیم و هیچ وقت نمی گوییم:«پژوهش های مغزی ثابت می‌کند که….» زیرا در واقع پژوهش مغزی چیزی در مورد حرفه تعلیم و تربیت ثابت نمی کند؛ بلکه ممکن است فقط مسیر بخصوصی را نشان دهد. نارضایی از یادگیری مبتنی بر مغز دیدگاه های من در مورد نارضایی های اصلی از یادگیری مبتنی بر مغز به این قرار است: برخی افراد، اغلب تصویر غلطی از یافته‌ها ارائه می‌دهند. این انتقاد درستی است. بسیاری از مربیان خیرخواه فکر می‌کنند که یک «مطالعه تک رشته ای»، حتی بدون وجود راهکارها کلاس درس را توجیه می‌کند. هیچ گونه مدرک و دلیلی که این امر را به اثبات برساند، نیست. مربیانی که از پژوهش استفاده یا آن را نقل می‌کنند، باید بدانند چه چیزی موجب خوب شدن پژوهش می‌شود؛ چه کسی بودجه آن را تأمین می‌کند؛ پژوهشگر تا چه اندازه شهرت دارد؛ پژوهش چگونه طراحی شده است و آثار غیرمستقیم یافته‌ها و محدودیت های آنها کدامند و امکان دارد داشتن اطلاعات کم خطرناک باشد. بنابراین برای این که مربیان در زمره افراد حرفه ای به شمار آیند، لازم است اطلاعاتشان راجع به یک موضوع معین، بسیار زیاد باشد. امکان ندارد هیچ یک از افراد درگیر در «پژوهش مبتنی بر مغز» همه راهکارهای موجود در تدریس موفقیت آمیز را موجه بدانند.

 

 

 

 

درواقع، اکثر راهکارهایی که برای تدریس موفقیت آمیز پذیرفته می‌شوند، مجموعه ای از روانشناسی بنیادی و خردمندی عمومی هستند که با کوشش و خطا اصلاح شده اند. اما به هر حال یافته های جدید، قادر است همه ما را در جهات سازنده تری هدایت کند. مطالعات ارزشمند جدید بینش هایی ارائه می‌دهند که نشان دهنده این مطلب هستند که انجام دادن برخی اقدامات معین، بسیار معقول به نظر می‌رسد. این عقیده نادرست است که مدرسه را فقط بر اساس پژوهش در مغز پایه گذاری کنیم. زیرا مدارس باید اموری چون بودجه، اهداف، منابع، علایق جامعه محلی، فرهنگ محلی و استانداردها را نیز در نظر داشته باشند، با این حال، مدارسی هم که پژوهش های مغز را نادیده بگیرند، به همان اندازه بی احتیاطی کرده اند. در این رویکرد، هیچ عنصر جدیدی وجود ندارد. وقتی افراد می‌گویند معلمان خوب سال هاست که دارند این طور عمل می‌کنند، چنین افرادی یا خیلی جوان هستند یا حافظه ضعیفی دارند، زیرا همین ۳۵ سال پیش بود که کلاس هایی که فقط با روش سخنرانی در آنها تدریس می‌شد و لبریز از مواد درسی بودند و دانش آموزان ساکت، پشت میزهایشان بی حرکت می‌نشستند، نشانه تدریس خوب به حساب می‌آمدند. این درست است که در طول قرون و اعصار، معلمان از راهکارهای سازگار با مغز استفاده کرده اند، اما دلیل این امر آن نبوده است که آنها درباره مغز اطلاعات زیادی داشته اند. احتمالاً آنها از دانش گرد آوری شده و پالایش شده استفاده می‌کردند. ولی این مطلب نیز حقیقت دارد که اگر مربیان ندانند چرا دارند این گونه عمل می‌کنند، از هدفمندی و حرفه ای بودن فعالیت های آنها کاسته می‌شود.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

گفتاردرمانی آنلاین و اسامی گفتاردرمانان ایران + کاردرمانی و اسامی کاردرمانان ایران صداقت رکن اصلی زندگی موفق و معتبر

 

 

اگر تمایل دارید تا در نزد دیگران از اعتبار و شخصیت والایی برخوردار شوید بهتر است که صادق باشید. اگر علاقه مند هستید تا دیگران گفته ها و سخنان شما را در هر حالتی بپذیرند بازهم بهتر است صادق باشید.

صداقت یا راست گویی یکی از بهترین ویژگی هایی است که هر انسان سالمی می تواند از آن برخوردار باشد. صداقت ابزار قدرت مندی است برای ساختن اعتبار و اطمینان. اولین خصوصیات رفتاری هر معتمدی، صداقت و صراحت اوست. همین صداقت و صراحت است که نیمی از مشکلات ما را به راحتی از بین می برد و دست ما را برای بیان خواسته ها و برنامه هایمان باز تر می کند. صداقت مانند یک نیروی نامرئی، مانع از ادامه اشتباهات و خطاهای ما می شود. چرا که با بیان حقیقت دیگر راهی برای ادامه خطا و اشتباه وجود ندارد و ناخودآگاه راه بیراهه ما به بن بست خواهد رسید.

راستگویی روح و روان را جلا می دهد، قدرت بیان را افزایش می دهد و سخن را شیواتر می سازد. افراد راستگو از قدرت و جرات مناسبی در بیان حقایق برخوردارند و راحت تر می توانند به اعمال و رفتار اشتباه دیگران اعتراض کنند. با صداقت پایه زندگی سالم بنا می شود و استحکام آن دوچندان می گردد. رنجش دیگران از ما کمتر می شود و کمتر خود و اطرافیان دچار دردسر می شویم.

اضطراب و نگرانی با صداقت رابطه متضاد دارد، به عبارتی در صورت برخورداری از صداقت، اضطراب و استرس کاسته می شود و در صورت عدم وجود صداقت، استرس و نگرانی افزایش می یابد.
اعتبار و آبرو موضوع دیگری است که صداقت در آن نقش مستقیم دارد. افراد دروغگو دیر یا زود اعتبار و آبروی خود را نزد اطرافیان از دست می دهند و ارزش کلام آن ها به صفر خواهد رسید. به وعده و قول های آن ها کم تر کسی توجه می کند و کم تر با آن ها معامله می کند. در مقابل آدم های راستگو، افرادی خوش قول و وفادار هستند که تحت هر شرایطی از قول و وعده خود سر باز نمی زنند. آن ها منکر حقایق نمی شوند و خود را به اصطلاح” به کوچه علی چپ…” نمی زنند. قضاوتشان عادلانه است و به راحتی اعتماد دیگران را جلب می کنند.

