بایگانی دسته بندی ها: علمی

گفتاردرمانی جامع گوهردشت کرج + گفتاردرمانی آنلاین ایران چرا صدای انسان با صدای ضبط شده او متفاوت است ؟

 

 

‌زمانی که صدای خود را ضبط و آن را بازپخش می‌کنیم، قدری با آن صدایی که همیشه از خود می‌شنویم، متفاوت است. آیا تاکنون به این موضوع اندیشیده‌اید که علت این امر چیست؟

 

 

زمانی که صحبت می‌کنیم، تارهای صوتی که در گلو قرار دارند، می‌لرزند و عبور همین صدا از درون حفره‌ی دهانی و بینی نهایتاً به ایجاد اصوات منتج می‌شود، این همان مکانیزمی است که به تولید صدای مختص هر کسی ختم می‌شود.

 

 

 

البته با توجه به خصوصیات فیزیکی حفره دهان و بینی و میزان لرزش تارها، نوع صدای خروجی قدری با هم متفاوت است و کیفیت صدای هر شخص خاص خود اوست.

 

 

زمانی که صدایی از طریق بلندگو پخش می‌شود، صدا تنها از طریق جریان هوا منتشر می‌شود، از سوی دیگر از آنجا که فرکانس صدای تولیدی آدمی کمتر از بلندگو است، در واقع میزان لرزشی که تارهای صوتی ایجاد می‌کند، به نسبت کمتر هستند.

 

 

 

از سویی بسیاری از مردم در هنگام بازپخش صدایشان با انقباض غیرارادی ماهیچه‌های شنیداری مواجه می‌شوند و در عین حال مغز تلاش می‌کند این موضوع را بپذیرد که آیا صدای شنیده شده، همان صدای خارجی تولیدی خود فرد است یا خیر! به همین خاطر است که صدای ما گاه برای خودمان غریب و عجیب می‌نماید.

 

 

 

 

 

گفتاردرمانی جامع هوشمند اوج کرج + گفتاردرمانی آنلاین ایران اولین تصاویر منتشره از پشت عینک جدید گوگل را ببینید

 

 

 

 

 

dnews-files-2013-02-GoogleGlass-660-jpg

برای خیلی هایی که عینک گوگل را ندارند، این سوال پیش آمده که واقعا از پشت عینک گوگل چه چیزهایی را می توان دید؟

راب جکسون یکی از 2 هزار نفری که بحت عنوان توسعه دهنده نرم افزاری، عینک گوگل را دریافت کرده، اولین چیزهایی که از پشت عینگ گوگل دیده است را منتشر کرد.

وی می گوید گوگل گلس آینده دنیای کامپیوتر است و چیزی رامی بینید که دیگران نمی بینند و اطلاعاتی را به صورت آنلاین دریافت می کنید، که کمتر کسی می تواند در آن واحد، به آنها دسترسی پیدا کند.

 

 

 

 

IMAGE635037932888159217

 

 

 

در این تصویر راب در حال گفتگو با دوستش است که در خانه نشسته و   می تواند در حالی که بیرون از خانه وی قرار دارد، وی را ببیند!

 

IMAGE635037933743196718

 

 

 

در این تصویر مالک عینک در مورد محصولی می پرسد و بعد عینک جستجو کرده و آدرس را پیدا کرده و به مالک عینک نشان می دهد که در آدرس دیگری واقع شده و گوگل گلس وی را هدایت می کند تا به سوی محل مورد نظر که آن محصول قرار دارد، برود.

 

 

IMAGE635037934497146043

 

 

و این راب جکسون است که برای Phandroid می نویسد.

IMAGE635037936699713911

تصویری از سرگئی برین از موسسین گوگل، امروز مشخص شد بسیاری از آدرس سینماها، بانکها و پارک ها بدلیل امکان نقض حریم خصوصی افراد، در لیست گوگل گلس فعلا گنجانده نشده است.

 

 

 

IMAGE635037939647339089

نمایی از گوگل گلس از جلو

 

 

 

 

نسخه اکسپلورر عینک گوگل در بازار آزاد به قیمت 1500 دلار به فروش رفته است و انتظار می رود بعد از عرضه عمومی، این عینک حدود 300 دلار قیمت داشته باشد! عینک گوگل، یکی از پر سودترین ابزار آینده برای گوگل خواهد بود. آی اچ اس، پیش بینی فروش 6.6 میلیون عینک گوگل و محصولات مشابه را در سه سال آینده کرده است.

مهمترین معضلی که عینک گوگل با آن مواجه خواهد شد، بحث نقض حریم خصوصی افراد است که تیم حقوقی گوگل روی ان کار می کند اما قطعا یکی از چالش های اساسی در دنیای آینده ما خواهد بود.(مثلا عینک را روی شخصی در خیابان زوم کرده و اطلاعات شخصی وی را از اینترنت بگیرید!

 

 

گوگل گلس با قاب کامل قابل فیت با هر نوع سایز صورت ساخته شده است. نمایشگر قرار داده شده برای گوگل گلس معادل اسکرین 25 اینچی است که از فاصله 7 متری برای کاربر، قابل دیده است.

دوربین نصب شده در گوگل گلس 5 مگاپیکسلی بوده و ضبط آن به صورت 720p خواهد بود.

در بخش اتصالات هم وای فای داشته و هم بلوتوث دارد. 12 گیگ حافظه داخلی آن با گوگل کلود سینک می شود و در مجموع 16 گیگ حافظه دارد.

برای یک روز کامل باطری آن جواب داده و در اختیار کاربر خواهد بود. هنگام ضبط ویدئویی قطعا عمر باطری آن کمتر می شود.

دارای کابل میکرو یو اس بی و شارژر است. آندروید 4.0.3 یا آیس کرم را برای اتصال با سایر ابزارها نیاز دارد. MyGlass با جی پی اس و اس ام اس کار می کند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

گفتاردرمانی آنلاین هفت حوض تهران + گفتاردرمانی آنلاین ایران فناوری هوشمند خانگی برای کاهش هزینه های زندگی

 

هدر رفتن آب نه فقط هزینه افزا است بلکه ناراحت کننده نیز هست. با توجه به کمبود منابع آب، اخلاقی نیست که نسبت به هدر رفتن این بنیان زندگی بی تفاوت باشیم. تازه این در صورتی است که فرض کنیم وسایل مختلف و شیر آلات کهنه باعث هدر رفتن آن هستند و نه الگوهای رفتاری ما.

 

 

به گزارش شفقنا به نقل از عصر ایران، بیرون ریختن اسباب و وسایل قدیمی و جایگزینی آنها با تکنولوژی ها و سیستم های “هوشمند” می تواند روش خویی برای بهینه سازی مصرف انرژی و در نتیجه کاهش هزینه ها باشد. البته بعضی از فناوری هایی که در این مطلب خواهید خواند مناسب همه خانه ها نیستند ولی آشنایی با آنها نیز خالی از لطف نیست.

 

 

1. انرژی های تجدید پذیر

 

 

سلول های خورشیدی. پنل هایی که نمونه آنها را در عکس بالا می بینید دیگر جزو شناخته شده ترین فناوری ها در زمینه منابع تجدید پذیر انرژی هستند. خانه هایی که امکان نصب این پنل ها بر روی سقف شان وجود دارد به راحتی می توانند انرژی الکتریسیته مورد نیاز خود را تولید کرده و تا حد زیادی یا به کلی از برق شهری بی نیاز شوند. هر چه مساحت سقف -و البته میزان بودجه- بیشتر باشد، می توان انرژی بیشتری از این راه به دست آورد.

 

 

 

در کل، خانه ها یا ساختمان های پر مصرف خیلی زود کاهش هزینه های جاری خود را با استفاده از این فناوری تجربه خواهند کرد. طرح های اقتصادی جالبی هم در کشورهای غربی به راه افتاده. مثلا برخی شرکت های فعال در این زمینه، پنل ها را اجاره می دهند و در عوض هزینه ای ثابت بابت برق تولیدی از مشتری دریافت می کنند که بسیار کمتر از هزینه برق نیروگاهی است.

 

 

 

اگر این منبع انرژی را در کنار سیستم های اتوماسیون خانگی قرار دهید، بیش از آنچه فکرش را بکنید به جایگزینی مناسب برای برق شهری تبدیل می شوند. با صرف هزینه ای بین 2000 تا 10,000 دلار، 30% درصد کاهش در قبض برق حاصل می شود که البته در بلند مدت محسوس تر است.

 

 

 

ژنراتورهای بادی. این هم یکی از احتمالات است دیگر. البته برای خانه های شخصی در مناطق شهری به کار نمی آید ولی در ساختمان های بزرگ و مناطق غیر شهری مفید است. شاید بدانید که موثرترین توربین های بادی، بزرگترین ها هم هستند؛ مثل عکس بالا.

 

 

اما توربین های کوچکتری هم وجود دارد. مثلا شرکت Windspire توربین هایی ویژه برای مناطق شهری می سازد که شاید در نگاه اول به ذهنتان خطور هم نکند که توربین بادی هستند ولی در واقع، برای تولید الکتریسیته در ساختمان های بزرگ یا بلند مرتبه به خوبی به کار می آیند و با قیمت 5000 دلار، هر کدام از آنها سالی 2000 کیلووات برق تولید می کند.

 

 

 

اما بیایید از بیرون خانه ها و ساختمان ها، به داخل برویم. البته امیدواریم کارمان به خروج از درب پشتی نرسد.

 

 

 

2. ترموستات های هوشمند

 

 

سرمایه گذاری چند صد دلاری برای خرید ترموستاتی که می تواند به طور هوشمند با عادات زندگی شما خو بگیرد و بر اساس آن دمای منزل را تنظیم کند، سرمایه گذاری بسیار ارزشمندی است. ترموستات Nest که در بازار دنیا هم موجود است یکی از ترموستات هایی است که تحسین زیادی را به خاطر هوشمندی و کارایی اش دریافت کرده. این وسیله کوچک می تواند دمای خانه شما را به طور خودکار تنظیم کند تا قبض های سبک تری را پرداخت کنید.

 

 

Nest به مرور یاد می گیرد که چه موقعی بیدا می شوید و دما را طوری تنظیم می کند که موقع راه رفتن صبحگاهی در خانه، کف پای تان یخ نکند. همچنین یاد می گیرد که چه موقع به سر کار می روید و کِی به خانه بر می گردید، حتی حضور شما در ساعات غیر معمول را هم متوجه می شود و به این ترتیب بهترین شرایط دمایی را هوشمندانه تنظیم می کند.

 

 

 

در درون Nest -که اگر از هلوهای روی تخته آشپزخانه دل کنده باشید تا الآن متوجه حضورش روی دیوار شده اید- سنسورهای تشخیص حرکت وجود دارد که به آن کمک می کنند تا رفتارهای خلاف عادت را شناسایی کرده و اگر یک روز زودتر به خانه آمدید، سریع تر دمای خانه را به حد مطبوع برساند. اگر هم از بهره هوشی ترموستات خود راضی نبودید از هر جای دنیا (!) می توانید با تلفن هوشمندتان آن را تنظیم کنید.

 

 

چیزی در حدود 50% از هزینه های قبض برق خانگی مربوط به سرمایش و گرمایش است بنابراین Nest می تواند کمک بزرگی در این زمینه باشد و حتی با اتصال به اینترنت از طریق وای-فای می تواند پیش بینی های هوا را دریافت کرده و از آنها استفاده کند.

 

 

 

شرکت سازنده Nest می گوید این وسیله تا 30 درصد باعث کاهش هزینه ها می شود و فقط 10 درصد گران تر از پیشرفته ترین ترموستات های رایج بازار است.

 

 

 

3. سنسورهای روشن/خاموش لامپ ها

 

 

 

نصب کردن سنسورهای که با تشخیص حضور یا غیبت افراد چراغ ها را روشن یا خاموش کنند هم از آن دست مواردی است که شاید کوچک به نظر بیاید ولی در کاهش مصرف برق مفید خواهد بود. تخمین عمومی میزان اتلاف انرژی و هزینه به خاطر روشن ماندن چراغ های اضافه، به صد ها دلار در سال (در کشورهای خارجی) بالغ می شود.

 

 

 

اگر فرض کنیم یک لامپ 100 واتی 10 ساعت بی دلیل روشن بماند، 1000 وات الکتریسیه مصرف خواهد شد که می شود 1 کیلو وات ساعت. با یک نگاه به قبض برق می توانید هزینه 1 کیلو وات ساعت مصرف برق را حساب کنید و بعد ببینید در طول سال چند 10 ساعت اضافه، لامپ های خانه روشن می مانند و چه هزینه ای را به شما تحمیل می کنند.

 

 

 

 

بهترین راه برای کاهش این هزینه های اضافه این است که مسئولیت روشن/خاموش کردن لامپ ها را از دوش آدم ها برداریم. سنسورهای کنترل لامپ هم دقیقا به همین کار می آیند. این سنسورها با تشخیص حضور یا عدم حضور شما، روشنایی را کنترل می کنند. البته اتاق هایی که همیشه یک یا دو نفر در آنها حضور دارند از این سنسورها منفعت نخواهند برد ولی محل هایی در خانه که ترافیک کم یا معمولی دارند، چرا.

 

 

 

سنسورهای ساده ای مثل این، بین 10 تا 20 دلار قیمت دارند. غیر از اینها، یک راه حل دیگر هم هست و آن استفاده از سیستم های اتوماسیون خانگی است که البته هزینه اولیه به مراتب بیشتری دارد ولی در عوض می توان کل چراغ های خانه را به کامپیوتر یا تلفن هوشمند وصل کرد و در هر زمان آنها را کنترل نمود.

 

 

 

 

4. آشپزخانه هوشمند

 

 

آشپزخانه های هوشمند هم چندان از ما دور نیستند. یخچال های هوشمند، اجاق های هوشمند و غیره. اما یکی از کاربردهای جالب آشپزخانه های هوشمند هم از نظر دور مانده. فرض کنید دستگاه های آشپزخانه شما به اینترنت متصل باشند و به طور خودکار میزان مصرف انرژی توسط شما را به اداره برق یا گاز گزارش کنند. آن وقت اگر از مصرف کنندگانی باشید که در ساعات اوج مصرف، کار زیادی از دستگاه های شان می کشند محاسبه تعرفه تصاعدی برای شما کار راحت تری خواهد بود!

 

 

 

 

اما از این گذشته، امکان کنترل یخچال، فریزر، ماشین لباس شویی و ظرف شویی، فر پخت غذا و … به راحتی از طریق سیستم هوشمند آشپزخانه ممکن خواهد بود. می توانید زمان بندی مناسب برای کار را به هر یک بدهید یا خودشان آن را از اینترنت دریافت کنند و در ساعات اوج مصرف، کار نکنند.

 

 

 

این نیز یکی از کاربردهای فناوری های هوشمند خانگی است که می تواند هزینه های جاری زندگی را به طور محسوسی کاهش دهد.

 

 

 

5. سنسورهای هدر رفت آب

 

 

هدر رفتن آب نه فقط هزینه افزا است بلکه ناراحت کننده نیز هست. با توجه به کمبود منابع آب، اخلاقی نیست که نسبت به هدر رفتن این بنیان زندگی بی تفاوت باشیم. تازه این در صورتی است که فرض کنیم وسایل مختلف و شیر آلات کهنه باعث هدر رفتن آن هستند و نه الگوهای رفتاری ما.

 

 

 

در کنار آن، هدر رفت انرژی به واسطه استفاده از آب نیز بحثی است که به موارد بالا اضافه می شود. بسیاری از آب گرم کن ها به خاطر بهینه نبودن مصرف برق و گاز، این منابع و درآمد مردم را به هدر می دهند. خیلی ها هم به فکر استفاده از آب گرم کن های بدون مخزن برای کاهش این هزینه ها هستند ولی قبل از چنین خریدی که ارزان هم نیست، یک راه دیگر را هم می شود امتحان کرد.

 

 

 

اگر بهترین فناوری ها را هم داشته ولی فرهنگ استفاده صحیح از آنها را در خود رشد نداده باشیم باز هم آنها می توانند بی فایده شوند. مشکل این است که خیلی از ما نمی دانیم که الگوهای رفتاری مان اشتباه هستند. پس چطور است اول روی این موضوع کار کنیم.

 

 

 

در اینجا است که یک وسیله کوچک و 10 دلاری به کمک می آید. Waterpebble در زیر دوش حمام استفاده می شود. به این صورت که آن را کف حمام یا وان قرار می دهید. در اولین استفاده و با برخورد آب به آن، مدت زمان دوش شما اندازه گیری می شود و سپس در استفاده های بعدی، زمان بندی بین تغییر وضعیت از سبز به قرمز کاهش می یابد. سبزی که نشانه مدت زمان مناسب برای دوش است و قرمزی که نشانه زمانی بیش از حد نرمال است. چراغی که روی Waterpebble هست به شما هشدار می دهد که دارید زیاد وقت و آب تلف می کنید!

 

 

 

البته چنانچه زمان بندی دوش خیلی فشرده شود طوری که دیگر معقول هم نباشد، می توانید دکمه ریست را فشار دهید تا Waterpebble دوباره عادات شما را شناسایی کند. این دستیار کوچک می تواند باعث شود شما زیر دوش، زمان را بهتر مد نظر داشته باشید و یادتان از آن غافل نشود.

 

 

 

سازندگان این دستگاه می گویند Waterpebble می تواند سالانه تا 45,425 لیتر از هدر رفت آب توسط یک نفر بکاهد. 10 دلار و این همه صرفه جویی، ارزش اش را دارد. موافق نیستید؟

 

 

 

 

 

 

 

گفتاردرمانی کرج + گفتاردرمانی آنلاین ایران تازه های پژوهش

سر انگشتان زنان قوی‏ تر از مردان است

 

 

دانشمندان دریافته‏اند که زنان در تردستی و چالاکی دستان، بر مردان برتری دارند. البته در زمینه قدرت محض عضلانی، زنان فقط 70 درصد قدرت مردان را دارا هستند.

 

عضلات و ماهیچه‏ها فقط 36 درصد حجم بدن یک زن متوسط را تشکیل می‏دهند ولی این رقم در مردان 42 درصد است. اما با این وجود، در زمینه تردستی و چالاکی دستان، زنان 10 درصد از مردان جلوتر هستند. زنان بخصوص در توانایی انگشتان، 6 درصد بیشتر ماهرند.

 

پژوهشگران همچنین دریافتند که احتمال تردست بودن نسبتا یکسان هر دو دست در زنان بیشتر است، در حالی که مردان سنگین‏دست فقط در یک دست راست و یا چپ قوی هستند و قادر نیستند حتی کارهای ساده را که به طور معمول با یک دست مثلاً راست انجام می‏دهند، با دست چپ نیز انجام دهند.

 

بیماری خطرناک در کمین زنان

 

زنانی که دچار روماتیسم مفاصل هستند، همچون بیماران سرطانی و قلبی در خطر مرگ قرار دارند.

بررسی‏های انجام شده توسط محققان حاکی از آن است که این افراد نسبت به همتایان سالم خود به احتمال 60 درصد زودتر از بین می‏روند و ورم روماتیسمی مفاصل را نیز باید به عنوان یکی از بیماری‏های کشنده زنان به شمار آورد.

 

آمارها نشان می‏دهد که از هر صد نفر در جهان یکی مبتلا به ورم روماتیسمی مفاصل است و این بیماری به عنوان یک معضل بهداشتی در جوامع، شایسته دقت و بازنگری مسئولان مربوط است.

 

 

زنان و هورمون‏درمانی

 

پژوهشگران دریافته‏اند زنانی که بعد از یائسگی فقط با استروژن، درمان هورمونی می‏شوند، با افزایش خطر ابتلا به سرطان تخمدان روبه‏رو هستند. مصرف استروژن در ترکیب با پروژسترون، نقش حفاظتی در برابر بیماری‏های قلبی ندارد و خطر ابتلا به سرطان سینه، سکته و لخته شدن خون را افزایش می‏دهد.