آن ها دوست ندارد دیگران از اعتماد و اعتبارشان سوء استفاده کنند و برای کسی تبعیض و استثنا قایل نمی شوند. ایمان و عقاید محکم و استواری دارند که به راحتی گرفتار دسیسه و نیرنگ نمی شود. آن ها برای سخن دیگران ارزش قایلند وتا زمانی که خلاف آن اثبات نشود، صحت آن را می پذیرند.

index.jpg10

برای اینکه فرد راستگویی باشیم در مرحله اول بهتر است تا وظایفمان را به درستی انجام دهیم. درست و نادرست هرکاری را بشناسیم و از اعمال اشتباه خود جلوگیری کنیم. ایمان و عقیده مشخصی داشته باشیم و به آن پایبند باشیم.از دروغ و سخنان غیرواقعی بپرهیزیم. زمان رویارویی با مشکلات فورا به دروغ متوسل نشویم. اولین دروغ، آخرین دروغ نخواهد بود زیرا برای اینکه دروغ اول خود را اثبات کنیم باید تا زمان روشن شدن حقیقت در رابطه با آن موضوع به دروغ های خود ادامه دهیم. از قضاوت و محاکمه نترسیم و به خاطر فرار از آن دروغ نگوییم، زیرا اگر به ناحق از محاکمه فرار کنیم در نهایت مجازات الهی گریبانگیر ما خواهد شد، پس بهتر است آن را همان ابتدا بپذیریم و از بدتر کردن اعمال خود با دروغ و افترا بپرهیزیم.

به خوبی در توضیحات بالا مشخص است تنها تصمیم به راستگو شدن کافی است تا قسمت زیادی از اشتباهات و خطاهای ما از بین برود. ما تنها با رعایت راستگویی می توانیم فردی سالم و پرهیزگار باشیم که تا حد زیادی از گناه و اشتباه به دور خواهد بود.

 

 

 

 

 

 

 

 

عشق و محبت ستون خانواده:::گفتاردرمانی جامع آنلاین و اسامی گفتاردرمانان ایران + کاردرمانی و اسامی کاردرمانان ایران

 

 

کسی که بداند محبوب کسی نیست‏ خودش را بی کس و تنها می شمارد، همیشه پژمرده و افسرده است. ولی وجود همسر در زندگی موجب عشق و محبت است. و خلا محبتی انسان را پر می نماید.

 

 

علامه شهید استاد مطهری می گوید: ” قانون خلقت زن و مرد را طالب و علاقمند به ‏یکدیگر قرار داده است، اما نه از نوع علاقه‏ای که به اشیاء دارند. علاقه‏ای که ‏انسان به اشیاء دارد از خود خواهی او ناشی می‏شود، یعنی انسان اشیاء را برای خود می‏خواهد به چشم ابزار به آنها نگاه می‏کند، می‏خواهد آنها را فدای خود و آسایش ‏خود کند، اما علاقه زوجیت‏ به این شکل است که هر یک از آنها سعادت و آسایش دیگری ‏را می‏خواهد، از گذشت و فداکاری درباره دیگری لذت می‏برد.”

 

 

پس فرد زمانی به سعادت و آسایش می رسد که ازدواج درستی کند و به واسطه آن بتواند خود خواهی و خود کامگی را از خود دور نماید.

علل میل به تشکیل خانواده

۱) تشکیل خانواده:تشکیل خانواده یکی از نیازهای فطری بشر، بلکه از فطریات بسیاری از حیوانات است، هر فردی از افراد بشر که به سن رشد و کمال می رسد؛ یعنی به حدی که بتواند خانواده‏ای را تاسیس نماید، دوست می‏دارد که از عضویت‏ خانواده پدر و مادر خود خارج شود و مستقلا تشکیل خانواده بدهد و با همسر و فرزندی، با کمال آسایش زندگی کند.

حب بشر به تشکیل خانواده از حب فطری او به بقا، سرچشمه گرفته است، زیرا بقای هرفردی از افراد بشر و هم ‏چنین بقای اجتماع بشری بستگی به تشکیل خانواده دارد و اگر خانواده از میان برود بقای فرد و نیز بقای جامعه بشری متزلزل می‏شود، چون بیشتر افراد بشر بر حسب طبیعت نمی‏توانند بدون آن که یار و مددکار یا پرستاری داشته باشند، به تنهایی زندگی کنند؛ آیا این نتوانستن به واسطه ادراکات عقلی بشر است که از این جهت ‏بر حیوانات برتری دارد یا از ضعف و ناتوانی جسمی و بهداشتی او نسبت ‏به حیوانات است؟ یا علل دیگری دارد که مربوط به سخن ما نیست و خود بحثی جداگانه است؟ به هرحال بشر برای بقای خود احتیاج به تشکیل خانواده دارد و بدون آن، زندگانی برای او بسیار دشوار بلکه غیر ممکن است؛ زیرا در اثر عدم تشکیل خانواده، حیات فرد متزلزل شده و رو به نابودی می‏رود و در آن صورت است که ‏حیات اجتماعی نیز رو به انحلال می رود.

 

 

۲) عاطفه بشری: از امتیازاتی که بشر بر حیوانات دارد، داشتن عاطفه و مهربانی است. آن اندازه که بشر فرزند یا پدر و مادر یا بستگان و خویشاوندان خود را دوست می‏دارد و به آنها مهر می‏ورزد و از ناراحتی یا مرگ آن‏ها پریشان می‏شود و در غم ایشان می‏سوزد، حیوانات چنین نیستند.
عاطفه بشری یکی از علل تشکیل خانواده است، کسانی که عاطفه ندارند، از بشریت دورند و از استثناهایی هستند که در جمیع قواعد و قوانین کلی یافت می‏شوند.عاطفه بشری نیز به تنهایی اقتضا دارد که بشر تشکیل خانواده دهد؛ زیرا بشر به ‏کسی که عاطفه می‏ورزد با او بودن را دوست دارد و جدایی او را دشمن می داند شکوه ‏هایی که عشاق از فراق معشوق، یا پدر و مادر از فراق فرزند می‏کنند، از عاطفه بر می‏خیزد.

 

 

۳) انس فطری: از علل دیگری که موجب تشکیل خانواده می‏شود، انس است. انس از فطریات بشر است، هر فردی از افراد بشر اگر چندی با موجودی بگذراند و روزگاری را با او طی کند، با او انس پیدا می‏کند. گاه با گلی یا درختی انس پیدا می‏کند، گاه با خانه‏ای یا شهری یا کشوری، گاه با شخص معینی یا دسته‏ای از مردم مانوس می‏شود و از جدایی آن‏ها رنج می‏برد. انس بشر به همسر و فرزند، یکی دیگر از علل تشکیل خانواده است.
عامل اساسی خانوادهپس از این که به علل تشکیل خانواده و لزوم آن پی بردیم، حال باید عامل اساسی این خانواده را بشناسیم.

 

 

عامل اساسی و اصلی تشکیل خانواده، زن است؛ زیرا مرد هرچند خواهان تشکیل خانواده باشد نمی‏تواند رل اساسی را در آن بازی کند از این‏ نظر، بزرگ ‏ترین و مهم ‏ترین وظیفه‏ای که بر دوش زن نهاده شده است و او نیز توانایی انجام آن را دارد، همانا تشکیل خانواده است که پایه و بنیاد تمام تشکیلات اجتماعی است، اگر تشکیلات خانواده منظم و مرتب شد، تشکیلات اجتماعی مرتب خواهد شد؛ پس گزافه نگفته‏ایم اگر بگوییم پایه اساسی تمام سازمان‏های اجتماعی بردوش زن نهاده شده است. خداوند حکیم قدرت فوق العاده‏ای به زن عطا فرموده است. سعادت و خوشبختی خانواده و بدبختی خانواده نیزدر دست او می باشد.

 

 

زن می تواند خانه را به صورت بهشت ‏برین در آورد، و می تواند به ‏صورت جهنم سوزانی تبدیل سازد، می تواند شوهرش را به اوج ترقی ‏برساند و میتواند به خاک سیاهش بنشاند. زن اگر به فن شوهرداری آشنا باشد و وظائفی را که خدا برایش مقرر فرموده انجام دهد می تواند از یک ‏مرد عادی بلکه از یک مرد بی‏عرضه و بی‏لیاقت ‏یک شوهر لایق و آبرومند بسازد. یکی از دانشمندان می نویسد: زن قدرت عجیبی دارد، مثل قضا وقدر است، هر چه بخواهد همانست.

 

 

اسمایلز می گوید: اگر زن با تقوی و خوش خلق و کدبانویی در خانه‏ محقر و فقیری باشد آن خانه را محل آسایش و فضیلت و خوشبختی ‏می سازد.

 

ـ ناپلئون میگوید:اگر می خواهید میزان تمدن و پیشرفت ملتی را بدانید به زنان آن ملت‏ بنگرید.

ـ بالزاک میگوید: خانه بی‏ زن عفیف، قبرستان است.

 

ـ شکسپیرمی گوید: چیزی که در زن، قلب مرا تسخیر می کند مهربانی ‏اوست نه روی زیبایش. من زنی را بیشتر دوست دارم که مهربانتر باشد.

ـ امام رضاعلیه السلام می فرماید: بعضی زنها برای شوهرشان‏ بهترین غنیمت هستند: زنانی که به شوهرشان اظهارعشق ومحبت می کنند.

ـ پیغمبراکرم صلی الله علیه وآله فرمود: بهترین زنان شما، زنهایی‏ هستند که دارای عشق و محبت‏ باشند.

بنابراین راز اصیل آفرینش زن چیزی غیر از گرایش غریزی واطفاء نائره شهوت می‏باشد که خداوند آن را آرامش زن ومرد بیان کرده واصالت را در ایجاد این آرامش به زن داده و او را در این امر روانی اصل دانسته ومرد را مجذوب مهر زن معرفی کرده است. ضمن آن که حقیقت هر دو را یک گوهر دانسته وهیچ امتیازی از لحاظ مبدا قابلی آفرینش بین آنها قائل نشده است. در سوره اعراف می‏فرماید:” هو الذی خلقکم من نفس واحدة و جعل منها زوجها لیسکن الیها….” ( اعراف/۱۸۹)

منظور از نفس واحده همان حقیقت واحده و گوهر واحد است. یعنی مبدا قابلی همه انسانها یک حقیقت است ودر این امر هیچ فرقی بین زن ومرد نیست، چنانکه هیچ امتیازی بین انسان اولی وغیر اولی نیست واین گونه از تعبیرها همانند تعبیر به بنی‏آدم است که شامل همه انسانها حتی حضرت آدم نیز خواهد شد نظیر آیه ذریه:
” و اذ اخذ ربک من بنی‏آدم من ظهورهم ذریتهم…” (اعراف/۱۷۲))

” وهنگامی را که پروردگارت از پشت فرزندان آدم، ذریه آنان را برگرفت…” که این اخذ میثاق اختصاص به فرزندان آدم ندارد بلکه شامل آن حضرت هم خواهد بود.
کلمه “نفس″ در آیه مزبور تانیث ‏سماعی ومجازی دارد نه حقیقی وتانیث کلمه واحده به همین لحاظ است ومعنای نفس واحده همانا حقیقت واحد اصل فارد است.

 

منظور از زوج در این آیه نیز زن است که همسر مرد است. و بهترین تعبیر از زن کلمه زوج است نه زوجه که جمع آن ازواج است نه زوجات. وتعبیر از زن به کلمه زوجه فصیح نیست‏ بلکه راغب در مفردات آن را لغت ردیئه دانسته وبه همین خاطر در هیچ قسمت از قرآن از زن به عنوان زوجه واز زنان دنیا یا آخرت به عنوان زوجات یاد نشده بلکه فقط زوج وازواج یاد شده است.
چون عنوان زن با تعبیر زوج مطرح شده قهرا مرد به عنوان شوهر از آیه استفاده می‏شود و ضمیر مذکر لیسکن، به مرد بر می‏گردد یعنی مرد بدون آفرینش زن سکینت وآرامش ندارد ونیازمند به انیس است.

مرجع ضمیر مؤنث – الیها نفس واحده نیست وبلکه به زوج بر می‏گردد یعنی زن ومفاد آن چنین می‏شود که گرایش انسی مرد به زن است وبدون آن مانوس نیست وبا وی انس گرفته وآرام می‏شود.
” و من آیاته ان خلق لکم من انفسکم ازواجا لتسکنوا الیها و جعل بینکم مودة و رحمة ان فی ذلک لایات لقوم یتفکرون.”(روم/۲۱)؛ ” و از نشانه‏های او این که از خودتان همسرانی برای شما آفرید تا بدانها آرام گیرید، ومیانتان دوستی و رحمت قرار داد. آری، در این نعمت‏ برای مردمی که می‏اندیشند نشانه‏هایی است.

index.jpg2

 

رابطه فرزند با پدر و مادر

 

پس از این که به الزام تشکیل خانواده و ضرورت آن و نحوه روابط زن و مرد پی بردیم، حال باید ببینیم که در این خانواده فرزندان چگونه باید تربیت شوند و نحوه روابط آنها با والدین خود چگونه باید باشد.
مهم ‏ترین رابطه میان انسانی با انسان دیگر، رابطه فرزند با پدر و مادر است که اصل وجود فرزند وابسته به آنها است.آنچه پدر و مادر برای فرزند انجام می‏دهند، به هیچ وجه قابل جبران و مقابله نیست و از این رو نمی‏توان بر اساس قاعده قسط و عدل رفتار آنان را پاسخ داد. گویا به همین دلیل است که قرآن کریم معیار ارزش را در رابطه با پدر و مادر، احسان قرار داده است و در هیچ آیه‏ای نیامده که فرزند باید با پدر و مادر رفتاری عادلانه داشته باشد؛ زیرا در چنین موضوعی، عدل کارایی ندارد.