محققان معتقدند از آنجایی که هورمون‏درمانی بعد از یائسگی در ابتلا به بسیاری از بیماری‏ها مانند، بیماری‏های قلبی و عروقی، پوکی استخوان، سرطان سینه، سرطان رحم، بیماری کیسه صفرا و لخته شدن خون نقش دارد؛ بنابراین دیگر نباید به دلیل تأثیر مفید آن در یک بیماری از این شیوه استفاده کرد. آنان به زنان توصیه می‏کنند در مورد مصرف هورمون‏ها با پزشک خود مشورت کنند.

 

 

 

با آزمایشی که روی چندین هزار زن یائسه که 20 سال تحت نظر قرار داشتند مشخص شد، زنانی که فقط استروژن دریافت کرده‏اند، در مقایسه با زنانی که تحت درمان جایگزینی هورمون نبوده‏اند، 60 درصد بیشتر در معرض ابتلا به سرطان تخمدان قرار دارند.

مهم‏ترین نکته این کشف این است که خطر ابتلا به سرطان تخمدان زنان یائسه‏ای که 10 سال یا بیشتر تحت درمان جایگزینی هورمون بوده‏اند بسیار بیشتر است.

استروژن امروزه به طور گسترده‏ای برای درمان عوارض خارج کردن رحم (هیسترکتومی) تجویز می‏شود.

 

 

 

ارتباط فقر و یائسگی زودرس

 

 

زنانی که در دوران کودکی و یا در سنین بزرگسالی با معضل فقر دست به گریبان بوده‏اند، احتمال بیشتری دارد که به یائسگی زودرس دچار شوند.

پژوهشگران با اعلام این خبر افزودند، زنانی که از استرس‏ها و فشار اقتصادی رنج می‏برند، 80 درصد بیش از همسالان خود که در زندگی، نگرانی مالی و اقتصادی ندارند، به یائسگی زودرس گرفتار می‏شوند. استرس‏های ناشی از فقر می‏تواند بر قدرت تخمک‏گذاری آنها اثر گذاشته و با کاهش توانایی باروری موجب یائسه شدن آنها در سنین جوانی شود.

 

 

 

 

 

 

پویشی در گفتاردرمانی جامع انلاین چهل و پنج متری کرج + آشنايي با اصول اوليه‎ي فنگ‎شويي.فنگ شویی چیست ؟5

نمادهاي فنگ‌شويي «نقشه‌ي پاكوآ»

 

توئي سون    كان    چن  لي      كن       كون     چي ين

غرب     جنوب‌شرق   شمال شرق   جنوب   شمال‌شرقي   جنوب‌غرب   شمال‌غرب بيشتر دستورات

عملي فنگ‌شويي از نقشه‌ي هشت ضلعي پاكوآ بدست آمده است.

 

هر ضلع پاكوآ در برگيرنده‌ي 45 درجه از قطب نما و نمايش دهنده‌ي يكي از هشت

جهت آن است. به خاطر تطابق با سنت چيني، جهت جنوب در بالا قرار مي‌گيرد.

اين طرز قرارگيري بسيار مهم است. زيرا خصوصيات و صفات تمام جهات از روي

هشت 3 خطي كه در اطراف پاكوآ قرار دارد، تعيين مي‌شود.

اين نقشه از آيين كلاسيك «يي چينگ» يا «كتاب تغييرات» استخراج شده و داراي

نمادهاي 3 خطي است.

اين خطوط 2 نوع دارند:

1) خطوط پيوسته و يانگ

2) خطوط منقطع و يين.

از كنار هم گذاشتن اين خطوط پيوسته و منقطع 8 شكل به دست مي‌آيد.

بر پايه‌ي تئوري عناصر 5 گانه، عناصر متناظر با اين جهات، توسط اين 3

خطي‌ها به دست مي‌آيد. بنابراين فنگ‌شويي عملي دربرگيرنده‌ي شناخت جهات،

سه‌خطي‌ها و عناصر است. شما فقط وقتي مي‌توانيد از فنگ‌شويي استفاده كنيد كه

بدانيد چگونه اين نمادهاي اساسي فنگ‌شويي با هم رابطه دارند و اثرگذاري آن‌ها

بريكديگر چگونه است.

عنصر

آب

چوب

آتش

خاک

فلز

فصل

زمستان

بهار

تابستان

ــ

پاییز

رنگ

سیاه

سبز

قرمز

زرد، کرم، بژ، خاکی

سفید، طلایی، نقره‌ای، رنگ‌های با جلای متالیک

جهت

شمال

شرق

جنوب

مرکز

غرب

میدان افسانه‌ای

لاک‌پشت سیاه

اژدهای سبز

ققنوس قرمز

ـــ

ببر سفید

شکل

بی‌شکل

اشکال ایستا

نمادی از ثبات

مدل حرکت انرژی

رو به پایین

انبساطی

رو به بالا

انقباض

عدد

1

4 و 3

9

8 و 5 و 2

7 و 6

مربع لوشو:

نماد مهم ديگر در فنگ‌شويي، مربع لوشو است. اين مربع به 9 مربع كوچك‌تر تقسيم مي‌شود كه هر كدام

از آن‌ها داراي يك عدد بين 1 تا 9 است. نحوه‌ي قرارگيري اعداد به اين صورت است كه مجموع اعداد

ستون‌هاي افقي و عمودي برابر با 15 باشد. عدد 15 نشان دهنده‌ي تعداد روزهايي است كه طول مي‌كشد

تا ماه نو به قرص كامل تبديل شود. چيني‌ها عقيده دارند كه اين مربع، جادويي و كليد حل بسياري از

اسرار پاكوآست. گفته مي‌شود مربع لوشو هزاران سال پيش بر پشت يك لاك‌پشت كه از رودخانه‌ي

لو (Lo ) بيرون آمده پديدار شده است.

اين مربع به طور برجسته در تكنولوژي فنگ‌شويي نمايان است و در فرمول‌هاي پيشرفته‌ي آن به‌كار

مي‌رود. در عمل از اين مربع در ترسيم نقشه‌ي اتاق‌ها براي آسان‌تر به كاربردن دستورات فنگ‌شويي

استفاده مي‌شود.

 

 

 

 

 

 

 

پویشی در گفتاردرمانی جامع انلاین اندیشه کرج + آشنايي با اصول اوليه‎ي فنگ‎شويي.فنگ شویی چیست ؟4

تمرين عملي تشخيص يين و يانگ:

كودكان در حال رشد به انرژي يانگ نياز دارند ولي هنگام خواب به انرژي يين هم نيازمندند.

بنابراين اتاقشان بايد حتماُ روشن باشد، هوا در آن جريان داشته باشد و با زندگي پر شود.

اين عمل توسط استفاده از صوت (دستگاه پخش موزيك)، طرح‌هايي با رنگ روشن (قاليچه، روتختي،

پرده) يا نقاشي‌ها و تصاوير نمايش‌دهنده‌ي زندگي صورت مي‌گيرد. ولي بديهي است كه نبايد در اين امر

زياده‌روي شود.

تئوري عناصر پنج‌گانه

تمام منابع مربوط به علوم متافيزيكي و غيب‌گويي چيني، شامل طب‌سوزني، فنون رزمي، طالع‌بيني، پزشكي

سنتي چيني و فنگ‌شويي هر دو تئوري تعادل يين و يانگ و تئوري عناصر پنج‌گانه را به كار مي‌برند.

در حقيقت، تمام نوشته‌هاي كلاسيك در مورد فنگ‌شويي ادعا مي‌كنند تمام اشياء مادي و غيرمادي عالم،

مي‌توانند به عنوان يكي از عناصر پنج‌گانه گروه‌بندي شوند. اين عناصر منعكس كننده‌ي فصول و هم‌چنين

جهات قطب‌نما هستند.

اين عناصر شامل آتش، چوب، آب، فلز و زمين است كه متقابلاً در چرخه‌ي ابدي سازنده يا مخرب روي هم

اثر دارند. اين عمل به عنوان آينه‌ي تقابل عناصر موجود در دنيا در نظر گرفته مي‌شود. تحليل چرخه‌هاي

عناصر هميشه بايد در تمرين فنگ‌شويي حضور داشته باشد. و اين امر نيازمند شناختي درست از

چگونگي عملكرد چرخه‌هاي عناصر و كاربرد آن‌هاست.

مفهوم چرخه‌هاي عناصر:

نمودارهاي زير نشان دهنده‌ي 2 چرخه‌ي اصلي عناصر هستند كه ما مي‌توانيم از آن‌ها خاصيت‌های مختلف

هر عنصر را استخراج كنيم. مثلاً اگر عنصر مورد نظر ما خاك باشد، مي‌توانيم خصوصيات مختلف آن را به

دست آوريم.( در صفحه بعد )

چرخه‌ي سازنده (مولد)

اين نمودار نشان‌دهنده‌ي چرخه‌ي سازنده‌ي پنج عنصر است: زمين، فلز، آب، چوب و آتش، عنصري كه

سازنده‌ي زمين است؛ به تقويت زمين كه منجر به موفقيت در تحصيل مي‌شود؛ كمك مي‌كند.

در طبیعت، آب باعث رشد چوب می‌شود. چوب مادة اولیه درست کردن اتش است. هنگامی که آتش

می‌سوزد، خاکستر می‌سازد که این خاکستر می‌تواند به خاک تبدیل شود با باعث تقویت خاک شود. عناصر

فلزی از زمین و از درون خاک استخراج می‌شوند. و فلزات دو مرکز زمین به صورت مایع وجود دارند.

چرخه‌ي مخرب

اين نمودار نشان دهنده‌ي چرخه‌ي مخرب پنج عنصر است. زمين توسط چوب تخريب مي‌شود. يعني اگر در

محلي كه مربوط به عنصر زمين است، عناصر چوبي به كار ببريم، زمين كه با موفقيت در تحصيلات پيوند

دارد، قدرت خود را از دست مي‌دهد و توفيق چنداني نخواهيم داشت.

چرخة مخرب: آب، آتش را خاموش می‌کند. آتش فلزات را ذوب می‌کند. فلزات چوب را می‌برند و آن را

قطعه قطعه می‌کنند. چوب از زمین تغذیه می‌کند و باعث تضعیف خاک می‌شود و خاک، آب را گل آلود

می‌کند.

… زمين، توسط آتش ساخته مي‌شود، پس آتش براي زمين سازنده است.

زمين فلز را مي‌سازد، بنابراين فلز زمين را ضعيف مي‌كند.

زمين توسط چوب تخريب مي‌شود، بنابراين چوب براي زمين مناسب نيست.

زمين آب را تخريب مي‌كند، بنابراين زمين بر آب غلبه دارد.

تمرين فنگ‌شويي شامل كاركردن با عناصر نيز مي‌شود، پس اگر زمين عنصري است كه ما نياز داريم با

آن كار كنيم، شناخت و درك خصوصيات پايه‌اي آن، كه در چرخه‌هاي روابط عناصر اشاره شد، باعث

مي‌شود كه كار بسيار راحت‌تر شود. عناصر هنگامي معني‌داري شوند كه از روش جهات هشت‌گانه در

فنگ‌شويي استفاده كنيم.

عنصري كه مربوط به هر كدام از هشت جهت نقشه‌ي پاكوآ مي‌شود  توسط سه‌خطي‌هايي كه در هر ضلع

آن قرار دارد تعيين مي‌شود. در اين نقشه عناصر آتش و آب هر كدام فقط يك‌بار حضور دارند در حالي كه

سه عنصر چوب، زمين و فلز هر كدام دو بار در فرم‌هاي كوچك و بزرگ حضور دارند:

با توجه به نقشه‌ي پاكوآ:

index.jpg1444

آتش در جنوب قرار دارد.

آب در شمال قرار دارد.

چوب بزرگ در شرق و چوب كوچك در جنوب شرقي قرار دارد.

فلز بزرگ در شمال غربي و فلز كوچك در غرب قرار دارد.

زمين بزرگ در جنوب غربي و زمين كوچك در شمال شرقي قرار دارد.

 

 

 

 

 

 

پویشی در گفتاردرمانی جامع انلاین اندیشه کرج + آشنايي با اصول اوليه‎ي فنگ‎شويي . فنگ شویی چیست ؟3

اصول فنگ‌شويي

براي اين‌كه فنگ‌شويي اثربخش باشد، لازم است يك آگاهي اوليه از اصول ساده و بنيادي آن‌كه پايه‌ي

تئوري اين علم جذاب را مي‌سازد، داشته باشيم. اين كتاب اصول كلي را كه به وسيله‌ي آن فرد مبتدي

مي‌تواند فنگ‌شويي را به درستي فراگيرد عنوان مي‌كند. هنگامي كه اين اصول را فراگيريد، خودتان

مي‌توانيد فنگ‌شويي را به سادگي اجرا كنيد و واقعاًلزومي ندارد كه به دنبال يك متخصص فنگ‌شويي باشيد

تا شانس فنگ‌شويي شما را تصحيح كند.

يين و يانگ در فنگ‌شويي

در چين، بر اين عقيده‌اند كه هر چيزي در عالم نماينده‌ي يكي از دو نيروي متضاد ولي مكمل «یین»

و«یانگ» است. در فنگ‌شويي اين دو نيرو بايد در نهايت تعادل باشند تا انرژي‌هاي اطراف، خوش‌يمن و

مساعد باشند.

يين بيانگر تاريكي، شب، سرما، زمستان، سكوت، سكون و مرگ است.

نيروهاي يين منفي و يادآور ماه و زن است.

يانگ كاملاً برعكس است. یانگ بيانگر روشنايي، روز، گرما، تابستان، فعاليت، انرژي و سر و صداست.

يانگ هم‌چنين بر زندگي و مردانگي دلالت مي‌كند. خورشيد بهترين نماد براي يانگ است.

فنگ‌شويي يين به قبرستان و آرام‌گاه‌هاي اجدادي مربوط است. اگرچه اين شاخه‌ي فنگ‌شويي بسيار

قدرتمند و پركاربرد است ولي اين كتاب در اين مورد بيش‌تر بحث نمي‌كند و به جاي آن با فنگ‌شويي يانگ

سروكار دارد.

فنگ‌شويي يانگ

فنگ‌شويي يانگ مربوط به محل سكونت افراد زنده است. و منظور از فنگ‌شويي در صحبت روزمره

هم‌همين نوع است. در اين نوع فنگ‌شويي انرژي يانگ بسيار مهم است، بنابراين گفته مي‌شود اتاق‌هايي با

انرژي سالم يانگ، از انرژي حياتي زندگي بهره مي‌برند. به‌همين خاطر براي فنگ‌شويي مطلوب لازم

هستند.index.jpg1444

به‌هر حال طبيعت يين و يانگ اين است كه بيشتر بودن يانگ، عدم تعادل به‌وجود خواهد آورد و موجب

فنگ‌شويي نادرست خواهد شد.

اين امر به خاطر طبيعت رابطه بين يين و يانگ است كه وجود هر كدام به ديگري وابسته است. بدون يين،

يانگ نمي‌تواند وجود داشته باشد. مثلاً بدون سرما، گرما معني ندارد، بدون زمستان، تابستان وجود

نخواهد داشت و بدون شب، چگونه روز پديد مي‌آيد؟

در حالت ذكر شده، فزوني در انرژي يانگ به وجود خواهد آمد. همين‌طور اگر چراغ‌ها به طور مداوم

روشن باشند، انرژي براي اتاق خواب بسيار يانگ خواهد شد. اگر اتاق خواب داراي پنجره‌اي باشد كه به

طور مستقيم به سمت غرب باز شود، ان‌گاه روشنايي بسيار قوي خواهد بود. فزوني يانگ باعث مي‌شود

فرد ساكن در آن اتاق، بسيار پرانرژي باشد. ذهن بسيار فعال شده و خواب مختل مي‌شود. چنين اتاقي

نمي‌تواند منجر به شانس خوب براي درس خواندن شود.

… پس براي بهره‌مند شدن از فنگ‌شويي خوب، اتاق‌ها و خانه‌ها بايد داراي تعادلي از هر دو انرژي يين و

يانگ باشند. فزوني در يين خود را به صورت بيماري، بي‌حوصلگي، عدم فعاليت و حتي مرگ نشان

مي‌دهد. درحالي كه فزوني يانگ به صورت بيش فعالي بروز مي‌يابد. هر چند مهم است كه خود را در

برابر فزوني هر دو نيرو محافظت كنيد، بايد احتياط فوق‌العاده‌اي در مورد انرژي يين اضافه داشته باشيد.

اتاق‌هاي بسيار تاريك و ساكت عاري از زندگي بوده و انرژي حياتي كافي ندارند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

آشنايي با اصول اوليه‎ي فنگ‎شويي پویشی در گفتاردرمانی جامع انلاین اندیشه کرج + . فنگ شویی چیست ؟2

 

تحصيلات از منظر چيني‌ها:

تاريخ چين مشحون از داستان‌هایی در مورد محققان و دانش پژوهان می‌باشد.
در چين باستان راه دست‌يابي به مقام بالا و شايد تنها راه رسيدن جوانان از طبقات
پایین جامعه به موقعيت و قدرت، گذراندن آزمون‌هاي امپراطوري بود.
به دست آوردن مقام و مرتبه‌ي بالاي علمي، از ديدگاه استعاره، به مثابه يك ماهي
كبود بي‌ارزشی می‌ماند كه با موفقيت از دروازه‌ي اژدها عبور كرده و به يك
اژدهاي درخشنده تبديل مي‌شود.
افسانه‌ي ماهي و اژدها دقيقاً نشان دهنده گرايش چيني‌ها به تحصيل، كه يكي از
عوامل احترام برانگيز است، مي‌باشد. از زمان‌هاي قديم تا امروز، براي چيني‌ها
مهم‌ترين چيز در دنيا اين است كه فرزندانشان در درس‌هايشان بهترين باشند. مانند نياكانشان، آن‌ها هم مسير تحصيل
را مؤثرترين راه براي بهتر كردن موقعیت و روش زندگي خود مي‌دانند. بسيار حيرت‌انگيز است كه فرزندان مهاجران
چيني در ايالات متحده، بريتانيا و تمام آسياي جنوب شرقي به مقامات عالي دست يافته‌اند.
این موضوع به خاطر آن است که تحصیلات در سطوح بالا هميشه به عنوان يك كليد جهاني براي موفقيت محسوب مي‌شود.
دستيابي به تحصيلات عالي به اولين قدم در راه رسيدن به موفقيت وابسته است. اولين قدم تنها گذراندن يك آزمون و
قبولي در آن نيست. بلكه گرفتن بهترين نتيجه و دستيابي به رتبه‌ي برتر است. در حقیقت این امر می‌تواند اولين قدم
اساسي و مهم براي به‌دست آوردن يك زندگي همراه با موفقيت فراوان و شغل عالي محسوب گردد.

نقش فنگ‌شويي:

یکی از جنبه‌های مهم فنگ‌شویی یادگیری و تمرین این هنر است که چگونه فرزندان و نسل بعدی ما به علم و دانش
علاقه‌مند شده و به آن دست یابند. زندگی فقط ادامه نسل نیست!
یادگیری این هنر حیرت‌انگیز، خود را در موفقیت چشمگیر فرزندان در امتحانات آشکار می‌سازد.

 

… اين موفقيت در دنياي مدرن به معني به‌دست‌آوردن رتبه‌هاي خوب در دوران تحصيل مدرسه و دانشگاه است.
در حقيقت دستورات فنگ‌شويي خاصي وجود دارد كه مستقيماً به موضوع عبور كردن از دروازه‌ي اژدها اشاره مي‌كند.
هر دو مكتب فنگ‌شويي فرم‌ها و فنگ‌شويي جهت‌ها، راهبردها و روش‌هاي مهيجي كه اجرا كردن آن‌ها بسيار ساده
است، براي مفيد شدن دوره‌ي آموزشي فرزندان شما، پيشنهاد مي‌كنند.