قرآن کریم در آیات فراوانی فرزند را توصیه به احسان به پدر و مادر خویش می‏کند و تعبیرهای خاصی در این باره به کار می‏برد که حاکی از اهمیت فوق العاده مسأله است. در آیه ۳۶ از سوره نساء پس از امر به عبادت خدا و شرک نورزیدن به او، بی‏ درنگ می‏فرماید: و به پدر و مادر احسان کنید؛ .

در جایی دیگر، قرآن کریم سفارش می‏کند که در برخورد با پدر و مادر پیر و فرتوت خود، اظهار خستگی و ناشکیبایی نکنید و آن گونه نباشید که آنان احساس کنند شما از خدمت کردن به ایشان خسته شده‏اید: اگر یکی از آن دو یا هر دو در کنار تو به سالخوردگی رسیدند به آنها اف مگو، به آنان پرخاش مکن و با آنها سخنی شایسته بگوی. و از سر مهربانی، بال فروتنی بر آنان بگستر و بگو: پروردگارا، آن دو را رحمت کن، چنان که مرا در کودکی پروراندند.؛

 

بنابراین اگر انتخاب زن و مرد در ابتدا برای ازدواج با معیارهای صحیح انجام شود؛ خانواده ای تشکیل می دهند که محیط مساعدی برای تربیت و رشد و شکوفایی فرزندان می باشد و در نهایت خانواده انسانهای وارسته و شایسته ای به جامعه تقدیم می نماید.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

عادت قدر شناسي را در خود تقويت كنيد گفتاردرمانی جامع انلاین فرذیس کرج +

• هر وقت به كسي لطف مي كنيد اعتماد به نفس شما به همان مقدار بالا مي رود .
• بهترين عبارت براي حل يك اختلاف اين است « شايد من اشتباه مي كنم .»
• راست بايستيد ، سرتان را بالا نگه داريد و سر حال و قبراق راه برويد خواهيد ديد احساس عملكرد بهتري داريد.
• عادت قدر شناسي را در خود تقويت كنيد .
• ياد گيري صحبت كردن در جمع اعتماد به نفس شما را به ميزان بسيار زيادي افزايش مي دهد .
• لازمه اعتماد به نفس اين است كه شهامتش را داشته باشيد كه به روش خودتان زندگي كنيد .
• نقاط ضعف هر كسي بيشتر از نقاط قوت اوست . هميشه روي نقاط قوت خود تمركز كنيد .
• افكارتان را روي كاغذ بياوريد . كار ها را اولويت بندي كنيد و هميشه از مهمترين آنها شروع كنيد .
• هرگز جز به بهترين نحوي كه مي توانيد اقدام به انجام كاري نكنيد .
• توانايي درست عمل كردن در شرايط بحراني, معيار واقعي شخصيت فرد است .
• ذهن خودتان را با حرفها ، انديشه ها ، كتابها و گفتگو هاي مفيد پر كنيد .
اگر مي توانيد چيزي را تصور كنيد ، قادر به انجام آن نيز خواهيد بود.
• مي خواهيد سرعت موفقيت خود را بيشتر كنيد ؟ پس بايد دو برابر قبل شكست بخوريد.
• عادت انسانهاي موفق اين است كه در همه كارهايشان قاطعيت دارند.
• 95% از احساسات شما به اين بستگي دارد كه وقايع را براي خود چگونه تفسير مي كنيد .
• شجاعت ، فقدان و نبودن ترس نيست ، كنترل و تسلط بر ترس است.
• با همه انسانها تحت هر شرايطي با صداقت رفتار كنيد.
• آمادگي, مشخصه افراد ماهر و تواناست . قبل از هر گفتگو يا مذاكره اي خود را آماده كنيد .
• هرگز تصور نكنيد همه چيز را مي دانيد. سوال كنيد .
• احساسات خود را كنترل كنيد. قبل از هر واكنشي نفس عميق بكشيد و تا ده بشماريد .
افرادي كه كار را سريعتر انجام مي دهند از ديد همه, افراد توانا تر و بهتري هستند .
• شهامت يعني تمايل به انجام كار بدون آنكه تضميني براي رسيدن به نتايج مطلوب وجود داشته باشد .
• بدترين نوع استفاده از وقت اين است كه كاري را كه لازم نيست به بهترين شكل انجام دهيد .
• ذهن خلاق داشته باشيد . هميشه درپي يافتن راههاي جديدتر، سريعتر، بهتر و موثرتر در حل مشكل باشيد .
• هيچ كس جز خودتان نمي تواند مانع شود كه در زندگي تان جزء بهترين ها باشيد ….

 

 

 

 

 

 

 

گفتاردرمانی جامع انلاین فرذیس کرج + شما به همان اندازه خوشبخت هستيد كه خودتان مي خواهيد .

 

 

 

• اگر به نداي درون خود گوش دهيد و از فطرت خود پيروي كنيد احتمال اشتباه بسيار كم خواهد شد .
• شما به همان اندازه خوشبخت هستيد كه خودتان مي خواهيد .
• انكار, ريشه بسياري از بيماريهاي روحي است . چيزهايي كه در زندگي حاضر نيستيد بپذيريد را ريشه يابي كنيد .
• مهمترين ارزشهاي زندگي در وجود كساني است كه دوستشان داريد و كساني كه دوستتان دارند.
• اعتماد به نفس يك نگرش است و نگرشها از واقعيت ها مهمترند .
• تمركز كامل بر روي هدف اصلي, در شما احساس قدرت ، اراده و استقلال ايجاد مي كند .
• زير بناي اعتماد به نفس در هر زمينه اي تهيه مقدمات و آمادگي است .
• هر چه بيشتر ياد بگيريد و دانش خود را بالا ببريد اعتماد به نفستان نيز بيشتر مي شود .
• در زندگي امنيتي وجود ندارد آنچه وجود دارد فقط موقعيت است .
• ثبت هدفهايتان بر روي كاغذ احتمال دستيابي به آن را 100% افزايش مي دهد .
• در تمام عمر يك دانش آموز باقي بمانيد . هر چه بيشتر ياد بگيريد اعتماد به نفس بيشتري خواهيد داشت .
• كينه و نفرت را از خود دور كنيد و تمام كساني را كه به شما آسيب رسانده اند ببخشيد و خود را آزاد و رها سازيد.
• هر روز يك ساعت وقت خود را صرف مطالعه در راستاي اهدافتان كنيد.
• سه در صد از درآمدتان را براي ياد گيري مداوم روي خودتان سرمايه گذاري كنيد .
• لازمه اعتماد به نفس داشتن سلامتي كامل, انرژي زياد و معاشرت با انسانهاي مثبت است .
• ذهن خود را با افكار سالم تغذيه كنيد و محيط خود را مثبت و سازنده انتخاب كنيد .
• كنترل پيامهايي را كه به ذهن خود آگاه خود مي دهيد در دست بگيريد .
• گفتگوي دروني خود را كنترل كنيد و با خودتان به نحو سازنده و مثبت گفتگو كنيد .
• تحت هر شرايطي از معاشرت با افرادي كه تفكر منفي دارند خود داري كنيد .
• اگر فكر مي كنيد براي شادي و خوشبختي شما, بايد فكر و رفتار ديگري تغيير كند محكوم به شكست هستيد.
• با ديگران با احترام ، ملاحظه ، ادب و احترام رفتار كنيد و ببينيد چقدر در شادي و اعتماد به نفس شما موثر است .