ماهيت شانس تحصيلي:

فرآيند آموزشي امروز همان قدر مورد مطالبه است كه در دوران قديم در امپراطوري چين بود. و در اين

رقابت بزرگ براي ورود به دانشگاه‌ها، به دست آوردن رتبه‌ي خوب و مناسب در آزمون‌ها بسيار مهم

است. در مواجهه با تمام چيزهايي كه مي‌تواند به‌صورت نادرست روي دهد، كمکي هر چند كوچك از

فنگ‌شويي صحيح شايستةي استقبال است. فعال كردن شانس تحصيل به رفع بعضي از سختي‌ها و مشكلات

امتحانات كه هر دانش‌آموزي با آن روبه‌رو مي‌شود، كمك مي‌كند. ولي توقع معجزه از فنگ‌شويي امري

بي‌جاست. به ياد داشته باشيد كه فنگ‌شويي به صورت خودكار، فرزند شما را به رتبه‌ي اول كلاس تبديل

نمي‌كند، بلكه توسط فنگ‌شويي صحيح، سعي و تلاش او واقعاً اثربخش خواهد شد. در حقيقت فنگ‌شويي

خوش‌شانسي از طرف زمين است . اگر فرزند شما آن را با شانس ايجاد شده توسط سعي و تلاش خود

همراه كند، ميزان جهش وي در نردبان موفقيت صريحاً مشاهده مي‌شود.

 

 

 

 

 

 

آشنايي با اصول اوليه‌ي فنگ‌شويي+پویشی در گفتاردرمانی جامع انلاین اندیشه کرج + فنگ‌شويي چيست؟1

آشنايي با اصول اوليه‎ي فنگ‎شويي
نمادهاي اصلي موفقيت در تحصيل
جهات خوش يمن براي موفقيت در تحصيل
محافظت براساس اصول فنگ‎شويي
خطرات و راه‎هاي تشخيص و مقابله با آن‎ها
ابعاد زماني


از انرژي فنگ‌شويي در تحصيلات و دانش بهره‎مند شويد و شاهد پيشرفت و ترقي خود باشيد. فنگ‌شويي هنر باستاني چيني (با بيش از 4000 سال قدمت) براي بهتر كردن وضعيت سلامت، ثروت و سعادت، به وسيله‌ي در اختيار گرفتن انرژي مثبت يا «چي » از محيط اطراف شما است. هنگامي كه دكوراسيون خانه‌ي فردي طبق اصول فنگ‌شويي توسط اين هنر باستاني چيده شود، آن فرد توسط شانس خوب حمايت و در مقابل شانس بد محافظت مي‎شود.
قبول شدن در امتحانات و کسب مدارك تحصيلي، قسمتي از پيشرفت در زندگي است. با اين حال معمولاً اين وضعيت وجود دارد كه محيط اطراف دانش‌آموز با اهداف والا، مانع از پيشرفت او مي‎شود. در اين كتاب آموزنده كه به طرز زيبايي مصور شده است، كارشناس سرشناس فنگ‌شويي، «ليليان تو» نشان مي‎دهد چگونه اين هنر چيني مي‌تواند به پيشرفت و موفقيت در زمينه‌ي تحصيلات كمك كند.
عناوين ديگر موجود در اين سري كتاب‌ها شامل موارد زير است: فرزندان، ثروت، عشق، ارتباطات، سلامت، شغل، شهرت و 8 نكته‌ي آموزنده‌ي ساده.


 

آشنايي با اصول اوليه‌ي فنگ‌شويي: فنگ‌شويي چيست؟

 

اين تمرين باستاني چيني، علم دكوراسيون محيط زندگي است تا بيشترين هارموني و شانس خوب در محيط اطراف زندگي و محل كارمان ايجاد شود. فنگ‌شويي به ما مي‌آموزد كه چه تغييراتي در خانه، محل كار، درها و پنجره‌ها به‌وجود آوريم تا به اين تعادل و هماهنگي برسيم. فنگ‌شویی هم‌چنين دستورالعمل‌هايي براي دكوراسيون داخلي و چگونگي نمايش اشيا، بهترين شيوه‎ي چيدمان وسايل، استفاده از نور و انتخاب مناسب رنگ‌ها را در اختیار ما قرار می‌دهد.

در سطح عملي، فنگ‌شويي در مورد اثرات گياهان، نقش و نگار طراحي‌ها، و ديگر نمادها و سمبل‌ها صحبت مي‌كند. كه اين‌ها شامل جهان‌بيني چيني است، كه وابسته به تعادل موجود بين نيروهاي «بين» و «يانگ» و هم‌چنين چرخه‌هاي سازنده و مخرب 5 عنصر است. دانش فنگ‌شويي بر پايه‌ي تفسير نماد‌هاي باستاني است كه شامل 8 ضلعي «پاكوآ» و 8 سه خطي آن و مربع 9 خانه‌ي «لوشو» است.

 

نفسِ كيهاني:

نفس كيهاني در اصل به معناي مفهوم معنوي انرژي‌هاي زندگي است كه در محيط وجود دارند و در فرهنگ فنگ‌شويي نفس كيهاني اژدها يا «شنگ‌چي» ناميده مي‌شود. مي‌گويند اين نفسِ خوش‌يمن با خود بزرگترين انرژي‌هاي خوش‌شانسي را همراه دارد. هدف فنگ‌شويي نيز تضمين كردن اين نكته است كه محيط كار و زندگي ما، حاوي شنگ‌چي باشد.

اين هدف به دست نمي‌آيد مگر با تشخيص موقعيت دقيق مكان زندگي براي ايجاد تعادل و هارموني بين شكل و طرح و وسايل اطرافمان در محيط زندگي.

تناسب ساختمان‌ها با طبيعت و ساختمان‌هاي ديگر، پيروي از دستورالعمل‌هاي فنگ‌شويي و توجه دقیق به ارتفاعات، تپه‌ها، ساختمان‌هاي ديگر، خيابان‌ها و آبراه‌ها، شانس خوب، سلامت و سعادت را تضمين مي‎كند.

پيروي از قوانين فنگ‌شويي براي شما شانس فوق‌العاده‌اي به همراه مي‌آورد، امّا چيدمان اشتباه اشياء بدشانسي را به دنبال خواهد داشت. اكثر مردم از اين امر آگاه نيستند. به همين خاطر حتي بخشی از اين علم حيرت‌انگيز مي‎تواند بي‌اندازه مفيد باشد. فنگ‌شويي هم‌چنين به ما نشان مي‌دهد که چگونه از نفسِ كشنده يا «شارچي» (كه در محيط همراه با شنگ‌چي وجود دارد) اجتناب يا آن را منحرف ساخته و سرانجام آن را از بين ببريم.

يكي از قوانين اصلي فنگ‌شويي اجتناب كردن از ساختمان‌هايي است كه اين نفس كشنده را ایجاد می‌کنند. فنگ‌شویی راه‌كارهايي را ارائه مي‌دهد تا اثرات زيان‌آور نفس کشنده را خنثي كنيم. اگر از اين منظر نگاه كنيم، يادگيري و درك فنگ‌شويي بسيار ساده است. وقتي شما اصول اوليه‌ي فنگ‌شويي را بدانيد، استفاده و عمل به آن خيلي راحت خواهد بود. قوانين فنگ‌شويي به هیچ وجه سخت يا پيچيده نيست، مگر اين كه بخواهيد عميقاً و به طور تاريخي آن را بررسي كنيد. در غير اين‌صورت به‌كارگيري فنگ‌شويي در زندگي روزمره آسان است و موجب آسايش و آرامش شما در زندگي مي‌شود.

فنگ‌شويي بسيار هيجان‌انگيز است چون مي‌تواند در هر سطح و مرتبه‌اي اجرا شود و به تمام جنبه‌هاي زندگي انسان و آرزوهاي او به پردازد. فنگ‌شويي مي‌تواند شانس خوب را در فرم يك موفقيت عظيم در زمينه‌هاي ثروت، قدرت، موقعيت و مقام، شهرت، عشق و … جذب كند. فنگ‌شويي مطلوب همان‌طور كه باعث به‌وجود آمدن يك زندگي خانوادگي شاد، توأم با رضايت مي‌شود، به همان اندازه مي‌تواند خوش‌شانسي را براي كساني كه به دنبال علم‌آموزي هستند همراه بياورد. فنگ‌شويي شانس موجود در تقدير و سرنوشت ما را تكميل و هم‌چنين شانسي را كه براي خودمان مي‌سازيم، تقويت مي‌كند. فنگ‌شويي به تنهايي ايفاي نقش نمي‌كند چون جادو نيست. بلكه سعي و كوشش انسان را با مقداري خوش‌شانسيِ غيرمادي كه به پيروزي و موفقيت مي‌انجامد، تكميل مي‌كند.

اين كتاب به دستورالعمل‌هاي خاص فنگ‌شويي مي‌پردازد كه شانس خوب را در زمينه‌ي موفقيت در امتحانات توليد کرده و متعاقب آن دستيابي و نيل به دانش را میسر می‌سازد دستورالعمل‌های مذکور هم‌چنين حاوی چندين راه‌نمايي براي سازگار كردن موقعيت فيزيكي شخص هنگام مطالعه می‌باشد. انرژي‌هاي سودمند باعث ايجاد اشتياق شخصي و گرايش به موفقيت مي‌شوند كه در نهایت به پيروزي منتهي خواهد شد. اين بخش از فنگ‌شويي مخصوصاً براي دانش‌آموزان داراي هدف‌هاي بزرگ مناسب خواهد بود.

چینی‌ها انرژی موجود در دنیا را «چی» یا «کی» می‌نامند. و معتقدند که این انرژی چی در تمام هستی جریان دارد و علیرغم این که در اطراف موجود زنده بیشتر از موجود غیرزنده وجود دارد، موجودات غیرزنده را نیز تغذیه می‌کند. چی را به دو نوع تقسیم‌بندی می‌کنند: شنگ چی و شارچی. اگر جریان چی، شکل ملایمی در حرکت خود داشته باشد، همیشه در جریان باشد، جایی راکد نشود و مسیر حرکت درستی داشته باشد، شنگ چی نامیده می‌شود، که انرژی خوبی است و با خود خوش‌شانسی به همراه دارد. ولی اگر چی به صورت مستقیم و با سرعت زیاد حرکت کند، یا دچار رکود و سکون شده باشد، شارچی نامیده می‌شود که آسیب زننده است. شنگ چی با نام‌های نفس کیهانی، انرژی حیاتی و پرانا نیز شناخته می‌شود.

 

 

 

 

 

 

 

سنگ درمانی+ گفتاردرمانی جامع انلاین فرذیس کرج +

سنگ درمانی

چاکراي اول :پايه ستون فقرات، محل ورود پرانا (انرژي حيات انسان).

رنگ: قرمز، نشانه زندگي، قوت، نيروي حيات و طبيعت فيزيكي است. طبيعت رنگ قرمز با آتش و خشم مرتبط است.

تمام سنگهاي قرمز: مرجان، ياقوت كبود، سنگ يشم، بلادستون.

خواص درماني:

1- بهبود كم خوني (از جمله لاغري، فقر غذايي، سرمازدگي).

2- غش.

چاكرا ي دوم: پايين شكم، مرتبط با طحال و دستگاه توليد مثل.

رنگ: نارنجي، نشانه غلبه بر خشم و كنترل بر خويشتن است.

تمام سنگهاي نارنجي: كارنلين (عقيق قرمز)، اُپال آتشين (يشم و عقيق آتشين)، يشم نارنجي.

خواص درماني:

تنظيم هضم غذا و گردش خون.

چاكراي سوم: ناف و سولر پلكسوس، مرتبط با دستگاه گوارش و غده ي فوق كليوي.

رنگ: زرد، نشانه ذهن، هوش، فهم، درايت زياد، عقل و ذهنيت است و در ارتباط با احساسات و قدرت فردي مي باشد.

تمام سنگهاي زرد و طلايي: توپاز (ياقوت زرد)، سيترين، كهربا.

خواص درماني:

1- در شرايطي كه سيستم عصبي آسيب پذير مي شود و انرژي مربوط به سولر پلكسوس از تعادل خارج مي گردد، مي تواند متعادل كننده باشد.

2- در بيماري ديابت (مرض قند).

3- يبوست.

4- اگر كسي به طور غير عادي لاغر باشد (يعني اشعه قرمز را زياد جذب مي كند) رنگ زرد اين شرايط را در سيستم فيزيكي بدن خنثي مي كند.

5- اگر كسي بيش از حد چاق باشد (رنگ آبي را زياد جذب مي كند) رنگ زرد آن را خنثي مي كند.

چاكراي چهارم: قلب، عشق الهي، جوهر هستي، دستگاه گردش خون، سيستم لنفاوي و سيستم ايمني.

رنگ: سبز، نشانه هارموني (هماهنگي)، همدردي، خلاقيت، سلامت و فراواني است.

تمامي سنگهاي سبز: زمرد، تورمالين سبز، مالاكايتو، جيد، كرايزوپريز، دايوپتز، پريدات، اون تورين،

عقيق خزه اي، يشم سبز.

در طيف رنگي، رنگ سبز در حد ميانه است. سه رنگ اول (قرمز، نارنجي و زرد) مربوط به جنبه هاي

فيزيكي و سه رنگ آبي، نيلي و بنفش مربوط به جنبه هاي ذهني و رواني مي باشند.

خواص درماني:

1- تنظيم دستگاه گردش خون، فشار خون و قلب.

2- تمدد اعصاب و شارژ انرژي حياتي.

3- هر كس كه محتاج انرژي است كمك مي كند.

چاكراي پنجم: مركز گلو، مرتبط با دستگاه تنفس (محل ورود پرانا).

ابراز وجود و خلاقيت، اعتماد به نفس، احترام به خود و كار آيي.

خواص درماني:

1- بيماريها يا مشكلات گلو.

2- انواع التهاب ها.

3- خونريزي هاي داخلي.

چاكراي ششم: چشم سوم يا غده هيپوفيز، ديدن دروني و بيروني، مرتبط با سيستم عصبي و غدد مترشحه داخلي.

رنگ: نيلي، نشانه مرزهاي صوفيانه، نيل به روحانيت، خودكفايي و عقل مي باشد.

تمام سنگهاي نيلي: آنديگو، سفير نيلي، آزورايت.

خواص درماني:

1- بهبود بيماري هاي ذهني و رواني.

2- كمك به گشودن چشم سوم.

چاكراي هفتم: تاج سر يا غده مخروطي (صنوبري)، محل ورود پرانا.

رنگ: بنفش، نشانه تسلط روحاني است، بالاترين و عميق ترين نوري است كه با بالاترين عامل در وجود ما كه همان چاكراي هفتم است در رابطه است.

تمام سنگهاي بنفش: آمتيست و فلورايت.

خواص درماني:

1- كمك به رفع بي خوابي.

2- رفع هر نوع بيماري يا نارسايي ذهني و اختلالات رواني.

 

 

 

 

 

رنگ درماني در مورد چاكراها+گفتاردرمانی جامع انلاین فرذیس کرج +

رنگ درماني در مورد چاكراها

براي برقراري تعادل جسماني مي توان هر روز رنگ درماني كرد. به اين ترتيب ، خود را قوي تر و

متعادل تر و سر زنده ترنگه خواهيم داشت. از راحت ترين روش ها براي اين مساله خريد پارچه هاي

ارزان قيمت م.ح.د در بزازي ها تكه پارچه هايي در رنگ هاي متفاوت در قسمت حراجي خود دارند.

با خريد آن ها مي توانيد بقراري تعادل در چاكرا هايتان را شروع كنيد.

1- برنامه اي بريزيد كه به مدت ده الي پانزده دقيقه كسي مزاحمتان نشود . كار شما به ندرت ممكن است

از اين طول بكشد. روشاخه تلفن را هم از پريز در آوريد.

2- به پشت روي زمين يا تخت خواب دراز بكشيد . هفت تكه پارچه با رنگها ي قرمز و نارنجي و زرد و

سبز و آبي و نيلي وبنفش با خود داشته باشيد.

3- چشمان خود را ببنديد و در حالت وارهيدگي قرار بگيريد ، چند نس عميق بكشيد . وقتي كم كم در حالت

رخوت و وارهيدگي فرو مي رويد ، به عقب بر گرديد و از همان لحظه اي كه دراز كشيده ايد تا آغاز روز

، وقايع روزانه تان را از نظر بگذرانيد.

وقتي به طور معكوس كار هاي روزانه را در نظر آوريم ، تمركز حواسمان بيشتر است و احتمال كمتري

دارد كه بعضي ازوقايع و موقعيت ها را فراموش كنيم.

4- به احساست و رفتار هاي عمده اي كه داشته ايد و بر شما آشكار است ، توجت كنيد . احتمالا” يكي از

چاكراهاي شما بيشتراز بقيه تحت تاثير قرار گرفته است.

5- وقتي ارزيابي شما كامل شد، تكه پاچه هاي رنگي مربوط به همان چاكرا را برداري و روي قسمتي از

بدنتان كه محل چاكراي مربوط است ، قرار دهيد.

6- همچنان كه با تكه پارچه هاي رنگي روي نقاط چاكراها دراز كشيده ايد ، مجسم كنيد كه رنگ جذب

بدنتان مي شود.

آگاه باشيد كه همچنان كه دراز كشيده ايد ، رنگ هاي چاكرا هاي شما را به حالت تعادل در مي آورند.

نفس بكشيد ، برچاكرا تمركز كنيد و رنگ مخصوص به هر چه چاكرا را براي برقراري تعادل به دورن بدن

خود بكشيد. اين عمل رابه مدت سه الي پنج دقيقه ادامه دهيد تا زماني كه احساس كنيد ، چاكراها متعادل

شده اند.

7- اكنون هر هفت تكه پاچه ي رنگي را روي نقاط چاكراي مربوط قرار دهيد. نفس عميق بكشيد و بگذاريد

بدن تان انرژي هاي رنگين كمان را جذب كند. متوجه باشيد كه اين انرژي در حال برقراري تعادل و تقويت

جسم شماست. احساس كنيد با جذب اين رنگ ها از طريق چاكرا ها ، در حالت تعادل هستيد و تمام

جنبه هاي فيزيولوژيكي بدنتان متعادل و در حالت التيام است. تكه پارچه ها را به مدت سه الي پنج دقيقه

ديگرهمان جا نگه داريد. تا كاملاا” احساس تعادل و نيرو گرفتن كنيد.

 

 

 

 

 

 

 

 

چاكرا ها و ارتباطها گفتاردرمانی جامع انلاین فرذیس کرج + همراه با رنگ هاي مورد نظر5

چاكراي پيشاني : نيلي

اگر خيلي كم كار باشد ، از رنگ نيلي و اگر بيش از حد پر كار باشد ، از نارنجي كمرنگ يا هلويي
و به دنبال آن از كمي نيلي استفاده مي شود.

اعمال فيزيكي :

چاكراي پيشاني بر اعمال غده هيپو فيز ، تمام غده هاي درون ريز و سيناپس هاي مغز

تاثير مي گذارد و به سيستم ايمني بدن هم مربوط است. در تعادل اعمال نيمكره هاي مغز

نقشي اساسي دارد. اين چاكرا عموما” مربوط به سينوس ها ، چشم ها ، گوش ها و صورت
است.

اعمال متا فيزيكي :

اين چاكرا بر تمام جنبه هاي مونث انرژي هاي بدن تاثير مي گذارد و به روشن بيني بالا ،

ضمير نيمه هوشيار كه قدرت درك مستقيم را كنترل مي كند ، تصور خلاق و قدرت تجسم
مربوط است.

چاكراي فرق سر: بنفش

اگر خيلي كم كار باشد ، از رنگ بنفش و اگر بيش از حد پر كار باشد ، از رنگ زرد و به دنبال
آن كمي بنفش استفاده مي شود.

اعمال متا فيزيكي :

اين مركز بر كل سيستم عصبي و استخوان بندي بدن تا ثير مي گذارد . همچنين غده صنوبري ، تمام

مسير هاي عصبي و سيناپس هاي الكتريكي داخل بدن متا ثر از آن است. اين چاكرا با عمل بجا و مناسب
بصل النخاع ارتباط دارد.

اعمال فيزيكي :

اين چاكرا با سطح نيمه هشيار ضمير ما كه مربوط به ذات معنوي ماست ، ارتباط دارد. مركزي است كه

به ما كمك مي كند با نيروي هاي برتر كاينات هم تراز ، شويم. و تاثيري بسزا بر تزكيه كالبد هاي انرژيك
نا محسوس دارد. اين مركز به زندگي هاي گذشته و تاثير آن بر زندگي كنوني ما مربوط است.

تشخيص چاكرا

استادان قديم به شاگردان خود ياد مي دادند كه همواره گوش به زنگ باشند ، يعني حواس شان به

عواطف و احساساتي كه از خود بروز مي دهند و تجربياتي كه در طول روز از سر مي گذرانند ،

باشد . در اين صورت مي توانند تشخيص دهند كه احتمالا” كدام يك از چاكرا ها از حالت تعادل ،

خارج شده است ، و آن گاه در پايان روز ، چاكراي مورد نظر را به حالت تعادل در آورند. زيرا

اگر اين حالت عدم تعادل روي هم انباشته شود ، در نهايت ايجاد مشكلات جسماني مي كند و كم كم

اوضاع وخيم تر مي شود . ما هم مي توانيم همين كار را انجام دهيم.

همان طور كه مي دانيد ، رنگ هايي به خصوص براي ايجاد تعادل در چاكرا مفيد است. با استفاده

از رنگي بخصوص مي توان چاكرا را به حالت تعادل در آورد. در نتيجه مشكلات جسمي ، روحي ،

ذهني يا احساسي ، تسكين خواهد يافت.

چاكراي كم كار معمولا” چاكرايي است كه راه انرژي در آن مسدود شده است . در اين صورت انرژي

به راحتي نمي تواند در چاكرا و سيستم هاي جسماني مربوط به آن جريان يابد . براي نمونه ، انسداد در

چاكراي ريشه به صورت خستگي ، كم خوني و ….بروز مي كند. به ياد داشته باشيد كه چاكراي ريشه

مركزاصلي نيروي حيات ماست و اگر مسدود يا كم كار شود، به اندازه ي كافي انرژي و قوه نداريم كه

كار هاي روز مره خود را انجام دهيم. استفاده از رنگ قرمز چاكراي ريشه را تحريك مي كند و به فعاليت بيشتر وامي دارد.

چاكراي پر كار ، چاكرايي است كه بيش از حد تحريك شده است و انرژي بسيار زيادي به اين مركز وارد

يا ازآن خارج مي شود و در نتيجه ، بيماري مربوط به آن را وخامت مي بخشد و چامرا را ملتهب مي كند.

براي نمونه،وقتي چاكراي ريشه بيش از حد پركار باشد ، ايجاد فشار خون بالا ، ستيزه جويي و خشونت

ميكند. رنگ سبز موجب تسكين اين چاكرا مي شود. با يك قانون سر انگشتي به نتيجه مي رسيم كه

چاكراي كم كار را مي توان با به كار گيري رنگ اصلي آن چاكرا به مقدار زياد به حالت تعادل در آورد و

چاكرايي پر كار با استفاده از رنگ مخالفش قابل درمان است. رنگ ها ي مخالف يكديگر را به حالت توازن در مي آورند.

در اين مرحله صرفا” مراحلي اصولي را دنبال كنيد.

1- ابتدا مشخص كنيد كه احتمالا” كدام يك از چاكراها از حالت تعادل خارج شده است . بيماري جسما ني و

حالت هاي مختلف روحي و رواني در رسيدن به اين هدف به شما كمك مي كند.

2- تعيين كنيد كه چاكرا كم كار است يا پر كار باشد ، با اين معنا ست كه راه انرژي به سيستم جسماني

مربوط به آن مسدود يا پيشروي آن كند شده است. چاكراي پر كار معمولا” خود را با التهاب ، اضطراب و

حساسيت بيش از حد نشان مي هد.

3- رنگ درماني كنيد. مدت زمان رنگ درماني متفاوت است . در بسياري از موارد بايد از شم خود كمك بگيريد . پنج يا ده دقيقه براي هر رنگ كافي باشد.

4- بعد از بكار گيري رنگ براي چاكرايي به خصوص ، بهتر است هر هقت چاكرا را به حالت تعادل

درآوريد . در هر مورد هر چاكرا ، از چاكراي ريشه گرفته تا چاكراي فرق سر ، ده تا پانزده ثانيه ، رنگ

درماني كنيد. اين كار سيستم جسماني شما را تثبيت مي كند.

چاكرا ها و ارتباطها ، همراه با رنگ هاي مورد نظر+ گفتاردرمانی جامع انلاین فرذیس کرج +

چاكراي فرق سر: بنفش

اگر خيلي كم كار باشد ، از رنگ بنفش و اگر بيش از حد پر كار باشد ، از رنگ زرد و به دنبال
آن كمي بنفش استفاده مي شود.

 

اعمال فيزيكي :

اين مركز بر كل سيستم عصبي و استخوان بندي بدن تا ثير مي گذارد . همچنين غده صنوبري ، تمام

مسير هاي عصبي و سيناپس هاي الكتريكي داخل بدن متا ثر از آن است. اين چاكرا با عمل بجا و مناسب
بصل النخاع ارتباط دارد.

اعمال فيزيكي :

اين چاكرا با سطح نيمه هشيار ضمير ما كه مربوط به ذات معنوي ماست ، ارتباط دارد. مركزي است كه

به ما كمك مي كند با نيروي هاي برتر كاينات هم تراز ، شويم. و تاثيري بسزا بر تزكيه كالبد هاي انرژيك
نا محسوس دارد. اين مركز به زندگي هاي گذشته و تاثير آن بر زندگي كنوني ما مربوط است.

 

چاكراي خارجي : نارنجي

اگر خيلي كم كار باشد از رنگ نارنجي و اگر بيش از حد پر كار باشد از رنگ آبي و به دنبال آن كمي نارنجي استفاده مي شود.

 

اعمال فيزيكي:

 

اين مركز اساسا” به اعمال غده هاي فوق كليوي مربوط است. همچنين تا ثيري بسزا بر دستگاه تناسلي و سيستم
ما هيچه اي دارد. بر سيستم دفاعي بدن و فعاليت هاي طحال و مثانه و كليه و لوزالمعده هم تا ثير مي گذارد . مركز اصلي سم زدايي بدن است.

 

چاكراي خورشيدي : زرد

اگر خيلي كم كار باشد از رنگ زرد و اگر بيش از حد پر كار باشد از رنگ بنفش يا ارغواني همراه با مقداركمي زرد استفاده مي شود.

اعمال فيزيكي :

 

اين چاكراها به ناحيه خورشيدي بدن مربوط است كه شامل دستگاه جهاز هاضمه ، غده هاي فوق كليوي ،

معده ، كبد و كيسه صفراست. اين چاكرا به جذب و هضم مواد غذايي كمك مي كند و در عين حال به

عملكرد نيمكره چپ مغز هم مربوط است. بسيار ي از معلوليت ها ، اولسر ، ناراحتي هاي روده اي و

بيماري هاي روان تني با كار كردن در مورد اين چاكرا تسكين مي يابد.

 

اعمال متا فيزيكي:

 

اين مركز با هوشياري ارتباط دارد، يعني ما را به روشن بيني مي رساند و توانايي درك احساسات

ديگران را ممكن مي سازد. اين چاكرا مركز همدلي و تا ثيرات رواني عمومي است . وقتي تحريك شود ،

خلاقيت و استعداد و قابليت هاي روحي و رواني انسان شكوفا مي شود و كمك مان مي كند خود را با عوامل محيطي همآهنگ كنيم.

 

چاكراي قلب : سبز

 

اگر خيلي كم كار باشد ، از رنگ سبز استفاده مي شود و اگر بيش از حد پر كار باشد ، از رنگ سبز
و به دنبال آن صورتي يا قرمز روشن.

 

اعمال فيزيكي:

 

اين چاكرا بر عملكرد غده تيموس و كل سيستم ايمني بدن مي گذارد. به قلب و سر خرگ هاي ششي و

سيستم گردش خون مربوط است. تا ثيري بسزا بر بيماري هاي دوران كودكي و پرورش سيستم ايمني

قوي در مورد آن بيماري ها دارد مي كند . به بازسازي بافت هاي مربوط است.

اعمال متا فيزيكي:

 

اين چاكرا واسطه چاكراهاي ديگر است و فعاليت هاي آن ها را به حالت توازن در مي آورد.

اگر اين چاكرا از حالت تعادل خارج شود ، به احتمال زياد چا كرا هاي ديگر نيز نا متعادل مي شوند.

بامر حله اي از هشياري كه احساس همدردي و توانايي شفا دهندگي فطري را بيدار مي كند، ارتباط دارد.

اگر با رنگ منا سب تحريك شود ، نوعي توانايي را شكو فا مي كند كه از طريق آن مي توان قدرت گياهان

و حيوانات و انسان ها را همراه با آگاهي از عواطف و احساسات و منش واقعي شان درك كند.

 

چاكراي گلو : آبي

 

اگر خيلي كم كار باشد از رنگ آبي و اگر بيش از حد پر كار باشد از رنگ نارنجي و به دنيال آن كمي آبي استفاده مي شود.

 

اعمال فيزيكي:

 

چاكراي گلو به عملكرد گلو ، مري ، دهان ، دندان ، غدد تيروييد و پارا تيرو ييد مربوط است.به
شدت بر دستگاه تنفس، دستگاه صوتي و عمل نايژه ها تاثير مي گذارد.

 

اعمال متا فيزيكي :

 

اين چاكرا به كار كرد نيمكره راست مغز و خلاقيت هاي ذهني مربوط است. با رنگ ، تحريك مي شود

و توانايي الهامات غيبي را بيدار و كمك مان مي كند به نعمت هاي بيشتر دست يابيم. همچنين تحريك اين

چاكرا باعث تقويت قدرت فكر و برقراري تله پاتي با ديگران و دستيابي به هشياري بالاتر مي شود كه

موجب بصيرت در قوانين و پديده هاي طبيعي است.

 

 

 

 

 

 

 

 

چاكرا ها و ارتباطها + گفتاردرمانی جامع انلاین فرذیس کرج + همراه با رنگ هاي مورد نظر3

چاكراي پيشاني : نيلي

اگر خيلي كم كار باشد ، از رنگ نيلي و اگر بيش از حد پر كار باشد ، از نارنجي كمرنگ يا هلويي

و به دنبال آن از كمي نيلي استفاده مي شود.

اعمال فيزيكي :

چاكراي پيشاني بر اعمال غده هيپو فيز ، تمام غده هاي درون ريز و سيناپس هاي مغز

تاثير مي گذارد و به سيستم ايمني بدن هم مربوط است. در تعادل اعمال نيمكره هاي مغز

نقشي اساسي دارد. اين چاكرا عموما” مربوط به سينوس ها ، چشم ها ، گوش ها و صورت
است.

اعمال متا فيزيكي :

اين چاكرا بر تمام جنبه هاي مونث انرژي هاي بدن تاثير مي گذارد و به روشن بيني بالا ،

ضمير نيمه هوشيار كه قدرت درك مستقيم را كنترل مي كند ، تصور خلاق و قدرت تجسم
مربوط است.

چاکرای سر بنفش

اگر خيلي كم كار باشد ، از رنگ بنفش و اگر بيش از حد پر كار باشد ، از رنگ زرد و به دنبال
آن كمي بنفش استفاده مي شود.

اعمال فيزيكي :

اين مركز بر كل سيستم عصبي و استخوان بندي بدن تا ثير مي گذارد . همچنين غده صنوبري ، تمام

مسير هاي عصبي و سيناپس هاي الكتريكي داخل بدن متا ثر از آن است. اين چاكرا با عمل بجا و مناسب

بصل النخاع ارتباط دارد.

اعمال فيزيكي :

اين چاكرا با سطح نيمه هشيار ضمير ما كه مربوط به ذات معنوي ماست ، ارتباط دارد. مركزي است كه

به ما كمك مي كند با نيروي هاي برتر كاينات هم تراز ، شويم. و تاثيري بسزا بر تزكيه كالبد هاي انرژيك

نا محسوس دارد. اين مركز به زندگي هاي گذشته و تاثير آن بر زندگي كنوني ما مربوط است.

چاكراي خارجي : نارنجي

اگر خيلي كم كار باشد از رنگ نارنجي و اگر بيش از حد پر كار باشد از رنگ آبي و به دنبال آن

كمي نارنجي استفاده مي شود.

اعمال فيزيكي:

اين مركز اساسا” به اعمال غده هاي فوق كليوي مربوط است. همچنين تا ثيري بسزا بر دستگاه تناسلي

و سيستم ما هيچه اي دارد. بر سيستم دفاعي بدن و فعاليت هاي طحال و مثانه و كليه و لوزالمعده هم

تا ثير مي گذارد .

مركزاصلي سم زدايي بدن است.

چاكراي خورشيدي : زرد

اگر خيلي كم كار باشد از رنگ زرد و اگر بيش از حد پر كار باشد از رنگ بنفش يا ارغواني همراه با مقداركمي زرد استفاده مي شود.

اعمال فيزيكي :

اين چاكراها به ناحيه خورشيدي بدن مربوط است كه شامل دستگاه جهاز هاضمه ، غده هاي فوق كليوي ،

معده ، كبد و كيسه صفراست. اين چاكرا به جذب و هضم مواد غذايي كمك مي كند و در عين حال به

عملكردنيمكره چپ مغز هم مربوط است. بسيار ي از معلوليت ها ، اولسر ، ناراحتي هاي روده اي و

بيماري هاي روان تني با كار كردن در مورد اين چاكرا تسكين مي يابد.

اعمال متا فيزيكي:

اين مركز با هوشياري ارتباط دارد، يعني ما را به روشن بيني مي رساند و توانايي درك احساسات

ديگران را ممكن مي سازد. اين چاكرا مركز همدلي و تا ثيرات رواني عمومي است . وقتي تحريك شود ،

خلاقيت و استعداد و قابليت هاي روحي و رواني انسان شكوفا مي شود و كمك مان مي كند خود را با عوامل محيطي همآهنگ كنيم.

چاكراي قلب : سبز

اگر خيلي كم كار باشد ، از رنگ سبز استفاده مي شود و اگر بيش از حد پر كار باشد ، از رنگ سبز
و به دنبال آن صورتي يا قرمز روشن.

اعمال فيزيكي:

اين چاكرا بر عملكرد غده تيموس و كل سيستم ايمني بدن مي گذارد. به قلب و سر خرگ هاي ششي و

سيستم گردش خون مربوط است. تا ثيري بسزا بر بيماري هاي دوران كودكي و پرورش سيستم ايمني

قوي در مورد آن بيماري ها دارد مي كند . به بازسازي بافت هاي مربوط است.

اعمال متا فيزيكي:

اين چاكرا واسطه چاكراهاي ديگر است و فعاليت هاي آن ها را به حالت توازن در مي آورد.

اگر اين چاكرا از حالت تعادل خارج شود ، به احتمال زياد چا كرا هاي ديگر نيز نا متعادل مي شوند.

بامر حله اي از هشياري كه احساس همدردي و توانايي شفا دهندگي فطري را بيدار مي كند، ارتباط دارد.

اگر با رنگ منا سب تحريك شود ، نوعي توانايي را شكو فا مي كند كه از طريق آن مي توان قدرت گياهان

و حيوانات و انسان ها را همراه با آگاهي از عواطف و احساسات و منش واقعي شان درك كند.

چاكراي گلو : آبي

اگر خيلي كم كار باشد از رنگ آبي و اگر بيش از حد پر كار باشد از رنگ نارنجي و به دنيال آن كمي آبي استفاده مي شود.

اعمال فيزيكي:

چاكراي گلو به عملكرد گلو ، مري ، دهان ، دندان ، غدد تيروييد و پارا تيرو ييد مربوط است.

به شدت بر دستگاه تنفس، دستگاه صوتي و عمل نايژه ها تاثير مي گذارد.

اعمال متا فيزيكي :

اين چاكرا به كار كرد نيمكره راست مغز و خلاقيت هاي ذهني مربوط است. با رنگ ، تحريك مي شود

و توانايي الهامات غيبي را بيدار و كمك مان مي كند به نعمت هاي بيشتر دست يابيم. همچنين تحريك اين

چاكرا باعث تقويت قدرت فكر و برقراري تله پاتي با ديگران و دستيابي به هشياري بالاتر مي شود كه
موجب بصيرت در قوانين و پديده هاي طبيعي است.

چاكراي پيشاني : نيلي

اگر خيلي كم كار باشد ، از رنگ نيلي و اگر بيش از حد پر كار باشد ، از نارنجي كمرنگ يا هلويي
و به دنبال آن از كمي نيلي استفاده مي شود.

اعمال فيزيكي :

چاكراي پيشاني بر اعمال غده هيپو فيز ، تمام غده هاي درون ريز و سيناپس هاي مغز

تاثير مي گذارد و به سيستم ايمني بدن هم مربوط است. در تعادل اعمال نيمكره هاي مغز

نقشي اساسي دارد. اين چاكرا عموما” مربوط به سينوس ها ، چشم ها ، گوش ها و صورت
است.

اعمال متا فيزيكي :

اين چاكرا بر تمام جنبه هاي مونث انرژي هاي بدن تاثير مي گذارد و به روشن بيني بالا ،

ضمير نيمه هوشيار كه قدرت درك مستقيم را كنترل مي كند ، تصور خلاق و قدرت تجسم
مربوط است.

 

 

 

 

 

 

چاكرا ها و ارتباطها ، همراه با رنگ هاي مورد نظر.گفتاردرمانی جامع انلاین فرذیس کرج +

در اين مقاله در باره چاكراها و ارتباط آن ها با تندرستي بحث مي شود ، و بدنبال آن به روش بررسي

چاكراها مي پردازيم تا رنگ درماني مربوط به هر يك مشخص شود. اكنون روش ساده رنگ در ماني
چاكرايي را توضيح مي دهيم.

چاكراي ريشه : قرمز

اگر خيلي كم كار باشد از رنگ قرمز استفاده مي شود و اگر پر كار باشد ، از رنگ سبز و به دنبال آن كمي قرمز استفاده مي شود.

اعمال فيزيكي :

اين چاكران در ناحيه دنبالچه در انتهاي ستون فقرات قرار دارد و با سيستم گردش خون و سيستم تناسلي

وبخش تحتاني بدن در ارتباط است. اصلي ترين مركز نيروي حيات ماست و بر بيضه ها ، تخمئان ها ، ساق پا و لگن خاصره تاثير مي گذارد.

اعمال متا فيزيكي :

اين مركز به مرحله هشياري كه انرژي هاي مربوط به حيات را كنترل مي كند ، مربوط است. اگر به طور

مناسب و بجا تحريك شود ، آگاهي هاي مربوط به زندگي هاي گذشته را بيدار مي كند و ترس ها را التيام
مي بخشد.

چاكراي خارجي : نارنجي

اگر خيلي كم كار باشد از رنگ نارنجي و اگر بيش از حد پر كار باشد از رنگ آبي و به دنبال آن كمي نارنجي استفاده مي شود.

اعمال فيزيكي:

اين مركز اساسا” به اعمال غده هاي فوق كليوي مربوط است. همچنين تا ثيري بسزا بر دستگاه تناسلي و

سيستم ما هيچه اي دارد. بر سيستم دفاعي بدن و فعاليت هاي طحال و مثانه و كليه و لوزالمعده هم تا ثير مي گذارد

مركز
اصلي سم زدايي بدن است.

چاكراي خورشيدي : زرد

اگر خيلي كم كار باشد از رنگ زرد و اگر بيش از حد پر كار باشد از رنگ بنفش يا ارغواني همراه با مقداركمي زرد استفاده مي شود.

اعمال فيزيكي :

اين چاكراها به ناحيه خورشيدي بدن مربوط است كه شامل دستگاه جهاز هاضمه ، غده هاي فوق كليوي ،

معده ، كبد و كيسه صفراست. اين چاكرا به جذب و هضم مواد غذايي كمك مي كند و در عين حال به

عملكردنيمكره چپ مغز هم مربوط است. بسيار ي از معلوليت ها ، اولسر ، ناراحتي هاي روده اي و

بيماري هاي روان تني با كار كردن در مورد اين چاكرا تسكين مي يابد.