 

 

 

 

 

گفتاردرمانی جامع انلاین فرذیس کرج + شما هيچ محدوديتي در توانايي انجام كارنداريد جز محدوديتهايي كه خودتان در ذهنتان ايجاد ميكنيد 1.

  1. شما هيچ محدوديتي در توانايي انجام كارنداريد جز محدوديتهايي كه خودتان در ذهنتان ايجاد ميكنيد .

  2. در درون جسارت ، نبوغ و قدرت سحر آميزي نهفته است .

  3. ترس و ترديد دشمنان اصلي موفقيت و كاميابي هستند .

  4. خودتان را با ديگران مقايسه نكنيد ،بلكه با بهترين كسي كه مي توانيد باشيد مقايسه كنيد .

  5. در نخستين ملاقات با كسي ،در چشمهايش نگاه كنيد ، نامتان را به وضوح بگوييد و محكم به او دست بدهيد .

  6. ذهن شما مانند ماهيچه عمل مي كند . هر چه بيشتر آن را به كار گيريد قوي تر مي شود .

  7. ابتدا فكر كنيد ، تصميم بگيريد و سپس عمل كنيد . در كار مصمم باشيد .

  8. در تمام زندگي مسئوليت اعمالتان را به عهده بگيريد و از اينكه ديگران را مقصر بدانيد دست برداريد .

  9. آنقدر اعتماد به نفس را در خود تجسم كنيد تا تحقق پيدا كند .

  10. خوشبين باشيد. در هر شرايطي به دنبال يافتن نقاط مثبت باشيد .

  11. هر مشكلي را كه در درون با آن مواجه مي شويد بذر موفقيت به همان اندازه به وجود مي آيد .

  12. ترديد داشتن نسبت به خود ، در از بين بردن نيروهاي بالقوه دروني ، از محدوديتهاي بيروني قوي تر است.

  13. از امروز تصميم بگيريد به جاي آن كه قرباني تغيير باشيد استاد تغيير شويد .

  14. بهترين راه پيش بيني آينده ساختن آن است .

  15. كليد موفقيت اين است . كارهايي كه از انجام آن وحشت داريد انجام دهيد .

  16. به آنچه كه مي خواهيد باشيد فكر كنيد نه آنچه نمي خواهيد.

  17. مكتوب كردن هدفها سريعتر از هرعامل ديگري در شما اعتماد به نفس ايجاد مي كند .

  18. به خودتان ايمان داشته باشيد . تنها نبض اين كلام استوار, مي تواند تمام توانتان را به تپش در آورد .

  19. هر چيزي كه با تمام وجود به آن معتقد باشيد به واقعيت بدل مي شود .

  20. اعتماد به نفس در دنياي بيرون با زندگي شرافتمندانه در دنياي درون آغاز مي شود.

 

 

 

 

 

خط شناسی+گفتاردرمانی جامع انلاین فرذیس کرج +

« خط شناسي »

دستخط هركس اسرار نهفته اي را در مورد شخصيت او آشكار مي كند.

تحليل دستخط هرفرد مي تواند بيش از 100 خصوصيت از شخصيت او را براي ما معرفي كند
و ما مي توانيم نكات مهمي را در مورد خصوصيات فرد و روابط شخصي و روابط شغلي وي دريابيم.

ميخواهيد به برخي از حقايقي كه در دستخط شما نهفته ، آگاهي يابيد؟!…

ما در اين مورد به شما كمك كرده ايم:

image002

دستخط و نوع واكنش فرد در قبال مسايل مختلف زندگي

ميزان شيب دستخط هركس، نشاندهنده نوع واكنش عاطفي فرد در موقعيتهاي عاطفي است.

هر قدر دستخط شما به سمت راست يا چپ متمايل باشد ( شكل 1 و 2 ) ، واكنش شما در قبال مسايل زندگي، عاطفي تر است. يعني: « شما تحت فرمان قلب خود هستيد». و اگر دستخط شما حالت عمودي دارد (شكل3) ، واكنش هاي شما بيشتر منطقي و عقلاني است. يعني معمولاً براساس حقايق، اطلاعات و منطق، واكنش نشان مي دهيد و واكنش شما در قبال مسايل مختلف زندگي، كمتر جنبه احساسي دارد. يعني: « شما تحت فرمان مغز خود هستيد».

 

image004

دستخط و شيوه تفكر

مردم به روشهاي مختلفي مي انديشند. شما چطور!؟… آيا درك بسيار سريعي داريد و قبل از آنكه توضيح گوينده راجع به مسئله اي به پايان برسد، منظور وي را به خوبي در مي يابيد و يا خير، در اين زمينه كندتريد و بايد با دقت بيشتري به مطالب توجه كنيد و دير به نتيجه گيري مي پردازيد؟

نحوه نوشتن حروف m و n بيانگر روش تفكر شماست ( در زبان فارسي، احتمالاً طرز نوشتن حروف دندانه دار مثل « س » و «ش » و غيره مي تواند روش تفكر شخص را نشان دهد).

اگر شما حروف m و n را بصورت نوك تيز مي نويسيد كه شبيه  w و u مي شود( شكل 4 )، شما فردي سريع الانتقال هستيد كه مسايل را خيلي زود درك مي كند. اما اگر حروف m و n را به شكل قوس دار مي نويسيد (شكل 5) ، شما فردي دقيقتر هستيد ولي سرعت درك كمتري داريد.