اعمال متا فيزيكي:

اين مركز با هوشياري ارتباط دارد، يعني ما را به روشن بيني مي رساند و توانايي درك احساسات

ديگران را ممكن مي سازد. اين چاكرا مركز همدلي و تا ثيرات رواني عمومي است . وقتي تحريك شود ،

خلاقيت و استعداد و قابليت هاي روحي و رواني انسان شكوفا مي شود و كمك مان مي كند خود را با

عوامل محيطي همآهنگ كنيم.

چاكراي قلب : سبز

اگر خيلي كم كار باشد ، از رنگ سبز استفاده مي شود و اگر بيش از حد پر كار باشد ، از رنگ سبز
و به دنبال آن صورتي يا قرمز روشن.

اعمال فيزيكي:

اين چاكرا بر عملكرد غده تيموس و كل سيستم ايمني بدن مي گذارد. به قلب و سر خرگ هاي ششي و

سيستم گردش خون مربوط است. تا ثيري بسزا بر بيماري هاي دوران كودكي و پرورش سيستم ايمني

قوي در مورد آن بيماري ها دارد مي كند . به بازسازي بافت هاي مربوط است.

اعمال متا فيزيكي:

اين چاكرا واسطه چاكراهاي ديگر است و فعاليت هاي آن ها را به حالت توازن در مي آورد.

اگر اين چاكرا از حالت تعادل خارج شود ، به احتمال زياد چا كرا هاي ديگر نيز نا متعادل مي شوند. با

مر حله اي از هشياري كه احساس همدردي و توانايي شفا دهندگي فطري را بيدار مي كند، ارتباط دارد.

اگر با رنگ منا سب تحريك شود ، نوعي توانايي را شكو فا مي كند كه از طريق آن مي توان قدرت گياهان

و حيوانات و انسان ها را همراه با آگاهي از عواطف و احساسات و منش واقعي شان درك كند.

چاكراي گلو : آبي

اگر خيلي كم كار باشد از رنگ آبي و اگر بيش از حد پر كار باشد از رنگ نارنجي و به دنيال آن كمي آبي استفاده مي شود.

اعمال فيزيكي:

چاكراي گلو به عملكرد گلو ، مري ، دهان ، دندان ، غدد تيروييد و پارا تيرو ييد مربوط است.به

شدت بر دستگاه تنفس، دستگاه صوتي و عمل نايژه ها تاثير مي گذارد.

اعمال متا فيزيكي :

اين چاكرا به كار كرد نيمكره راست مغز و خلاقيت هاي ذهني مربوط است. با رنگ ، تحريك مي شود

و توانايي الهامات غيبي را بيدار و كمك مان مي كند به نعمت هاي بيشتر دست يابيم. همچنين تحريك اين

چاكرا باعث تقويت قدرت فكر و برقراري تله پاتي با ديگران و دستيابي به هشياري بالاتر مي شود كه

موجب بصيرت در قوانين و پديده هاي طبيعي است…

دانش یا شبه‌دانش خط‌ شناسی – بررسی دست‌خط +گفتاردرمانی جامع انلاین فرذیس کرج + نویسنده بزرگ

          

بارها شنیده بودم که از روی دست‌خط می‌توان پی به شخصیت افراد برد و اصولا این کار برای خود دانشی است و تخصصی می‌طلبد.

به این دانش اصطلاحا Graphology گفته می‌شود. در ایتالیا، بوینس آیرس و بارسلونا مراکزی برای آموزش تحیل خط وجود دارد.

«نخستین کتاب درباره این موضوع در سال ۱۶۲۲ توسط یک پزشک ایتالیایی در شهر کاپری نوشته شد. به دنبال این کتاب، مقالات دیگری نیز تا سال ۱۸۰۰ در این باره در ایتالیا، فرانسه و سوئیس منتشر شد. در سال ۱۸۲۳، یک نفر انگلیسی به نام استفن کولِت کتابی در رابطه با تحلیل دستخط منتشر نمود.
خط‌شناسی مدرن از زمان ژان‌میشون آغاز شد و نام «خط‌شناسی» را نیز همین شخص به کار برد. او دستخط‌ها و نویسندگان متعددی را به طور سیستماتیک مورد مطالعه قرار داد و مقالات متعددی در سال ۱۸۷۲ منتشر ساخت. میشون سیستمی برای مرتبط ساختن عناصر خاصی در دستخط به ویژگی‌های خاص شخصیتی به وجود آورد.» آلفرد بینه، روانشناسی مشهور فرانسوی و کسی که اولین آزمون برآورد هوش را ابداع کرد، در بین سال‌های ۱۸۹۳ تا ۱۹۰۷ تحقیقاتی در مورد تحلیل خط انجام داد و این دانش را «علم آینده» ارزیابی کرد.

02-08-2012-09-27-12-AM

«در سال ۱۸۹۵، ویلهلم لانگر بروخ در آلمان به انتشار مجله خط‌شناسی پرداخت. در سال ۱۸۹۷ هانس بوسس مجله دیگری را منتشر کرد و انجمنی را برای پژوهش‌های خط‌شناسی تشکیل داد.
یکی از کسانی که با مجله او همکاری می‌کرد، دکتر لودویگ کلاگز، فیلسوف آلمانی، بود که دستاوردهایش در پژوهش‌های خط‌شناسی مشهور است. او یک سیستم تحلیل بر پایه استانداردهای دستخط به وجود آورد. فرض او بر این بود که دستخط، همانند حرکات سر و دست، طرز راه رفتن و اشارات صورت، یک حرکت معنی‌دار است. او به معیاری برای حالت طبیعی و عادی در شخصیت انسان‌ها دست یافت که نامش را «ریتم» گذاشت. امّا این سیستم قادر به تشخیص بین درجات مختلف ریتم‌ها نبود و ارزیابیش تنها به قضاوت‌های ذهنی بستگی داشت.
ماکس پولِور، خط‌شناس سوئیسی، تحت تأثیر کارهای کلاگز قرار گرفت و پژوهش‌های او را ادامه داد. او سبک و شیوه دستخط‌ها را مورد مطالعه قرار داد و آن‌ها را با توجه به نظریه روانکاوی مورد تفسیر قرار داد. جون داونی، روان‌شناس آمریکایی، نیز آزمایش‌هایی بر پایه نظریه ریتم کلاگز انجام داده است.

02-08-2012-09-22-56-AM 02-08-2012-09-22-56-AM.jpg2

در سال ۱۹۴۰ برخی خط‌شناسان به یادگیری روان‌شناسی پرداختند. اتحاد خط‌شناسان و روان‌شناسان از نظر پژوهشی مفید بود و کاربردهای کلینیکی خط‌شناسی توسعه یافت. در همین سال، الکساندر لوریا، روان‌شناس روس، استفاده از دستخط برای تعیین محل آسیب‌های مغزی را مورد مطالعه قرار داد.
دستخط شامل عناصر قابل ارزیابی مانند شیب و اندازه، شکل حروف و چپ دست و راست دست بودن است. در سال ۱۹۴۲، جوزف زوبین، روان‌شناس آمریکایی، و لوینستون، خط‌شناس آلمانی، سعی کردند که معیارهای عینی قابل اندازه‌گیری و متداول در دستخط‌ها را به دست آورند. آن‌ها از یک سیستم اندازه‌گیری بر پایه درجات ریتم در حرکت عضلات نویسنده استفاده کردند. این روش، مدرکی آماری برای متمایز کردن شخصیت‌های عادی و غیرعادی به وجود آورد امّا هیچگونه رابطه‌ای را بین دستخط و ویژگی‌های شخصیتی نشان نداد.»

02-08-2012-09-21-36-AM.jpg102-08-2012-09-21-36-AM.jpg2

بسیار جذاب است که نوشته‌ای از کسی داشته باشیم و با استفاده از آن پی به شخصیت، احساسات، خودآگاهی، هوش، سازگاری اجتماعی، استعداد وخلاقیت او ببریم، اما باید توجه داشت که تحقیقات علمی، اعتبار این دانش را زیر سؤال برده‌اند، در جریان چند پژوهش نتایج حاصل از تحلیل خط با نتایج آزمون‌های استاندارد تعیین شخصیت، مقایسه شده‌اند و محققان به این نتیجه رسیده‌اند که خط‌شناسی در تعیین شخصیت، از جایگاه علمی برخوردار نیست و نمی‌توامد ملاکی برای استخدام اشخاص باشد.

با این همه استدلال‌ها و دلایلی که خط‌شناسان در تحلیل دست‌نوشته‌ها می‌آورند، جذاب است.

از لحاظ پزشکی که دست‌نوشته‌های بیماران در بعضی از بیماری‌های سیستم عصبی تغییر می‌کند، مثلا در بیماری پارکینسون، بیماران تمایل پیدا می‌کنند که کوچک‌تر بنویسند، به این حالت Micrographia گفته می‌شود. در بیماری هانتینگتون هم در مراحل اولیه بیماری دست‌خط بیماران بدتر می‌شود، از دیگر بیماری‌هایی که روی دست‌خط تأثیر می‌گذارند می‌توان به بیماری آلزایمر، اختلال وسواسی جبری، روان‌گسیختگی (شیزوفرنی)، آرتریت (التهاب مفاصل)، سوء استفاده الکل و مواد مخدر اشاره کرد.

02-08-2012-09-13-56-AM

در تصویر بالا دست‌خط یک بیمار پارکینسونی را می‌بینید که در آن لرزش دست هم مشخص است.

همه موارد پزشکی که در بالا برشمردم، بدیهی به نظر می‌رسند، چرا که هر بیماری‌ای که روی سیستم عصبی و وضعیت روانی فرد تأثیر بگذارد، مسلما در فعالیت حرکتی دست و در نتیجه دست‌خط مؤثر است، اما در این میان چند سال پیش محققی به نام کریستینا استرانگ پیدا شد و با بررسی ۱۰۰ فرد ۶۰ سال به بالا، که جمعی از آنها بیماری قلبی نداشتند و دسته‌ای سالم بودند، ادعا کرد که می‌تواند شواهد بیماری قلبی را در دست‌خط افراد هم تشخیص بدهد، او ادعا کرد که وقفه‌های بین نوشتن، حروف O ، a یا e بدشکل و نقطه‌هایی که بین جملات به طرز خاصی گذاشته می‌شوند و نشان از آن دارند که نویسنده برای استراحت وسط قلم را گرفته و با تکیه دادن دست بر قلم استراحت کرده، آشکارکننده بیماری قلبی نویسنده هستند. البته خیلی‌ها در اعتبار این تحقیق، شک و تردید دارند. (+)

البته توجه داشته باشید که شاخه متفاوتی از خط‌شناسی هم وجود دارد که کارش تنها ارزیابی اصالت خطوط و اثبات قانونی نوشته شدن یک نوشته توسط یک شخص خاص است و کارکرد این نوع خط‌شناسی با چیزی که در این پست در پی آن هستیم تفاوت دارد.


در این پست دست‌خط تعدادی از نویسندگان مشهور را با هم مرور می‌کنیم تا ببینیم چگونه می‌شد از روی دست‌خط، شخصیت افراد را حدس زد.

۱- اِمیلی دیکینسون، شاعره آمریکایی، در سال ۱۸۳۰ میلادی در ایالت ماساچوست متولد شد. او از بزرگ‌ترین شاعران قرن نوزدهم آمریکا است.  وی در مدت تحصیل پُرانرژی و زودجوش بود اما بعد از ترکِ تحصیل انزوا گزید. اِمیلی دیکینسون بعد از جنگ داخلی آمریکا منزوی‌تر شد. برای همیشه لباس سفید پوشید، افراد کمی را پذیرفت و با دوستانِ معدودی نامه‌نگاری کرد. در حقیقت او بیشتر اوقات در اتاقش بود و می‌نوشت.

از اِمیلی دیکینسون در مدت زندگی‌اش تنها شش یا هفت شعر به چاپ رسید. بعد از مرگش معلوم شد که بیش از هفده هزار شعر سروده است.

تحقیقات زیادی درباره اینکه چرا اِمیلی دیکینسون به انزوا پناه برد و در مورد احساسات و تجربیات‌اش از زندگی صورت گرفته است. شاید بهترین فرضیه این باشد که او نمی‌توانست بدون اینکه از دنیا فاصله بگیرد و در موردش فکر کند، چیزی بنویسد. (+)

حالا با هم به دست‌خط شعر «شب‌های سرکش» او نگاه می‌کنیم:

Emily-Dickinson’s-manuscript-of-“Wild-Nights”

ترجمه شعر:

شب‌های سرکش! شب‌های وحشی!
اگر با تو باشم
این شب‌های جنون‌آمیز
تشریفاتی بیش نخواهند بود
بیهوده است-وزش بادها-
به قلبی که در بندر لنگر انداخته،
به قلبی که دیگر نیازمند قطب‌نما و
نقشه نیست.
در بهشت پارو می زنم!
آه! اما ای دریای من!
می‌شد امشب
در کنار تو پهلو بگیرم!

آیا در دست‌خط دیکینسون، نشانی از شخصیت او پیدا می‌شود؟

شیب نوشته‌ها به سمت راست، نشانی از احساساتی بودن و تمایل این شاعر به حرف زدن دارد، ردیف بودن کلمات به دنبال هم بدون اینکه فاصله‌ای بین آنها باشد، یا علایم دستوری آنها را از هم جدا کند، نشانه شخصی است که بر خود کنترل دارد و بر هدف تمرکز دارد، در عین حال درشت نوشتن او نشاندهنده نیاز او به توجه است و آنچه بر احساساتی بودن و اشتیاق او دلالت می‌کند، نوشتن حلقه‌ها و خمیدگی حروف به صورت بزرگ است.

۲- خورخه لوئیس بورخس: این نویسنده که نیازی به معرفی ندارد، همان طور که می‌بینید بورخس در هنگام نوشتن، ادامه بالایی و پایینی حروف را به صورت کاملا قائم و عمود می‌نوشت، خط‌شناسان در تحلیل خط او گفته‌اند که همین حالت، دلالت بر خوداتکایی و مستقل بودن او دارد.

Jorge-Luis-Borges’-notebook

دست‌خط بورخش نسبتا ریز است که نشانه هوشمند بودن و افتاده بودن و توانایی او در تمرکز دارد.
یک چیز شاخص دیگر در دست‌نوشته‌های بورخس، یکی نوشتن ادامه پایینی حروفی مثل g با حالتی ساده، شبیه چوب بازی است، که نشان از ان دارد که او می‌خواسته صرفا کارش را به صورت ساده به اتمام برساند.
چیزی آشکار دیگر در نوشته‌های بورخس، فشار زیاد او بر روی صفحه کاغذ است که می‌تواند حکایت از درونگرایی او داشته باشد.

۳- ارنست همینگوی: همینگوی بین خطوط نوشته‌هایش فاصله زیادی می‌گذاشت که حاکی از روشنفکری او و توانایی او در انجام صحیح کارها دارد. او مثل بورخس حلقه‌های پایینی حروف را ساده می‌نوشت که همان طور که گفتیم نشانه این است که همینگوی می‌خواست به سادگی کارش را انجام بدهد.

Ernest-Hemingway’s-manuscript-for-“The-Battler”

۴- چاک پالانیک در سال ۱۹۶۲ در واشنگتن متولد شده است. این نویسنده ۴۶ ساله تا امروز ۱۱ کتاب داستانی و سه اثر غیرداستانی منتشر کرده است. «باشگاه مشت‌زنی» او تا اوایل سال ۹۸ در رده‌ی برترین کتاب‌های کتابخانه‌های ایالت متحده‌ امریکا باقی ماند و کمی بعد، وقتی «دیوید فینچر» فیلمی براساس این داستان ساخت، دوباره این کتاب به لیست پرفروش‌ترین‌های آمازون راه یافت. دیوید فینچر فیلم «باشگاه مشت‌زنی» را با حضور چهره‌هایی همچون «برد پیت» و «ادوارد نورتن» ساخت، بااین‌حال پایان فیلم و رمان چندان شباهتی به یکدیگر ندارد و کارگردان و نویسنده هر یک راه خود را رفته‌اند. این کتاب به تازگی به فارسی ترجمه شده است. (+)

Chuck-Palahniuk’s-notebook

تصور می‌کنم برای تفسیر دست‌خط پالانیک، نیازی به خط‌شناس بودن نباشد، ذهن آشفته او در سامان‌دهی عجیب و غریب سطور و استفاده از فضا به خوبی نمایان است.

۵- دست‌خط جین آستین، نویسنده مشهور انگلیسی و خالق «غرور و تعصب» در اینجا دیده می‌شود:

Jane-Austen’s-plan-for-a-novel

این بار شیب به سمت راست خطوط و را نشان مطیع بودن او دانسته‌اند. حلقه‌های طولانی بخش پایینی حروف حاکی از تمایلات فیزیکی قوی اوست. آستین حاشیه زیادی در سمت چپ می‌گذاشت که این را علامت علاقه زیاد او به آینده و همچنین جاه‌طلبی و درک اجتماعی بالایش دانسته‌اند.

۶- دیوید فاستر والاس ( ۱۹۶۲ – ۲۰۰۸) نویسنده رمان و داستان‌های کوتاه آمریکایی بود. دیوید فاستر والاس یکی از نویسندگان موفق نسل خودش بود که در نهایت بعد از نوشتن داستان‌های مشهوری مثل «شوخی بی پایان و چند کتاب دیگر» به زندگی خود در اتاق شخصی اش پایان داد. دیوید فاستر والاس به خاطر رمان ۱۰۷۹ صفحه ‌ای «شوخی بی پایان» که سال ۱۹۹۶ نوشت، در رسانه‌های ادبی جهان معروف شد. مجله تایم چندی پیش این رمان را در لیست صد رمان برتر زبان انگلیسی انتخاب کرد.

استفاده از کلمات و لغات دور از ذهن و قدیمی در داستان، مورد علاقه وی بود، به همین خاطر معروف است که هنگام خواندن رمان یا داستانی از والاس باید لغتنامه آکسفورد را همراه داشته باشید.

آخرین کتاب والاس «شاه رنگ پریده» نتیجه تحقیقات وی از سال ۱۹۹۷ بود که نیمه‌تمام ماند و در سال ۲۰۱۱ چاپ شد که طعم «شوخی بی پایان»ش را داشت ولی تنها شوخی آن این است که شبیه بقیه کتابهای والاس نیست.

او مثل سایر نویسنده ها آخرین کارش را بر اساس زندگی و در حقیقت پایان زندگی‌اش نوشته است و اکثر منتقدان آن را افسرده ترین کار والاس اعلام می‌کنند و حتی بعضی اعتقاد دارند تصمیم او برای خودکشی با نوشتن این کتاب شروع شده است. این کتاب که بخش عمده ای از آن نامه‌ها و دست نوشته‌هایی است که از دفتر و منزل شخصی نویسنده جمع آوری شده است از پایانی نامعلوم خبر می‌دهد که در رمان شوخی های بی پایان نیز مطالب در هیچ جایی تمام نمی‌شود. (+)

David-Foster-Wallace’s-notebook

دست‌خط او را در بالا می‌بینید، گفته می‌شود که ادامه کوتاه حروف t یا d در نوشته او نشانه عملگرا و مکانیکی بودن والاس و همچنین علاقه او به اهداف کوتاه‌مدت دارد. نوشته والاس هارمونی بیشتری دارند و اشاره به شخصی دارند که می‌تواند از جزئیات یک نمای متوازن کلی ارائه دهد.

۷- ادیت وارتون، رمان‌نویس آمریکایی، نویسنده داستان‌های کوتاه بود و طراحی هم می‌کرد. او سال ۱۹۳۷ و در ۷۵ سالگی درگذشت. علاوه بر آثار داستانی فراوان، کتاب‌هایی هم درباره بزرگانی چون «هنری جیمز» و «تئودور روزولت» نوشته که با استقبال مخاطبان مواجه شده‌اند.
از این نویسنده کتاب «ایتان فروم» به فارسی ترجمه شده است، البته ما او را بیشتر به واسطه دو اقتباس سینمایی می‌شناسیم: فیلم «عصر معصومیت» به کارگردانی مارتین اسکورسیزی و با بازی دنیلی دی لوئیس و مشیل فایفر و همچنین فیلم «خانه شادی» با کارگردانی «ترانس دیویس»

Edith-Wharton’s-manuscript-for-The-House-of-Mirth

با دقت در دست‌خط او می‌بینیم که در انتهای سطور، خطوط متمایل به پایین می‌شوند که تفسیری که از آن می‌شود خستگی، بدبینی و یا شاید فقط ناشی‌گری او در استفاده از حاشیه‌ای دفترچه‌اش باشد.
نوشتن حروف به اندازه بزرگ نشان از ضمیر سالم او دارد، وارتون حروف را از هم فاصله می‌داد که این نشانه گشاده‌دستی یا پرهیز او از نظارت و حتی خلاق بودن اوست. فشار اندک او بر صفحه کاغذ، نشانه او راهبرد منطقی او در برخورد با شرایط گوناگون است.

۸- نوبت می‌رسد به دست‌خط فرانتس کافکا: می‌بینیم که بعضی از حروف دست‌نوشته او خیلی به سمت بالا و چپ رفته‌اند که نشانه شخصیت سرد، محتاط و  خوددار اوست.
به علاوه می‌بینیم که سطور او روی یک خط صاف نیستند که نشانه  بی‌قرار بودن و دمدمی‌مزاج بودن اوست. شیوه اتصال حروف در نوشته‌های او که ایجاد طاق‌های پشت سر هم می‌کند، نشانه خلاق بودن اوست و این مسئله را تداعی می‌کند که با یک متفکر ابداع‌گر که پیش از عملی کردن فکرش، تأمل می‌کند، سر و کار داریم.

Franz-Kafka’s-manuscript-for-The-Trial

۹- دست‌خط رمان «گتسبی بزرگ» اسکات فیتز جرالد را در پایین می‌بینید:

چیز جالب درF.-Scott-Fitzgerald’s-manuscript-for-The-Great-Gatsby

دست‌خط حاشیه‌های نوشته سا، در بالای نوشته او در سمت چپ حاشیه گذاشته و در پایین، در سمت راست. حاشیه سمت چپ را همان طور که پیشتر هم اشاره کرده، می‌توان به صورت علاقه‌مند بودن به آینده، جاه طلب بودن و اجتماعی بودن تعبیر کرد، اما حاشیه سمت راست، معنی‌اش علاقه به گذشته و درونگرا بودن است. توأم بودن این دو حالت به هم می‌تواند نشانه شخصیت ترکیبی او یا درجاتی از شیزوفرنی باشد.
طولانی بودن قسمت پایینی حروف در نوشته او می‌تواند نشانه تمایل فیزیکی قوی باشد. سطرهای او در بالا کج هستند، اما در پایین کاملا افقی هستند که این تغییر شیب می‌تواند حاکی از خسته شدن او داشته باشد.

۱۰- دست‌خط جورج اورول از رمان ۱۹۸۴: همان طور که می‌بینیم اورول در طی نوشتن به سمت بالا تمایل پیدا می‌کند، که نشانه خوشبینی اوست.
او حلقه‌های g را خیلی کوچک می نویسد که که حاکی از عدم علاقه او به فعالیت فیزیکی دارد.

George-Orwell’s-manuscript-for-1984

اجزای حروف او زوایایی با هم ایجاد می‌کنند و گوشه‌دارند، این مسئله در کنار نحوه اتصال حروف، نشاندهنده ذهن تحلیلی و سختگیری و انضباط او دارد.
از دست‌خط او پیداست که با شخصی سر و کار داریم که بیشتر از یک راه حل برای مشکلاتش می‌یابد و تا حدی توانایی‌های اجرایی دارد. او از اراده‌اش برای کنترل اعمالش استفاده می‌کند.


02-08-2012-09-46-54-AM02-08-2012-09-46-17-AM.

خط‌شناسی مثل یک تست استاندارد تشخیص شخصیت یا آزمون‌های تعیین مهارت شغلی دقیق و قابل اتکا نیست، حتی در درستی بعضی از تفاسیر خدشه‌هایی می‌توان وارد کرد، اما در عین حال کنتر کسی را می‌توان پیدا کرد که باور نداشته باشد، خط یک فرد گوشه‌ای از شخصیت‌اش را می‌تواند نمایش دهد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 


چاكرا ها و ارتباطها ، همراه با رنگ هاي مورد نظر.+گفتاردرمانی جامع انلاین فرذیس کرج +

چاكرا ها و ارتباطها ، همراه با رنگ هاي مورد نظر.

1- چاكراي فرق سر: بنفش.

2- چاكراي پيشاني : نيلي.

3- چاكراي گلو: آبي.

4- چاكراي قلب : سبز.

5- چاكراي زرد : شبكه ي خورشيدي.

6- چاكراي ريشه : قرمز.

الف ) گردني : سر ، چشمها ، گوشها ، سينوس ها ،گلو و غيره .

ب) گلويي : قلب، ششها ، شكم ، كبد ، آدرنال ، پانكراس ،

پ) ديافراگم : سينه ها . كسيه صفرا . روده كوچك و غيره .

ت) كمري : روده بزرگ ، طحال ، كيسه صفرا ، پايين تنه ي پشت ،

پروستات ، اندام هاي جنسي.

ث) لگني : دنبالچه . پاها . راست روده . مقعد . اندام هاي جنسي و غيره.

چون جسم انسان سيستمي انرژيك است ، مي توانيم از اشكال مختلف كمك بگيريم تا بر اعمال انرژي

جسماني ، اثر مقابل بگذارد. شنا خت سيستم چاكاراها ، يكي از راه هاي به كارگيري رنگ به عنوان مرحله درمان است.

واژه ي ” چاكرا ” بر گرفته از زبان سانسكريت و به معناي ” چرخ ” است.

چاكراها واسطه هاي اصلي تمام انرژي هايي است كه به بدن وارد يا از آن

خارج مي شود. چاكراها واسطه تغييرات نا گهاني سيستم انرژي هستند.

هرچند چاكراها را نمي توان بخشي از كالبد فيزيكي به حساب آورد ، حوزه هاي

انرژي نا محسوس اطراف بدن را به فعاليت هاي جسما ني مرتبط مي كنند.

با اين كه عده اي ماوراءالطبيعه را موضوعي بي معنا و در حكم طلسم و جادو

مي دانند ، علم جديد نشان داده شده است در نقاطي كه بنا بر حرف هاي گذشتگان ،

محل چاكراهاست ، برون تابي الكترو مغناطيس بيشتر است .

چاكراها به بدن كمك مي كنند كه هنگام اعمال فيزيكي ، روحي ،رواني و ذهني ،

انرژي انتشار دهند. چاكراها از طريق غده هاي درون ريز و ستون فقرات به اعمال

فيزيكي بدن مربوط هستند و در تماس هاي متعدد مهره هاي ستون فقرات براي ورود

و خروج انرژي به عنوان واسطه عمل مي كنند. اين انرژي از راه سيستم عصبي و

گردش خون در سر تاسر بدن پخش ودرطول مسير ، تمام اندام ها و بافت ها و

سلول ها به طور مناسب انرژيارتعاشي در يافت مي كنند.

يكي از راه هاي موثر اعاده سلامت ، استفاده از رنگ است. تك تك چاكراها و اندام هاي

مربوط به آن و سيستم هاي بدني در برابر رنگي به خصوص واكنش نشان مي دهند .

اگردر بدن نا هماهنگي و عدم تعادل وجود داشته باشد ، مي توانيم با استفا ده از رنگ و تركيبات آن ،

تعادل را به چاكراها بر گردانيم. بنابر اين چاكراها واسطه انرژي براي بدن و سيستم جسماني

محسوب مي شوند .ارتعاشات رنگ با برون تابي نيروي الكترو مغناطيسي فعل و انفعال ايجاد

مي كند. اين ارتعاشات رنگي به ستون فقرات مي رسد و ستون فقرات فركانس هاي رنگ را از

طريق سيستم اعصاب به ساير اندام هاي بدن مي رساند و در نتيجه ، توازن و ثبات ايجاد مي شود .

اين مساله در مورد عدم توازن روحي و احساسي نيز كه باعث تشديد مشكلات جسماني است ، صدق

مي كند.

 

 

 

 

 

 

 

10 انسان پرورش یافته توسط حیوانات+گفتاردرمانی جامع انلاین فرذیس کرج +

 

کودک وحشی، به کودکی اطلاق می‌شود که از سنین بسیار پایین، دور از اجتماع انسانی زیسته است و از مراقبت و عواطف انسانی، رفتارهای اجتماعی و از همه مهم‌تر زبان بشری، چیزی نمی‌داند (یا تجربه‌ی بسیار کمی از آن‌ها دارد). بعضی از این کودکان وحشی توسط دیگران (معمولاً والدین خودشان) زندانی بوده‌اند؛ گاه، والدینی که نمی‌توانند از پس اختلالات جسمی و ذهنی کودکانشان بربیایند، آنان را به حال خود رها می‌کنند. کودکان وحشی پیش از آن که به حال خود رها شوند یا از خانه فرار کنند، ممکن است مورد سوء استفاده‌ی شدیدی قرار گرفته باشند یا آسیب‌های روانی جدی بر آن‌ها وارد آمده باشد. طبق گزارش‌ها، برخی از این کودکان، توسط حیوانات، بزرگ می‌شوند و برخی دیگر، به تنهایی در طبیعت وحشی، روزگار می‌گذرانند. بیش از صد مورد کودک وحشی گزارش شده است. ما ۱۰ تا از آن‌ها را که در زمان خود معروف شده‌اند، در اینجا می‌آوریم.

۱۰) دینا سانیچار، پسر گرگی هند

تاریخ پیدا شدن : ۱۸۶۷
سن هنگام پیدا شدن : ۶
محل : سکندرا
مدت زمان زندگی در طبیعت : ۶ سال
حیوانات : گرگ‌ها

 56439_884

 گفته می‌شد «دینا سانیچار»، یکی از پسرهایی که در پرورشگاه سکندرا زندگی می‌کرد، دچار معلولیت‌های ذهنی است. او را در سال ۱۸۶۷، هنگامی که شش سال سن داشت، از غار گرگ‌ها بیرون آوردند. چند شکارچی در جنگل‌های «بلندشهر» از دیدن پسری که روی چهار دست و پا دویده و به دنبال یک گرگ، وارد لانه‌ی گرگ‌ها شد، در شگفت ماندند. این چنین بود که دینا سانیچار پیدا شد. آن‌ها با استفاده از دود، گرگ و همراهش را بیرون آوردند و گرگ را با شلیک گلوله کشتند.

دینا، در ابتدا، عادات یک حیوان وحشی را از خود بروز می‌داد؛ او جامه‌هایش را می‌درید و از زمین غذا می‌خورد. دینا سرانجام غذای پخته را با غذای خام جایگزین ساخت اما هرگز صحبت کردن نیاموخت. ظاهراً دینا به تنباکو هم معتاد شد. وی در سال ۱۸۹۵ مُرد.

۹) کامالا و آمالا، دختران گرگی میدناپور

 

تاریخ پیدا شدن : ۱۹۲۰
سن هنگام پیدا شدن : ۸ (کامالا)، 1.5 (آمالا)
محل : میدناپور، هند
مدت زمان زندگی در طبیعت : ۸ سال ، ۱ سال
حیوانات : گرگ‌ها

 56440_331

شاید یکی از مشهورترین و بحث‌برانگیزترین ماجراهای مربوط به کودکان وحشی، ماجرای «کامالا» و «آمالا» باشد. کامالا و آمالا، دو تن از جالب‌ترین افراد، در میان کودکان وحشی هستند. این دختران گرگی، کنار هم، در لانه‌ی گرگ‌ها پیدا شدند. در آن زمان، آمالا ۱۸ ماهه بود و کامالا هشت سال داشت. با این حال، گفته می‌شد این دو خواهر نیستند، بلکه در سال‌های متفاوتی، به حال خود رها شده‌اند یا این که گرگ‌ها آن‌ها را برداشته‌اند.

در همان سال، کشیش «جوزف سینگ» ، یک مبلغ مذهبی که اداره‌ی پرورشگاهی در شمال هند را بر عهده داشت، شایعاتی شنید درباره‌ی دو موجود شبح‌مانند، که در جنگل بنگال، در نزدیکی «میدناپور»، دسته‌ای از گرگ‌ها را همراهی می‌کنند. روستاییان محلی از این ارواح می‌ترسیدند، اما بر اساس عرف منطقه، حق نداشتند به گرگ‌ها آسیبی برسانند. سینگ، که کنجکاو شده بود، بر بالای یک درخت، مخفیگاهی ساخت مشرف به لانه‌ی دسته‌ی گرگ‌ها. لانه، در واقع، یک پشته‌ی قدیمی ده پایی موریانه‌ها بود که با گذشت زمان، گود و میان‌تهی گشته بود. با بالا آمدن ماه، سینگ، گرگ‌ها را دید که یکی یکی بیرون می‌آیند. سپس، دو موجود خمیده و ترسناک ظاهر شدند. این دو موجود سرهای خویش را کمی بیرون آوردند، هوای شبانه را بو کشیدند و آن‌گاه به بیرون جهیدند. این «اشباح» بر اساس توصیفات سینگ در دفتر خاطراتش، موجوداتی بودند : «…بسیار مخوف و ترسناک…دست، پا و بدنی همچون انسان داشتند، اما سرهایشان، جسم گردی بود از چیزی که شانه‌ها و قسمت فوقانی بالاتنه‌شان را می‌پوشاند…چشم‌هایشان، درخشان و نافذ بود و شباهتی به چشم انسان‌ها نداشت…هر دوی آن‌ها روی چهار دست و پا می‌دویدند».

ظاهرا،ً در این دخترها، اثری از رفتار و افکار انسانی نبود. گویی آن‌ها ذهن یک گرگ را داشتند. هر لباسی که به تنشان پوشانده می‌شد را پاره می‌کردند، فقط گوشت خام می‌خوردند، هنگام خواب به صورت دایره‌ای و خمیده به هم می‌چسبیدند، در خواب تکان‌های ناگهانی می‌خوردند و خرناس می‌کشیدند، تنها بعد از طلوع آفتاب بیدار می‌شدند، زوزه می‌کشیدند و می‌خواستند دوباره آزاد شوند. کامالا و آمالا آن‌قدر چهار دست و پا راه رفته بودند که تاندول‌ها و مفاصلشان کوتاه شده بود، به همین دلیل قادر نبودند پاهایشان را راست نگه دارند یا حتی برای راه رفتن روی دو پا، کوششی نشان دهند. آن‌ها هرگز لبخند نزدند و علاقه‌ای به ارتباط با انسان‌ها نشان ندادند. تنها احساسی که در چهره‌شان دیده می‌شد، ترس بود. حتی حواس این دو نیز همچون حواس گرگ‌ها شده بود. به گفته‌ی سینگ، شب‌ هنگام، چشمان آنان بینایی خارق‌العاده‌ای داشت و مثل چشم گربه‌ها می‌درخشید. قدرت شنوایی آن‌ها نیز بسیار قوی بود، اما به نظر می‌رسید صدای انسان‌ها برای گوش‌هایشان غریب و غیر قابل شنیدن است.

سینگ، به عنوان مردی فقیر اما تحصیل‌کرده، تمام تلاش خود را کرد تا وظیفه‌ی خود مبنی بر بهبود حال کامالا و آمالا را به بهترین نحو ممکن انجام دهد. وی که به نظریه‌ی رشد گیاه‌وار کودکان اعتقاد داشت، این طور نتیجه گرفت که عادات گرگی کامالا و آمالا، به نحوی مانع از بروز آزادانه‌ی خصایل انسانی آن‌ها می‌شود. سینگ احساس می‌کرد وظیفه دارد ( حداقل به دلایل مذهبی ) که این این دو دختر را از روش زندگی گرگ‌وارشان جدا کند و زمینه‌ی ظهور انسانیت دفن‌شده‌ی آنان را فراهم آورد. متأسفانه، پیش از آن که کار پژوهشی وی پیشرفت کند، دختر کوچکتر، آمالا، بیمار شد و جان داد. این واقعه، برای کامالا که تازه ترسش از انسان‌های دیگر و محیط پرورشگاه ریخته بود، ضربه‌ی مهلکی محسوب می‌شد. کامالا مدت زیادی عزا گرفت و سینگ، می‌ترسید او هم جانش را از دست بدهد. اما سرانجام کامالا بهبود یافت و سینگ برنامه‌ی بهبودی بیمار را آغاز کرد.

۸) دانیل، پسر بزی آند

تاریخ پیدا شدن : ۱۹۹۰
سن هنگام پیدا شدن : ۱۲
محل : آند، پرو
مدت زمان زندگی در طبیعت : ۸ سال
حیوانات : بزها

 56441_901

پسر بزی آند در سال ۱۹۹۰ در آند، پرو پیدا شد و گفته می‌شود که هشت سال توسط بزها بزرگ شده است. وی با خوردن شیر آن‌ها و تغذیه از ریشه‌ها و دانه‌ها زنده مانده بود. دانیل در طبیعت، و با مشخصه‌های بارز زندگی وحشی بزرگ شده بود.

او روی چهار دست و پا راه می‌رفت و دست‌ها و پاهایش آن‌قدر زخم شده‌بودند که سفت شده و برایش حکم سم را پیدا کرده بودند. وی می‌توانست با بزها ارتباط برقرار کند اما نتوانست زبان بشر را یاد بگیرد.

پسر بزی آند پس از پیدا شدن، توسط تیمی از دانشگاه پزشکی «کانزاس» تحت بررسی و آزمایش قرار گرفت. نام او را «دانیل» گذاشتند.

۷) پسر-آهوی کوهی سوریه‌ای

تاریخ پیدا شدن : ۱۹۴۶
سن هنگام پیدا شدن : تقریباً ۱۰
محل : صحرای سوریه
مدت زمان زندگی در طبیعت : ۹ سال
حیوانات : آهوان کوهی

 56442_858

پسری که حدوداً ۱۰ سال سن داشت در میان گله‌ای آهوان کوهی در صحرای سوریه پیدا شد. او را به کمک یک جیپ عراقی گرفتند، چون می‌توانست با سرعت ۵۰ کیلومتر در ساعت بدود. اگرچه وی به طرز وحشتناکی لاغر بود، اما می‌گفتند بسیار سالم و تندرست است و عضلاتی پولادین دارد. این پسر را گرفتند و دست و پایش را بستند.

به گفته‌ی آرمن، پسر-آهوی کوهی سوریه‌ای در سال ۱۹۵۵ هنوز زنده بود و سعی کرده بود از وضعیت نامطلوبی که در آن زندانی شده بود، فرار کند. من احساسات شما را با بیان کارهایی که برای جلوگیری از این اقدام او انجام گرفت، جریحه‌دار نمی‌کنم.

آنچه که Magazine Life در تاریخ ۹ سپتامبر۱۹۴۶ نوشته بود، تا حد زیادی با گزارش‌های دیگر مطابقت دارد. گزارش می‌گوید یک ماه پیش، گروهی از شکارچیان، پسری پیدا کرده‌اند که وحشی و آزاد در میان گله‌ای از آهوان کوهی، در دشت سوریه می‌دویده است. گویا، وی، که در زمان پیدا شدن ۱۰ الی ۱۴ سال داشت، در کودکی به حال خود واگذاشته شده بود. بعد از پیدا شدن، او را به آسایشگاه بیماران روانی انتقال داده بودند. Sunday Express نیز گزارش مشابهی ارائه کرده، با این تفاوت که سرعت پسر را ۵۰ متر در ساعت قلمداد کرده است نه ۵۰ کیلومتر در ساعت.