 دستخط و قدرت تجزيه و تحليل فرد

اگر شما حروف m و n را بصورت خطوطي شكسته مي نويسيد ( شكل6)، بطوري كه در بين دندانه ها، حرف v كوچكي ايجاد مي شود، شما از قدرت تحليل خوبي برخورداريد. اما اگر دندانه هاي حروف m و n را قوس دار مي نويسيد (مثل دستخط بچه هاي ابتدايي)، در زمينه تجزيه و تحليل مسايل ضعيف هستيد (شكل7).

image010

دستخط و رك گويي شخص

اگر در زندگي شخصي رك گو و صريح هستيد و براي طرح يك موضوع اصلاً طفره نمي رويد و زياد به مقدمه چيني نمي پردازيد، شما معمولاً نخستين حرف از هركلمه را از بالاي خط تراز، نمي نويسيد(شكل8). اما اگر نخستين حرف از هر كلمه را از روي خط تراز شروع مي كنيد (شكل9) ، شما فردي هستيد كه در رفتار و گفتار خود حاشيه مي رويد و حرفتان را رك و صريح بيان نمي كنيد. مثلاً ابتدا از وضعيت آب و هوا مي گوييد، بعد راجع به بازي فوتبال شب قبل صحبت مي كنيد و بعد شروع به گفتن حرف مورد نظرخود مي نماييد.

image012

اكنون شما چه فكر مي كنيد!؟. . .

اكنون شما فكر مي كنيد، فردي كه تحت فرمان مغز خويش است، مطالب را سريع درك مي كند، تحليل گر است و رك گو مي باشد، با فردي كه تحت فرمان قلب خويش است، مطالب را بطور آهسته تر و دقت و توجه بيشتري درك مي كند، چندان تحليل گر نيست و در گفتار و كردار خود، مستقيم به سر اصل مطلب نمي رود، آيا اين دو نفر مي توانند با هم دوست شوند، ازدواج كنند و سازگاري داشته باشند!؟…

البته من ! فكر ميكنم، شناخت ، درك، معتبر شمردن و احترام گذاشتن به تفاوتهاي يكديگر، مي تواند مسيري طولاني به سمت سازگاري و توافق دو نفر باشد و تحليل دستخط افراد، نه مانع سازگاري و به تفاهم رسيدن آنها باهم ، بلكه كمكي در راه تشخيص و درك تفاوتهاي آنان جهت سعي در به تفاهم رسيدن آنها باشد.

 

 

 

 

 

قانون زندگی+گفتاردرمانی جامع انلاین فرذیس کرج

قانون زندگی…

 به شما جسمی داده می‌شود. چه جسمتان را دوست داشته یا از آن متنفر باشید، باید بدانید كه در طول زندگی در دنیای خاكی با شماست.

***********

چگونه جوان بمانیم

1-اعداد و ارقام غیر ضروری رو دوربنداز!

این اعداد شامل سن، قد و وزن میشه

بگذار دکترها راجع به این عددها نگران باشن

خوب واسه همینه که بهشون ویزیت می دی.

 

 

 

 

 

 

 

 

چطور با خانواده همسرمان کنار بیاییم ؟+گفتاردرمانی جامع انلاین گوهردشت کرج

برای بسیاری از زوجهای جوان ،برقراری روابط حسنه با خانواده همسر کار مشکلی است.اما نکته های زیر به شما کمک می کند که آسانتر بتوانید با خانواده همسرتان کنار بیایید.

 

1-عقایدتان را برای خودتان نگه دارید

بنا به تیپ شخصیتی تان ممکن است خاموش ماندن و اظهار نظر نکردن برای شما سخت یا آسان باشد.اما در هر حال نهایت تلاشتان را بکنید و در مواقعی که با نظریات خانواده همسرتان مخالف هستید، اظهار مخالفت نکنید.بهتر است حتی اگر نظر شما را هم جویا شدند ،شما با سیاست و ادب از جواب دادن طفره بروید.اینکار اصطکاک بین شما و خانواده همسرتان را کم می کند.

2-بیشتر گوش کنید-پر حرفی نکنید!

معمولا وقتی آدمها پر حرفی می کنند حواسشان کاملا به آنچه می گویند جمع نیست .برای اینکه همیشه سنجیده سخن بگویید باید بیشتر شنونده باشید.گاهی فضای صمیمیت شما را به پر گویی تشویق می کند؛همیشه در مقابل این وسوسه مقاومت کنید.

3-مودب باشید

لطفا،خواهش می کنم و متشکرم کلمات جادویی هستند.همیشه از آنها استفاده کنید.

4-ملاقاتهایتان را کوتاه اما شیرین کنید

هر چه بیشتر کنار خانواده همسرتان باشید احتمال ایجاد برخورد هم بیشتر می شود.اگر حس کردید فضای اتاق پر تنش شده است،بدون آنکه به روی خود بیاورید به آرامی اتاق را ترک کنید ،به آشپزخانه بروید و یک لیوان آب بخورید.این کار شما تنش را کمتر می کند.ضمنا کمک در کارهای خانه هم به روابط شما و خانواده همسرتان کمک زیادی می کند.چیدن میز غذا،خشک کردن ظرفها یا هر کار دیگری که باعث ایجاد تحرک در محیط شود از اوج گرفتن تنش جلوگیری می کند.

5-کارت تبریک و هدیه فراموشتان نشود

مناسبات را همیشه یادداشت کنید.می توانید با تهیه یک کارت قشنگ یا یک هدیه کوچک دل اعضای خانواده همسرتان را به دست بیاورید.اگر بچه دارید ،هر چند ماه یکبار یکی از عکسهای قشنگ او را انتخاب کنید و در یک قاب زیبا آن را به مادر و پدر همسرتان هدیه بدهید.

6-بخشی از تعطیلات را در کنار آنها بگذرانید

اگر در طول تعطیلات به خانواده همسرتان سر نزنید و آنها را تنها بگذارید،این حس به آنها القا می شود که شما فرزندشان را دزدیده اید! حتی اگر به خودتان هم خوش نمی گذرد به خاطر همسرتان بخشی از تعطیلات را در کنار خانواده او باشید و با خوشرویی تلاش کنید به همه خوش بگذرد.

7-به نصایح آنها با حوصله گوش کنید

اگر شما را نصیحت کردند یا از شیوه زندگی تان انتقاد کردند،به جای حاضر جوابی و اخم کردن با آرامش به حرفهایشان گوش کنید.قرار نیست که شما حتما به آن نصیحت عمل کنید.فقط به آن گوش دهید ، لبخند بزنید و با ظرافت موضوع را عوض کنید.

8-لباس مناسب بپوشید

سعی کنید همیشه در جمع خانواده همسرتان لباس خوش دوخت و مناسب بپوشید.از پوشیدن تی شرت و گرمکن گشاد به شدت خودداری کنید.لباس خوش دوخت اندام هم شما را بهتر نشان می دهد و هم ظاهرتان را آراسته تر می کند.با چنین ظاهری دیگر اظهار نظرهایی مثل “وای چقدر چاقی / لاغری” را کمتر می شنوید.