۶) بلو، پسر شامپانزه‌ای نیجریه‌ای

تاریخ پیدا شدن : ۱۹۹۶
سن هنگام پیدا شدن : ۲
محل : نیجریه
مدت زمان زندگی در طبیعت : ۱ سال
حیوانات : شامپانزه‌ها
56443_291

«بلو»، پسر شامپانزه‌ای نیجریه‌ای را هنگامی که دو سال داشت، در سال ۱۹۹۶ پیدا کردند. والدینش احتمالاً وی را که دچار معلولیت جسمی و ذهنی بود، در شش ماهگی رها کرده بودند، کاری که معمولاً چادرنشینان «فولانی»، ساکنان بخش عمده‌ای از منطقه‌ی «ساحل» در غرب آفریقا، با کودکان معلولشان انجام می‌دهند و امری عادی محسوب می‌شود.

بلو که گفته می‌شود توسط شامپانزه‌ها سرپرستی و بزرگ شده بود، میان یک خانواده‌ی شامپانزه، در ۱۵۰ کیلومتری جنوب «کانو» واقع در شمال نیجریه پیدا شد. زمانی که این ماجرا، شش سال بعد در سال ۲۰۰۲ به چند خبرگزاری رسید، بلو در خانه‌ی بی‌سرپرستان Tudun Maliki Torrey در کانو ساکن شده بود.

بلو، زمانی که تازه پیدا شده بود، مثل یک شامپانزه راه می‌رفت، او از پاهایش بهره می‌گرفت اما دست‌هایش را روی زمین می‌کشید. وی شب‌ها در خوابگاه به این سو و آن سو می‌پرید، بچه‌های دیگر را آشفته می‌کرد و همه چیز را پرت می‌کرد و می‌شکست. شش سال بعد، بلو بسیار آرام‌تر شده بود، اما همچنان مثل شامپانزه‌ها به این سو و آن سو می‌پرید، صداهای شامپانزه‌وار در می‌آورد و چند بار با مشت به سرش می‌زد. بلو در سال ۲۰۰۵ از دنیا رفت.

۵) جان سبونیا، میمون-پسر اوگاندایی

تاریخ پیدا شدن : ۱۹۹۱
سن هنگام پیدا شدن : ۶
محل : اوگاندا
مدت زمان زندگی در طبیعت : ۳ سال
حیوانات : میمون‌ها

 56444_929

«جان سبونیا» در اوایل دهه‌ی ۱۹۸۰ به دنیا آمده بود. وی بعد از مشاهده‌ی قتل مادرش به دست پدر خودش، از خانه فرار کرده بود ( احتمالاً در آن زمان حدود سه سال داشته ). باور عام و پذیرفته بر این است که میمون‌های سبز آفریقایی (green African vervet monkeys) حداقل تا اندازه‌ای مراقبت از او را در جنگل بر عهده گرفته‌اند. جان، در سال ۱۹۹۱، وقتی در درختی پنهان شده بود، توسط یک زن یا دختر قبیله ( به نام میلی ) پیدا شد. «میلی» با اهالی روستا بازگشت و در این مورد، نه تنها خود جان در برابر اسیر شدن مقاومت کرد- چیزی که معمولاً اتفاق می‌افتد- بلکه خانواده‌ای که سرپرستی‌اش را بر عهده گرفته بودند نیز، با پرتاب چوب به سمت روستاییان، به دفاع از او برآمدند.

گزارشات اولیه حاکی است که تمام بدن جان با موهایی موسوم به هایپرتریکوسیس پوشیده شده بود. در مدفوع وی، کرم‌هایی به طول نیم متر وجود داشت. وقتی او را گرفتند و تمیزش کردند، معلوم شد تمام تنش پر از شکاف و خراش است و زانوهایش به دلیل چهار دست و پا راه رفتن، زخمی است. هویت جان سبولینا در همین زمان مشخص شد. میلی، جان را به «پل و مولی واسوا»، مدیران یک مؤسسه‌ی خیریه، سپرد.  جان در ابتدا نمی‌توانست حرف بزند یا گریه کند اما بعدها یاد گرفت صحبت کند. این بدان معناست که وی پیش از زندگی در طبیعت، تا حدی حرف زدن را یاد گرفته بود.

او حالا نه تنها حرف می‌زند، بلکه آواز نیز می‌خواند و همراه گروه کر کودکان «مروارید آفریقا» به سفر می‌رود. بی‌بی‌سی، مستندی از ماجرای جان ساخت به نام «گواه زنده» (Living Proof). این مستند در ۱۳ اکتبر ۱۹۹۹ به نمایش درآمد.

۴) ترایان کالدارار، پسر سگی رومانیایی

تاریخ پیدا شدن : ۲۰۰۲
سن هنگام پیدا شدن : ۷
محل : براشوف، رومانی
مدت زمان زندگی در طبیعت : ۳ سال
حیوانات : سگ‌ها

 56445_384

«ترایان کالدارار»، پسری رومانیایی بود که سه سال، دور از خانواده‌اش، یک زندگی وحشی در پیش گرفته بود. گفته می‌شود او به دلیل خشونت‌های خانوادگی، خانه‌اش را ترک کرده بود. مادرش، «لینا کالدارار»، گفت که پسرش را دوست می‌داشته، اما همسرش مرد خشنی بوده و همواره لینا را کتک می‌زده. وقتی او ترایان را گم کرد، بسیار آزرده‌خاطر شد و این امید را در خود پرورش داد که شاید خانواده‌ی دیگری، سرپرستی ترایان را بر عهده گرفته‌اند. او گفت : «وقتی فرار کردم، ارتباطم با ترایان قطع شد، با این حال، سعی کردم او را پس بگیرم. هر کاری کردم، او ( پدر ترایان ) اجازه نداد بچه‌ام را پس بگیرم. او گفت بچه مال خودش است».

اگرچه ترایان کالدارار وقتی پیدا شد، هفت ساله بود، اما جسم یک بچه‌ی سه ساله را داشت. او نمی‌توانست صحبت کند، لخت بود و در یک جعبه‌ی مقوایی پوشیده با پلی‌اتیلن زندگی می‌کرد. وی از نرمی استخوان شدیدی رنج می‌برد، زخم‌های عفونی داشت و جریان خونش احتمالاً به دلیل سرمازدگی، بسیار ضعیف بود. به اعتقاد دکترها، امکان نداشت ترایان به تنهایی زنده مانده باشد. آنان این طور نتیجه گرفتند که تعداد زیادی از سگ‌های ولگرد حومه‌ی شهر ترانسیلوانیا به او یاری رسانده‌اند. وقتی ترایان پیدا شد، جسد سگی در کنارش بود که ظاهراً وی از آن تغذیه می‌کرده.

ترایان کالدارار، بعد از آن ‌که اتومبیل یک چوپان به نام «مونالسکو یوان» از کار افتاد، پیدا شد. آقای یوان مجبور شده بود پیاده از مرتع خود بازگردد. در این زمان او کودک را پیدا کرده، به پلیس خبر داده بود. پلیس کمی بعد ترایان را گرفت. ترایان همچون یک شامپانزه راه می‌رفت و خوابیدن زیر تخت را به خوابیدن روی آن ترجیح می‌داد. به گزارش دکتر «مرسیا فلوریا»: «او را در وضعیتی حیوانی یافته بودند و حرکات او نیز حیوان‌گونه است. این شواهد نشان می‌دهند که وی در یک محیط اجتماعی رشد نیافته. وی در نبود غذا، بسیار آشفته می‌شود. در تمام مدت به دنبال غذاست. وی بعد از خوردن غذا می‌خوابد».

۳) راچام پنگینگ، دختر جنگل کامبوج

 

تاریخ پیدا شدن : ۲۰۰۷
سن هنگام پیدا شدن : ۲۹
محل : جنگل کامبوج
مدت زمان زندگی در طبیعت : ۱۹ سال
حیوانات : حیوانات مختلف

 56446_112

دختر جنگل کامبوج، زنی کامبوجی است که در ۱۳ ژانویه‌ی ۲۰۰۷، در جنگل «ایالت راتانکیری» پیدا شد. خانواده‌ای در یک روستای نزدیک به محل، ادعا کردند که این زن، دختر آن‌ها، «راچام پنگینگ» است که ۲۹ یا ۳۰ سال دارد (متولد ۱۹۷۹) و ۱۸ یا ۱۹ سال پیش ناپدید شده. ماجرای راچام، به عنوان یک کودک وحشی که سال‌های زیادی از عمر خود را در جنگل گذرانده است، پوشش خبری وسیعی داشت.

راچام، پس از آن که در ۱۳ ژانویه‌ی ۲۰۰۷، ژولیده، لخت و وحشت‌زده، در جنگل‌های انبوه ایالت راتانکیری واقع در دورترین نقطه‌ی شمال شرقی کامبوج پیدا شد، مورد توجه بین‌المللی قرار گرفت. وقتی یک روستایی متوجه شد از غذای موجود در جعبه‌ی ناهار خبری نیست، آن ناحیه را تحت نظر گرفت، چشمش به این زن افتاد و چند تن از دوستانش را برای گرفتن او گرد آورد.

پدر راچام، افسر پلیس، کسور لو لانگ، او را از روی زخمی که روی پشتش داشت شناسایی کرد. وی اظهار داشت راچام پنگینگ در سن ۸ سالگی، هنگامی که همراه خواهر شش ساله‌اش، گله‌ی گاوها را هدایت می‌کرد، ناپدید شده بود (خواهرش نیز همین‌طور). یک هفته بعد از پیدا شدن، راچام در تطبیق خود با زندگی متمدن، دچار مشکل شد. به گزارش پلیس محلی، او تنها می‌توانست سه کلمه بگوید : «پدر»، «مادر» و «شکم‌درد». یک روانشناس اسپانیایی که این دختر را دیده بود، گفت او «می‌تواند چند کلمه بگوید و با دیدن بازی‌هایی که در آن‌ها آیینه و اسباب‌بازی‌هایی به شکل حیوانات وجود دارد، لبخند می‌زند» اما راچام هرگز به زبانی که قابل درک باشد، صحبت نکرد. او هنگام گرسنگی و تشنگی، به دهانش اشاره می‌کرد و ترجیح می‌داد به جای این‌که به صورت قائم قدم بردارد، روی چهار دست و پا راه برود. خانواده‌ی راچام مجبور بودند تمام مدت مراقبش باشند تا به جنگل فرار نکند. راچام پنگینگ بارها سعی کرده بود به جنگل بازگردد. مادرش مرتب ناچار بود لباس‌های راچام را را تنش کند زیرا او می‌خواست آن‌ها را از تنش بیرون بیاورد. بر اساس اظهارات یکی خبرنگار از «گاردین»، خانواده‌ی راچام، مراقبت فراوانی از وی به عمل می‌آوردند و این زن غمگین و بی‌توجه می‌نمود، هرچند شب‌ها بی‌قرار می‌شد. در ماه مه ۲۰۱۰، راچام پگینگ به جنگل فرار کرد. علی‌رغم جست و جوها، کسی نتوانسته او را پیدا کند.

2) پسر پرنده‌ای روسی

تاریخ پیدا شدن : ۲۰۰۸
سن هنگام پیدا شدن : ۷
محل : ولگوگراد، روسیه
مدت زمان زندگی در طبیعت : ۷ سال
حیوانات : پرندگان
56447_937

در سال ۲۰۰۸، مددکاران روسی، یک «پسر پرنده‌ای» پیدا کردند، که مادرش او را در لانه‌ی پرندگان بزرگ کرده بود. این پسر تنها می‌توانست از طریق جیک جیک کردن ارتباط برقرار کند. به گفته‌ی مقامات، این بچه‌ی وانهاده‌شده را در یک آپارتمان کوچک دو اتاقه در حالی یافته بودند که با قفس‌هایی پر از پرنده، غذای پرندگان و مدفوع آنان، احاطه شده بود.

به گزارش روزنامه‌ی روسی «پراودا» پسر پرنده‌ای از زبان انسانی چیزی نمی‌فهمید و با جیک جیک کردن و تکان دادن بازوانش، ارتباط برقرار می‌کرد. فعال اجتماعی، «گالینا ولسکایا»، که در نجات کودک از خانه‌اش در «کروسکی»، ولگوگراد، شرکت داشت، اظهار کرد مادر ۳۱ ساله‌ی این پسر، با او همچون سایر حیواناتش رفتار می‌کرده و هرگز با وی سخن نمی‌گفته. خانم ولسکایا گفت: «وقتی با او حرف می‌زنیم، جیک جیک می‌کند».

مقامات روسی اعلام کردند که کودک از لحاظ جسمی آسیبی ندیده است اما از «سندروم ماگلی» رنج می‌برد و قادر به برقراری ارتباط عادی با انسان‌ها نیست. نام این سندروم، از شخصیت «کتاب جنگل» گرفته شده؛ ماگلی در این داستان، پسربچه‌ای است که توسط حیوانات وحشی بزرگ می‌شود.

پراودا این گونه نوشت: «(مادر وی) از پرندگان خانگی نگهداری می‌کرد و به پرندگان وحشی غذا می‌داد. هرگز نه پسرک را زده بود و نه بدون غذا رهایش کرده بود، اما هیچ وقت با او صحبت نکرده بود. این پرندگان بودند که با وی ارتباط برقرار کرده، زبان پرنده‌ای یادش داده‌اند. او فقط جیک‌جیک می‌کند و وقتی می‌فهمد کسی منظورش را متوجه نشده، دست‌هایش را مثل پرنده‌ها تکان می‌دهد». این مادر، بعد از آن‌ که پسرک پیدا شد، یک فرم رضایت امضا کرد. براساس این فرم، وی باید کودکش را آزاد می‌کرد تا تحت مراقبت قرار گیرد. گزارش‌ها حاکی از آن هستند که پسر پرنده‌ای موقتاً به یک آسایشگاه روانی منتقل شده بود، اما بعد از مدت کوتاهی، او را به مرکز مراقبت‌های روانپزشکی فرستاده‌ بودند.

۱) اکسانا مالایا، دختر سگی اوکراینی

تاریخ پیدا شدن : ۱۹۹۱
سن هنگام پیدا شدن : ۸
محل : بلاگوشچنکا، اوکراین
مدت زمان زندگی در طبیعت : ۵ سال
حیوانات : سگ‌ها

 56448_573

«اوکسانا مالای» نه یک کودک وحشی بود، نه یک کودک محبوس، بلکه کودکی بود وانهاده، که بیشتر دوران طفولیت خود را از ۳ تا ۸ سالگی، در لانه‌ی سگ‌ها، پشت باغچه‌ی خانه‌ی خانوادگی خود در «نوایا بلاگوشچنکا»، اوکراین، گذرانده بود، هر چند، گاهی به خانه می‌آمد و والدین الکلی و اهمال‌گر خویش را ملاقات می‌کرد.

والدین دائم‌الخمر اکسانا، نمی‌توانستند از او نگهداری کنند و به همین دلیل اکسانا در سه سالگی از خانه‌اش تبعید شد. آنان در منطقه‌ای فقیرنشین زندگی می‌کردند و سگ‌های وحشی بسیاری در آن خیابان‌ها پرسه می‌زدند. اکسانا در یک کپر، که محل زندگی این سگ‌ها بود و پشت خانه‌اش قرار داشت، پناه جست. وی تحت مراقبت سگ‌ها قرار گرفت و حرکات و رفتارهای آنان را آموخت. رابطه‌ی اکسانا با سگ‌ها آن‌قدر قوی بود که وقتی مقامات برای نجاتش آمدند، در ابتدا توسط سگ‌ها رانده شدند. اعمال و صداهای او، تقلیدی از سرپرستانش بود. دختر سگی خرناس می‌کشید، پارس می‌کرد، روی چهار دست و پا راه می‌رفت، مثل یک سگ وحشی قوز می‌کرد، پیش از خوردن غذا آن را بو می‌کشید و دارای حواس بسیار قوی بینایی، شنوایی و بویایی بود. وقتی اکسانا را نجاتش دادند، او تنها کلمات «بله» و خیر» را می‌دانست.

اکسانا، بعد از پیدا شدن، کسب مهارت‌های عادی اجتماعی و عاطفی انسانی را دشوار یافت. وی، محروم از هرگونه محرک اجتماعی و فکری، تنها، از حمایت عاطفی سگ‌های همراهش برخوردار گشته بود. از آن‌جایی که اکسانا در محیط اجتماعی از زبان استفاده نکرده بود، وی در بهبود مهارت‌های زبانی با مشکل مواجه می‌شد.

اوکسانا در سال ۲۰۱۰، ۲۶ ساله است. او در محل نگهداری معلولین ذهنی نگهداری می‌شود و در مراقبت از گاوهای مزرعه‌ی کلینیک کمک می‌کند. وی گفته است وقتی کنار سگ‌هاست، از همیشه خوشحال‌تر است.

 

 

 

 

 

 

آیا می دانید؟+گفتاردرمانی جامع انلاین فرذیس کرج +

كلمه ها بر احساسها و انديشه ها تاثير مي گذارند
احساسها بر افكار و كلمه ها مؤثرند
انديشه ها بر كلمه ها و احساسها تاثير مي گذارند

بگوييم : از اينكه وقت خود را در اختيار من گذاشتيد متشكرم

نگوييم : ببخشيد كه مزاحمتان شدم

 

*******************

 

درهاوائي فقط پانزده روز در سال باران نــــــــــمي بارد

قطب شمال کمترين دماي جهان را دارد

تنها قسمت بدن که در آن خون جريان ندارد قرنيه چشم است

مار «آناکوندا» تنها نمونه افعي است که بچه مي زايد

فقط با از دست دادن يک در صد از آب بدن ، احساس تشنگي ميکنيم

دهان انسان روزانه يک ليتر بزاق توليد ميکند

 

****************************

 

آیا تا بحال به این فكر كرده اید؟

Do you know?

آیا میدانید؟

a human body can bear only upto 45 Del (unit) of pain.

بدن انسان تنها قادر است تا استانه 45 واحد درد را تحمل كند

But at the time of giving birth, a woman feels upto 57 Del of Pain.

اما در زمان زایمان یك مادر تا 57 واحد درد را تحمل میكند

This is similar to 20 bones getting fractured at a time!!!!

این مانند اینست كه 20 استخوان بدن در آن واحد شكسته شود

LOVE UR MOM…

به مادر خود عشق بورزید

God couldn’t be everywhere and therefore he made Mothers…

از آنجایی كه خداوند نمیتوانست همه باشد مادر را آفرید

THE MOST BEAUTIFUL PERSON ON THIS EARTH…
OUR BEST CRITIC …
YET OUR STRONGEST SUPPORTER…
“MOTHER”
امیدوارم همیشه سایه مادراتون رو سرتون باشه و قدرشونو بدونید…

بهشت زیر پای مادران است.

 

 

 

 

 

آیا گوگل کافی است ؟

در حالی که بسیاری عقیده دارند گوگل استاندارد فعلی را برای جستجو در وب تعیین می کند، برخی از اهالی فن اعتقاد دارند با استفاده از پیشرفت های هوش مصنوعی ابزار بهتری می توان به کار برد.
جستجو برای بسیاری از افراد مثل مصرف اکسیژن است. درک موفقیت هایی که گوگل در آنالیز مستندات وب، ابر محاسبات و تبلیغات اینترنتی کسب کرده است، بسیار ساده و در عین حال مفید است. این در حالی است که برخی از کارآفرینان عرصه هوش مصنوعی معتقدند گوگل پایان تاریخ نیست. بلکه تکنیک های آن می تواند راهی به سوی آینده را به ما نشان دهد.
کارشناسان تکنیک های هوش مصنوعی معتقدند روزی خواهد رسید که مردم می توانند طرح یک داستان یا فهرست تمام سیاستمدارانی که نظری مخالف با نظر شما در اطراف خود طی 5 سال گذشته داشته اند را جستجو کنند. تکنیک های هوش مصنوعی مثل پردازش زبان طبیعی، تشخیص اشیا و یادگیری آماری ماشین، بار دیگر ذهنیت جستجوگران وب را به آتش خواهد کشاند.
از نظر موتور جستجو، وب اساسا بدنه ای از واژگان در میلیاردها صفحه همراه با ابرلینک هایی است که آن واژگان را به هم وصل می کنند. یکی از موفقیت های بزرگ گوگل اتصال موثر آن کلمات، اندازه گیری ارتباط به وسیله ظاهر واژگان یک صفحه و تعداد ابرلینک هایی که به آن صفحه اشاره می کنند یا میزان محبوبیت آن است.

 

به عنوان یک قاعده باید گفت موتورهای جستجو کلمات را نمی فهمند، آنها تنها برای تطبیق دادن واژگان کلیدی یک صفحه، نزدیک بودن واژگان یا لینک شدن به صفحه های دیگر را بررسی می کنند.
در نتیجه موتورهای جستجو نکات زبان بشر را از دست می دهند. برای مثال گوگل برای جستجوی یک عبارت ساده مثل «کتاب های نوشته شده توسط کودکان» به دنبال صفحه هایی می گردد که کلمه های «کتاب ها» و «کودکان» را شامل می شوند و کلمات ربط را به این دلیل که در تمام صفحه ها به مقدار زیاد استفاده شده اند، در نظر نمی گیرد. البته این کلمات در برخی موارد کلا معنای عبارت را عوض می کنند. همان طور که عبارت «کتاب های نوشته شده توسط کودکان» با عبارت «کتاب هایی درباره کودکان» و «کتاب های کودکان» فرق می کند.
یکی از بزرگ ترین موانعی که سر راه ساخت هوش مصنوعی در موتور جستجو قرار دارد، این است که پیاده سازی آن در مقیاس بزرگ تقریبا غیرممکن است. برای این که نتایج کارآمدی محاسبه شود، نیازمند نیروی محاسباتی سخت افزاری و نرم افزاری بسیار است و این عمل فوق العاده گران تمام خواهد شد. ولی قانون مور هزینه ها را برای کامپیوترها، پردازنده ها و پهنای باند پایین می آورد و فرصت های زیادی را فراهم می کند. همچنین جستجو یک کسب وکار پرمنفعت است. گوگل سالانه تقریبا 6 میلیارد دلار از تبلیغاتی که به نتایج آن لینک شده اند، درآمد کسب می کند.

 

 

گرفتن نبض جستجو :

 

 

برای مثال سایت medstory تکنیک های هوش مصنوعی را برای یکی از نواحی دانش که همان بهداشت و سلامت است، به کار برده که صنعتی پر از تغییرات است و باعث می شود مردم نتوانند همیشه اطلاعات به روزی داشته باشند.
تمرکز روی یک بدنه بخصوص دانش بسیار اقتصادی تر و کارآمدتر است. روش هایی که medstory برای بیرون کشیدن دانش بیشتر از علم پزشکی برای مشتریان و پزشکان استفاده می کند، می تواند در صنایع دیگر مثل سرمایه گذاری یا سرگرمی نیز استفاده شود.
سطح تکنیک های medstory همانند گنجی از دانش است که به یکباره به کاربر داده می شود. در غیر این صورت کاربر وب برای به دست آوردن آنها باید ساعت ها یا روزها وقت صرف کند.
برای مثال بعد از جستجوی عبارت «کلسترول پایین» مجموعه ای از نتایج که به موضوعات دیگری مثل دارو، علائم و اطلاعات تغذیه تقسیم می شوند، بازگردانیده می شود. در داخل هر زیرموضوع فهرستی از موارد مربوط به کلسترول پایین یافت می شود. برای مثال در تغذیه بیشترین لینک های مرتبط با این موضوع، روغن زیتون است. اگر ماوس را روی آن ببرید صفحه ای حاوی اطلاعات روغن زیتون و فواید آن برای کلسترول بالا باز می شود! اگر به همین ترتیب جستجو کنید شاید روزها برای پیدا کردن یک مطلب مفید وقت نیاز داشته باشید!

 

طبیق عکس :

تصور کنید عکسی از یک مبل راحتی را آپلود می کنید و از موتور جستجو می خواهید یکی شبیه به آن را پیدا کند. این ابزار ممکن است هم مبل های شبیه را برای شما نمایش دهد و هم فروشگاه هایی که می توانید از آنها مبل بخرید.
در حال حاضر بیشتر موتورهای جستجوی تصویر به کلمات کلیدی یا توضیحات متنی که به تصویر پیوست شده اند، تکیه می کنند تا بتوانند فهرستی از نتایجی که با پرس وجو مطابقت دارند را برگردانند. اگر تصویر توضیحات کافی نداشته باشد این روش کاربرد ندارد. سایت riya که بنا به دلایلی در حال حاضر کار نمی کند، توسط هوش مصنوعی درون تصویر را نگاه می کرد تا اطلاعاتی درباره کیفیت آن استخراج کند. این سایت از یک سری الگوریتم برای محاسبه تراکم، الگوها و بافت های تصاویر استفاده می کرد و آنها را در یک نمایش ریاضی از تصویر قرار می داد که آن را امضای دیداری می نامند. هر تصویر از بیش از 6000 عدد تشکیل می شود و این موتور جستجو به وسیله هوش مصنوعی، وب را به دنبال امضاهای مشابه می گشت.

 

 

 

 

 

هوش از نوع مصنوعی !!

به نظر شما اگر روزی در بیمارستان، زمانی که از مغزتان عکسبرداری می کنند، مشخص شود که مغز شما از سیم ها و مدارات مجتمع و قطعات الکترونیکی تشکیل شده است، چه عکس العملی خواهید داشت؟
اکثرا در روزنامه ها، تلویزیون، فیلم ها و بازی های کامپیوتری به این مقوله پرداخته شده اما درست درک نشده است. آیا یک ربات می تواند همانند یک انسان فکر کند، شعر بسراید، رانندگی کند، عاشق شود و یا آیا زمانی می رسد که بتوان مغز یک ربات را با مغز یک انسان تعویض کرد؟

هوش چیست؟

برای شناخت هوش مصنوعی شایسته است تا تفاوت آن را با هوش انسانی به خوبی بدانیم. مغز انسان از میلیاردها سلول یا رشته عصبی درست شده و این سلول ها به صورت پیچیده ای به یکدیگر متصل هستند. هوش، بخش محاسباتی توانایی است در وجود یک نفر یا شی برای رسیدن به یکسری اهداف در دنیا. انواع و درجه های مختلفی از هوش در آدم ها، حیوانات و ماشین ها وجود دارد. شبیه سازی مغز انسان می تواند از طریق سخت افزار یا نرم افزار انجام گیرد. تحقیقات اولیه نشان داده شبیه سازی مغز، کاری مکانیکی و ساده است. با تمرکز و اتصال رشته های عصبی مصنوعی می توان واحد هوش مصنوعی را درست کرد.
هوش انسانی بسیار پیچیده و گسترده تر از سیستم های رایانه ای است و توانمندی های برجسته ای مانند: استدلال، رفتار، مقایسه، آفرینش و به کار بستن مفهوم ها را دارد.
هوش انسانی توان ایجاد ارتباط میان موضوع ها و قیاس و نمونه سازی های تازه را دارد. انسان همواره قانون های تازه ای می سازد و یا قانون پیشین را در موارد تازه به کار می گیرد. توانایی بشر در ایجاد مفهوم های گوناگون در دنیای پیرامون خود، از ویژگی های دیگر اوست. مفهوم های گسترده ای همچون روابط علت و معلولی، رمان و یا مفهوم های ساده تری مانند گزینش وعده های خوراک (صبحانه، ناهار و شام) را انسان ایجاد کرده است. اندیشیدن در این مفهوم ها و به کار بستن آنها، ویژه رفتار هوشمندانه انسان است.
هوش مصنوعی در پی ساخت دستگاه هایی است که بتوانند توانمندی های یاد شده (استدلال، رفتار، مقایسه و مفهوم آفرینی) را از خود بروز دهند. آنچه تاکنون ساخته شده نتوانسته است خود را به این پایه برساند.

تاریخچه

نقطه آغاز ایجاد هوش مصنوعی، اندکی بعد از جنگ جهانی دوم است. در آن زمان نوربرت واینر با توجه به مسائل سیبرنتیک، زمینه را برای پیشرفت هوش مصنوعی به وجود آورد. در سال 1956 میلادی، گروهی از دانشمندان از جمله ماروین مینسکی (از دانشگاه فنی ماساچوست)، کلودشانن (از آزمایشگاه نامدار بل) و جان مک کارتی (از دانشگاه دارت موت) همایشی در دارت موت کانادا برگزار کردند تا در این زمینه به گفت وگو بپردازند.
جان مک کارتی (jon mccarthy) (پدر هوش مصنوعی) دانشیار کرسی ریاضی دانشگاه و میزبان همایش، عنوان هوش مصنوعی را بر این نشست نهاد. از آن زمان تاکنون میان دانشمندان و خبرگان آگاه همچنان بحث در مفهوم هوش مصنوعی جریان دارد و دهه 1960 به عنوان دهه توسعه و پیشرفت تحقیقات در زمینه هوش مصنوعی شناخته می شود.
هوش مصنوعی چیست؟
هوش مصنوعی (artifical intelligent) و یا ai رشته جدیدی از علوم است که ترکیبی از علوم کامپیوتر، فیزیولوژی و فلسفه است و در اواسط قرن 20 به وجود آمده است.
ریشه ها و ایده های اصلی آن را باید در فلسفه، زبان شناسی، ریاضیات، روان شناسی، نورولوژی و فیزیولوژی جست وجو کرد و شاخه ها، فروع و کاربردهای گونه گونه و فراوان آن را در علوم رایانه، علوم مهندسی، علوم زیست شناسی و پزشکی، علوم ارتباطات و زمینه های بسیار دیگر قابل مشاهده است.
نوز تعریف دقیقی که مورد قبول همه دانشمندان این علم باشد برای هوش مصنوعی ارائه نشده است و این امر، به هیچ وجه مایه تعجب نیست چرا که مقوله مادر و اساسی تر از آن، یعنی خود هوش هم هنوز به طور همه جانبه و فراگیر تن به تعریف نداده است. در واقع، می توان نسل هایی از دانشمندان را سراغ گرفت که تمام دوران زندگی خود را صرف مطالعه و تلاش در راه یافتن جوابی به این سوال عمده کرده اند که هوش چیست؟

اما اکثر تعریف هایی که در این زمینه ارائه شده اند بر پایه یکی از 4 باور زیر قرار می گیرند:
سیستم هایی که به طور منطقی فکر می کنند
سیستم هایی که به طور منطقی عمل می کنند
سیستم هایی که مانند انسان فکر می کنند
سیستم هایی که مانند انسان عمل می کنند

شاید بتوان هوش مصنوعی را این گونه توصیف کرد: «هوش مصنوعی عبارت است از مطالعه اینکه چگونه کامپیوترها را می توان وادار به کارهایی کرد که در حال حاضر انسان ها آنها را بهتر انجام می دهند.»
تلاش در راه برخورد کردن رایانه، از توانایی های شناخت و تقلید جنبه های هوشی انسان از دهه 1950 میلادی آغاز شده است.
یک سیستم هوش مصنوعی به راستی نه مصنوعی و نه هوشمند است بلکه دستگاهی است هدف گرا که مشکل را به روش مصنوعی حل می کند این سیستم ها بر پایه دانش، تجربه و الگوهای استدلالی انسان به وجود آمده اند.
این سیستم ها فاقد عقل سلیم هستند. پس از آماده شدن نیز نمی توانند چیزی تازه بسازند و یا راه حل نوینی ابداع کنند. سیستم های هوشمند، تنها توانایی های کارشناسان را بالا می برند و هرگز نمی توانند جانشین آنها شوند.
هوش مصنوعی، تکنیکی برای خلق کردن ماشین هایی است که بدون نیاز به انسان ها، قادر به فکر کردن است. یک ماشین تنها در صورتی به عنوان یک ai شناخته می شود که از یکسری قابلیت های خاص برخوردار باشد. یکی از این قابلیت ها داشتن شناخت از وجود خود و یا sentient بودن است. این بدین معناست که ماشین از وجود خود آگاه باشد هر انسان به طور طبیعی از حضور و وجود خودآگاه است اما هنوز مدرکی دال بر sentient بودن حیوانات در دست نیست.
امروزه حتی افراد کودن هم به مراتب از ماشین هایی که طراحی شده اند پیشرفته تر و آگاه تر هستند. به هیچ رباتی نمی شود اطمینان داشت که برود و ظروف را از روی زمین جمع کند، بشوید و در جاظرفی بچیند و همه این کارها را به درستی انجام دهد. در حالیکه همان افراد کودن هم این کارها را به راحتی انجام می دهند.

مباحث هوش مصنوعی قبل از به وجود آمدن علوم الکترونیک، توسط فلاسفه و ریاضی دانانی نظیر بول (boole) که اقدام به ارائه قوانین و تئوری هایی در باب منطق کردند، مطرح شده بود و زبان های برنامه نویسی مرتبط با برنامه ریزی منطق نیز مورد استفاده قرار گرفتند، از جمله این زبان های برنامه نویسی زبان سطح بالای prolog است که در زمینه هوش مصنوعی در آمریکا و اروپا متداول هستند. prolog بیشتر توسط اروپائیان و ژاپنی ها مورد استفاده قرار می گیرد
مزایای استفاده از ربات
ربات ها علاوه بر اینکه دارای راندمان، سرعت، دقت و کیفیت بالای عملیاتی هستند، از ویژگی های زیر نیز برخوردارند.

انجام بسیاری از عملیات طاقت فرسا
به حق بیمه، حق مسکن و هزینه ایاب و ذهاب و افزایش حقوق احتیاج ندارند
تولید انبوه تجربیات
کاهش هزینه
کاهش خطر برای انسان
دائمی بودن (مانند انسان ها نمی میرند)
دارای تجربیات و آگاهی های چندین فرد خبره
افزایش قابلیت اطمینان
مانند افراد خبره خسته نمی شوند
پاسخ دهی سریع
پاسخ دهی در همه حالات (اضطراب و فشار روحی)
دسترسی به انبوهی از تجربیات
می تواند همانند یک خودآموز هوش عمل کند
سهولت انتقال آن به مکان های جغرافیایی گوناگون است
در این میان به گفته جان مک کارتی کسانی نیز هستند که می گویند ساخت هوش مصنوعی ایده بدی است:
جان سرل که یک فیلسوف است می گوید ایده هوشمند بودن یک ماشین غیربیولوژیک تناقض دارد. یک فیلسوف دیگر هیوبرت دریفوس می گوید که رسیدن به هوش مصنوعی غیرممکن است. دانشمند رایانه جوزف ویزنبام می گوید این ایده زشت، ضد انسانی و غیراخلاقی است.
شاخه های هوش مصنوعی

سه شاخه اصلی هوش مصنوعی عبارتند از:
سیستم های خبره (expert SYSTEMS)
آدمواره ها یا ربات ها (robatic machines)
پردازش زبان طبیعی (natural Language processing)
سیستم های خبره (es)
همانطور که از نامش نیز پیداست، این سیستم ها باید همانند فردی که در انجام یک کار خبره است، استنتاج را به کار گیرند تا مسئله ای را حل کنند که برای حل آن به مهارت انسانی نیاز است. سیستم های خبره کاربر را قادر به مشاوره با سیستم های کامپیوتری در مورد یک مسئله و یافتن دلایل بروز مسئله و راه حل های آن می کند. در این حالات مجموعه سخت افزار و نرم افزار تشکیل دهنده سیستم خبره، با طرح سوالات مختلف و دریافت پاسخ های کاربر و مراجعه به تجربیات قبلی و استفاده از یک روش منطقی نتیجه گیری می کند و نهایتا راه حل مناسب را ارائه می دهد. همچنین سیستم خبره قادر به شرح مراحل نتیجه گیری خود تا رسیدن به هدف و دلیل مطرح شدن یک سوال اجرایی است.

آدمواره

کلمه آدمواره (ربات) بعد از به صحنه درآمدن یک نمایش در سال 1920 میلادی در فرانسه متداول و مشهور شد. در این نمایش که اثر «کارل کپک» بود، موجودات مصنوعی شبیه انسان، وابستگی شدیدی نسبت به صاحبان خویش از خود نمایش می دادند. این موجودات مصنوعی شبیه انسان در آن نمایش، ربات نام داشتند.
پردازش زبان های طبیعی (NLP)
پردازش زبان های طبیعی، می تواند توصیه ها و بیانات را با استفاده از زبانی که شما به طور طبیعی در مکالمات روزمره به کار می برید، بفهمد و مورد پردازش قرار دهد. در پردازش زبان های طبیعی، انسان و کامپیوتر ارتباطی کاملا نزدیک با یکدیگر دارند.
کامپیوتر از لحاظ روانی در مغر انسان جای داده می شود. به طورکلی نحوه کار این شاخه از هوش مصنوعی این است که زبان های طبیعی انسان را تقلید می کند. در این میان، پیچیدگی انسان از بعد روانشناسی روی ارتباط متعامل تاثیر می گذارد.

هوش مصنوعی در بازی ها

هوش مصنوعی در بازی های کامپیوتری معمولا در نقش دشمن یا متحدان شما ظاهر می شود.
در برخی موارد طراحان بازی ترجیح می دهند تا بیشتر روی بالا بردن گرافیک بازی سرمایه گذاری کنند تاهوش مصنوعی و این موضوع باعث می شود که بازیکنان خبره به راحتی هوش مصنوعی را شکست دهند و یا در برخی موارد از آنجایی که هوش مصنوعی به کدهای اصلی بازی دسترسی دارد با تقلب بازی را برده و موجب عصبانیت کاربر می شود.

آزمایش

آزمایش برای تشخیص هوشمند بودن ربات ها:
آزمون تورینگ (turning test) نام آزمون بین المللی است که توسط آن هوشمند بودن یک ماشین مورد آزمایش قرار می گیرد.
این آزمون بعد از آلن تورینگ، نابغه ریاضی که برای اولین بار این روش را پیشنهاد کرد اینگونه نام گرفت.
فرض کنید شما در یک سمت یک دیوار (پرده یا هر مانع دیگر) هستید و به صورت تله تایپ با آن سوی دیوار ارتباط دارید و شخصی از آن سوی دیوار از این طریق با شما در تماس است.
طبیعتا یک مکالمه بین شما و شخص آن سوی دیوار می تواند صورت پذیرد. حال اگر پس از پایان این مکالمه، به شما گفته شود که آن سوی دیوار نه یک شخص بلکه (شما کاملا از هویت شخصی آن سوی دیوار بی خبرید) یک ماشین بوده که پاسخ شما را می داده، آن ماشین یک ماشین هوشمند خواهد بود، در غیر این صورت (یعنی در صورتی که شما در وسط مکالمه به مصنوعی بودن پاسخ پی ببرید) ماشین آن سوی دیوار هوشمند نیست و موفق به گذارندن تست تورینگ نشده است.
نکته جالب اینجا است که هرچند تاکنون تلاش های متعددی در جهت پیاده سازی تست تورینگ صورت گرفته مانند برنامه eliza و یا aiml (زبانی برای نوشتن برنامه هایی که قادر به chat کردن اتوماتیک باشند) اما تا حالا به جز ربات “کامپیوتر آبی” (blue computer) (همان رباتی که توانسته بود بزرگترین شطرنج باز زمان خود یعنی کاسپاروف را در بازی شطرنج شکست دهد) که متعلق به شرکت ibm بود هیچ رباتی نتوانسته این آزمون را به طور کامل به پایان برساند.
آدم های مختلفی گفته اند که چون هوش مصنوعی تا به حال به هوش هم سطح انسان نرسیده است، این کار به طورکلی غیر ممکن است. بعضی دیگر هم ناامید هستند چون شرکت هایی که در این زمینه سرمایه گذاری کردند، ورشکست شدند ولی هوش مصنوعی، همواره هدف نهایی علوم کامپیوتر بوده است و اکنون هم در خدمت توسعه علوم کامپیوتر نیز است. زبان های برنامه نویسی پیشرفته، که توسعه ابزارهای هوشمند را ممکن می کند، پایگاه های داده ای پیشرفته، موتورهای جستجو و بسیاری نرم افزارها و ماشین ها از نتایج تحقیقات هوش مصنوعی بهره می برند..