9-خانه تان را تمیز کنید

حتی اگر هیچ وقت خانه تمیز و مرتبی ندارید،پیش از آمدن خانواده همسر همه جا را تمیز کنید.حتی کمدها را هم مرتب کنید.چون ممکن است آنها از سر کنجکاوی سری هم به آنجا بزنند!

 

 

 

 

 

 

 

زندگی پس از طلاق+گفتاردرمانی جامع انلاین سه راه گوهردشت کرج

طلاق حادثه ای مهم و سهمگین در زندگی است و دوران پس از طلاق پستی ها و بلندی های زیادی دارد.گاهی فشار و ضربه روحی طلاق آنقدر زیاد است که زخمی عمیق و همیشگی بر جای می گذارد.بعضی ها جدایی را هرگز باور نمی کنند و نمی پذیرند و بعضی دیگر پس از مدتی زندگی عادی روزمره را پیش می گیرند اما در باقی روزهای زندگی تلخی طلاق و ترس از وابستگی و جدایی را به دوش می کشند.

حتی به هم خوردن نامزدی هم می تواند به همین صورت دردناک و ناراحت کننده باشد.اما برای هر دردی درمانی هم وجود دارد.شما با رعایت چند نکته ساده می توانید ناراحتی و افسردگی پس از طلاق را تا حد زیادی تخفیف دهید و خود را برای زندگی پس از طلاق آماده کنید.

احساساتتان را سرکوب نکنید

همه کسانی که طلاق را تجربه کرده اند می دانند که خشم وافسردگی چاشنی لاینفک آن است.غالبا مردم از احساس ناراحتی،غصه،افسردگی و خشم ،می ترسند.گاهی قدرت این احساسات تیره و تار به حدی است که می تواند همه زندگی شما را تحت الشعاع خود قرار دهد.اما باید آگاه باشید که گرچه ممکن است این احساسات خیلی شدید و منفی باشند اما مقطعی هستند و تجربه آنها شما را نابود نمی کند و اگر به خودتان اجازه بروز این احساسات را بدهید خیلی حالتان بهتر خواهد شد.از سوی دیگر اگر شما آگاهانه یا ناخودآگاه احساس خشم وغم ناشی از طلاق را سرکوب کنید ،هرگز دیگر نمی توانید رابطه ای سالم و صحیح برای ازدواج برقرار کنید و همیشه کوله بار زخمهای کهنه را به روابط جدیدتان وارد می کنید.پس به جای فروخوردن احساساتتان ،آنها را بیرون بریزید و بروز دهید.

زندگی ادامه دارد

معمولا وقتی دو نفر تصمیم به ازدواج می گیرند،رویاها و خواسته های مشترک و شیرینی را در سر می پرورانند.یکی دیگر از کارهای دردناک پس از جدایی فراموش کردن این آرزوها است.این کار بسیار مشکل است چون همان رویا ها هستند که توان حرکت رو به جلو را به شما می دهند.اما باید به یاد داشته باشید که جدایی از کسی که کاخ آرزوهایتان را با او ساخته بودید به معنای پایان همه چیز و نابودی رویاهایتان نیست.شما هستید که باید خود را بازیابید و آرزوها و اهدافی که با شرایط کنونی شما هماهنگ هستند را به اجرا درآورید

یکی از مهمترین نیاز های افرادی که واقعه بزرگی مثل طلاق را پشت سر گذاشته اند ،داشتن کسی است که به حرفهایشان گوش بدهد.کسی که آنها را قضاوت نکند و با دلسوزی با آنها همدردی کند.از دوستان و نزدیکانتان بخواهید که بدون اظهار نظر پای درد دل شما بنشینند و فقط گوش بدهند.لازم نیست شما را نصیحت کنند و یا نظرشان را راجع به احساسات تلخ شما ابراز کنند.پس خجالت نکشید و خواسته خود را ابراز کنید و تقاضای کمک کنید.اگر چنین شخصی در اطرافیان شما وجود ندارد می توانید از یک مشاور کمک بگیرید.

 

 

اشتباهاتتان را بپذیرید

بخش مهمی از سفر شما به سمت بازیابی سلامت روانتان،درک اتفاقاتی است که باعث جدایی شما شده است.شما باید با صداقت کامل تمام اتفاقات و مسیری را که باعث اختلاف و در نهایت جدایی شما و همسرتان شده است را با خود مرور کنید.سعی کنید به جای ملامت کردن طرف مقابل ،نقش خود را در کل ماجرا پیدا کنید و با شجاعت خطاهایتان را بپذیرید.به انتخاب های اشتباهتانفکر کنید .چه کارهایی را می توانستید متفاوت انجام دهید؟ آیا اگر دوباره در همان شرایط قرار بگیرید, عکس العملتان متفاوت خواهد بود؟این بازنگری را به هدف توانمند کردن خود انجام دهید. به خاطر داشته باشید که شما قربانی این ازدواج نبوده اید و حتما سهمی در اشتباهات و یا مسیری که به جدایی ختم شده است ،داشته اید.این فکر به شما اعتماد به نفس می دهد و توانمندتان می کند.

به دلایلی که به خاطر آنها همسر سابقتان را انتخاب کرده بودید فکر کنید.معمولا اغلب ما تنها دلیل انتخاب همسرمان را “دوست داشتن” می خوانیم.اما در واقع آنچه ما دوست داشتن می خوانیم نیازهای بی پاسخی است که اغلب حس می کنیم.مثل نیاز به مورد محبت واقع شدن،نیاز به اینکه کسی عاشق ما باشد و به ما احتیاج داشته باشد.نیاز به پیدا کردن کسی شبیه به پدر و یا مادر که به ما در تخفیف کمبودهای دوران کودکی کمک کند .نیاز به کسی که ما را تائید کند و حس خوبی به ما القا کند.ترسها هم می توانند ما را به علاقه مند شدن به شخص دیگری ترغیب کنند.ترس از تنها بودن وبی پشتوانه بودن از شایع ترین ترسهایی است که ما را به سمت ازدواج سوق می دهد. اما آیا این دلایل می توانند پایه محکمی برای یک زندگی زناشوئی موفق باشند؟ بدون شک جواب این سئوال منفی است.شما باید همسر خود را به خاطر فضائل اخلاقی او،مشترک بودن اهداف کلی زندگی و داشتن همراهی رهرو در سفر زندگی انتخاب کنید.

بخشش بر هر درد بی درمان دواست

 

هم خود و هم همسر سابقتان را ببخشید.به این فکر کنید که هر دوی شما نسبت به میزان آگاهی و تجربه خود بهترین عملکرد را در شرایط بحران انجام داده اید و حتی اگر یکدیگر را آزار هم داده اید به خاطر بدجنسی و توهین نبوده بلکه شرایط اینگونه اقتضا می کرده است و شاید هم به خاطر دفاع و حفظ خود در آن لحظات مجبور به بروز چنین رفتارهایی شده اید.بخشش شما را از قید تنفر و افسردگی و ملامت آزاد می کند .البته نباید انتظار داشته باشید که بخشش و فراموشی آسان حاصل شود.بخشش به تمرین نیاز دارد.تمرین مداوم و روزانه.به همسر سابقتان فکر کنید و او را برای همه چیز ببخشید

 

رابطه را کاملا قطع کنید.

 

برای فراموش کردن همسر سابقتان باید 3 تا 6 ماه او را اصلا نبینید.شاید فراموش کردن او سخت ترین و دردناکترین بخش طلاق باشد چون شما به حضور فیزیکی او و دوستی نزدیک با او عادت کرده اید و همیشه از دست دادن یک دوست و امین حتی به هر دلیلی که باشد بسیار مشکل است.اما اگر می خواهید از عواقب و آسیبهای طلاق شفا یابید بایداین دوست را از دست بدهید.سعی کنید تماس خود را با او به حداقل برسانید و اگر بچه دارید اجازه بدهید والدین شما بچه را به ملاقات پدرش ببرند.

 

 

در آخر باید بدانید که طلاق یک عمل پر استرس و دردناک است که مسیر زندگی شما را برای همیشه تغییر می دهد.برای مواجهه با این تغییر باید قوی باشید و از خود مواظبت کنید. غذای خوب بخورید،ورزش کنید و خوب بخوابید.برای تقویت روحتان هم می توانید به کارهای خلاق هنری یا ورزشهایی چون یوگا روی آورید.نقش دوست خوب هم در این دوران بسیار حیاتی است.اجازه ندهید تنهایی اذیتتان کند.دوستان خوبی پیدا کنید و با آنها به مسافرت بروید.طلاق آخر زندگی نیست ،بلکه شروعی دوباره با کوله باری پر بارتر از تجربه است

شخصیت شناسی

زیگموند فروید

فروید یکی از بارزترین شخصیت های علمی قرن بیستم است. او در 6 ماه مه 1856 به دنیا آمد و در در 23 سپتامبر 1939 از دنیا رفت. او اطریشی بود و از بنیانگذاران دانشکده روانپزشکی. بیشترین شهرت فروید مربوط به کار های او در زمینه روان شناسی تمایلات جنسی، رویا ها و ضمیر نا خود آگاه است. او به عنوان پدر علم روان تحلیل گری شناخته می شود.

این یک تست وانشناسی است که توسط زیگموند فروید طراحی شده.

فرض کنید که در خانه هستید و پنج اتفاق زیر همزمان پیش میاد.

1- تلفن زنگ میزنه
2- بچه تان گریه میکنه.
3-یکی داره در خونه رو می زنه و صداتون میکنه.
4- لباس ها را بیرون روی طناب پین کرده اید و بارون میگیره .
5- شیر آب رو در آشپز خانه باز گذاشتید و آب داره سر ریز میشه.
خب حالا با این وضعیت شما به ترتیب کدوم کار ها رو انجام میدید، یعنی از شماره ی 1 تا 5 رو با چه اولویتی انجام میدید؟
اولویت های خودتونو تعیین کنید و برای تحلیلش پایین صفحه رو ببینید.

00

000

0000

00000

000000

000000

هر یک از 5 مورد بالا نشون دهنده یکی از جنبه های زندگی شماست.1- زنگ تلفن، نشونه شغل و کار شماست.

2- گریه بچه، نشون دهنده خانواده است.

3- زنگ در خونه ، نشون دهنده دوستان شماست.

4- لباس ها، نشون دهنده پول هستن.

5- سر رفتن آب، نشون دهنده میل جنسی  هستش.

ترتیب انتخاب های شما نشون دهنده اولویت های ذهن شما در زندگیه.

 

 

 

 

 

 

 

شخصیت شناسی

از میان خورشید ، ماه ، دریا و درخت به ترتیب کدام را بیشتر دوست دارید؟
پاسخ را همین پایین ملاحظه کنید.
.
.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.
.
.
.
.
.************************************************************************************************************
پاسخ تست:
برای تعبیر این تست گفته شده است . خورشید نماد پدر است ، ماه نماد مادر ، دریا به معنی همسر است و درخت به معنی فرزند.

 

 

 

 

 

 

 

شخصیت شناسی

به سوالات زیر با دقت و صادقانه پاسخ بدهید و در پایان تعبیر پاسخ هایتان را مشاهده بفرمائید

 

سوال ها:
۱. دریا را با کدام یک از ویژگی های زیر تشریح می کنید؟

آبی تیره، شفاف، سبز، گل‌آلود

۲. کدام یک از اشکال زیر را دوست دارید؟

دایره، مربع یا مثلث

۳. فرض کنید در راهرویی راه می‌روید. دو در را می‌بینید. یکی در 5 قدمی سمت چپ‌تان و دیگری در انتهای راهرو. هر دو در باز هستند. کلیدی روی زمین درست جلوی شما افتاده است. آیا آن را بر می‌دارید؟

۴. رنگهای روبرو را به ترتیب اولویتی که برایتان دارند بگویید.

قرمز، آبی، سبز، سیاه و سفید

۵. دوست دارید در کدام قسمت کوه باشید؟

۶. در ذهنتان اسب چه رنگی است؟

قهوه‌ای، سیاه یا سفید

۷. توفانی در راه است. کدامیک را انتخاب می‌کنید:

یک اسب یا یک خانه؟
0

0

0

0

0

0

0

*

*

*

*

*

*

*

*

*

*

*

*

*

*

**************************************************************************************************

پاسخ ها:
1. آبی تیره: شخصیت پیچیده

سبز: آسان گیر و بی‌خیال

شفاف: به سادگی قابل درک

گل‌آلود: آشفته و سردرگم

2. دایره: سعی می‌کنید طوری رفتار کنید که خوشایند همه باشد.

مربع: خودرأی و خودمحور

مثلث: یک دنده و لجباز (اندازه اشکال با خودخواهی و منیت شما ارتباط مستقیم دارد. )

3. بله: شما آدم فرصت‌طلبی هستید.

نه: آدم فرصت‌طلبی نیستید.

4. این سوال، اولویتهای شما در زندگی را مشخص می‌کند.

آبی: دوستان/ روابط

سبز: شغل و حرفه

قرمز: شهوت و دلبستگی

سیاه: مرگ

سفید: ازدواج

5. میزان ارتفاعی که انتخاب می‌کنید رابطه مستقیم با میزان جاه‌طلبی شما دارد.

6. قهوه‌ای: فروتن و خاکی

سیاه: غیرقابل پیش‌بینی، سرکش، هیجان‌انگیز

سفید: برتر، مغرور، تاثیرگذار

7. این سوال، اولویتهای شما به هنگام مشکلات را تعیین می‌کند.

اسب: همسر

خانه: فرزندان